پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين اسناد :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/Afghanistanology/Documents Thu, 24 Oct 2019 05:24:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Thu, 24 Oct 2019 05:24:03 GMT اسناد 60 متن کامل سخنرانی رئیس‌جمهور غنی در مراسم ارسال نخستین محمولهٔ صادراتی افغانستان از طریق بندر چابهار به هند http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/89091/متن-کامل-سخنرانی-رئیس-جمهور-غنی-مراسم-ارسال-نخستین-محموله-صادراتی-افغانستان-طریق-بندر-چابهار-هند متن کامل سخنرانی جلالتمآب محمداشرف غنی رئیس‌جمهوری اسلامی افغانستان در جریان ارسال نخستین محمولهٔ صادراتی افغانستان از طریق بندر چابهار به هندوستان در تاریخ يکشنبه ۵ حوت ۱۳۹۷ در ادامه می آید. *** نیمروزیهای عزیز، خواهران و برادران گرامی، تمام هموطنان محترم، مشاورین محترم، اعضای محترم کابینه، جناب لوی‌درستیز صاحب، اعضای پارلمان، اعضای شورای ولایتی، سفرای محترم ایران، هندوستان و ترکیه و تمام حاضرین مجلس، السلام و علیکم و رحمت‌الله برکاته! وشهال هستن که په یک دگه تاریخین کاری آتگُن و آ هم چابهار بندر اِنت امروز ما نه تنها یک پروژه را استقبال می‌کنیم، یک تغییر دیدگاه و یک تغییر روایت را تمثیل می‌کنیم و عملی می‌سازیم. چند مثال این چیست؟ امروز صبح رئیس صاحب شورای ولایتی نیمروز، گفت که دیگر حرف از نیمروز محروم نمی‌زنیم، حرف از نیمروز زَرخیز می‌زنیم. این نیمروز، نیمروز هجده سال پیش نیست، این نیمروز، نیمروز چهار سال پیش نیست و دلیل تغییرش این است که دیدگاه حکومتداری و نوع ارتباط سکتور خصوصی با دولت و نوع ارتباط دولت با همسایه‌های ما، شرکای اقتصادی منطقوی ما بهصورت بنیادی تغییر کرده و نتیجه اش را به‌صورت محسوس مردم شریف نیمروز، خواهران و برادران ما می‌بینند. نیمروز امروز از یک ولایت محروم به یک ولایت کلیدی و به یکی از مراکز ثُقل اقتصادی و فرهنگی افغانستان دوباره بدل می‌شود، بیاد داشته باشید که اولین حامی شعر دری یعقوب لیث صفاری از سیستان بود و امروز احیای مجدد پوهنتون نیمروز را من به مردم نیمروز تبریک می‌گویم. دوم، راه ابریشم برای نسل‌های گذشته یک افسانه بود، یک‌وقت ما جزء یک تمدن بودیم، شهرهای ما مثل جواهر در یک گلوبند منطقوی باهم وصل بود، امروز شاهراه ابریشم ارتباط منطقوی افسانه نیست، یک حقیقت است، افغانستان کشور محاط به خشکه نیست، قلب آسیا است، به چهارراه آسیا بدل شده‌است. بنابراین، خاصتاً از دولتهای محترم ایران و هندوستان، سفرای محترم شان تشریف دارند و از دولت محترم ترکیه که سفیر محترم شان تشریف دارد و راه لاجورد باهمکاری این‌ها ایجاد شد، ابراز تشکر می‌کنم. سومین تغییر روایت در این‌است که امروز افغانستان از یک کشور واردکننده، در حال تغییر به یک کشور صادر کننده است و سکتور خصوصی افغانستان به جناب اجمل احمدی صاحب تبریک می‌گویم که بار اول صادرات افغانستان از یک میلیارد دالر تجاوز می‌کند. و هدفی که احمدی صاحب برای یک‌سال آینده تعیین کرده، این‌است که در یک سال صادرات افغانستان انشاءالله و تعالی به دو میلیارد بدل خواهد شد و این شروع کار است، تغییر این بالای زندگی ما دوامدار و پایدار است، هرچیزی که از افغانستان صادر می‌شود، صدها قریه افغانستان را، میلیون‌ها مردم ما را با جهان وصل می‌کند، زبان وصل، زبان اقتصادی است، از این تغییر روایت ما باید استقبال کنیم و برای جهان و برای خود به یک نتیجه برسیم که افغانستان امروز، افغانستان دیروز نیست. این ملکی که همیشه از فساد اداری از خشونت و از بی‌کفایتیاش صحبت می‌شد، امروز مرکز تحرک است و اگر مثال زنده می‌خواهید، ببینید که در معیارهای بانک جهانی، اولین مقام را در اصلاحات و در بخش سکتور خصوصی افغانستان بدست آورده و این را به تمام همکارا تبریک می‌گویم. پیام دوم من به سکتور خصوصی ما است. ډیره مننه جناب الکوزی صاحب. دری اصله دی، لمړی مشارکت. الاف صاحب، الکوزی صاحب، ټول محترم د خصوصی سکتور، بی د تاسی له مشارکت نه اقتصاد په پښو نه دریږی، نو د دی لپاره باید په واضح توګه پوه شو چی وده د اقتصاد د ټول ولس مشترک هدف او مشترک ارمان ده. پیسی غلا نه دی، سرمایه غلا نه ده، سرمایه د فکر، د عمل او خاصتاً د شفافیت له لاری نه راځی او دلته باید ذهنیت تغیر وکړی. این مملکتی که یک نابغهٔ اقتصادی خود را از مملکت به تبعید مجبور کرد، عبدالمجید خان زابلی امروز باید قهرمانان سکتور خصوصی خود را مثل قهرمانان سکتور امنیتی خود تجلیل کند. همان‌طور که بالای جناب لوی صاحب و جناب‌ترین صاحب و تمام اراکین سکتور امنیتی خود افتخار می‌کنیم و می‌خواهیم که در بخش اقتصادی مثال‌های واضح داشته باشیم و از این خاطر مدال عبدالمجید خان زابلی به زودترین فرصت ضرب می‌شود و به شخصیت‌های مبتکر سکتور خصوصی ما اهداء می‌شود. دوم، همکاری است، سکتور خصوصی از همه بهتر می‌داند که نقص‌اش در کجاست و فایده‌اش در کجاست، افغان را در تجارت کسی بازی داده نمی‌تواند! ما چهارهزارسال حداقل سابقهٔ تجارت داریم، اما تجارت ما را یک مانع عمده‌اش دولت‌داری ناقص بوده، از این جهت همکاری و هماهنگی مطلق ضرورت است. سکتور خصوصی و دولت باید به یک دیدگاه مشترک بیاییم تا نتیجهٔ این، تحول جامعهٔ ما باشد، امروز دیدید چند پروژه حیاتی را افتتاح کردیم و همهٔ آن از منابع داخلی ما بود، مردم پرسان می‌کردند که منابع داخلی این از کجا آمد؟  یک، عواید افغانستان را در چهارسال، ما نود فیصد زیادتر ساختیم، دوم در تدارکات ۱۸ میلیارد افغانی صرفه‌جویی شد، جناب یاری صاحب تهداب آن را مانده و جناب هوتکی صاحب و دیگر همکارها را تبریک می‌گویم و سوم، بار اول بود که ۹۲ فیصد بودجهٔ انکشافی افغانستان به مصرف رسید، هرکدام آن عامل تعهد است.  در این‌جا فرق دولت، سکتور خصوصی و ملت نیست، همهٔ ما یک راه داریم و یک هدف واضح و آن، خودکفایی است، هیچ کشوری دنیا از کمک خارجی غنی نشده، من را خوش‌بختانه خداوند (ج) یک نام خوب داده، بیایید که کشور را غنی بسازیم! پیام سوم ام به مردم شریف نیمروز است، شاهد یک تحول بزرگ هستیم، د یو لوی بدلون شاهدان یوو، اما تنها شاهد نه یاست، تاسی برخه اخیستی ده او نیمروزیان څه خصوصیت لری؟ نن په فضل د خدای د ۳۴ ولایاتو د افغانستان په نیمروزکی ټول افغانان په ډیر خواږه توګه ژوند کوی، ټول ځان نیمروزیان بولی او زرنج چی اتلس کاله مخکی یی نفوس اته زره وو، نن څو سوو زرو نه ډیرتر دی، دا ښیی چی نیمروز د افغانستان د ملی وحدت ممثل دی. امروز هرکسی که سرمایه دارد و ابتکار دارد، از نقاط مختلف افغانستان به نیمروز می‌آید، دشتهای نمیروز پس به دوران رستم بر می‌گردند، سبز می‌شود و کندوی منطقه می‌شوند. دوم، سکتور خصوصی یک تقاضا داشته، په سر او سترګو باندی. نیمروز له هغو دوو ولایاتو څخه دی چی ټول د وچ بندر ترتیبات، ما وزارت مالیی ته امر کړی او دا به په ژرترین فرصت باندی عملی کیږی، له سکنرو او دی نه نیولی، ډاکټر صیب قیومی ترتیبات نیولی دی، نن سفر کی دی. دا به په ژر ترینه توګه آماده کیږی، اما غوښتنه می بیا هم د نیمرزو له خصوصی سکتور نه دا ده چی تاسو هم راشئ، پانګه وکړئ. هر شی خو په دولت نه کیږی، زه خو ۳۴ ولایاتو د افغانستان ته مسوول یم. نیمرزو کی می ډیره پانګونه کړی او نتایج به یی ګورئ او انشالله نیمروزیان به په دی نورو ولایاتو کی هم پانګونه کوی. سوم، یکی از تقاضای مردم نیمروز و رنج شان این است که مردم، این‌ها را ولایت درجه سوم می‌گویند. من برای‌تان گفته بودم که برای من هیچ ولایت افغانستان درجه سوم نیست، اما از خاطری که تقاضای تان عملی شود، بیگ صاحب برای‌تان هدایت است که ترتیبات ولایت نیمروز را به ولایت درجه دوم شروع کنید. و در این بخش من خاصتاً می‌خواهم که از خواهران نیمروزی ابراز امتنان کنم، در جلسه ای‌که از خاطر جرگه، برای اولین جرگه سرتاسری ملی زنان افغانستان، چند روز بعد در کابل دایر می‌شود، سهم فعال‌تان، زبان رسای‌تان و نظریات بسیار مهم تان در قسمت صلح، هم برای بانوی اول کشور و هم برای من موجب افتخار بود. زنده باد زنان نیمرزو! حالا وقت این رسیده و جناب والی صاحب تبریک می‌گویم که یک طرح سرتاسری انکشاف نیمروز تهیه و عملی شود، عناصراش موجود است، همهٔ آن باید با یک طرح منسجم ییایند که ما بتوانیم همه را جمع کنیم.  نکتهٔ چهارم ام تشکری است. اول از همتای بسیار گرامی‌ام جلالت‌مآب روحانی صاحب و جلالت‌مآب مودی صاحب از صمیم قلب تشکری می‌کنم که با یک دیدگاه مشترک در قسمت چابهار به نتیجه رسیدیم و زمینهٔ این فراهم شد که به زودترین فرصت، بازهم از یک قرارداد، یک موافقه به عمل رفتیم. نکتهٔ کلیدی در این، این بود که ۱۸سال پیش زمینهٔ آن شروع شد که ایران در قسمت سرمایه‌گذاری بالای پُل ابریشم همراه ما کمک کرد و حکومت هندوستان دراین بخش، من خاصتاً می‌خواهم از قربانی‌های انجینرهای هندوستانی و کارگران هندوستانی که سرک دلارام – زرنج را با نهایت دقت و قربانی زیاد انجام دادند از دولت هند و سفیر صاحب محترم تشکری کنم. نکاتی را که جناب بهرامی صاحب گفتند، نکات کلیدی همکاری است، مناسبات دولت با دولت، منافع مشترک و استفاده از فرصت‌های مشترک است. به‌این اساس همکاری منطقوی نقشهٔ را تغییر می‌دهد، افغانستان ۱۷سال قبل تا چهارسال پیش به حیث یک جزیرهٔ دیده می‌شد که بدون ارتباط باشد. امروز موقعیت خود را قسمی‌که بارها خدمت تان ذکر کرده بودم، کلان‌ترین سرمایهٔ ما، موقعیت ما است و موقعیت ما به‌یک فرصت بزرگ بدل می‌شود و از همکاریهای ایران و هندوستان تشکر می‌کنیم. همچنین از همکاری‌های ترکیه که در قسمت راه لاجورد همراه ما همکار شدند و من درعین حال می‌خواهم از همکاری ایالت متحدهٔ آمریکا تشکر کنم که نظریات ما را در قسمت استثنا از تحریم پذیرفتند، چون این یک اصل ارتباط منطقوی و همکاری‌است و این موجب استقبال ما است. درچهارچوب آخرین مذاکرات که همراه اتحادیهٔ اروپا داشتیم، قدم‌های بزرگ انشاءالله تعالی برداشته می‌شود که اتحادیهٔ اروپا، هم درقسمت محو فقر در افغانستان و ایجاد صلح و ثبات و هم درقسمت همکاری منطقوی و سرمایه‌گذاری بالای پروژه‌های برزگ اقتصادی منطقوی با ما کمک کند. از جناب والی صاحب نیمروز و تمام مردم نیمروز ابراز تشکر می‌کنم که این مراسم را به بهترین شکل انجام دادید. حرف‌های آخر ام در دو موضوع است: صلح و انتخابات. انتخابات فرمایش قانون اساسی است و خواست ملت افغانستان است. انتخابات ریاست‌جمهوری به وقت و زمان انشاءالله تعالی انجام می‌شود و هدایت من به تمام داویر دولتی این‌است که از هرگونه مداخلهٔ ممکنه خود داری کنند. نهادهای امنیتی و دفاعی ما حق مداخله در سیاست ندارد، باید با بی‌طرفی کامل امنیت انتخابات را بگیرند و ادارات ملکی ما زمینهٔ فعالیت مساوی را به همه کسانی‌که اشتراک می‌کنند و کاندیدان محترم فراهم بکنند که یک میدان صاف باشد. آن را که حساب پاک است، از محتسب چه باک است! که د ولس په زور یی نشو ګټلای، هغه ګټل نه ارزی او انشا الله تعالی له ولس سره یوو. انتخابات یک فرصت برای گفتمان ملی ماست. انتخابات بهترین فرصت است که این ملت بزرگ بدون ترس، بدون سانسور که به فضل خداوند وجود ندارد، راه خود را به صورت اساسی تعیین کند تا ببینیم که به کدام طرف می‌رویم. امکان این‌که آرزوهای غازی امیر امان‌الله خان و شهید داوود خان عملی شود، امروز در پیش چشم تان است. این ملت بالاخره می‌تواند بگوید که هرنوع آمادگی دارد که فصل ناتمام امیر امان‌الله خان را انجام بدهد و یک افغانستان مرفه، باثبات و افغانستان مردمسالار را که قانون اساسی در آن حاکم است، عملی کند. سوله؛ د افغانستان د ټول ولس غوښتنه ده او سوله راتلونکی ده. دی کی زه اطمینان درکوم. هلته که دوه کاله مخکی می درته ویلی وای چی سوله راتلونکی ده، خلکو به راباندی خندل، اما ومولیدل چی اوربند وشو، علمای کرام راغلل، فتوا یی راکړله. هیڅ نوع مذهبی دلیل نشته چی ووایو ولی جګړه دوام وکړی. دغه دی علمای کرام کیناستلی دی د متفقه فتوا له آمله د افغانستان له علماوو څخه زه غواړم خاصتاً مننه وکړم، ځکه علما د افغانستان د قران کریم، سیرت نبوی او ۱۳۰۰ مشترک کار د علماو په اساس باندی، چی وی ویل سوله خیر او جنګ فساد ده؛ سوله ضروری ده او دا وطن د جرګو وطن دی، په جرګی کی هر شی حل کیدای شی، نو ځکه زه غواړم چی ټول ولس د افغانستان په مشورتی لویی جرګی کی برخه واخلی. د دی اصول به داسی مطرح کیږی چی نوی نسلونو او نوی اقشارو ته هم زمینه برابره شی. په دی مانا خصوصی سکتور د افغانستان به په مشورتی لویی جرګی کی ونډه ولری. میرمنی د افغانستان، مهمه ده چی د ټولو ولایتونو د افغانستان نه په مشورتی لویی جرګی کی حاضری وی. ځوانان د افغانستان، علما او مشران، دا خو حتماً راځی، اما دا هم ضرور ده چی د شهیدانو د کورنیو، د معلولینو استازی او خاصتاً زموږ د امنیتی او دفاعی قواوو قهرمانو اتلانو، متقاعدین او استازی راشی ووایی چی دا قربانی د څه لپاره شوی؟ ضرور ده چی د دی ملت ټولی څیری، ټول روندونه یو ځای شی، دا مختلفی ویالی په یو لوی سمندر کی په یو مجهز او یوالی کی فیصله وکړی چی چیری ځو. د هغه په اساس باندی به دولت د افغانستان هغه اقدامات وکړی چی ولس یی ورنه غواړی. په ځینو برخو کی د ملت ناره دا وه چی لاړشه دا سم کړه، لاړشه دا سم کړه، و مو لیدم چی دا وو، اما دلته موږ باید له ټول ولس نه واورو او په ګډه او په اتفاق انشاالله تعالی هغه افغانستان ایجاد کړو چی ممکنه ده. من بازهم در آخر، مردم نیمروز، مردم افغانستان و همکاران بینالمللی ما را، خاصتاً ایران و هندوستان را تبریکی می‌دهم و تشکر می‌کنم. آغاز کار است! انجام کار نیست، مثلی‌که سفیر صاحب محترم هند گفتند با کوریدور هوایی یک ازدیاد قابل ملاحظه، چهل فیصد در صادرات ما شد، فعلاً که راه چابهار باز شد، همکاران سکتور خصوصی! تقاضای ما این است که از دو میلیاردی که احمدی صاحب تعیین کرده انشاءالله تعالی شما آستینها را بر بزنید که از این زیاد تر بسازید. تل دی وی افغانستان، یشه سن افغانستان، زنده باد افغانستان، پاینده باد نیمروز، ]]> اسناد Sat, 02 Mar 2019 11:41:57 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/89091/متن-کامل-سخنرانی-رئیس-جمهور-غنی-مراسم-ارسال-نخستین-محموله-صادراتی-افغانستان-طریق-بندر-چابهار-هند سخنرانی رئیس اجرائیه در هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل (میزان ۱۳۹۴) http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87013/سخنرانی-رئیس-اجرائیه-هفتادمین-نشست-مجمع-عمومی-سازمان-ملل-میزان-۱۳۹۴ سخنرانی رئیس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان در هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد (میزان ۱۳۹۴) آقای رئیس! عالی‌جنابان! خانم‌ها و آقایان! به نمایندگی از جمهوری اسلامی افغانستان خرسندم انتخاب شما به عنوان رئیس هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد را تبریک بگویم. همچنان از نقش سازندهٔ سرمنشی سازمان ملل متحد، جلالتمآب بانکی مون، در رهبری این سازمان قدردانی می‌نمایم. آقای رئیس! وضعیت جهان امروز، هفتادسال بعد از تأسیس این سازمان، در بهترین نگاه وضعیت مختلطی را به نمایش می‌گذارد. در حالی‌که میثاق سازمان ملل به اصل حفظ صلح و امنیت جهانی در مرحلهٔ بعد از جنگ جهانی دوم تأکید دارد، امروز، مجموعه‌ای از تهدیدها، اکثراً ساختهٔ بشر، جامعه انسانی را در سراسر جهان به چالش مواجه ساخته، و امنیت انسانی، حقوق اساسی و عزت، اکوسیستم، مراقبت‌های صحی، تداوم دولت‌ها، حکومت‌داری، انسجام جوامع و حتی هویت فرهنگی و دینی بشر را مورد تهدید قرارداده است. وضعیت کنونی، صلاحیت قانونی سازمان ملل، ساختار، منابع و روی‌کردهای سنتی برای رسیدگی به مشکلات جهانی را به صورت جدی به چالش می‌کشاند. این سازمان مجدانه تلاش کرده‌است تا خود را با وضعیت متغیر در حال انکشاف وفق دهد، ولی نگاهی به هفت دههٔ گذشته، نشان می‌دهد که پیشینیان ما، تلاش کرده‌اند با مجموعه‌ای از بحران‌های ناشی از جنگ، مسابقه تسلیحاتی، دشواری‌های اجتماعی و اقتصادی، رقابت‌های ایدلوژیک و جیواستراتیژیک دست و پنجه نرم نمایند؛ ولی هیچ‌گاه سازمان ملل متحد به این سرعت شاهد تغییرات سریع، مثبت و منفی، نوسانات ناگهانی، توقعات بالا و خواست‌های عاجل برای راه حل‌ها و پاسخ‌ها نبوده‌است. این وظائف سنگین توأم با رشد جمعیت، تحرک بی‌سابقه نفوس، ارتباطات، دسترسی به معلومات و فهم تکنالوژی، اصولی چون مذاکرات، چارچوب‌های قانونی، اداره جدید و مهارت‌های رهبری برای برخورد با وضعیت نوین را، که خطر و نگرانی‌های امنیتی را نیز در خود نهفته دارند، حتمی می‌سازد. در حالی‌که افق و چشم‌انداز حکومت‌داری دموکراتیک، احترام به حریم خصوصی و حقوق بشر را بسط و گسترش می‌دهیم، با چالش‌های عمده‌ای چون جنایت، حملات سایبری و نفوذ بدون مجوز نیز مواجه هستیم. تنها از طریق گفت و شنود، مذاکره و توافق می‌توانیم این تقاضاها و نیازهای قرن ۲۱ را مورد ارزیابی قراردهیم. در حالی‌که جهان کوچک‌تر می‌شود، و قریهٔ جهانی رشد می‌نماید، ما چهرهٔ ناخوشایند جهانی‌شدن و وابستگی متقابل را نیز می‌بینیم. ما در این مرحله به‌طور نمونه شاهد ظهور جوامع غنی و فقیر، گروه‌های فرعی نادار، جوامع محروم، فقرمفرط، فسادگسترده، بی‌عدالتی، ستم، فرقه‌گرایی، تروریزم و جنایت هستیم. در مرحله‌ای، باید سازمان ملل متحد و دیگر سازمان‌های تخصصی و چندجانبه زمینهٔ مناسب را برای بحث در این موارد و تصامیم لازم فراهم سازند. ما خواهان اصلاحات بیشتر در سازمان ملل هستیم تا این ضرورت‌های زمان در نظر گرفته شود و نوعی از انعطاف و سرعت در ادارهٔ کارها فراهم گردد. آقای رئیس! اجازه بدهید دربارهٔ کشور خودم به عنوان نمونه‌ای از ملتی در حال گذار، و همچنان کشوری مواجه با تهدیدات متعدد، در خط اول نبرد ما علیه تروریزم بین‌المللی و افراط گرائی صحبت نمایم. افغانستان هنوزهم در رنج و عذاب است و مردم این کشور خواهان راه حل‌های عملی، اثبات پذیر و دوام‌داراند. حضور پناگاه‌های تروریستی و شبکه‌های امدادرسانی برای تروریست‌ها در پاکستان انگیزهٔ بحران در داخل افغانستان است. شبکهٔ حقانی عامل اصلی حملات تروریستی شناسائی شده‌است و باید به عنوان یکی از خواسته‌های اصلی ما از میان برداشته شود. خواست‌های ما مشروع است. چون مردم ما از دست عناصر تروریست‌ی که وارد افغانستان می‌شوند و از شهروندان ما قربانی می‌گیرند در رنج و عذاب اند. این مشکل باید از سوی متحدان با اعتبار بین بین‌المللی ما ارزیابی، و زمینهٔ حل آن از سوی آنان فراهم گردد. به عنوان نمونه، در ۴۸ ساعت گذشته، صدها تن از تروریست‌های مسلح، که برخی از آنان جنگجویان بیرونی‌اند، حلمه‌ای را بر ولایت کندز سازمان‌دهی کردند، که جنک هنوزهم در آنجا ادامه دارد. یک‌روز پیش از این، بیش‌تر از ده‌ها تن در ولایت پکتیا در حال تماشای مسابقهٔ ورزشی به اثر انفجار بمب جان باختند یا زخمی شدند. این تلاش‌ها سرانجام در به زانو درآوردن ما، چنان‌که در سالیان گذشته به شکست مواجه شده، ناکام می‌گردد. در یک تصویر بزرگ‌تر، افغانستان هنوزهم قربانی سازمان‌های تروریستی و افراط گرای خشونت‌آمیز شبیه داعش است که تلاش دارند در این کشور برای خود جای پای پیدا نمایند. واقعیت دیگری‌که برای افغانستان واضح و روشن است: اگر کمک سازمان یافتهٔ خارجی، دست‌رسی به سلاح و مهمات، استراحتگاه، شفاخانه، پول و آموزش در تبانی استراتیژیک با عناصر قدرتمند در منطقهٔ ما وجود نمی‌داشت، این نوع جنگ چریکی خفیف تا حال جزئی از تاریخ می‌بود. ما از پاکستان می‌خواهیم آنچه را رهبری این کشور برای ما چند ماه قبل برای درهم کوبیدن پای‌گاه‌های شناخته شدهٔ تروریست‌ها، یعنی دشمنان افغانستان، وعده کرده بود، عملی سازد. ما به تغییر پارادایم در روابط و برخورد خویش برای مذاکرات صلح با طالبان توافق کردیم؛ ولی وقتی فاش گردید که رهبر طالبان دوسال قبل در گذشته، و این داستان دروغین و قلابی‌است، تحولات و حوادث شکل دیگری به خود اختیار نمود. از دست دادن اعتماد می‌تواند برای همه‌ای اطراف پیامدهای جبران ناپذیر در پی داشته باشد. ما باید از این حادثه بیاموزیم. ما همچنان از بازیگران منطقه‌ای و همکاران بین‌المللی خواهشمندیم، دشواری وضعیت را درک نمایند، و با استفاده از مساعی حمیده خویش یا هر ابزاردیگری، ما را در مسیر دست یافتن به اعتماد سازی واقعی و درازمدت که منجر به گفت و گو با طالبان و گروه‌های مخالف مسلحی که خواهان مذاکره‌اند، کمک نمایند. آقای رئیس! در آستانه یکساله‌گی تشکیل حکومت وحدت ملی قرارداریم. افتخار دارم به مجمع عمومی ابلاغ نمایم که افغانستان در یک سال گذشته دستاوردهای بنیادینی داشته‌است. با در نظرداشت کمک‌های سخاوتمندانه دوستان ما، پیش‌رفت‌های ۱۴ سال اخیر در افغانستان را نمی‌توان نایده گرفت. ما توانستیم ضرورت‌ها و نیازمندی‌های آسیب پذیران را اولویت بندی کنیم، معیارهای زندگی را بالاببریم، راه یافتن به آموزش و پرورش برای بچه‌ها و دختران را فراهم سازیم و دست‌یابی به مراقبت‌های صحی را بهبود بخشیم. حداوسط عمر به صورت میانگین از ۲۰۰۱ تا اکنون ۲۰ سال افزایش یافته، و افغان‌ها فراتر از ۴۰ سال که حد اوسط زندگی برای آنان شناخته شده بود، زندگی می‌کنند. بهبود مراقبت‌های صحی زنان و اطفال قابل توجه است، ۵۴٪ افزایش در میزان تولد و ۶۲٪ کاهش در مرگ نوزادان بیانگر این واقعیت است. با تمرکز براصل تساوی جنسیتی، انصاف و فرصت‌های مساوی که توسط حکومت اتخاذ گردیده‌است، میزان مشارکت سیاسی زنان نیز تقویت و افزایش یافته‌است. در انتخابات ۲۰۱۴ میزان مشارکت زنان ۳۵٪ تخمین می‌گردد. زنان همین اکنون ۱۱٪ قضات را تشکیل می‌دهند و ۲۰٪ دیگر درحال آموزش قراردارند. به علاوه این، ما در تقویت قوانین و مقرره‌های مربوط به جلوگیری از آزار و شکنجه تلاش می‌کنیم، و همه گام‌ها و اقدامات لازم را روی دست گرفته‌ایم تا از شکنجه و اذیت زنان جلوگیری نماییم و افراد دخیل در شکنجه را طبق پروتوکول اختیاری کنوانسیون مبارزه با شکنجه محاکمه نماییم. آقای رئیس! ما از جامعه جهانی به خاطر کمک‌های سخاوتمندانه و صبر و حوصلهٔ خستگی ناپذیر آنان سپاسگزاری می‌کنیم؛ و در اینجا از ایالات متحده، ناتو، جامعه اروپا و دیگر کمک کندگان که با خون سربازان، قربانی‌های