پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين آشنایی با کشورها و سازمان‌های بین‌المللی :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/Countries Fri, 07 Aug 2020 09:22:33 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Fri, 07 Aug 2020 09:22:33 GMT آشنایی با کشورها و سازمان‌های بین‌المللی 60 لایه‌های پنهان تصمیم صدام برای حمله به کویت http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93619/لایه-های-پنهان-تصمیم-صدام-حمله-کویت به گزارش پیام آفتاب و به نقل از گزارش «مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس»، سرلشکر وفیق السامرایی، مسئول اطلاعات ارتش عراق، در کتاب «ویرانی دروازه شرقی» که توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در تهران ترجمه و منتشرشده است، در خصوص چرایی تصمیم صدام به حمله به کویت نوشته‌است: صدام در شرایطی جنگ با ایران را پایان داد که بدهی‌های سنگینی بر عراق تحمیل‌شده بود. طرح‌های توسعه اقتصادی به‌صورت دردناکی متوقف یا فلج گردید. او نتوانست به هیچ‌یک از اهداف اولیه جنگ جامه عمل بپوشاند. صدام با عملیات «انفال» و تمام خشونت‌ها و مصیبت‌ها و استبدادی که به همراه داشت و با به‌کارگیری گسترده سلاح‌های شیمیایی، احساسات کردها را جریحه‌دار نمود که هیچ‌کس غیر از تسلیم‌شدگان نمی‌تواند آن را فراموش کند. نیروهای ما در طولانی‌ترین جنگ مدرن با ایران جنگیدند و سرزمین «رافدین» را حفظ کردند، اما مسئول عدم تحقّق اهداف غیرواقعی جنگ نیستند؛ شکست بزرگی که حاصل شد، شکست صدام و رؤیاها و غرور او بود. صدام کاملاً با حقایق اطراف خود آشنا بود و به دروغین بودن زرق‌وبرق‌ها پی می‌برد؛ پس آغاز یک مرحله جدید اجتناب‌ناپذیر بود: «کویت، کلید خلیج[فارس] و دروازه عراق به‌سوی دریاچه‌های بزرگ نفتی.» روز دهم مارس ۱۹۹۰، به‌اتفاق سپهبد ستاد صابر الدوری در یک مأموریت کاری به بحرین سفر نمودیم. در آنجا با وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش و مدیر سرویس اطلاعات دولت بحرین ملاقات کردیم. مدتی پیش‌ازاین نیز به دولت امارات متحده عربی سفر کرده و طی آن با شیخ محمد بن زائد فرمانده نیروی هوایی وقت این کشور و رئیس ستاد کل نیروهای مسلّح فعلی، ملاقات کردیم. پس‌ازآنکه از بحرین بازگشتیم، نتایج سفر را به اطلاع ریاست جمهوری رساندیم. منشی رئیس‌جمهور مرا به قصر ریاست جمهوری فراخواند. به‌محض رسیدنم، در زمان مقرر، به دفتر رئیس‌جمهور هدایت شدم. صدام پس‌ازآنکه پرسش‌هایی راجع به وضعیت سازمان اطلاعات نظامی به عمل آورد، گفت: «گزارش شما را راجع به دیدار از بحرین خواندم. منشی ریاست جمهوری سابقه دیدارهای قبلی‌تان از کشورهای خلیج [فارس] و ازجمله دیدار اخیرتان از امارات متحده عربی را نیز در گزارش آورده‌است ولی شما نتوانستید با کویتی‌ها هماهنگی کنید.» من اهمیت کشورهای خلیج [فارس] را در زمینه فعالیت‌های اطلاعاتی در برابر ایران و همچنین پاکستان، برای او توضیح دادم و