پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين بین‌الملل :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/International Fri, 25 Sep 2020 19:10:05 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Fri, 25 Sep 2020 19:10:05 GMT بین‌الملل 60 ساختار پیچیده انتخابات در آمریکا و نظر منتقدان http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94163/ساختار-پیچیده-انتخابات-آمریکا-نظر-منتقدان اشاره:  انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا پیش رو است؛ آنها که نماد انتخاباتی‌شان خر است (دموکرات‌ها) به مصاف کسانی می‌روند که نمادشان فیل است (جمهوری‌خواهان). اما تحلیل و بحث از اینکه چه کسی پیروز انتخاباتِ پیشِ رو خواهد بود یک چیز است و سخن گفتن از ساختار انتخابات در این کشور، فارغ از این‌که نتیجهٔ این انتخابات چه خواهد بود، چیز دیگری است. دربارهٔ این‌که پیروز انتخابات جو بایدن خواهد بود یا دونالد ترامپ، بسیار گمانه‌زنی شده و می‌شود، اما در این مقاله هدف پرداختن به چگونگی انتخاب شخص اول آمریکاست، نه پیش‌بینی نتایج این انتخابات که آن مجال دیگری می‌طلبد. چگونگی انتخاب رئیس‌جمهور در آمریکا و روند انتخابات در این کشور، بنا به تفاوتی که ساختار انتخاباتی آمریکا با دیگر کشورها دارد، برای بسیاری روشن نیست. مرادِ نویسندهٔ این مقاله توضیحِ روند انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکاست، با زبانی ساده و به دور از تکلف. نویسنده برای رسیدن به این هدف، روند انتخابات در آمریکا را به چند مرحله تقسیم کرده‌است و با توضیح هر کدام، کوشش داشته تا تصویر روندِ انتخاباتِ شخصِ اولِ آمریکا را ترسیم کند. او همچنین پس از این، به نقدِ ساختارِ انتخاباتیِ نامأنوسِ آمریکا می‌پردازد و با بازگو کردن برخی از نقدهایی که به این ساختار وارد کرده‌اند، مشکلات و پیچیدگی‌های دموکراسی آمریکایی را کم-و-بیش نشان داده‌است. واضح است، تا وقتی ما درک روشنی از روندها و ساختار سیاسی و انتخاباتی آمریکا نداشته باشیم، پیش‌بینیِ درستِ تحولاتِ آن برای ما ممکن نخواهد بود؛ ما ابتدا باید این ساختار را بشناسیم تا بتوانیم محصولش را بشناسیم. *** «روند انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا چگونه است؟» «اینکه در انتخابات آمریکا از رأی الکترال یا کالج الکترال می‌گویند، معنایش چیست؟» «الکترال‌ها از کجا می‌آیند؟» «مگر مردم رأی نمی‌دهند، پس معنای رأی الکترال چیست؟» «در صورت تزاحمِ آرای مردمی با آرای الکترال، رأی مردم ارجحیت دارد یا الکترال‌ها؟» و… در مقاله پیش رو می‌کوشیم، پاسخی اجمالی به این پرسش‌ها دهیم و از پس آن برخی مشکلات ساختار انتخاباتی در آمریکا را یادآور شویم، تا راه برای نقدِ علمی آن گشوده شود. البته یادآور می‌شویم که هدف از نگاشتن مقاله‌ای که پیش روی شماست، در ابتدا نه نقد، بلکه توصیفِ ساختار انتخابات آمریکا است تا راه برای نقد باز شود، و آنچه تحت عنوان مشکلاتِ نظام انتخاباتی خواهد آمد، مرور اجمالی برخی نقدهای مشهور است و راه برای نقدهای اساسیِ بیشتر همچنان باز است. انتخابات در آمریکا، به ویژه انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور، پیچیدگی زیادی دارد که گاهی فهم‌اش را برای شهروندان دیگر کشورها (چه بسا خود آمریکایی‌ها) دشوار می‌کند. روند انتخاباتِ شخص اول آمریکا یک «ساختار پیدا» دارد و یک «ساختار ناپیدا» که در پس زمینه جریان دارد. «ساختار پیدا» همان سازِ کار پیش روی همگان است: کسانی در هر حزب نامزدِ ریاست‌جمهوری می‌شوند، پس از رقابت‌های درون‌حزبی، هر حزب روی یک نامزد توافق می‌کند، انتخابات برگزار می‌شود و…، اما «ساختار ناپیدا» بسترِ لابی‌گری‌ها، زد-و-بندهایِ درون‌حزبی، پول، تبلیغات، تنظیم افکار عمومی و… است. ساختار پیدا و ساختار پنهانِ انتخابات آمریکا هر کدام پیچیدگی‌های خود را دارد و پیوستگی این پیچیدگی‌ها خود پیچیدگیِ مضاعفی است. در این مقاله کوشش شده که تنها ساختارِ پیدای انتخابات ریاست‌جمهوری توضیح داده شود، بلکه کمک کوچکی باشد برای سر درآوردن از کلافِ سر-در-گمِ دموکراسیِ آمریکایی. با توضیحِ پیچیدگی‌های همین ساختار پیدا، راحت‌تر می‌توان حدس زد که ساختار پنهانِ این انتخابات چه پیچیدگی‌هایی دارد، که البته رسیدن به آن مجال خود را می‌طلبد. روند انتخاب رئیس‌جمهور کسی که می‌خواهد نامزد مقام ریاست‌جمهوری در آمریکا شود، مطابق قانون کشور آمریکا، باید دارای شرایطی باشد. نامزد ریاست‌جمهوری باید حداقل ۳۵ ساله و متولد خاک آمریکا باشد، او همچنین باید حداقل ۱۴ سال متوالی سابقهٔ اقامت در این کشور را داشته باشد. اما این نامزد، که با شروط پیش گفته حائزِ صلاحیت برای شرکت در انتخابات است، تا بخواهد به کاخ سفید برسد باید راهِ طاقت‌سوزی را پشت سر بگذارد. به‌طور کلی برای شناختِ انتخاباتِ ریاست‌جمهوری آمریکا که راهی طاقت‌سوز است، می‌توان روند انتخابات را به چهار مرحله کلی تقسیم کرد، که پایین‌تر به آن می‌پردازیم، با این تقسیم‌بندی می‌توان تصویر روشن‌تری از روند انتخابات آمریکا به دست داد. ۱. انتخابات مقدماتی در این مرحله نامزدها خود را برای شرکت در مبارزات انتخاباتی معرفی می‌کنند یا از سوی حزب معرفی می‌شوند. هر فردی که قصد داشته باشد در انتخابات شرکت کند، ابتدا باید در حزب خود به پیروزی رسد. اولین جایی هم که فرد بخت‌آزمایی می‌کند، انجمن‌های حزبی است. در این انجمن‌هاست که نامزدها به‌اشکال گوناگونی به عنوان نامزد حزب معرفی می‌شوند. نامزدها یا از سوی رهبران انجمن معرفی می‌شوند، یا در جریان بحث و گفت‌وگو در کنوانسیون‌های حزبی برگزیده می‌شوند یا اینکه اعضاء حزب، آنها را انتخاب می‌کنند. در این مرحله انتخاب معاون رئیس‌جمهور از طرف هر یک از نامزدها نیز اهمیت فراوانی دارد و می‌تواند تأثیر زیادی در جلب آرای حزب برای نامزدها داشته باشد. بیش‌تر اینگونه است که نامزد معاونت رئیس‌جمهور از منطقه‌ای انتخاب می‌شود، غیر از منطقه‌ای که نامزد ریاست‌جمهوری از آن انتخاب شده تا از این طریق امکان جلب آرای بخش دیگری از کشور نیز فراهم آید. ۲. کنوانسیون‌های انتخاباتی ملی در این مرحله که مرحلهٔ دوم انتخابات است، تمام‌گرایش‌ها و گروه‌های داخلی حزب‌ها باید در گردهمایی شرکت و در یک دورهٔ یک‌ماهه از میان نامزدهای موجود، فرد مورد نظر خود را برای رقابت پایانی معرفی کنند. اگر رئیس‌جمهور در حین گذراندن چهارسالهٔ نخست خود باشد، معمولاً حزب‌اش او را برای انتخابات بعدی نیز نامزد می‌کنند. پیش‌تر نقش این مرحله در انتخاب نامزد نهایی هر حزب بسیار مهم بود؛ اما سال‌هاست فردی که در انتخابات مقدماتی ریاست‌جمهوری پیروز شود، اغلب از سوی کنوانسیون ملی نیز معرفی خواهد شد. ۳. رقابت‌های انتخاباتی نامزدها که حالا، در این مرحله، حمایت کل حزب خود را دارند، کارزار انتخاباتی خود را گسترده‌تر از پیش پی‌می‌گیرند و کارزار انتخاباتی، شکل بینِ حزبی به خود می‌گیرد. در این مرحله پول حرف اول و شاید آخر را بزند، با توجه به خصوصی بودن رسانه‌ها در آمریکا، نامزدی در تبلیغات رسانه‌ای بخت‌یارتر خواهد بود، که سرمایه‌دارتر باشد یا از حمایت سرمایه‌داران برخوردارتر. در آمریکا حجم بالای هزینه‌های تبلیغاتی به ویژه در مورد نامزدهای دو حزب اصلی –دموکرات و جمهوری‌خواه– امری روشن و شناخته شده‌است. در دوره‌های اخیر هزینه‌های تبلیغاتی نامزدهای این دو حزب رقم سه میلیارد دلار را رد کرده‌است. در این مرحله و دو مرحلهٔ پیشین ساختار پنهان انتخابات آمریکا و فیلترهای ناپیدایش نقش بسیار مهمی دارد که فهم انتخابات آمریکا را دشوار می‌کند، و البته بررسی آن در این‌جا ممکن نخواهد بود. در مرحلهٔ بعد که مرحلهٔ نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا است، افزون بر آن ساختار ناپیدا، روند عیانِ انتخابات آمریکا هم پیچیده می‌شود که بعد از این کوشش می‌شود با زبانی ساده توضیح داده شود. ۴. کالجِ الکترال یا انجمن انتخاب در روز انتخابات، مردم آمریکا به پای صندوق‌های رأی می‌روند و به نامزد مورد نظر خود رأی می‌دهند. آیا این رأی مردمی تکلیف رئیس‌جمهور را مشخص می‌کند؟ خیر. مردم هر ایالت در روز انتخابات به غیر از نامزد ریاست‌جمهوری به یک فهرست نیز رأی خواهند داد که کالجِ الکترالِ ایالت یا انجمنِ انتخابِ ایالت نامیده می‌شود و افرادِ این هیئت قرار است رئیس‌جمهور آمریکا را از طرف مردم آن ایالت انتخاب کند. این کالج الکترال یا انجمن انتخاب چیست؟ چند نفر دارد؟ کالج الکترال چه می‌کند و کارش چیست؟ و… پیچیدگی انتخابات آمریکا در پاسخ به همین سؤال‌ها هویدا می‌شود. همین الکترال کالج و کارکرد آن است که روند انتخابات آمریکا را نامأنوس می‌کند؛ چرا که در هیچ جای دیگری در دنیا این شیوه، این‌گونه، به کار بسته نمی‌شود. کشور آمریکا کشوری فدرالی است که یک «مجلس نمایندگان» و یک «مجلس سنا» دارد که در مجموع «کنگرهٔ آمریکا» را تشکیل می‌دهند. هر ایالت آمریکا، کوچک و کم‌جمعیت باشد یا بزرگ و پرجمعیت، ۲ نماینده در سنا دارد. همچنین هر یک از ۵۰ ایالت آمریکا، بسته به جمعیتی که دارند، چند نماینده در مجلس نمایندگان آمریکا دارند. ایالات بزرگ‌تر و پرجمعیت‌تر تعداد بیشتری از نمایندگان مجلس را خواهند داشت و ایالت‌های کوچک‌تر و کم‌جمعیت‌تر تعداد کم‌تری. برای نمونه، ایالت کالیفرنیا افزون بر ۲ نمایندهٔ سنا، ۵۳ عضو در مجلس نمایندگان دارد، پس ۵۵ نماینده در کنگره دارد؛ یا ایالت کوچکی مثل آلاسکا فقط ۱ عضو در مجلس نمایندگان، ۲ عضو هم در سنا، در مجموع تنها ۳ عضو در کنگره دارد. تعداد اعضای سنا در مجموع ۱۰۰ نفر است، مجلس نمایندگان ۴۳۵ نفر و اعضای کنگره ۵۳۵ نفر. تعداد اعضای «کالج الکترال» در هر ایالت، برابر با تعداد اعضای «کنگره» در همان ایالت است؛ مثلاً کالیفرنیا ۵۵ عضو الکترال دارد یا آلاسکا ۳ عضو. مجموع اعضای الکترال هم ۵۳۸ نفر هستند: ۵۳۵ عضو (به تعداد اعضای کنگره) + ۳ عضو الکترالِ واشینگتن (لازم به یادآوری است که واشینگتن جزءِ هیچ‌کدام از ایالات ۵۰گانهٔ آمریکا نیست و نماینده‌ای در کنگره ندارد). مردم هر ایالت، اعضایِ کالجِ الکترال را برمی‌گزینند و اعضای کالجِ الکترال به‌طور مستقیم رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کنند. اعضای این انجمن هنگامی که از طرف مردم انتخاب می‌شوند، نباید هیچ مسئولیت دولتی و نظامی داشته باشند. طبق قوانین آمریکا این مردم نیستند که به‌طور مستقیم رئیس‌جمهورشان را انتخاب می‌کنند، بلکه این کالج الکترال است که او را برمی‌گزیند. آری، در اکثر موارد اعضای کالج هر ایالت، همان نامزدی را انتخاب می‌کنند که مردمِ آن ایالت انتخاب کرده‌اند، اما گاهی هم چنین نیست و طبق قانون این رأی کالج الکترال است که در نهایت تعیین‌کننده است، نه رأی مردم. آیا در تاریخ انتخابات آمریکا پیش آمده‌است که رأی کالج مطابق آرای مردمی نبوده باشد؟ آری؛ کلینتون در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا آرای مردمی بیش‌تری نسبت به ترامپ داشت، اما این ترامپ بود که با کسب آرای الکترال بیش‌تر به کاخ سفید راه یافت، انتخابات پر حاشیهٔ سال ۲۰۰۰ بین ال گور و جورج بوش نیز چنین بود، در طول تاریخ انتخابات آمریکا چندین بار چنین اتفاقی افتاده‌است. حالا ببینیم که روند انتخاب رئیس‌جمهور توسط کالج الکترال چگونه است. فرض کنید در همان ایالت کالیفرنیا که گفتیم ۵۵ رأی الکترال دارد، در یک رقابت نزدیک، ۳۰ عضو کالجِ الکترال به نامزد «الف» رأی دادند و ۲۵ عضو دیگرِ الکترال هم نامزد «ب» را برگزیدند. حالا چه می‌شود؟ الگوی «یا صفر یا صدِ» انتخابات، همهٔ آرای آن ایالت را به صندوقِ نامزد «الف» خواهد ریخت که اکثریت آرای الکترال را دارد، و همهٔ ۵۵ رأی الکترال این ایالت به نام او خواهد بود. طبق این روند هر نامزدی که زودتر به «نصف + یکِ» کلِ آرایِ الکترال –یعنی ۲۷۰ رأی– برسد، رئیس‌جمهور کشور آمریکا خواهد بود. مشکلات نظام انتخاباتی آمریکا این نظام انتخاباتی با تمام نظام‌های دیگر پارلمانی یا ریاست‌جمهوری تفاوت اساسی دارد و نظامی نامأنوس است که ریشه در تاریخ خاص آمریکا دارد، از این رو شناخت این نظام انتخاباتی با دشواری‌هایی روبروست. می‌توان ریشه‌های این نظام را در اندیشه‌های بنیانگذارانِ دموکراسیِ آمریکایی به‌ویژه کسانی چون «توماس جفرسون»، سومین رئیس‌جمهور این کشور و نویسندهٔ اصلی اعلامیه استقلال و «جیمز مدیسون»، از بنیان‌گذاران دموکراسی آمریکایی و چهارمین رئیس‌جمهور این کشور، یافت، البته باید توجه داشت که از همان آغاز این ساختار منتقدان سرسختی چون «اندرو جکسون»، هفتمین رئیس‌جمهور آمریکا، داشته‌است، که البته بررسی تاریخ آن ظرف و جای خود را می‌طلبد که از حوصلهٔ این مقال خارج است. باری، این نظام انتخاباتیِ نامأنوس مورد بررسی‌های انتقادی هم قرار گرفته‌است که پایین‌تر به بخشی از آنها اشارهٔ اجمالی خواهد شد: الف- چنان‌چه گفته شد، در آمریکا که مدعی این است که نیرومندترین دموکراسی جهان را دارد، بر خلاف هر جای دیگر، آرایِ تمام رأی‌دهندگان در انتخابات لحاظ نمی‌شود. طبق این نظام انتخاباتی، در ایالت کوچکی، مثل اُکلاهما، بالاترین حد مشارکت عمومی منجر به انتخاب تنها ۷ کارت انتخاباتی می‌شود و پایین‌ترین حد مشارکت عمومی، در ایالت بزرگ‌تر و پرجمعیت‌تر، چون فلوریدا، سرنوشت ۲۹ کارت انتخاباتی را مشخص می‌کند. فرض کنید در ایالتی که تنها ۷ کارت الکترال دارد، ۵ میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند و در ایالتی که ۲۹ کارت الکترال دارد نیز همین تعداد در انتخابات مشارکت کنند، طبق قاعدهٔ انتخاباتی آمریکا رأی این دو «۵ میلیون» با هم برابر نیست، یکی از این دو سرنوشت ۷ رأی الکترال را تعیین می‌کند و دیگری ۲۹ رأی الکترال. از این رو، نامزدی با برنده شدن کارت‌های انتخاباتی در ایالت‌های بزرگ –هر چند با مشارکتِ کمِ رأی‌دهندگان در آن حوزه‌ها– بر نامزدی پیروز می‌شود که طرفدارانش در ایالت‌های کوچک بالاترین میزان مشارکت را داشته‌اند. به بیان دیگر، برخورداری یک کاندیدا از حدأکثر کارت‌های انتخاباتی الزاماً به معنای برخورداری از رأی اکثریت مردم ایالات متحده نیست. چنانچه پیش‌تر هم گفته شد: کلینتون در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا آرای مردمی بیش‌تری نسبت به ترامپ داشت، اما این ترامپ بود که با کسب آرای الکترال به کاخ سفید راه یافت و در انتخابات سال ۲۰۰۰ بین ال گور و جورج بوش نیز همین ماجرا رخ داد. ب- این نظامِ انتخاباتی، در عمل ایالت‌های کوچک را از میدانِ توجه سیاستمداران خارج کرده‌است. توجه بیشتر نامزدها در انتخابات به ایالت‌های بزرگی چون کالیفرنیا، نیویورک و تگزاس، به ترتیب با ۵۵، ۲۹ و ۳۸ کارت انتخاباتی، است و ایالت‌های کوچک نظیر مونتانا یا آلاسکا که ۳ کارت انتخاباتی دارند هرگز مورد توجه جدی قرار نگرفته‌اند و نمی‌گیرند، فرضاً حتی اگر مشارکت مردمی در این ایالت‌ها بیش‌تر از ایالت‌های بزرگ باشد، چون ابتنا بر آرای الکترال است و این ایالت‌ها به هر حال ۳ رأی الکترال بیشتر ندارند، سیاست‌مداران آمریکایی دلیلی نمی‌بیند که وقتی برای این ایالات بگذارند. سال‌ها حضور بسیار کم‌رنگ نامزدهای انتخاباتی و سیاستمداران در ایالت‌های کوچک، رکود و عدم مشارکت سیاسی در این مناطق را به دنبال داشته و این بی‌تفاوتی نسبت به انتخابات، مردم این ایالات را به‌طور کلی در انزوای سیاسی قرار داده‌است. همهٔ این‌ها باعث شده که مجرای رسیدنِ خواسته‌های ایالت‌هایِ «پیرامون» به قدرتِ «مرکزی» با اختلال روبرو باشد. ج- مشکل بعدی نظامِ انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، دامن زدن به فضای دو حزبی این کشور است. در آمریکا فعالیت احزاب آزاد است، اما این روند انتخاباتی هر حزب دیگری غیر از فیل‌ها و گورخرها –جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها– را عملاً از کنش‌گریِ جدیِ سیاسی حذف می‌کند. احزاب کوچک‌تر که امکانات مالی و رسانه‌ای بسیار ضعیف‌تری دارند، هیچ امیدی برای کسب اکثریت آراء در حوزه‌های انتخاباتی را ندارند. در نظر بگیرید، در ایالتی نامزدِ حزب جمهوری‌خواه ۵۰ و نامزد حزب دموکرات ۳۰ آراء را کسب نمایند و نامزد حزب سبز موفق شد ۲۰ رای باقیمانده را –علیرغم کم بودن امکاناتش– به دست آورد، باز با این حال هیچ کارت انتخاباتی حتی متناسب با همان ۲۰ رای نیز به حزب سبز تعلق نخواهد گرفت و این برمی‌گردد به نظامِ «یا صفر یا صد» انتخابات آمریکا که پیش‌تر توضیح داده شد. نظامِ «یا صفر یا صد» ی سبب شده‌است که همواره کارت‌های انتخاباتی بین دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات دست به دست شوند و در عمل آراء احزاب کوچک‌تر به کلی نادیده گرفته شود. البته در این‌جا هم بررسی جنبه‌های پنهان انتخابات، بحث را دقیق‌تر می‌کند که در جای خودش باید بررسی شود. د- مسئلهٔ دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا مسئلهٔ «اکثریت آراء» است. قانون اساسی فدرالی آمریکا اساس را بر انتخابِ رئیس‌جمهور تنها با برخورداری از «نصف به اضافهٔ یکِ» کارت‌های الکترال قرار داده‌است و هیچ قیدی درخصوص تطبیق این انتخاب با اکثریت آراء ماخوذه نیاورده است. به این شکل، افزون بر اینکه ممکن است نامزدی با رأی مردمیِ کمتر نسبت به نامزد دیگر به ریاست‌جمهوری برسد –چنانچه توضیح‌اش آمد– این احتمال نیز وجود دارد که نامزدی، مثلاً نامزد «الف»، نتوانسته باشد که تمام ۵۰ آراء را به خود اختصاص دهد و باز به مقام ریاست‌جمهوری برسد. در مورد نخست پیش‌تر سخن رفت، اما در در مورد مسئلهٔ دوم، که تا به حال حدود ۱۵ بار در تاریخ انتخابات آمریکا اتفاق افتاده‌است، می‌توان به انتخاب کندی و بیل کلینتون‌اشاره کرد که این رؤسایِ جمهورِ ایالات متحده، با وجود برتری در کل آراء نسبت به رقبای خود، کل ۵۰ آرای مردمی را به دست نیاوردند؛ کلینتون در انتخابات سال ۱۹۹۲ تنها با ۴۳ کل آرای مردمی ایالات متحده به کاخ سفید رفت. این روند باعث شده‌است که مشارکت عمومی عنصر چندان تعیین‌کننده‌ای در روند انتخاب رئیس‌جمهور نباشد و به مرور جمعی از مردم عادی را از صحنهٔ فعالیت‌های سیاسی بیرون نگه دارد. از جمع‌بندی نکات پیش‌گفته در موردِ مشکلات ساختارِ انتخابات، به دست می‌آید که این ساختار، صحنهٔ تأثیرگذاری و کنش‌گریِ سیاسی را کوچک نگه می‌دارد، یعنی دایرهٔ تأثیرگذاران با این ساختار انتخاباتی محدود شده‌است، چرا که مشارکت عمومی و حدأکثری در این ساختار مدخلیت ندارد. بنیانِ رأی الکترال و بی‌تأثیریِ کسب ۵۰ درصد آراء و قوانینی از این سنخ جا برای حضوری حداکثری در انتخابات نمی‌گذارد. البته شاید گفته شود که نیازی به حضور حداکثری نیست، اما باید توجه داشت که این مسئله تالی فاسد دارد و آن این‌که به مرور عموم مردم را نسبت به حضور در میدان سیاسی بی‌انگیزه می‌کند و موجبِ کاهش آگاهی عمومی نسبت به کل سیاست خواهد کرد، اتقاقی که تاکنون در آمریکا رخ داده‌است، البته با این سیاق، تنظیم افکار عمومی راحت‌تر خواهد بود. خود همین امر هم نتایج سوء و جوانب زیادی دارد، که بررسی آنها مجال خود را می‌طلبد. در پایان این انتقادات خوب است یکی از قانون‌های