پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين افغانستان‌ شناسی :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/Afghanistanology Thu, 21 Sep 2017 10:17:05 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Thu, 21 Sep 2017 10:17:05 GMT افغانستان‌ شناسی 60 سرنوشت ۵ هزار داعشی اروپایی چه خواهد شد؟ http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/65904/سرنوشت-۵-هزار-داعشی-اروپایی-خواهد به نقل از پایگاه خبری المسله، پس از اقدام دولت های اروپایی به سلب تابعیت از آن دسته از اتباع خود که به داعش پیوسته اند و نیز ممنوعیت بازگشت آنان به کشورهایشان، سرنوشت نامعلومی در انتظار حدود پنج هزار اروپایی است که از سال 2014 به داعش ملحق شده اند. این در حالی است که جامعه جهانی به رهبری واشنگتن در صدد ریشه کن کردن داعش برآمده است آن هم در شرایطی که این گروه بخش زیادی از مناطق تحت اشغال خود را در سوریه و عراق از دست داده است. تهدیدهای تروریستی جدی علیه لندن همزمان با پیشروی نیروهای عراقی در موصل از آغاز فوریه گذشته (نیمه بهمن ماه) ماکس هیل رئیس جدید سرویس مبارزه با تروریسم انگلیس تاکید کرد که داعش انگلیس را با بالاترین سطح تهدیدات تروریستی این کشور از زمان انفجارهای ارتش ایرلند در لندن در دهه هفتاد قرن گذشته، روبه رو کرده است. وی با هشدار نسبت به خطر بازگشت انگلیسی هایی که به منظور پیوستن به داعش راهی عراق و سوریه شده بودند، اظهار داشت: نگرانی های زیادی در مورد بازگشت صدها شهروند انگلیسی که برای پیوستن به داعش کشور را ترک کردند، وجود دارد. تصویب قوانین سلب تابعیت از اعضای اروپایی داعش در این میان آلمان، استرالیا، بلژیک، کانادا هلند، فرانسه و سوییس در سال 2015 قوانینی را تصویب کردند که به موجب آن امکان سلب تابعیت از آن دسته از اتباع کشورهایشان که به داعش ملحق شده اند، وجود دارد. از زمان تشکیل گروه تروریستی داعش در سال 2014 تا بسته شدن مرزهای ترکیه و اتخاذ مجموعه اقداماتی از سوی این کشور برای جلوگیری از عبور اتباع خارجی از مرز آن با سوریه، تعداد اعضای اروپایی داعش دو برابر شد. افزایش 71 درصدی اعضای خارجی داعش در کمتر از یک سال کمیته شواری امنیت سازمان ملل در آوریل 2015 (فروردین 94) گزارشی را تهیه کرد که نشان می داد در فاصله نیمه سال 2014 تا مارس 2015 تعداد نیروهای خارجی داعش افزایش 71 درصدی داشت. بر اساس این گزارش حدود 20 هزار نیروی خارجی از کشورهای مختلف جهان از جمله کشورهای اروپایی به سوریه و عراق رفتند و بیشتر آنان به داعش ملحق شده و برخی نیز به جبهه النصره پیوستند. گرگ های بشری در این میان با طرح موضوع سلب تابعیت از اعضای اروپایی داعش به منظور جلوگیری از بازگشت آنان به کشورهایشان، فقط یک سرنوشت در انتظار آنان باقی می ماند و آن ادامه مبارزه در موصل و رقه تا پای مرگ است و در صورت نجات این افراد نیز زندان های طولانی مدت در کشورشان یا در گوانتانامو در انتظارشان خواهد بود آن هم در حالی که دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید آمریکا بر بازماندن این زندان تاکید دارد. درهمین ارتباط حسن خالدی کارشناس مسائل امنیتی مقیم سوئیس، نگرانی های کشورهای اروپایی را ناشی از تکرار حملات تروریستی در این کشورها از سال 2014 دانست که نمونه آن حملات خونین پاریس در سال 2015 با 140 قربانی بود. به گفته وی، بی تردید مخالفت با بازگشت شهروندان اروپایی که به صف داعش ملحق شده اند، با ارزش های حقوقی و انسانی اروپا تعارض دارد اما دولت ها نمی خواهند با پذیرش کسانی که از آنان تحت عنوان «گرگ های بشری» یاد می کنند، ریسک کنند آن هم در شرایطی که این افراد دشمنی خود را با جوامع غربی آشکار و به کشتار و قتل در شدید ترین نوع آن تهدید کرده اند. قدرت گرفتن راستگرایان حسن أبو هنیه، کارشناس گروههای تروریستی اقدام کشورهای اروپایی برای جلوگیری از بازگشت اتباع خود از سوریه وعراق را در چارچوب مواضع راستگرایانه افراطی می بیند که حاصل قدرت گرفتن رویکرد راستگرایی ناسیونالیستی در اروپا است. به گفته وی اروپایی ها اکنون اقداماتی هرچه سختگیرانه تر اتخاذ می کنند تا راه را به روی بازگشت داعشی های اروپایی به کشورهای اصلی خود سد کنند. ابوهنیه افزود، قدرت گرفتن جریان راستگرای افراطی در اروپا و رشد و تقویت رویکرد اسلام هراسی در محافل سیاسی موجب پیچیده شدن موضوع برخورد با موضوع بازگشت داعشی های اروپایی شده است. به گزارش تسنیم در این گزارش آمده است کهعبدالحمید اباعود تبعه بلژیکی مغربی الاصل که مسئولان امنیتی فرانسوی او را در یک عملیات امنیتی به قتل رساندند، مغز متفکر حملات خونین پارسی در نوامبر  2015 (آبان 94) بود. او پس از پیوستن به داعش در سوریه، اوایل سال 2015 به منظور اجرا کردن نقشه هایی که در شهر منبج واقع در شمال سوریه طراحی شده بود، به فرانسه بازگشت. نکته قابل توجه اینکه با توجه به رویکرد سختگیرانه همراه با ترس غرب در قبال اتباع خود که به داعش ملحق شده اند، شانس این دسته از اعضای داعش برای نجات اندک است از همین رو این وضعیت آنان را به اقدامات هرچه خشونت آمیز تر و ادامه جنگ تا آخر خط سوق خواهد داد.     ]]> افغانستان‌ شناسی Sat, 04 Mar 2017 05:21:18 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/65904/سرنوشت-۵-هزار-داعشی-اروپایی-خواهد حضور بشار اسد در تلویزیون سوریه +عکس http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/63939/حضور-بشار-اسد-تلویزیون-سوریه-عکس بشار اسد، رئیس جمهور سوریه روز سه شنبه با شماری از صنعتگران سوری که در جریان بحران این کشور کارخانه هایشان را از دست دادند و اکنون بار دیگر فعالیت تازه ای را آغاز کردند دیدار و گفت و گو کرد.   وی در این دیدار با اشاره به اینکه اراده برای زندگی نزد سوری ها یکی از عوامل پایداری این کشور در برابر تعرضان است اظهار داشت: صنعتگران سوری مقاومت به خرج داده و فعالیت هایشان را با وجود خسارت هایی که دیدند ادامه دادند. رسانه های سعودی طی روزهای اخیر مدعی مبتلا شدن بشار اسد، رئیس جمهور سوریه به بیماری مغزی شده بودند.   منبع: میزان ]]> اخبار گوناگون Wed, 01 Feb 2017 04:08:20 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/63939/حضور-بشار-اسد-تلویزیون-سوریه-عکس احمدولی مسعود: کرزی، غنی و خلیل‌‎زاد امریکایی‌ها را منحرف کردند http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/63472/احمدولی-مسعود-کرزی-غنی-خلیل-زاد-امریکایی-ها-منحرف-کردند احمد ولی مسعود، رییس بنیاد شهید احمدشاه مسعود در گفت‌وگوی اختصاصی در برنامه “تحول” درخصوص روی کار آمدن دولت جدید در امریکا گفت: با وجود تمام نهادهای قدرت در امریکا، ترامپ توانست خود را به طبقه متوسط وصل کند و برنده انتخابات شود و این معنی می دهد که مردم امریکا از سیاست های دولت های قبلی خسته شده اند و اینبار به یک آدم متفاوت رای داده اند. آقای مسعود می‌گوید: ترامپ در اداره جدید امریکا کسانی را روی کار آورده است که تجربه روابط بین الملل، جنگ‌ها و نظامی گری‌ها را در تمام دنیا دارند و به همین دلیل کشورهای جهان دچار ابهام شده اند و منتظرند از جهت گیری سیاسی وی مطلع شوند. وی گفت: افغانستان کشوری است که یا باید در یک تفاهم خارجی به تعادل برسد و از آرامش نسبی برخوردار شود و یا در یک تعادل داخلی که تمام مردم خود را در آینه قدرت ببیند، به ثبات برسد. اما متاسفانه در طی ۱۶ سال سیاست های امریکا در افغانستان، با وجود صرف هزینه های کلان و سهم گرفتن در جنگ ها، اهداف کم کردن تروریزم، دولت-ملت سازی و آوردن صلح و ثبات عملی نشد. وی، درخصوص ناکام ماندن اهداف امریکا در افغانستان اظهار می‌کند: بزرگترین دلیل این ناکامی حمایت و سرمایه گذاری امریکا بر تیکه داران سیاسی در افغانستان بود و قصد داشتند از مجرای همین تکیه داران صلح و ثبات را به کشور بیاروند درحالی که آن‌ها در تمام مشکلات افغانستان، در کشور نبودند و در امریکا حضور داشتند. مسعود می‌افزاید: سفارت خانه امریکا با تمام ماموریت‌های دیپلماتیک که در کابل فعال بوده است کمتر با مردم تماس داشته است و بیشتر از طریق کانال‌های خاص خود در قدرت تماس داشته اند. وقتی جامعه جهانی و در راس آنها امریکا، وارد افغانستان شد، یک اجماع جهانی و همسویی منطقه‌یی در تعریف تروریزم وجود داشت و همه در این مجموعه تلاش کردند اما این حرکت، آهسته آهسته توسط رهبران افغانی تغییر داده شد به طور مثال گفتند که یک تعدادی از طالبان برادران ما هستند و تروریست نیستند و پاکستان هم کشور برادر ما است و با این تعریف های نامشخص، توانستند جامعه جهانی را گمراه کنند و برنامه ها را ناکام کردند. رییس بنیاد احمد شاه مسعود در همین باره ادامه می‌دهد: وقتی یک تعداد جنرال‌های امریکایی برای اولین بار به کشور آمدند به راهنمایی نیاز داشتند اما تیکه دارانی مانند آقای کرزی، داکتر غنی و جناب خلیلزاد آن‌ها از اصل مسیر منحرف کردند. مثلا آقای خیلیلزاد به عنوان سفیر امریکا، سیاست شخصی و رفاقتی خود را با غنی و کرزی در پیش گرفت و یک آجندای شخصی را پیاده کردند و حتی در مقالات خود آقای خلیلزاد این موارد را اعتراف می کند که سیاست هایش غلط بوده و باید یک سیاست نو بیاید که نفع تمام مردم کشور را در نظر داشته باشد. در حقیقت همین افغان های امریکایی که ۱۶ سال قدرت را در دست داشتند، در برنامه های کلان کشور انحراف های کلان ایجاد کردند. احمدولی مسعود می گوید: یک حکومت بی نهایت ضعیف، غیرقابل اعتماد، کاملا بی برنامه و غیر ملی داریم که فقط برای آجنداهای شخصی شان تلاش می کند و بیشتر یک سری ماموریت های بین المللی را برای خود عملی می کنند تا این که بخواهند به مسایل افغانستان رسیدگی کنند. وقتی کشورها منافع استراتژیک دارند، ما به دولتی نیاز داریم که بتواند جایگاه روابط افغانستان را در میان کشورها تثبیت کند و در رده اول منافع افغانستان را در نظر بگیرد. رییس بنیاد احمد شاه مسعود می گوید: اینکه شنیده می شود، افغانستان در پروژه های اقتصادی جای پیشرفت دارد، تا جایی که من مطالعه می کنم، پروژه های بزرگ افغانستان عمقی و بنیادی نیستند و بیشتر پروژه های سفید هستند. مسعود، درخصوص مذاکرات رییس اجرایی جمعیت با رییس جمهور می گوید: مشکل افغانستان، ابعاد بسیار کلانی دارد. نقطه مرکزی و محور تصمیمات و اختیارات به شخص رییس جمهور بر می گردد و اینکه با چه کسی درباره چه موضوعی مذاکره می کند، به مسوولیت خودش است. حرف این است که این حکومت ائتلافی و درواقع حکومت وحدت ملی است و ما رییس جمهور به معنای واقعی آن نداریم و رییس حکومت وحدت ملی و رییس اجرایی حکومت وحدت ملی داریم. اینها باید یک دولت منسجم می ساختند که