از موضع‌گیری مقامات امارات و بحرین، ستایش به عمل آوردم. صدام با دقت و تمرکز، سرنخ صحبت‌ها را به دست گرفت و در شرایطی که به نظر می‌رسید از چیزی عصبانی شده‌است، گفت: «کشورهای خلیج [فارس] به تعهدات مالی‌شان در قبال ما عمل نکردند… ما وارد جنگی طولانی شدیم، خون دادیم و اموال زیادی صرف کردیم. نقش ایران را در منطقه محدود کردیم… ولی کشورهای خلیج [فارس] نه‌تنها نسبت به جبران خسارت‌های مالی ما اقدام نکردند، بلکه به‌اتفاق آمریکایی‌ها علیه انقلاب عراق توطئه می‌کنند. آمریکا با عربستان سعودی و امارات و کویت در زمینه توطئه علیه ما تلاش می‌کنند. برای تحت تأثیر قرار دادن برنامه‌های صنایع و پژوهش‌های علمی ما و همچنین وادار نمودنمان به کاهش حجم نیروهای مسلحمان، می‌خواهند از قیمت نفت بکاهند. در چنین شرایطی پیروزی نظامی ما بر ایران رو به ضعف می‌رود. شما باید نسبت به وجود یک ضربه هوایی یا بیشتر، از سوی اسرائیل هوشیار باشید. آن‌ها قصد دارند در چارچوب همان طرح توطئه‌ای که گفتم، برخی از اهداف مهم ما را نابود سازند. ما باید سرویس امنیتی و اطلاعاتی خود را به‌گونه‌ای بازسازی و تقویت کنیم، که به‌عنوان بازوی نیرومند ما در خارج عمل کند تا اگر مجبور شدیم، پاسخ نظامی بدهیم و آن‌ها را متزلزل نماییم. این کار را از طریق سازمان‌های اطلاعاتی انجام می‌دهیم و این مستلزم داشتن شایستگی‌های بالایی است… اختلاف پنهانی در حال حاضر در خلیج [فارس] بین عمان و امارات، امارات و عربستان و بحرین و قطر وجود دارد. خلیج [فارس]ی‌ها، کویتی‌ها را دوست ندارند و ما باید به این مسئله دامن بزنیم. کشورها با گوشه‌گیری به وجود نمی‌آیند. اگر ما مجبور شویم به کشورهای خلیج [فارس]پاسخ گسترده‌ای بدهیم، هیچ‌کس نمی‌تواند از رسیدن ما به تنگه هرمز جلوگیری کند.» سخنان صدام به پایان رسید و من به دفتر منشی رئیس‌جمهور رفتم. او از من خواست که در آنجا بنشینم تا او به نزد رئیس‌جمهور برود و مجدداً بازگردد. اندکی بعد، نزد من بازگشت و گفت: «آنچه از صدام شنیدی، نزد خودت باقی بماند.» سپس از گاوصندوقی که در کنارش قرار داشت، یک ساعت مردانه مچی خارج کرد و به‌عنوان هدیه به من داد، من از دفتر صدام خارج شدم و فکر نمی‌کردم به آنچه گفته‌است، در آینده عمل می‌کند. ما با ایران جنگیدیم و اعراب کشورهای خلیج [فارس] با اموال و روابط و بنادرشان در کنار ما ایستادند؛ غرب نیز در کنار ما ایستاد. برخی از اعراب و کشورهای غربی در زمینه دستیابی ما به صنایع گسترده شیمیایی کمک کردند. نتیجه چنین جنگی، همان بود که دیدیم. حالا اگر بخواهیم با برادران عرب و هم‌پیمانان دیروزمان بجنگیم، چه سرنوشتی پیدا خواهیم کرد؟ به‌طورقطع هیچ‌کس به کمک ما نخواهد آمد. این اندیشه‌ها در آن لحظات از ذهن من گذشت. به دنبال سخنرانی صدام در ۱۹۹۰/۴/۲ بر تشنّج اوضاع افزوده شد. وی در این سخنرانی اعلام کرد: «ما سلاح شیمیایی دوگانه در اختیار داریم.» روز ۱۹۹۰/۵/۱۰ برای بازجویی از وابسته نظامی عراق در ترکیه، یعنی سرتیپ ستاد فاضل احمد السّبتی السامرایی به ترکیه سفر کردم. سازمان اطلاعات شدیداً اعتراض کرده بود که او یکی از کارمندان این سازمان را که به‌عنوان نگهبان سفارت فعالیت می‌کرد، مورد ناسزاگویی قرار داده‌است. این نگهبان ادّعا کرده بود که السامرایی در فحاشی نسبت به او زیاده‌روی کرده و مدیر سازمان اطلاعات یعنی سبعاوی ابراهیم الحسن (نابرادری صدام) را نیز مورد ناسزاگویی خود قرار داده‌است. من هم به خاطر سبعاوی سفر کردم، نه آن نگهبان. روز ۱۹۹۰/۷/۴ برای انجام مأموریت‌های محوله به پاکستان سفر کردم و در جریان این سفر، با خبرچین‌های عراقی در کراچی و اسلام‌آباد دیدار کردم. در مدتی که در این کشور بودم، ردوبدل تهدیدها بین صدام و اسرائیل به حد خطرناکی رسید. به‌روشنی دریافتم که نگرانی‌های صدام از ضربه احتمالی و غافلگیرانه اسرائیل علیه تأسیسات اتمی و آزمایشگاهی سلاح‌های میکروبی عراق به‌شدت رو به افزایش نهاده‌است. این نگرانی‌ها به‌عنوان یک اهرم فشار شدید می‌توانست صحنه جنگ را به کویت منتقل نماید و صدام را وادارد که برای رهایی از بحران اقتصادی، به‌طرف جهنم فرار کند. جنگ تبلیغاتی صدام، بعد از اسرائیل متوجه دولت امارات متحده عربی و کویت گردید. وی این دو کشور را متهم به توطئه اقتصادی علیه عراق کرد و روز ۱۹۹۰/۷/۱۷ در سخنرانی خود این جمله معروف خود را گفت که: «زدن گردن‌ها، نه قطع روزی‌ها!» حکومت‌های قبلی عراق، کویت را جزئی از عراق اعلام کرده بودند، ولی با واکنش‌های بین‌المللی و عربی مواجه شدند؛ به‌ویژه با واکنش مصر در دوران رهبری عبدالناصر. در آن هنگام کشورهای عربی به نفع کویت وارد عمل شدند و حکومت‌های قبلی عراق درصدد عملی کردن خواسته خود برنیامدند و عراق را زیر سنگ آسیاب جنگی مدرن قرار ندادند. نیاز عراق به دو جزیره «وربه» و «بوبیان» در حدّی نبود که ارزش ماجراجویی داشته باشد. عراق می‌توانست از بندرهای «بصره»، «سیبه»، «فاو» و «ام‌القصر» استفاده کند و برای بهبود وضعیت سواحل خود، بندر بزرگی را در رأس خلیج [فارس] احداث کند. اما اینکه پا را فراتر نهاد و در اندیشه ایجاد یک قدرت دریایی بود، فاقد هرگونه مبنای منطقی یا عملی بود. ضرورتی نداشت که عراق به‌عنوان یک قدرت دریایی نیرومند مطرح باشد. ناآگاهی صدام نسبت به فلسفه تحرکات نظامی و موازنه درگیری‌ها که آمیخته با استبداد و خودکامگی و پیامدهای آن، کاهش حجم و ابعاد کمک‌های مشورتی بود، او را به‌سوی اشتباهات کشنده‌ای سوق می‌دهد؛ مثل جاه‌طلبی‌های او در زمینه کسب مقام زعامت جهان عرب و رؤیاهای خیال‌پردازانه که سرانجام او را به تجاوز به کویت وادار نمود. در لحظاتی که رهبران کشورهای عربی در کنفرانس فراگیر سران کشورهای عربی (به‌جز سوریه و لبنان) در بغداد گرد هم آمده بودند، نیروهای گارد ریاست جمهوری، خود را برای تجاوز به کویت آماده می‌کردند. بعدازظهر یکی از روزهای بسیار گرم ماه ژوئیه و درحالی‌که من در باغچه‌های اداره کل اطلاعات قدم می‌زدم، دو تن از افسران عالی‌رتبه ستاد نزد من آمدند. یکی از