انتخاباتی مشکل‌ساز آمریکا را نیز یادآور شویم. یکی از انتقادها به قوانین انتخاباتی آمریکا، محروم بودن میلیون‌ها شهروند از مشارکت در انتخابات به علت محکومیت در دستگاه قضایی است. این قانون به‌طور ضمنی باعث یک تبعیض نژادی و طبقاتی نیز می‌شود، چرا که به موجب این قانون میلیون‌ها آمریکایی که عمدتاً «سیاه‌پوست»، «اسپانیایی‌تبار» و غالباً متعلق به «قشرهای محروم» جامعه‌اند از شرکت در انتخابات آمریکا محروم می‌شوند، بسیاری از این محکومیت‌ها مربوط به جرایم بسیار پیش پا افتاده‌است که مثلاً فردی در دوران نوجوانی مرتکب شده اما تا پایان عمر او را از شرکت در انتخابات منع می‌کند. انجام حرف در پایان باز یادآور می‌شویم که هدف این مقاله، توضیحی تا حد ممکن روشن از روند کلی انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بود، نه نقد دقیق ساختار انتخاباتی آمریکا و آنچه زیر عنوان «مشکلات نظام انتخاباتی آمریکا» آمد، در واقع بیان دشواری‌های عیان این انتخابات بود که خود سیاستمداران آمریکایی نیز گاه‌به‌گاه به آنها اشاره کرده‌اند، البته به جز سطور پایانی آن بخش. شناخت و نقد آنچه در پس‌زمینهٔ این انتخابات جریان دارد و در مقدمهٔ این مقاله از آن به عنوان «ساختار پنهان انتخابات» یاد شد، یک کار مستقل و مفصل می‌طلبد و همچنین نقدِ «ساختار پیدای» انتخابات، که در این‌جا بسیار اجمالی به آن‌اشاره شد، نیز همچنان باید تکمیل شود، تا بتوانیم به درک دقیق‌تر از ساختاری برسیم که حاصلِ آن، انتخابِ کسی مثل ترامپ است و این مقاله تنها دیباچه‌ای خُرد برای آن است. همچنین این مقاله دیباچه‌ای است برای نقدِ حضور مسلط دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه که موجب می‌شود تفکر جدیدی وارد ساختار حاکمیتی این کشور نشود. جالب توجه آن‌که، نتایج یکی از نظرسنجی‌های متأخر مؤسسه گالوپ نشان می‌داد ۵۷ درصد آمریکایی‌ها و ۷۲ درصد اعضا و هواداران احزاب مستقل در آمریکا وجود حزب اصلی سوم را برای این کشور ضروری می‌دانند. بر اساس نتایج این نظرسنجی، تنها ۳۸ درصد آمریکایی‌ها معتقدند، ساختار دو حزبی کنونی شامل احزاب جمهوری‌خواه و دموکرات، مناسب عمل می‌کند. پس از نظرسنجی گالوپ در سال ۲۰۰۳ و اتفاق نظر آمریکایی‌ها دربارهٔ کافی بودن دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات، این نخستین بار بود که اکثر مردم این کشور وجود حزب سوم اصلی را لازم می‌دانند. ]]> بین‌الملل Thu, 24 Sep 2020 09:30:43 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94163/ساختار-پیچیده-انتخابات-آمریکا-نظر-منتقدان آدرس غلط اتحادیه اروپا درخصوص پناهجویان http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94161/آدرس-غلط-اتحادیه-اروپا-درخصوص-پناهجویان  مقامات غربی قصد ندارند در خصوص حقایق جاری در اردوگاه موریا، که منجر به بروز آتش‌سوزی در این مجموعه شد کمترین سخنی به میان آورند. در صورتی که اخبار مربوط به نحوه نگهداری مهاجرین در این اردوگاه و بسیاری از اردوگاه‌های اروپایی افشا شود، دیگر جایی برای توجیه مقامات اروپایی باقی نخواهد ماند.   این آتش‌سوزی کار کودکان افغانی بود! مقامات کشورهای اروپایی، مدعی هستند که ۶ پناهجوی افغان، از جمله دو کودک، به ظن ارتباط داشتن با آتش‌سوزی اردوگاه موریا در جزیره لسبوس بازداشت شدند. خبرگزاری فرانسه بر اساس اعلام مقامات محلی یونان گزارش داد که این افراد که بزرگترین آنان بیست ساله است به دادسرا تحویل داده خواهند شد. پیشتر پلیس یونان چهار پناهجو از این ۶ پناهجو را در جریان یک عملیات در خیابان‌های اطراف اردوگاه آتش‌گرفته جزیره لسبوس بازداشت کرده بود. با آتش گرفتن این اردوگاه بیش از ۱۲ هزار پناهجوی ساکن آن، آواره شدند. دو پناهجوی دیگر نیز که هفده ساله هستند، همراه با ۴۰۰ کودک پناهجوی دیگر از جزیره لسبوس به خاک اصلی یونان فرستاده شدند. همزمان ۱۳ پناهجو در جزیره ساموس پس از یک آتش‌سوزی در اردوگاه ۴۷۰۰ پناهجو در این جزیره بازداشت شدند.  به غیر از سه نفر از این پناهجویان، بقیه آزاد شدند. از زمان آتش‌سوزی در اردوگاه موریا صدها پناهجو بدون سرپناه در خیابان‌های جزیره لسبوس به سر می‌برند. نماینده کمیساریای عالی پناهندگان در یونان، گفت که جزیره لسبوس که دروازه اروپا برای ورود مهاجران غیرقانونی به‌شمار می‌رود وظیفه پذیرش از این پناهجویان «برای همیشه» را ندارد. فیلیپ لوکلرک گفته‌است هدف این نیست که این افراد برای همیشه در جزیره لسبوس بمانند. پیشتر کیریاکوس میتسوتاکیس، نخست‌وزیر یونان، در یک کنفرانس خبری وعده داد که به زودی یک اردوگاه دائمی را برای جایگزینی اردوگاه موریا احداث می‌کند.   جنایت بزرگ علیه پناهجویان در اروپا مقامات اروپایی بدون آنکه مسئولیت وضعیت بحرانی و سخت ساکنان اردوگاه «موریا» و دیگر مراکز پناهجویی در یونان و دیگر کشورها را بر عهده بگیرند، سعی می‌کنند در کسوت یک «طلبکار» در این خصوص اظهار نظر کنند! بنا بر معلومات وزارت مهاجرت یونان در کمپ پناهجویان در جزیره ساموس حدود ۴۶۰۰ مهاجر به سر می‌برند، اما این کمپ فقط ظرفیت حدود ۶۵۰ پناهجو را دارد. آزمایش کرونای دوتن از ساکنان این کمپ به روز سه شنبه مثبت تشخیص شده بود. شبکه دویچه وله در این خصوص گزارش داده‌است: «در کمپ موریا در جزیره لسبوس یونان وقوع یک آتش‌سوزی بزرگ این کمپ را تقریبابه صورت کامل تخریب کرد. حدود ۱۲۰۰۰ مهاجر بی سرپناه شده‌اند. بنا به گفته حکومت محلی، مهاجران به صورت عمدی دست به آتش‌سوزی زدند تا از این کمپ و جزیره بیرون شوند. سیاستمداران یونان هشدار می‌دهند که از آتش‌سوزی موریا به عنوان یک «تاکتیک» استفاده شود. نگرانی از این است که در دیگر کمپ‌های مهاجران در جزایر ساموس، خیوس، لاروس و کاس نیز آتش‌سوزی رخ دهد. به خصوص در صورتی که مردم از لسبوس به مناطق خشکه و غیر جزیره‌ایی یا به دیگر کشورهای اروپا انتقال داده شوند. پناهجویان در لسبوس با توجه به آتش‌سوزی در این کمپ خواستار اجازه فوری ترک این جزیره شده‌اند. با این حال هنوز اکثریت پناهجویان درخواست پناهندگی را تکمیل نکرده‌اند. حکومت یونان اصرار دارد که مهاجران باید روند عادی پناهندگی را طی کنند.   روایتی از اردوگاه موریا قبل از آتش‌سوزی شبکه یورونیوز، که طی روزهای اخیر کمترین بازخواستی از مقامات اروپایی بابت عدم نظارت بر وضعیت سخت پناهجویان در اردوگاه «موریا» صورت نمی‌دهد، قبل از آتش‌سوزی در این اردوگاه در گزارشی نوشته بود: «در داخل کمپ موریا، بزرگ‌ترین اردوگاه پناهجویان یونان در جزیره لسبوس، نگرانی از شیوع کرونا وجود دارد و به‌همین دلیل موریا مانند دیگر کمپ‌های پناهجویان در سراسر این کشور در قرنطینه است، اما آنچه تاکنون بیش از ویروس کرونا جان مهاجران ساکن این کمپ را گرفته جنایاتی است که با استفاده از چاقو انجام می‌شود. بنا بر گزارش مقامات منطقه از ابتدای سال‌جاری میلادی تا کنون دستکم ۵ نفر از جمله یک زن و یک پسر جوان در پی حمله با چاقو کشته شده و ۱۰ نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند. محمد مهاجر سوری که به همراه همسر باردار و دختر کوچکش از هفت ماه پیش ساکن کمپ موریا است می‌گوید: «اوضاع در اینجا هر روز بدتر می‌شود و بسیار برای فرزندانمان نگرانیم. اینجا هر روز درگیری رخ می‌دهد و هر شب نیز با چاقو به جان هم می‌افتند.» دلایل این درگیری‌ها متفاوت است و گفته می‌شود که بیشترین درگیری نیز میان مهاجران اقوام مختلف افغانستان روی می‌دهد؛ تا جایی که برخی تنش بین این گروه‌ها را منبع اصلی وقوع خشونت در این اردوگاه می‌دانند.   بحرانی فراتر از حد توصیف اما شبکه یورونیوز در بخشی دیگر از گزارش خود پرده از فجایع دیگری در این خصوص برداشته است: «محدودیت‌های شدید اعمال شده در پی قرنطینه، در این اردوگاه پرازدحام زندگی را بیش از گذشته برای ساکنان دشوار و دسترسی آن‌ها به نیازهای اساسی و مراقبت‌های بهداشتی حتی آب سالم و بهره‌مندی از سیستم فاضلاب بهداشتی را به‌شدت محدود کرده‌است. این مسئله انتقاد سازمان پزشکان بدون مرز را نیز در پی داشته‌است؛ آن‌ها این تصمیم آتن را تبعیض‌آمیز خوانده‌اند. یکی دیگر از مهاجران افغان با اشاره به‌مشکل امنیت عمومی به‌عنوان مهم‌ترین خطری که جان ساکنان موریا را تهدید می‌کند، می‌گوید: «اینجا برای ۲۰ هزار ساکن تنها ۱۰۰ پلیس وجود دارد.» مهاجران می‌گویند پلیس به نام شیوع کرونا حتی مانع از شنای آن‌ها در ساحل می‌شود. ضمن آن‌که به گفته ساکنان اردوگاه، شنا یکی از معدود فعالیت‌هایی بود که به آن‌ها کمک می‌کرد زندگی سخت در موریا را فراموش کنند. ماه گذشته ده‌هاتن از مهاجران آفریقایی این کمپ دست به اعتراض زدند و خواستار پایان قرنطینه شدند اما این اعتراضات بی‌نتیجه بوده‌است. بیش از ۳۱هزار متقاضی پناهندگی در ۵ اردوگاه جزایر دریای اژه اسکان داده شده‌اند؛ در حالی که این اردوگاه‌ها در مجموع گنجایش پذیرش ۶ هزار نفر را دارند. حدود ۱۷ هزار نفر از این تعداد در کمپ موریا هستند. وزارت مهاجرت یونان به تازگی روند رسیدگی به‌درخواست‌های پناهندگی را تسریع و بر این اساس اعلام کرده‌است که در ما مه برای بیش از ۶ هزار نفر از این متقاضیان تعیین تکلیف شده‌است. ]]> بین‌الملل Thu, 24 Sep 2020 09:17:25 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94161/آدرس-غلط-اتحادیه-اروپا-درخصوص-پناهجویان ​سناریوهای پیش روی فلسطین http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94154/سناریوهای-پیش-روی-فلسطین این روزهای فلسطین را باید سخت‌ترین دوران تاریخش دانست. عادی‌سازی یا