نتوانستند این کار را انجام بدهند. افراد زیادی خواهان آوردن تعادل هستند اما کسی که در راس قدرت است باید آن را عملی کند و قضیه این است حکومت خود یک مشکل است تا اینکه بخواهد مشکلی را حل کند. وی، درباره اینکه حکومت افغانستان می تواند، شریکی برای دولت جدید امریکا باشد معتقد است: مسلما حکومت فعلی این توانایی را ندارد. شخصیت هایی که در ۱۶ سال پست های کلیدی در اختیارشان بود، نتوانستند این کار را تحقق بدهند و در دو سال باقیمانده عمر این حکومت هم رهبری نمی تواند کاری بکند. هر رهبری که در افغانستان روی کار آمده است بدون در نظر گرفتن منافع ملی و براساس سلیقه های شخصی با کشورها طرح دوستی و دشمنی راه انداخته و جالب است که خود را هم مسوول نمی دانند. امروز هیچ سیاستدان، تحلیلگر و مردم عادی ای وجود ندارد که از آن ها انتقاد نکند و صدای دنیا بالا رفته که در رده فاسدترین کشورهای دنیا هستید اما این رهبران اصلا به روی خودشان نمی آورند و همیشه فرافکنی می کنند. این منتقد، درخصوص صحبت های آتشین ترامپ در نابودی هراس افگنی از طریق قدرت نظامی و زور اظهار می کند: مبارزه با افراط گرایی و تروریزم در کشورهای اسلامی هم باید به وسیله نظامی و هم راهکارهای فرهنگی و سیاسی پیش برده شود و اگر ترامپ واقعا قصد دارد با در برابر افراطی گری بایستد مجبور است با مسلمانان عام جهان در یک جبهه واحد باشد و نمی شود افراط گرایی را با لیبرالیزم محض نابود کرد. راهکارهای فردی ترامپ، مطمئنا تنش ها را بالا می برد و اینکه بخواهد از طریق نظامی تروریزم را شکست دهد مطمئنا اشتباه است. عربستان و پاکستان همواره به عنوان شرکای استراتژیک مهم امریکا در خاورمیانه و شرق آسیا مطرح بوده اند و ایران هم به عنوان چالشگر مهم منطقه، در اوضاع افغانستان نقش بازی کرده است و این سه کشور به عنوان حامیان تروریزم در افغانستان شناخته می شوند و در کنار اینها افغانستان همواره با رهبران فاسدی طرف بوده که برنامه های قابل حل را به انحراف برده اند. رییس بنیاد شهید مسعود، ذرباره نحوه عملکرد رییس جمهور امریکا در این شرایط می گوید: ترامپ باید برای رهبران افغانی، سیاست های بنیادین نو بیاورد و تکیه به سیاستمداران و افغان های امریکایی را کنار بگذارد و با تمام افغان ها رابطه داشته باشد. در رابطه با پاکستان، سیاست ها باید قاطع و روشن باشد و با صحبت های گرم تلفنی ترامپ و نواز شریف نمی توان تروریزم را شکست داد چرا که تروریزم برای برخی کشورها ابزار شده است که از طریق آن می توانند حتی اطمینان کشورهای غربی را برای تامین منافع در منطقه ضمانت کنند. وی می‌افزاید: بهترین راهکار این است که چهره‌هایی که فساد آنها اظهر من الشمس است و در قراردادهای بلند دست بالا را داشته اند از صحنه قدرت حذف شوند و یک تعداد چهره های ناشناخته اما کاردان و از چهر های جوان ترکیبی را ساخته شود و مورد حمایت واقع شوند و به دور باطل به قدرت رسیدن کسانی که در ۱۶ سال امتحان ناکام بودند، خاتمه داد. آقای مسعود می‌گوید: حکومت وقتی اوضاع به نفعش نیست، یک نان چاشت به ریش سفیدان کشور در ارگ می دهد و به روی مردم می کشد که ما با بزرگان شما مشورت می کنیم درحالیکه این کار کاملا عوام فریبانه و بی اساس است. اگر امریکا یک دولت ملی با همراهی چهره های نیک نام و جوان را روی کار بیارود، مردم از این دایه حمایت می کنند و یک تحول کلان بوجود می آید. امریکا می تواند با تکیه به مردم افغانستان تغییر بیاورد و از مسایل جاری کشور عبور کند اما اگر مانند حکومت قبلی امریکا، یک سیاست غیر قاطع با تکیه به صحبت های تکیه داران سیاسی در پیش بگیرد، اوضاع بدتر می شود و بازیگران زیادی نگران از صحبت های ترامپ، به دنبال فرصت یابی و مانور در خلا قدرت منجسم در افغانستان هستند. مصاحبه ضمیر کابلوف با شبکه ترکیه، جنگی مشابه حلب سوریه را در افغانستان به ذهن متبادر می کند که مسلما از کنترل نظامی های افغانستان خارج است و از صحبت های ترامپ هم، بوی یک جنگ دوام دار به مشام می سد، مسعود درخصوص اوضاع افغانستان در سال بعد می گوید: حکومت روز به روز ضعیف تر می‌شود و به فروپاشی سیاسی خود نزدیک می شود و در مقابل گروه های مختلف طالبان و مراکز قدرت در کشور بیشتر می شود که تصویر آینده را تاریک می سازد، به دنبال این وقایع نمی توان امیدواری جدی به صحبت های ترامپ داشت. وی، در ارزیابی اوضاع افغانستان افزود: به قدری ابعاد سیاسی و مراکز قدرت پیچیده شده اند که نمی توان تمام موارد را در یک محاسبه کلی، آورد و نتیجه ای برای آن گرفت؛ به همین اندازه سیاست های ترامپ هم مبهم است و هم مقامات افغانستان، بازیگران بیرونی افغانستان و کشورهای جهان منتظرند ببیند، وی چه سیاستی را در پیش می گیرد. آنچه روشن است این است که این رهبری متکی به مردم نیست و متکی به کمک های امریکا است و اگر امریکا کمک های خود را قطع کند، رهبری کنونی در روز دوم سقوط می کند. ]]> سیاسی و امنیتی Wed, 25 Jan 2017 04:14:30 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/63472/احمدولی-مسعود-کرزی-غنی-خلیل-زاد-امریکایی-ها-منحرف-کردند کوثر پیامبر در سلیمان کوه؛ طوایف سادات پشتون(قسمت3) http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/62997/کوثر-پیامبر-سلیمان-کوه-طوایف-سادات-پشتون-قسمت3 در این بخش  سیّدشریف از قوم کوتی، سیّدزایی از قوم ترین، سیّدمعالی و نواب علی محمدخان معرفی می‌شوند.   قوم کوتی (سیّد شریف) سرسلسله قوم کوتی شخصی است به نام سیّدشریف که در دوران کودکی تحت حمایت ابراهیم، نبیره شیخ بیت قرار گرفت. ابراهیم کودک سیّد زاده را پرورش داده و وقتی به سن بلوغ رسیّد دختری از خانواده خود را به عقد او درآورد. سیّد شریف صاحب دو فرزند به نام‌های محسن‌شاه و حسن‌شاه شد. محسن‌شاه به منطقه «بنون» که فعلا در خاک پاکستان است رفت و حسن شاه در کوه «بتنی» ماندگار شد. (13)   قوم سیّد زی (سیّد جمال) این قوم که سیّد صحیح النسب از نسل سیّد جمال بخاری می‌باشد شامل قوم «ترین» پشتون شده است، با وجودی که از لحاظ زبان و فرهنگ و رسوم پشتونیزه شده اند، اما سیادت خود را هم حفظ کره اند. سیّد جمال بخاری فرزند سیّد علی بخارایی سه برادر دیگر به نام های سیّد جلال، سیّد کمال و سیّد بلیل داشت. این طایفه در حال حاضر بیشتر ایالت پختون‌خواه پاکستان در دیرۀ اسماعیل خان زندگی می کنند. سابق در قندهار هم سکونت داشتند. (14)   سیّد معالی سیّد معالی در منطقه مرغزار در قندهار سکونت داشت. روزی که او به شکار رفته بود لشکر ازبک وارد قندهار شده و مال و جان شهر را غارت کردند. در این میان سیّده بی بی گلنار، همسر حاملۀ سیّدمعالی هم اسیر شد. ازبک ها بعد از خروج از قندهار سیّده را به زَمَند ابن خیرالدین ابن سرین سپردند. سیّدمعالی در جنگ شهید شد و وقتی که زمند از حال آن سیّده خبر شد به او پیغام داد که اگر راضی هست او را به نکاح خویش درآورد. بی بی گلنار، پیام داد که از سیّد معالی حامله است و فعلا نمی‌تواند تصمیم بگیرد تا خدا هرچه بخواهد. بعد از چندی فرزند بی بی گلنار به دنیا آمد و اهالی منطقه از خوشحالی که سیّد زاده ای از نسل پیامبر در میان شان پیدا شده او را «محمد» نام گذاشتند. محمد بعد از این که به سن بلوغ رسیّد ازدواج کرد و دارای چهار فرزند، سه پسر و یک دختر شد. پسرش سیّد مبارک (بارکزی) الیاس و شهاب الدین نام داشتند. پشتنامه سیّد محمد به این شرح است: محمد فرزند سیّد معالی، فرزند سیّد علی، فرزند سیّد عیسی، فرزند سیّد یعقوب، فرزند سیّد اسماعیل، فرزند سیّد ابوالخیر، فرزند سیّد ملک، فرزند سیّد فارس، فرزند سیّد ناصر، فرزند سیّد طاهر، فرزند سیّد یوسف، فرزند سیّد علاءالدین، فرزند سیّد قطب الدین، فرزند سیّد داوود، فرزند محمد طایی، فرزند سیّد سلطان حمد کبیر، فرزند سیّد سلطان شمس الدین تبریزی، فرزند سیّد حبیب، فرزند سیّد معروف، فرزند سیّد علی رافع، فرزند سیّد جنید بغدادی، فرزند سیّد علی، فرزند سیّد حسن، فرزند سیّد احمد جام، فرزند سیّد ابراهیم سرخ، فرزند سیّد محمد، فرزند سیّد علی موسی کاظم، فرزند امام جعفر صادق علیه السلام. (15)     نواب علی محمد خان علی محمد خان کودک سیّد زاده‌ای بود که سردار داوود خان مورث اعلای رام پور، از قوم بریچ، در موقع حمله به یکی از مناطق هند در سال 617 هجری، از جمله مال و اشیایی که غارت کرد، او را نیز که یک کودک هفت ساله بود به غنیمت گرفت. داوودخان که فرزند نداشت و کودک سیدزاده هم زیبا بود او را با خود بُرد و پس از تحقیق معلوم شد که کودک سیّد است و پدر و مادرش مرده اند. سردار داوود این کودک را به فرزندی گرفت و علی محمد خان نام نهاد. صاحب زاده منصور علی خان ابن قاسم‌علی خان خلف نواب فیض الله خان بهادر، بعد از جستجوی زیاد از سادات منطقه شجرۀ نواب علی‌محمد خان را به دست آورد که به این شرح است: نواب علی محمد خان بهادر، فرزند سیّد دلاورعلی، فرزند سیّد یعقوب علی، فرزند سیّد دلدار علی حیدری، فرزند سیّد یونس، فرزند سیّد طاهر، فرزند سیّد خواجه غیاث الدین احمد، فرزند سیّد نجم الدین، فرزند سیّد خواجه عبدالعزیز، فرزند سیّد ادریس ابوالمعالی، فرزند خواجه ابراهیم، فرزند حضرت امام موسی کاظم علیه السلام.(16)   --------------------   پانوشت ها  خواجه نعمت الله هروی، تاریخ خان جهانی و مخزن افغانی، ص 630. خواجه نعمت الله هروی، ص 633ـ 634. همان، صفحه 634 ـ 635. خواجه نعمت الله، ص 642 و شیر محمد خان گنداپوری، ص 274.   مجمع التواریخ، ص 275. خواجه نعمت الله، ص 644، شیرمحمدخان، ص 275 ـ 277. خواجه نعمت الله هروی، 594 ـ 622. خواجه نعمت الله هروی، ص 613. شیر محمد گنداپور، ص 207.  هروی، خواجه نعمت الله، ص 612 ـ 613. . Pashtuns/page5 http://www.siasat.pk/forum/showthread.php? History of مرعشی، میرزا محمد خلیل، مجمع التواریخ، تصحیح عباس اقبال آشتیانی، سال 1207 هجری قمری، کتابخانه طهوری، 1362، ص 3. شیر محمد خان، ص 311.  همان، صفحه 310.  خواجه نعمت الله هروی، ص 582 ـ 583. ]]> افغانستان‌ شناسی Tue, 17 Jan 2017 13:01:26 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/62997/کوثر-پیامبر-سلیمان-کوه-طوایف-سادات-پشتون-قسمت3 کوثر پیامبر در سلیمان کوه؛ طوایف سادات پشتون(قسمت2) http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/62966/کوثر-پیامبر-سلیمان-کوه-طوایف-سادات-پشتون-قسمت2 مطالعۀ تفصیلی تاریخ و چگونگی ورود سادات در میان قبایل پشتون و رشد و گسترش آن‌ها در مناطق مختلف نیاز به تحقیقات جامع و زمان‌بر دارد که به صورت یک پروژه باید اجرا شود. شناسایی دقیق قبایل سادات در میان پشتون‌ها در حال حاضر کار دشوار اما شدنی است که باید آن را  پژوهشگران، بخصوص پژوهشگران تاریخ، مردم شناسی و امور دینی و مذهبی انجام دهند. اینک به معرفی مختصر سر سلسله‌های قبایل کوچک و بزرگ سادات در میان پشتون‌ها پرداخته می‌شود ‌تا آغازی باشد برای پژوهشگران علاقمند در این زمینه. در این بخش سیّدحسن، سرسلسلۀ قوم خوندی، سیّداسحاق، سرسلسلۀ قوم بختیاری، سیّدمحمد گیسو دراز، سرسلسلۀ سادات اشترانی، سیّدسرمست علی(شاه حسین) سرسلسلۀ قوم متی،  معرفی می‌شوند.    