کارمندان ملکی و تجربه و تشویق خویش ما را یاری رسانیدند نام می‌برم. آقای رئیس! مشکلات امنیتی در حال افزایش، طوری‌که قبلاً تذکر رفت، روند دولت سازی و پیش‌رفت را در مجموع به کندی مواجه ساخته‌است؛ ولی نیروهای مسلح ما، با حس وطن دوستی و مقاومت، نشان دادند که آماده‌اند با چالش‌هایی‌که طالبان، تروریست‌ها و گروه‌های افراطی ایجادکرده‌اند مقابله نمایند. علاوه براین، رئیس‌جمهور محمداشرف غنی و من، برنامه اصلاحات جامعی را ترتیب داده‌ایم تا فساد را از جامعه و نهادهای دولتی کشور خویش ریشه کن سازیم، شفافیت و موثریت را در تمام سطوح حکومت، به خصوص در بخش قوه عدلیه در سطح ملی و محلی تقویت نماییم. عمده‌ترین مولفه برنامه اصلاحات ما، معطوف به اصلاح نظام و نهادهای انتخاباتی‌است تا اعتبار و حیثیت انتخابات را در آینده مستحکم سازیم. در این راستا، کمیسیون ویژه اصلاحات انتخاباتی، پیشنهادها و طرح‌های جامع خویش را ارائه کرده‌است، که ما گام‌های اساسی برای تطبیق این پیشنهادات را می‌برداریم و اطمئنان داریم که این تلاش‌ها نتائج مثبتی برای تحکیم دموکراسی مشارکتی در پی‌دارد. برعلاوه چالش‌های امنیتی، تجارت غیرقانونی موادمخدر نیز تأثیرات منفی بر اقتصاد و جامعهٔ ما دارد. ما برنامهٔ ملی عمل جامع برای مبارزه مؤثر با اقتصاد مبتنی برموادمخدر را طرح ریخته‌ایم. از سهم‌گیری کمک کنندگان در این روند، به خصوص ایالات متحده، که توسط UNODC فراهم گردیده، تشکر می‌کنیم. ما برای دست یافتن به هدف ده ساله از بین بردن موادمخدر به صورت کامل پابندهستیم. همکاری منطقه‌ای برای مبارزه با موادمخدر یکی از پایه‌های کلیدی استراتیژی ماست. در پهلوی همکاری منطقه‌ای در مبارزه با موادمخدر، حکومت وحدت ملی به کارمشترک منطقه‌ای و ایجاد روابط سازنده به اساس برد برای همه و تغییر افغانستان به نقطه وصل و مرکز انرژی، تجارت، ترانزیت، ترانسپورت، پائپ لاین و خط فایبر متعهد است. ششمین کنفرانس ریکا در کابل که در این اواخر موفقانه برگزار گردید، توافق نمود تا راه‌های را جستجو نماید که همکاری‌های اقتصادی و منطقه‌ای با افغانستان را تحکیم و تقویت نماید. ما شاهد شکل‌گیری و عملی شدن برخی از این برنامه‌های موفقیت‌آمیزی، چون کاسا ۱۰۰۰ برای انتقال انرژی و برنامه پایپ لاین تاپی هستیم، که افغانستان را به پلی برای وصل چین و هند از راه جنوب آسیا، آسیای مرکزی به خاورمیانه و اروپا مبدل می‌سازد. در حالی‌که برای تکمیل اهدف باقیمانده استراتیژی برنامه انکشاف هزارهٔ سوم کار می‌کنیم، حکومتم با اراده سیاسی قوی مصمم است تا به کمک جامعه جهانی برنامه توسعه دوام‌دار برای سال ۲۰۳۰ را عملی سازد. آقای رئیس! می‌خواهم صدای افغانستان را در حمایت از اصلاح شورای امنیتی فراگیر، نماینده و شفاف بلندکنم. بیشترین دولت‌های عضو موافق اند که شورای امنیت سازمان ملل نیازمند اصلاح جامع برای مقابله با چالش‌های قرن ۲۱ است. آقای رئیس! حکومتم از حق مسلم فلسطینی‌ها حمایت می‌کند. ما همان موضع دائمی خویش را تکرار می‌کنیم که راه حل دو دولت، خوب‌ترین ضمانت برای حل درازمدت و بیرون رفت از این منازعه است. علاوه براین، می‌خواهم با شدیدن‌ترین الفاظ اعمال جنایتکارانه‌ای را که در سوریه از سوی همه اطراف، به خصوص از سوی داعش، علیه انسانیت انجام گرفته‌است، محکوم نمایم. مردم سوریه و عراق، در رنج و عذاب قراردارند، و ما به عنوان کشوری که جنگ را تجربه نموده‌ایم، درد و الم و دشواری‌های آنان را درک می‌کنیم. از جامعه جهانی می‌خواهم با اقدامات عاجل زمینهٔ حل سیاسی از طریق مذاکره را در این کشورها فراهم سازد. آقای رئیس! امیدواریم سازمان ملل متحد در سال‌های پیش روی، در سفرما به سوی دههٔ تحول، ما را همراهی نماید. ما خواهان یک اتحاد مجدد استراتیژیک با جامعه جهانی در نقش حمایتی، و با سازمان ملل متحد در حرکت به پیش هستیم. در این راستا، ما از نتیجه کار کمیسیون بازنگری سه جانبه که اصول کاری و فعالیت سازمان ملل در افغانستان را ترسیم و تعیین می‌کند استقبال می‌نماییم. آقای رئیس! در خاتمه، اجازه بدهید یکبار دیگر تعهد حکومتم برای رشد و تقویت اصول و ارزش‌هایی را که سازمان ملل برآن‌ها بنا نهاده شده‌اند تکرارنمایم. مطمئن هستیم که با ادامهٔ همکاری ملت‌هایی که در این سازمان تمثیل شده‌اند، می‌توانیم به آرمان مشترک رسیدن به جامعه‌ای در صلح، ثبات و ترقی که برای صلح و امنیت منطقه و جهان نقش اساسی دارد دست یابیم. ]]> اسناد Mon, 24 Dec 2018 12:08:41 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87013/سخنرانی-رئیس-اجرائیه-هفتادمین-نشست-مجمع-عمومی-سازمان-ملل-میزان-۱۳۹۴ بیانیه دکتور عبدالله در پانزدهمین کنفرانس سازمان همکاری‌های شانگهای (نوامبر ۲۰۱۶) http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87012/بیانیه-دکتور-عبدالله-پانزدهمین-کنفرانس-سازمان-همکاری-های-شانگهای-نوامبر-۲۰۱۶ بیانیه دکتور عبدالله عبدالله رئیس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان در پانزدهمین کنفرانس سران حکومت‌های سازمان همکاری‌های شانگهای (۲–۳ نوامبر ۲۰۱۶) بشکیک-جمهوری قیرغیزستان به نام خداوند بخشایندهٔ مهربان جلالتمآب سورون بای جینبکوف بایف نخست‌وزیر. سران محترم حکومت‌ها. جلالتمآب رشید عالم‌اوف دبیرکل سازمان. خانم‌ها و آقایان! برای من و هیئت همراهم افتخار بزرگی‌است که به نمایندگی از جمهوری اسلامی افغانستان در این نشست سران حکومت‌های سازمان شانگهای اشتراک می‌کنیم. با اغتنام فرصت از جمهوری محترم قیرغیزستان میزبان این نشست به خاطر سازماندهی و ترتیبات موفقانه و مهمان‌نوازی صمیمانهٔ شان سپاسگزاری می‌کنم. جلالتمآبان، خانم‌ها و آقایان! امروز باردیگر زیرچتر سازمان همکاری‌های شانگهای گرد آمده‌ایم تا دربارهٔ قضایای مهمی که به صلح جمعی، امنیت و رفاه ما ارتباط می‌گیرد بحث نماییم. این سه هدف و خواست عمده، بدون یک دیدگاه مشترک، اراده سیاسی، همآهنگی و همکاری برآورده نمی‌شود. با استفاده از سازمان همکاری‌های شانگهای و همچنان دیگر سازوکارهای منطقه‌ای است که می‌توانیم این دیدگاه را به واقعیت تبدیل نماییم. افغانستان به سازمان همکاری‌های شانگهای به مثابه سازوکار منطقه‌ای برای بحث دربارهٔ دهشت افگنی، افراط‌گرایی خشونتگرا، جدایی‌طلبی و مبارزه با موادمخدر با برداشتن گام‌های استوار برای اعتماد سازی، توسعه همکاری‌های اقتصادی و امنیتی، اهمیت ویژه‌ای قائل است. درخواست افغانستان برای عضویت دایمی در این سازمان، شاهد عزم متین حکومتم برای سهم‌گیری و کمک در مباحث و سیاست‌هایی است که از سوی این سازمان اتخاذ می‌گردد؛ بنابراین از اعضای سازمان همکاری‌های شانگهای می‌خواهم تا از عضویت دائمی افغانستان در این سازمان، حمایت نمایند. جلالتمآب رئیس! افغانستان در یک مرحله دشوار و حساس قراردارد. در دوسال گذشته، حکومت وحدت ملی افغانستان تلاش نموده تا دستاوردهای ارزشمند ۱۵ سال گذشته را حفظ نماید و گام‌های متینی در جنگ علیه دهشت‌افگنی، بهبود حکومت‌داری خوب، توسعه حاکمیت قانون، محدودسازی فساد، تطبیق اصلاحات انتخاباتی، توسعه همکاری‌های منطقه‌ای، زمینه‌سازی برای تقویه فعالیت‌های بخش خصوصی، سرمایه‌گذاری و توسعه اقتصادی بردارد. امنیت و ثبات، هنوزهم مایه نگرانی مردم و حکومت افغانستان است. تلاش‌های صادقانه ما برای مذاکره با طالبان و جلب توجه پاکستان برای حمایت از روند صلح، تاهنوز هیچ نتیجه قطعیی درپی نداشته‌است. گروه‌های مختلف دهشت‌افگن و گروهای شبه‌نظامی با داشتن عمق و ریشه در بیرون از مرزهای افغانستان، در چندین ولایت، مشغول ادامه جنگ‌های فرسایشی‌اند. این گروه‌ها تلاش‌دارند با عملیات‌های انتحاری و کشتن افراد ملکی، صلح و آرامش را برهم زنند؛ ولی تلاش‌های آنان ناکام گردیده و نیروهای شجاعِ دفاعی و امنیتی افغانستان به مبارزه تمام عیارخویش علیه آنان ادامه می‌دهند. جلالتمآب رئیس! همایش اخیر بروکسل دربارهٔ افغانستان یک موفقیت بزرگ بود. این نشست را می‌توان تأیید مجدد تعهدات مشترک میان حکومت افغانستان و جامعه جهانی نامید. اینجا می‌خواهم با اغتنام فرصت، از تمام کشورهای کمک‌کننده‌ای که در این نشست حضوردارند، به شمول سازمان‌های بین‌المللی به خاطر کمک‌های شان در گذشته و تعهدات جدید برای توسعه و رفاه اقتصادی و اجتماعی و دولت‌سازی در افغانستان سپاسگزاری نمایم. جلالتمآبان، خانم‌ها و آقایان! همکاری‌های منطقه‌ای، یکی از ابزارهای مؤثر برای ارزیابی چالش‌های منطقه‌ای و یکپارچگی اقتصادی است. دست‌ریافتن به رفاه مشترک و ثبات، مستلزم افزایش همکاری‌های منطقه‌ای از طریق گام‌های استوار برای اعتمادسازی، فراهم سازی فرصت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری، تقویه تجارت، عبور، اتصال و تأمین روابط میان مردم است. در این راستا، افغانستان با استفاده از سازوکارهای منطقه‌ای موجود، مانند ریکا و روند قلب آسیا و به همکاری کشورهای منطقه‌ای و دوستان بین‌المللی، به همکاری‌های منطقه‌ای به عنوان یک اولویت نگاه می‌کند و در تلاش است، افغانستان را به مرکز منطقه‌ای و چهار راه اقتصادی برای تجارت، عبور، انتقال انرژی، اتصال و تجارت در قلب آسیا تبدیل نماید. امیدواریم این تلاش‌ها از طریق عملی شدن تاپی، کاسایکهزار و توافقنامه بندرچابهار به ثمر نشینند. خرسندم به اطلاع تان برسانم که ششمین نشست روند قلب آسیا یا استانبول در سطح وزرا به تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۱۶ به میزبانی دوستان ما در هند برگزار می‌گردد. این نشست، خود گام دیگری در راستای تلاش‌های مشترک برای افزایش یکپارچگی منطقه‌ای و همکاری‌های مشترک است. آقای رئیس و جلالتمآبان! همه می‌دانیم و آگاهیم که دهشت‌افگنی و افراطگرایی به شمول جریان داعش، تهدید جدیی برای صلح و ثبات مشترک ما به‌شمار می‌رود. دهشت‌افگنی، دشمن همه بشریت است. دهشت‌افگنی به قوم ویژه‌ای، منطقه‌ای یا دینی تعلق ندارد، چون دهشت‌افگنان، مرزی را به رسمیت نمی‌شناسند و دهشت افگن خوب و بد وجود ندارد. از دهشت افگنان نباید به مثابه قوای نیابتی در رقابت‌های منطقه‌ای یا نزاع‌ها استفاده شود. ما باید مشترکاً با آنان بجنگیم تا شکست شان را قطعی سازیم. در پایان می‌خواهم به دوستان مان گوشزد نمایم که ما امیدواریم سازمان همکاری‌های شانگهای با برنامه‌ای برد-برد برای همه پیشرفت نماید و نقش مؤثر و سازنده‌ای نه تنها در افزایش همکاری‌های منطقه‌ای که در رسیدگی عاجل به چالش‌های امنیتی منطقه‌ای ایفا نماید، چون بدون چنین رویکردی همکاری‌های منطقه‌ای به چالش روبرو شده و به ثمر نمی‌نشیند. ]]> اسناد Mon, 24 Dec 2018 12:01:08 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87012/بیانیه-دکتور-عبدالله-پانزدهمین-کنفرانس-سازمان-همکاری-های-شانگهای-نوامبر-۲۰۱۶ متن سخنرانی رئیس‌جمهور غنی در کنفرانس جنیوا (۷ قوس ۱۳۹۷) http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87009/متن-سخنرانی-رئیس-جمهور-غنی-کنفرانس-جنیوا-۷-قوس-۱۳۹۷ متن سخنرانی رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی در نشست عمومی کنفرانس جنیوا (۷ قوس ۱۳۹۷ | ۲۸ نومبر ۲۰۱۸) خانم اول کشور، خانم دی‌کارلو، داکتر عبدالله، وزیر کاسیس، رؤسای هیئت‌ها، خانم‌ها و آقایان، همکاران، سفیر یاماموتو جای افتخار است که در جنیوا حضور دارم. اجازه بدهید فرصت را مغتنم شمرده از شما، همکاران بین‌المللی (افغانستان) ابراز امتنان نمایم. از این که از سال ۲۰۰۱ بدینسو در زمینه تدویر یازده کنفرانس با ما همکاری نمودید، چه کنفرانس‌هایی که جزء تعهدات‌تان بود و چه آنانی که نبود، ابراز امتنان می‌کنم. کنفرانس‌های مذکور که در بُن، برلین، بروکسل، لندن، پاریس و توکیو برگزار گردید به منظور تعیین مسیر و تقویت حمایت شما (از افغانستان) از اهمیت بالایی برخوردار بوده‌اند. از کشورهای عضو ناتو به خاطر تدویر نشست‌های این سازمان که در آن، منابع حیاتی برای حمایت از قوای امنیتی و دفاعی افغانستان، مأموریت‌های حمایت قاطع و آیساف تعهد گردید، سپاسگزاری می‌کنم. همچنین تمایل داریم از کشورهای کمک‌کننده – حکومت‌ها و مالیه‌دهندگان شما – به خاطر حمایت اصولی و دوامدارتان ابراز امتنان نمائیم. ما به دختران و پسران‌تان که جان‌های‌شان را در افغانستان از دست دادند، ادای احترام می‌کنیم. ۳۴۵۸ تن از بهترین‌های شما بین سال‌های ۲۰۰۱ الی ۲۰۱۴ (در افغانستان) قربانی گزاف پرداختند. قابل ذکر است که ۵۹ تن از قوای بین‌المللی بعد از پروسه انتقال مسؤولیت‌های امنیتی به قوای افغان در اول جنوری ۲۰۱۵، جان خود را از دست داده‌اند. در عین حال از بیشتر از یک میلیون افسران کارکشته و خانواده‌های جان‌باختگان به خاطر ارزش، نگرانی و درک بی‌نظیری که نسبت به کشور و مردم ما داشتند، قدردانی می‌کنم. به‌طور اخص تمایل داریم از تعهد مالی و جانی ایالات متحده آمریکا به عنوان هم‌پیمان کلیدی افغانستان از سال ۲۰۰۱ تاکنون قدردانی و تشکر کنیم. استراتیژی رئیس‌جمهور ترامپ برای آسیای جنوبی، یک تغییر بزرگ به میان آورده و برای ما این امکان را میسر ساخته تا توجه‌مان را به صورت جدی بالای خودکفایی، اصلاحات و صلح متمرکز سازیم. علاوه بر آن، از شرکای منطقه‌ای‌دور و نزدیک‌مان که در عرصه‌های دوجانبه به ما دست همکاری دادند، مشخصاً در کنفرانس قلب آسیا – پروسه استانبول، نشست‌های همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای برای افغانستان موسوم به «ریکا» و مجامع دیگر، ابراز امتنان نمایم. در نهایت، از سازمان ملل متحد به خاطر میزبانی مشترک کنفرانس امروزی، حکومت سویس و تمامی رهبران برجسته به خاطر حضورشان تشکر می‌کنیم.  این کنفرانس هم بیانگر «تحول» و هم نشان‌دهنده «تداوم» است. اما از سوی دیگر حاکی از آن است که افغان‌ها مالک مشکلات خود هستند و رهبری را به خاطر دستیابی به راه حل مشکلات برعهده گرفته‌اند. دو سال قبل زمانی که نشستی را در بروکسل برای بحث در مورد مسیر صلح و انکشاف برای افغانستان برگزار کردیم، ملت ما جدیداً وارد دههٔ تحول گردیده بود – دهه‌ای که شاهد اصلاحات دولتی گسترده برای دست یافتن به خودکفایی، بهبود خدمت‌رسانی و پاسخگوساختن نظام حکومتداری خواهد بود. در این‌جا لازم است از خانم موگرینی، نمایندهٔ ارشد اتحادیه اروپا و همکاران‌شان به خاطر نظارت دقیق از کنفرانس مذکور ابراز سپاس کنم. الگوهای در حال ظهور در این مقطع زمانی که در نیمهٔ دههٔ تحول قرار داریم، کدام‌ها اند؟ در این‌جا به تشریح سه الگوی تغییر که حایز اهمیت اند، می‌پردازم. نخست، اکنون زنان و مردان افغان، ارزش‌های قانون اساسی را تصاحب کرده‌اند؛ به‌طور اخص ماده قانون در مورد برابری اتباع، حقوق و آزادی‌های آنان که باید به آنها ارج گذاشته شود. افغان‌ها در حال پذیرفتن و تجسم باور شهروندی هستند. بهترین موضوع برای اثبات این امر را در حضور فعال شهروندان کشور در صفوف طولانی رأی‌دهی در انتخابات پارلمانی که در بیستم اکتوبر ۲۰۱۸ برگزار گردید، می‌توان یافت؛ شهروندانی که در برابر تهدیدها، خشونت و حملات راکتی ایستادند تا بتوانند از حق رأی خود در انتخابات مذکور استفاده کنند. دوم، تجدید اجماع مبنی بر این که قانون اساسی «کتاب قانون» شمرده می‌شود، ما را به عنوان شهروندان آزاد یک جامعه مردم‌سالار با هم پیوند می‌دهد. از این رو، باید گفت که ثبات از اراده مردم سرچشمه می‌گیرد. افغان‌ها نشان دادند که به اهمیت انتخابات فراگیر، شفاف و به‌موقع برای تجدید روابط بین مردم و دولت منتخب‌شان باورمند هستند. مردم ما هر گونه فرضیه تغییر، فراتر از قانون اساسی را به شدت مردود می‌دانند. سوم، ما شاهد یک تغییر نسلی بی‌پیشینه هستیم. با امید و خوشبینی زیاد شاهد هستیم که نسل کنونی زنان و جوانان افغان، جایگاهی که در عرصه‌های رهبری، حکومت، جامعه و سیاست شایسته آن هستند را می‌یابند. مسؤولیت‌ها به صورت کامل به آنان سپرده نشده، اما آنان برخاسته‌اند و مدعی آن جایگاه‌اند. داکتر عبدالله و من افتخار می‌کنیم که به عنوان تسهیل‌کنندگان این روند بوده‌ایم. این چهره‌های نوپا دیدگاه تازه‌ای با خود دارند که نشأت‌گرفته از مفکوره‌های تحصیل‌یافته‌ترین و اجتماعی‌ترین نسلی است که تا حال در کشور وجود داشته‌است. آنان که در شرایط جنگی متولد شده و رشد کرده‌اند، آماده هستند تا رهبری وطن را در مسیر دستیابی به صلح و رفاه به دست گیرند. برخلاف نخبگان سیاسی گذشته که سیاست زور که ریشه در ترس و شخصیت‌شان را اِعمال می‌کردند، نسلی که در دورهٔ هزارساله کنونی رشد کرده، تجسم‌کننده آن شرایط سیاسی است که ثبات پایدار به همراه داشته باشد – به عبارت دیگر، این نسل یک محیط سیاسی که برخاسته از نهادهای قوی، خدمات عامه و حسابدهی و شفافیت دموکراتیک باشد، را در ذهن می‌پروراند. در مورد عامل بشری اصلاحات صحبت کردم. اکنون، به بُعد تخنیکی اصلاحات که در جریان چهار سال گذشته برای دستیابی به عرصه‌ای برای دولت‌سازی روی دست گرفته‌ایم، می‌پردازم. از آنجایی که حاکمیت قانون شهروندان و دولت را در چارچوب یک قرارداد اجتماعی با هم پیوند می‌دهد، حکومت وحدت ملی اصلاحات منظم را برای ایجاد یک اساس حقوقی در مطابقت با قانون اساسی کشور روی‌دست گرفته‌است. ما جزئیات نزدیک به ۳۹۰ قانون، فرمان و مقرره را از سال ۲۰۱۵ [۱۳۹۴] تا کنون منتشر کرده یا مورد تعدیل قرار داده‌ایم. برای اولین‌بار در تاریخ افغانستان، ما دارای کود جزایی هستیم که در مطابقت با الزامات دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد (UNODC) و قانون مبارزه با فساد، قرار دارد. ما برای اولین‌بار طی صدسال دارای یک قانون جدید شاروالی‌ها هستیم. قوانین جدید معادن و نفت و گاز به ما امکان بخشیده که زمینه سرمایه‌گذاری مبتنی بر قانون و حسابدهی را در سکتور معدن فراهم کنیم. در سال جاری، تلاش‌های ما به خاطر ایجاد محیط بهتر سرمایه‌گذاری خصوصی، زمانی ثابت گردید که بر اساس گزارش شاخص‌های تجارت بانک جهانی، افغانستان در صدر کشورها با اقدامات اصلاحی قرار گرفت. «قانون دسترسی به اطلاعات» افغانستان به عنوان بهترین قانون در سطح جهان شناخته شد. تغییر در نظام عدلی و قضایی با تقرر قاضی‌القضات و لوی څارنوال اصلاح‌طلب، شش قاضی ستره محکمه و اصلاحات عمده در سیستم‌ها و پروسه‌های ادارات لوی څارنوالی و محاکم همراه بود. احترام به استقلال قضایی و تفکیک اختیارات یکی از نمادهای حکومت ما بوده‌است. به صورت مختصر، ما در ایجاد یک اساس قضایی برای دستیابی به اقتصاد نوین، جامعه و حکومت پیشرفت کرده‌ایم. با ایستادگی در مقابل پیش‌بینی‌های سقوط و ناکامی، قوای ملی امنیتی و دفاعی افغانستان با رشادت مبارزه کرده‌اند که تنها زیبنده وطن‌پرستانی است که خود را وقف رفاه کشورشان می‌کنند. همزمان با اینکه برای عزت و آزادی‌مان و به خاطر امنیت جهانی می‌جنگیم، سکتور امنیتی کشور را به صورت کامل بازبینی کردیم. این سکتور، به صورت بی‌شرمانه‌ای، به یک مکان پرورش فساد مبدل گشته بود که قوای ما در خطوط اول نبرد بهای آن را می‌پرداختند. ما قانون ذاتی افسران را برای پائین آوردن سن تقاعد تعدیل کردیم. امسال، ۱۰۵۲ افسر نظامی عالی‌رتبه به تقاعد سوق داده شدند— در حالی‌که قبل از سال ۲۰۱۵، تقاعد یک رویداد استثنایی تلقی می‌شد. این اقدام اصلاحی زمینه را برای تغییر نسلی در مدیریت و رهبری که شدیداً مورد نیاز بود، فراهم ساخت. لازم است ذکر شود که بورد تعیینات، با استفاده از یک سیستم مبتنی بر شایسته‌سالاری، باعث ایجاد شفافیت و تحرک برای افسران گردیده‌است. ما به صورت دوامدار روی استفاده از منابع در سکتور امنیتی تمرکز کرده‌ایم که سبب آوردن نظم به پروسه تدارکات از طریق کمیسیونی است که خودم و داکتر عبدالله، شخصاً، از فعالیت آن نظارت می‌کنیم. طوری که به پایان نخستین سال از تطبیق پلان چهارساله امنیتی نزدیک می‌شویم، خرسندم با شما شریک سازم که قوای کماندو و قوای هوایی ما از لحاظ شمار به ترتیب در حال دو و سه برابرشدن هستند. اصلاحات در پولیس ادامه دارد، استفاده از سیستم ثبت بایومتریک به منظور حل معضل سربازان خیالی، پیشرفت قابل‌ملاحظه‌ای به میان آورده‌است و سیستم‌های منابع بشری اکنون به صورت کامل فعال هستند. علاوه بر تقویت قوای خود، ما با هم‌پیمانان و شرکای خویش تجدید اعتماد کردیم. حکومت وحدت ملی در اولین روز کاری، موافقت‌نامه امنیتی دوجانبه را با ایالات متحدهٔ آمریکا و موافقت‌نامه وضعیت نیروها را سازمان ناتو امضاء کرد. ما به صورت دوامدار برای تعمیق و گسترش همکاری‌مان براساس منافع متقابل و تحقق مسؤولیت‌های دموکراتیک مشترک، کار کرده‌ایم. امروز دولت و مردم افغانستان نه تنها نسبت به گذشته با جهان بیشتر در ارتباط شده‌اند، بلکه ما رهبری ابتکارات منطقوی خارج از سرحدات را که برای تمام منطقه اهمیت استراتیژیک دارد، به دوش گرفته‌ایم. خودکفایی، هسته مرکزی اصلاحات است، ما باید اساس مالی یک دولت کارا را از طریق بهره گرفتن از همه سرمایه‌های‌مان اعم از انسانی، طبیعی، سازمانی و مالی ایجاد کنیم. همزمان با این‌که زمام امور حکومت را به دست گرفتیم، کسری ۴۰۰ میلیون دالری برای حکومت به میراث ماند، از آن زمان تاکنون به صورت خستگی‌ناپذیر بر افزایش عواید و ارتقای مؤثریت و مثمریت و شفافیت در مصارف و بودجه‌سازی تمرکز کردیم. ما توانستیم عواید داخلی را به میزان ۷۰ درصد بین سال‌های ۲۰۱۴ الی ۲۰۱۷ افزایش دهیم. داکتر قیومی، وزیر مالیه کشور، خبر خوشی را شریک ساخت که طی دو روز، ما قادر به برآورده کردن هدفی که از سوی صندوق بین‌المللی پول (IMF) برای سال جاری تعیین شده، خواهیم شد. آنچه ما به میراث بردیم، سیستمی بود که در آن فساد به جای این‌که یک استثنا باشد، به مثابه یک قاعده عمل می‌کرد. اخذ رشوه و بهره‌کشی اعمال عامی بود که صورت می‌گرفت و پروسه‌های اداری به میزان بالایی غیرمستند بودند. فقدان قانون و قواعد و بی‌اعتمادی نسبت به سکتور عدلی و قضایی باعث شده بود که بسیاری باور خود را به دولت از دست بدهند. بعد از آغاز تطبیق استراتیژی ملی مبارزه با فساد در سال ۲۰۱۷، ما نیمی از آنچه تعهد به انجام آن کرده بودیم را بدست آورده‌ایم، اخیراً ما مجموعه‌ای از شاخصه‌ها را برای مراحل بعدی کوشش‌های‌مان در زمینه مبارزه با فساد ترتیب کرده‌ایم. امروز، ما کسانی که فساد می‌کنند، به شمول مقامات عالی‌رتبه حکومت قبلی را مورد تعقیب عدلی و قضایی قرار می‌دهیم. ما گام‌های بی‌پیشینه‌ای را در توسعه دسترسی به عدالت برای زنان در ولایت‌ها برداشته‌ایم. ما سکتور عدلی را تصفیه کردیم که برجسته ساختن پیام «عدم‌تحمل در برابر فساد» را تضمین می‌کند. از آنجایی که فساد در کشور یک مشکل سیستماتیک بود، ایجاب می‌کند که راه‌حل سیستماتیک برای مقابله با آن اتخاذ شود. در جریان پنج سال پسین، ما لحن «عدم تحمل» (در برابر فساد) را بکار بستیم و برای وضاحت بیشتر در این زمینه، اقدام به ایجاد مکانیزم‌های متعدد کردیم که اثباتی بر اراده قوی سیاسی حکومت در مبارزه با فساد می‌باشد. آیا این بدین معنی است که ما فساد را از بین برده‌ایم؟ مطلقاً نه! ما می‌خواهیم که این امر هر چه سریع‌تر صورت گیرد، اما با شتاب‌زدگی و عجله نمی‌توان به یک تغییر هدفمند دست یافت. ما رویکرد منظم و مشابهی را نسبت به حکومتداری، از سطح قریه تا به ریاست‌جمهوری و در سطوح مختلف حکومت اتخاذ کرده‌ایم. به‌طور نمونه، ما در سطح ریاست‌جمهوری، مجموعه‌ای از شوراهای عالی را بنیان نهادیم که جامعه مدنی و سکتور خصوصی نیز در آنها به منظور اشتراک در روند پالیسی‌سازی شامل هستند. ریاست‌جمهوری دیگر متمرکز بر غرور و خواهشات فردی یک شخص نه، بلکه استوار بر وظایف رئیس‌جمهور که از سوی قانون اساسی مشخص گردیده و در میدان بحث و مناظره با حضور جوانب ذیدخل به پاسخگویی فراخوانده شود، می‌باشد. بازبینی سیستم‌های تقرر افراد به ما امکان بخشیده‌است که خدمات ملکی را از یک شبکه تبارگرا (مبتنی بر خویش‌خوری) به یک شبکه کدری متشکل از مأمورین ملکی شایسته که براساس شایسته‌سالاری مقرر می‌شوند، تغییر بدهیم. کمیسیون خدمات ملکی فعال ما، بیش از نیم میلیون درخواستی که ولایت‌های مختلف جمع‌آوری شده بود را شامل یک امتحان رقابتی ساخت و از آن طریق ۲۲ هزار کارمند خدمات ملکی که بیش از ۱۷ هزار تن آنان را معلمین تشکیل می‌داد را استخدام کرد. از آنجایی که میدان رقابت را هموار ساختیم، میزان حضور زنان در ادارات خدمات ملکی از ۵ به ۱۶ درصد افزایش یافت. به همین ترتیب، در سطح محلی، توجه را بر جوان‌سازی رهبری متمرکز ساختیم. به‌طور مثال، شهروندان شهرها می‌توانند به خاطر سِمَت شاروال در شهرهای خود درخواست بدهند و کاندیدان براساس شایستگی‌شان انتخاب می‌شوند، کاملاً برعکس این قضیه که افراد توسط شخص رئیس‌جمهور انتخاب شوند. آنچه من در جریان این اصلاحات در تقرری‌ها شاهد بودم، یک تغییر نسلی گسترده‌است، چهرهٔ حکومت به معنای واقعی آن، در سراسر کشور تغییر یافته‌است. به اعتقاد من نسل کنونی، علی‌الخصوص زنان، ثابت خواهند کرد که عالی‌ترین و برجسته‌ترین نسل در تاریخ معاصر کشورما هستند. افغانستان همواره دو اکثریت خود – زنان و جوانان – را نسبت به یک اقلیت در عرصه‌های سیاسی و عامه به حاشیه رانده‌است. اما این مسئله بیش از این ادامه نخواهد یافت. زیرا اکنون، یک بستر هموار (برای رقابت) و اراده سیاسی داریم، زنان و جوانان به سطوح بالاتر راه یافته‌اند تا خواستار وظایف رهبری که قبلاً هرگز به دست نیاورده‌اند، باشند. در حال حاضر، شاروالان زن، معاونین والی‌ها و ولسوالان زن (در حکومت) مصروف کار اند که برای اولین‌بار در کشور اتفاق می‌افتد. در ولایت وردک، شورای ولایتی کاملاً از سوی زنان رهبری می‌شود. ما بی‌نهایت به (ظرفیت) رهبری که زنان افغان به خاطر بدست آوردن جایگاه برحق‌شان در جامعه و عرصه سیاست نشان داده‌اند، افتخار می‌کنیم. مشخصهٔ عمده در مورد آینده و مسیر کنونی این کشور، چیزی می‌باشد که بالای زنان افغان واقع شده‌است. خرسندم که توجه خانم اول کشور به عنوان شنونده، تسهیل‌کننده و مدافع (حقوق زنان) منتج به ایجاد شبکه‌های ملی زنان توانمند که تجسم‌کننده مبحث و تمرین شهروندی است، گردیده‌است. هر جایی که ظرفیت بالقوه نیمی از شهروندان کشور [زنان] سرکوب شده، امروز با آغوش باز پذیرفته می‌شود. حقوق زنان، حقوق بشری هستند و قانون اساسی ما از آن محافظت می‌کند. علاوه بر آن، ما خواهان پیشرفت کشور هستیم و از نقشی که زنان می‌توانند در آن ایفا کنند، آگاه هستیم. اجازه بدهید واضح بیان کنم، اشتراک/سهم‌گیری زنان به مثابه یک اهمیتِ استراتیژیک در امنیت ملی و انکشاف اقتصادی کشور می‌باشد. اگر هرگونه سؤالی در مورد اینکه آیا از حقوق و فرصت‌های زنان چشم‌پوشی خواهد شد، وجود داشته باشد، من تضمین می‌کنم که این گونه نخواهد شد. مردم پرافتخار افغانستان، مردان و زنان، نیز آن را تضمین می‌کنند. زنان ما در سطح رهبری، امروز در اینجا و در سرتاسر کشور آن را تضمین می‌کنند. ما مردان و زنان افغانستان، به خاطر (محافظت از) حقوق تمامی افغان‌ها یکجا در کنار هم ایستاده هستیم. ما در نیمهٔ مسیر فصل کنونی از تاریخ افغانستان قرار داریم، یعنی نیمی از مسیر دههٔ تحول را پیموده‌ایم و وعده‌های بسیاری را برای تطبیق اصلاحات کلیدی برآورده ساخته‌ایم. بعضی از ابتکارات ما هنوز در انتظار نتیجه هستند و در حال حرکت اند و بعضی از آنها نیاز به تجدید توجه دارند یا باید تسریع گردد. ما با چالش‌های متعدد در عرصه‌های گوناگون روبرو هستیم. همان‌طور که گفته می‌شود، ما همزمان از یکسو در حال ساختن خانه‌ای هستیم و از طرف دیگر در حال خاموش کردن آتشیم. جنگ نامحدود کنونی که بر مردم، جامعه و دولت افغانستان فرو می‌بارد، تأثیرات زیادی داشته و در نتیجه، صلح و امنیت در زمره ضروری‌ترین امور ملی ما قرار گرفته‌است. ما در مقابل این دهشت وصف‌ناپذیر از خود حوصله استراتیژیک نشان داده‌ایم و به همسایگان‌مان دست دوستی دراز کردیم و به آنان پیشنهادات عینی و واقعی همکاری ارائه کردیم. نسل کنونی افغان‌ها، صدها هزار تن را در خط مقدم جنگ جهانی علیه تروریزم قربانی داده‌اند و هنوز حتی جان یک افغان به ارزش یک سرخط خبری در عرصهٔ بین‌المللی را ندارد. ما مستحق صلح هستیم. مشکل تنها خشونت نیست، بلکه فقر نیز افغان‌ها را وهم‌زده ساخته‌است. بیش از ۴۰ درصد از مردم ما زیر خط فقر زندگی می‌کنند. زنان، جوانان و فقرا در قلب/مرکز استراتیژی انکشاف ما قرار دارند، اگر قرار است به مشکل فقر به صورت هدفمند و واقعی رسیدگی شود، قشرها متذکره باید به‌شمار آیند و پذیرفته شوند. همان‌طور که اثبات شده‌است، آموزش یک دختر بر ایجاد شرایط بهتر برای پنج نسل بعدی تأثیرگذار است. به عبارت دیگر، خانواری که نان‌آورش زن است و در فقر حاد زندگی می‌کند، نسل‌های زنان و فرزندان‌شان محکوم به فقر بیشتر و خشونت خواهند بود. بازماندن از رشد به سبب سوء تغذیه هنوز یک مشکل گسترده باقی مانده‌است. مرگ و میر مادران و نوزادان، اگر چه واقعاً کاهش یافته، هنوز به صورت غیرقابل قبولی در سطح بالا قرار دارد. از سوی دیگر، بیش از یک میلیون شاگرد در مکتب حضور پیدا نمی‌کنند. ما به خاطر این اندازهٔ از چالش‌ها، قادر به برآورده ساختن اهداف انکشافی دوره هزارساله کنونی یا اهداف انکشافی پایدار نگردیدیم. موضوع کاملاً مبرهن برای همه ما این است که یک رویکرد پروژه محور در قبال انکشاف کاملاً ناکافی بوده و هرگز نرخ رشدی را که به صورت قابل‌ملاحظه باعث کاهش فقر گردد را ایجاد نخواهد کرد. ما باید روی مودل همه‌جانبه برای رشد و چگونگی فعالیت مشترک برای دستیابی به آن و فراگیر ساختن آن، به توافق برسیم. چالش قابل‌ملاحظه‌ای که در حال حاضر با آن روبرو هستیم در سکتور زراعت می‌باشد که معیشت چهل درصد از نفوس کشور وابسته به این سکتور است. توسعه تولید محصولات با ارزش، مانند زعفران، انار و پسته می‌تواند با کوکنار رقابت کند. اتحادیه‌های واردات در کشورهای شما و دانشمندان و متخصصین در پوهنتون‌های شما می‌توانند در ایجاد زنجیره‌های ارزش و عرضه که منتج به ایجاد روابط پرمنفعت متقابل می‌گردد، از ما حمایت کنند. طی چهار سال، ما توانسته‌ایم به ولایات بیشتری – در مقایسه با صد سال گذشته – برق‌رسانی کنیم و قابل ذکر است که شبکه ملی برق نیز در جریان دو سال آینده به مرحله اکمال خواهد رسید. از داکتر قیومی به خاطر رهبری دیدگاه‌محور و مهارت‌های مدیریتی‌شان ابراز امتنان کنم. بدون شک، ظرفیت عظیم ما در عرصه انرژی قابل‌تجدید، مستلزم توجه عاجل است، زیرا بدون برق/انرژی، نمی‌توان ماشین رشد را به حرکت درآورد. اقتصاد جرمی به مثابه یک چالش بزرگ در برابر امنیت، ثبات و رشد فراگیر قرار دارد. به خاطر پیشبرد امور در عرصه مبارزه با این پدیده، نیاز به اتخاذ رویکردهای منسجم در قبال بازارسازی و دولت‌سازی احساس می‌شود. علیرغم اجرای بیش از پنجاه درصد شاخصه‌هایی که در استراتیژی مبارزه با فساد تعیین شده بود، میزان عقب‌گرد/پسرفت در این زمینه در حد بالایی قرار دارد. هر قدمی که در این گذر از این سربالایی برمی‌داریم، دو قدم از سوی شبکه‌های فاسدی که نشانه‌هایی از ناکامی خود را می‌بینند به عقب رانده می‌شویم. پشت سر ما، مردم افغانستان قرار دارند که خواستار توقف مصئونیت و معافیت (از مجازات مفسدین) هستند. تمایل دارم که در مورد موضوع معافیت از مجازات آشکارا و بی‌پرده صحبت کنم. شماری از «گروه‌های مسلح غیرمسؤول» هنوز در سراسر کشور فعالیت دارند. آنان به صورت غیرقانونی از طریق شبکه‌های فاسد مسلح گردیده‌اند و قوماندانان آنان هنوز مدعی داشتن عناوین دولتی هستند، اما مانند شبه‌نظامیان جنایتکار عمل می‌کنند— به عبارت دیگر اقدام به ارعاب و اخاذی از باشندگان محل، تهدید، اخذ دستمزدهای غیرقانونی در مقابل فراهم آوردن امنیت فیزیکی، می‌کنند. آنان تهدیدی در مقابل باشندگان کشور و عامل مهم در غصب زمین و تجارت مواد مخدر هستند. ما یعنی حکومت افغانستان از خود یک سؤال استراتیژیک پرسیدیم: آیا باید قانون بدون در نظرداشت مقام و قدرت یک شخص بالای وی قبولانده شود، یا باید به خاطر کوشش و حفظ یک ثبات کوتاه مدت استثناء قائل شد؟ من این سؤال را از هم‌وطنان افغانم پرسیده‌ام. پاسخ آنان این است که حاکمیت قانون زمانی معنی دارد که استثناء وجود نداشته باشد. بدون درنظرداشت قومیت، ولایت، دین، قدرت و ثروت؛ یک جنایتکار، جنایتکار است. اجازه بدهید که با وضاحت بیشتر بیان کنم – نبود فیر مرمی به معنای ثبات دوامدار نمی‌باشد، بلکه به‌کارگیری عادلانه حاکمیت قانون و محافظت از آزادی‌ها و حقوق شهروندان می‌باشد. دستور قانون اساسی که روی آن کار کرده‌ایم زمانی باثبات باقی خواهد ماند در صورتی که مردم چشم‌بسته به استعمال قانون باورمند باشند. این حقیقت، برای دستیابی به صلح دوامداری که به دنبال آن هستیم، حیاتی می‌باشد. از آنجایی که افراد سلاح‌های‌شان را بعد از موافقت‌نامه صلح به زمین می‌گذارند، آنان باید بتوانند به حاکمیت قانون و به تعهد حکومت نسبت به تطبیق موافقت‌نامه‌هایی که از حقوق آنان محافظت می‌کند و مصئونیت‌شان را تأمین کند، باورمند باشند. آنچه اهمیت یکسانی دارد، نیاز است که تمرکز خود را روی پروسه‌ها و سیستم‌های تخنیکی دوبرابر بسازیم. افغان‌ها اکنون این توانایی و ظرفیت را دارند که خود شان پروسه‌ها را مورد مداقه قرار دهند. ساحات و عرصه‌هایی اعم از زیربنا، ایجاد عواید، تأمین نظم و قانون، و روش‌های تجارتی برای سکتور خصوصی، مستلزم توجه عاجل هستند. ما از همکاران‌مان در عرصه انکشاف زیربنا می‌خواهیم که با ما روی یک رویکرد نتیجه‌محور به توافق برسند. از طریق آن، ما می‌توانیم توانمندی‌های لازم را هم در حکومت افغانستان و هم در بخش خصوصی با استفاده از رویکردهای ابتکاری و خلاقانه در زمینه طراحی برنامه‌ها و نظارت از آنها ایجاد کنیم. علی‌رغم این که اصلاحات در رده‌های بالایی پولیس صورت گرفته و نیروی پولیس وظیفه خود را با قهرمانی در مقابل تروریزم انجام داده، شهروندان در مناطق‌شان اغلب با اذیت و آزار یا طلب رشوه از سوی پولیس محلی روبرو می‌شوند. در این راستا، نیاز به یک بسته اصلاحی است تا تمرکز کامل بر تمامی عرصه‌های پولیس صورت گیرد. در حالی که جمع‌آوری عایدات ما از هر لحاظ عالی بوده، ما هنوز با کسر بودجه مواجه هستیم. ما نیاز به تطبیق یک رژیم همه‌جانبه کنترول گمرکات و جمع‌آوری عایدات داریم. باید گفت، در این عرصه، فرهنگ معافیت از مجازات و تبارگرایی [خویش‌خوری] یک مانع عمده بوده‌است. ما برنامه اصلاحی اتخاذ کرده‌ایم که به آن متعهد هستیم و برای تطبیق آن خصوصاً در زمینه شریک ساختن معلومات در مورد واردات و صادرات از همسایه‌ها و شرکای تجاری‌مان به حمایت شما نیاز داریم. ما همچنین در اصلاح روش‌های تجارت از جمله ایجاد «آسان خدمت» یا (One-stop shop) پیشرفت‌هایی داشته‌ایم تا از آن طریق خدمات با اعتبار و سریع را برای ثبت و صدور جواز برای فعالیت‌های تجاری فراهم سازیم. اگر چه ما هنوز راه طولانی در این عرصه پیش رو داریم. تقاضا در سطح ملی برای آموزش باکیفیت و انکشاف مهارت‌ها بسیار بالاست. علاوه بر آن، بیش از ۶۰ درصد از نفوس ما زیر سن ۲۵ سال هستند که به عنوان موضوعی با اهمیتِ استراتیژیک برای انکشاف اقتصادی و امنیت ملی ما تلقی می‌گردد. در اوایل سال جاری، یک بسته اصلاحی همه‌جانبه را برای بخش آموزشی ارائه کردیم. ما منابع لازم برای ساخت شش هزار مکتب طی دو سال را تخصیص داده‌ایم و سی هزار معلم زن را در جریان پنج سال آینده استخدام خواهیم کرد. استفاده از جدیدترین برنامه انکشاف ملی ما یعنی «میثاق شهروندی» حاکی از آن است که محلات به صورت جدی شامل این روند هستند و به همین ترتیب در اعمار مکاتب، پائین آوردن هزینه ساخت مکاتب از ۲۵۰ هزار دالر به ۳۰ هزار دالر همکاری می‌کنند. ما همچنان متعهد به فراهم کردن آموزش‌های تخنیکی و مسلکی هستیم که به عنوان یک عامل رشد در کشورهای حوزه اسکاندیناوی و در این‌جا یعنی سویس مورد استفاده قرار گرفته‌است. ما باید مهارت‌های شهروندان‌مان را طوری پرورش دهیم که از یک سو منتج به ایجاد فرصت‌های شغلی برای آنان گردد و از سوی دیگر نیازهای بازار را برآورده کند. اگر چنین کاری صورت نگیرد، نتیجه آن تولید جوانانی خواهد بود که تنها سند فراغت از پوهنتون در دست دارند اما هیچ مهارت قابل‌استفاده ندارند. این امر باعث خواهد شد که جوانان را به یک قشر آسیب‌پذیر در مقابل پدیده‌هایی مانند جرم و جنایت، رادیکالیزم و مهاجرت مبدل خواهد ساخت. با وجود پیشرفت‌هایی که در زمینه بالا بردن شفافیت، توازن و مشورت عامه در پروسه بودجه‌سازی داشته‌ایم، بودجه ملی ما هنوز به یک ابزار واقعی پالیسی که شایسته آن هستیم، مبدل نشده‌است. برای رسیدن به این هدف، پیشنهادی که ارائه می‌کنیم، تغییر برنامه‌ها از رویکرد پروژه‌محور به نتیجه‌محور با وضع شرایط دوجانبه میان ما و کشورها وسازمان‌های کمک‌کننده برای اطمینان از اصلاحات و حسابدهی می‌باشد. این تنها راه برای تنظیم نیازهای مردم مطابق منابع مالی که در اختیار داریم، می‌باشد. امیدوارم که توانسته باشم یک تصویر متوازن از دستاوردها و در عین حال چالش‌های‌مان و اولویت‌های در حال اجرا، ارائه کنم. قبل از این که ادامه بدهیم، می‌خواهم بر عامل بشری اصلاحات دوباره تأکید کنم. طی شش ماه پسین، من از ۱۷ ولایت دیدن کرده‌ام. آنچه بی‌نهایت برایم عالی بود، ظهور یک نسل جدید در سراسر افغانستان است. من مراجعه به آنها را به خاطر اهمیت استراتیژیک‌شان برای آینده کشورم تداوم می‌دهم، بنابراین شاید شرکای ما که در این سالون حضور دارند، متوجه این امر نشوند. این نسل در حال دگرگون ساختن سیاست کشور است. در حدود ۲۵۰۰ تن در انتخابات پارلمانی که در ماه اکتوبر امسال برگزار گردید به رقابت پرداختند. در صورتی که معلومات ابتدایی گواه بر نتایج کلی/نهایی باشد، پارلمان آینده نیز دستخوش یک تغییر نسلی خواهد بود. همان‌طور که گفتم، زنان افغان می‌توانند از خود و مردم افغانستان نمایندگی کنند. خوشحالم که در سراسر ولایات کشور، خصوصاً ولایت‌های جنگ‌زده، با تقاضای بزرگان، علما و زنان رهبر مبنی بر آموزش دختران مواجه می‌شوم. حتی بعضی از آنان ابتکار این مسئله را در دست خود گرفته و برای خانواده‌ها در صورتی که دختران‌شان را به مکتب نمی‌فرستند، شرایط، مجازات نقدی وضع کرده‌است. افغان‌ها روی ارزش‌های آموزش اتفاق نظر دارند و ما به مثابه دولت باید برای آنان خدمات باکیفیت ارائه کنیم. اجندای اصلاحی ما، آمیخته با تئوری اسلامی حلقه عدالت می‌باشد—که بنیاد اقتصاد، امنیت و مشروعیت سیاسی را تشکیل می‌دهد. حتی یک اقدام اصلاحی وجود ندارد که با استقبال شهروندان کشور روبرو نشده باشد. انتقاد اکثریت آنان که به من می‌گویند، این است که حکومت روند اصلاحات را آن طور که باید به سرعت انجام نمی‌دهند. فراموش نکنیم که افغان‌ها در عرصه‌های مختلف از مطالعات دینی تا ورزش (از دیگران) پیشی گرفته‌اند. یک جوان افغان اخیراً برنده مقام اول در رقابت تلاوت قرآن کریم که در مسکو برگزار گردید، شده‌است. تیم ملی کریکت قهرمان ما – ببرهای آبی – تمامی موانع ممکن را از سر راه برداشتند تا در بین ده تیم برتر دنیا قرار گیرند. «از فرش به عرش رسیدن» تیم کریکت ما یکی از آن داستان‌هایی است که نه تنها در تاریک‌ترین روزها، به ما احساس غرور و دلگرمی می‌بخشد، بلکه واقعیتی را تجلی می‌کند که ما افغان‌ها به عنوان ملت کی هستیم. امروز می‌خواهم از مردم افغانستان تشکر کنم. تشکر به خاطر یک گنجینه ارزشمند ملی بودید؛ تشکر به خاطر انعطاف‌پذیری و توانایی تان در مقابل بدبختی؛ تشکر به خاطر اراده جمعی آهنین تان و عزم راسخ تان برای زندگی از صلح و امنیت. شما به من اطمینان دادید که ما می‌توانیم بر گذشته فائق آییم و آینده را تصاحب کنیم؛ و چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟ ضرورت عاجل ملی ما برای حرکت به پیش، صلح است. خرسندم که بعد از ماه‌ها مشورت‌های گسترده با شهروندان افغان در سراسر کشور، امروز نقشه‌راه را که برای پیشبرد مذاکرات صلح تدوین کرده‌ایم، اعلام کنم. ما به خاطر رسیدن به توافق صلح، میکانیزم‌ها و نهادهای لازم را ایجاد کرده‌ایم. ما اکنون در حال رفتن/پیشرفت به مرحله بعدی صلح قرار داریم. ما به دنبال یک موافقت‌نامه صلح هستیم که در آن «طالبان افغان» شامل یک جامعه همه‌شمول و دموکراتیک (مردم‌سالار) گردیده و به اصول و اندیشه‌های ذیل احترام بگذارند. اول: حقوق و وجایب تمامی شهروندان که در قانون اساسی تسجیل شده‌اند، علی‌الخصوص حقوق زنان، حفظ و تأمین شود. دوم – قانون اساسی پذیرفته شود، یا تعدیلات پیشنهادی از میان – در چارچوب – مواد قانون اساسی صورت گیرد. سوم – قوای امنیتی و دفاعی افغانستان و خدمات ملکی بر اساس قانون عمل کنند. چهارم – هیچ گروه مسلح که با شبکه‌های تروریستی فرامرزی، سازمان‌های جنایتکار فرامرزی یا با بازیگران دولتی/غیردولتی که به دنبال نفوذ در افغانستان هستند، ارتباط داشته باشد – اجازه پیوستن به این پروسه سیاسی داده نشود. طی هشت ماه گذشته، به صحبت‌های زنان و مردان از قشرها مختلف جامعه در کابل و در جریان دیدارم از ولایت‌های کشور، گوش داده‌ام. زمینه و اساس صلح باید از جامعه آغاز شود تا شهروندان مالک موافقت‌نامه صلح باشند، نه تنها نخبگان (سیاسی) سه موردی که همه شهروندان بالای آن اجماع دارند قرار ذیل می‌باشند. اول) اجماع روی اعتبار (وثوق) و اهمیت قانون اساسی دوم) ضرورت مشارکت بنیادی ما با جامعه بین‌المللی و سوم) جامعه و حکومت افغانستان باید رهبری‌کننده و مالک روند صلح باشد. ما این موارد را برای موفقیت در مذاکرات صلح مدنظر گرفته‌ایم. در نتیجه مشوره‌های فوق‌الذکر، ما تیم دوازده‌نفره مذاکره کننده مشمول زنان و مردان را به رهبری سلام رحیمی، رئیس دفتر ریاست جمهوری، شخصی که هم تجربه جهادی دارد و هم از اعتبار جامعه مدنی برخوردار است، تشکیل داده‌ایم. همچنان یک بورد مشورتی را ایجاد نمودیم تا با آغاز گفتگوها وارد مذاکره گردد. این بورد متشکل از ۹ کمیته متنوع می‌باشد که از جامعه امروزی افغانستان نمایندگی می‌کند. روی ساختار و تشکیل شورای عالی صلح تجدید نظر صورت خواهد گرفت تا بالای سناریوهای بعد از صلح تمرکز کند و نقش مشورتی را ایفا نماید. انتخابات ریاست‌جمهوری (بهار ۱۳۹۸) یک امر کلیدی برای موفقیت مذاکرات صلح تلقی می‌شود. مردم افغانستان نیاز به یک حکومت منتخب با یک مأموریت در راستای تصویب، تطبیق موافقت‌نامه صلح و همچنین رهبری یک روند مصالحه اجتماعی، دارد. از آنجایی که تطبیق موافقت‌نامه صلح، حداقل، پنج سال را در برخواهد گرفت؛ با نظرداشت موضوع ادغام مجدد شش میلیون مهاجر و بی‌جاشده داخلی، اقدامات کلیدی اعتمادسازی باید در جریان سال اول اتخاذ گردد. پیشنهاد صلح ما بدون قید و شرط، اما صلح مشروط است. همان‌طور که پیش می‌رویم، اتصال، به‌طور قطع، برای دستیابی به دیدگاه ثبات، امنیت و رفاه ما نقش مرکزی خواهد داشت. اجازه بدهید که یک موضوع را خاطر نشان بسازم. موقعیت ما در قلب قاره آسیا یک بستر بی‌نظیر را برای همکاری اقتصادی فراهم می‌کند. افغانستان، کوتاه‌ترین راه اتصال «آسیای میانه غنی از انرژی» به «آسیای جنوبیِ نیازمند به انرژی» می‌باشد. ما از این مزیت جغرافیایی به نفع تمام منطقه استفاده کرده‌ایم—خطوط انتقال انرژی منطقه‌ای، خطوط لوله گاز، ترانسپورت، دهلیزهای خط آهن و پروژه‌های شاهراه، اکنون فراتر از مرحله طراحی در مرحله واقعی تطبیق قرار دارند. ما پیش از این، بعضی از دستاوردهای ملموس اقتصادی را که برخاسته از «اتصال» می‌باشد، تجربه کرده‌ایم—صادرات ما در سال جاری، به میزان سی درصد افزایش یافته‌است. ابتکار دهلیز هوایی محصولات افغانستان را به چین، عربستان سعودی، ترکیه، آسیای میانه و اروپا رسانده‌است. به خاطر اطمینان از اتصال دوامدار، ما باید قدم‌های ذیل را برداریم. نخست، ما باید روی قواعد بازی برای ترانزیت، تجارت و سرمایه‌گذاری به توافق برسیم. ما بالاخره به این باور رسیدیم که اختلافات سیاسی بین کشورهای همسایه نباید به مثابه یک مانع در برابر سیستم قانون‌مند [استوار بر قانون] که می‌تواند میلیون‌ها تن را از فقر نجات بخشد، قرار گیرد. دوم، ما باید روی زیربناها سرمایه‌گذاری کنیم. توسعه سریع زیربنا، ماهیت جغرافیایی آسیای میانه را به (مبدل شدن) به اقتصاد قاره‌ای پیوند می‌دهد و ما باید حرکت (کنونی) را در همین حالت نگه داریم (حفظ کنیم) ما باید سریعاً از «اقتصاد وابسته به کمک «به یک «اقتصاد مبتنی بر تجارت» به منظور استفاده از مزایای بازار آسیای میانه. به صورت مختصر، ما افغان‌ها به دنبال این اتصال‌ها هستیم. روابط بین مردم، که بر اساس همکاری در راستای دستیابی به مزیت متقابل بنیان نهاده شده؛ چنین روابطی می‌تواند به عنوان علاج برای رادیکالیزم و جنایت و همچنین مسیری برای رشد تلقی شود. صلح ضرورت ملی ماست، اما همزمان با این که ما به دنبال دستیابی به صلح و ادامه تطبیق اجندای اصلاحات مان هستیم، مکلف هستیم که به نیازهای عاجل میلیون‌ها تن از مردم‌مان نیز رسیدگی کنیم. امسال، جنگ و فقر با خشکسالی شدید که باعث آسیب‌های بشری گسترده گردیده، همراه شده‌است. از یک سو، سه میلیون تن از افغان‌ها در سه ولایت کشور در وضعیت اضطراری به سر می‌برند و از سوی دیگر، ۸ میلیون تن از هم‌وطنان ما در ۲۶ ولایت کشور در وضعیت بحرانی قرار دارند. به عبارت دیگر، خشکسالی در کشور به حالت بحرانی خود رسیده‌است. ما در حال رسیدگی به این چالش در دوره‌های کوتاه‌مدت، وسط مدت و درازمدت هستیم. ما به صورت عاجل درخواست کمک‌های بشردوستانه نمودیم تا آنانی که از اثر خشکسالی متضرر شده‌اند بتوانند تا رسیدن فصل آینده برداشت محصول، با این پدیده مقابله کنند. در میان‌مدت، ما از شما به خاطر انکشاف یک چارچوب برای مقابله با تغییر زیست‌محیطی، درخواست همکاری می‌کنیم. آمارها حاکی از آن است که افغانستان طی سی سال گذشته، به اندازه ۱٫۸ درجه سانتی‌گراد گرم‌تر شده‌است. در جنوب غرب افغانستان، این گرمایش به ۲٫۵ درجه سانتی‌گراد می‌رسد. برخلاف گذشته که خشکسالی هر سی سال یک بار به وقوع می‌پیوست، اکنون تغییرات اقلیمی اخیر سبب شده‌است که این پدیده هر دو الی پنج سال یک بار ما را متأثر سازد. در حقیقت، ما برای مقابله با آن، مجهز نیستیم. به منظور رسیدگی به پدیده خشکسالی در درازمدت، محافظت از ثروت طبیعی یک امر کلیدی است. ناکامی حکومت‌های گذشته در عرصه تمرکز بر مدیریت منابع آبی منتج به ایجاد حلقه‌های خبیثه خشکسالی که با سیلاب‌های شدید همراه است، گردیده‌است. به منظور رسیدگی به موضوعات آب، تکمیل بندهای موجود، اعمار بندها و خطوط لوله آب جدید را در اولویت قرار داده‌ایم. اما زمانی که برای انجام این کار ضرورت داریم، سال‌هاست، نه ماه‌ها. ما از همکاران بین‌المللی‌مان درخواست می‌کنیم تا در زمینه شریک ساختن میتودهای مؤثر مدیریت آب، با ما همکاری کنند. تغییر زیست‌محیطی، سرحد سیاسی نمی‌شناسد. ایجاد یک چارچوب برای همکاری و عکس‌العمل در مقابل این تغییر، انکشاف سیستم‌های مشترک هشداردهنده و برنامه‌های مشترک برای دسترسی به منابع زیست‌محیطی می‌تواند به نفع همه ما باشد و جان‌های بسیاری را پیش از این که دیر شود، نجات دهد. با درنظرداشت تمامی موضوعات، آینده‌ای که برای افغانستان وجود دارد، چیست؟ بی‌باوری به اشکال مختلف آن، افغان‌ها را طی دهه‌ها وهم‌زده کرده‌است. اما در جریان پنج سال گذشته، ما متحول شده‌ایم، بی‌باوری را با چشم دیده‌ایم و با آن مقابله کرده‌ایم. این باور جدی به ما امکان بخشیده‌است که یک مسیر حیاتی را برای اصلاحات در میان یک جنگ چند بُعدی ترسیم کنیم. آنچه در جریان چهار سال گذشته ظهور کرده، نسل جدیدی از افغان‌های هستند که یک افغانستان نوین را رهبری می‌کنند. آنان در جنگ متولد شدند، در فقر و بدبختی رشد کردند، اما در طلوع فرصت‌های جدید که با تعهد جهان در سال ۲۰۰۱ صورت گرفت، به بلوغ رسیدند. آنان بر جهان و حتی مهم‌تر از آن، بر سخت‌ترین پارادوکس‌های حقیقت‌افغانی فائق آمدند. آنان دارای مهارت، توانمندی، تعهد، دیدگاه و ظرفیت رهبری لازم برای مدیریت نیمه باقی‌مانده دههٔ تحول تا سال ۲۰۲۴ و فراتر از آن را دارند. خطاب به نسل جوان – من شما را ترغیب می‌کنم که شجاعت و ازخودگذری برای پذیرش ناملایمات، متحد شدن و تداوم این کشور به جلو را داشته باشید. در حالی که من به رهبران جوان افغان اطمینان دارم، آینده تا حد زیادی وابسته به این است که آیا شرکای بین‌المللی و منطقه‌ای افغانستان، یک آرمان مشترک و منافع متقابل را با این دسته از افغان‌های نوین می‌یابند یا نه. سناریوی مطلوب همانا مشارکت با این نسل تغییرآور خواهد بود که به موجب آن دهه تحول تکمیل شود، نتیجه‌گیری دربارهٔ صلح صورت گیرد و خودکفایی به یک حقیقت مبدل گردد. نتیجه آن، یک افغانستان باثبات و دموکراتیک خواهد بود که شرایط را برای سرمایه‌گذاری روی منابع طبیعی کشور مساعد خواهد ساخت. در آن صورت، ما قادر خواهیم بود که از مهاجرین افغان در کشور خود استقبال کنیم و قشرها گوناگون افغان‌ها را که در سراسر جهان پراکنده‌اند، به تحرک درآوریم. زنان به عنوان بازیگران کلیدی در اقتصاد، جامعه و سیاست کشور به رشد و ظهور خود سرعت خواهند بخشید. فقر به میزان بالایی کاهش خواهد یافت. ادیان (مذاهب) اقوام و زبان‌های ما دیگر به عنوان ابزاری برای جدایی و تقسیم بیشتر، استفاده نخواهند شد و ما به راستی یکدیگر را در عرصهٔ ملت‌سازی همه‌شمول به آغوش خواهیم گرفت. برای اولین‌بار طی چهل سال، جهان قادر خواهد بود که افغانستان را به آنچه که در حقیقت هست، تجربه کند: مکانی مملو از میراث ملی غنی، مناظر طبیعی دلفریب و زیبا و افغانستان دارای فرهنگ مهمان‌نوازی اسلامی که به بردباری ارزش می‌دهد و مردمی که متعهد به مهمان‌نوازی و دوستی هستند. به صورت مختصر، ما می‌توانیم داستان ارزشمندی که تیم کرکت ما خلق کرد را در تمامی عرصه‌های زندگی‌مان تکرار کنیم. (سناریوی دوم) اگر ما در دستیابی به صلح موفق شویم و اجندای اصلاحات را رها کنیم و دههٔ تحول را تکمیل نسازیم، ما در سناریوی متفاوتی از یک بحران دوامدار فرو خواهیم رفت. یک معاهدهٔ سیاسی بین نخبگان اما تغییرشکل‌یافته به یک معاهدهٔ صلح، ممکن است دستاوردهای باارزش ما را که در اصلاحات کلیدی در حکومت‌داری حاصل شده، به عقب برگرداند، روند دموکراتیک را کم‌اهمیت سازد، و دستاوردهایی نسل جوان و زنان را تکذیب کند. فقر و نابرابری افزایش خواهد یافت، به احتمال زیاد، صلح کوتاه مدت خواهد بود و خدای ناکرده، آغاز دوبارهٔ یک دوره جنگ و بی‌اتفاقی را به دنبال خواهد داشت. سناریوی سوم، نه صلحی در برخواهد داشت و نه اجندای اصلاحات تکمیل خواهد شد که نتیجه آن ترک افغانستان توسط شرکای بین‌المللی و شرکای منطقه‌ای خواهد بود. حاصل جز بدبختی و رنج درپی نخواهد داشت. نیازی نیست، با اطمینان به شما بگویم که در این وضعیت چه در ذهن شما می‌گذرد؟ افغان‌ها در وضعیتی این چنینی زندگی کرده‌اند و نیاز به تصور کردن آن ندارند. این می‌تواند یک عاقبت غم‌انگیز و غیرقابل‌قبول باشد، خصوصاً این که بعد از این همه قربانی، سرمایه‌گذاری، دستاوردهایی که به سختی در جریان هجده سال گذشته حاصل شده، صورت گیرد. می‌خواهم تأکید کنم که این‌ها پیشگویی نه، بلکه پیش‌بینی‌های احتمالی گرایش‌هایی است که قابل اثبات اند. دلیلی که این‌ها را در این‌جا مطرح می‌کنم، این است که به همه ما هشدار بدهم که این الگوها و گرایش‌های در حال ظهور را قبل از این که بسیار دیر شود، شناسایی کنیم. صداقت و تعهد به رفاه و خوشبختی مردم ما – شهروندان کشورم و شهروندان کشورهای شما – ایجاب می‌کند که هم فرصت‌ها و هم خطرهایی را که در زمان حال وجود دارند، مشخص بسازیم. عنوان این کنفرانس، تعهد ما را مجسم می‌کند: «مصئون ساختن آینده: صلح، خودکفایی و اتصال» ما، مردم و حکومت افغانستان، خود را به هدف دست یافتن به اولین سناریوی تحول، وقف می‌کنیم. دسپلین و حوصله استراتیژیک امور ضروری هستند، اما آنچه بیش از دیگر چیزها برای موفقیت نیاز است، انکشاف استراتیژی سالم [معقول] است، نه افتادن در دامی که جدول‌های زمانی سیاسی برای‌مان تعیین می‌کند. ما به شما، دوستان و همکاران مان که در هرحالت در کنار ما بودید، اصرار می‌ورزیم که اکنون با ما در تکمیل این سفر که به دنبال تراژدی یازدهم سپتامبر آغاز گردید، یک جا شوید. افغان‌های باورمند به مردم‌سالاری تصمیم خود را مبنی بر این که کدام مسیر را انتخاب کنند، در انتخابات ریاست جمهوری که در اپریل سال آینده برگزار می‌گردد، اتخاذ خواهند کرد. وظیفه من و داکتر عبدالله به عنوان رهبران حکومت وحدت ملی این است تا اطمینان بدهیم که مردم مان می‌توانند در یک روند آزاد، عادلانه و فراگیر از حق رأی خود استفاده کنند. ما امیدواریم که مردم به حکومت بعدی یک مأموریت واضح برای «سناریوی تحول» ارائه خواهند کرد. در عین حال، ما به اصلاحات برای برآورده ساختن قرارداد اجتماعی با هم‌وطنان‌مان و تحقق قراردادهای‌مان با جامعه بین‌المللی، سرعت خواهیم بخشید. تشکر از شما ]]> اسناد Fri, 30 Nov 2018 11:51:27 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87009/متن-سخنرانی-رئیس-جمهور-غنی-کنفرانس-جنیوا-۷-قوس-۱۳۹۷ متن سخنرانی رئیس‌جمهور غنی در مراسم گرامی‌داشت از روز عاشورا (سنبله ۱۳۹۷) http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87011/متن-سخنرانی-رئیس-جمهور-غنی-مراسم-گرامی-داشت-روز-عاشورا-سنبله-۱۳۹۷ متن سخنرانی محمد اشرف غنی رئیس‌جمهوری اسلامی افغانستان در مراسم گرامی‌داشت از روز عاشورا (سنبله ۱۳۹۷)  کابل- مسجد جامع رسول اکرم (ص) بسم الله الرحمن الرحیم عزاداران حسینی، خانواده‌های محترم شهدای حوادث اخیر، تمام حاضرین مجلس، جلالت‌مآب استاد دانش، برادران و خواهران گرامی، وطنداران متین و با عزت!  صلوات بر حضرت محمد (ص) وآل محمد (ص) و اصحابه اجمعین،  یک‌بار دیگر ما و شما توفیق یافتیم تا روز پرشکوه عاشورا و حماسهٔ بزرگ حسینی را تجلیل کنیم. عاشورا در روایات دینی همه مسلمانان، سنی و شیعه، از شعایر بزرگ اسلامی به‌شمار می‌رود و همواره در تاریخ اسلام منبع الهام درس‌های فراوانی بوده‌است. عاشورا درس مقاومت در برابر بی‌عدالتی‌ها، نابرابری‌ها و ستم‌گری‌هاست. مقاومت در برابر فساد، استفادهٔ ناروا از بیت‌المال، و تلف‌کردن حق ضعیفان به‌دست صاحبان زور و زر. مقاومت در برابر کسانی که بر خلق خدا گردن‌کشی کرده، خود را درمقام فرعونیت گذاشته و به ذلت و زبونی بندگان خدا روی می‌آورند. همانطوری که حضرت موسی در برابر فرعون، حضرت حسین در برابر یزید و همه حق‌طلبان و عدالت‌خواهان در برابر ستم‌پیشه‌گان و جنایتکاران ایستادند، پرچم پر شکوه آزادی و آزادگی بر شلاق ظلم و جباریت پیروز گردید و بشریت در پرتو سیرهٔ آنان، راه خود را به سوی فرداهای روشن و روشن‌تر گشود.  برادران و خواهران عزیز، من امروز در جای آمده‌ام که بارها زیر تهدید و خطر بوده‌است، خطری که شما با آن مواجه هستید، من هم این خطر را قبول کرده‌ام و بارها قبول خواهم کرد. چپنی که در جان من است، چپنی است که بازمانده‌گان شهدای مرزا اولنگ برایم دادند، این چپن قیمت‌ترین چپنی است که من دارم، ازخاطری‌که هر روز مرا یاد می‌دهد که باید در مقابل بی‌عدالتی، در مقابل ظلم و در مقابل جنایت علیه بشریت ایستادگی کنم. درد تان را علوی صاحب و هم بازمانده‌گان شهدا، من درد قلب خود می‌دانم. ما امروز یکبار دیگر در مقام تعهد و تجدید پیمان با راه امام حسین و با آرمان بزرگ‌مردانی قرار داریم که خواهان زندگی عزت‌مندانه برای مردم بودند. هرکلمهٔ که جناب فیاض صاحب گفتند، من هر کلمه را از دل و جان قبول دارم و هر کلمهٔ را که استاد معظم برادر گرامی ام جلالتمآب دانش صاحب گفتند، هرکلمه را من سرش باورمند هستم.  امروز، شِمْرها و یزیدهای زمان می‌خواهند افغانستان را به کربلای دیگری تبدیل کنند و برای مؤمنان و عبادت‌گذاران ماتم و عزا بیافرینند، اما درسی که از مکتب یاران و اهل بیت پیامبر گرامی خود آموخته‌ایم، این است که صدای عدالت، صدای عزت و صدای کرامت بر بانگ ستم و جنایت پیروز می‌شود، و طنین آن در صفحه به صفحهٔ تاریخ اسلام و تاریخ بشر شنیدنی است. تروریست‌هایی که امروز بر مساجد، معابد، مکاتب، مراکز علمی و تجمعات حق‌طلبانهٔ مردمی حمله می‌کنند، با هر نامی و با هر ادعایی که داشته باشند، داعیهٔ جز راه و رسم شِمر و یزید ندارند. دست‌های آلوده به جنایت و آغشته به خون بی‌گناهان در برابر ارادهٔ نیرومند مردمی که خواهان عزت و آزادگی هستند خواهد خشکید و عاقبتی جز تباهی و شکست را تجربه نخواهد کرد. حملات تروریستی که در سرتاسر کشور صورت گرفته در زابل، در هلمند، در پکتیا، در ننگرهار و در این اواخر در شینوار و برچی، مردم بی‌دفاع ما به خاک و خون کشانیده شدند، درد و رنج همه مردم افغانستان یکی است، اما دشمنان افغانستان می‌خواهند به این حملات، جنبهٔ قومی و مذهبی بدهند. این برای ما یک خطر بزرگ است، ما با همکاری مردم مشترکاً در مبارزه با این تهدید موفق شده می‌توانیم و شک و شبهٔ نباشد که هر حمله سر مردم هزاره سر مردم اهل تشیع ما، حمله بالای تمام مردم افغانستان است و حمله بر وحدت ملی افغانستان است و عمده‌ترین مسئلهٔ اولویت امنیت ملی ما قرار خواهد داشت. ما یقین داریم که در این نبردِ سرنوشت‌ساز، پیروزی از آنِ مردم ماست و شکست و سیاه‌رویی از آنِ کسانی است که راه شرارت و تباهی را در پیش گرفته‌اند. در این نبرد، ما باید همه در کنار هم باشیم، دست‌ها را با اعتماد بهم گره زنیم، صف‌ها را فشرده نگاه داریم و در برابر شکاف‌هایی که بنام مذهب، زبان، قومیت، حزب و تبار ایجاد می‌شود، با هوشیاری ایستادگی کنیم. خون سنی و شیعه این سرزمین یک رنگ دارد، سرنوشت تاجیک و پشتون این کشور بهم گره خورده‌است، آبروی هزاره و ازبک این میهن مانند هم است، فرزندان سادات و بلوچ و پشه‌ای و پامیری و همه اقوام عزیز این ملت زیر یک سقف، برای یک آرمان و در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارند. هر کس که بخواهد با هر هدفی در میان مردم ما درز و مرز ایجاد کند، هم به خود جفا کرده‌است و هم به دیگران. این آرزویی است که دشمنان افغانستان در سر می‌پرورانند و تروریست‌ها با جنایات خود می‌خواهند به آنجا برسند. ما این خوشبختی را داریم که باوجود تلاش پیهم دشمنان وطن، افغانستان نمونهٔ مثال‌زدنی، در سطح جهان اسلام، از وحدت میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی است و ما به توفیق الهی، این وحدت را عمیق‌تر و استوارتر خواهیم کرد.  هموطنان گرامی،  حکومت شما، همچنان‌که به توطئه دشمن آگاه است، برای مقابله با آن نیز آمادگی گرفته و برنامه‌هایی سنجیده‌است. طبقه‌بندی تهدیدات، استفاده از مشوره‌های قشرها مختلف و در نظر گرفتن غرب کابل بحیث یک زون امنیتی، بخشی از اقدامات حکومت است. تغییرات صورت گرفته در سطح رهبری امنیتی شهر کابل، به دلیل توجه به امنیت شهر و غرب کابل می‌باشد. یک معاونیت در سطح قوماندانی امنیه کابل ایجاد شده‌است که مسئولیت تأمین امنیت غرب کابل را دارد، پوشش استخباراتی وسیع می‌شود، عملیات تصفیوی در نقاط آسیب‌پذیر جریان دارد و امید است عملیات کهنه خمار را از پیش اطلاع داشته باشیم. همچنان هدایت داده‌ام تا اطفایه و مرکز آمبولانس در غرب کابل به زودترین فرصت فعال شوند و در مورد شفاخانه جناح نیز تصمیم به صورت عاجل گرفته خواهد شد و در مورد عملی شدن ماستر پلان غرب کابل همکاری همه جانبهٔ شما را خواهانم. این جنگ همان اندازه که تخریب فیزیکی را هدف می‌گیرد، به جنبه روانی و تضعیف روحیه و مورال مردم نیز اهمیت می‌دهد. موفقیت ما در این جنگ بستگی دارد به میزان آگاهی از شیوه‌های خرابکارانه آنان و نیز میزان همکاری متقابل دولت و ملت. جناب علوی صاحب، من برایتان اطمینان می‌دهم که دروازه‌بان‌ها در ارگ وجود ندارند. مردم دشت برچی را سرشان صدا می‌کنم که خودتان نمایندگان تان را تعیین کنید، با من مستقیم صحبت کنید و هرنوع حاکمیتی را که در اینجا می‌خواهید، به شمول کنترول نهادهای امنیتی، من قبول همرایتان می‌کنم.  این واضح است که حتی در پیشرفته‌ترین و قدرتمندترین کشورهای جهان نیز همکاری دو جانبه میان مردم و دولت سبب دفع تهدیدات، خنثی‌کردن توطئه‌ها و شکست تروریست‌ها می‌شود. درست و دراین به تمام قشرها ضرورت داریم، از علمای کرام، بزرگان، جوانان، نهادهای تحصیلی، همه با هم بیاییم جدا جدا باید فکر نکنیم با یک طرح کلی و اساسی و عملی بیاییم و اولویت را طبقه‌بندی کنیم. درست است که در جامعه‌ای با چهل سال بحران نارسایی‌هایی وجود دارد و ضعف‌هایی در کار دستگاه‌های دولتی سبب بروز مشکلاتی می‌شود و این امر سبب گلایه‌مندی‌ها و ناخرسندی‌ها می‌گردد. این کاملاً قابل درک است، از خاطری که چیزی بود که ما و استاد دانش میراث گرفتیم، اما ارادهٔ ما این است که میراث را بدل می‌کنیم و میراثی که از خود بجا می‌گذاریم، برحاکمیت قانون و عدالت استوار خواهدبود. این را نیز می‌دانیم که نباید این گلایه‌مندی‌ها و حتی اختلاف نظرهای سیاسی مانع انسجام و یکپارچگی ما در برابر دشمن گردد. وجود اختلاف نظر در حوزهٔ سیاسی مایهٔ نگرانی نیست. نگرانی در جایی است که مسایل سلیقه‌ای، تفاوت دیدگاه‌ها و شکایت از امور معمول، سبب غفلت از منافع کلان ملی شود و وحدت مردم ما آسیب ببیند. ما اجازهٔ این را داده نمی‌توانیم که اختلاف کوچک سیاسی موجب نا امنی دشت برچی و یک بلست نقطهٔ دیگری افغانستان شود. خواهش من از تمام ملت این است که سر بخش امنیتی به اجماع برسیم که سیاست‌های کوچک و سلیقه‌وی در امنیت ما جا نداشته باشد و همه به اساس کفایت و شایسته‌گی و نوع برخورد و اخلاق با جامعهٔ اسلامی ما انتخاب شدیم. من از علمای کرام، متنفذین مردمی، جوانان و فعالین مدنی تشکر می‌کنم که در آگاه‌ساختن مردم از نیات شوم دشمن سهم گرفته و برای همبستگی بیشتر مردم ما تلاش کرده‌اند. یک سؤال مشخص شد، سؤال از طرف علوی صاحب مطرح شد که حکومت برایتان آدرس بدهد. در قسمت بازمانده‌های خانواده‌های شهدا و قربانیان تروریزم، پیشنهاد را پس من برایتان می‌گذارم، تمام تان یکجای شوید، یک نماینده را تعیین کنید که به حیث مشاور ارشد من، مسئولیت را به عهد بگیرد و آدرس همهٔ تان باشد. امیدوارم به برکت عاشورا و به تأسی از سیره بزرگان اسلام، به ویژه سید شهدا امام حسین‌رضی‌الله‌عنه، فضای جنگ و نا امنی جایش را به صلح و ثبات سرتاسری بدهد و افغانستان گام‌هایی را که به جلو برداشته است، با قوت و متانت بیشتر پی بگیرد. و من الله التوفیق، زنده باد افغانستان تل دی وی افغانستان یشه سن افغانستان  و بازهم به همه عزاداران کربلا تسلیت می‌گویم ]]> اسناد Thu, 20 Sep 2018 11:56:11 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87011/متن-سخنرانی-رئیس-جمهور-غنی-مراسم-گرامی-داشت-روز-عاشورا-سنبله-۱۳۹۷ سخنرانی رئیس‌جمهور غنی در جشن ۹۹مین سالروز استرداد استقلال کشور (اسد ۱۳۹۷) http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87010/سخنرانی-رئیس-جمهور-غنی-جشن-۹۹مین-سالروز-استرداد-استقلال-کشور-اسد-۱۳۹۷ سخنرانی محمد اشرف غنی رئیس‌جمهوری اسلامی افغانستان در مراسم جشن گرامی‌داشت از ۹۹مین سال‌روز استرداد استقلال کشور (اسد ۱۳۹۷) بسم الله الرحمن الرحیم برادر گرامی داکتر صاحب عبدالله عبدالله، بانوی اول کشور، شاهدخت هندیا، قاضی القضات محترم کشور، اعضای محترم کابینه، وزیر صاحب دفاع ملی، وزیر صاحب داخله، لوی درستیز صاحب کشور، جنرالان محترم اردو، پولیس و امنیت ملی، چنین روز که خاصتاً روز شماست، اعضای محترم ولسی جرگه و مشران جرگه، تمامی خواهران و برادران محترم، مخصوصاً کارگران عزیز که یک لحظه غفلت نکردید و همه آمدید و تمام هموطنان گرامی، اول از همه نود و نهمین سالروز استرداد استقلال افغانستان، روز پرافتخار تاریخ کشور را به کافهٔ ملت افغانستان تبریک و تهنیت عرض می‌دارم. یادبود و گرامیداشت از این روزتاریخی، فرصتی است برای تحکیم وحدت و همبستگی ملی و تجدید تعهد برای یک تحول و آینده بهتر. به پاس ادای احترام به جانبازان وشهدای که دلیرانه در حصول استقلال کشور و حفظ استقلال کشور در جهاد مقدس ما جان باختند و آزادی را به بهای خون خویش به ارمغان آوردند، این روز را گرامی می‌داریم. آرزومندیم که ارزش‌های نهفته در نهضت استرداد استقلال افغانستان، همیشه منبع الهام برای تأمین صلح و ثبات، رفاه، و وحدت ملی در کشور عزیز ما باشد. هموطنان عزیز! با تاسف در این اواخر تروریستان، خون شماری از شهروندان کشور ما را ریختاندند، من مراتب تسلیت و همدردی خویش را به خانواده‌های قربانیان حوادث تروریستی اخیر به خصوص به خانواده‌های شهدای مرکز تعلیمی موعود، ولایت غزنی و تمام شهدای نیروهای امنیتی و دفاعی کشور ابراز می‌دارم و آرزو می‌کنم که به برکت ایام مبارک عید سعید قربان، صلح و ثبات پایدار در کشور عزیز ما تحکیم گردد. چهار هزار اسکالرشیپ را برای خانواده‌های شهدای امنیتی و دفاعی کشور، موسسات خصوصی تحصیلات عالی کشور هدیه نمودند و از این هدیهٔ گرانقدر از اینها من ابراز تشکر می‌کنم. همچنین بعد از این یک بسته کمک‌های همه‌جانبه برای تمام افراد قوای امنیتی و دفاعی ما از طرف حکومت وحدت ملی اعلام خواهد شد. امروز، روز استقلال کشور را در حالی تجلیل می‌کنیم که قصر دارالامان آماده به اهدای مجدد به ملت افغانستان است، چون جناب داکتر صاحب تمام کلمات را در قسمت از این قصر و محترم وزیر صاحب اطلاعات و فرهنگ گفتند و من از این زیادتر در این بخش چیزی نمی‌گویم و تنها تأکید را که دارم این است که قصر دارالامان محصول مدیریت و پول خود افغان‌هاست، این اهدای مردم برایمردم افغانستان است؛ و ذکر شد که نواسه‌های کسانیکه این قصر را ساختند در این دخیل استند و من از آقای وافی امین هم و از تیم شان خاصتاً تشکر می‌کنم. مرحوم نوروزخان پدرکلان از اینها در زمان غازی امیر امان‌الله خان مسوول ساختن از این قصر بودند، خاطرهٔ نیکهٔ ات و تمام کارگران افغان گرامی باد. تا اکنون مردم دربارهٔ بازسازی حرف می‌زدند، امید است که پس از این، به اساس اراده محکم مردم افغانستان که در حکومت وحدت ملی انعکاس دارد به نوسازی بی‌اندیشیم. در مدت دو ماه ان شاءالله و تعالی تهداب کامپلکس اداری جدید در دارالامان بدست ما و شما گذاشته خواهد شد. ګرانو وطنوالو! اوس د دی وخت را رسیدلی دی چی نه یوازی د خپل معاصر تاریخ ناتمام فصل تکمیل کړو بلکی د نوی فصل د پیلولو لپاره د یویشتمی پیړی د سیاسی، اقتصادی او اجتماعی غوښتنو په اساس ټولنه جوړه کړو. ما مخکی د هیواد د شهیدانو کورنیو ته تسلیت وړاندی کړ، اما د دی لپاره چی له خپل غم څخه ووځو، یوازی په یو بعُدی فکر دغه لوړ هدف ته نشو رسیدلی. موږ نشو کولای خپل ټول فکر یوازی پر امنیت راټول کړو، بلکی د غم څخه د راوتلو او خلاصیدو لپاره څو بعُدی فکر پکار دی، دا فکر اقتصادی اصلاحات، عدلیی او قضایی اصلاحات، منطقوی او بین‌المللی ارتباطات دی. په هیواد کی له ټولو مشکلاتو سره سره د ملی وحدت حکومت د اصلاحاتو لپاره تهداب ایښی دی، یعنی اوس په دی پوهیږو چی څه غواړو او په دی هم پوهیږو چی د اهدافو د ترلاسه کولو لپاره لاری چاری آماده کړو او د دی لپاره واضح لید لرو. استقلال یوازی یو تعریف نه لری، حداقل لاندی پنځه ابعاد او برخی لری. اول، سیاسی استقلال: سیاسی استقلال اساس دی. داسی اساس چی افغانان خپل راتلونکی په خپله وټاکی، ځکه چی د خپل راتلونکی ټاکل له سیاسی استقلال پرته امکان نه‌لری او سیاسی استقلال یوازی د یو قانونی دولت چی د آزادو او شفافو انتخاباتو په اساس انتخاب شوی په چوکاټ کی خوندی کیدای شی. مونږ د ملی وحدت حکومت مشران شفافو انتخاباتو ته هم د ولسی جرګی او د ولسوالیو شوراګانو او هم د ولسمشری انتخاباتو ته په تینګه ژمن یوو او په دی کی باید شک او شبه نه وی. انتخابات حق و فریضه هر فرد افغان است. دویم، امنیتی استقلال: امنیتی استقلال کی مهم ټکی دا دی چی امنیت او ثبات ور پوری تړلی دی او د قوی مشروع استعمال تضمینوی او د ملی وحدت حکومت څلور کلن امنیتی پلان به انشاالله د قوی مشروع استعمال تضمین کړی. اتمر صاحب، وزیر صاحب دفاع، وزیر صاحب داخله، رئیس صاحب عمومی امنیت ملی، لوی درستیز صاحب، معین صاحب ارشد ټول جنرالانو نه او ټولو افسرانو او سربازانو نه د زړه له کومی مننه. قربانی مو ورکړی او په سنګرو کی دریدلی او له دی وطن نه مو په قلم او په علم او توری او قربانی دفاع کړی او دا د افغانستان د ولس هیڅ وخت نه هیریږی. تشکر!  