به تعبیر صحیح‌تر آشکارسازی روابط ۲ کشور عربی امارات و بحرین و اعلام در صف بودن چند کشور دیگر عضو اتحادیه عرب در لیست عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی، فلسطینی‌ها را در این اتحادیه در انزوایی بی‌سابقه قرار داده‌است. بعد از آشکارسازی روابط امارات و بحرین با رژیم صهیونیستی، نشست اتحادیه عرب تنها امید یا به عبارتی آخرین امید فلسطینی‌ها برای محکومیت این سازش از سوی سایر اعضا بود که با کارشکنی و میدان‌داری عربستان این اتفاق نیفتاد. این اتفاق سناریوهای متفاوتی را پیش روی فلسطینی‌ها قرار داده تا بتوانند فضای انسداد پیش‌آمده را بشکنند. اینکه آنها چه سناریویی را در آینده پیش خواهند گرفت از حالا چندان مشخص نیست اما می‌توان بر اساس شواهد میدانی حدس‌هایی زد. ۱- خروج از اتحادیه عرب: این سناریو اگر چه فعلاً دور از ذهن است اما ناممکن نیست. نفس حضور فلسطین در اتحادیه عرب یافتن راهی برای فشار بر اسرائیل و احقاق حقوق مردم فلسطین در برابر رژیمی به‌غایت وحشی بوده‌است. اتفاقات اخیر اتحادیه عرب و صف کشورهایی که بزودی به پروژه عادی‌سازی ترامپ خواهند پیوست، معنایی جز بی‌خاصیت شدن ادامه حضور فلسطینی‌ها در اتحادیه عرب نخواهد داشت. از سوی دیگر خیلی زود حضور فلسطینی‌ها در اتحادیه عرب محملی خواهد شد تا کشورهایی که به عادی‌سازی روابط خود با اسرائیل پرداخته‌اند، خود به بازوی جدید اسرائیل برای فشار بر گروه‌های فلسطینی تبدیل شوند. این سناریو هنوز برای فلسطینی‌ها دارای اولویت نیست اما تردیدی نیست که به آن می‌اندیشند. ۲- ائتلاف با متحدان جدید: ناامیدی از همراهی اعراب برای فلسطینی‌ها آنها را به سوی متحدان قدرتمندتری سوق خواهد داد. هم‌اکنون محمود عباس به‌طور منظم گفت‌وگوهایی را با ترکیه آغاز کرده و در آخرین گفت‌وگوی خود از این کشور خواسته ناظر انتخابات آتی فلسطین باشد. ایران گزینه بعدی فلسطینی‌هاست. به نظر می‌رسد خیلی زود باید شاهد تحولی بزرگ در نگرش سابق تشکیلات خودگردان و شخص محمود عباس به ایران باشیم. ۳- آینده حماس و فتح: اختلافات قدیمی و چه‌بسا درگیری‌های مسلحانه فتح و حماس می‌تواند جای خود را به صلح یا نزدیکی دهد. عقد بن‌زاید و آل‌خلیفه با نتانیاهو تنها برکتش نزدیکی فتح و حماس بعد از سال‌ها و تلاش برای کنار گذاشتن اختلافات کهنه است. این اتفاق در کنار ادامه تجاوزهای اسرائیل راهی جز در اولویت قرار گرفتن گزینه مقاومت و کنار گذاشتن هرگونه سازش نیست. همان‌گونه که در ابتدا اشاره شد شرایط امروز فلسطینی‌ها دشوارتر از هر زمانی است و عبور سرافرازانه از این قله، آنها را به آزادی قدس نزدیک‌تر خواهد کرد. ]]> بین‌الملل Wed, 23 Sep 2020 07:09:54 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94154/سناریوهای-پیش-روی-فلسطین فلسطینی‌ها در حال غربالگری جدی هستند http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94153/فلسطینی-ها-حال-غربالگری-جدی-هستند خبری که روز گذشته در ارتباط با عدم قبول ریاست دوره‌ای اتحادیه عرب از سوی فلسطین مطرح شد، نشان‌دهنده موضع جدید و رویکرد متفاوتی است که فلسطینی‌ها از این پس قرار است نسبت به کشورهای عربی و پادشاهی‌ها و شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج‌فارس داشته باشند. در شرایط عادی، نشستن فلسطین بر کرسی ریاست دوره‌ای اتحادیه عرب فرصتی مغتنم برای فلسطینی‌ها به منظور ارائه دیدگاه و نظرات‌شان در ارتباط با آرمان فلسطین است اما رویه‌های اخیر و رویکرد کلی اتحادیه عرب که در چند سال اخیر تحت تأثیر امارات و عربستان سعودی و رسانه‌های وابسته به آنها بشدت دربارهٔ مسائل فلسطین و مقابله با اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی منفعل عمل کرده‌است، سبب شد فلسطین از قبول این جایگاه صرف نظر کند و این امر نشانه بسیار مهمی در تحلیل رفتار و موضع فلسطینی‌ها در آینده روابط‌شان است. علاوه بر فلسطینی‌ها، مقامات کشورهای مختلف از جمله کشورهای اروپایی هم به این نتیجه رسیده‌اند که این اتحادیه گام عملی مؤثری برای حفاظت از منافع فلسطینی‌ها برنداشته و برنخواهد داشت. ملت‌های منطقه بویژه مردم فلسطین هم در روزهای گذشته نشان دادند نگاه مثبتی به سازش ندارند و مقاومت در برابر صهیونیست‌ها را به عنوان گزینه اول و تنها گزینه کارآمد می‌شناسند. نکته بعد اینکه این اقدام فلسطین نشان داد حتی جریان سیاسی‌ای که پیش از این از سازش حمایت می‌کرد به دنبال بازبینی ارزش‌ها و آسیب‌شناسی جدی است؛ اینکه چرا در ۴ دهه گذشته رویکرد آنها نتوانست امتیاز مشخص و قابل اتکایی برای فلسطینی‌ها داشته باشد. واقعیت این است که عملکرد گروه‌های فلسطینی بویژه در ۲ هفته گذشته نشان داد آنها مسئله خیانت و نفاق کشورهای عربی در موضوع فلسطین را به عنوان یک عامل شکننده در مسیر مقابله با اسرائیل قلمداد کرده‌اند؛ کشورهایی که با توطئه‌گری در خفا و برقراری روابط پنهان امنیتی با رژیم صهیونیستی، امنیت و برنامه‌های فلسطین را به مخاطره انداختند. همین هم سبب شد ابومازن روابط دیپلماتیک با برخی کشورها مثل بحرین و امارات را قطع کند. در حال حاضر جریان‌هایی مثل فتح در فلسطین فهمیده‌اند آزادسازی فلسطین فقط به دست خود مردم فلسطین رقم خواهد خورد. از این رو آنها با غربالگری جدی در قبال دوستان خود، تلاش دارند مجموعه‌ها، نهادها، کشورها و شخصیت‌هایی را که قلباً به آرمان فلسطین باور ندارند کنار بگذارند. این رویکرد سبب شده در روزهای اخیر شاهد اتفاقاتی تاریخی در بین گروه‌های فلسطینی باشیم که از جمله آن می‌توان به نشست مشترک این گروه‌ها پس از ۲۷ سال در لبنان و مذاکرات فشرده حماس و جهاد اسلامی به عنوان ۲ گروه مسلح فلسطینی اشاره کرد. آنچه مسلم است در فلسطین پس از آشکارسازی روابط امارات و بحرین با رژیم اشغالگر، دیگر دلیلی برای مخالفت با مقاومت وجود ندارد. ]]> بین‌الملل Wed, 23 Sep 2020 07:05:46 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94153/فلسطینی-ها-حال-غربالگری-جدی-هستند ​سلطه جمهوری‌خواهان بر دیوان عالی ایالات‌متحده چه پیامدهایی به‌دنبال دارد؟ http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94155/سلطه-جمهوری-خواهان-دیوان-عالی-ایالات-متحده-پیامدهایی-به-دنبال مرگ یک قاضی ارشد آمریکایی در ۸۷ سالگی، بیش از پیش توجهات را به سونامی تغییرات در حاکمیت این کشور معطوف کرد. عناوین خبری دربارهٔ انتخابات ریاست‌جمهوری و بالطبع حاکمیت ایالات متحده در ماه‌های اخیر به اندازه کافی با نام ۲ نامزد ۷۴ و ۷۷ساله ریاست بر کاخ سفید از ۲ جناح جمهوری‌خواه و دموکرات، با مشکلات سالخوردگی عجین شده بود که نقش‌آفرینی یک قاضی ارشد ۸۷ ساله، معادلات قدرت در سرای سالمندان واشینگتن را بغرنج‌تر کرد. «روث گینزبرگ» این جمعه پس از ۲۷ سال عضویت در دیوان عالی ایالات متحده، با مرگش، ساختار سیاسی ظاهری آمریکایی مبتنی بر توازن قوا میان ۲ حزب همیشه حاکم جمهوری‌خواه و دموکرات را هم رو به زوال برد. او یکی از ۴ قاضی ارشد وابسته به حزب دموکرات در دیوان عالی ایالات متحده بود که در سال‌های گذشته نقشی حیاتی در ایجاد موازنه در مقابل ۵ قاضی ارشد جمهوری‌خواه، در حساس‌ترین نهاد رسمی حکمیت در نظام حکمرانی آمریکا داشت. مرگ او اما در آستانه انتخابات نوامبر باعث شده فرصتی طلایی در اختیار ترامپ و هم‌حزبی‌های محافظه‌کارش قرار بگیرد تا برتری کرسی‌های خود در این دیوان را مطلق (۶ در برابر ۳) کنند. برهم خوردن توازن بین ۲ طیف محافظه‌کار و لیبرال به نفع طرف اول در حاکمیت یکپارچه الیگارشی آمریکایی ۲ اثر کوتاه و بلندمدت در فضای سیاسی و اجتماعی این کشور خواهد داشت. در کوتاه‌مدت و در ماه‌های قبل و بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سوم نوامبر، این وضعیت دست جمهوری‌خواهان حاکم را برای تقلب در هر ۲ انتخابات ریاست‌جمهوری و کنگره بازمی‌گذارد که این حس ترس را به دموکرات‌ها القا کرده و به منزله شدیدتر شدن روحیه تنازع بقای آنها و حامیان لیبرال‌شان خواهد بود که قطعاً دعوای ترامپ و بایدن را به جنگی تمام‌عیار در هفته‌های پیش رو بدل خواهد کرد. این در حالی است که پیش از این هم انتخابات ۲۰۲۰ به نقطه آغاز جنگ داخلی و از هم گسیختگی نظام و جامعه این کشور تشبیه شده‌است. دیوان عالی ایالات متحده ۲ دهه پیش شکایت «ال‌گور» نامزد دموکرات‌ها در انتخابات ۲۰۰۰ نسبت به اختلاف آرا در ایالت فلوریدا را نادیده گرفت و حکم به پیروزی نهایی جورج بوش (پسر) داد. حال غلبه رای هم‌حزبی‌های ترامپ در این دیوان، بایدن را از نتیجه انتخابات پیش رو مأیوس می‌کند. با توجه به سابقه خراب ترامپ در سوءاستفاده از هر مزیت یا حفره قانونی، او و طرفداران متعصبش حالا می‌توانند با خیال راحت دست به هر اقدام خلاف قاعده‌ای در جریان رای‌گیری‌ها بزنند و خاطرجمع باشند که دیوان عالی ترتیب اثری به شکایات طرف مقابل ندهد. به عبارت دیگر اصرار ترامپ برای معرفی جایگزین گینزبرگ پیش از موعد انتخابات، نشان از برنامه‌ای هدفمند برای تقلب سیستماتیک در انتخابات دارد تا بلکه علاوه بر باقی ماندن خود در کاخ سفید و حفظ اکثریت جمهوری‌خواه سنا- بویژه ۶ کرسی بشدت در خطر سناتورهای این حزب- تنها سنگر رقبای دموکرات در قدرت یعنی اکثریت خانه نمایندگان را هم از چنگ آنها درآورد. مطمئناً دموکرات‌ها این خطر را از قبل احساس کرده و دست به مقابله به مثل خواهند زد؛ از صحن کنگره تا کف خیابان‌ها. نولیبرال‌های جریان اصلی حزب دموکرات در ۴ سال اخیر با نزدیک شدن به بخشی از چپ‌ها و آنارشیست‌های ضد ترامپ و حمایت از جنبش‌های