سیّدحسن خُجندی سیّدحسن خجندی مشهور به «خوندی» فرزند خواندۀ شخصی به نام «دانی» فرزند غرغشی داوی بود. خانوادۀ سیّدحسن در آسیای مرکزی و شهر خجند که در حال حاضر مرکز ولایت سُغد در تاجیکستان است زندگی می‌کرد. کودک بود که پدرش ابومحمد، دار فانی را وداع گفت و مادرش که در خجند کسی را نداشت، در اثر قحط سالی مجبور شد او را به دوش انداخته به تنهایی راهی دیار مُلتان در هند شود، تا نزد خواهرش که در آنجا زندگی می‌کرد برود.  سیّد حسن و مادرش بعد از مدتی خسته و مانده به شهر قندهار رسیدند. در آنجا جوان پشتون به نام دانی که جهت خریدن اسب آمده بود متوجه سیّدحسن و مادرش شده و جویای احوال شان شد. مادر سیّدحسن که زن با عفت و عصمت بود به او گفت که عازم مُلتان است، اما راه دور و دراز است شاید نتواند به مقصد برسد. آن جوانمردِ جوان، مادر سیّدحسن را دلداری داده گفت غصه نخورد که او را در این راه کمک خواهد کرد. دانی بعد از خرید اسب سیّدحسن و مادرش را با خود همراه کرده و به خواهرش رساند. خواهرش که متوجه کار نیک دانی جوان شد از مادر سیّدحسن خواست که باید شوهر اختیار کند و چه کسی بهتر از این جوان. سرانجام موافقت صورت گرفت مادر سیّدحسن با دانی ازدواج کرد و همه با هم به وطن دانی برگشتند. از این پس دانی مراقبت از سیّدحسن را به عهده گرفته و او را به فرزند خواندگی خود درآورد. سیّدحسن جهت فراگیری علم و معرفت نزد عارف مشهور آن زمان به نام شیخ بهاءالدین زکریا ملقب به حضرت غوث العالم رفت و با آموختن رموز عرفانی، تزکیه نفس و ریاضت کشیدن به بالاترین مقام یعنی «ولایت» رسید و استادش غوث العالم از او خواست که در میان قوم افغان رفته و آنها را به راه  حق هدایت کند. سیّدحسن به حکم شیخ بهاءالدین زکریا، در میان قوم غرغشیان آمد و به رهبری و هدایت مردم پرداخت و مشهور به خوندی شد. (2) پُشتنامه سیّدحسن خوندی بدین شرح است: سیّدحسن خوندی فرزند ابومحمد، فرزند سیّدعلی، فرزند سیّدجعفر، فرزند سیّدمحمد، فرزند سیّدموسی، فرزند سیّدابراهیم اصغر، فرزند امام موسی الکاظم علیه السلام، فرزند امام جعفرصادق علیه السلام.(3) .   سیّد اسحاق (بختیار) سیّد اسحاق، سیّدی جوانی از اولاد امام زین العابدین علیه السلام بود که خانواده اش در قصبۀ«اوش» در شهر بغداد زندگی می‌کرد. او مانند سایر سادات و فرزندان ائمه معصومین علیهم السلام در اثر مظالم سلاطین اموی و عباسی مجبور به مهاجرت به خراسان شد و به کوه «کسیغر» که وطن پشتون‌های شیرانی بود مقیم شد. شخصی از مردم شیرانی به نام «سنجر» با مشاهدۀ آثار بزرگی و نجابت در چهره سیّد اسحاق، دختر خود که «شیخی» نام داشت را به عقد او درآورد. سیّداسحاق از همسرش شیخی، دارای یک فرزند پسر شد که او را سیّدحبیب«ابی سعید» نام گذاشت و بعد از مدتی با همسر و فرزندش راهی بغداد شد، اما زمانی که در منطقۀ قوم کاکر رسیّد بیمار شده و به عالم بقا پیوست. همسرش فرزند او ابی‌سعید را گرفته و به ملک شیرانی نزد خانواده پدری خود برگشت. مادر ابی‌سعید به خاطر حمایت از فرزندش مجبور شد با مردی از قوم شیرانی به نام «میانی» ازدواج کند. آن مرد که خیلی فقیر بود بعد از ازدواج با مادر ابی‌سعید، به تدریج ثروتمند شد و ثروتمند شدن خود را مرهون بخت و اقبال ابی سعید می‌دانست و در هر مجلسی این مطلب را متذکر می‌شد. به همین دلیل ابی‌سعید مشهور به «بخت آور» و سرانجام «بختیار» شد. (4) پُشتنامه سیّد اسحاق بدین شرح است: سیّداسحاق فرزند سیّدجعفر، فرزند نظام، فرزند عیسی، فرزند محی الدین، فرزند محمد، فرزند حافظ، فرزند نور، فرزند جمال فرزند بوعلی، فرزند یادگار علی، فرزند نشان علی، فرزند امام زین العابدین علیه السلام، فرزند امام حسین علیه السلام.(5)   سیّد محمّد گیسو دراز سیّدمحمد گیسو دراز، در اواخر قرن هفتم هجری از ملک عرب هجرت نموده و از طریق ایران به منطقه کوه سلیمان که در حال حاضر دو طرف مرز جنوبی افغانستان با پاکستان را تشکیل می‌دهد رفت. ایشان که اهل عرفان و صاحب کرامات بودند مورد توجه سه طایفۀ پشتونِ ساکن در آن منطقه متشکل از تمن شیرانی، تمن کاکر و تمن کررانی، قرار گرفتند. در زمان فتنۀ مغولان که موجودیت قبایل مذکور مورد تهدید قرار گرفت رؤسای هر سه قبیله نزد سیّد محمد گیسو دراز آمده و از او خواستند تا دعا نماید که قبایل مذکور در امان بمانند و آسیبی به آنها نرسد. با دعای سیّدمحمد خطر از سر قبایل پشتون رفع شد، خواص و عوام هر سه قبیله بیشتر از پیش معتقد به ولایت و فضایل سیّدمحمد شدند. سران هر سه قبیله، یکی از دختران شان را به عنوان نذر به عقد سیّدمحمد درآوردند و سیّد مذکور از آنها دارای چهار فرزند پسر شد. سیّدمحمد گیسو دراز، بعد از مدتی که فرزندانش هنوز کودک بودند آنها را با مادرانشان به پدر بزرگان شان سپرده عازم هندوستان شد. ابتدا او در جوار مزار خواجه معین الدین ابوالحسن سنجر ساکن شد و از آنجا به دهلی رفته در خدمت خواجه نصیرالدین محمود مشهور به «چراغ دهلی» قرار گرفته و به رسم صوفیان با او بیعت کرد. سیّدمحمد گیسو دراز به مدت دوازده سال از جامعه گوشه گیری نموده در گوشۀ کوهی به ریاضت کشیدن مشغول شد، تا این‌که در زمان سلطنت سلطان فیروز شاه به هدایت مردم «دَکَن» مامور شد. او در دَکَن و حسن آباد در منطقۀ گل برگه، خانقاه ساخت و مرکز رجوع مردم قرار گرفت، تا این‌که در سال 825 هجری دار فانی را وداع گفت و مرقدش در حال حاضر زیارتگاه خاص و عام است. پشتنامه سیّدمحمد گیسو دراز به این شرح است: سیّدمحمد فرزند سیّد غور، فرزند سیّدعمر، فرزند سیّدقاب ، فرزند سیّدقاین، فرزند سیّدالرجال محمد، فرزند سیّد اسماعیل اعرج، فرزند امام جعفر صادق علیه السلام. (6)   سیّد سرمست علی (شاه حسین) سیّد سرمست‌علی، جوان رشید و برومندی از نسل خاندان رسالت بود که در زمان سلطنت ولید ابن عبدالملک ابن مروان اموی، به ظاهر از غور به محل سکونت قبیلۀ «شیخ‌بیت» رفته و در آنجا به شکل ناشناس با اسم مستعار «شاه حسین» ساکن شده مورد حمایت شیخ مذکور قرار گرفت. سیّد سرمست‌علی خودش یا پدرش در زمان حکم‌رانی حجاج ابن یوسف ثقفی، خدمتگذار دولت اموی در عراق و حجاز، که به قتل و کشتار بی‌رحمانه مخالفان بنی امیه به ویژه سادات و شیعیان علی ابن ابی طالب علیه السلام پرداخته بود به غور رفته و بعد از این که لشکر اموی، به دستور حجاج ولایت غور را که مردم آن در آن زمان از طرفداران اهل بیت و مخالفان بنی امیه، بودند مورد تجاوز قرار داد، سیّد سرمست علی از غور فرار کرد و به شکل ناشناس در خانۀ شیخ بیت مقیم شد. شیخ بیت و همسرش به شاه‌حسین پناه داده، و او را جزء خانوادۀ خویش قرار دادند. بعد از مدتی شاه حسین (سرمست‌علی) عاشق «بی بی متو» دختر جوان شیخ بیت شد. همسر شیخ که از این امر آگاهی یافت موضوع را با شیخ در میان گذاشت، اما شیخ گفت هر چند شاه‌حسین جوان خوبی است و آثا بزرگی در او مشاهده می‌شود اما کفو ما نیست و از اصل و نسب او خبر نداریم. همسر شیخ نزد شاه حسین آمده جویای اصل و نسب او شد. شاه حسین خود را از فرزندان اشراف و بزرگان و حکام غور و به روایتی از شاهزادگان ایران معرفی کرده و بخاطر اطمینان بخشیدن از او خواست که کسی را برای تحقیق به غور بفرستد. شیخ بیت این نظر را قبول کرد و کسی به نام «کاغ دور» را که از دوستان نزدیک شان بود به غور فرستاد.کاغ دور که احتمالا از حقیقت حال شاه حسین خبر شده بود در موقع بازگشت قبل از ملاقات با شیخ بیت و همسرش از شاه حسین خواست که اگر می‌خواهد به نفع او عمل کرده و شهادت دهد که از بزرگ زادگان و شاهزادگان غور است، باید با دختر او نیز ازدواج نماید. ممکن است که خود شاه حسین از کاغ دور چنین تقاضایی کرده باشد. به هر حال، شاه حسین و قاصد(کاغ دور) با هم توافق کردند و کاغ دور به شیخ بیت اطلاع داد که شاه حسین راست گفته و از شاهزادگان غور است. شیخ بیت، بی بی متو را به عقد شاه حسین درآورد و شاه حسین از او صاحب فرزندانی شد که اخلاف آنها به بزرگترین اقوام پشتون تبدیل شدند. قبیله‌های مشهور غلزایی، هوتکی، لودی و سوری پشتون از نسل سیّد سرمست‌علی مشهور به شاه حسین هستند. (7) پشتنامه شاه حسین (سیّد سرمت‌علی) به این شرح است: سیّد سرمست علی، فرزند سیّد سلطان شاه بایزید، فرزند سیّدمعین الدین، فرزند سیّد محمدشاه، فرزند سیّد جلال‌الدین، فرزند سیّد شاه اجمل سامانی، فرزند سیّد شاه ابوالقاسم، فرزند سیّدعبدالله، فرزند شاه حسن الامرا، ابن امام سیّد اسحاق، ابن امام حق ناطق جعفر صادق علیه السلام (8) . آن‌چه راجع به شاه حسین نوشته شد برداشت نویسنده از حقیقتی بود که خدواند خواسته یا ناخواسته بر قلم خواجه نعمت الله هروی جاری ساخته آن هم بعد از این که شاه حسین را از اولاد سلاطین غوری و از نسل ضحاک معرفی کرده است. قبل از گسترش استعمار غرب به ویژه استعمار انگلیس به شبه قاره هند و خراسان، مورخان مسلمان و مخصوصا مورخان پشتون از جمله خواجه نعمت الله هروی و شیرمحمدخان گنداپور، شاه حسین را از جملۀ شاهزادگان غور و از نسل ضحاک ماران تازی می‌دانستند. البته برخی مورخین، غوریان را از نسل ساسانیان و کیانیان نیز دانسته اند، اما عده‌اییایی قابل توجهی آنان را عرب تبار معرفی کرده اند. هروی و گنداپور در رابطه با غوریان عرب تبار یا تازی نسبنامۀ شاه حسین را چنین نوشته اند: شاه حسین فرزند شاه معزالدین محمود، فرزند جمال الدین حسین فرزند سلطان بهرام. (9) اسامی شاه معزالدین محمود و جمال الدین حسین، پدر و جد ساختگی شاه حسین (سرمست علی) در کتب تاریخی معتبر در زمرۀ شاهزادگان غوری وجود ندارد. برخی مورخین متأخر از جمله عبدالحی حبیبی، غوریان را پشتون و آریایی نژاد معرفی می‌کنند، اما نام اجداد آریایی شان را ذکر نمی‌کنند. نظریۀ آریایی تباری پشتون‌ها در تحقیقاتی که نویسنده این سطور از منابع مختلف داخلی و خارجی نموده است به اثبات نمی‌رسد اما نظریه اسرائیلی تباری و عرب تباری آنها طرفداران زیادی دارد و خود پشتون‌ها در طول تاریخ خود را با افتخار اسرائیلی و عرب تبار خوانده اند و نسبنامه‌های ثبت شدۀ شان در تاریخ به‌خصوص در کتاب معتبر مخزن افغانی، اسناد تاریخی محسوب می شوند نه افسانه و فولکلور. بنابراین، شاه حسین اگر از نسل شاهان غور محسوب شود و غوریان تازی تبار باشند، او نیز عرب تبار است و اگر شاه حسین همان سیّد سرمست‌علی و از نسل امام جعفر صادق علیه السلام باشد که هست، بازهم عرب