مه هیروئ چی په دی څو کالو کی چی چاری د ملی وحدت حکومت مسوولیت ؤ زمونږ زړور کوماندو دوه چنده شول او په قول اردو باندی بدل شول. افغانانو د دی امید له لاس ورکړی ؤ چی د یوی مجهزی هوایی قوی څښتن اوسو، هوایی قوه هم دری چند کیدونکی ده او فضایی استقلال مو وګاټه، ټولو ته دی مبارک وی! درییم، اقتصادی استقلال: په ۲۰۱۲کال کی زموږ حکومت له نړیوالو سره یو قرارداد وکړ چی په ۲۰۲۴کال کی به امنیتی مصارف خپله د افغانستان حکومت په غاړه اخلی. بیایی تکراروم. په ۲۰۲۱ کال کی په شیکاګو کی جناب کرزی صاحب له نړیوالو سره یو قرارداد وکړ چی په ۲۰۲۴ کال کی به امنیتی مصارف خپله د افغانستان حکومت په غاړه اخلی. د ملی وحدت حکومت په دی لګیا دی او سخت کار کوی چی څنګه د ۲۰۲۴کال د هدف پوره کولو لپاره امکانات برابر کړی. او دا زمونږ ټولنه کی یو واضح اقتصادی بحث غواړی. چهارم، استقلال فکری: از نظر تاریخی ویژگی مهم ما این بوده‌است که‌استقلال فکری داشتیم، اگر افغانان استقلال فکری نمی‌داشتند نه در قرن نزده و نه در قرن بیست ما استقلال خود را حفظ کرده می‌توانستیم. ابرقدرت‌های وقت جهان به اثر جهاد و مقاومت مردم افغانستان و اراده غازیان افغانستان شکست خوردند. حالا در یک جامعه زندگی می‌کنیم که میلیون‌ها هموطنان ما مثل خواهر ما صافی صاحب و ما و بانوی اول دوباره به وطن برگشتیم. اما هنوز هم میلیون‌ها مهاجر افغان در بیرون کشور اند. استقلال فکری باید به یک تعریف وسیع افغانیت مبدل گردد. از هر افغان در هر گوشه دنیا حکومت وحدت ملی تقاضای خدمت به افغانستان دارد. در ساختن افغانستان، در رفاه افغانستان ما سر هر افغان صدا می‌کنیم که سهم فعال بگیرند. ساختن نسبت به خراب کردن به مراتب دشوارتر است و مثل که این قصر نمونه اش است. اما آثار بازماندن اراده و ساختن به مراتب دل گوارتر است و این لازم بر این است که ما باید از رقابت‌های منفی دست برداریم و برای آبادانی و شگوفایی کشور خود، یک‌دیگر را به رقابت‌های مثبت تشویق نمائیم. بدون داشتن استقلال فکری شکل حکومتداری تغییر نمی‌کند. مشورت، تحمل، تساهل، شنیدن و درک کردن یک دیگر بخشی از استقلال فکری ماست، که باید افغانستان شمول گردد. وحدت ملی ما ضامنو گرنتی آیندهٔ ماست. هیچ افغان از هیچ افغان کمتر نیست و هیچ افغان از هیچ افغان برتر نیست و ما باید همه روز افغانستان شمول فکر کنیم و وحدت ملی خود را به حیث هدیه هزارها سال که پدرها، پدرها و پدرهای ما به ما میراث گذاشتند، حفظ، تحکیم و توسعه بدهیم. پنجم، حاکمیت قانون:  حاکمیت قانون همانند کشور، دایمی و دوامدار می‌باشد. زعما، رهبران و نسل‌ها می‌آیند و می روندو ما هم رفتنی هستیم، اما میراث که برای نسل‌های آینده بجا می‌گذاریم، این است که ما چگونه طبق قواعد، اصول و احکام قانون اساسی خویش رفتار کرده‌ایم. از جناب قاضی القضات صاحب و لوی څارنوال افغانستان خاصتاً ابراز امتنان می‌کنم. رعایت احکام قانون اساسی وجیبه ملی همه ماست، چون قانون اساسی در قرن بیست و یک، دست‌آورد بزرگ مردم ما و نتیجه اجماع ملی ما بوده استو برای تداوم و مشروعیت بخشیدن به آن، رفتن به انتخابات بسیار مهم و حیاتی می‌باشد. موږ د سولی، انتخاباتو او اصلاحاتو لپاره ژمن یوو او په دی هکله له استثنا پرته له ټولو اقشارو سره سلا مشوری شوی او دا مشوری به دوام لری. د افغانستان د دینی علماوو فتوا او فرمایشاتو ته د احترام په خاطرملی وحدت حکومت په تیر کوچنی اختر کی له وسله‌والو طالبانو سره یو طرفه اوربند اعلان کړ، د افغانستان د اسلامی جمهوری دولت لهدغه نیک ابتکار څخه وروسته طالبانو هم د کوچنی اختر په ورځو او شپو کی د اوربند اعلان وکړ، چی دا کار په ملی او بین‌المللی سطحه له درانه هرکلی سره مخ شو. زموږ د ټولنی بیلابیلو اقشارو هر وخت د هر هغه اقدام چی د وینی بهیدو مخنیوی کوی، هرکلی کړی دی. اکنون ما در آستانه ایام عید سعید قربان قرار داریم، بعد از مشوره‌ها با قشرها مختلف کشور از جمله علمای دینی، احزاب سیاسی، شخصیت‌های سیاسی و ملی، زنان، فعالان جامعه مدنی، جوانان و همچنان مشورت‌های اعضای شورای عالی صلح در ۳۴ ولایت کشور و با توجه به احترام به خواست علمای جهان اسلام که در حرمین شریفین گردهم آمده بودند و احترام به خواست سازمان همکاری اسلامی و خادم حرمین شریفین پادشاه عربستان سعودی و تقاضا اخیر شورای عالی صلح و شورای سرتاسری علما افغانستان و برای آن که هموطنان ما روزهای عید قربان را در فضای آرام و صلح آمیز سپری نمایند، بار دیگر سر از فردا دوشنبه که روز عرفه است تا روز میلاد نبی مشروط بر اینکه طالبان نیز در این ایام خجسته، آتش‌بس را اعلام و رعایت نمایند یا تا هر مدت که طالبان به آن متعهد باشند، آتش‌بس را اعلام می‌کنم. اعلام این آتش‌بس بدین معناست که اتش‌بس دو طرفه باشد و همچنان برقراری، تداوم و مدت آن، بستگی به موقف طالبان در این خصوص دارد. آتش‌بس یک طرفه بوده نمی‌تواند. آتش‌بس نه تنها اینکه برای ما زمینه تکمیل کردن فصل ناتمام غازی امان‌الله خان را فراهم می‌سازد، بلکه برای ما زمینهٔ آغاز و گشودن فصل جدید را نیز مساعد می‌سازد.  د طالبانو په رهبری غږ کوو چی د واقعی او دوامداری سولی لپاره د ملت ارادی ته لبیک ووایی او د ملی او اسلامی ارزښتونو په رڼا کی د سولی مذاکراتو ته چمتووالی ښکاره کړی.  مونږ د سولی په وړاندی ټول خنډونه له منځه وړی. د ملی وحدت حکومت په دی برخه کی د ملت ارادی ته درناوی لری او وروستی بی ساری اقدامات یی هم د علماو او د خلکو غوښتنو ته په احترام تر سره کړی دی. موږ باید په عمل کی د غازی امان‌الله خان قدر وکړو، د غازی امان‌الله خان د دوری له مثبتو او ناکامو تجربو څخه باید واضح درسونه واخلو. نن څوک دی په افغانستان کی چی امان‌الله خان باندی ویاړ نه کوی او شاهدخت هندیا زمونږ فخر او ویاړ ده. او مهمترین درس چی باید ورڅخه واخلو دا دی چی د زمان په اهمیت او د وحدت په ارزښت او د اتفاق په اهمیت باندی پوه شو، تر څو په راتلونکی کی پښیمانه نشو. زه باورمند یم چی د افغانستان ولس یوویشتمه پیړی کی به انشاءالله و تعالی سوله، امنیت او خوشحالی ګوری. د هغی ورځی په باور باندی او د ملت د ارادی په اساس باندی زه باورمند یم چی نه یوازی به دا قصر سلمی کلیزی ته آماده شی، بلکی مونږ به وکولای شو هغه میراث پریږدو چی راتلونکی نسلونه به انشاءالله تعالی د څلویښت کالو ترخو حوادثو تکرار ونه ګوری. زمونږ ژمنه د افغان ماشوم ته ده، د افغان میرمنو ته ده، د افغان ځوان ته ده او ټول افغانستان ته ده. یشه سن افغانستان زنده باد افغانستان تل دی وی افغانستان ]]> اسناد Sun, 19 Aug 2018 11:53:40 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/87010/سخنرانی-رئیس-جمهور-غنی-جشن-۹۹مین-سالروز-استرداد-استقلال-کشور-اسد-۱۳۹۷ بیانیه مشترک افغانستان و ایران در سفر رئیس اجرائیه به ایران http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/47108/بیانیه-مشترک-افغانستان-ایران-سفر-رئیس-اجرائیه باسمه تعالی بیانیه مشترک جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی افغانستان (در سفر رئیس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان به جمهوری اسلامی ایران) بنا به دعوت جناب آقای اسحاق جهانگیری معاون اول محترم رئیس جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای عبدالله عبدالله رئیس محترم اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان، در راس یک هیئت عالی رتبه از تاریخ ۱۴ تا ۱۵ دی/جدی ۱۳۹۴ از جمهوری اسلامی ایران دیدار رسمی به عمل آوردند. جناب آقای دکتر عبدالله عبدالله در این سفر با حضرت آیت الله خامنه‌ای مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی و جناب آقای دکتر حسن روحانی رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران ملاقات نمودند. رئیس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان و هیئت همراه از مهمان نوازی گرم دولت جمهوری اسلامی ایران تشکر نموده و از جناب آقای اسحق جهانگیری برای سفر به کابل دعوت بعمل آوردند. رئیس اجراییه جمهوری اسلامی افغانستان ابراز امیدواری کردند که اولین سفر شان به حیث رئیس اجراییه حکومت وحدت ملی افغانستان باعث آن خواهد شد تا مناسبات دو کشور توسعه و گسترش هرچه بیشتر یافته و روابط و تعاملات در زمینه‌های مختلف میان دو کشور گسترش یابد. جناب آقای دکتر عبدالله عبدالله و هیئت همراه به معیت جناب آقای رحیم پور، معاون وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، به منطقه آزاد تجاری و صنعتی چابهار سفر نموده و از سوی آقای علی هاشمی، استاندار استان سیستان بلوچستان مورد پذیرایی قرار گرفتند. در این سفر تأسیسات بندری و تسهیلات فراهم آمده در منطقه آزاد چابهار که در توسعه تجارت و ترانزیت کالا به مقصد افغانستان مؤثر است، مورد بازدید هیئت قرار گرفت. جناب آقای دکتر عبدالله همچنین در جریان فعالیت تجار و فعالین اقتصادی افغانستان مقیم چابهار قرار گرفتند. طرفین در ملاقات‌های انجام شده، پیرامون موضوعات مورد علاقه دوجانبه، منطقه ا یی و بین‌المللی گفتگو و تبادل نظر نمودند. مذاکرات در فضای دوستانه و صمیمانه انجام شد و بر تعمیق و توسعه مناسبات همه‌جانبه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی تأکید گردید. در نتیجه مذاکرات به عمل آمده میان دو هیئت به ریاست جناب آقای دکتر عبدالله عبدالله و جناب آقای دکتر اسحق جهانگیری سه سند یادداشت تفاهم همکاری‌ها در زمینه‌های ورزشی و جوانان، گردشگری و میراث فرهنگی و کار، تعاون و امور اجتماعی به امضا رسید. همچنین به منظور تحقق هرچه بیشتر همکاری‌های مشترک با توجه به اصول روابط برادرانه، منشور ملل متحد، حسن همجواری، همزیستی مسالمت آمیز و اصل عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر و اعتماد متقابل پیرامون موارد ذیل گفتگو و روی اصول ذیل به تفاهم رسیدند: ۱.  طرفین با توجه به اراده جدی مقامات عالی دو کشور در زمینه توسعه همه‌جانبه روابط، روی تسریع روند تنظیم و نهایی نمودن موافقت نامه جامع همکاری‌ها بین دو کشور تأکید نمودند. ۲.  طرف ایران مذاکرات صلح دولت افغانستان با مخالفین را مثبت دانسته، از روند گفتگوهای بین الافغانی با رهبری دولت افغانستان حمایت نموده و در این زمینه همکاری لازم را با دولت افغانستان بعمل خواهد آورد. ۳.  طرفین در راستای توسعه و تقویت هرچه بیشتر روابط بر اساس اصول منافع ملی، حسن همجواری، حفظ استقلال، تمامیت ارضی، احترام متقابل به حاکمیت ملی، منافع و مصالح دو کشور، مرزهای مشترک دو کشور را مرزهای صلح و دوستی توصیف نموده و بر گسترش همکاری‌های انتظامی و امنیتی به منظور مبارزه قاطع با تهدیدات مشترک تأکید نمودند. ۴.  همچنین طرفین از آغاز مراحل اجرایی طرح مدرنیزاسیون اسناد و علائم مرزی و پیشرفت اقدامات به عمل آمده ابراز رضایت نموده و برای تداوم وتطبیق کامل آن روی اهمیت برگزاری کمیسیون مختلط مدرنیزاسیون اسناد و علایم مرزی به ریاست معینان وزارت خارجه دو کشور که قرار است در آینده نزدیک برگزار شود، بر اساس اسناد و مدارک موجود تأکید کردند. ۵.  جمهوری اسلامی ایران صلح، ثبات و امنیت در افغانستان را برای صلح و ثبات منطقه و جهان با اهمیت توصیف نموده و بر عزم خود برای کمک به افغانستان در این زمینه‌ها تأکید نمود. جمهوری اسلامی افغانستان نیز ضمن مثبت توصیف کردن نقش جمهوری اسلامی ایران در زمینه تحکیم صلح و برقراری ثبات و امنیت در افغانستان، مراتب قدردانی خود را از تلاش‌های جمهوری اسلامی ایران در این راستا اعلام نمود. ۶.  طرفین با درک مشترک از این که بخشی از هزینه عملیات گروه‌های تروریستی و افراطی از محل تجارت مواد مخدر تأمین می‌شود و افزایش تولید مواد مخدر و گسترش مصرف آن موجب بروز معضلات امنیتی و اجتماعی در دو کشور، منطقه و جهان می‌گردد، بر افزایش همکاری‌های مشترک در چارچوب توافقات دوجانبه و بین‌المللی برای مبارزه جدی و مؤثر با این پدیده توافق نمودند. ۷.  طرفین با درک تهدیداتی که از ناحیه تروریسم، قاچاق مواد مخدر، پول شویی، گروگان گیری، آدم ربایی، قاچاق اسلحه و انسان و سایر جرایم سازمان یافته متوجه هر دو کشور است، بر عملی نمودن توافقات صورت گرفته در کمیسیون مشترک امنیتی دو کشور تأکید کردند. ۸.  طرفین با تأکید بر اهمیت فعالیت کمیسیون مشترک همکاری‌ها میان دو کشور خواستار برگزاری هرچه سریعتر جلسات مربوطه این کمیسیون شدند. ۹.  جمهوری اسلامی افغانستان از کمک‌های جمهوری اسلامی ایران در زمینه اجرای پروژه‌های زیربنایی در افغانستان قدردانی نمود. جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن حمایت از ادامه کمک‌های اقتصادی بین‌المللی برای ایجاد ساختارهای زیربنایی اقتصادی در افغانستان، بر تداوم کمک‌های خود در زمینه تکمیل طرح‌هایی که نتیجه آن منجر به ایجاد رفاه اجتماعی در این کشور می‌گردد، ادامه خواهد داد. ۱۰.  طرفین با توجه به اهمیت همکاری‌های تجاری متوازن در تعمیق روابط دو کشور بر ضرورت تسهیل امور گمرکی، رفع موانع تعرفه‌ای و غیر تعرفه‌ای و کاهش تدریجی موانع تعرفه‌ای و حذف هرگونه رفتار تبعیض آمیز تعرفه‌ای در انجام مبادلات بازرگانی بین دو کشور تأکید کردند. ۱۱.  با تأکید بر گسترش همکاری‌های حمل و نقلی، طرفین در خصوص فراهم آوردن تسهیلات هر چه بیشتر برای شرکت‌های حمل و نقلی (ترانسپورتی) دو کشور توافق نمودند. دو طرف به منظور رفع برخی مشکلات موجود در زمینه حمل و نقل، آنها را در کمیته فنی مشترک بررسی و حل و فصل می‌کنند. ۱۲.  در رابطه به احداث خط آهن خواف ـ هرات و اقدامات صورت گرفته اخیر، طرف ایرانی متعهد گردید تا کار باقیمانده قطعه سوم خط آهن خواف ـ هرات را در اولین فرصت ممکن تکمیل نموده و آماده بهره‌برداری سازد و با توجه به توافقات دو جانبه، مشاوران ریلی را جهت ارایه خدمات مشاوره یی به افغانستان اعزام نمایند. طرف افغانستان متعهد گردید اقدامات لازم در خصوص تأمین اعتبار و شروع ساخت قطعه چهارم را انجام دهد. ۱۳.  با توجه به نیازمندی راه آهن افغانستان، راه آهن جمهوری اسلامی ایران موافقت خود را جهت ارایه دوره‌های آموزشی کوتاه مدت و میان مدت در رشته‌های کاربردی راه آهن به کارمندان راه آهن افغانستان اعلان نمود. ۱۴.  طرف ایرانی موافقت خود را برای برگزاری دوره‌های آموزش عالی در رشته‌های مختلف راه آهن در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس به صورت حضوری و یا آموزش از راه دور (مجازی و غیرمجازی) با همآهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران برای کارمندان راه آهن افغانستان اعلام نمود. ۱۵.  طرفین اتصال ریلی جمهوری اسلامی ایران از طریق جمهوری اسلامی افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی و چین برای ترانزیت کالا و مسافر را برای احیای راه ابریشم را با اهمیت دانسته و بر تکمیل آن تأکید نمودند. در این زمینه مقرر گردیده نشست بعدی نمایندگان پنج کشور کریدور ریلی ایران، افغانستان، تاجکستان، قرغزستان و چین در اولین فرصت ممکن در تهران برگزار شود. ۱۶.  جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی افغانستان بر گسترش همکاری‌های تجاری متوازن، بیمه، بانکداری، ارتباطات، حمل و نقل و ترانزیت، انرژی، صنایع، استخراج معادن، کشاورزی، علوم و فنون، خدمات فنی و مهندسی و سایر زمینه‌های مورد علاقه تأکید و خواستار تعامل هرچه بیشتر تجار و سرمایه گذاران دو کشور شده و خود را متعهد به تشویق بخش خصوصی به همکاری بیشتر و ارائه تسهیلات و فراهم نمودن بستر مناسب جهت رشد و توسعه فعالیت‌های آزاد اقتصادی اتباع دو کشور مطابق با قوانین و مقررات داخلی خود نمودند. ۱۷.  طرفین با توجه به توسعه روزافزون معاملات تجارتی و ترانزیتی و همچنان تشویق بخش خصوصی موافقه نمودند تا سهولت‌های بیشتر را در قبال صدور ویزا برای تاجران و راننده گان وسایط حمل و نقل فراهم نمایند. همچنان برای تعاون و همکاری‌های بیشتر میان سرمایه گذاران و صنعتکاران هر دوکشور، برای تقویت اتاق تجارت مشترک کوشیده و از آغاز کار رسمی آن در هردو کشور حمایت می‌نمایند. ۱۸.  طرفین بر گسترش و تقویت همکاری استان/ولایت‌های همجوار با هدف نیل به توسعه متوازن تأکید نمودند و در این راستا توافق گردید که طرح‌های خاصی با مشارکت طرفین مطالعه و پیشنهاد شود که اجرای آنها موجب توسعه محلی و بهبود وضعیت اقتصادی مردم و ساکنان بومی گردد. در جهت رسیدن به این هدف موضوع اعمال نظام تخفیف تعرفه برای کالاهای تولید شده در استان‌های همجوار به عنوان یکی از امتیازات که می‌تواند موجب تشویق فعالیت در مناطق مرزی شود مورد توجه قرار گرفت و مقرر گردید طرفین فهرست تولیدات استانی را مبادله تا نسبت به تدوین فهرست تولیدات مشمول تخفیف تعرفه اقدام نمایند. ۱۹.  طرفین بر اهمیت مسیر ترانزیتی بندر چابهار به افغانستان بعنوان مسیری مطمئن برای رفع نیازهای صادرات و واردات جمهوری اسلامی افغانستان تأکید نمودند. همچنان طرفین بر تسریع روند نهایی سازی و امضای موافقتنامه سه جانبه ترانسپورتی و ترانزیت چابهار میان افغانستان، ایران و هند نیز تأکید کردند. ۲۰.  با توجه به نیازمندی‌های کنترول و ترافیک هوایی افغانستان، سازمان هواپیمایی کشوری جمهوری اسلامی ایران موافقت خود را جهت ارایه دوره‌های آموزشی در رشته‌های کاربردی کنترول و ترافیک هوایی به کارمندان اداره هوانوردی ملکی افغانستان اعلان نمود. ۲۱.  طرفین با تأکید بر مشترکات عمیق فرهنگی، تاریخی و اجتماعی دو کشور، از همکاری‌های فیمابین ابراز خرسندی نموده و بر ادامه همکاری در بخشهای فرهنگی و تبادل تجربه و انجام تحقیقات مشترک علمی توسط دانشگاه ها/پوهنتونها و موسسات پژوهشی دو کشور تأکید نمودند و در زمینه حفظ و تقویت مشترکات فرهنگی اهتمام خاص به عمل خواهند آورد. در این زمینه موضوع تبادل تیم‌های ورزشی و گروه‌های هنری مورد تأکید قرار گرفت. ۲۲.  افغانستان افزون بر سپاسگذاری از کمک‌ها و مساعدت‌های همیشگی جمهوری اسلامی ایران در فراهم سازی زمینه آموزش و تحصیلات عالی برای مهاجرین افغان، خواهان لغو یا کاهش شهریه‌های مدارس و دانشگاه/پوهنتون برای دانش آموزان و دانشجویان افغان مقیم ایران و رفع ممنوعیت بعضی از رشته‌های تحصیلی شد. طرف ایران وعده سپرد در زمینه رفع این مشکلات بررسی‌های لازم را انجام دهد. ۲۳.  طرفین در رابطه با توسعه روابط علمی و آموزشی دو کشور، موضوع تبادل استاد و در اختیار قرار دادن فرصت‌های مطالعاتی و برگزاری سمینارهای علمی در دو کشور را مورد توجه قرار دادند و در زمینه توسعه ارتباطات علمی از طریق دانشگاه ها/پوهنتون‌ها و مراکز علمی اقدام خواهند نمود. ۲۴.  طرفین جهت تسهیل روند بازگشت داوطلبانه پناهندگان افغانستان به کشورشان در چارچوب برنامه‌های سه جانبه با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد همکاری می‌نمایند. در این زمینه دولت افغانستان تسهیلات و امکانات تشویقی برای داوطلبان بازگشت به افغانستان در نظر خواهد گرفت. همچنین طرفین بر فعال نمودن کمیته مشترک اتباع جهت پیگیری موضوعات مربوط به قانونمند نمودن اقامت اتباع تأکید و خواستار طرح و پیگیری کلیه موضوعات ذیربط در این کمیته شدند. ۲۵.  با در نظرداشت اینکه صدور ویزای ایرانی برای شهروندان افغان باعث کاهش در مهاجرت‌های غیرقانونی به کشور ایران خواهد شد، طرفین برای فراهم سازی زمینه‌های تسهیل صدور ویزا تأکید نمودند. ۲۶.  طرفین توافق نمودند تا در راستای تقویت و توسعه همکاری‌های دوجانبه و پیگیری مفاد مورد توافق، نسبت به تشکیل و برگزاری جلسات پیگیری در چارچوب اجلاس کمیسیون مشترک همکاری‌های جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران، جلسات کمیسیون متذکره به صورت متواتر میان دو کشور برگزار گردد. ۲۷.  با توجه به اهمیت رودخانه هریرود برای هردو کشور، طرفین توافق کردند تا ضمن تشکیل کارگروه مشترک مربوطه، مطالعات را در مورد وضعیت آبی و ظرفیت هریرود روی دست گیرند، تا در روشنایی آن مذاکرات را به منظور بهره‌برداری معقول و عادلانه طبق حقوق و اصول قبول شده بین‌المللی در چارچوب بسته همکاری میان افغانستان و ایران در بخش‌های اقتصادی، ترانزیتی و تجارتی انجام دهند. ۲۸.  طرفین بر تطبیق همه‌جانبه وکامل معاهده ۱۳۵۱ راجع به آب هلمند و برگزاری جلسات منظم کمیساران آب هلمند طی برنامه وجدول زمانی مشخص تأکید نمودند. ۲۹.  