آن‌ها گفت که شاهد تحرکات گسترده نیروهای گارد ریاست جمهوری در جنوب بوده‌است. دیگری گفت که این تحرکات احتمالاً در قالب مانورهای آمادگی سالانه صورت می‌گیرد. من به تمایل صدام به تجاوز به کویت یقین پیدا کردم. درحالی‌که او انگیزه‌های خود را از فرماندهان نظامی، به‌استثنای تعداد اندکی از آنان پوشیده نگه‌داشته بود. بر دامنه تشنّج سیاسی و تبلیغاتی افزوده گردید و روزنامه رسمی «الثوره» چاپ عراق، سرمقاله‌های خود را به حمله علیه حکام کویت اختصاص داد. این روزنامه از مردم کویت، ازآن‌جهت که رهبران عراق تاکنون نتوانسته‌اند به خواسته‌های آن‌ها برای نجاتشان از دست خانواده حاکم بر کویت عمل کنند، پوزش طلبید. این حرف‌ها در مقالاتی ساده‌لوحانه و مسخره که به‌روشنی بیانگر اهداف و انگیزه‌های ناپاکی بود، آمده بود. نیمه‌شب ۲/۱ اوت ۱۹۹۰، نیروهای گارد ریاست جمهوری پیشروی خود را آغاز کردند و از مرزها گذشتند. ده‌ها فروند هلی‌کوپتر نیروهای ویژه گارد ریاست جمهوری را حمل می‌کردند. مأموریت آن‌ها اشغال اهداف مهم و ازجمله کاخ امیر کویت بود. هواپیماهای جنگنده کویت با ما درگیر شدند و ۲۶ فروند هلی‌کوپتر عراقی به همراه سرنشینانشان نابود شدند. پس از اشغال رادیوی کویت، بیانیه شماره یک انقلاب، توسط یک گوینده عراقی که تلاش می‌نمود لهجه کویتی را تقلید نماید، خوانده شد. پوشش انقلاب، برای توجیه یک تجاوز نظامی، یک پوشش بسیار ضعیف و حاکی از عقب‌ماندگی ذهنی طاغوت عراق بود. چه کسی می‌توانست باور کند که کشوری ثروتمند با مردمی که از ثروت‌های خود بهره‌مندند و در پناه قانون زندگی می‌کنند، تحت هر عنوانی در اندیشه پیوستن به کشوری باشند که به‌وسیله تعدادی ستمگر و یک انسان وحشی رهبری می‌شود؟! ]]> بین‌الملل Sun, 02 Aug 2020 06:01:52 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93619/لایه-های-پنهان-تصمیم-صدام-حمله-کویت ​صدام و اشغال کویت با چراغ سبز آمریکا! http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93614/صدام-اشغال-کویت-چراغ-سبز-آمریکا ۳۰ سال قبل (۱۱ اسد/مرداد ۱۳۶۹) گارد ریاست‌جمهوری عراق به دستور صدام، خاک کویت را ظرف چند ساعت‌اشغال کرد. این‌اشغال برخلاف حمله به ایران، آسان و سریع بود و طی چند ساعت پایان یافت! کشور کویت به مدت هفت ماه دراشغال عراق بود و سپس، آمریکا در راس یک ائتلاف عربی و غیر عربی، طی عملیاتی تحت نام «طوفان صحرا» (۱۹۹۱)، به نیروهای صدام در کویت و عراق حمله کرد و ارتش صدام را از کویت بیرون راند. این ماجرا که ۳۰ سال قبل اتفاق افتاده‌است، درس‌ها و نکات عبرت‌آموزی را در خود دارد که اکنون و پس از گذشت ۳۰ سال، جا دارد که یک‌بار دیگر آنها را مورد توجه قرار دهیم. اول؛ در ارتباط با علل حمله صدام به کویت، تاکنون حرف و حدیث‌های زیادی گفته شده، به عنوان مثال، اشاره شده‌است که او ۳۰ میلیارد دلار به کویت بدهکار بوده‌است. یا این‌که صدام برای بازسازی عراق به منابع مالی زیادی نیاز داشت و اگر کویت را ضمیمه عراق می‌کرد، می‌توانست ۲۰ درصد منابع نفتی جهان را در اختیار داشته باشد. اما، در مورد تحلیل‌های این چنینی، نکته‌ای وجود دارد و اتفاقاً این نکته، همه عوامل ردیف‌شده بالا را به عنوان علل موجب جنگ، زیر سؤال می‌برد؛ در همه این تحلیل‌ها، صدام به‌طور ضمنی، فردی کودن فرض می‌شود! به عبارت دیگر، مفروض همه تحلیل‌های بالا این است که او فکر می‌کرد، اگر به کویت حمله کند، آمریکا هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد! اتفاقاً بعدا مشخص شد که علت اصلی و موجب حمله به کویت، چیز دیگری بوده‌است؛ مقامات آمریکایی پیشاپیش به او چراغ سبز داده بودند؛ یکی از این افراد، خانم «آپریس گلایس» سفیر وقت آمریکا در عراق بوده‌است؛ او ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۰(۵ اسد/مرداد ۱۳۷۱) طی دیدارش با صدام، سیگنال‌های مثبتی را از جانب «جرج بوش» پدر، درخصوص حمله عراق به کویت، به دیکتاتور عراق نشان داده و او را به حمایت آمریکا مطمئن ساخته بود. خانم گلاپس در قسمتی از سخنان خود با صدام گفت: «باید اضافه کنم که بوش (پدر) فقط خواهان روابط بهتر و گسترده‌تر با عراق نیست، بلکه از شما می‌خواهد که در شکوفایی و ایجاد صلح و ثبات در خاورمیانه مشارکت داشته باشید. بوش مرد باهوشی است و هرگز علیه عراق جنگ اقتصادی راه نخواهد انداخت.» وی در قسمت دیگری از سخنان خود گفت: «اختلاف‌های مرزی کویت و عراق مشکل ما نیست و در واقع ما می‌بینیم که شما نیروهای زیادی را به سمت جنوب حرکت داده‌اید. طبیعی است که این مسئله به خودی خود به ما مربوط نمی‌شود.» سند دیگر، اطمینانی است که «دونالد رامسفلد» وزیر خارجه وقت آمریکا، در دیدارش با صدام، به او داده بود. مورد دیگر، اظهارات «جیمز بیکر» دیگر وزیر خارجه دولت جرج بوش پدر در گفت‌وگو با العربیه است؛ او اظهارات سفیر آمریکا در عراق را تأیید می‌کند، ولی مدعی می‌شود که آمریکا انتظار داشت صدام با کویت بر سر مسائل مرزی و برخی جزایر و چاه‌های نفتی درگیر شود، نه اینکه کل کویت را اشغال کند. همان‌طور که می‌بینیم، او اصل ماجرا را انکار نکرده و دربارهٔ مابقی ماجرا نیز عذر بدتر از گناه می‌آورد. در اینجا قصد نداریم به علل تمایل آمریکا به حمله صدام علیه کویت بپردازیم. دوم؛ علی‌رغم اینکه کویت در ماجرای جنگ تحمیلی هشت ساله، پرونده سیاهی نسبت به ایران داشته و حتی تا ۳۰ میلیارد دلار به صدام کمک مالی کرده بود، اما جمهوری اسلامی ایران در ماجرای بحران کویت هرگز در صدد انتقام‌گیری یا بستن مرزهای خود به روی آوارگان کویتی بر نیامد. ما هنوز از یاد نبرده‌ایم که در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱کویتی‌ها با خودروهای لوکس و گرانقیمت خود، در خیابان‌های کشورمان ظاهر شده و پس از پایان بحران نیز به کشور خود بازگشتند. کشورمان آوارگان کویتی را پذیرفت و عملاً به کشورهای عربی و دنیا نشان داد که به سیاست‌های اعلامی خود، یعنی حمایت از صلح و ثبات در منطقه و عدم تعرض به دیگر کشورها پایبند است. سوم؛ در آن زمان