تبار است و فرزندان او عرب تبار محسوب می شوند که پشتون شده اند. و اما دلایل و شواهد و قرینه‌هایی که سیادت شاه حسین را ثابت می‌سازد از این قرار است: 1ـ اعتراف خواجه نعمت الله هروی در کتاب مخزن افغانی، که ایشان در این رابطه چنین می‌نویسد: «شاه حسین که به قول اصح نامش سیّد سرمست علی بود و به شاه حسین ملقب شده است، بر رأی مهر ضیای اهل دانش و بینش مخفی و محتجب نماند که قوم نوحانی [نوحانی با سه پشت به شاه حسین می رسد] خود را سیّد می‌گویاند، بلکه از قوم متی همه را سیّد می‌داند و این مقدمه را به براهین صادقه به ثبوت رسانیده، چنانچه از نسبنامه غفران پناه محبت‌خان ابن شیرشاه نوحانی که اباً عن جداً بر تمام قوم و اُلوس نوحانی سلطنت و حکومت سرداری ایشان است و مملکت آن مرز و بوم به ایشان زیب و زینت دارد، به طریق ایجاز در این مجموعۀ محموده مرقوم می‌نماید. محبت خان ابن شیرشاه ابن شهبازخان ابن دولت خان ابن موسی خان ابن کتی‌خان ابن جلال خان ابن لقمان خان ابن عیسی خان ابن دولت‌خان ابن پسین ابن مما ابن لودی ابن نوحانی ابن اسماعیل ابن سیانی ابن ابراهیم ملقب به لودی ابن سیّد سرمست علی ملقب به شاه حسین ابن سیّد سلطان شاه ابن بایزید ابن سیّد معین الدین ابن سیّد محمد شاه ابن سیّد جلال الدین ابن سیّد شاه اجمل سامانی ابن سیّد شاه ابوالقاسم ابن سیّد عبدالله ابن سیّد شاه حسن الامرا ابن امام سیّد اسحاق ابن امام حق ناطق جعفر صادق ابن امام محمد باقر ابن امام حضرت زین العابدین ابن حضرت امام حسین ابن حضرت امیرالمومنین علی مرتضی و حضرت فاطمه الزهرا بنت حضرت محمد الرسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.(10) 2ـ شاه حسین اگر از طایفه غوری و اشراف زاده یا شاهزاده بوده چرا با اسم مستعار به تنهایی به قبیلۀ شیخ بیت پناهنده شد در حالی که بر اساس روایت مخزن افغانی و تواریخ خورشید جهان، پدرش به مکه و حجاز مرکز حکومت حجاج ثقفی رفت و کسی به او کاری نداشت. از سوی دیگر، بعد از سلطۀ اموی‌ها بر غور، حکمران غور به مقام خود ابقا شد و شاهزاده‌های فراری برگشتند، چرا شاه حسین برنگشت، در حالی که هیچ دلیلی برای برنگشتن او وجود ندارد. 3ـ شاه حسین، نام مستعار برای خود از آن جهت انتخاب کرد که با هویت اصلی به عنوان سیّد و علوی شناسایی شده و به قتل می رسید. اگر این خطر موجود نبود نیازی به تقیه و کتمان هویت اصلی نداشت. 5ـ مهمتر از همه اخلافش بعد از چند پشت که خطر رفع شد، هویت اصلی خود را آشکار کردند و نسبنامۀ شان را به عنوان سند سیادت‌شان ارائه کردند. 6ـ پژوهشگر جوان به نام دیروجی(Dirogi ) از پشتون های پاکستان در سایت سیاست (پاکستانیون کی آواز) به سیادت شاه حسین اعتراف نموده می نویسد: شیخ بیت یا بیتین بابا، یک شخصیت روحانی پرهیزگار و متدین بود. دخترش که متو نام داشت با سیّد شاه حسین که خود را از شاهزادگان ایران (پارس) معرفی کرده بود ازدواج کرد. سیّد شاه حسین در یک وضعی پریشان و خطرناکی که گرفتار شده بود از وطن خود [در ملک عرب] بار هجرت بسته و در جستجوی امنیت و آرامش نزد شیخ بیتین بابا [در کوه سلیمان] آمده در آنجا به دعا و عبادت مشغول شد و از محضر شیخ بیت نیز استفاده کرد، چنان که با عمل نیک و سعی و تلاش رضایت او را حاصل نمود. ازدواج شاه حسین و متو دختر شیخ ، برخی داستان‌های رمانتیک ایجاد کرد. سیّد شاه حسین زن دیگری هم داشت به نام مَهی (Mahi ) دختر کاغ دور، از طایفه پشتون های کرلانی. فرزندان سیّد شاه حسین از این دو مادر (مهی و متو) به نام قبایل متی شهرت یافتند. سیّد شاه حسین که به شاهزاده ایرانی شهرت یافته بود یک سیّد بود. در اثر رفتار ظالمانه و کشتار بی رحمانۀ بنی امیه و بنی عباس، شخصیت‌ها و خانواده‌های زیادی از سادات کشته شده و عده‌ای هم مجبور به مهاجرت به ایران و خراسان (به شمول افغانستان) شدند و اقامت دائمی اختیار کردند. از ترس رفتار خصمانه و ستمگرانه حکام وقت علیه سادات، افراد متدین و نجیب این طایفه مجبور بودند در هر سرزمینی از جمله در کوه سلیمان هویت شان را مخفی نگه دارند تا شناسایی نشده و بی‌گناه به قتل نرسند. ممکن است که اجداد شاه حسین هم به عنوان ساداتی که در معرض خطر قرار داشتند خود را شاهزادگان ایرانی (پارس) معرفی کرده باشند، اما پشتون ها به صورت عموم سیّد را باچا یا پاچا و یا شاه‌جی، می نامند تا به آنها احترام گذاشته شود.» (11) 7ـ صاحب کتاب مجمع التواریخ در رابطه با سیادت غلزایی ها چنین می نویسد: « قبیله غلزه [غلزایی] امیر اویس [میر ویس خان] نام داشت و فرقه غلزه به نحوی که از زبان ایشان شنیده شده خود را سیّد می‌دانند و به طوری بیان می‌نمایند که اثبات ولدالزنایی خود می‌کنند و به همین جهت در وقتی که محمود پسر امیر اویس تسخیر اصفهان نموده و پادشاه گردید نقش سکه خود را این بیت نمود: سکه زد بر سیم و زر، مانند قرص آفتاب شاه محمودِ جهانگیرِ سیادت انتساب (12) ]]> افغانستان‌ شناسی Tue, 17 Jan 2017 07:56:13 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/62966/کوثر-پیامبر-سلیمان-کوه-طوایف-سادات-پشتون-قسمت2 کوثر پیامبر در سلیمان کوه؛ طوایف سادات پشتون(قسمت1) http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/62964/کوثر-پیامبر-سلیمان-کوه-طوایف-سادات-پشتون-قسمت1 در مطالعات مختصر، اما جامعی که در رابطه با پیشینۀ تاریخی و تبار قوم پشتون، به عنوان قوم بزرگی که در افغانستان و پاکستان سکونت دارند و حتی شاخه‌هایی از آن‌ها در هند و ایران نیز وجود دارند، انجام شد، نظریۀ تعلق پشتون‌ها به نژاد سامی مورد توجه قرار گرفت. نظریات اسرائیلی تباری و عرب تباری پشتون‌ها بیشتر از نظریۀ آریایی تباری شان طرفدار داشته و برمبنای مستحکم‌تری استوار است. بعد از مطالعۀ مختصر در مورد پشتون‌ها در جریان پژوهش موردی در رابطه با ولایت وردک و مردمان آن، متوجه شدم که ادعایی مبنی بر سیادت پشتون‌های وردک وجود دارد و این موضوع را سال‌ها قبل در دورۀ جوانی از مردم وردک شنیده بودم. به موضوعی به این مهمّی تاکنون از سوی منابع رسمی و پژوهشگران و تاریخ نویسان افغانستانی نه تنها به صورت هدفمند توجه نشده، بلکه آن را مغرضانه افسانه و بی اعتبار نیز قلمداد کرده اند. مردم وردک نیز متأسفانه حسّاسیت شان را در این زمینه به مرور زمان از دست داه اند و تنها عدۀ کمی از آن‌ها بر سیادت شان اصرار داشته و مقاومت کرده اند که هنوز سیّد نامیده می‌شوند. برای روشن شدن موضوع سیادت قوم وردک به جستجوی منابع به زبان‌های فارسی، پشتو، عربی و انگلیسی پرداختم تا این که به منبع اصلی  و معتبری بنام « تاریخ جهان‌خانی و مخزن افغانی» تألیف خواجه نعمت الله هروی، دست یافتم. این کتاب که حدود 401 سال قبل محققانه و تاحدی مطابق معیارهای امروزین تحقیق نگاشته شده است بطور مشروحی به معرفی قبایل سادات پشتون پرداخته و نسبنامه های آن ها را ذکر کرده است که اسناد معتبر و واقعی برای اثبات سیادت آنها به شمار می رود. نویسندۀ کتاب «تواریخ خورشید جهان» و دیگر کتاب‌های مربوط به حسب و نسب پشتون ها که شجره نامه‌های قبایل پشتون را مفصل تر نگاشته اند از کتاب مخزن افغانی، به عنوان منبع اصلی استفاده کرده اند. در واقع مخزن افغانی کتاب مادر در این زمینه محسوب می‌شود.   در کتاب مخزن افغانی و کتاب تواریخ خورشید جهان از یازده قبیله سادات در میان پشتون‌ها و چگونگی حضور و گسترش شان ذکر شده و نسبنامه‌های آن‌ها نیز ثبت شده است. مهمتر از همه، خواجه نعمت الله هروی با قاطعیت نوشته است که غلزایی‌ها و بنی اعمام شان از اولادۀ  شاه‌حسین (سیّد سرمست علی) نیز سیّد و از نسل امام جعفر صادق علیه السلام هستند.   قبیلۀ «متی» که متشکل از فرزندان سیّد سرمست علی، از دو زن پشتون، یکی دختر شیخ متی بنام «بی بی متو» و دیگری از قبیلۀ کرلانی بنام « مهی» یا «ماهی» می باشد، بزرگترین قبیلۀ سادات پشتون به شمار می‌رود که هوتکی‌ها، لودی‌ها و سوری‌ها، مربوط به این قبیله بوده و همه در اصل سیّد و عرب‌تبارند.   طوایف سادات پشتون مطالعۀ تفصیلی تاریخ و چگونگی ورود سادات در میان قبایل پشتون و رشد و گسترش آن‌ها در مناطق مختلف نیاز به تحقیقات جامع و زمان‌بر دارد که به صورت یک پروژه باید اجرا شود. شناسایی دقیق قبایل سادات در میان پشتون‌ها در حال حاضر کار دشوار اما شدنی است که باید آن را  پژوهشگران، بخصوص پژوهشگران تاریخ، مردم شناسی و امور دینی و مذهبی انجام دهند. اینک به معرفی مختصر سر سلسله‌های قبایل کوچک و بزرگ سادات در میان پشتون‌ها پرداخته می‌شود ‌تا آغازی باشد برای پژوهشگران علاقمند در این زمینه. در این بخش سیّدطاهر، سرسلسلۀ قوم تارن، سیّدحسن، سرسلسلۀ قوم خوندی، سیّداسحاق، سرسلسلۀ قوم بختیاری، سیّدمحمد گیسو دراز، سرسلسلۀ سادات اشترانی، سیّدسرمست علی(شاه حسین) سرسلسلۀ قوم متی، سیّدشریف از قوم کوتی، سیّدزایی از قوم ترین، سیّدمعالی و نواب علی محمدخان معرفی می‌شوند.     قابل ذکر است که در رابطه با قوم وردک که از اولادۀ سیدمحمد گیسو دراز هستند قبلا مطلبی مفصلی نوشته شده و در سایت پیام آفتاب منتشر شده است. ضرورت است که در مورد همه قبایل سادات پشتون تحقیقات جداگانه صورت گرفته و به تفصیل معرفی شوند، ولیکن این جانب فرصت آن را ندارم. مطالب مرتبط: وردک، برگ دیگری از تاریخ تحریف شدۀ اقوام در افغانستان+عکس تارن «تارن» که نام اصلی اش سیّدطاهر، است پسر وصلی(پسر خوانده) کاکر، از نو‌ه‌های غرغشی،فرزند قیس عبدالرشید، جدّ بزرگ پشتون‌ها بود. تارن را کاکر، از کودکی به فرزندی گرفته و بزرگ کرده بود. شجره یا پُشتنامه تارن بدین شرح است: سیّدطاهر تارن، فرزند سیّدناصر، فرزند سیّدعلاءالدین، فرزند سیّدقطب الدین، فرزند سیّدداوود، فرزند سیّد سلطان کبیر، فرزند سیّد شمس الدین، فرزند سیّد احمد، فرزند سیّدعلی رفاعی، فرزند سیّدحسن، فرزند سیّدمحمد، فرزند سیّدجواد، فرزند امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام، ابن امام موسی الکاظم علیه السلام، ابن امام جعفر الصادق علیه السلام، ابن امام محمدباقر علیه السلام، ابن امام زین العابدین علیه السلام، ابن سیّدالشهداء امام حسین علیه السلام، ابن امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام. (1) ادامه دارد ]]> افغانستان‌ شناسی Tue, 17 Jan 2017 07:37:10 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/62964/کوثر-پیامبر-سلیمان-کوه-طوایف-سادات-پشتون-قسمت1 چگونگی تغییر جغرافیای انسانی وردک http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/58021/چگونگی-تغییر-جغرافیای-انسانی-وردک   قبل از مسلط شدن پشتون‌ها بر منطقة وردک نام شناخته و جامعی از این خطه در تاریخ ثبت نشده و همواره جزء ایالات بزرگ کابلستان یا زابلستان بوده، اما درة میدان از میدان‌شهر کنونی به شمول ولسوالی نرخ تا ولسوالی جلریز از قدیم شهرت داشته است.     