ضدنژادپرستی (BLM)تدارک شورش ضددولتی بزرگی را به بهانه تقلب دیده‌اند. در مقابل ترامپ هم با حمایت آشکار از شبه‌نظامیان نژادپرست «سفیدبرترپندار» مثل کوکلوکس‌کلان‌ها و بخش گسترده‌ای از مسیحیان افراطی (پروتستان، اوانجلیست و کاتولیک) و جامعه بزرگ نظامیان آمریکا (اعم از نظامیان و پلیس‌های فعال یا بازنشسته و خانواده‌های آنها) از همان نخستین روزهای ورودش به کاخ سفید آماده جنگ داخلی شده بود. از چشم‌انداز کوتاه‌مدت شورش انتخاباتی که بگذریم، در بلندمدت، سایه مرگ گینزبرگ بر حاکمیت آمریکا نیز مخرب خواهد بود. همان‌طور که گفته شد دیوان عالی ایالات متحده قدرتمندترین نهاد قضایی و حقوقی در این کشور بوده و مهم‌ترین وظایف آن نظارت بر مصوبات کنگره و مجالس قانونگذاری ایالت‌ها و رسیدگی به شکایات ایالات علیه یکدیگر است. اگر این مصوبات مغایر اصول قانون اساسی شناخته شود، از سوی دیوان عالی از درجه اعتبار ساقط می‌شود. به عبارت دیگر، این دیوان نقش دادگاه قانون اساسی را ایفا می‌کند. از سقط جنین گرفته تا تبعیض، محدودیت حمل اسلحه و خدمات درمانی و خیلی از مهم‌ترین مسائل روز سیاست آمریکا با رای ۹ عضو دیوان عالی ایالات متحده حل‌وفصل می‌شود. احکام دیوان در نظام حکومتی آمریکا جز شرایط بسیار استثنایی و تقریباً محال، قابل تغییر نیست. از جمله کارهایی که دیوان عالی در یک دهه گذشته انجام داده‌است می‌توان به مواردی چون قائل شدن حق ازدواج برای همجنس‌بازان، تأیید حق مالکیت اسلحه، تغییر قوانین ناظر بر بودجه فعالیت‌های سیاسی و تأیید اصلاحات خدمات درمانی اوباما اشاره کرد. همین اواخر بود که روث گینزبرگ قبل از مرگش با نفوذ بالای خود در میان ۵ عضو جمهوری‌خواه دیوان کاری کرد تعدادی از آنها هم در ملغی کردن دستور اجرایی کاخ سفید مبنی بر دیپورت فرزندان مهاجران به او و ۳ دموکرات دیگر دیوان ملحق شوند. آن روز ترامپ بشدت عصبانی شد و زخم‌هایش را لیسید و منتظر انتقام بود. حالا فرصت انتقام برای او فراهم شده‌است. از طرف دیگر شخصیت‌های دیوان عالی، به عنوان بالاترین نهاد حکمیت در آمریکا همواره برای بخش‌های پایین‌تر هرم قدرت نمادین بوده‌اند. خود قاضی گینزبرگ نمود نفوذ معنوی یک قاضی ارشد بر تمام ارکان سیاسی و اجتماعی آمریکا محسوب می‌شد. این زن گاه یک تنه تفکرات نولیبرالی خود را در رأس حاکمیت به پیش می‌برد و عامل چانه‌زنی از بالا برای فشار جریان‌های فمینیست و دگرباش از پایین بود. به همین دلیل اکثریت قاطع جمهوری‌خواهان در دیوان، آن هم در شرایطی که متحدان ترامپ در زمره ارتجاعی‌ترین و تندروترین محافظه‌کاران هستند، معنایی جز آغاز پروسه ترامپی شدن حاکمیت آمریکا از رأس تا پایین ندارد. در حال حاضر ترامپ فهرستی ۲۰ نفره از گزینه‌های محافظه‌کار یا تندرو موردنظر خود را برای نامزدی کرسی‌های خالی دیوان معرفی کرده که انتصاب هر کدام از آنها می‌تواند موازنه را در این نهاد مهم قضایی به نفع جمهوری‌خواهان تغییر دهد. بدین ترتیب بزودی همان چهره بزک شده پست مدرن آمریکا هم با تصویر گاوچران‌ها و نژادپرستانی جایگزین می‌شود که به بدیهی‌ترین حقوق مدنی یانکی‌ها قهقهه می‌زنند. * پالس‌های حاکمیت محافظه‌کاران بر آمریکا ۳۱ سنبله/شهریور: ترامپ (در جمع هوادارانش در فیلادلفیا): شاید من فرمانی اجرایی امضا کنم برای اینکه شما نتوانید او [بایدن] را به عنوان رئیس‌جمهورتان داشته باشید. ۳۱ سنبله/شهریور: ترامپ (در مصاحبه با فاکس‌نیوز): آخر خط این است که ما برنده انتخابات شویم؛ وقتی ما تعهد داریم که اقدام درست را به سریع‌ترین شکل ممکن انجام دهیم. اوباما وقتی در سال ۲۰۱۶ نامزدی (برای کرسی دیوان عالی) معرفی نکرد، سنا را نداشت ولی وقتی ما سنا را داریم، هر چه بخواهیم انجام می‌دهیم!» ۳۰ سنبله/شهریور: بیل کلینتون (رئیس‌جمهور اسبق آمریکا): تصمیم ترامپ برای معرفی فوری جایگزین برای قاضی گینزبرگ بشدت ریاکارانه است. ۲۶ سنبله/شهریور: نظرسنجی مدرسه حقوقی مارکت (۳ روز پیش از مرگ قاضی گینزبرگ): ۶۷ درصد آمریکایی‌ها از هر دو حزب خواهان آنند برای هر کرسی خالی دیوان عالی به سرعت در مدت زمان باقیمانده در سال ۲۰۲۰ نامزد معرفی شود. ۲۴ سنبله/شهریور: ترامپ (در سخنرانی انتخاباتی در نوادا): ما مذاکره خواهیم کرد، درست است؟ چون ما احتمالاً به سبب چگونگی رفتاری که با ما شد، لیاقت یک ۴ سال دیگر را بعد از آن دور داریم! ۱۹ سنبله/شهریور: انتشار فهرست ۲۰ نامزد مطلوب ترامپ برای کرسی‌های دیوان عالی (۱۰ روز پیش از مرگ گینزبرگ): رئیس‌جمهور آمریکا با ذکر اینکه می‌تواند در دوره آتی خود برای ۴ کرسی دیوان جایگزین معرفی کند، در قالب این فهرست بویژه ۵ جمهوری‌خواه شاخص را به ترتیب زیر معرفی کرد: - تد کروز (سناتور تگزاس، یکی از رهبران جوان جمهوری‌خواه که نفوذ زیادی در میان امنیتی‌ها و مسیحیان افراطی (اوانجلیست‌ها) دارد) - تام کاتن (سناتور آرکانزاس که به داشتن روحیه جنگ‌طلبانه و ضدایرانی معروف است) - آمئل تاپر (معرفی شده توسط میچ مک کانل رهبر اکثریت سنا برای خدمت در دادگستری آمریکا در بخش شرقی کنتاکی) - ایمی کانی برتت (دفتردار سابق قاضی اسکالیا، از قضات پیشین دیوان عالی) - جاش هاولی (جوان‌ترین سناتور کنگره از ایالت میسوری، یک حقوقدان ۴۰ ساله بسیار محافظه‌کار و حامی همیشگی ترامپ). ]]> بین‌الملل Wed, 23 Sep 2020 06:10:19 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94155/سلطه-جمهوری-خواهان-دیوان-عالی-ایالات-متحده-پیامدهایی-به-دنبال تشکیلات سازشکار علیه حکام سازشکار / فلسطین از پذیرش ریاست اتحادیه عرب انصراف داد http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94151/تشکیلات-سازشکار-علیه-حکام-فلسطین-پذیرش-ریاست-اتحادیه-عرب-انصراف شکست فلسطینی‌ها در همراه کردن کشورهای عربی برای محکومیت سازش اخیر امارات و بحرین با اسرائیل، سبب شد موج ناامیدی از همراهی کشورهای عربی با آرمان فلسطین باعث رویگردانی فلسطینی‌ها از همراهی با کشورهای عربی شود. اگر چه فلسطینی‌ها هنوز از اتحادیه عرب خارج نشده‌اند اما دیروز وزیر خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین از تصمیم این تشکیلات مبنی بر انصراف از حق خود برای ریاست شورای اتحادیه عرب در دوره کنونی خبر داد. «ریاض المالکی» وزیر خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین گفت: تشکیلات تصمیم گرفت از حق خود برای ریاست کنونی شورای اتحادیه عرب صرف‌نظر کند. مالکی در یک کنفرانس خبری دربارهٔ آخرین تحولات سیاسی صحنه فلسطین گفت دولت فلسطین عضو اتحادیه عرب است و برای تقویت نقش و جایگاه آن تلاش کرده‌است. طبق گزارش خبرگزاری فلسطین (وفا)، مالکی افزود: دولت فلسطین هرگز از کرسی خود در اتحادیه عرب چشم‌پوشی نخواهد کرد، چرا که این امر باعث ایجاد خلأ و به وجود آمدن سناریوهای مختلف خواهد شد. بنا بر گزارش شبکه المیادین، وی همچنین گفت: در نشست اخیر اتحادیه عرب شاهد همدستی این اتحادیه بودیم. وی گفت: مشاهده عجله کشورهای عرب برای عادی‌سازی روابط با رژیم اشغالگر در دوره ریاست ما در شورای اتحادیه عرب، برای‌مان خوشایند نیست. وزیر خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین همچنین گفت: به نظر می‌رسد تلاش‌های آمریکا برای تشویق دیگر کشورها جهت عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی به بن‌بست رسیده‌است. او تصریح کرد: ما با تمام کشورها به منظور تثبیت مواضع و عدم تسلیم در برابر فشارهای آمریکا در تماس هستیم.  این اظهارات به وضوح نشان می‌دهد حتی تشکیلات سازشکار فلسطینی نیز از توافق و آشکارسازی روابط برخی حکام عرب و رژیم صهیونیستی به ستوه آمده و سازوکار اتحادیه عرب برای دفاع از فلسطین را بی‌فایده می‌داند. * انتقاد وارد است اما… وزیر خارجه تشکیلات خودگردان بدرستی از روند سازش شکل گرفته توسط امارات و بحرین و بزودی برخی دیگر از کشورهای عربی انتقاد می‌کند. این نکته را اما نباید از یاد برد که بانی روند سازش و مصالحه بر سر فلسطین یاسر عرفات و بعدها محمود عباس بوده و هستند. هم یاسر عرفات و هم محمود عباس قبح رابطه و مصالحه بر سر فلسطین را شکستند و حالا کشورهای عربی به‌طور جدی‌تر همین مسیر را می‌پیمایند. یکی از مهم‌ترین انتقادات تشکیلات خودگردان از مجموعه‌هایی مثل حماس در چند سال گذشته اولویت دادن قضیه مقاومت بر عکس گرفتن با نخست‌وزیران رژیم اشغالگر قدس بود. حالا هم اگر بنای تشکیلات خودگردان بازگشت جدی به مقاومت باشد، حتی اگر همه کشورهای عربی هم اسرائیل را به رسمیت بشناسند، باز امیدی برای نجات فلسطین هست، اگرنه باز هم در بر همان پاشنه سابق خواهد چرخید. * قدمت ۱۰ ساله دفتر حفاظت از منافع اسرائیل در بحرین برای نخستین‌بار دیروز رسانه‌های عبری‌زبان فاش کردند رژیم صهیونیستی از بیش از ۱۰ سال قبل دفتر حافظ منافع این رژیم در بحرین را اداره می‌کند. این رسانه‌ها گفتند اسرائیل از آغاز دهه گذشته برای تقویت گام‌های اقتصادی و سیاسی در منطقه، دفتر حافظ منافعش در بحرین را تأسیس کرده‌است. به گفته این منابع، وزارت خارجه اسرائیل درصدد احداث سفارتی در منامه، پایتخت بحرین مشابه این دفتر است و این امر در سایه عادی‌سازی روابط میان تل‌آویو و منامه است. در همین راستا، «یوسف العتیبه» سفیر امارات در آمریکا به ۲ مسؤول سابق در دولت آمریکا که در مذاکرات با اسرائیل مشارکت داشتند گفته‌است این رابطه برای مدت‌های بسیار طولانی برای ابوظبی و تل‌آویو مفید خواهد بود. العتیبه به «دنیس راس» فرستاده سابق آمریکا به خاورمیانه و «مارتین ایندایک» و «دن شاپیرو»، ۲ سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی ابلاغ کرده‌است امارات پس از ۱۵ سپتامبر (تاریخ امضای قرارداد صلح با اسرائیل) متفاوت خواهد بود. * اورشلیم‌پست: کشور بعدی برای عادی‌سازی قطر است روزنامه اورشلیم‌پست مدعی شد قطر در مسیر عادی‌سازی کامل روابط با اسرائیل است و دوحه نخستین تاییدکننده طرح معامله قرن خواهد بود. اورشلیم‌پست در گزارشی نوشت مسؤولان به این امر اشاره کرده‌اند که عادی‌سازی قطر راه را برای اجرای طرح معامله قرن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا باز خواهد کرد. اورشلیم‌پست اعلام کرد قطر در مسیر عادی‌سازی کامل روابط با اسرائیل قرار گرفته‌است. آمریکا و قطر هفته گذشته بیانیه مشترکی را بعد از انجام سومین گفت‌وگوی استراتژیک میان خود از ۱۴ الی ۱۵ سپتامبر صادر کردند. ۲ طرف بر مستحکم بودن روابط دوجانبه و فرصت‌های تعمیق همکاری و نیز تحکیم صلح و آینده شکوفا برای همگان در منطقه و رویارویی با چالش‌های منطقه‌ای و نیز حل‌وفصل نزاع فلسطین و اسرائیل تأکید کردند. یک مسؤول برجسته در وزارت خارجه اسرائیل در مصاحبه با خبرنگاران گفت قطر آماده عادی‌سازی روابط با اسرائیل بعد از امارات و بحرین است. پیش‌تر شبکه بلومبرگ آمریکا از «تیم لیندرکینگ» معاون جانشین وزارت خارجه آمریکا نقل کرد: قطر کارنامه‌ای در همکاری با اسرائیل دارد و ما بر این باوریم این امر به توافق گسترده‌تری با اسرائیلی‌ها منجر خواهد شد. ما بر این باوریم هر کشوری با روند خاص خود به عادی‌سازی ملحق می‌شود اما ما خواهان این هستیم این امر در آینده نزدیک و نه دیر اتفاق بیفتد. ]]> بین‌الملل Wed, 23 Sep 2020 05:38:20 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94151/تشکیلات-سازشکار-علیه-حکام-فلسطین-پذیرش-ریاست-اتحادیه-عرب-انصراف تقلب قانون‌مدارانه! http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94156/تقلب-قانون-مدارانه «شاید با اختیارات ویژه ریاست‌جمهوری خود، مانع تأیید پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و راهیابی او به کاخ سفید شوم!» این جمله تاریخی ترامپ را باید به عنوان «سند تهدید جمهوریت با استناد به قانون رسمی آمریکا» مورد توجه و تأمل قرار داد. طی روزهای اخیر، از ترامپ گرفته تا دیگر مقامات و حتی رسانه‌های آمریکایی، از احتمال وقوع تقلب سیستماتیک و رسمی در انتخابات ریاست‌جمهوری ماه نوامبر/ آبان، سخن می‌گویند! صورت بازی کاملاً مشخص است: حتی اگر بایدن در ایالاتی مانند فلوریدا، پنسیلوانیا، میشیگان و ویسکانسین (موسوم به ایالات خاکستری) بر ترامپ غلبه کرده و پیروزی وی نیز توسط فرمانداران و نمایندگان حزبی تأیید شود، رئیس‌جمهور آمریکا به راحتی می‌تواند ادعای «تقلب در انتخابات» را مطرح کرده و از این طریق، پیروزی نامزد رقیب را به چالش بکشد! اما سؤال اصلی اینجاست: مگر «نهادی قانونی» در آمریکا وجود ندارد که بتواند حکم به اخراج ترامپ از کاخ سفید و ابطال ادعای وی (مبنی بر تقلب در انتخابات) دهد؟ واقعیت امر این است که «دیوان عالی آمریکا» مرجع نهایی تصمیم‌گیری دربارهٔ ادعای رئیس‌جمهور آمریکا دربارهٔ تقلب در انتخابات خواهد بود. طی روزهای اخیر، اتفاقات بدی برای دموکرات‌ها در این نهاد رسمی و مرجع آمریکایی رخ داده‌است! «روث بیدر گینزبرگ»، قاضی دیوان عالی ایالات متحده روز ۱۸ سپتامبر در ۸۷ سالگی درگذشت. دیوان عالی آمریکا متشکل از ۹ قاضی است که با مرگ «گینزبرگ» فعلاً ۸ قاضی در آن حضور دارند. هم‌اکنون، ۵ قاضی دیوان عالی آمریکا به حزب جمهوری‌خواه و ۳ قاضی به حزب دموکرات تعلق دارند. ترامپ اصرار دارد تا قبل از برگزاری انتخابات، یک قاضی جمهوری‌خواه (نومحافظه‌کار) دیگر را به این ترکیب اضافه کند. به این ترتیب، ترکیب نهایی این دیوان، ۶ به ۳ به سود ترامپ و جمهوری‌خواهان خواهد بود. در این صورت، هر گونه ادعایی که مبنی بر تقلب در انتخابات مطرح شود، می‌تواند به راحتی مورد حمایت و حتی استقبال این قضات قرار گیرد! نکته مهم‌تر اینکه در نظرسنجی‌های صورت‌گرفته در ایالات حساس و خاکستری آمریکا، ۲ نامزد انتخاباتی (ترامپ- بایدن) فاصله نزدیکی با یکدیگر دارند. اگر چه فعلاً بایدن در اکثر نظرسنجی‌های صورت‌گرفته در ایالات تعیین‌کننده، با اختلاف یک تا ۴ درصد جلوتر است اما این فاصله، تضمینی برای پیروزی بدون دردسر وی در انتخابات نخواهد بود! به عنوان مثال فرض کنید ترامپ در ایالت فلوریدا -که دارای ۲۹ رای الکترال است- با اختلاف یک درصد یا کمتر، از بایدن شکست بخورد، در این صورت رئیس‌جمهور آمریکا بلافاصله بر «تقلب در انتخابات» تأکید کرده و پیروزی بایدن را در این ایالت و ایالات دیگر نمی‌پذیرد! در این میان، اساساً اهمیتی ندارد که رئیس‌جمهور مستقر در کاخ سفید چه ادله و اسنادی برای ادعای خود ارائه می‌دهد، بلکه موضوع اصلی، «ترکیب قضات» است که به صورت بالقوه، پیروزی نهایی ترامپ را در انتخابات ریاست‌جمهوری تضمین می‌کند. فراتر از آنچه اشاره شد، جالب است بدانیم «رئیس‌جمهور مستقر در کاخ سفید» می‌تواند با پیشنهاد انتصاب یک قاضی (پس از تأیید نسبی مجلس سنا)، قاضی مستقر در دیوان را مدیون خود و هم‌حزبی‌هایش سازد! در حال حاضر، ترامپ قصد دارد جانشین «گینزبرگ» را خود پیشنهاد دهد و مجلس سنا نیز به واسطه ترکیب خود (که در دستان حزب جمهوری‌خواه است)، این گزینه را تأیید کند. همانگونه که مشاهده می‌کنیم، اصلی‌ترین مرجع تظلم‌خواهی انتخاباتی در آمریکا، به زمین بازی سیاسی ۲ حزب سنتی این کشور تبدیل شده‌است! در این میان، دموکرات‌ها نیز نمی‌توانند اعتراضی نسبت به اقدام ترامپ داشته باشند، زیرا خود نیز طی دهه‌های گذشته، از ظرفیت سیاسی خود، برای تعیین قضات منتسب به حزب متبوع‌شان استفاده کرده‌اند. کمترین شک و شبهه‌ای وجود ندارد که این قضات و متعاقباً سیاستمداران ارشد ۲ حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، کمترین ارزش و اعتباری برای رای شهروندان آمریکایی قائل نبوده و با یک «تصمیم شخصی» می‌توانند صحنه بازی را به سود یا ضرر یک حزب یا نامزد انتخاباتی بازگردانند. اگر چه پس از برگزاری انتخابات ماه نوامبر شاهد منازعه تمام‌عیاری بین شهروندان آمریکایی بر سر پیروزی یا شکست ترامپ خواهیم بود اما این منازعه روبنایی نباید ما را از توجه به «زیرساخت‌های ظالمانه حقوقی آمریکا» غافل کند. براستی کشوری که رئیس‌جمهور آن به صورت آشکار و در فاصله اندک باقیمانده تا انتخابات، از عدم پذیرش پیروزی رقیب خود، آن هم به واسطه «حمایت بالاترین مرجع حقوقی آمریکا» سخن می‌گوید، چگونه به خود جرات می‌دهد دربارهٔ «دموکراسی»، «جمهوریت» و «صیانت از رای مردم» در دیگر کشورهای دنیا اظهارنظر کند؟! اکنون ما با کشوری روبه‌رو هستیم که از «رای‌دزدی در روز روشن» گذشته و «اعتبار آرای صحیح» را رسماً زیر سؤال می‌برد! این «دموکراسی آمریکایی» مبارک کسانی باشد که ارتفاع دید آنها در قبال واقعیات جاری در ایالات متحده، از ارتفاع مجسمه آزادی نیویورک هم کمتر است! ]]> بین‌الملل Wed, 23 Sep 2020 05:13:28 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94156/تقلب-قانون-مدارانه فعالیت اطلاعاتی شرکت‌های آمریکایی در عراق http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94152/فعالیت-اطلاعاتی-شرکت-های-آمریکایی-عراق فشار پارلمان و مردم عراق سبب شد آمریکایی‌ها مواضع خود دربارهٔ ادامه حضور در عراق را تعدیل کنند. تخلیه برخی پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق یا اظهارات ترامپ دربارهٔ کاهش نیروهای آمریکایی در عراق در همین چارچوب قابل تحلیل و ارزیابی است. با این حال اما از همان ابتدای طرح کاهش نیروهای نظامی آمریکا در عراق، این سناریو مطرح شد که آمریکایی‌ها همزمان اقدام به افزایش نیروهای اطلاعاتی خود در این کشور در قالب شرکت‌های تجاری و دیپلمات خواهند کرد. این موضوع البته از چشم نمایندگان عراقی هم پنهان نمانده‌است. در همین ارتباط، محمود الزجراوی، عضو کمیسیون انرژی پارلمان عراق ضمن انتقاد از اهمال شرکت‌های آمریکایی حاضر در این کشور در بخش انرژی، گفت: برخی از این شرکت‌ها در عراق دارای فعالیت‌های اطلاعاتی هستند. وی در گفت‌وگو با پایگاه خبری «المعلومه» تصریح کرد: شرکت‌های آمریکایی فعال در عراق برای کشور خود کار می‌کنند و با وجود سال‌ها فعالیت و حضور در عراق و اختصاص میلیاردها دینار به آنها برای اجرای پروژه‌ها، تاکنون هیچ دستاورد حقیقی برای عراق نداشته‌اند. الزجراوی افزود: در این میان برخی از شرکت‌های آمریکایی حاضر در عراق، فعالیت‌های اطلاعاتی انجام می‌دهند و در پرونده‌های مختلف حضور دارند. این شرکت‌های آمریکایی و سایر شرکت‌های وابسته به برخی کشورهای همسایه تاکنون در بخش اقتصادی و نفتی و سایر بخش‌های حیاتی دستاوردی برای عراق رقم نزده‌اند. نماینده عراقی توضیح داد: شرکت‌های آمریکایی طی سال‌های گذشته، قراردادهای دارای مبالغ مالی هنگفت برای اجرای پروژه‌های خود در بخش‌های حیاتی عراق از جمله انرژی امضا کردند اما عملاً کاری نکردند. بغداد طی ۱۷ سال گذشته بیش از ۴۰ میلیارد دلار تنها برای بهبود وضعیت برق هزینه کرده اما به دلیل سیاست‌های آمریکا و جلوگیری آن از چرخش بغداد به سوی دیگر شرکت‌های بزرگ جهان برای برون‌رفت از بحران برق، مشکل برق این کشور همچنان لاینحل باقی مانده‌است. سعد الخزعلی، نماینده فراکسیون الصادقون در پارلمان عراق هم دربارهٔ دلیل عدم حل و فصل بحران برق در عراق می‌گوید: آمریکا پشت پرده بحران برق عراق قرار دارد. مشکل برق عراق اساساً سیاسی است و آمریکا آن