طرفین نگرانی خویش را از وضعیت موجود ایکوسیستم گودزره و هامون‌ها در قلمرو دو کشور که نقشی مؤثر در اقتصاد، معیشت و سلامت مردم منطقه دارد، ابراز کرده، بر انجام مطالعات تخنیکی، تأکید نمودند. در این راستا توافق شد تا گروه مشترکی از کار شناسان دو کشور و همچنین سازمان‌های بین‌المللی ذیربط موضوع را پیگیری نمایند. این بیانیه در تاریخ ۱۶/۱۰/۱۳۹۴ خورشیدی به زبان فارسی/دری منتشر گردید. ]]> اسناد Sat, 09 Jan 2016 07:16:11 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/47108/بیانیه-مشترک-افغانستان-ایران-سفر-رئیس-اجرائیه ​متن تفاهم‌نامه اتاق‌های بازرگانی قندهار و زاهدان http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/34028/متن-تفاهم-نامه-اتاق-های-بازرگانی-قندهار-زاهدان تفاهم‌نامه همکاری مشترک میان اتاق‌های بازرگانی «قندهار» و «زاهدان» مرکز ولایت سیستان و بلوچستان ایران، یکشنبه شب (۴ اسد) به‌منظور گسترش روابط تجاری و اقتصادی، در زاهدان امضا شد. در این تفاهم‌نامه که توسط «حاج رحیم‌الدین حاج آغا» رئیس بورد اقتصادی و مشاور ارشد اتاق‌های تجاری به‌عنوان رئیس هیئت تجاری و سرمایه‌گذاری قندهار و نیمروز و «عبدالحکیم ریگی میرجاوه» رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ولایت سیستان و بلوچستان به‌عنوان طرف ایرانی امضا شد، آمده است: ۱. طرف ایرانی پیشنهاد نمود نسبت به تنظیم موافقت‌نامه تعرفه ترجیحی بین دو طرف به‌منظور توسعه روابط اقتصادی و تجاری اقدام و به دولت‌های متبوع خویش اعلام نمایند تا از نظرات و پیشنهاد‌های تجار دو طرف نیـز استفاده نمایند. ۲. پیشنهاد می‌گردد سازوکارهای قانونی جهت تسهیل صدور روادید و اقامت برای افراد شاخص و سرمایه‌گذار از سوی طرفین ارائه گردد. ۳. پیشنهاد می‌گردد زمینه اعطای بورسیه تحصیلی برای فرزندان سرمایه‌گذاران شاخص طرف افغانی از سوی آموزش عالی ارائه طریق گردد. ۴. پیشنهاد می‌گردد لیست کاملی از کارخانجات و واحدهای تولیدی آماده بکار شهرک‌های صنعتی به‌منظور استفاده از ظرفیت‌ها و زیرساخت‌های موجود در اختیار طرف افغانی قرار گیرد. ۵. با توجه به نیاز کشور افغانستان از ظرفیت‌ها و زیرساخت‌های خالی کارخانجات آرد استان با واردات گندم از سایر کشورها و تبدیل آن به آرد با سرمایه‌گذاری مشترک نیاز طرف افغانی برآورده شود. ۶. راه‌اندازی خط هوایی بین قندهار، زاهدان، دوبی و بالعکس پیشنهاد می‌گردد. ۷. به استناد ماده ۱۰ چهارمین اجلاسیه کمیسیون مشترک همکاری‌های جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی افغانستان، طرف ایرانی آمادگی خود را برای سرمایه‌گذاری مشترک در ایجاد شرکت‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای اعم از مسافربری و باربری اعلام می‌دارد (همچنین سرمایه‌گذاری مشترک در بخش خصوصی توسط طرفین.) ۸. طرف ایرانی با توجه به زیرساخت‌های مهیا شده در بندر چابهار و در شرف تأسیس منطقه آزاد سیستان آمادگی خویش را جهت ارائه خدمات تجاری و پذیرش کالاهای موردنیاز کشور افغانستان اعلام می‌دارد. ۹. طرف ایرانی آمادگی خویش جهت تبادلات محصولات کشاورزی و تولیدات دامی کشور ایران و افغانستان با تمهیدات لازم اعلام داشته و مقرر گردید از طریق مقامات ذی‌ربط پیگیری‌های لازم صورت پذیرد. ۱۰. با توجه به ماده ۴ چهارمین اجلاسیه مشترک، از طرف ظرفیت‌های ایجادشده در نوار مرزی جمهوری اسلامی ایران و افغانستان در ولایت سیستان و بلوچستان و احداث بازارچه‌های مرزی، طرف ایرانی پیشنهاد دارد از ظرفیت‌های موجود بهره‌برداری بهینه صورت گیرد و طرف افغانی نیـز موضوع را از طریق مقامات کشور خویش پیگیری نماید. ۱۱. طرف ایرانی آمادگی خود را به‌منظور ارتقاء سطح علمی و مهارتی درزمینهٔ فعالیت‌های اقتصادی، بهداشتی و سایر موارد با استفاده از ظرفیت‌های علمی، آموزشی و پژوهشی ولایت حسب نیاز و درخواست طرف افغانی اعلام نمود. ۱۲. طرف ایرانی در خصوص سوخت اعم از صادرات، ترانزیت و تأمین سوخت موردنیاز طرف افغانی، در چارچوب ضوابط آمادگی خود را اعلام نمود. ۱۳. طرف ایرانی درزمینهٔ انجام هماهنگی‌های لازم با مؤسسات آموزش عالی جهت ارائه خدمات فنی، مهندسی و کشاورزی اعلام آمادگی نمود. ۱۴. طرفین موافقت نمودند که نسبت به برگزاری نمایشگاه‌های عمومی و اختصاصی مشترک اقدام نمایند. ۱۵. طرفین پیشنهاد نمودند جهت توسعه مناسبات اقتصادی و تجاری نسبت به تبادل هیئت‌های تجاری، بازاریابی در دو کشور در طول سال اقدام نمایند. ۱۶. طرف ایرانی آمادگی خود را برای ایجاد کمیته‌های مشترک اقتصادی در دو کشور اعلام نمود. ۱۷. البته پیگیری‌ها به عهده تجار خصوصی بوده و اجرائیات مربوط به دولت جمهوری اسلامی ایران و افغانستان می‌باشد. این تفاهم‌نامه شامگاه یکشنبه در نشست هیئت تجاری و سرمایه‌گذاری ولایات قندهار، نیمروز و فراه افغانستان و ولایت سیستان و بلوچستان با حضور رئیس بورد اقتصادی و مشاور ارشد اتاق‌های تجارت افغانستان، رئیس و اعضا اتاق بازرگانی زاهدان، رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان ایران و برخی از مسئولان در اتاق بازرگانی زاهدان در ایران امضا شد. امضای این تفاهم‌نامه موجب گسترش روابط تجاری و اقتصادی و همکاری‌های مشترک بین دو اتاق بازرگانی قندهار و زاهدان و استفاده از ظرفیت‌های دو طرف می‌شود. ]]> اسناد Mon, 27 Jul 2015 09:45:14 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/34028/متن-تفاهم-نامه-اتاق-های-بازرگانی-قندهار-زاهدان كنوانسيون‌ مربوط‌ به‌ وضع‌ پناهندگان‌ http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/30976/كنوانسيون-مربوط-به-وضع-پناهندگان  كنوانسيون‌ مربوط‌ به‌ وضع‌ پناهندگان‌                                                                              مصوب‌ 28 ژوئيه‌ 1951، ژنو(28)                                                                                      مقدمه‌  طرف‌هاي‌ معظم‌ متعاهد  نظر به‌ اينكه‌ منشور ملل‌ متحد و اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر كه‌ در 10 دسامبر 1948 به‌ تصويب‌ مجمع‌ عمومي‌ رسيده‌ است‌ ـ اين‌ اصل‌ را مورد تأكيد قرار داده‌اند كه‌ كليه‌ افراد بشر بايد بدون‌ تبعيض‌ از حقوق‌ بشري‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ برخوردار گردند.  نظر به اينكه‌ سازمان‌ ملل‌ متحد در مواقع‌ مختلف‌ نسبت‌ به‌ وضع‌ پناهندگان‌ علاقمندي‌ بسيار نشان‌ داده‌ و كوشيده‌ است‌ تا برخورداري‌ از حقوق‌ بشري‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ را بوسيع‌ترين‌ شكل‌ ممكن‌ براي‌ پناهندگان‌ تضمين‌ كند.  نظر به اينكه‌ مطلوب‌ است‌ موافقتنامه‌هاي‌ بين‌المللي‌ قبلي‌ مربوط‌ به‌ وضع‌ پناهندگان‌ مورد تجديدنظر قرار گرفته‌ و تدوين‌ گردد و حدود شمول‌ اين‌ اسناد و ميزان‌ حمايتي‌ كه‌ طبق‌ آنها از پناهندگان‌ بعمل‌ مي‌آيد بوسيله‌ موافقتنامه‌ جديدي‌ بسط‌ و توسعه‌ يابد.  نظر به اينكه‌ ممكن‌ است‌ در نتيجه‌ اعطاء حق‌ پناهندگي‌ تعهدات‌ فوق‌العاده‌ سنگيني‌ براي‌ بعضي‌ از كشورها ايجاد گردد و لهذا حل‌ رضايت‌ بخش‌ مسائلي‌ كه‌ ملل‌ متحد خصوصيت‌ و وسعت‌ بين‌المللي‌ آن‌ را به‌ رسميت‌ شناخته‌ است‌ نخواهد توانست‌ بدون‌ همكاري‌ بين‌المللي‌ تحقق‌ يابد ـ با ابراز اميدواري‌ باينكه‌ كليه‌ دول‌ با شناسائي‌ جنبه‌ اجتماعي‌ و بشر دوستانه‌ مسئله‌ پناهندگان‌ تا آنجائي‌ كه‌ در امكان‌ دارند بكوشند تا اين‌ مسئله‌ موجب‌ تشنج‌ بين‌ دولت ها نشود.  با توجه‌ به اينكه‌ كميسر عالي‌ ملل‌ متحد براي‌ پناهندگان‌ عهده‌دار نظارت‌ بر اجراي‌ كنوانسيون‌هاي‌ بين‌المللي‌ مربوط‌ به‌ حمايت‌ از پناهندگان‌ مي‌باشد و با علم‌ به اينكه‌ هماهنگي‌ مؤثر اقداماتي‌ كه‌ براي‌ حل‌ اين‌ مسئله‌ بعمل‌ مي‌آيد بستگي‌ به‌ همكاري‌ دولت‌ها با كميسر عالي‌ دارد.  بشرح‌ زير موافقت‌ نموده‌اند: ********** *** **********  فصل‌ اول‌  مقررات‌ عمومي‌  مادة‌ 1 ـ تعريف‌ اصطلاح‌ «پناهنده‌»  الف‌ ـ  از لحاظ‌ كنوانسيون‌ حاضر اصطلاح‌ «پناهنده‌» به‌ شخصي‌ اطلاق‌ مي‌گردد كه‌:  (1) به‌ موجب‌ ترتيبات‌ مورخ‌ 12 مه‌ 1926 و 30 ژوئن‌ 1928 يا به‌ موجب‌ كنوانسيونهاي‌ مورخ‌ 28 اكتبر 1933 و 10 فوريه‌ 1938 يا پروتكل‌ مورخ‌ 14 سپتامبر 1939 يا اساسنامه‌ سازمان‌ بين‌المللي‌ پناهندگان‌، پناهنده‌ تلقي‌ شده‌ است‌.  تصميمات‌ مربوط‌ به‌ عدم‌ قابليت‌ انتخاب‌ شدن‌ كه‌ از طرف‌ سازمان‌ بين‌المللي‌ پناهندگان‌ در مدت‌ فعاليت‌ سازمان‌ اتخاذ گرديده‌ است‌ مانع‌ آن‌ نيست‌ كه‌ اشخاص‌ واجد شرايط‌ مقرر در بند 2 اين‌ قسمت‌ پناهنده‌ شناخته‌ شوند.  (2) در نتيجه‌ حوادث‌ قبل‌ از يكم‌ ژانويه‌ 1951 و به‌ علت‌ ترس‌ موجه‌ از اينكه‌ به‌ علل‌ مربوط‌ به‌ نژاد يا مذهب‌ يا مليت‌ يا عضويت‌ در بعضي‌ گروه‌هاي‌ اجتماعي‌ يا داشتن‌ عقايد سياسي‌ تحت‌ شكنجه‌ قرار گيرد ـ در خارج‌ از كشور محل‌ سكونت‌ عادي‌ خود به‌ سر مي‌برد و نمي‌تواند و يا بعلت‌ ترس‌ مذكور نمي‌خواهد خود را تحت‌ حمايت‌ آن‌ كشور قرار دهد يا در صورتي‌ كه‌ فاقد تابعيت‌ است‌ و پس‌ از چنين‌ حوادثي‌ در خارج‌ از كشور محل‌ سكونت‌ دائمي‌ خود بسر مي‌برد ـ نمي‌تواند يا بعلت‌ ترس‌ مذكور نمي‌خواهد به‌ آن‌  كشور بازگردد.  در مورد شخصي‌ كه‌ بيش‌ از يك‌ تابعيت‌ دارد اصطلاح‌ «كشور محل‌ تابعيت‌» او عبارت‌ خواهد بود از هر يك‌ از كشورهائي‌ كه‌ شخص‌ مزبور تابعيت‌ آن‌ را دارد. شخصي‌ را كه‌ بدون‌ دليل‌ معتبر و مبتني‌ بر ترس‌ موجه‌ خود را تحت‌ حمايت‌ يكي‌ از كشورهايي‌ كه‌ تابعيت‌ آن‌ را دارد قرار نداده‌ باشد نمي‌توان‌ از حمايت‌ كشور محل‌ تابعيت‌ خود محروم‌ تلقي‌ كرد.  ب‌ ـ  (1) ـ از لحاظ‌ كنوانسيون‌ حاضر عبارت‌ «وقايعي‌ كه‌ قبل‌ از اول‌ ژانويه‌ 1951 اتفاق‌ افتاده‌ است‌» مذكور در قسمت‌ الف‌ ماده‌ 1 عبارتست‌ از:  الف‌ ـ «وقايعي‌ كه‌ قبل‌ از اول‌ ژانويه‌ 1951 در اروپا روي‌ داده‌ است‌» يا  ب‌ ـ «وقايعي‌ كه‌ قبل‌ از اول‌ ژانويه‌ 1951 در اروپا يا جاي‌ ديگر روي‌ داده‌ است‌»  هر يك‌ از دول‌ متعاهد بايد موقع‌ امضاء يا تصويب‌ يا الحاق‌ اعلاميه‌اي‌ صادر و در آن‌ تصريح‌ نمايد كه‌ بر تعهدات‌ خود نسبت‌ به‌ كنوانسيون‌ حاضر براي‌ اصطلاح‌ مذكور چه‌ شعاع‌ عملي‌ را منظور مي‌دارد.  (2) ـ دولت‌ متعاهدي‌ كه‌ شق‌ «الف‌» را پذيرفته‌ است‌ در هر موقع‌ مي‌تواند با ارسال‌ يادداشتي‌ خطاب‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد تعهدات‌ خود را شامل‌ شق‌ «ب‌» نيز بنمايد.  ج‌ ـ  اين‌ كنوانسيون‌ در موارد ذيل‌ درباره‌ اشخاص‌ مذكور در قسمت‌ الف‌ اين‌ ماده‌ اجرا نخواهد گرديد:  1. شخصي‌ كه‌ داوطلبانه‌ خود را مجدداً تحت‌ حمايت‌ كشور متبوع‌ خويش‌ قرار دهد ـ يا  2. در صورتي‌ كه‌ تابعيت‌ خود را از دست‌ داده‌ باشد آن‌ را مجدداً تحصيل‌ نمايد ـ يا  3. تابعيت‌ جديدي‌ كسب‌ كرده‌ و از حمايت‌ كشور متبوعه‌ جديد برخوردار باشد ـ يا  4. داوطلبانه‌ براي‌ سكونت‌ به‌ كشوري‌ بازگردد كه‌ به‌ علت‌ ترس‌ از شكنجه‌ قبلاً آنجا را ترك‌ گفته‌ يا در خارج‌ از آن‌ بسر مي‌برده‌ ـ يا  5. به علت‌ از بين‌ رفتن‌ اوضاع‌ و احوالي‌ كه‌ باعث‌ شده‌ بود وي‌ به‌ عنوان‌ پناهنده‌ شناخته‌ شود ديگر نتواند از قبول‌ حمايت‌ دولت‌ متبوع‌ خود امتناع‌ نمايد.  بديهي‌ است‌ مقررات‌ اين‌ بند شامل‌ پناهنده‌اي‌ كه‌ مشمول‌ مقررات‌ بند 1 قسمت‌ «الف‌» ماده‌ حاضر است‌ و مي‌تواند براي‌ امتناع‌ از قبول‌ حمايت‌ دولت‌ متبوعه‌ خود دلايل‌ قاطعي‌ دال‌ بر شكنجه‌ قبلي‌ اقامه‌ نمايد، نخواهد گرديد.  6. اگر اوضاع‌ و احوالي‌ كه‌ باعث‌ شده‌ بودند يك‌ شخص‌ بدون‌ تابعيت‌ بعنوان‌ پناهنده‌ شناخته‌ شود از بين‌ برود، آن‌ شخص‌ مي‌تواند به‌ كشوري‌ كه‌ در آنجا سكونت‌ دائم‌ داشته‌ مراجعه‌ نمايد.  بديهي‌ است‌ مقررات‌ اين‌ بند شامل‌ پناهنده‌اي‌ كه‌ مشمول‌ مقررات‌ بند 1 قسمت‌ «الف‌» ماده‌ حاضر است‌ و مي‌تواند براي‌ امتناع‌ از بازگشت‌ به‌ كشور محل‌ سكونت‌ عادي‌ قبلي‌ خود دلائل‌ قاطعي‌ دال‌ بر شكنجه‌ قبلي‌ اقامه‌ نمايد نخواهد گرديد.  د ـ  اين‌ كنوانسيون‌ در مورد اشخاصي‌ كه‌ در حال‌ حاضر تحت‌ حمايت‌ مؤسسات‌ يا اركان‌ سازمان‌ ملل‌ متحد غير از كميسر عالي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد براي‌ پناهندگان‌ قرار ندارند يا از مؤسسات‌ يا اركان‌ مزبور كمك‌ دريافت‌ مي‌دارند مجري‌ نخواهد بود. در صورتي‌ كه‌ حمايت‌ يا كمك‌ مزبور بعلتي‌ قطع‌ شود و سرنوشت‌ اين‌ اشخاص‌ به‌ موجب‌ قطعنامه‌هاي‌ مربوطه‌ مجمع‌ عمومي‌ ملل‌ متحد تعيين‌ نگردد اشخاص‌ مزبور كاملاً حق‌ خواهند داشت‌ از مقررات‌ اين‌ كنوانسيون‌ بهره‌مند گردند.  ه‌ ـ  اين‌ كنوانسيون‌ در مورد شخصي‌ كه‌ از طرف‌ مقامات‌ صلاحيتدار كشور محل‌ سكونت‌ دائم‌ خود حائز حقوق‌ و تكاليفي‌ ناشي‌ از تحصيل‌ تابعيت‌ آن‌ كشور شناخته‌ شده‌ باشد مجري‌ نخواهد بود.  و ـ  مقررات‌ اين‌ كنوانسيون‌ در مورد اشخاصي‌ كه‌ عليه‌ آنها دلايل‌ محكمي‌ دال‌ بر مراتب‌ زير وجود داشته‌ باشد مجري‌ نخواهد بود:  الف‌ ـ مرتكب‌ جنايتي‌ عليه‌ صلح‌ يا بشريت‌ يا جنايات‌ جنگي‌ شده‌ باشد (طبق‌ تعاريف‌ مندرج‌ در اسناد بين‌المللي‌ كه‌ براي‌ پيش‌بيني‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ اين‌ جنايات‌ تنظيم‌ گرديده‌ است‌).  ب‌ ـ قبل‌ از آنكه‌ در كشور پناه‌ دهنده‌ بعنوان‌ پناهنده‌ پذيرفته‌ شود در خارج‌ از آن‌ كشور مرتكب‌ جنايات‌ عمده‌اي‌ كه‌ مشمول‌ مجازات‌ عمومي‌ مي‌باشد شده‌ باشند.  ج‌ ـ مرتكب‌ اعمالي‌ كه‌ مغاير با مقاصد و اصول‌ ملل‌ متحد است‌ شده‌ باشند.   ماده‌ 2 ـ وظايف‌ كلي‌  هر پناهنده‌ در كشوري‌ كه‌ بسر مي‌برد داراي‌ وظايفي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ مخصوصاً ملزم‌ مي‌باشد خود را با قوانين‌ و مقررات‌ آن‌ كشور و اقداماتي‌ كه‌ براي‌ حفظ‌ نظم‌ عمومي‌ بعمل‌ مي‌آيد تطبيق‌ دهد.  ماده‌ 3 ـ عدم‌ تبعيض‌  دول‌ متعاهد مقررات‌ اين‌ كنوانسيون‌ را بدون‌ تبعيض‌ از لحاظ‌ نژاد يا مذهب‌ يا سرزمين‌ اصلي‌ درباره‌ پناهندگان‌ اجرا خواهند نمود.  ماده‌ 4 ـ دين‌  دول‌ متعاهد در سرزمين‌ خود نسبت‌ به‌ آزادي‌ پناهنده‌ در اجراي‌ امور ديني‌ و دادن‌ تعليمات‌ مذهبي‌ به‌ كودكان‌ خود رفتاري‌ لااقل‌ در حد رفتاري‌ كه‌ نسبت‌ به‌ اتباع‌ خود دارند، اتخاذ خواهند نمود.  ماده‌ 5 ـ حقوقي‌ كه‌ خارج‌ از حدود اين‌ كنوانسيون‌ اعطاء مي‌شود  هيچيك‌ از مقررات‌ كنوانسيون‌ حاضر به‌ حقوق‌ و مزايايي‌ كه‌ خارج‌ از حدود اين‌ كنوانسيون‌ به‌ پناهندگان‌ داده‌ شده‌ است‌ لطمه‌اي‌ وارد نخواهد ساخت‌.  ماده‌ 6 ـ اصطلاح‌ «در شرايط‌ يكسان‌»  از لحاظ‌ اين‌ كنوانسيون‌ منظور از اصطلاح‌ «در شرايط‌ يكسان‌» اين‌ است‌ كه‌ تمام‌ شرايطي‌ (بخصوص‌ شرايط‌ مربوط‌ به‌ مدت‌ و نحوه‌ اقامت‌ موقت‌ يا دائم‌) كه‌ فرد اگر پناهنده‌ نباشد بايد براي‌ برخورداري‌ از حق‌ مورد نظر دارا باشد مراعات‌ گردد به‌ استثناي‌ شرايطي‌ كه‌ طبيعتاً پناهنده‌ نمي‌تواند واجد آن‌ باشد.  ماده‌ 7 ـ معافيت‌ از عمل‌ متقابل‌  1. هر يك‌ از دول‌ متعاهد در مورد پناهندگان‌ همان‌ رژيمي‌ را معمول‌ خواهد داشت‌ كه‌ با بيگانگان‌ به‌ طور كلي‌ به‌ عمل‌ مي‌آورد جز در مواردي‌ كه‌ به‌ موجب‌ اين‌ كنوانسيون‌ رژيم‌ بهتري‌ مقرر گرديده‌ است‌.  2. كليه‌ پناهندگان‌ پس‌ از سه‌ سال‌ سكونت‌ در سرزمين‌ دول‌ متعاهد از شرط‌ بعمل‌ متقابل‌ كه‌ قانوناً مقرر شده‌ باشد معاف‌ خواهند بود.  3. هر يك‌ از دول‌ متعاهد بايد حقوق‌ و مزايايي‌ را كه‌ پناهندگان‌ تا تاريخ‌ لازم‌الاجرا شدن‌ اين‌ كنوانسيون‌ در صورتيكه‌ اصل‌ عمل‌ متقابل‌ وجود نداشته‌ باشد از آن‌ برخوردار بوده‌اند كماكان‌ به‌ آنها اعطاء نمايد.  4. دول‌ متعاهد ـ در صورتي‌ كه‌ اصل‌ عمل‌ متقابل‌ وجود نداشته‌ باشد امكان‌ اعطاي‌ حقوق‌ و مزايايي‌ را به‌ پناهندگان‌ علاوه‌ بر آنچه‌ به‌ موجب‌ بند 2 و 3 اعطاء گرديده‌ است‌ و همچنين‌ امكان‌ اعطاي‌ معافيت‌ از عمل‌ متقابل‌ را به‌ پناهندگاني‌ كه‌ واجد شرايط‌ مقرر در بند 2 و 3 نبوده‌اند با نظر مساعد مورد بررسي‌ قرار خواهند داد.  5. مقررات‌ بندهاي‌ 2 و 3 اين‌ ماده‌ در مورد حقوق‌ و مزاياي‌ مذكور در مواد 13 و 18 و 19 و 21 و 22 اين‌ كنوانسيون‌ و همچنين‌ در مورد حقوق‌ و مزايايي‌ كه‌ در اين‌ كنوانسيون‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ است‌ اجراء خواهد شد.  ماده‌ 8 ـ معافيت‌ از اقدامات‌ استثنائي‌  در مورد اقدامات‌ استثنايي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ عليه‌ شخص‌ مال‌ يا منافع‌ اتباع‌ يك‌ دولت‌ معين‌ بعمل‌ آيد دول‌ متعاهد اين‌ اقدامات‌ را درباره‌ پناهنده‌اي‌ كه‌ بالصراحه‌ از اتباع‌ دولت‌ مزبور است‌ صرفاً بخاطر تابعيت‌ او بعمل‌ نخواهند آورد. دول‌ متعاهدي‌ كه‌ قوانين‌ آنها مانع‌ از اجراي‌ اصل‌ كلي‌ مصرح‌ در اين‌ ماده‌ است‌ در موارد مقتضي‌ اقدام‌ به‌ اعطاي‌ معافيت‌هايي‌ به‌ پناهندگان‌ مزبور خواهند نمود.  ماده‌ 9 ـ اقدامات‌ موقتي‌  هيچيك‌ از مقررات‌ كنوانسيون‌ حاضر مانع‌ از آن‌ نخواهد بود كه‌ يك‌ دولت‌ متعاهد در موقع‌ جنگ‌ يا ساير مواقع‌ استثنايي‌ و دشوار در مورد يك‌ شخص‌ معين‌ موقتاً و تا حصول‌ يقين‌ باينكه‌ شخص‌ مزبور يك‌ پناهنده‌ است‌ اقداماتي‌ معمول‌ دارد كه‌ به‌ نظر آن‌ دولت‌ مبادرت‌ به‌ آنها براي‌ حفظ‌ امنيت‌ ملي‌ ضروري‌ است‌.  ماده‌ 10 ـ ادامه‌ اقامت‌  1. در صورتي‌ كه‌ پناهنده‌اي‌ در اثناي‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ تبعيد گرديده‌ و به‌ سرزمين‌ يكي‌ از دول‌ متعاهد برده‌ شده‌ و در آنجا ساكن‌ باشد مدت‌ اقامت‌ اجباري‌ جزء اقامت‌ قانوني‌ وي‌ در سرزمين‌ دولت‌ مذكور محسوب‌ خواهد شد.  2. در صورتي‌ كه‌ پناهنده‌اي‌ در اثناي‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ از سرزمين‌ دولت‌ متعاهد تبعيد گرديده‌ و قبل‌ از تاريخ‌ لازم‌الاجرا شدن‌ اين‌ كنوانسيون‌ به‌ منظور سكونت‌ به‌ سرزمين‌ مزبور بازگشته‌ باشد مدت‌ سكونت‌ قبل‌ و بعد از تبعيد مزبور براي‌ هر منظوري‌ كه‌ مستلزم‌ اقامت‌ بلاانقطاع‌ است‌ به‌ منزله‌ يك‌ دوره‌ بلاانقطاع‌ تلقي‌ خواهد شد.  ماده‌ 11 ـ ملوانان‌ پناهنده‌  در مورد پناهندگاني‌ كه‌ بعنوان‌ ملوان‌ بطور منظم‌ در كشتي‌ داراي‌ پرچم‌ يكي‌ از دول‌ متعاهد خدمت‌ مي‌كنند دولت‌ مزبور نسبت‌ به‌ امكان‌ اجازه‌ اسكان‌ آنها در سرزمين‌ خود و صدور اسناد مسافرت‌ براي‌ آنان‌ يا نسبت‌ به‌ قبول‌ موقت‌ آنان‌ در سرزمين‌ خود بخصوص‌ به‌ منظور تسهيل‌ در كار اسكان‌ آنان‌ در كشور ديگر توجه‌ خاص‌ مبذول‌ خواهد داشت‌. ********** *** **********  فصل‌ دوم‌  وضع‌ حقوقي‌  ماده‌ 12 ـ احوال‌ شخصيه‌  1. احوال‌ شخصيه‌ پناهنده‌ تابع‌ قوانين‌ كشوري‌ است‌ كه‌ در آنجا اقامت‌ دارد ولي‌ چنانچه‌ فاقد محل‌ اقامت‌ باشد تابع‌ قوانين‌ كشور محل‌ سكونت‌ او خواهد بود.  2. حقوقي‌ كه‌ پناهنده‌ قبلاً كسب‌ نموده‌ و مربوط‌ باحوال‌ شخصيه‌ او مي‌باشد مخصوصاً حقوق‌ مربوط‌ به‌ ازدواج‌ بايد از طرف‌ هر دولت‌ متعاهد محترم‌ شمرده‌ شود بشرط‌ آنكه‌ در صورت‌ لزوم‌ تشريفات‌ پيش‌ بيني‌ شده‌ در قوانين‌ دولت‌ مزبور را انجام‌ دهد. بديهي‌ است‌ حق‌ مورد بحث‌ بايد از جمله‌ حقوقي‌ باشد كه‌ طبق‌ قوانين‌ دولت‌ مذكور چنانچه‌ وي‌ پناهنده‌ هم‌ نباشد شناخته‌ شده‌ باشد.  ماده‌ 13 ـ اموال‌ منقول‌ و غيرمنقول‌  دول‌ متعاهد در مورد تحصيل‌ اموال‌ منقول‌ و غيرمنقول‌ و ساير حقوق‌ مربوطه‌ و همچنين‌ در مورد قراردادهاي‌ اجاره‌ يا ساير قراردادهاي‌ مربوط‌ به‌ مالكيت‌ اموال‌ منقول‌ و غيرمنقول‌ يا پناهندگان‌ رفتاري‌ خواهند نمود كه‌ تا سرحد امكان‌ مساعد بوده‌ و در هر حال‌ از رفتاري‌ كه‌ در اينگونه‌ موارد نسبت‌ به‌ بيگانگان‌ به‌ طور اعم‌ بعمل‌ مي‌آيد نامساعدتر نباشد.  ماده‌ 14 ـ مالكيت‌ معنوي‌ و صنعتي‌  در مورد حمايت‌ از مالكيت‌ صنعتي‌ بخصوص‌ حمايت‌ از اختراعات‌ طرحها و مدلها، علائم‌ تجارتي‌ و اسامي‌ تجارتي‌ و همچنين‌ حمايت‌ از مالكيت‌ ادبي‌ و هنري‌ و علمي‌ پناهنده‌ در كشوري‌ كه‌ معمولاً سكونت‌ دارد مورد همان‌ حمايتي‌ واقع‌ خواهد شد كه‌ از اتباع‌ كشوري‌ كه‌ پناهنده‌ در آن‌ سكونت‌ دارد معمول‌ گردد.  ماده‌ 15 ـ حق‌ عضويت‌  در مورد عضويت‌ در جمعيتهاي‌ غيرسياسي‌ و غيرانتفاعي‌ و سنديكاهاي‌ حرفه‌اي‌ دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگاني‌ كه‌ طبق‌ قانون‌ در سرزمين‌ آنان‌ سكونت‌ دارند مساعدترين‌ رفتاري‌ را كه‌ در چنين‌ مواردي‌ در مورد اتباع‌ دول‌ خارجي‌ بعمل‌ مي‌آورند معمول‌ خواهند داشت‌.  ماده‌ 16 ـ حق‌ مراجعه‌ به‌ دادگاهها  1. هر پناهنده‌ مي‌تواند در سرزمين‌ دول‌ متعاهد آزادانه‌ به‌ محاكم‌ قضائي‌ مراجعه‌ نمايد.  2. هر پناهنده‌ در سرزمين‌ دولت‌ متعاهدي‌ كه‌ محل‌ سكونت‌ عادي‌ اوست‌ در مورد دسترسي‌ به‌ دادگاه‌ها از جمله‌ استفاده‌ از معاضدت‌ قضائي‌ و معافيت‌ از سپردن‌ تضمين‌ هزينه‌هاي‌ دادرسي‌ از همان‌ رفتاري‌ كه‌ درباره‌ اتباع‌ دولت‌ مزبور به‌ عمل‌ مي‌آيد بهره‌مند خواهد شد.  3. هر پناهنده‌ در سرزمين‌هاي‌ دول‌ متعاهد ديگر غير از سرزمين‌ محل‌ سكونت‌ دائمي‌ خود در مورد مسائل‌ مندرج‌ در بند 2 از رفتاري‌ برخوردار خواهد شد كه‌ در بين‌ اتباع‌ كشور محل‌ سكونت‌ دائمي‌ وي‌ به‌ عمل‌ مي‌آيد. ********** *** **********  فصل‌ سوم‌  مشاغل‌ انتفاعي‌  ماده‌ 17 ـ اشتغال‌ با دستمزد  1. در مورد حق‌ اشتغال‌ بكار با دريافت‌ دستمزد هر دولت‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگاني‌ كه‌ بطور منظم‌ در سرزمين‌ او سكونت‌ كرده‌اند مطلوب ترين‌ رفتاري‌ را كه‌ در چنين‌ موارد، نسبت‌ به‌ اتباع‌ دول‌ بيگانه‌ معمول‌ مي‌دارد بعمل‌ خواهد آورد.  2. در هر حال‌ مقررات‌ محدود كننده‌اي‌ كه‌ درباره‌ بيگانگان‌ يا استخدام‌ بيگانگان‌ به‌ منظور حمايت‌ از بازار داخلي‌ كار وضع‌ مي‌گردد درباره‌ پناهنده‌اي‌ كه‌ در تاريخ‌ اجراي‌ اين‌ كنوانسيون‌ در سرزمين‌ دولت‌ متعاهد مذكور از مقررات‌ مورد بحث‌ معاف‌ بوده‌ و يا واجد يكي‌ از شرايط‌ زير باشد اجراء نخواهد شد:  الف‌ ـ مدت‌ سه‌ سال‌ در كشور سابقه‌ سكونت‌ دارد.  ب‌ ـ همسري‌ دارد كه‌ داراي‌ تابعيت‌ كشور محل‌ سكونت‌ اوست‌. پناهنده‌اي‌ كه‌ با همسرش‌ متاركه‌ كرده‌ نمي‌تواند به‌ مقررات‌ اين‌ بند استناد نمايد.  ج‌ ـ فرزند يا فرزنداني‌ دارد كه‌ داراي‌ تابعيت‌ كشور محل‌ سكونت‌ او مي‌باشند.  3 ـ دول‌ متعاهد با نظر مساعد كوشش‌ خواهند كرد كه‌ حقوق‌ مربوط‌ به‌ استخدام‌ پناهندگان‌ خصوصاً پناهندگاني‌ را كه‌ به‌ موجب‌ برنامه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ استخدام‌ كارگر يا برنامه‌هاي‌ مهاجرتي‌ وارد سرزمين‌ آنها شده‌اند با حقوق‌ اتباع‌ خود در اين‌ مورد مشابه‌ و يكسان‌ نمايند.  