کسانی که در اساطیر باستانی مندرج در اوستا و کتب دیگر به دنبال کلمات قرینه و مترادف برای وردک هستند مانند موارد دیگر به جایی نمی‌رسند که قناعت مورخان و پژوهشگران غیر مغرض را حاصل کنند.   مطالعات تاریخی، آثار باستانی و قرینه‌های موجود نشان می‌دهند که از دورۀ باستان تا قرون اولیۀ اسلامی اغلب ساکنان افغانستان امروز از اقوام مختلف پارس و ایرانی بوده اند که با هجوم ترک‌ها و مغول‌ها و بعد از آن‌ها با هجوم پشتون‌ها ترکیب قومی این سرزمین تغییر کرده است.   در رابطه با هزاره‌ها که آنان را برخی نویسندگان به مغول‌ها و ترک‌ها نسبت می‌دهند هیچ مدرک و قرائن تاریخی و اجتماعی وجود ندارد که گسترش و تکوین آن‌ها در مرکز افغانستان و مناطق دیگر با سلطه، هجوم، جنگ و خونریزی صورت گرفته باشد. در سینۀ تاریخ ثبت نشده است که هزاره‌ها سرزمین‌های تاجیک‌ها و اقوام دیگر را به زور غصب کرده باشند، حتی داستان و افسانه‌ای در این رابطه میان هزاره و سایر اقوام وجود ندارد. تکوین ترک‌تباران هم (صرف نظر از هجوم امرا و سلاطین ترک و مغول و خرابی‌‌های گسترده‌ای که برخی آن‌ها به وجود آوردند) در مراحل بعدی از لحاظ مردمی بصورت ملایم و مسالمت آمیزتر صورت گرفته است.   در مورد ساکنان وردک، هم مورخان و پژوهشگران داخلی و هم خارجی اذعان کرده‌اند که ساکنان وردک و میدان قبل از حمله مغولان هند به کابل، میدان و غزنی، بخصوص در زمان جلال‌الدین اکبر، بطور عمده هزاره بوده و تاجیک‌ها هم در آنجا می‌زیسته‌اند، چنان‌که هنوز در نرخ و میدان، مناطقی تاجیک نشین وجود دارد. شواهد و قرائنی موجود است که حضور گستردۀ هزاره‌ها را در وردک و میدان نشان می‌دهد، مانند اسامی برخی مناطق که فارسی و حتی به لهجۀ هزارگی باقیمانده است. مزار برخی شخصیت‌های معنوی سادات شیعه از نسل سلطان سیّداحمدکبیر (شاه برهنۀ یکاولنگی) و دیگر اعاظم سادات مانند سیّدشاه نظام‌الدین (شاه سیّدبابا) در تکانه، خواجه سیّدمحمد در میدان، سیّد شاه اسلام در وردک، سید یحی مشهور به شاه قلندر در ولسوالی چک وردک و سیدعارفین نوة شاه برهنه در لوگر، نیز گواهی بر این مطلب است که ساکنان وردک هزاره‌ها و سادات شیعه بوده‌اند. حتی نام‌هایی چون ولسوالی سیّدآباد، تنگی سیّدان در دایمیرداد و نیز وجود سیّدها در ولسوالی جَغَتو، نشان از حضور سادات شیعه قبل از حضور پشتون‌های در وردک دارد.   برای اثبات آن‌چه گفته شد بخشی از نوشته «هِنری جورج راورتی» را ترجمه نموده و نقل می‌کنم. راورتی در کتاب «یادداشت‌هایی از افغانستان و بخشی از بلوچستان» در مورد هزاره‌ بودن ساکنان وردک، یکصدوسی و پنج سال پیش چنین می‌نویسد: «بخشی از سرزمین [افغانستان کنونی] که در حال حاضر وردک نامیده می‌شود، در زمان‌های سابق متعلق به مردم هزاره بود، اما از زمان همایون‌شاه [نصیرالدین همایون، امپراتور مغولی هند] و فرزندش جلال الدین محمد اکبر، هزاره‌ها با گسترش قبایل پشتون از سمت شرق به غرب، به تدریج عقب رانده شد و زمین‌های‌شانرا از دست دادند.   جلال الدین اکبر، بعد از مرگ محمدحکیم میرزا، حکمران کابل، بر این ولایت [که وردک و میدان] بخشی از آن بود مسلط شده و مجذوب زمین‌های سرسبز و حاصلخیر و هوای دل انگیز آن شد و به نظر می‌رسد که منطقۀ کنونی وردک در آن زمان شامل تمن میدان شده باشد.   ساکنان میدان، متشکل از هزاره‌ها و تاجیک‌ها بودند که حکام مغول آن‌ها را مجبور به پرداخت مالیات سنگین و دوهزار اسب جنگی برای لشکریان متجاوز خود نمودند.   قبایل وردک که بعدا در تمن بنگش ساکن شدند، از لحاظ نفوس زیاد و قوی بودند و توانستند که برای نظامیان لشکر جلال الدین محمداکبر 500 سواره نظام و یا 5500 پیاده نظام فراهم سازند. موقعیت دقیق سکونت‌گاه وردک‌ها در آن زمان مشخّص نیست، اما به احتمال قوی در جنوب غرب تمن بنگش درداخل یا نزدیکی سرزمینی که توسط خویشاوندان پشتون آن‌ها از قبیله کررانی تصاحب شده بود، قرار داشت.   بعد از مدتی جمعیت وردکی‌ها رو به فزونی نهاد تا حدی که سرزمین‌های تصاحب شده پاسخگوی این افزایش نفوس نبود، و از سوی دیگر در همین زمان هزاره‌ها از ستم، چپاول و غارت مأموران دولت مغولی هند به ستوه آمده و به شدت ضعیف شده بودند. وردک‌ها با استفاده از این وضع به سوی هزاره‌ها و ما یملک‌شان هجوم آورده و آن ها را به زور از سرزمین‌های‌شان بیرون راندند و هم زمان با آن‌ها قبیله غلجایی نیز همین کار را در حق هزاره‌ها در میدان کردند.» (1) [مهاجمین قبایل غلزایی، درانی و خروتی درۀ میدان تا جلریز را اشغال کردند و ابتدای درۀ سنگلاخ را بعد از اشغال و تصفیۀ قومی و مذهبی «خروتی» نام گذاشتند. هم‌چنین سایر مناطق شیعه نشین جلریز، بخصوص «درۀ مهربان» را اشغال و ساکنان سادات آن‌را اخراج کردند].   قبل از جورج راورتی مورخان مسلمان و غیرمسلمان دیگری نیز در مورد تصاحب قندهار، غزنی، وردک و میدان توسط قبایل پشتون سخن گفته‌اند و اغلب آن‌ها اذعان کرده‌اند ساکنان عمده میدان و وردک هزاره‌ها بوده‌اند.   در قرن شانزدهم میلادی ظهیرالدین محمدبابر، امپراتور مغولی هند در کتاب بابُرنامه یا توزک بابری، و نیز مورخان دربار شاه‌عباس صفوی از قومی به نام«هزاره» یاد کرده‌اند. بابر در کتاب بابر‌نامه هزاره‌ها را مردمی گفته است که در غرب از کابل تا غور و در جنوب تا غزنی زندگی می‌کنند و به زبان مغولی سخن می‌گویند(2).   بابر در مورد حمله خود به هزاره‌ها به نحوی اعتراف می‌کندکه هزاره‌ها از میدان تا غزنی و بخش‌هایی از لوگر سکونت داشته‌اند. او می‌نویسد: «... به ولایت کابل و غزنی سی‌هزار خروار غله تحمیل شد، چون درآمد و حاصل کابل را نادانسته این چنین تحمیل کلی کرده شد، ولایت خیلی خراب شد. در همین محل حصه بایری را اختراع کردم، به هزاره سلطان مسعودی اسب و گوسفند بسیاری انداخته، تحصیل‌داران فرستاده شد. بعد از چند روز از تحصیل‌داران خبر رسید که هزاره‌ها مال نداده در مقام سرکشی شده‌اند. پیشتر از این هم چند نوبت راه غزنی و گردیز را زده بودند، از این جهت به جهت تاختن هزاره سلطان مسعودی، سواری نموده شد به راه میدان، آمده از کوتل چرخ شباشب گذشته، وقت فرض [نماز صبح] در نواحی جَغَتو [در وردک] بر هزاره تاخته شد و خواطر خواه تاخته شد(3) [یعنی به شدت سرکوب شدند و معلوم نیست که چه تلفات و خساراتی را متقبل شدند]. آنچه مسلم است این است که تا قرن 14 میلادی و زمان امیرتیمور گورگانی قندهار، غزنی و وردک پشتون‌نشین نبوده است. این مطلب در کتب مختلف از جمله تواریخ رحمت خانی، حیات افغانی ومخزن افغانی نیز اعتراف شده است. میر غلام محمد غبار به نقل از کتاب مطلع‌ السعدین، می‌نویسد که در قرن چهاردهم قندهار جزء افغانستان [سکونت‌گاه پشتون‌ها در دامنۀ کوه سلیمان در آن زمان] نبوده و در غرب کابل که میدان و وردک باشد قوم هزاره ساکن بوده‌اند. غبار می افزاید: «در قرن چهاردهم عبدالرزاق نویسنده‌ی مطلع السعدین چنین می‌نویسد: «ذکر توجه صاحب قران [امیر تیمور گرگان] به سیستان و قندهار و افغانستان» آنگاه از علاقه‌های فراه، بُست، قندهار، تخت سلیمان و غیره نام می‌برد. از این نوشته واضح می‌شود که تا عهد مؤلف، قندهار هم جزء افغانستان نبوده و همان تخت سلیمان و نواحی آن افغانستان نامیده می‌شد. در قرن شانزدهم امین احمد رازی در جغرافیای هفت اقلیم خود حدود کابل را چنین تعین می‌کند: شرقی کابل، پیشاور و لغمانات و بعضی ولایات هند است و غربی او کوهستان است و قوم نکو دری و هزاره‌ها آنجا سکونت دارند. شمالی آن قندز و اندراب است و کوه هندوکش فاصل، جنوبش فرمل و به فرد افغانستان است.» (4) ------------00000000000000 1- Hery George Raverty, “Notes On Afghanistan and part of Baluchistan” by H. G. Raverty in 1881, pages: 694-695. 2-   .Dupree,"Afghanistan:(iv)ethnography",InEncyclopediaIranica(www.Iranica.com/newsite/articles/vlf5a040a.htm) 3- ظهیر الدین محمدبابرشاه، بابَرنامه، ملک الکتاب بمبی سنه 1308، چترا برابها پرس. 4-    میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر، جلد اول و دوم، صص517-518.   ]]> سید محمدباقر مصباح‌زاده جغرافیای انسانی Sat, 29 Oct 2016 13:36:50 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/58021/چگونگی-تغییر-جغرافیای-انسانی-وردک سرود ملي افغانستان http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/15287/سرود-ملي-افغانستان نخستین سرود ملی افغانستان را مردم عامه سروده بودند که آهنگ آن «رجب بیگ ترکی» ساخته بود و به نام «سرود امانی» یاد می‌شد. این سرود که به زبان دری بود آغاز آن با دعاییه‌ای به زبان عربی شروع می‌شد که چنین بود: «الهنا فانصرلنا سلطاننا سلطان افغان امان‌الله خان» سرود ملی کنونی افغانستان که تصنیف آن توسط «عبدالباری جهانی» سروده شده و آهنگ آن را «ببرک وسا» کمپوز نموده و در ماه می‌سال ۲۰۰۶ میلادی در شهر برلین ثبت شد که خوانندگان آن «عبدالوهاب مددی»، «صادق فطرت»، «پیکر افسانه»، «حسین ارمان»، «مشعل ارمان»، «شهنا» و چند هنرمند جوان دیگر می‌باشند. اصل متن این سرود به زبان پشتو سروده شده‌است که در آن اسامی برخی از اقوام ساکن افغانستان چون ازبک‌ها، بلوچ‌ها، پشتون‌ها، هزاره‌ها، ترکمن‌ها، تاجیک‌ها، عرب‌ها، گوجرها، پایمیری‌ها، نورستانی‌ها، براهویی‌ها، قزلباش‌ها، ایماق‌ها، و پشه‌ای‌ها ذکر گردیده‌است. این سرود ملی به مقایسه تمام سرودهای ملی ماقبل افغانستان با انتقادهای زیادی مواجه گردید.  