آمریکا به راحتی توانست کشورهای زیادی را در جنگ با عراق، با خود همراه کند. اما، این همراهی اکنون برای آمریکا به یک آرزو تبدیل شده‌است. چهارم؛ پس از نبرد سال ۱۹۹۱ علیه عراق، مشخص شد که دولت‌های مرتجع و وابسته عربی بخش قابل توجهی از هزینه‌های این جنگ، یعنی حدود ۱۰ میلیارد دلار از این هزینه، را پرداخت کرده‌اند. این دست به جیب شدن عربستان، امارات و سایر رژیم‌های عربی یکی از عوامل و مشوق‌های آمریکا در راه‌اندازی جنگ‌های بعدی (۲۰۰۱ در حمله به افغانستان و ۲۰۰۳ در حمله به عراق) بوده‌است. هر چند تا این زمان آمریکا به شیوه‌های مختلفی چون فروش سلاح، دلارهای نفتی را به کشورش عودت می‌داده‌است، اما حاتم بخشی‌های عربستان در جنگ کویت و جنگ‌های بعدی، آمریکا را وسوسه کرد که بر پایه دلارهای نفتی عربی، جنگ‌های نیابتی تروریستی (سوریه از سال ۲۰۱۱ به بعد و عراق) یا جنگ‌های جدید (مثل جنگ یمن) را آغاز کند، بدون آنکه هزینه‌ای بپردازد. پنجم؛ صدام هر چند در ماجرای کویت نافرمانی کرد، ولی به هر حال، نوکر آمریکا و غرب بوده‌است. کشورهای عربی باید از سرنوشت صدام پند گرفته و به جای وابستگی به آمریکا و غرب، رویه مستقلی را در پیش بگیرند و به توانمندی‌های مردم خودشان تکیه کنند. چون عاقبت صدام ممکن است که برای آنها نیز رقم بخورد. ششم؛ در ماجرای کویت، سازمان‌های بین‌المللی نشان دادند که نماینده آمریکا و اروپا هستند، نه همه جهان؛ زیرا در ماجرای تجاوز به ایران، این نهادهای بین‌المللی هیچ تحرکی از خود علیه متجاوز نشان نمی‌دادند. اما در ماجرای کویت، خیلی سریع و کاملاً هماهنگ علیه صدام وارد عمل شده و ایجاد یک ائتلاف علیه عراق را زمینه‌سازی کردند. ]]> بین‌الملل Sun, 02 Aug 2020 04:39:21 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93614/صدام-اشغال-کویت-چراغ-سبز-آمریکا لبنان و ساختاری سیاسی بر پایه توازن طایفه‌ای http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93133/لبنان-ساختاری-سیاسی-پایه-توازن-طایفه-ای ساختار سنّتی قدرت سیاسی در لبنان بر اساس توازن طایفه‌ای استوار است. مجموعه‌ای از طوایف گوناگون، ساختار سیاسی لبنان را شکل داده‌اند. لبنان دارای تعدد مذاهب و دارای ۱۸ گروه دینی به رسمیت شناخته شده‌است؛ یازده گروه مسیحی (مارونی، ارتدوکس، کاتولیک، ارمنی‌های ارتدوکس، ارمنی‌های کاتولیک، پروتستان‌ها، سریانی‌های ارتدوکس، سریانی‌های کاتولیک، لاتین‌ها، کلدانی‌ها و نستوری‌ها)، پنج مذهب اسلامی (شیعیان، سنّیان، دروزیان، علویان و اسماعیلیان) و یک فرقه یهودی، که جزو کم‌اهمیت‌ترین فرقه‌ها است. در این نظام، پست‌های دولتی در حکومت، خدمات عمومی، ارتش و قوّه قضائیه بر اساس وابستگی‌های طایفه‌ای و مذهبی تقسیم شده‌اند. طبق قانون اساسی لبنان، رئیس‌جمهوری از میان مارونی‌ها، نخست‌وزیر از میان سنّی‌ها و رئیس مجلس از میان شیعه‌ها و تعدادی از وزرای کابینه نیز از میان سایر فرقه‌های مهم مانند ارتدوکس‌ها و کاتولیک‌های یونانی و دروزی‌ها باید برگزیده شوند.  