ماده‌ 18 ـ اشتغال‌ بكارهاي‌ آزاد  دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگاني‌ كه‌ قانوناً در سرزمين‌ آنها بسر مي‌برند در مورد اشتغال‌ بكار آزاد در زمينه‌ كشاورزي‌ ـ صنعت‌ ـ كارهاي‌ دستي‌ و تجارت‌ و تأسيس‌ شركتهاي‌ تجارتي‌ و صنعتي‌ رفتاري‌ معمول‌ خواهند داشت‌ كه‌ تا سرحد امكان‌ مساعد بوده‌. در هر حال‌ از رفتاري‌ كه‌ در چنين‌ موارد نسبت‌ به‌ بيگانگان‌ بطور كلي‌ بعمل‌ مي‌آيد نامساعدتر نباشد.  ماده‌ 19 ـ حرفه‌هاي‌ آزاد علمي‌  1. هر يك‌ از دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگاني‌ كه‌ بطور منظم‌ در سرزمين‌ آنان‌ ساكن‌ مي‌باشند و داراي‌ مدرك‌ تحصيلي‌ مي‌باشند كه‌ از طرف‌ مقامات‌ آن‌ دولت‌ برسميت‌ شناخته‌ شده‌ است‌ و مايلند به‌ حرفه‌هاي‌ آزاد علمي‌ اشتغال‌ داشته‌ باشند رفتاري‌ معمول‌ خواهد داشت‌ كه‌ تا سرحد امكان‌ مساعد بوده‌ و در حال‌ از رفتاري‌ كه‌ در چنين‌ موارد نسبت‌ به‌ بيگانگان‌ بطور كلي‌ بعمل‌ مي‌آيد نامساعدتر نباشد.  2. دول‌ متعاهد حداكثر كوشش‌ را خواهند كرد كه‌ مطابق‌ قوانين‌ و اساسنامه‌هاي‌ خود وسائل‌ استقرار پناهندگان‌ مزبور را غير از سرزمين‌ اصلي‌ در سرزمين‌هاي‌ ديگري‌ كه‌ مسئوليت‌ روابط‌ بين‌المللي‌ آنها را عهده‌دار مي‌باشند تأمين‌ نمايند. ********** *** **********  فصل‌ چهارم‌  رفاه‌ و آسايش‌  ماده‌ 20 ـ جيره‌بندي‌  در صورتيكه‌ سيستم‌ جيره‌بندي‌ وجود داشته‌ باشد و توزيع‌ محصولات‌ كمياب‌ در ميان‌ عموم‌ مردم‌ طبق‌ سهميه‌ صورت‌ گيرد نسبت‌ به‌ پناهندگان‌ نيز مانند اتباع‌ كشور رفتار خواهد شد.  ماده‌ 21 ـ مسكن‌  در مورد مسكن‌ تا آنجا كه‌ اين‌ امر بر طبق‌ قوانين‌ و مقررات‌ تنظيم‌ گرديده‌ يا تحت‌ نظارت‌ مقامات‌ دولتي‌ است‌ دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگان‌ رفتاري‌ معمول‌ خواهند داشت‌ تا سرحد امكان‌ مساعد بوده‌ و در هر حال‌ از رفتاري‌ كه‌ در چنين‌ مواردي‌ نسبت‌ به‌ بيگانگان‌ بطور كلي‌ معمول‌ مي‌دارند نامساعدتر نباشد.  ماده‌ 22 ـ تعليمات‌ عمومي‌  1. در مورد تحصيلات‌ ابتدائي‌ دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگان‌ مانند اتباع‌ خود رفتار خواهند نمود.  2. در مورد تحصيلات‌ غيرابتدائي‌ و مخصوصاً در مورد حق‌ اشتغال‌ به‌ تحصيل‌ و تعيين‌ ارزش‌ مدارك‌ تحصيلي‌ ديپلم‌ها و دانشنامه‌هاي‌ صادره‌ از ممالك‌ خارجي‌ و تخفيف‌ حقوق‌ و عوارض‌ مربوط‌ و اعطاي‌ كمك‌ هزينه‌ تحصيلي‌ و بورس‌ تحصيلي‌ دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگان‌ رفتاري‌ معمول‌ خواهند داشت‌ كه‌ تا سر حد امكان‌ مساعد بوده‌ و در هر حال‌ از رفتاري‌ كه‌ نسبت‌ به‌ بيگانگان‌ بطور كلي‌ بعمل‌ مي‌آيد نامساعدتر نباشد.  ماده‌ 23 ـ امور خيريه‌ دولتي‌  در مورد تعاون‌ و كمك‌هاي‌ عمومي‌ دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگاني‌ كه‌ مطابق‌ قانون‌ در سرزمين‌ آنها بسر مي‌برند مانند اتباع‌ خود رفتار خواهند كرد.  ماده‌ 24 ـ قوانين‌ كار و بيمه‌هاي‌ اجتماعي‌  1. دول‌ متعاهد در موارد زير نسبت‌ به‌ پناهندگاني‌ كه‌ مطابق‌ قانون‌ در سرزمين‌ آنها بسر مي‌برند مانند اتباع‌ خود رفتار خواهند كرد.  الف‌ ـ حقوق‌ (منجمله‌ مدد معاش‌ خانواده‌ در مواردي‌ كه‌ مدد معاش‌ مزبور جزء حقوق‌ است‌)، ساعات‌ كار، ساعات‌ اضافه‌ كار، مرخصي‌ با حقوق‌ محدوديت هاي‌ مربوط‌ به‌ كاركردن‌ در منزل‌، حداقل‌ سن‌ براي‌ استخدام‌، يادگيري‌ و تعلميات‌ حرفه‌اي‌، اشتغال‌ بكار بانوان‌ و نوجوانان‌ و استفاده‌ از مزاياي‌ كنوانسيون‌هاي‌ جمعي‌ تا حدودي‌ كه‌ موارد مذكور تابع‌ قوانين‌ يا مقررات‌ بوده‌ يا منوط‌ به‌ نظر مقامات‌ اداري‌ مي‌باشد.  ب‌ ـ بيمه‌ اجتماعي‌ (مقررات‌ قانوني‌ درباره‌ حوادث‌ امراض‌ ناشي‌ از زايمان‌، بيماري‌، از كارافتادگي‌، پيري‌، مرگ‌، بيكاري‌، مسئوليت‌هاي‌ خانوادگي‌ و ساير پيش‌آمدهاي‌ احتمالي‌ كه‌ طبق‌ قوانين‌ داخلي‌ مشمول‌ بيمه‌هاي‌ اجتماعي‌ است‌) با رعايت‌ محدوديتهاي‌ زير:  يكم‌ ـ ترتيبات‌ مقتضي‌ مربوط‌ به‌ حفظ‌ حقوق‌ مكتسبه‌ و حقوقي‌ كه‌ در شرف‌ اكتساب‌ است‌.  دوم‌ ـ مقررات‌ خاصي‌ كه‌ در قوانين‌ داخلي‌ كشور محل‌ سكونت‌ راجع‌ به‌ مزايا يا سهمي‌ از مزايايي‌ كه‌ كلاً از بودجه‌ عمومي‌ پرداخت‌ مي‌شود و همچنين‌ راجع‌ به‌ پرداخت‌ فوق‌العاده‌ به‌ اشخاصي‌ كه‌ واجد شرايط‌ لازم‌ براي‌ دريافت‌ مقرري‌ نمي‌باشد پيش‌بيني‌ شده‌ است‌.  2. چنانچه‌ پناهنده‌ بر اثر حادثه‌ يا بيماري‌ ناشي‌ از كار فوت‌ نمايد حقي‌ كه‌ بايد به‌ اين‌ مناسبت‌ پرداخت‌ گردد بعلت‌ اينكه‌ اقامتگاه‌ استفاده‌ كننده‌ از اين‌ حق‌ در خارج‌ از سرزمين‌ دولت‌ متعاهد است‌ زايل‌ نخواهد شد.  3. دول‌ متعاهد پناهندگان‌ را از مزاياي‌ موافقتنامه‌هايي‌ كه‌ بين‌ آنان‌ در خصوص‌ حفظ‌ حقوق‌ مكتسبه‌ يا حقوق‌ در شرف‌ اكتساب‌ در زمينه‌ بيمه‌هاي‌ اجتماعي‌ منعقد گرديده‌ يا در آينده‌ منعقد مي‌گردد بهره‌مند خواهند ساخت‌ مشروط‌ بر اينكه‌ پناهندگان‌ داراي‌ شرايطي‌ باشند كه‌ براي‌ اتباع‌ كشورهاي‌ امضاء كننده‌ اين‌ موافقت‌نامه‌ها پيش‌بيني‌ شده‌ است‌.  4. در مورد موافقتنامه‌هاي‌ مشابهي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ بين‌ دول‌ متعاهد و دول‌ ديگر لازم‌الاجرا باشد يا بعداً بموقع‌ اجرا گذاشته‌ شود دول‌ متعاهد امكان‌ برخورداري‌ پناهندگان‌ را از مزاياي‌ موافقتنامه‌هاي‌ مزبور با حسن‌ نيت‌ مورد بررسي‌ قرار خواهند داد. ********** *** **********  فصل‌ پنجم‌  اقدامات‌ اداري‌  ماده‌ 25 ـ مساعدت‌ اداري‌  1. هنگاميكه‌ اعمال‌ حقي‌ از طرف‌ پناهنده‌ مستلزم‌ مساعدت‌ مقامات‌ يك‌ دولت‌ خارجي‌ است‌ و پناهنده‌ نمي‌تواند به‌ آنها رجوع‌ نمايد دول‌ متعاهدي‌ كه‌ پناهنده‌ در سرزمين‌ آنها سكونت‌ دارد ترتيبي‌ خواهند داد كه‌ مقامات‌ مربوطه‌ آنها يا مقامات‌ بين‌المللي‌ به‌ پناهنده‌ مزبور مساعدت‌ لازم‌ را بنمايند.  2. مقام‌ يا مقامات‌ مذكور در بند (1) اسناد يا گواهي‌ نامه‌هائي‌ را كه‌ معمولاً بوسيله‌ يا با وساطت‌ مقامات‌ دولتي‌ آنها به‌ بيگانگان‌ داده‌ مي‌شود به‌ پناهندگان‌ تسليم‌ خواهند داشت‌ با وسايل‌ تسليم‌ آنرا تحت‌ نظارت‌ خود فراهم‌ خواهند ساخت‌.  3. اسناد يا گواهينامه‌هايي‌ كه‌ بدين‌ ترتيب‌ به‌ پناهندگان‌ داده‌ مي‌شود جايگزين‌ اسناد رسمي‌ خواهد بود كه‌ بوسيله‌ يا با وساطت‌ مقامات‌ دولتي‌ آنها به‌ بيگانگان‌ داده‌ مي‌شود و بايد معتبر شناخته‌ شود مگر اينكه‌ خلاف‌ آن‌ ثابت‌ گردد.  4. با رعايت‌ موارد استثنايي‌ كه‌ به‌ منظور مساعدت‌ با اشخاص‌ بي‌بضاعت‌ رعايت‌ مي‌شود در مقابل‌ انجام‌ خدمات‌ مذكور در اين‌ ماده‌ ممكن‌ است‌ حق‌الزحمه‌ دريافت‌ شود اما حق‌الزحمه‌ مزبور بايد منصفانه‌ بوده‌ و متناسب‌ با حق‌الزحمه‌اي‌ باشد كه‌ در مقابل‌ خدمات‌ مشابه‌ از اتباع‌ مملكت‌ دريافت‌ مي‌شود.  5. مقررات‌ اين‌ ماده‌ تأثيري‌ در مندرجات‌ مواد 27 و 28 نخواهد داشت‌.  ماده‌ 26 ـ آزادي‌ رفت‌ و آمد  هر يك‌ از دول‌ متعاهد به‌ پناهندگاني‌ كه‌ طبق‌ قانون‌ در سرزمين‌ آن‌ بسر مي‌برند حق‌ خواهد داد كه‌ محل‌ سكونت‌ خود را انتخاب‌ نمايد و آزادانه‌ در داخل‌ سرزمين‌ آن‌ دولت‌ رفت‌ و آمد كنند. مشروط‌ به‌ رعايت‌ مقرراتي‌ كه‌ عموماً در اينگونه‌ موارد درباره‌ خارجيان‌ اجرا مي‌شود.  ماده‌ 27 ـ اوراق‌ هويت‌  دولتهاي‌ متعاهد براي‌ پناهندگاني‌ كه‌ در سرزمين‌ آنها بسر مي‌برند و فاقد اسناد معتبر مسافرت‌ مي‌باشند اوراق‌ هويت‌ صادر خواهند كرد.  ماده‌ 28 ـ اسناد مسافرت‌  1. دول‌ متعاهد براي‌ پناهندگاني‌ كه‌ به‌ طور منظم‌ در سرزمين‌ آنها بسر مي‌برند به‌ منظور مسافرت‌ آنها به‌ خارج‌ از سرزمين‌ خود اسناد مسافرت‌ صادر خواهند كرد. مگر اينكه‌ دلايل‌ آمرانه‌ مربوط‌ به‌ امنيت‌ ملي‌ و نظم‌ عمومي‌ مغاير با اين‌ امر باشد.  اسناد مزبور مشمول‌ مقررات‌ مندرج‌ در الحاقيه‌ اين‌ كنوانسيون‌ خواهد بود. دول‌ متعاهد مي‌توانند براي‌ كليه‌ پناهندگاني‌ كه‌ در سرزمين‌ آنها بسر مي‌برند اسناد مسافرت‌ صادر كنند. دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ پناهندگاني‌ كه‌ نمي‌توانند اسناد مسافرت‌ را از كشوري‌ كه‌ محل‌ سكونت‌ دائمي‌ آنان‌ در آنجاست‌ تحصيل‌ كنند توجه‌ خاص‌ مبذول‌ خواهند داشت‌.  2. اسناد مسافرتي‌ كه‌ طبق‌ موافقتنامه‌هاي‌ قبلي‌ بين‌المللي‌ توسط‌ دول‌ طرف‌ موافقتنامه‌هاي‌ مزبور براي‌ پناهندگان‌ صادر شده‌ است‌ رسميت‌ داشته‌ و دولتهاي‌ متعاهد بايد اينگونه‌ اسناد را به‌ منزله‌ اسنادي‌ تلقي‌ نمايندكه‌ طبق‌ مقررات‌ اين‌ ماده‌ صادر شده‌ است‌.  ماده‌ 29 ـ ماليات‌ و عوارض‌  1. دولتهاي‌ متعاهد هيچ‌ نوع‌ حقوق‌ و عوارض‌ يا ماليات‌ غير از آنچه‌ در موارد مشابه‌ از اتباع‌ خود اخذ مي‌نمايد ـ يا بيشتر از آن‌ ـ به‌ پناهندگان‌ تحميل‌ نخواهند كرد.  2. مندرجات‌ بند فوق‌ مانع‌ از ان‌ نيست‌ كه‌ قوانين‌ و مقررات‌ مربوط‌ به‌ عوارض‌ صدور اسناد اداري‌ از جمله‌ اوراق‌ هويت‌ براي‌ بيگانگان‌ در مورد پناهندگان‌ اجرا گردد.  ماده‌ 30 ـ انتقال‌ دارائي‌  1. هر يك‌ از دول‌ متعاهد طبق‌ قوانين‌ و مقررات‌ خود اجازه‌ خواهد داد كه‌ پناهندگان‌ دارائي‌ خود را كه‌ وارد سرزمين‌ آن‌ دولت‌ نموده‌اند به‌ سرزمين‌ دولت‌ ديگري‌ كه‌ به‌ آنها اجازه‌ استقرار مجدد داده‌ است‌ انتقال‌ دهند.  2. هر يك‌ از دول‌ متعاهد تقاضاي‌ پناهندگان‌ را دائر بر موافقت‌ با انتقال‌ هر گونه‌ دارائي‌ ديگر كه‌ براي‌ استقرار آنان‌ در كشور ديگري‌ كه‌ با استقرار مجدد آنها موافقت‌ كرده‌ است‌ لازم‌ باشد با نظر مساعد مورد توجه‌ قرار خواهند داد.  ماده‌ 31 ـ پناهندگاني‌ كه‌ برخلاف‌ قانون‌ در كشور پناه‌ دهنده‌ بسر مي‌برند  1. دولت‌هاي‌ متعاهد پناهندگاني‌ را كه‌ مستقيماً از سرزميني‌ كه‌ در آنجا زندگي‌ و آزاديشان‌ به‌ مفهوم‌ ماده‌ 1 در معرض‌ تهديد بوده‌ بدون‌ اجازه‌ به‌ سرزمين‌ آنها وارد شده‌ يا در آنجا بسر مي‌برند بخاطر اينكه‌ برخلاف‌ قانون‌ وارد سرزمين‌ آنها شده‌اند يا در آن‌ بسر مي‌برند مجازات‌ نخواهند كرد مشروط‌ بر اينكه‌ بلادرنگ‌ خود را به‌ مقامات‌ مربوطه‌ معرفي‌ كرده‌ دلائل‌ قانع‌ كننده‌اي‌ براي‌ ورود يا حضور غيرقانوني‌ خود ارائه‌ دهند.  2. دول‌ متعاهد نسبت‌ به‌ رفت‌ و آمد اين‌ قبيل‌ پناهندگان‌ محدوديتهايي‌ غير از آنچه‌ لازم‌ باشد قائل‌ نخواهند شد و محدوديتهاي‌ مزبور فقط‌ تا موقعي‌ خواهد بود كه‌ وضع‌ اين‌ قبيل‌ پناهندگان‌ در كشور پناه‌دهنده‌ تعيين‌ نشده‌ يا اجازه‌ ورود به‌ كشور ديگري‌ تحصيل‌ نكرده‌اند. دول‌ متعاهد باين‌ قبيل‌ پناهندگان‌ فرصت‌ مناسب‌ داده‌ و تسهيلات‌ لازم‌ را براي‌ آنان‌ فراهم‌ خواهند ساخت‌ تا اجازه‌ ورود به‌ سرزمين‌ دولت‌ ديگر را تحصيل‌ نمايند.  ماده‌ 32 ـ اخراج‌  1. دول‌ متعاهد پناهنده‌اي‌ را كه‌ به‌ طور منظم‌ در سرزمين‌ آنان‌ بسر مي‌برند اخراج‌ نخواهند كرد مگر بدلائل‌ حفظ‌ امنيت‌ ملي‌ يا نظم‌ عمومي‌.  2. اخراج‌ چنين‌ پناهنده‌اي‌ فقط‌ به‌ موجب‌ تصميمي‌ صورت‌ خواهد گرفت‌ كه‌ طبق‌ موازين‌ قانوني‌ اتخاذ شده‌ باشد. به‌ پناهنده‌ مزبور بايد اجازه‌ داده‌ شود كه‌ براي‌ رفع‌ اتهام‌ از خود مدركي‌ ارائه‌ دهد، تقاضاي‌ استيناف‌ نمايد و به‌ مقامات‌ صلاحيتدار يا شخص‌ يا اشخاصي‌ كه‌ مقامات‌ صلاحيتدار تعيين‌ نموده‌اند مراجعه‌ نمايد مگر آنكه‌ اين‌ امر به‌ دلايل‌ امنيت‌ ملي‌ ميسر نباشد.  3. دول‌ متعاهد به‌ چنين‌ پناهنده‌اي‌ فرصت‌ مناسب‌ خواهند داد تا در اين‌ مدت‌ بتواند از طريق‌ قانون‌ مجوز ورود به‌ كشور ديگري‌ را تحصيل‌ كند. دول‌ متعاهد مي‌توانند در مدت‌ مزبور اقدامات‌ داخلي‌ را كه‌ لازم‌ تشخيص‌ دهند بعمل‌ آورند.   ماده‌ 33 ـ منع‌ اخراج‌ يا اعاده‌  1. هيچيك‌ از دول‌ متعاهد به‌ هيچ‌ نحو پناهنده‌اي‌ را به‌ سرزمينهايي‌ كه‌ امكان‌ دارد بعلل‌ مربوط‌ به‌ نژاد، مذهب‌، مليت‌، عضويت‌ در دسته‌ اجتماعي‌ بخصوص‌ بادارا بودن‌ عقايد سياسي‌، زندگي‌ يا آزادي‌ او در معرض‌ تهديد واقع‌ شود تبعيد نخواهند كرد يا باز نخواهند گردانيد.  2. اما پناهنده‌اي‌ كه‌ طبق‌ دلائل‌ كافي‌ وجودش‌ براي‌ امنيت‌ كشوري‌ كه‌ در آن‌ بسر مي‌برد خطرناك‌ بوده‌ يا طبق‌ رأي‌ قطعي‌ دادگاه‌ محكوم‌ به‌ ارتكاب‌ جرم‌ يا جنايت‌ مهمي‌ شده‌ و مضر بحال‌ جامعه‌ كشور تشخيص‌ داده‌ شود نمي‌تواند دعوي‌ استفاده‌ از مقررات‌ مذكور در اين‌ ماده‌ را بنمايد.  ماده‌ 34 ـ كسب‌ تابعيت‌  دول‌ متعاهد تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ در پذيرش‌ و اعطاي‌ تابعيت‌ به‌ پناهندگان‌ تسهيلاتي‌ فراهم‌ خواهند آورد و مخصوصاً كوشش‌ خواهند كرد تا امر تحصيل‌ تابعيت‌ را تسريع‌ كرده‌ و تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ از هزينه‌ها و مخارج‌ اين‌ امر بكاهند. ********** *** **********  فصل‌ ششم‌  مقررات‌ اجرائي‌ و موقتي‌  ماده‌ 35 ـ همكاري‌ مقامات‌ ملي‌ با ملل‌ متحد  1. دول‌ متعاهد تعهد مي‌كنند كه‌ با دفتر كميسيون‌ عالي‌ ملل‌ متحد براي‌ پناهندگان‌ يا هر يك‌ از ادارات‌ ملل‌ متحد كه‌ جانشين‌ آن‌ گردد در اجراي‌ وظايفش‌ همكاري‌ نموده‌ و مخصوصاً انجام‌ وظيفه‌ آن‌ را در امر نظارت‌ بر اجراي‌ مقررات‌ اين‌ كنوانسيون‌ تسهيل‌ نمايد.  2. براي‌ آنكه‌ دفتر كميسيون‌ عالي‌ ملل‌ متحد براي‌ پناهندگان‌ يا هر يك‌ از ادارات‌ ملل‌ متحد كه‌ جانشين‌ آن‌ گردد بتواند گزارشهاي‌ لازم‌ را به‌ اركان‌ صلاحيتدار ملل‌ متحد تسليم‌ نمايد دول‌ متعاهد تعهد مي‌نمايند كه‌ اطلاعات‌ و آمار درخواست‌ شده‌ راجع‌ به‌ موضوعات‌ زير در فرمهاي‌ مناسب‌ تهيه‌ و در اختيار آنان‌ قرار دهند:  الف‌ ـ وضع‌ پناهندگان‌  ب‌ ـ اجراي‌ اين‌ كنوانسيون‌  ج‌ ـ قوانين‌ يا مقررات‌ يا احكامي‌ كه‌ درباره‌ پناهندگان‌ مجري‌ بوده‌ يا از اين‌ پس‌ بموقع‌ اجراء گذاشته‌ خواهد شد.  ماده‌ 36 ـ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ قوانين‌ و آيين‌نامه‌ها داخلي‌  دول‌ متعاهد متن‌ قوانين‌ و مقرراتي‌ را كه‌ ممكن‌ است‌ براي‌ تأمين‌ اجراي‌ اين‌ كنوانسيون‌ وضع‌ نمايند در اختيار دبيركل‌ ملل‌ متحد قرار خواهند داد.  ماده‌ 37 ـ رابطه‌ با كنوانسيونهاي‌ قبلي‌  بدون‌ آنكه‌ به‌ مقررات‌ بند 2 ماده‌ 28 لطمه‌اي‌ وارد شود، اين‌ كنوانسيون‌ نسبت‌ به‌ دول‌ متعاهد آن‌ جانشين‌ موافقتنامه‌هاي‌ مورخ‌ 5 ژوئيه‌ 1922 و 31 مه‌ 1924 و 12 مه‌ 1926 و 30 ژوئن‌ 1928 و 30 ژوئيه‌ 1935 و كنوانسيونهاي‌ مورخ‌ 28 اكتبر 1933 و 10 فوريه‌ 1938 و پروتكل‌ مورخ‌ 14 سپتامبر 1939 و موافقت‌ نامه‌ مورخ‌ 15 اكتبر 1946 خواهد بود. ********** *** **********  فصل‌ هفتم‌   مقررات‌ نهائي‌  ماده‌ 38 ـ حل‌ اختلافات‌  كليه‌ اختلافات‌ ناشي‌ از تفسير يا اجراي‌ اين‌ كنوانسيون‌ بين‌ دول‌ متعاهد كه‌ از طرق‌ ديگر حل‌ و فصل‌ نشود بنا به‌ تقاضاي‌ يكي‌ از طرفين‌ اختلاف‌ به‌ ديوان‌ بين‌المللي‌ دادگستري‌ ارجاع‌ خواهد شد.  ماده‌ 39 ـ امضاء ـ تصويب‌ و الحاق‌  1. اين‌ كنوانسيون‌ در تاريخ‌ 28 ژوئيه‌ 1951 در ژنو براي‌ امضاء مفتوح‌ خواهد بود. و از آن‌ پس‌ به‌ دبيركل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد سپرده‌ خواهد شد. از تاريخ‌ 28 ژوئيه‌ تا 31 اوت‌ 1951 نيز در دفتر اروپايي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد و از 17 سپتامبر 1951 تا 31 دسامبر 1952 در مقر سازمان‌ ملل‌ متحد براي‌ امضاء مفتوح‌ خواهد بود.  2. اين‌ كنوانسيون‌ براي‌ امضاء كليه‌ دول‌ عضو سازمان‌ ملل‌ متحد و همچنين‌ دولتهاي‌ غيرعضو كه‌ براي‌ شركت‌ در كنفرانس‌ نمايندگان‌ تام‌الاختيار راجع‌ به‌ وضع‌ پناهندگان‌ و اشخاص‌ بدون‌ وطن‌ دعوت‌ شده‌اند يا دولت‌هايي‌ كه‌ از طرف‌ مجمع‌ عمومي‌ براي‌ امضاء دعوت‌ گرديده‌اند مفتوح‌ خواهد بود.  اين‌ كنوانسيون‌ بايد به‌ تصويب‌ برسد و اسناد تصويب‌ آن‌ به‌ دبيركل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد سپرده‌ شود.  3. اين‌ كنوانسيون‌ از تاريخ‌ 28 ژوئيه‌ 1951 براي‌ الحاق‌ دول‌ مذكور در بند 2 ماده‌ حاضر مفتوح‌ خواهد بود. الحاق‌ با سپردن‌ سند الحاق‌ به‌ دبير كل‌ سازمان‌ ملل‌ صورت‌ خواهد گرفت‌.  ماده‌ 40 ـ مقررات‌ مربوط‌ به‌ تسري‌ اجراي‌ كنوانسيون‌  1. هر دولتي‌ مي‌تواند در موقع‌ امضاء يا تصويب‌ يا الحاق‌ اعلام‌ نمايد كه‌ اين‌ كنوانسيون‌ را در كليه‌ سرزمين‌هايي‌ كه‌ مسئول‌ روابط‌ بين‌المللي‌ آنهاست‌ يا در يك‌ يا چند يك‌ از آنها به‌ موقع‌ اجراء مي‌گذارد اين‌ اعلاميه‌ از تاريخي‌ كه‌ كنوانسيون‌ در سرزمين‌ دولت‌ مزبور به‌ موقع‌ اجراء گذاشته‌ مي‌شود نافذ خواهد گرديد.  2. از آن‌ پس‌ تسري‌ كنوانسيون‌ با ارسال‌ اطلاعيه‌اي‌ به‌ عنوان‌ دبيركل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد صورت‌ خواهد گرفت‌ و نود روز پس‌ از وصول‌ اطلاعيه‌ مزبور توسط‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد يا پس‌ از تاريخ‌ اجراي‌ كنوانسيون‌ در سرزمين‌ دولت‌ مزبور (هر كدام‌ مؤخر باشد) به‌ موقع‌ اجراء گذاشته‌ خواهد شد.  3. در مورد سرزمين‌هايي‌ كه‌ در موقع‌ امضاء يا تصويب‌ يا الحاق‌ كنوانسيون‌ مشمول‌ آن‌ نمي‌شوند هر دولت‌ ذينفع‌ امكان‌ انجام‌ اقدامات‌ لازم‌ را براي‌ تسري‌ اين‌ كنوانسيون‌ به‌ سرزمينهاي‌ مزبور در اسرع‌ وقت‌ مورد بررسي‌ قرار خواهد داد.  منوط‌ بر آنكه‌ ـ در صورت‌ لزوم‌ ـ نظر موافق‌ حكومت‌هاي‌ سرزمين‌هاي‌ مذكور كه‌ به‌ دلايل‌ مربوط‌ به‌ قانون‌ اساسي‌ الزامي‌ خواهد بود حاصل‌ گردد.  ماده‌ 41 ـ مقررات‌ مربوط‌ به‌ دول‌ فدرال‌  مقررات‌ زير درباره‌ دولت‌هاي‌ فدرال‌ يا غيرواحد اجراء خواهد شد.  الف‌ ـ تعهدات‌ دولت‌ فدرال‌ نسبت‌ به‌ موادي‌ از اين‌ كنوانسيون‌ كه‌ در صلاحيت‌ قانوني‌ قوه‌ مقننه‌ فدرال‌ مي‌باشد مانند تعهدات‌ دول‌ متعاهد غيرفدرال‌ خواهد بود.  ب‌ ـ راجع‌ به‌ موادي‌ از اين‌ كنوانسيون‌ كه‌ در صلاحيت‌ قانوني‌ ممالك‌ استان‌ها يا نواحي‌ جزء حكومت‌ فدرال‌ مي‌باشد كه‌ طبق‌ قوانين‌ اساسي‌ فدراسيون‌ ملزم‌ به‌ اقدام‌ قانوني‌ نمي‌باشند دولت‌ فدرال‌ مواد مزبور را با نظر مساعد در اولين‌ فرصت‌ ممكن‌ بنظر مقامات‌ صالحه‌ ممالك‌، استانها يا نواحي‌ خواهد رسانيد.  ج‌ ـ دولت‌ فدرالي‌ كه‌ طرف‌ اين‌ كنوانسيون‌ مي‌باشد به‌ موجب‌ درخواست‌ كتبي‌ هر دولت‌ متعاهد ديگر كه‌ به‌ وسيله‌ دبيركل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد باين‌ دولت‌ تسليم‌ شده‌ باشد گزارشي‌ از مجموعه‌ قوانين‌ و مقررات‌ جاريه‌ در فدراسيون‌ و واحدهاي‌ متشكله‌ آنرا در مورد هر يك‌ از مقررات‌ اين‌ كنوانسيون‌ با ذكر حدود اجرائي‌ آن‌ كه‌ به‌ وسيله‌ يك‌ اقدام‌ قانوني‌ يا هرگونه‌ اقدام‌ مرتبط‌ با مقررات‌ اين‌ كنوانسيون‌، ارائه‌ خواهد نمود.  ماده‌ 42 ـ رزروها  1. در موقع‌ امضاء، تصويب‌ يا الحاق‌ هر دولت‌ مي‌تواند راجع‌ به‌ كليه‌ مواد اين‌ كنوانسيون‌ باستثناي‌ مواد 1 و 3 و (1)16 و 33 و 36 لغايت‌ 46 رزروهايي‌ قائل‌ گردد.  2. هر دولت‌ كه‌ طبق‌ بند يك‌ اين‌ ماده‌ رزروهايي‌ قيد مي‌كند مي‌تواند هر موقع‌ كه‌ بخواهد با ارسال‌ اطلاعيه‌اي‌ به‌ عنوان‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد رزرو مزبور را كان‌ لم‌ يكن‌ تلقي‌ نمايد.  ماده‌ 43 ـ تاريخ‌ اجراء  1. اين‌ كنوانسيون‌ نود روز پس‌ از تاريخ‌ سپردن‌ ششمين‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ بموقع‌ اجراء گذاشته‌ خواهد شد.  2. اين‌ كنوانسيون‌ درباره‌ دولت‌هايي‌ كه‌ پس‌ از سپردن‌ ششمين‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ آنرا تصويب‌ نموده‌ يا به‌ آن‌ ملحق‌ مي‌شود نود روز پس‌ از تاريخ‌ سپردن‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ دولت‌ مزبور به‌ موقع‌ اجراء گذاشته‌ مي‌شود.  ماده‌ 44 ـ فسخ‌  1. هر دولت‌ متعاهد مي‌تواند در هر موقع‌ با ارسال‌ اطلاعيه‌اي‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد اين‌ كنوانسيون‌ را فسخ‌ نمايد.  2. فسخ‌ يكسال‌ پس‌ از تاريخ‌ دريافت‌ اطلاعيه‌ بوسيله‌ دبيركل‌ درباره‌ دولت‌ مزبور نافذ خواهد گرديد.  3. دولتي‌ كه‌ طبق‌ مقررات‌ ماده‌ 40 اقدام‌ به‌ صدور اعلاميه‌ يا اطلاعيه‌ نموده‌ باشد از آن‌ پس‌ در هر موقع‌ مي‌تواند با ارسال‌ اطلاعيه‌اي‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد اعلام‌ نمايد كنوانسيون‌ منبعد در مورد سرزميني‌ كه‌ در اطلاعيه‌ معين‌ گرديده‌ اجراء نخواهد گرديد در اين‌ صورت‌ كنوانسيون‌ يكسال‌ پس‌ از آنكه‌ دبيركل‌ اطلاعيه‌ مزبور را دريافت‌ دارد در مورد سرزمين‌ مزبور غيرقابل‌ اجرا خواهد بود.  ماده‌ 45 ـ تجديدنظر  1. هر دولت‌ متعاهد در هر موقع‌ مي‌تواند با ارسال‌ اطلاعيه‌اي‌ جهت‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد تقاضا نمايد كه‌ در اين‌ كنوانسيون‌ تجديدنظر به‌ عمل‌ آيد.  2. مجمع‌ عمومي‌ ملل‌ متحد در صورت‌ لزوم‌ اقداماتي‌ را كه‌ بايد در خصوص‌ تقاضاي‌ مزبور بعمل‌ آيد توصيه‌ خواهد كرد.  ماده‌ 46 ـ اطلاعيه‌هاي‌ دبيركل‌ ملل‌متحد  دبيركل‌ ملل‌ متحد موضوعات‌ زير را به‌ اطلاع‌ كليه‌ اعضاء سازمان‌ ملل‌ متحد و دولت‌هاي‌ غيرعضو مذكور در ماده‌ 39 خواهد رسانيد:  الف‌ ـ اعلاميه‌ها و اطلاعيه‌هاي‌ مذكور در قسمت‌ (ب‌) ماده‌ يك‌.  ب‌ ـ امضاء تصويب‌ و الحاق‌ مذكور در ماده‌ 39.  ج‌ ـ اعلاميه‌ها و اطلاعيه‌هاي‌ صادره‌ طبق‌ ماده‌ 40.  د ـ رزروهايي‌ كه‌ به‌ موجب‌ ماده‌ 42 قيد گرديده‌ يا لغو شده‌ است‌.  ه‌ ـ تاريخ‌ اجراي‌ اين‌ كنوانسيون‌ طبق‌ ماده‌ 43.  و ـ فسخ‌ها و اطلاعيه‌هاي‌ مذكور در ماده‌ 44.  ز ـ تقاضاي‌ تجديدنظر طبق‌ ماده‌ 45.  بنا به‌ مراتب‌ امضاء كنندگان‌ ذيل‌ كه‌ داراي‌ اختيارات‌ قانوني‌ مي‌باشند اين‌ كنوانسيون‌ را از طرف‌ دولتهاي‌ متبوعه‌ خويش‌ امضاء نموده‌اند.  در روز بيست‌ و هشتم‌ ژوئيه‌ يكهزار و نهصد و پنجاه‌ و يك‌ در شهر ژنو در يك‌ نسخه‌ به‌ امضاء رسيد. متون‌ انگليسي‌ و فرانسه‌ آن‌ متساوياً معتبر است‌ و در بايگاني‌ سازمان‌ ملل‌ متحد بطور امانت‌ نگاهداري‌ خواهند شد و نسخه‌هاي‌ مصدق‌ آن‌ بتمام‌ دول‌ عضو سازمان‌ ملل‌ متحد و دول‌ غير عضو مذكور در ماده‌ 39 داده‌ خواهد شد.  الحاقيه‌  بند يك‌ ـ  سند مسافرت‌ مذكور در ماده‌ 28 اين‌ كنوانسيون‌ طبق‌ نمونه‌ ضميمه‌ اين‌ كنوانسيون‌ خواهد بود.  اين‌ مدرك‌ لااقل‌ به‌ دو زبان‌ كه‌ يكي‌ از آنها انگليسي‌ يا فرانسه‌ خواهد بود تهيه‌ خواهد شد.  بند دو ـ  با رعايت‌ مقررات‌ كشور صادر كننده‌ سند مسافرت‌، نام‌ اطفال‌ را مي‌توان‌ در سند مسافرت‌ يكي‌ از والدين‌ يا در موارد استثنايي‌ در سند مسافرت‌ پناهنده‌ بالغ‌ ديگر ذكر كرد.  