سرود ملی افغانستان در زمان مجاهدین                                                                                                                                                       قلعۀ اسلام قلب آسيا  جاودان ، آزاد خاك آريا  زادگاه قهرمانان بزرگ  سنگر رزمنده مردان خدا  الله اكبر الله اكبر الله اكبر   تيغ ايمانش به ميدان جهاد  بند استبداد را از هم گسست ملت آزادة افغانستان  در جهان زنجير محكومان شكست   الله اكبر الله اكبر الله اكبر در خط قرآن نظام ما بود  پرچم ايمان به بام بود  هم صدا و همنوا و همزبان  وحدت ملي مرام ما بود   الله اكبر الله اكبر الله اكبر شاد زي آزاد زي آباد زي اي وطن در نور قانون خدا   مشعل آزادگي را بر فراز  مردم برگشته را شو رهنما  الله اكبر الله اكبر الله اكبر  --------------- سرود استقلال افغانستان وطن عشق تو افتخارم  وطن در رهت جان نثارم وطن خاك پاكت بهشتم وطن گلخنت لاله زارم  وطن عاشقم بر شكوهت به از دُر بود سنگ كوهت ومن هركجايي كه باشم  تويي جان فزا، اي ديارم وطن قلب من هستئ من  بود رگ رگم پر زخونت   بتو همچو گل عشق ورزيم  اگر در خزان يا بهارم  سرود ملی جدید افغانستان                                                                                                                                                                      دولت جدید افغانستان (پس از دوران طالبان) در قانون اساسی موظف گردید تا سرود ملی جدیدی را تدوین نماید که در آن عبارت «الله اکبر» و نام گروه‌های قومی در افغانستان ذکر گردد. متن سرود به زبان پشتو دا وطن افغانستــــان دی           دا عزت د هر افغــــان دی کور د سولی کور د تــوری           هر بچی یی قهرمــان‌ دی دا وطن د تولو کـــــور دی           د بلوچـــــو د ازبـکـــــــــــو د پشتون او هـــــزاره وو             د ترکمنــــــو د تاجکــــــو ورسره عرب، گوجــر دی            پامیریان، نورستانیــــــــان براهوی دی، قزلباش‌دی             هم ایماق، هم پشه ییان دا هیواد به تـــــل زلیژی             لکه لمر پرشنه آسمـــان په سینه کی دآسیا به              لکه زره وی جاویـــــــدان نوم د حق مودی رهبـر              وایو الله اکبر وایو الله اکبر ترجمه فارسی دری این کشور افغانستان است             این عزت هر افغان است میهن صلح، جایگاه شمشیر             هر فرزندش قهرمان است این کشور میهن همه‌ است             از بلوچ، از ازبک‌ها از پشتون، هزاره‌ها             از ترکمن و تاجیک‌ها هم عرب و گوجرها             پامیری، نورستانی‌ها براهویی است و قزلباش             هم ایماق و پشه‌ئیان این کشور همیشه تابان خواهد بود             مثل آفتاب در آسمان کبود در سینهٔ آسیا مثل قلب جاویدان نام حق است ما را رهبر         می‌گوییم الله اکبر، می‌گوییم الله اکبر برای دانلود سرود ملی افغانستان کلیک کنید. ]]> افغانستان‌ شناسی Thu, 28 Jul 2011 04:47:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/15287/سرود-ملي-افغانستان نمایه کلی افغانستان http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/445/نمایه-کلی-افغانستان جغرافیای  سیاسی افغانستان                                                                              افغانستان، کشوری است کوهستانی و محاط به خشکی که بین آسیای میانه، خاورمیانه و شبه قاره‌ی هند واقع شده است. این کشور در زمان‌های قدیم محل تلاقی سه تمدن بزرگ ایرانی، هندی و چینی بود و بخاطر این که گذرگاه هند به شمار می‌رفت همواره مورد تاخت و تاز جهان گشایان قرار می گرفت. در قرن نوزدهم میلادی افغانستان به عنوان کشور حایل بین امپراتوری‌های استعماری انگلیس و روس قرار داشت و در دوران جنگ سرد هم این نقش را بین شوروی سابق و جهان غرب به سردمداری امریکا در شبه قاره‌ی هند و خاورمیانه ایفا می کرد. افغانستان در طول تاریخ معاصر خود مشکلات زیادی بواسطه‌ی بی‌ثباتی و منازعات بی‌وفقه متحمل شده است، به طوری که شالوده ی اقتصادی و زیربنایی این سرزمین از هم پاشیده و میلیون‌ها تن از مردم آن به کشورهای دیگر پناه برده‌اند. دولت جدید افغانستان که با لشکر کشی امریکا به این کشور و حمایت جامعه ی بین المللی شکل گرفت با چالش‌های زیادی برای تأمین امنیت، گسترش حاکمیت دولتی فراتر از کابل پایتخت و برقراری وحدت ملی روبروست. برای آشنایی بیشتر با جغرافیای افغانستان کلیک کنید نمایۀ تاریخی افغانستان تا سال ۲۰۰۷(= ۱۳۸۶) سرزمین افغانستان، قبل از میلاد مسیح تا قرن دوم میلادی با ایران، آسیای میانه و قفقاز یک واحد سیاسی و حوزه‌ی فرهنگی مشترک را تشکیل می‌داد. از قرن دوم میلادی تا ظهور دین مقدس اسلام، در سرزمین کنونی افغانستان ملوک الطوایفی حاکم بود ( به جز دوره ی کوشانی ها و یفتلی‌ها). از ظهور اسلام تا دوره‌ی ابدالی، سرزمین افغانستان در ابتدا مانند سایر مناطق خراسان بزرگ، بخشی از خلافت اسلامی به شمار می رفت که توسط امرای محلی به شکل ملوک الطوایفی اداره می شد؛ و در مرحله ی بعدی بطور عمده با ایران واحد سیاسی و حوزه ی فرهنگی مشترک را تشکیل می داد که در زمان نادر شاه افشار، تا دهلی گسترش یافته بود. کشور مستقل افغانستان در سال ۱۷۴۷ میلادی برابر با ۱۱۲۶ هجری شمسی توسط احمد شاه ابدالی تأسیس شد. با سقوط دولت زمان شاه در سال ۱۸۰۱ میلادی تحرکات مداخله گرایانه‌ی انگلیس ها که در شبه قاره‌ی هند مسلط شده بودند در افغانستان آغاز شد. انگلیس‌ها در سال ۱۸۳۹ افغانستان را اشغال نموده و شاه شجاع را به امارت گماشتند. در نوامبر ۱۸۴۱ با قیام مردم شهر کابل انگلیس‌ها مجبور به تخلیه‌ی این شهر شدند؛ اما بار دیگر در ۲۱ نوامبر ۱۸۷۸ جنوب و شرق افغانستان را اشغال نموده و پیمان گندمک را بر امیر محمد یعقوب خان تحمیل نمودند که به موجب آن افغانستان تحت قیمومیت انگلیس در آمده و استقلال سیاسی خود را از دست داد. در سال ۱۸۳۹ انگلیس ها پیمان « دیورند» را با امیرعبدالرحمان، امضا کردند که بر اساس آن سرحدات کنونی افغانستان با پاکستان، ترسیم شد و قبایل پشتون در دو سوی این مرز قرار گرفتند. در سال ۱۹۱۹ (= ۱۲۹۸ هجری شمسی) در نتیجه ی سومین جنگ افغانستان و انگلیس در زمان امان الله خان، استقلال افغانستان در چارچوب مرزهای کنونی به رسمیت شناخته شد. در۲۶ سرطان(= تیر) سال ۱۳۵۲با کودتای سردار محمد داوود خان، رژیم سلطنتی ظاهر شاه سقوط کرد و رژیم جمهوری تأسیس شد. با کودتای کمونیستی هفتم ثور ۱۳۵۷، رژیم کمونیستی به رهبری نورمحمد تره‌کی، حکومت را در دست گرفت و بحران خونین افغانستان آغاز شد. با گسترش جهاد اسلامی در افغانستان و خطر سقوط رژیم کمونیستی به رهبری حفیظ الله امین، شوروی سابق در ششم ماه دلو ( = دیماه) سال ۱۳۵۸ به افغانستان لشکر کشی نموده و این کشور را اشغال کرد. در طی ۱۴ سال اشغال شوروی بیش از یک و نیم میلیون نفر در افغانستان کشته و معلول و حدود ۸ میلیون نفر دیگر به کشورهای همجوار آواره شدند. سرانجام در اثر جهاد اسلامی مردم افغانستان، روس‌ها مجبور شدند که در۲۶ دلو(= بهمن) ۱۳۶۷ آخرین واحدهای نظامی‌شان را از این کشور خارج سازند. در هشتم ماه ثور(= اردیبهشت) سال ۱۳۷۱ رژیم کمونیستی به رهبری دکتر نجیب الله سقوط کرد و با تشکیل دولت مجاهدین جنگ‌های داخلی میان گروه های سیاسی و قومی آغاز شد. در ماه قوس (= آذر) سال ۱۳۷۳ گروه طالبان در قندهار ظهور کرد و در تاریخ ۵/۷/۱۳۷۵ بر کابل مسلط شد. به قدرت رسیدن طالبان پس از دو دهه جنگ، ثباتی نسبی برای دوسال به همراه آورد. اما رژیم افراطگرای طالبان با انتقادهای زیادی ازسوی جامعه‌ی بین المللی روبرو شد. طالبان که از قبایل مختلف پشتون هستند، به سرکوبی جناح‌های سیاسی مختلف واقلیت‌های قومی افغانستان در مرکز، شمال و غرب این کشور پرداخت و کوشید که قرائت افراطی مبتنی بر سنت‌های قومی و فرقه‌ای خود از اسلام را بر مردم این کشور تحمیل کند. دولت طالبان که کنترل حدود ۹۰ درصد از خاک افغانستان را تا اواخر سال ۲۰۰۱ در دست داشت، تنها از سوی سه کشور پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحدهعربی  به رسمیت شناخته می‌شد. اما آنچه طالبان را با جامعه جهانی رودر رو قرار داد، حضور اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده در خاک افغانستان بود که از طرف آمریکا متهم به طراحی بمب گذاری سفارتخانه‌های آمریکا در آفریقا در سال ۱۹۹۸و حملات ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ در آمریکا شده بود. در تاریخ ۱۶/۷/ ۱۳۸۰ حمله‌ی سنگین موشکی و هوایی امریکا و بریتانیا به افغانستان آغاز شد و شهر کابل با فرار طالبان در تاریخ ۲۳/۸/۱۳۸۰ سقوط کرد و حکومت آقای ربانی برای بار دوم در آنجا مستقر شد. در مورخه ی ۶/۹/۱۳۸۰ اجلاس بن درآلمان تحت سرپرستی سازمان ملل متحد به مدت ۱۴ روز بر گزار شد. بر اساس توافقنامه‌ی بن دولت موقت جدید افغانستان به ریاست آقای حامد کرزی تشکیل شد و در تاریخ ۱/۱۰/۱۳۸۰ قدرت را در کابل به دست گرفت. در تاریخ ۲۱/۳/۱۳۸۱ لویه جرگه‌ی اظطراری بر اساس موافقتنامه‌ی بن در کابل برگزار شد و دولت انتقالی به ریاست آقای حامد کرزی به مدت دو سال تعیین گردید. لویه جرگه‌ی قانون اساسی در تاریخ ۲۳/۹/۱۳۸۳ برگزار شد و پس از ۲۲ روز بحث و گفت و گو، تحت فشار ناظران خارجی، قانون اساسی جدید تصویب شد. در تاریخ ۱۸/۷/۱۳۸۳ انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد که در نتیجه ی آن دولت دایمی افغانستان به ریاست حامد کرزی به مدت پنجسال تشکیل شد. در ابتدای سقوط طالبان، ولایت های مختلف افغانستان در کنترل فرماندهان محلی بود و دولت کابل، تسلط چندانی بر ولایت‌ها نداشت. به تدریج و با کمک نیروهای بین المللی یاری امنیتی (آیساف) و ائتلاف تحت فرمان آمریکا، دولت کابل توانست اندکی کنترل خود را بر ولایت ها گسترش دهد. با این وجود، شبه نظامیان طالبان به مقابله با دولت کابل و نیروهای ناتو به رهبری امریکا که آن ها را اشغالگر می خوانند برخاسته اند و در ولایت های جنوبی و شرقی افغانستان نفوذ و عملیات خود را گسترش داده اند. دولت افغانستان و نیروهای ناتو به رهبری امریکا تا کنون از برقراری امنیت در افغانستان عاجز مانده اند. از زمان سرنگونی طالبان و استقرار نیروهای خارجی در افغانستان، تجارت مواد مخدر رونق فراوانی پیداکرده است و این کشورعمده ترین کشورتولید کننده تریاک در جهان به شمار می رود, طوری که بیش از۹۵ درصد مواد مخدر جهان در این افغانستان تولید می شود و حدود ۶۰ درصد از درآمد اقتصادی این کشور را نیز به خود اختصاص داده است. برای اطلاعات بیشتر در مورد تاریخ سیاسی افغانستان کلیک کنید برای اطلاعات بیشتر در مورد شخصیت‌های مهم افغانستان کلیک کنید اطلاعات کلی                                                                                                                                                                                                 پایتخت: کابل . تاریخ استرداد استقلال افغانستان از انگلیس: 19 آگوست 1919. تاریخ تصویب آخرین قانون اساسی: 2004. (برای مشاهده قانون اساسی افغانستان و دیگر قوانین کلیک کنید) مساحت: ۶۵۲،۲۲۵ کیلومتر مربع . تقسیمات کشوری: ۳۴ ولایت (استان). طول مجموع مرز های مشترک: ۵۵۲۹ کیلومتر. • مرز مشترک با جمهوری اسلامی ایران (غرب): ۹۳۶ کیلومتر. • مرز مشترک با ترکمنستان (شمال): ۷۴۴ کیلومتر. • مرز مشترک با ازبکستان (شمال): ۱۳۷ کیلومتر. • مرز مشترک با تاجیکستان (شمال): ۱۲۰۶ کیلومتر. • مرز مشترک با چین (شرق): ۷۶ کیلومتر. • مرز مشترک با پاکستان (جنوب): ۲۴۳۰ کیلومتر. شهرهای بزرگ: هرات، قندهار، مزارشریف، جلال آباد. واحد پول: افغانی  صادرات عمده: میوه، خشکبار، فرش، پشم، تریاک. درآمد سالانه: آماری دردست نیست . نشانه ی حوزه اینترنتی: af. کد بین اللملی تلفن: ۹۳+ آمارها تا سال 