را ایجاد کرده تا از آنجا که برق، شریان اساسی زندگی و اقتصاد این کشور است، حکومتی ناکام در عراق وجود داشته باشد. * سازمان مشترک موساد و سیا در عراق اواخر پاییز سال گذشته در هنگامه اعتراضات مردمی عراق هم افزایش فعالیت‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در عراق مطرح شد. آن روزها شیخ قیس الخزعلی، رهبر جنبش عصائب اهل الحق عراق در اظهارنظری که آن روز بی‌سابقه توصیف شد، گفت: سرویس‌های جاسوسی اسرائیلی و آمریکایی عامل اصلی حملات خشونت‌آمیز در عراق هستند. خزعلی در گفت‌وگو با الجزیره قطر افزود: سازمان جاسوسی آمریکا، سیا و سازمان جاسوسی صهیونیست‌ها، موساد یک شبکه مشترک تشکیل داده‌اند که گروه‌های خشن را رهبری می‌کند و از شرکت‌های امنیتی برای کشتن معترضان عراقی استفاده می‌کند. وی هشدار داد: ما اطلاعاتی داریم که نشان می‌دهد ایالات متحده به دنبال ایجاد هرج و مرج در عراق از طریق دستگاه‌های اطلاعاتی و خرابکاران در داخل کشور و استفاده از سفارتخانه است. * توطئه عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی برای ایجاد آشوب در همین حال یک نماینده عراقی از توطئه‌چینی عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی برای ایجاد آشوب در عراق خبر داد. عبدالامیر تعیبان، نماینده فراکسیون پارلمانی صادقون اعلام کرد عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی از برخی فعالان در ناصریه عراق برای ایجاد تنش و آشوب و به آتش کشیدن این شهر حمایت می‌کنند. وی افزود: مصطفی الکاظمی، نخست‌وزیر عراق در برابر این توطئه‌چینی‌ها بی‌تفاوت است. تعیبان بیان کرد: دست‌های پشت‌پرده عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی، برای افرادی که در ذی‌قار با امنیت عراق بازی می‌کنند، پول ارسال می‌کنند. وی ادامه داد: اتفاقات ناصریه و وجود زندان الحوت که شامل زندانیان سعودی و اماراتی است، باعث به وجود آمدن نگرانی دربارهٔ این منطقه می‌شود. تعبیان اضافه کرد: برخی گروه‌ها در ذی‌قار بدون هیچ مسئله‌ای دست به اقدامات مخرب می‌زنند و دولت نیز هیچ کاری انجام نمی‌دهد. ]]> بین‌الملل Wed, 23 Sep 2020 05:04:16 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94152/فعالیت-اطلاعاتی-شرکت-های-آمریکایی-عراق سیرک انتخابات آمریکا http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94138/سیرک-انتخابات-آمریکا مهم‌ترین حملات لفظی دونالد ترامپ به جو بایدن در ماه‌های گذشته «خواب‌آلود» و «گیج» خواندن وی بوده‌است اما گاف تازه بایدن سبب شد ترامپ با قوت بیشتری به وی بتازد. در اردوگاه دموکرات‌ها هم رسانه‌های حامی این حزب مدام از تأیید پزشکی آزمایشات بایدن سخن می‌گویند و احتمالاً همین موضوع پاشنه آشیل آنها در جلب حمایت مردم در انتخابات آبان ماه شود. حالا ترامپ در آخرین سخنرانی خود در «فایتویل» در کارولینای شمالی به شکلی تمسخرآمیز، با اشاره به وضعیت روانی رقیبش تهدید کرد ممکن است با امضای فرمانی اجرایی مانع ادامه کاندیداتوری بایدن در انتخابات شود. در آمریکا قانونی برای امکان ممانعت رئیس‌جمهور از کاندیداتوری یک فرد دیگر به صلاحدید خود وی وجود ندارد و اگر ترامپ بخواهد با ابزار قانون این کار را بکند، عملاً نشدنی است. وقتی ترامپ از قدرت خود برای امضای فرمان اجرایی علیه بایدن سخن می‌گوید، مستند به قانون فرمان اجرایی در آمریکاست که همواره با ۲ اصل «فوریت» و «خلأ قانونی» رابطه مستقیمی دارد؛ به این معنا که غالباً موضوعیت صدور این فرامین در اموری مهم، فوری یا اضطراری است که خلأ قانونی دربارهٔ آنها وجود دارد و رئیس‌جمهور به عنوان عالی‌ترین مقام سیاسی و اجرایی آمریکا با صدور این فرامین زمینه قانونی لازم را برای دستگاه‌های فدرال فراهم می‌کند تا در موضوعاتی که از نظر او فوریت وجود دارد، اقداماتی را مبذول دارد. حالا اگر ترامپ بر فرض محال شوخی خود علیه بایدن را عملی کند، ممکن است در صورت بالاگرفتن اعتراض دموکرات‌ها کار به دیوان عالی قضایی آمریکا به عنوان مرجع نهایی رسیدگی به اعتراضات بکشد که آنجا هم با مرگ یک قاضی زن که به‌طور سنتی حامی دموکرات‌ها بود، دست برتر با ترامپ است. * تهدید بی‌سابقه ترامپ علیه بایدن گاف جو بایدن در «فیلادلفیا» سبب شد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی خود در فایتویل در کارولینای شمالی تهدید بی‌سابقه‌ای را علیه رقیب دموکراتش مطرح کند. بایدن در سخنرانی انتخاباتی خود گفته بود: تا پایان سخنرانی من تعداد قربانیان در آمریکا بر اثر کرونا به ۲۰۰ میلیون نفر خواهد رسید. پس از این ترامپ در واکنش به این گاف بایدن در صحبت‌هایش با اشاره مشخص به بایدن عنوان کرد: «ما می‌توانیم لطیفه بگوییم، می‌توانیم بازی کنیم، می‌توانیم خوش بگذرانیم. شما نمی‌توانید این فرد را به عنوان رئیس‌جمهورتان داشته باشید. شاید من فرمان اجرایی امضا کنم برای اینکه شما نتوانید او را به عنوان رئیس‌جمهورتان داشته باشید». ترامپ در این تجمع معاون رئیس‌جمهوری سابق آمریکا را به عنوان «احمق‌ترین تمام نامزدها» و «بدترین نامزد در تاریخ انتخابات ریاست‌جمهوری» این کشور توصیف کرد. رئیس‌جمهوری آمریکا بار دیگر عنوان کرد: بایدن قبل از ایراد سخنرانی‌های انتخاباتی برای بهبود عملکرد ذهنی‌اش موادی مصرف می‌کند. وی ادامه داد: من قرار است با این فرد مناظره داشته باشم. شما هرگز نخواهید دانست. آنها به او یک چیز گنده تزریق می‌کنند و برای ۲ ساعت او بهتر از هر زمان عمل می‌کند. مشکل این است که بعد از آن، چه اتفاقی می‌افتد. ترامپ خواستار آن شد او و بایدن قبل از شرکت در مناظرات آتی ریاست‌جمهوری بابت مصرف مواد مخدر تست بدهند. توهین ترامپ به بایدن در حالی مطرح می‌شود که نتایج یک نظرسنجی جدید در ۶ ایالت کلیدی آمریکا نشان می‌دهد اکثریت رأی‌دهندگان بالقوه در این کشور دربارهٔ متناسب بودن توانمندی‌های ذهنی (روان‌شناختی) هر دو نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا با توانمندی‌های مورد نیاز برای تصدی این سمت تردید دارند. ۵۱ درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی گفته‌اند ترامپ از صلاحیت روانی لازم برای تصدی سمت ریاست‌جمهوری برخوردار نیست. ۵۲ درصد هم همین نظر را دربارهٔ بایدن داشته‌اند. * هشدار سندرز نسبت به دبه کردن ترامپ انتخابات آمریکا در حالی ۴۳ روز دیگر برگزار خواهد شد که «تقلب» کلیدواژه انتخابات ۱۳ آبان است. اظهارنظرهای هر دو کاندیدای نهایی این انتخابات یعنی بایدن و ترامپ دایر بر نگرانی از وقوع تقلب «سیستماتیک» توسط رقیب است. دموکرات‌ها به واسطه تجربه انتخابات ۲۰۱۶ و شکست هیلاری کلینتون نگران اتفاقات عجیب و غریب و باخت دوباره به ترامپ هستند و در سوی دیگر جمهوری‌خواهان و در راس آنها ترامپ از روند انتخابات پستی و اتفاقاتی که در رای دادن غیرحضوری مردم می‌تواند رخ دهد، به عنوان برگ برنده دموکرات‌ها ابراز نگرانی می‌کنند. برنی سندرز، سناتور ارشد آمریکایی و کاندیدای سابق دموکرات‌ها برای انتخابات ریاست‌جمهوری با اشاره به ادعاهای دونالد ترامپ در زمینه تقلب در انتخابات گفت: باید برای این واقعیت آماده باشیم که ترامپ هر کاری می‌کند تا قدرت را حفظ کند. وی در حساب توئیتر خود نوشت: «بعد از انتخابات سال ۲۰۱۶ ترامپ گفت که میلیون‌ها نفر به صورت غیرقانونی رأی دادند. همان انتخاباتی که او برنده شد. اگر در انتخابات ۲۰۲۰ ببازد او چه خواهد گفت؟» وی در ادامه افزود: «حتماً باید متوجه و آماده این واقعیت باشیم که ترامپ هر کاری می‌کند تا قدرت و ریاست‌جمهوری را حفظ کند». این موضع سندرز در بحبوحه انتخابات آمریکا و تحولات روزهای اخیر در دیوان عالی قضایی این کشور نگرانی دموکرات‌ها را از بروز تقلب در انتخابات دوچندان کرده‌است. اظهارات چندی پیش ترامپ که دلیل شکست احتمالی‌اش در انتخابات پیش‌رو را تقلب عنوان کرده بود، سبب شده تحلیلگران حتی بروز جنگ داخلی بعد از انتخابات را هم محتمل بدانند. * شواهدی از خیز ترامپ برای تقلب جمعه گذشته بود که ترامپ با انتشار توئیتی ضمن انتقاد از رای‌گیری پستی، نتایج انتخابات ۲۰۲۰ را زیر سؤال برد. وی با حمله به رای‌گیری پستی، نوشت: نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ هرگز نمی‌تواند دقیق باشد. رئیس‌جمهور آمریکا در این توئیت افزود: خب! حالا دموکرات‌ها از صندوق‌های پستی استفاده می‌کنند که از نظر امنیتی برای رای‌دهندگان فاجعه است. علاوه بر چیزهای دیگر، آنها این امکان را ایجاد می‌کنند که یک نفر چندین بار رای بدهد. ترامپ افزود: «چه کسی آنها (صندوق‌ها) را کنترل می‌کند، در مناطق جمهوری‌خواه یا دموکرات قرار دارند؟ آنها در برابر کووید ضدعفونی نیستند. تقلب بزرگ!» وی همچنین ماه گذشته در جمع هوادارانش دربارهٔ احتمال شکست‌اش در انتخابات گفت: «تنها در صورتی که تقلب رخ دهد بازنده انتخابات می‌شوم». حال آنکه وی قبلاً در مواجهه با این پرسش که در صورت باخت چه موضعی خواهد داشت، گفته بود اگر پیروز نشود به امور دیگری خواهد پرداخت. نکته قابل تأمل اینکه اواسط ماه آگوست امسال هم راجر استون، مشاور سیاسی پیشین ستاد انتخاباتی ترامپ که با فرمان رئیس‌جمهور آمریکا از مجازات حبس تبرئه شد، به وی پیشنهاد کرد در صورت باخت در انتخابات آتی، از پذیرش نتیجه آن خودداری کرده و با اعلان مقررات حکومت نظامی، سیاستمداران و روزنامه‌نگاران برجسته منتقد و مخالف را بازداشت کند. استون افزود: ترامپ باید با احیا و به اجرا گذاشتن قانون مبارزه با شورش، افزون بر مارک زاکربرگ رئیس شبکه اجتماعی فیسبوک، تیم کوک رئیس اپل و هر فرد دیگری را که بتوان مشارکت او را در فعالیت‌های غیرقانونی و غیرمجاز اثبات کرد، دستگیر و زندانی کند. ترامپ چندی قبل هم در اظهاراتی معنادار که حاکی از تمایل شدید وی برای بقا در قدرت بود، با متهم کردن دموکرات‌ها به جاسوسی از ستاد انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۶، مدعی شد دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش حساب نیست و او باید ۸ سال دیگر در مسند قدرت بماند! اظهار نظری که از سوی وکیل شخصی سابق او نیز مورد تأیید قرار گرفت. مایکل کوهن، وکیل سابق ترامپ با اشاره به این اظهار نظر اعلام کرد او دربارهٔ ریاست‌جمهوری مادام‌العمر شوخی نمی‌کند. * نگرانی دموکرات‌ها از تقلب سازمان‌یافته دموکرات‌ها که با توجه به سابقه عملکرد ۴ ساله ترامپ شدیداً نگران این هستند که رئیس‌جمهور آمریکا با استفاده از نفوذ و قدرت اجرایی خود تقلب گسترده‌ای را در انتخابات ۲۰۲۰ رقم بزند در ماه‌های اخیر بارها نسبت به اقدامات فراقانونی و سوءاستفاده رئیس‌جمهور از قدرت در صورت باخت در انتخابات هشدار داده‌اند. تابستان امسال گروهی از مقام‌های سابق دولت آمریکا از هر ۲ حزب، تحلیلگران سیاسی، وکلا و روزنامه‌نگاران، نشست‌هایی تحلیلی دربارهٔ خطراتی که انتخابات ۲۰۲۰ را تهدید می‌کند برگزار کردند که نتایج این نشست‌ها هشداردهنده و نگران‌کننده است. روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی با جمع‌بندی این نشست‌ها نوشت: ما با احتمال بسیار بالایی ارزیابی می‌کنیم که انتخابات نوامبر با چشم‌انداز سیاسی و هرج‌ومرج حقوقی و قانونی زیادی روبه‌رو خواهد شد. ترامپ احتمالاً قصد دارد نتیجه انتخابات را با ابزارهای قانونی و فراتر از قانون به چالش بکشد. بر اساس این گزارش، شرکت‌کنندگان در این پروژه تحقیقاتی و تحلیلی بر این باورند ترامپ در صورتی که با شکست در انتخابات تهدید شود، از تاکتیک‌های مختلفی استفاده خواهد کرد؛ از جمله فدرالیزه کردن گارد ملی برای توقف شمارش آرای پستی. در هر سناریوی احتمالی، تصمیمات مقامات وزارتخانه‌های دادگستری، خارجه و خود نامزدها بسیار اهمیت خواهد داشت. در همین حال با فوت یکی از ۹ قاضی دادگاه عالی قضایی آمریکا، جمهوری‌خواهان و شخص ترامپ به دنبال این هستند تا با انتصاب یک قاضی جمهوری‌خواه تا پیش از انتخابات نوامبر عملاً وزن این حزب را در جریان اختلافات سیاسی در دستگاه قضایی آمریکا افزایش دهند؛ مسئله‌ای که دموکرات‌ها بشدت نگران آن هستند و قویا خواهان این هستند که انتخاب قاضی جانشین به بعد از انتخابات موکول شود. بسیاری از آنها انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۰۰ میلادی را به یاد می‌آورند؛ هنگامی که مأموران جمهوری‌خواه شمارش فیزیکی آرا را متوقف کردند و دموکرات‌های ناتوان چاره‌ای جز شکایت در دادگاه‌ها نداشتند. * بازی دموکرات‌ها با کلیدواژه تقلب پیش از سندرز، «هیلاری کلینتون» وزیر اسبق خارجه آمریکا به «جو بایدن» نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور توصیه کرد در شب سوم نوامبر، صرف‌نظر از هر اتفاقی که در انتخابات می‌افتد، شکست را نپذیرد. کلینتون معتقد است با توجه به اینکه امسال رأی‌گیری به صورت پستی انجام می‌شود، مشخص شدن برنده انتخابات زمان بیشتری خواهد گرفت. هیلاری کلینتون گفت: ممکن است نتیجه روز برگزاری انتخابات حاکی از برتری ترامپ با اندکی اختلاف باشد. کلینتون افزود: در چنین شرایطی «جو بایدن نباید تحت هیچ شرایطی شکست را بپذیرد، چون به نظر من اعلام نتایج طول خواهد کشید». در ماه جولای هم نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا با اشاره به پیامدهای نتایج انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ و واکنش ترامپ در صورت باخت به روزنامه آمریکایی «واشینگتن‌پست» گفت: «دموکرات‌ها باید مراقب پیامدهای شکست ترامپ باشند و خود را برای همه چیز آماده کنند». پلوسی در این مصاحبه گفته بود: بهترین وضع برای برنده شدن در انتخابات ریاست‌جمهوری، به دست آوردن پیروزی با آرای بسیار بالاست که اعتراض به نتایج آن دشوار باشد. پلوسی در عین حال احتمال اینکه دموکرات‌ها با وضعیتی مواجه شوند که رئیس‌جمهوری کنونی حاضر به ترک کاخ سفید نشود را به‌طور یقین رد نکرد. ]]> بین‌الملل Tue, 22 Sep 2020 08:04:51 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94138/سیرک-انتخابات-آمریکا ​بلاروس و پاندمی تغییرات http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94135/بلاروس-پاندمی-تغییرات موج سوم کرونا در جهان قربانیان تازه‌ای می‌گیرد و کشورهای مختلف با نظام‌های سیاسی بعضا متضاد، با چالش‌های یکسانی درباره بحران ناشی از شیوع این بیماری رو به رو هستند اما در فضای بین‌الملل که ۶هفته تا انتخابات آمریکا باقی مانده و انفعال اروپایی حتی قادر نیست درباره مقابله با ویروس کرونا به جمع‌بندی یکسانی برسد، بیش از 30 روز اعتراضات متمرکز خیابانی در بلاروس در نهایت منجر به دیدار ولادیمیر پوتین و آلکساندر لوکاشنکو، روسای‌جمهوری روسیه و بلاروس شد. البته تکراری بودن سناریوهای غربی در مقابل تحولات در اروپای شرقی و دولت‌هایی که مواضع یکسانی با آمریکا اتخاذ نمی‌کنند، همواره سوال‌برانگیز بوده است، چرا که با گذشت بیش از یک دهه از چالش انقلاب‌های رنگی در فضای پساشوروی، عملا بار دیگر شاهد تکرار داستان دوقطبی انتخابات و حمایت غرب از یک معلم زبان انگلیسی 38 ساله هستیم که بیشتر اوقات خود را در ایرلند گذرانده و حالا می‌خواهد بلاروس را هدایت کند، البته با کمک‌های غرب. به نظر می‌رسد چالش ضعف شخصیت‌های سیاسی در فضای پساشوروی در اروپا مساله‌ای باشد که در آینده نیز با آن مواجه خواهیم بود؛ این مهم از ۲ مساله نشأت می‌گیرد، نکته نخست آنکه مردم کشورهای اروپای شرقی دیگر به سیاستمداران سنتی رغبتی ندارند و از سوی دیگر نسل جدیدی از سیاستمداران هنوز پا به عرصه فضای سیاسی در این کشورها نگذاشته‌اند که ریشه آن را باید در نبود احزاب و تشکل‌های جدید جست‌وجو کرد. البته پیروزی زلنسکی در اوکراین و حالا کاندیدا شدن سویاتلنا تیخانوسکایا در بلاروس موضوعی است که در فضای پساشوروی و آشفتگی به جا مانده از سرمایه‌گذاری غرب برای تخریب نهاد‌های مدنی به جا مانده از دوران شوروی باید آن را جست‌وجو کرد. اما درباره بلاروس و «برادری اسلاو‌ها» بحث‌های متنوعی مطرح است که یکی از آنها الحاق خاک بلاروس به روسیه، مانند آنچه در کریمه رخ داد است تا نوعی همکاری مشترک مانند آبخازیا و اوستیا. به هر ترتیب غرب از گسترش نفوذ روسیه و استقرار نظامیان روس خرسند نیست و هر جا بتواند یکی از حامیان کرملین را سرنگون کند یا حتی حضورش در قدرت را تضعیف کند توانسته است بر رقیب دیرینه خود پیروز شود. اما لوکاشنکو شاید مانند معمر قذافی قصد داشت دل غرب را به دست آورد تا شاید حمایت‌های بیشتری از او در مقابل مسکو بکنند به همین خاطر پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری 9 آگوست خط و نشان‌های مختلفی را برای روسیه کشیده بود و به نظر می‌رسد لوکاشنکو قصد دارد مسیرش را از مسکو جدا کند. از منظر اقتصادی این مهم چندان در آینده نزدیک قابل دسترسی نبود، چرا که حتی با شکست ایده اتحادیه گمرکی هم بلاروس کماکان مناسبات اقتصادی ویژه‌ای با مسکو دارد. اتحادیه گمرکی اوراسیایی که کشورهای روسیه، قزاقستان و بلاروس در آن عضو بودند و با به هم ریختن اوضاع در اوکراین شاکله خود را از دست داد و پس از آن به اتحادیه اوراسیایی شهرت یافت که ایران هم عضویتی نیم‌بند با تعرفه‌های ترجیحی در آن دارد اما در مجموع سیاست‌هایی که لوکاشنکو در قبال «برادر بزرگ‌تر» پیش گرفت، چندان مورد پسند مقامات کرملین واقع نشد و رفتارهای اروپایی‌ها بویژه آلمان، فرانسه و انگلیس نشان داد آنها از لوکاشنکو با آغوش باز در مقابل فاصله گرفتنش از مسکو استقبال نمی‌کنند؛ همین واقعیت و اعتراضات خیابانی، لوکاشنکو را بر آن داشت تا مناسباتش با مسکو را تقویت کند و بالاخره به دیدار پوتین شتافت. اما در وضعیت کنونی، روسیه برای حفاظت از جایگاه خود در بلاروس بعید است بخواهد روی شخص لوکاشنکو سرمایه‌گذاری بیش از یک دوره بکند و مسکو احتمالا به دنبال راه‌حل‌هایی چون انتقال تدریجی قدرت به یک قوای مطمئن اما متفاوت است که بتواند سیاست‌های لوکاشنکو را در کوتاه‌مدت نقد و روابط با ثباتی را با مسکو در میان‌مدت و بلند‌مدت طراحی کند. با توجه به ضعف اتحادیه اروپایی و جایگاه بلاتکلیف ناتو در مواجهه با تحولات جهان غرب بویژه آمریکا، روسیه باید برای حفظ بلاروس 2 سناریو را به طور همزمان در پیش بگیرد که مقابله با نهاد‌گرایی اتحادیه اروپایی و تبلیغ این نهاد یکی از مهم‌ترین آنها به شمار می‌رود، از سوی دیگر مسکو باید جایگزینی مطمئن برای لوکاشنکو بیابد تا بتواند مسیر حرکت به سوی آینده را مطمئن‌تر پیش ببرد. در حال حاضر آشفتگی سیاسی در اوکراین و تغییرات احتمالی در لیتوانی، روسیه را در پیشبرد اهدافش مصمم‌تر کرده است. قطعا روسیه از تغییرات سریع در بلاروس حمایت نمی‌کند اما اینکه لوکاشنکو مقامی تشریفاتی در آینده بلاروس داشته باشد و جایگاه و موقعیتش حفظ شود، امری است که به نظر می‌رسد روسیه آن را دنبال می‌کند. بلاروس در یک دوره ۲ ساله تا 2022 قادر است روند آماده‌سازی را برای تغییرات در راس حرم قدرتش شاهد باشد که البته بدون چراغ سبز روسیه این مهم قابل دستیابی نیست. ]]> بین‌الملل Tue, 22 Sep 2020 07:47:45 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94135/بلاروس-پاندمی-تغییرات