پارلمان لبنان  طبق اصلاحات به عمل آمده در قانون اساسی لبنان در سال ۱۹۹۹ میلادی، پارلمان لبنان ۱۲۸ عضو دارد که بر اساس سیستم «مناصفه» یا تقسیم به دو، بطور مساوی میان مسیحیان و مسلمانان تقسیم شده‌است. این تقسیم‌بندی نسبی، در درون هر یک از دو طائفه مسیحی و مسلمان نیز اجرا و برای همه ۱۸ طائفه لبنانی سهمیه‌ها به نسبت جمعیت آن طائفه در نظر گرفته شده‌است. طبق قانون اساسی، نمایندگان با رأی مستقیم مردم برای یک دوره ۴ ساله برگزیده می‌شوند. ترکیب پارلمان بر اساس هویت مذهبی و قومی است. نمایندگان، علاوه بر تعیین ریاست مجلس برای یک دوره چهارساله، وظیفه انتخاب رئیس‌جمهوری به مدت ۶ سال با دوسوم آرا و دادن رای اعتماد به نخست‌وزیر را دارند. در صورتی که دولت نسبت به تعهدات خود به مجلس عمل نکند یا خلاف منافع ملی عمل کند، مجلس می‌تواند رای عدم اعتماد به دولت بدهد. مجلس از حق پیشنهاد قانون برخوردار است. این قوانین و همچنین قوانین پیشنهادی هیئت وزیران باید به تصویب مجلس برسد. مهمترین کارکرد پارلمان لبنان را می‌توان انتخاب رئیس‌جمهوری، رای اعتماد به دولت و تصویب قوانین دانست. رأی دهندگان می‌توانند هر تعداد از اسامی را که مایلند از فهرست حزبی حذف کنند و در نهایت حتی به یک نامزد رأی دهند. نامزدی که در یک حوزه انتخابیه بتواند بیشترین تعداد آرای رأی دهندگان را در میان نامزدهای یک گروه از یک استان یا منطقه کسب کند، در انتخابات پیروز شده و چنانچه دو نامزد دارای آرای مساوی باشند، نامزد مُسن‌تر برنده خواهد بود. رئیس‌جمهوری رئیس‌جمهوری که رئیس کشور است بالاترین مقام لبنان محسوب می‌شود و دارای وظایف مهم در ساختار این کشور است. رئیس‌جمهوری، که معمولاً یک مسیحی مارونی است با دو سوم آراء برای یک دوره ۶ ساله از سوی نمایندگان مجلس انتخاب می‌شود. رئیس‌جمهوری پس از مشورت با نمایندگان مجلس و بر اساس معرفی اکثریت نصف بعلاوه یک نفر از نمایندگان مجلس، نخست‌وزیر را معرفی و مکلف به تشکیل کابینه می‌سازد. بر اساس قانون اساسی لبنان، رئیس‌جمهوری، رئیس کشور، نماد وحدت ملی است و وظیفه پاسداری و احترام به قانون اساسی و حفظ استقلال، وحدت و حاکمیت ارضی این کشور را بر عهده دارد. در ماده ۴۹ قانون اساسی لبنان دربارهٔ نحوه انتخاب ریاست جمهوری آمده‌است: رئیس‌جمهوری در دوره اول رای‌گیری بر اساس رای دو سوم نمایندگان شرکت کننده و در دوره‌های بعدی بر اساس اکثریت مطلق انتخاب می‌شود. رئیس‌جمهوری لبنان ریاست شورای عالی دفاع و فرماندهی عالی نیروهای مسلح را بر عهده دارد و نیروهای مسلح نیز زیر نظر هیئت دولت انجام وظیفه می‌کنند. رئیس‌جمهوری هر زمان که بخواهد می‌تواند ریاست نشست هیئت وزیران را بر عهده داشته باشد بدون اینکه در رای‌گیری شرکت کند. تفویض حکم نخست‌وزیری، صدور دستور تشکیل کابینه و قبول استعفای وزراء یا برکناری آنها با توافق نخست‌وزیر، صدور احکامی مبنی بر قبول کابینه یا مستعفی اعلام کردن آن و صدور عفو ویژه و صدور عفو عمومی