2014                                                                                                                                                                                        جمعیت: 31 میلیون (بانک جهانی، با احتساب مهاجرین) . پشتون 40درصد، تاجیک 33درصد، هزاره 11درصد، ازبک 9درصد، ترکمن 2درصد، ایماق 1درصد، بلوچ 1درصد، دیگر اقوام 5درصد. مذهب: 75درصد سنی مذهب؛ 24 درصد شیعه مذهب، 1درصد دیگر مذاهب. زبان: 50 درصد فارسی، 35 درصد پشتو، ترکی (ازبک‌ها و ترکمن‌ها) 11 درصد، دیگر زبان‌ها (بلوچی، پشه‌ای و...) 4 درصد. ساختار سِنی:   رده سنی درصد فراوانی فراوانی مردان فراوانی زنان 0 تا 14 سال 42 درصد 6.793.832 6.579.388 15 تا 24 سال 22.2 درصد 3.600.264 3.464.781 25 تا 54 سال 29.4 درصد 4.771.323 4.586.963 65سال به بالا 2.5 درصد 371.753 428.808   امید به زندگی:  امید به زندگی کل: 50.49 سال. امید به زندگی در مردان: 49.17 سال. امید به زندگی در زنان: 51.88 سال. دسترسی به امکانات بهداشتی: شهری: 46.8 درصد جمعیت. روستایی: 23.4 درصد جمعیت. کل: 29 درصد کل جمعیت افغانستان. شیوع بیماری ایدز: 0.1 درصد جمعیت افغانستان در سال 2012 مبتلا به ویروس HIV بودند که از نظر شیوع در بین 170 کشور جهان در مقام 123 قرار داشت. سطح سواد: درصد سواد خواندن و نوشتن در بین افراد بالای 15 سال: 28.1 درصد کل جمعیت: 43.1 درصد مردان؛ 12.6 درصد زنان. سرود ملی                                                                                                                                                                                                 دولت جدید افغانستان (پس از دوران طالبان) در قانون اساسی موظف گردید تا سرود ملی جدیدی را تدوین نماید که در آن عبارت «الله اکبر» و نام گروه‌های قومی در افغانستان ذکر گردد. (برای اطلاعات بیشتر در مورد سرود ملی کلیک کنید) پرچم سه نوار افقی هم‌اندازه در رنگ‌های سیاه، قرمز و سبز، با آرم ملی سفید رنگ در وسط باند قرمز که به نرمی به اطراف باند‌های بالا و پایین رسیده است و در وسط این نماد ملی علامت مسجد و محراب و منبر در دو طرف آن و در زیر آن سال 1298 (سال استقلال افغانستان) ثبت شده و مرزهای آن بوسیله خوشه‌های گندم در دو طرف آن است و در بالای آن کتیبه‌ای به زبان عربی شامل «شهادتین» که از اصول عقاید مسلمانان است قرار گرفته و در زیر این کتیبه عبارت «الله اکبر» که زیر شعاع خورشید قرار گرفته است. در زیر این نماد ملی نام «افغانستان» گنجانده شده است. در پرچم رنگ سیاه: نشانه گذشته، قرمز: خون‌هایی که برای استقلال افغانستان ریخته شده، و سبز هم می‌تواند نمادی از آینده، رفاه کشاورزی و یا اسلام باشد.  توجه: افغانستان کشوری است که در طول قرن بیستم بیشترین تغییرات را در پرچم خود داشته و رنگ‌های سیاه، قرمز و سبز، بیشترین حضور را در این پرچم‌ها داشته است. رهبران سیاسی                                                                                                                                                                                       رییس جمهور: محمد اشرف غنی محمداشرف غنی احمدزَیْ (متولد ۱۳۲۸ در ولایت لوگر) رئیس‌جمهور کنونی افغانستان است. او در دو انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ و ۱۳۹۳ کاندیدا بود و از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ به عنوان وزیر مالیه افغانستان در دولت حامد کرزی فعالیت می‌کرد. اشرف غنی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ افغانستان در رتبه چهارم قرار گرفت و در انتخابات ۱۳۹۳ با ۳۷٫۶ درصد آراء در رتبه دوم قرار داشت و با عبدالله عبدالله در دور دوم این انتخابات به رقابت پرداخت و براساس نتایج اولیه دور دوم توانست ۵۶٫۴۴٪ آراء مردم افغانستان را به خود اختصاص دهد، با این حال اعتراض عبدالله عبدالله به نتیجه انتخابات باعث شد، با موافقت احمدزی کل آراء مأخوذه مورد بازشماری مجدد قرار گیرد که سرانجام با امضای توافقنامه تشکیل دولت وحدت ملی با میانجیگری وزیرخارجۀ امریکا میان دو نامزد، اشرف غنی احمد زی به عنوان ریاست جمهوری افغانستان و عبدالله عبدالله به عنوان ریاست اجرایی تعیین شد. در سال ۲۰۱۰ مجله فارن پالیسی اشرف غنی را در فهرست یکصد متفکر سال جهان قرار داده و ماهنامه پِراسپِکت نیز در سال ۲۰۱۳ وی را در رتبه دوم فهرست متفکران دنیا قرار داد. معاون اول رئیس جمهور: عبدالرشید دوستم معاون دوم: سرور دانش رئیس اجرائیه: عبدالله عبدالله معاون اول رئیس اجرائیه: محمدخان معاون دوم: محمد محقق وزیر خارجه: ضرار احمد عثمانی وزیردفاع: بسم الله محمدی وزیر داخله (کشور): مجتبی پتنگ وزیر مالیه (دارایی): عمر زاخیلوال رئیس مجلس نمایندگان (= ولسی جرگه): عبدالرئوف ابراهیمی مجلس نمایندگان افغانستان، نمایندگانی از طیف های گوناگون سیاسی در افغانستان، اعم از تکنوکراتها، سکولارها، گروههای مجاهدین، کمونیستها(مائوئیست ها و سویتیست های طرفدار شوروی سابق)، هواداران پیشین گروه طالبان و اطرافیان شاه سابق را در خود جای داده است. ریس مجلس سنا (= مشرانو جرگه): فضل الهادی مسلم یار احزاب و سازمان های اجتماعی                                                                                                                                                                 احزاب و سازمان‌های دارای مجوز رسمی و غیر رسمی:  حزب حرکت اسلامی افغانستان جنبش ملی اسلامی افغانستان حزب اسلامی افغانستان حزب کنگره ملی افغانستان حزب نهضت ملی افغانستان حزب جمعیت اسلامی افغانستان حزب کمونیست افغانستان نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان حزب وحدت اسلامی افغانستان سازمان رهایی افغانستان حزب لیبرال دموکرات افغانستان حزب سوسیال دموکرات افغانستان حزب «وطن» دموکراتیک افغانستان جمعیت انقلابی زنان افغانستان مجمع حقیقت افغان جنبش سکولاریسم افغانستان جبهه ملی افغانستان در سال ۲۰۰۹ قانون جدید احزاب سیاسی افغانستان نافذ شد. مطابق به این قانون هر حزب سیاسی قابل جواز باید حد اقل ۱۰۰۰۰ عضو داشته باشند. (برای آشنایی بیشتر با احزاب و سازمان‌ها در افغانستان کلیک نمایید) نامداران فرهنگی و هنری                                                                                                                                                                            از چهره‌های فرهنگی مشهوری مرتبط با سرزمین افغانستان می‌توان از مولانا جلال الدین بلخی، خواجه عبدالله انصاری، انوری، عنصری بلخی، دقیقی بلخی، امام فخر رازی، ابوریحان بیرونی، عبدالقادر بیدل، امیر علی‌شیر نوایی، عبدالرحمن جامی، رابعه بلخی، ناصر خسرو قبادیانی، سنایی غزنوی، کمال الدین بهزاد، ابوعبید عبدالرحمن محمد جوزجانی، حمیدی بلخی، حنظله بادغیسی، ظهیر فاریابی، معروفی بلخی، ابوالموید بلخی، ابونصر فارابی، ابواسحاق فارابی، ابوشکور بلخی،عشقری، عایشه درانی،علامه سید محمدکاظم بلبل،علامه سید اسماعیل بلخی،ملا فیض محمد کاتب،علامه عبدالحی حبیبی،گل‌پاچا الفت،میرغلام محمد غبار، خلیل الله خلیلی، میرمحمدصدیق فرهنگ،سید فضل‌الله قدسی،سید اسحاق شجاعی،بتول سیدحیدری،محمد کاظم کاظمی، قنبرعلی تابش و  ... نام برد.  رسانه‌ها                                                                                                                                                                                                      در زمان حکمرانی، طالبان رسانه های افغانستان شدیداً کنترل می شدند. رادیوی افغانستان به رادیوی " صدای شریعت" تغییر نام داد و منعکس کننده اعتقادات فرقه ای طالبان بود. تلویزیون نیز به عنوان " منشاء فساد اخلاق" ممنوع شده بود. اواخر سال ۲۰۰۱ رادیوی افغانستان پس از فروپاشی طالبان دوباره پخش برنامه های خود را از سرگرفت. چند روز پس از آن شبکه تلویزیونی ملی افغانستان آغاز به کار کرد. روزنامه های افغانستان از آزادی بیان چشمگیری برخورداراند، اما تعداد آنها زیاد نیست. پس از سقوط طالبان چندین ایستگاه رادیو و تلویزیون خصوصی نیز آغاز به کار کرده اند. در سال ۲۰۰۴ قانون مطبوعات به تصویب رسید که تحت آن انتقاد از اسلام و ادیان دیگر ممنوع اعلام شد. ایستگاه های رادیویی دیگری نیز از خارج برای افغانستان برنامه پخش می کنند. از جمله بی بی سی، سرویس جهانی فرانسه، رادیو اروپای آزاد ( رادیو آزادی که بودجه آن از سوی آمریکا تامین می شود)، صدای آمریکا، صدای آزادی (از سوی نیروهای آیساف). برنامه های سرویس جهانی بی بی سی بر روی امواج کوتاه و اف ام نیز در نقاط دیگر افغانستان به گوش می رسد. روزنامه های دولتی انیس (به زبان فارسی). هیواد (به زبان پشتو) . اصلاح (به زبان فارسی و پشتو). کابل تایمز (به زبان انگلیسی). اتفاق اسلام (به زبان فارسی در هرات). روزنامه های غیر دولتی چراغ آرمان ملی ویسا صدای بامداد افغانستان سخن جدید راه نجات اراده به سوی فردا ترقی اوت لوک افغانستان (انگلیسی) روزنامه 8 صبح روزنامه اراده روزنامه ماندگار روزنامه افغانستان عصرنو(مزارشریف) پگاه(هرات) اتفاق اسلام اخبار روز(هرات) حاکمیت مردم(هرات)   هفته نامه‌ها کابل پیام مجاهد (ارگان شورای نظار سابق) اقتدار ملی پنجره مشارکت ملی کلید مردم جامعه افغانستان امروز(هرات) کلام آسمانی ثبوت رشد قانون نوای غزنه صدای سوخته(ادبی) معارف(وزارت معارف) رادیوها الف- دولتی رادیو افغانستان رادیو صبح به خیر افغانستان رادیو هرات رادیو بلخ  رادیو فراه  رادیو کندهار  رادیو خوست رادیو نیمروز رادیو سمنگان رادیو ننگرهار رادیو لغمان رادیو تخار رادیو کندز  رادیو پکتیا (رادیو گردیز) رادیو غزنی رادیو صدای دوست نیمروز رادیو هلمند رادیو کنر  رادیو فاریاب رادیو غور رادیو بادغیس رادیو بدخشان رادیو بغلان رادیو پکتیکا  رادیو زابل ب- خصوصی رادیو کلید (غیردولتی در کابل و ولایات) آرمان اف ام - (بازرگانی سرگرمی در کابل و ولایات) رادیو افغان آزاد  رادیو مژده  هرات  رادیو صبح بخیر افغانستان  آریانا اف ام  رادیو سحر رادیو ندای صلح رادیو صدای زن افغان  رادیو صدای عدالت رادیو سلام وطندار  رادیو آزاد افغان  شرق رادیو  رادیو صلح پیغام رادیو جبل السراج  رادیو شورای قره باغ  رادیو بامیان  ملی پیغام رادیو  رادیو آمو  رادیو ارتباط رادیو غزنویان  رادیو نیلی دایکندی  رادیو امام صاحب   رادیو استقلال رادیو جاغوری  رادیو ندای صبح  رادیو نوبهار رادیو پکتیکا غږ  رادیو قویاش  رادیو رابعه بلخی رادیو سباوون رادیو صدای صلح (کاپیسا) رادیو صدای صلح (پروان)  رادیو شړن  رادیو سپین غر رادیو تخارستان رادیو تراج میر  رادیو وطندار  رادیو یوه والی غږ رادیو ظفر رادیو