بند سه‌ ـ  هزينه‌ صدور سند مسافرت‌ نبايد از حداقل‌ هزينه‌ صدور گذرنامه‌ ملي‌ تجاور كند.  بند چهار ـ  جز در موارد مخصوص‌ يا استثنايي‌ سند مسافرت‌ بايد تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ براي‌ مسافرت‌ به‌ سرزمين‌هاي‌ بيشتر معتبر باشد.  بند پنج‌ ـ  اعتبار سند مسافرت‌ بنا به‌ انتخاب‌ مقام‌ صادر كننده‌ ممكن‌ است‌ يك‌ يا دو سال‌ باشد.  بند شش‌ ـ1ـ  تا موقعي‌ كه‌ دارنده‌ سند مسافرت‌ قانوناً در سرزمين‌ دولت‌ صادر كننده‌ سند مسافرت‌ اقامت‌ دارد و در سرزمين‌ دولت‌ ديگر بطور قانوني‌ اقامت‌ نكرده‌ تجديد يا تمديد اعتبار سند مسافرت‌ در صلاحيت‌ مقام‌ صادر كننده‌ آن‌ خواهد بود.  صدور سند جديد نيز در همان‌ شرايط‌ در صلاحيت‌ مقامي‌ است‌ كه‌ مدرك‌ قبلي‌ را صادر نموده‌ است‌.  2. نمايندگان‌ ديپلماتيك‌ يا كنسولي‌ در صورتيكه‌ داراي‌ اختيار لازم‌ باشند مي‌توانند اسناد مسافرتي‌ را كه‌ از طرف‌ حكومت‌ مربوط‌ آنها صادر شده‌ است‌ حداكثر تا شش‌ ماه‌ تمديد نمايند.  3. دولتهاي‌ متعاهد تجديد يا تمديد اعتبار اسناد مسافرت‌ يا صدور اسناد جديد را براي‌ پناهندگاني‌ كه‌ اقامتشان‌ در سرزمين‌ آنها منبعد صورت‌ قانوني‌ نخواهد داشت‌ و نمي‌توانند از كشوري‌ كه‌ اقامتگاه‌ قانوني‌ آنها در آنجا است‌ اسناد مسافرت‌ تحصيل‌ نمايند با حسن‌ نظر مورد بررسي‌ قرار خواهند داد.  بند هفت‌ ـ  دولتهاي‌ متعاهد اعتبار اسنادي‌ را كه‌ طبق‌ مقررات‌ ماده‌ 28 اين‌ كنوانسيون‌ صادر شده‌ است‌ برسميت‌ خواهند شناخت‌.  بند هشت‌ ـ  مقامات‌ صلاحيتدار كشوري‌ كه‌ پناهنده‌ مايل‌ است‌ به‌ آنجا برود اگر مايل‌ به‌ پذيرفتن‌ او باشند و براي‌ ورود او رواديد لازم‌ باشد در سند مسافرت‌ رواديد صادر خواهند نمود.  بند نه‌ ـ1ـ  دولتهاي‌ متعاهد تعهد مي‌نمايند به‌ پناهندگاني‌ كه‌ رواديد ورود به‌ سرزميني‌ را كه‌ قصد نهائي‌ آنها است‌ كسب‌ كرده‌اند رواديد عبور بدهند.  2 ـ دلائلي‌ كه‌ امتناع‌ از دادن‌ رواديد به‌ خارجيان‌ را توجيه‌ مي‌كند مي‌تواند سبب‌ امتناع‌ از دادن‌ رواديد مذكور در فوق‌ گردد.  بند ده‌ ـ  حقوق‌ مربوط‌ به‌ هزينه‌ صدور رواديدهاي‌ مربوط‌ به‌ خروج‌، پذيرش‌ يا عبور نبايد از حداقل‌ تعرفه‌ مربوط‌ به‌ صدور رواديد براي‌ گذرنامه‌هاي‌ خارجي‌ تجاوز نمايد.  بند يازده‌ ـ   در صورتيكه‌ پناهنده‌اي‌ محل‌ اقامت‌ خود را تغيير دهد و بر طبق‌ قانون‌ در سرزمين‌ دولت‌ متعاهد ديگري‌ اقامت‌ گزيند مسئوليت‌ صدور اسناد جديد طبق‌ شرايط‌ مقرر در ماده‌ 28 بعهده‌ مقام‌ صلاحيتدار آن‌ سرزمين‌ خواهد بود و پناهنده‌ حق‌ خواهد داشت‌ تقاضاي‌ خود را به‌ مقام‌ مزبور تسليم‌ نمايد.  بند دوازده‌ ـ  مقام‌ صادر كننده‌ سند جديد بايد سند قبلي‌ را اخذ و آن‌ را به‌ كشور صادر كننده‌ آن‌ ارسال‌ دارد. اين‌ امر در صورتي‌ انجام‌ مي‌پذيرد كه‌ در سند مزبور بدين‌ نحو قيد شده‌ باشد در غير اين‌ صورت‌ مقام‌ مذكور سند مسافرت‌ را اخذ و آن‌ را باطل‌ خواهد كرد.  بند سيزده‌ ـ1ـ  هر دولت‌ متعاهد تعهد مي‌نمايد به‌ دارنده‌ سند مسافرتي‌ كه‌ طبق‌ ماده‌ 28 اين‌ كنوانسيون‌ بوسيله‌ آن‌ دولت‌ صادر شده‌ است‌ اجازه‌ دهد در مدتي‌ كه‌ سند مزبور اعتبار دارد هر موقع‌ بخواهد به‌ سرزمين‌ آن‌ دولت‌ باز گردد.  2 ـ مشروط‌ بر مقررات‌ بند فوق‌ هر دولت‌ متعاهد مي‌تواند از دارنده‌ سند مزبور بخواهد كه‌ تشريفات‌ مقرر براي‌ ورود و خروج‌ به‌ سرزمين‌ دولت‌ مزبور را رعايت‌ نمايد.  3 ـ دولتهاي‌ متعاهد در موقع‌ صدور سند مسافرت‌ حق‌ خواهند داشت‌ در موارد استثنايي‌ يا در مواردي‌ كه‌ توقف‌ پناهنده‌ تا مدت‌ معيني‌ اجازه‌ داده‌ شده‌ مدتي‌ را كه‌ پناهنده‌ طي‌ آن‌ مي‌تواند به‌ سرزمين‌ آنها باز گردد به‌ حداقل‌ سه‌ ماه‌ محدود سازند.  بند چهارده‌ ـ  فقط‌ مشروط‌ به‌ رعايت‌ مقررات‌ بند سيزده‌ مقررات‌ الحاقيه‌ حاضر به‌ هيچ‌ وجه‌ در قوانين‌ و مقررات‌ حاكم‌ بر شرايط‌ پذيرش‌، عبور، توقف‌ و استقرار در سرزمين‌هاي‌ دول‌ متعاهد و خروج‌ از آنها تأثيري‌ نخواهد داشت‌.  بند پانزده‌ ـ  صدور سند مسافرت‌ يا مندرجات‌ آن‌ در وضع‌ دارنده‌ آن‌ بخصوص‌ از لحاظ‌ تابعيت‌ مؤثر و تعيين‌ كننده‌ نخواهد بود.  بند شانزده‌ ـ  صدور سند مسافرت‌ به‌ هيچوجه‌ دارنده‌ آن‌ را محق‌ به‌ استفاده‌ از حمايت‌ نمايندگان‌ ديپلماتيك‌ و كنسولي‌ كشور صادر كننده‌ سند نخواهد ساخت‌ و به‌ مقامات‌ مزبور نيز حق‌ حمايت‌ نخواهند داد.  ضميمه‌  نمونه‌ سند مسافرت‌  سند مسافرت‌ بصورت‌ كتابچه‌ خواهد بود (بقطع‌ تقريبي‌ 10 در 10 سانتيمتر) توصيه‌ شود سند به‌ نحوي‌ چاپ‌ شود كه‌ هر گونه‌ قلم‌ خوردگي‌ يا تحريفي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ مواد شيميايي‌ يا وسايل‌ ديگر در آن‌ به‌ وجود آيد به‌ آساني‌ قابل‌ رؤيت‌ باشد و عبارت‌ (كنوانسيون‌ 28 ژوئيه‌ 1951) بطور مكرر در تمام‌ صفحات‌ آن‌ بزبان‌ صادر كننده‌ چاپ‌ شود.  (پشت‌ جلد)  سند مسافرت‌ كنوانسيون‌ 28 ژوئيه‌ 1951  سند مسافرت‌ (1)                               شماره‌  اعتبار اين‌ سند در تاريخ‌                       منقضي‌ مي‌گردد مگر اين‌ كه‌ تجديد يا تمديد شود.  نام‌  نام‌ خانوادگي‌  همراه‌ با                                                                   فرزند  1ـ اين‌ سند فقط‌ براي‌ مسافرت‌ دارنده‌ آن‌ و به‌ جاي‌ گذرنامة‌ ملي‌ صادر شده‌ است‌ و به‌ هيچوجه‌ تأثيري‌ در تابعيت‌ آن‌ نخواهد داشت‌.  2ـ دارنده‌ مجاز است‌ تا تاريخ‌                           به‌ (نام‌ كشور صادر كنندة‌ سند) بازگشت‌ نمايد مگر آنكه‌ بعداً تاريخ‌ ديگري‌ تعيين‌ شود (مدت‌ مزبور نبايد از سه‌ ماه‌ كمتر باشد)  3ـ در صورتيكه‌ دارنده‌ در كشوري‌ غير از كشور صادر كنندة‌ سند اقامت‌ گزيند بايد چنانچه‌ مايل‌ به‌ مسافرت‌ مجدد باشد به‌ جهت‌ دريافت‌ سند جديد مسافرت‌ به‌ مقامات‌ صلاحيتدار كشور محل‌ اقامت‌ خود مراجعه‌ نمايد مقام‌ صادر كننده‌ سند جديد مسافرت‌ بايد سند قبلي‌ را اخذ و آن‌ را به‌ مقام‌ صادر كننده‌ آن‌ عودت‌ دهند.  1. (اين‌ سند به‌ غير از جلد شامل‌                                                صفحه‌ مي‌باشد).  2.  محل‌ و تاريخ‌ تولد  شغل‌  محل‌ اقامت‌ فعلي‌  * نام‌ و نام‌ خانوادگي‌ زن‌  * نام‌ نام‌ خانوادگي‌ شوهر  مشخصات‌  قد  مو  رنگ‌ چشم‌  1. حكومتهايي‌ كه‌ مايل‌ باشند مي‌توانند عبارت‌ داخل‌ پرانتز را درج‌ نمايند.  بيني‌  تركيب‌ صورت‌  رنگ‌ چهره‌  علائم‌ مشخصه‌  فرزنداني‌ كه‌ همراه‌ دارنده‌ سند مسافرت‌ مي‌باشند.  نام‌                                                   نام‌ خانوادگي‌                                                      تاريخ‌ و محل‌      تولد                                                      جنس‌  ـ  ـ  ـ  ـ  ـ  ـ                                                     * عبارت‌ غير مفيد خط‌ زده‌ شود.  (اين‌ سند به‌ غير از جلد شامل‌                                       صفحه‌ مي‌باشد).  عكس‌ دارندة‌ سند و مهر مقام‌ صادر كننده‌ آن‌ و (در صورت‌ لزوم‌) اثر انگشت‌ دارنده‌ سند.    امضاء دارندة‌ سند    (اين‌ سند به‌ غير از جلد شامل‌                                       صفحه‌ مي‌باشد).    4ـ اين‌ سند براي‌ كشورهاي‌ زير معتبر است‌.  محل‌ صدور  تاريخ‌                                                                                   امضاء و مهر مقام‌ صادر كنندة‌ سند مسافرت‌  عوارض‌ دريافت‌ شده‌:    (اين‌ سند به‌ غير از جلد شامل‌                                       صفحه‌ مي‌باشد)  (5)  تمديد يا تجديد اعتبار  عوارض‌ دريافت‌ شده‌:                                                                         از                                                                                                                                                           تا  در تاريخ‌                                           در                                                                                تمديد گرديد.  مهر و امضاء مقام‌ تمديد يا تجديد اعتبار  عوارض‌ دريافت‌ شده‌:                                                                         از                                                                                                                                                         تا  در تاريخ‌                                در                                                                                 تمديد گرديد.  مهر و امضاء مقام‌ تمديد يا تجديد كننده‌ اعتبار سند مسافرت‌  (اين‌ سند غير از جلد شامل‌                                                                    صفحه‌ مي‌باشد)  تمديد يا تجديد اعتبار  عوارض‌ دريافت‌ شده‌                                                                          از                                                                                                                                                         تا  در تاريخ‌                                           در                                                                                تمديد گرديد.  امضاء و مهر مقام‌ تمديد يا تجديد كنندة‌ سند مسافرت‌  تمديد يا تجديد اعتبار  عوارض‌ دريافت‌ شده‌                                                                          از                                                                                                                                                         تا  در تاريخ‌                                           در                                                                                تمديد گرديد.  (اين‌ سند به‌ غير از جلد شامل‌                                                   صفحه‌ مي‌باشد)  (32 ـ 7)    رواديد  نام‌ دارندة‌ سند بايد در هر رواديد تكرار شود  (اين‌ سند به‌ غير از جلد شامل‌ 69 صفحه‌ مي‌باشد)  كنوانسيون‌ فوق‌ مشتمل‌ بر يك‌ مقدمه‌ و چهل‌ و شش‌ ماده‌ و يك‌ الحاقيه‌ و يك‌ ضميمه‌ مي‌باشد. ]]> قوانین Sun, 28 Dec 2014 07:49:04 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/30976/كنوانسيون-مربوط-به-وضع-پناهندگان متن کامل قطع‌نامه‌لویه جرگه مشورتی 1392 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/30727/متن-کامل-قطع-نامه-لویه-جرگه-مشورتی-1392 تاریخ گواه است که مردم افغانستان، برای حل مسایل ملی که آینده کشور به آن گره خورده، با مراجعه به آرای مردم و تحقق حکم دین مقدس اسلام “و امرهم شورای بینهم” به تدویر جرگه‏‌ها اقدام نموده و پیامدهای این همایش‏‌های بزرگ ملی همیشه تضمینی برای آینده بهتر، خوش‌بختی و سعادت مردم ما بوده است. تامین امنیت، صلح و ثبات پایدار، استقلال، حاکمیت ملی و دفاع از تمامیت ارضی کشور، تثبیت جایگاه افغانستان منحیث عضو فعال و مسئولیت‏‌پذیر در جامعه بین‏‌المللی و تقویت روابط با شرکای استراتژیک از موارد مهم و درخور تفکر عمیق است، که نماینده‏‌های مردم در جرگه‏‌ها را وا می‏دارد تا رسالت ملی و تاریخی خویش را در قبال آن به وجه احسن و امانت‏‌داری تمام ادا نمایند. لویه جرگه مشورتی ( لویه جرگه) به عضویت دوهزار و پنجصد تن نماینده از هفده کتگوری مختلف بخاطر بحث همه جانبه روی قرارداد همکاری های امنیتی و دفاعلی میان جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده امریکا (قرارداد همکاری‏‌های امنیتی) به تاریخ سی ام عقرب سال 1392 هجری شمسی شروع به کار نموده و به تاریخ سوم قوس سال 1392 پایان یافت. با درک این واقعیت که هدف اصلی ملت و دولت افغانستان از امضای قرارداد همکاری‏‌های امنیتی، آوردن صلح و امنیت دایمی در کشور می‏‌باشد. اعضای جرگه با تاکید بر بیانیه تاریخی رئیس‏‌جمهوری افغانستان در جلسه افتتاحیه لویه جرگه مشورتی، بعد از بحث همه‏‌جانبه با کمال تعهد، صداقت و عشق به وطن، در پنجاه کمیته کاری روی مسوده قرارداد همکاری‏‌های امنیتی که از جانب مذاکره‏‌کننده‏‌های جانب افغانستان و ایالات متحده امریکا آماده گردیده غور، به شرح ذیل ابراز نظر نموده و آن را در چوکات قطعنامه لویه جرگه مشورتی به اتفاق آرا تصویب نمودیم. 1 اعضای لویه جرگه مشورتی با توجه به قیصله لویه جرگه عنعنوی سال 1390 مبنی بر انعقاد پیمان همکاری‏‌های درازمدت استراتژیک با ایالات متحده امریکا در روشنی مشوره نماینده‏‌های مردم، اینک از تلاش پیگیر و توجه خاص شخص رئیس‏‌جمهوری اسلامی افغانستان جلالتمآب حامد کرزی و تیم همکارشان در راستای حفظ منافع ملی، ارزش‏‌های والای افغانی و دفاع از مردم افغانستان در موقع پیشبرد مذاکرات روی قرارداد همکاری‏‌های امنیتی سپاس‌گذاری می‏‌نماید؛ 2 با توجه به وضعیت موجود و با درنظرداشت نیاز افغانستان به حمایت جامعه بین‏‌المللی در جریان دهه تحول، الی خودکفایی ملی، مفاد قرارداد همکاری‏‌های امنیتی در کل مورد تائید اعضای لویه جرگه مشورتی می‏باشد؛ 3 اعضای لویه جرگه مشورتی با ارج‏گزاری به احساس وطندوستی جلالتمآب حامد کرزی؛ رئیس‏‌جمهوری اسلامی افغانستان به ایشان پیشنهاد می‏نماید تا قرارداد همکاری‏‌های امنیتی را الی ختم سال 2013 با جانب ایالات متحده امریکا امضا و به خاطر طی مراحل بعدی به شورای ملی بفرستد؛ 4 در امضای قرارداد همکاری‏‌های امنیتی، احترام به دین مقدس اسلام، فرهنگ، رسوم و عنعنات مردم افغانستان از سوی ایالات متحده امریکا جداً رعایت گردد. این قرارداد بین دو کشور مستقل، دارای حاکمیت ملی و مساوی‏‌الحقوق منعقد و برای مدت ده سال اعتبار داشته باشد؛ 5 اعضای لویه جرگه از جامعه جهانی، بخصوص ایالات متحده امریکا و دولت افغانستان خواهان تسریع پروسه صلح و مذاکرات بین الافغانی بوده تاکید می نمایند تا امضای این قرارداد منتج به تامین صلح و امنیت در سراسر افغانستان گردد؛ 6 اعضای لویه جرگه تاکید می‏‌نمایند تا در ماده بیست و ششم قرارداد یک پراگراف جداگانه مبنی بر تضمین طرفین برای عملی نمودن اقدامات ملموس جهت بهبود صلح و امنیت در سراسر افغانستان علاوه گردد؛ 7 در صورت عملی شدن درست و به موقع تعهدات از جانب ایالات متحده امریکا، حکومت افغانستان کوشش نماید قرارداد همکاری‏‌های امنیتی را مبنای برای بهبود، توسعه و پخته‏‌سازی روابط دفاعی بین دو کشور استفاده نموده و در ارتقای روابط دفاعی به سطح یک پیمان امنیتی تلاش همه‏‌جانبه نماید؛ 8 با توجه به اهمیت قرارداد همکاری‏‌های امنیتی، لازم است تمام متون انگلیسی، پشتو و دری سند به صورت دقیق با هم مقایسه گردیده تفاوت بین متون، مشکلات در ترجمه، کوتاهی‏‌های تایپی و انشائی آن مرفوع و برای توضیح درست تعاریف و اصطلاحات بخصوص در قسمت تروریزم، تجاوز، قرارداد، جدود پایگاه‏‌ها... مفاهیم متعارف حقوق استعمال گردد؛ 9 در خصوص محاکمه آن عده از پرسونل نیروهای نظامی امریکا که در افغانستان مرتکب جرم می‏گردند، میکانیزم در نظر گرفته شود تا حضور ناظران افغان در جریان تحقیق و محاکمه آن‏ها را حتمی ساخته و نیز ایالات متحده امریکا پروسه حضور ناظران را تسهیل و تمویل نماید؛ 10 به خاطر رعایت هرچه بیشتر اصل بی‏‌طرفی کوشش صورت گیرد تا محاکمه آن عده از پرسونل نیروهای نظامی امریکا که در افغانستان مرتکب جرم می‏گردند، حتی‏‌الامکان در محاکم امریکایی در داخل خاک افغانستان صورت گیرد. ولی، ایالات متحده امریکا نمی‏‌تواند تحت هیچ شرایطی در خاک افغانستان زندان داشته و یا زندانی را مدیریت و رهبری کند؛ 11 پیشبرد عملیات و تلاشی منازل به جز از حالت آنی که در فقره سوم ماده سوم قرارداد همکاری‏‌های امنیتی پیش‏‌بینی شده، مجاز نمی‏‌باشد. متن نامه رئیس‏‌جمهور اوباما که در این زمینه با رییس جمهوری اسلامی افغانستان فرستاده شده منحیث ضمیمه به قرارداد همکاری های امنیتی علاوه گردد؛ 12 به خاطر حصول اطمینان از تامین زمینه های انکشاف اقتصادی و بهبود سطح زنده گی مردم افغانستان، توجه شود تا در قراردادهای نیروهای امریکایی پالیسی حمایت از اتباع افغان و اعطای قراردادها به شرکت های افغان به قوت تمام تحقق پیدا نماید؛ 13 در موقع تطبیق قرارداد همکاری‏‌های امنیتی توجه جدی به تعلیم و تربیه نیروهای نظامی ملی افغانستان بخصوص نیروهای هوایی به خرج داده شود. کوشش صورت گیرد و از میکانیزم‏‌هایی استفاده شود که براساس آن تجهیز نیروهای امنیتی کشور با سلاح و مهمات پیشرفته تضمین گردد؛ 14 صلاحیت موافقت و اجازه در مورد دادن تاسیسات و ساحات جدید و یا تغییرات در ساحات و تاسیسات موجود، باید منوط و منحصر به رهبری سیاسی ( شخص رییس جمهوری اسلامی افغانستان) باشد. تاسیسات و ساختمان‌های جدیدی که از سوی نیروهای ایالات متحده در موافقت با افغانستان ایجاد می گردد. باید از کیفیت خوب برخوردار بوده و از ایجاد تاسیسات بی کیفیت و تعمیرات موقتی خود داری صورت گیرد؛ 15 حضور نیروهای امریکایی در تاسیسات نظامی مشترک بیشتر به مقاصد تعلیم و تربیه و کمک‏‌های تخنیکی به نیروهای افغان باشد؛ 16 در قرارداد همکاری‏‌های امنیتی پیش‏‌بینی گردد که، نیروهای امریکایی نمی‏‌توانند از فضای مجازی، شبکه‏‌های انترنتی و تیلیفونی و فریکونسی‏‌های مخابراتی به مقاصد استخباراتی و یا طوری دیگری بر علیه اتباع افغانستان استفاده نمایند؛ 17 پالیسی خارجی افغانستان باید همیشه مبتنی بر حسن همجواری باشد، قرارداد همکاری‏‌های امنیتی نمی‏‌تواند تحت هیچ شرایط مخالف این پالیسی باشد. بناً نیروهای امریکایی نمی‏‌توانند از خاک افغانستان بر علیه کشور و یا کشورهای دیگر برای مقاصد نظامی استفاده نماید، مگر به اجازه و رغبت حکومت افغانستان؛ 18 طرزالعمل‏‌های استفاده ایالات متحده از حریم فضایی افغانستان به زودترین فرصت ممکنه با در نظرداشت حاکمیت ملی و کنترول کامل افغانستان بالای حریم فضایی، آبی و زمینی کشور تدوین گردد؛ 19 طرزالعمل‏‌های دخول و خروج قوای نظامی و پرسونل ملکی نیروهای امریکایی، از طریق نقاط تعین شده مرزی برای رفت و آمد نیروها که شامل ضمیمه شماره دوم است، به زودترین فرصت ممکنه تدوین و تکمیل گردد؛ 20 طرزالعمل‏‌های مربوط به انتقال، استفاده از اسعار و تبادله آن به زودترین فرصت ممکنه تدوین و به مرحله اجرا گذاشته شود؛ 21 بخش‏‌های ملکی، اشخاص حقیقی و یا حکمی که به نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا وابسته نبوده ولی مصروف فعالیت‏‌های تجارتی با پرسونل نظامی ایالات متحده امریکا مستقر در افغانستان می‏باشند، باید مطابق قانون افغانستان مالیه بپردازند؛ 22 در صورتیکه از اثر فعالیت عادی و یا عملیات نظامی نیروهای ایالات متحده امریکا مستقر در خاک افغانستان، به دارایی‏های منقول و غیر منقول، مزارع، مواشی و یا حقوق معنوی اتباع افغانستان و یا کسانی که تحت حاکمیت دولت افغانستان زندگی می‏کنند صدمه وارد گردد، نیروهای امریکایی مکلف به پرداخت جبران خساره به موقع و عادلانه آن می‏باشد؛ 23 لست اقدامات دیپلوماتیک، سیاسی، نظامی و اقتصادی به هدف دفع و طرد تجاوز خارجی یا تهدید تجاوز خارجی علیه افغانستان به اسرع وقت تهیه و معرفی گردد؛ 24 اعضای لویه جرگه مشورتی روی حفظ محیط زیست، عدم استفاده از مواد کیمیاوی، بیولوژیکی و هستوی تاکید نموده و از حکومت افغانستان می‏خواهد که مانع جدی ذخیره و استفاده سلاح هستوی در خاک کشور گردد؛ 25 با درنظرداشت اهمیت معادن در افغانستان، اعضای لویه جرگه مشورتی پیشنهاد می‏نماید تا یک جزء در فقره هشتم ماده هفتم برای حفاظت از معادن، منابع زیرزمین، سنگ‏‌های قیمتی و آثار باستانی کشور علاوه گردد؛ 26 در صورتی که ایالات متحده امریکا به تعهدات خود بطور درست عمل نکند جانب افغانستان باید در قدم نخست امتیازات پیش‏‌بینی شده برای ایالات متحده امریکا را لغو و نظر به تحلیل اوضاع، به جستجوی راه‏‌های بدیل اقدام نماید؛ 27 مرجع مسئول (نماینده اجرایی) برای تطبیق قرارداد همکاری‏‌های امنیتی از طرف افغانستان مرکزی حکومت، شورای امنیت ملی و یا هم وزارت امور خارجه افغانستان باشد؛ 28 بنابر درخواست وکلای ولایت بامیان و تعدادی از ولایات همجوار آن، پیشنهاد می‏گردد تا یکی از تاسیسات مشترک بین نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا و جمهوری اسلامی افغانستان در ولایت بامیان مستقر و به خاطر تعلیم و تربیه نیروهای امنیتی افغانستان استفاده گردد؛ 29 اعضای لویه جرگه مشورتی خواستار تسلیمی فوری (19) تن زندانیان افغان که در زندان گوانتانامو به سر می‏برند، بوده و از دولت ایالات متحده امریکا می‏خواهند تا زندانیان یاد شده به حکومت افغانستان تسلیم نماید؛ 30 غرض تامین امنیت اشتراک‏‌کننده‏‌ها و اعضای لویه جرگه مشورتی که از خارج کشور حضور به هم رسانیده اند دولت جمهوری اسلامی افغانستان موظف است اقدامات لازم دیپلوماتیک را جهت حصول اطمینان از مصئونیت‏‌شان روی دست گیرد؛ 31 پیشنهادهای عمده اعضای لویه جرگه مشورتی به شرح فوق طی سی و یک ماده تائید و تصویب است. این قطعنامه بعد از قرائت در مجلس عمومی لویه جرگه مشورتی، از طرف رئیس لویه جرگه حضور رئیس‏‌‍جمهوری اسلامی افغانستان تقدیم و به خاطر سهولت استفاده از سایر مشوره‏‌های اعضای لویه جرگه، تمام جزئیات پیشنهادی و اصلاحات، به شکل گزارش توحیدی از جریان کار کمیته‏‌های پنجاه‏‌گانه در ضمیمه ارایه می‏گردد. والسلام نوت: اعضای لویه جرگه مشورتی متن بیانیه اختتامیه جلالتمآب رئیس‏‌جمهوری اسلامی افغانستان در مجلس عمومی لویه جرگه را استماع و به اتفاق آرا مورد تائید قرار دادند. اعضای لویه جرگه مشورتی به اتفاق آرا تائید نمودند تا متن بیانیه متذکره ضمیمه قطعنامه گردیده و نکات اجرایی بیانیه یادشده بخصوص سخنان رئیس‏‌جمهوری در مورد توقف تلاش عملیات نظامی امریکا اعتبار از امروز، بهبود وضعیت امنیتی، آوردن فوری صلح، صداقت ایالات متحده در مقابل دوستی افغان‏ها به فیصله‏‌های لویه جرگه مشورتی افزوده شود. سی ام عقرب الی سوم قوس 1392 هجری شمسی تالار لویه جرگه شهر کابل   ]]> اسناد Fri, 12 Dec 2014 13:40:48 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/30727/متن-کامل-قطع-نامه-لویه-جرگه-مشورتی-1392