با مجوز قانون از وظایف مهم رئیس‌جمهوری لبنان است. همچنین رئیس‌جمهوری اختیار انتشار قوانین مصوب مجلس ملی و صدور مقررات مکمل برای تضمین اجرای قوانین و نیز مذاکره و تصویب معاهدات را دارا است. بر اساس ماده ۶۵ و ۷۷ قانون اساسی لبنان، رئیس‌جمهوری می‌تواند از شورای وزیران بخواهد تا پارلمان را پیش از پایان دوره‌اش منحل کند و در صورت تصویب شورای وزیران، پارلمان منحل می‌شود و رئیس‌جمهوری دستور انحلال پارلمان را صادر خواهد کرد. دریافت استوارنامه‌های سفرا و مسئولیت بستن قراردادها با هماهنگی نخست‌وزیر و انتصاب کارکنان دولت نیز از وظایف رئیس‌جمهوری است. دولت تعیین سیاست‌های کلی در تمامی زمینه‌ها، نظارت بر اجرای قوانین، تعیین کارکنان در نهادهای رسمی و دیگر صلاحیت‌هایی را به عهده دارد که در قانون پیش‌بینی شده‌است. رئیس‌جمهوری شورای عالی دفاع و فرماندهی کل نیروهای مسلح را بر عهده دارد.   نخست‌وزیر دومین مقام مهم نخست‌وزیر، رئیس دولت و رئیس هیئت وزیران است. در انتخاب وزیران رئیس‌جمهوری و نخست‌وزیر نقش دارند. نخست‌وزیر لبنان، رئیس دولت است و به نمایندگی از آن سخن می‌گوید و مسئول اجرای سیاست‌های کلی نظام است که از سوی شورای وزیران تدوین و طراحی شده‌است. پست نخست‌وزیری در لبنان با پیشنهاد گروه اکثریت در پارلمان انتخاب و از سوی رئیس‌جمهوری مأمور تشکیل دولت جدید می‌شود. اگر چه لازم نیست نخست‌وزیر عضو مجلس ملی باشد، اما اغلب اینگونه بوده‌است. نخست‌وزیر به عنوان بالاترین مقام سیاسی مسلمان می‌تواند اختیارات قابل توجهی داشته باشد، اگر چه اختیارات ناشی از قانون اساسی برای نخست‌وزیر محدود است. نخست‌وزیر رئیس هیئت دولت است و سیاست کلی دولت را اجرا می‌کند. وی هیئت وزیران را برای تشکیل جلسه دعوت می‌کند و دستور جلسه را تنظیم می‌نماید. همچنین بر فعالیت‌های نظام اداری و مؤسسات نظارت دارد. ------ منابع: ۱: فصلنامه علمی تخصصی حقوق عمومی، سال اول، شماره اول، پاییز ۱۳۹۵، صص ۴۷ – ۶۷، «نظام حقوقی حاکم بر دادرسی شرعی در کشور لبنان»، (http://ensani.ir/fa/article/۳۸۴۳۶۵/) ۲: پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۲ دی ۱۳۹۸، «نظام سیاسی مبتنی بر تقسیم هویتی قدرت در لبنان و علت‌شناسی اعتراضات گسترده ۲۰۱۹»، (http://csr.ir/fa/news/۸۳۷/%) ۳: شبکه الکوثر، ساختار سیاسی لبنان، چهارشنبه، ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، «ساختار سیاسی لبنان»، (https://fa.alkawthartv.com/news/۸۸۶۱۸) ۴: مرکز الاستشارات و البحوث، لبنان تاریخ، جامعه و سیاست، (۱۹۷۶)، ترجمه مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، (تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، ۱۳۸۸، چاپ اول) (https://daneshjoo-k.blogsky.com/۱۳۸۹/۰۴/۰۶/post-2/) ]]> آشنایی با کشورها و سازمان‌های بین‌المللی Sun, 21 Jun 2020 11:07:48 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/93133/لبنان-ساختاری-سیاسی-پایه-توازن-طایفه-ای