زهره  رادیو حنظله بادغیس سایر رادیو ها  رادیو صدای جوان  راديو راه فردا رادیو شریعت، رادیوی طالبان ج- زادیوهای خارجی برای افغانستان رادیو آزادی(امریکا) صدای امریگا رادیو بی‌بی‌سی رادیو دری(ایران) دویچه وله دری رادیو بین المللی فرانسه رادیو صدای روسیه، بخش افغانستان تلویزیونها تلویزیون ملی افغانستان - دولتی تلویزیون بلخ تلویزیون هرات تلویزیون تعلیمی افغانستان(شبکه آموزشی وزارت معارف)   تلویزیون های خصوصی در داخل و خارج از کشور: تلویزیون طلوع (غیردولتی سراسری) تلویزیون آریانا (غیردولتی سراسری و ماهواره ای) تلویزیون افغان تلویزیون تمدن تلویزیون آرزو تلویزیون خورشید تلویزیون نگاه تلویزیون راه فردا تلویزیون نورین تلویزیون نور تلویزیون سفیر  تلویزیون آریانا افغانستان تلویزیون پیام افغان تلویزیون صدای افغانستان فارسی 1 تلویزیون زمزمه تلویزیون آریا تلویزیون آینه تلویزیون استار تلویزیون امروز تلویزیون ميوند تلویزیون دعوت تلویزیون راه فردا تلویزیون ژوندون تلویزیون سبا تلویزیون سه تلویزیون سپهر تلویزیون شمشاد تلویزیون طلوع نیوز تلویزیون کابل نیوز تلویزیون کوثر تلویزیون کهکشان تلویزیون لمر تلویزیون هفت تلویزیون یک تلویزیون‌های محلی تلویزیون تابان(هرات) تلویزیون ساقی(هرات) سیمای غوریان (هرات) تلویزیون ملت(هرات) تلویزیون هری(هرات) تلویزیون میهن(هرات) تلویزیون آسیا(هرات) تلویزیون آرزو(بلخ) تلویزیون عصر(بلخ) خبرگزاری‌ها آژانس اطلاع رسانی باختر(دولتی) خبرگزاری پژواک (غیردولتی) خبرگزاری اسلامی افغان ( به زبان پشتو و انگلیسی در پیشاور) خبرگزاری بخدی خامه پرس  کوکچه پرس پایگاه خبری پیام آفتاب خبرگزاری صدای افغان ( آوا ) خبرگزاری جمهور 8صبح ]]> افغانستان‌ شناسی Tue, 04 Dec 2007 05:14:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/445/نمایه-کلی-افغانستان جدول احزاب سیاسی افغانستان http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/122/جدول-احزاب-سیاسی-افغانستان بر اساس قانون جدید احزاب سیاسی کشور که در سال 2009 در کشور نافذ شد، تمام احزاب سیاسی باید واجد شرایط خاصی برای اخذ پروانه از وزارت عدلیه باشند که یکی از این شرایط داشتن حدقل 10هزار نفر عضو است. بر این اساس لیستی که در سایت وزارت عدلیه در مورد احزاب سیاسی موجود است را در ذیل مشاهده می فرمایید. برخی احزاب سیاسی: شماره نام حزب رئیس حزب گرایش فکری و سابقۀ سیاسی رئیس حزب 1 حز‌ب‌جمهو‌ری‌خو‌اهان‌افغانستان سبغت الله سنجر سابقه ی وابستگی فکری و سیاسی به حزب کمونیستی دموکراتیک خلق (حزب وطن) ، فعلآ سکولار و طرفدارغرب.                                              2 تحریک وحدت ملی افغانستان سلطان‌محمود‌غازی وابسته به خانواده ی سلطنتی سابق و دارای گرایش سیاسی سکولاریستی و سلطه جویی قومی پشتون .  3 حزب استقلال افغانستان غلام‌فاروق‌نجبرابی دارای گرایش اسلامی و ملی. 4 حزب همبستگی ملی جوانان افغانستان( همجا) محمدجمیل کرزی سابقه رابطه با مقام های پاکستانی و غربی. 5 حزب وحدت ملی افغانستان عبدالرشید جلیلی سابقه ی کمونیستی و وابستگی به حزب دموکراتیک خلق افغانستان. 6 حزب ملی وحدت اقوام اسلامی افغانستان محمدشاه خوگیانی گرایش اسلامی و قومی پشتون. 7 حزب کار و توسعه  افغانستان ذوالفقار امید حزب ملی وحدت اقوام اسلامی افغانستان 8 نهضت همبستگی ملی افغانستان سیداسحاق گیلانی اسلام سنتی + لیبرالیزم غربی + گرابش قومی پشتون . 9 محاذ ملی  اسلامی افغانستان پیرسیداحمد گیلانی اسلام سنتی + لیبرالیزم غربی + گرابش قومی پشتون . 10 نهضت آزادی و دموکراسی  افغانستان عبدالرقیب جاوید کوهستانی سابقه گرایش کمونیستی و عضو سازمان خاد در زمان رژیم کمونیستی. 11 افغان سوسیال دموکرات (افغان ملت) انورالحق احدی گرایش به سوسیال دموکراسی غربی و سلطه جویی قومی پشتون. 12 حزب سعادت مردم افغانستان محمدزبیر پیروز سابقه فکری کمونیستی و روابط با رژیم کمونیستی سابق. 13 حزب افغانستان  واحد محمدواصل رحیمی سابقه گرایش به رژیم کمونیستی. 14 حرکت اسلامی افغانستان آیت‌آلله محسنی گرایش اسلامی شیعی و سابقه جهادی . 15 حزب حرکت ملی وحدت افغانستان محمدنادر آتش دارای سابقه گرایش کمونیستی و در حال حاضر طرفدار دموکراسی غربی . 16 حزب حفاظت ازحقوق  بشر وانکشاف افغانستان بریالی نصرتی سکولار و طرفدار غرب. 17 حزب ملی افغانستان عبدالرشید آرین دارای سابقه فکری کمونیستی و عضویت در حزب دموکراتیک خلق ( جناح پرچم) و ازکارمندان امنیتی رژیم کمونیستی سابق. 18 حزب کنگره ملی افغانستان عبدالطیف پدرام سکولارِ طرفدار غرب، و دارای سابقه همکاری با رژیم کمونیستی سایق و شورای نظار. 19 د افغانستان دسولی غورزنگ گوند شهنواز تنی دارای سابقه کمونیستی و از اعضای بلند پایه حزب دموکراتیک خلق( جناح خلق)  و وزیر دفاع رژیم کمونیستی در زمان دکتر نجیب.  20 حزب حرکت اسلامی مردم افغانستان سید حسین انوری گرایش اسلامی و سابقه جهادی. 21 حزب عدالت اسلامی افغانستان محمد کبیر مرزبان گرایش اسلامی و سابقه جهادی.  22 حزب رسالت مردم افغانستان نور اقاروئینی گرایش  سکولاریستی و سابقه گرایش کمونیستی. 23 حزب رفاه مردم  افغانستان میا گل وثیق گرایش سکولاریستی و سابقه روابط با رژیم کمونیستی.  24 حزب صلح ووحدت ملی عبدالقادر امامی گرایش سکولاریستی و سابقه جهادی. 25 حزب تفاهم ودموکراسی افغانستان احمد شاهین گرایش کمونیستی و سابقه همکاری با رژیم کمونیستی. 26 سازمان اسلامی افغانستان جوان سید جواد حسینی گرایش سکولاریستی . 27 حزب صلح ملی اسلامی اقوام افغانستان عبدالقاهر شریعتی گرایش اسلامی و قومی پشتون و سابقه جهادی. 28 حزب وحدت اسلامی افغانستان محمد کریم خلیلی گرایش سکولاریستی و قومی هزاره با سابقه جهادی. 29 حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان حاجی محمد محقق گرایش سکولاریستی و قومی هزاره با سابقه جهادی. 30 حزب لیبرال آزادی خواه افغانستان اجمل سهیل گرایش لیبرالیستی و دارای سابقه روابط با غربی ها. 31 حزب فلاح مردم افغانستان استاد محمد ظریف گرایش اسلامی. 32 حزب همبستگی افغانستان عبدالخالق نعمت گرایش فکری کمونیستی و سابقه گروهی مائوئیستی، مربوط به جریان شعله ی جاوید.  33 جماعت الدعوه الی القران والسنه  افغانستان مولوی سمیع الله نجیبی گرایش اسلامی و فرقه ای سلفی با گرایش قومی پشتون و سابقه جهادی. 34 نهضت ملی افغانستان احمد ولی مسعود دارای گرایش لیبرال دموکراسی غربی و قومی تاجیک و سابقه ی جهادی. 35 حزب صلح ملی اسلامی افغانستان شاه‌محمود‌پوپل‌زی    36 حزب آرمان  مردم افغانستان سراج الدین ظفری گرایش سکولاریستی و سابقه گرایش کمونیستی. 37 حزب پیوند ملی افغانستان سید منصور نادری گرایش فرقه ای اسماعیلی و سیاسی سکولاریستی  38 حزب سعادت ملی واسلامی افغانستان محمد عثمان سالکزاده گرایش اسلامی و سابقه جهادی در رابط با حزب حرکت انقلاب اسلامی افغانستان به رهبری مولوی محمدی. 39 حزب آزادی افغانستان عبدالملک گرایش سکولاریستی و قومی ازبک و دارای سابقه همکاری با رژیم کمونیستی. 40 حزب رستاخیزمردم افغانستان سید ظاهر قائید ام البلادی گرایش سکولاریستی و کمونیستی  وسابقه همکاری با رژیم کمونیستی سابق. 41 مجمع ملی فعالین صلح افغانستان شمس الحق نورشمس گرایش کمونیستی و وابسته به یکی از شاخه های حزب دموکراتیک خلق افغانستان. 42 دافغان وطن اسلامی گوند محمد حسن فیروزخیل عقیده اسلامی با گرایش فرقه ای سنی و قومی پشتون . 43 حزب آزادی خواهان مردم افغانستان فدا محمد احساس گرایش فکری کمونیستی و سابقه گروهی مائوئیستی.   44 حزب تحریک وحدت المسلمین افغانستان وزیرمحمد وحدت گرایش اسلامی سنی  و قومی پشتون. 45 حزب همبستگی ملی اقوام افغانستان محمد ظریف ناصری گرایش سکولاریستی، سابقه کمونیستی.  46 حزب اعتدال ملی اسلامی افغانستان قره بیک ایزد یار گرایش سکولاریستی و سابقه جهادی در رابطه با حزب جمعیت اسلامی افغانستان. 47 حزب ترقی ملی افغانستان دکتر آصف بکتاش گرایش سکولاریستی و سابقه کمونیستی در رابطه با مائوئیستها. 48 حزب استقلال ملی افغانستان تاج محمد وردک شفاف نیست. 49 تنظیم جبهه ملی نجات افغانستان صبغت الله مجددی گرایش ملی اسلامی و دارای سابقه جهادی. 50 حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان محمد اکبری گرایش مذهبی شیعی و قومی هزاره با سابقه جهادی. 51 حزب نهضت حاکمیت مردم افغانستان حیات الله سبحانی  گرایش به لیبرال دموکراسی غربی و مخالف اصول گرایی اسلامی و دارای سابقه ی رابطه با حزب وحدت اسلامی.  52 حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان سیدنورالله (رهبر اصلی‌ژنرال‌دوستم) گرایش سکولاریستی و قومی ازبک وسابقه ی عضویت و خدمت در حزب دموکراتیک خلق و دولت کمونیستی. 53 حزب وحدت اسلامی ملت افغانستان قربانعلی عرفانی گرایش رادیکال اسلامی شیعی و سابقه جهادی در رابطه با حزب وحدت اسلامی. 54 حزب نخبگان مردم افغانستان عبدالحمید جواد گرایش اسلامی و ملی. 55 حزب ملی هیواد غلام محمد گرایش کمونیستی و سابقه عضویت در جناح خلق از حزب دموکراتیک خلق و عضویت در رژیم کمونیستی سابق. 56 حزب آزادی خواهان میهن عبدالهادی دبیر گرایش اسلامی و ملی. 57 حزب پیوند میهنی افغانستان سیدکمال سادات گرایش سکولاریستی  و مخالف نظام سیاسی اسلامی. 58 حزب جمعیت اسلامی افغانستان استاد ربانی گرایش رادیکال اسلامی سنی و قومی تاجیک، و سابقه جهادی . 59 حزب تنظیم دعوت اسلامی افغانستان  عبدالرب رسول سیاف گرایش رادیکال اسلامی سنی  و قومی پشتون، و سابقه جهادی. 60 حزب متحد ملی افغانستان نورالحق علومی گرایش کمونیستی و از رهبران مهم نظامی حزب دموکراتیک خلق. 61 حزب مردم افغانستان احمد شاه اثر گرایش به لیبرال دموکراسی غربی و دارای سابقه کمونیستی. 62 حزب ثبات ملی اسلامی افغانستان محمد سمیع خروتی   63 د افغانستان دملی مبارزینوگوند امانت ننگرهاری دارای گرایش کمونیستی و سابقه عضویت در گروه مائوئیستی بنام حزب عدالت دهقانان، و همکاری با رژیم کمونیستی. 64 حزب دموکرات افغانستان عبدالکبیررنجبر گرایش کمونیستی و از شخصیت های مهم حزب دموکراتیک خلق. 65 دافغانستان دملی وحدت ولسی تحریک عبدالحکیم نورزی گرایش سکولاریستی  و سلطه جویی قومی پشتون. 66 حزب اقتدارملی سید علی کاظمی گرایش سکولاریستی و انشعابی از حزب وحدت اسلامی. 67 حزب افغانستان نوین محمد یونس قانونی سکولاریستی و انشعابی از جمعیت اسلامی. 68 حزب رفاه ملی محمد حسن جعفری گرایش اسلامی. 69 حزب ملی دریز حبیب الله جانبداد گرایش کمونیستی و از فعالین حزب دموکراتیک خلق، جناح پرچم. 70 حزب رفاه افغانستان میرمحمد آصف ضعیفی گرایش ملی اسلامی . 71 حزب امت اسلامی افغانستان تورن نورآقا احمد‌زی گرایش اسلامی . 72 حزب ملی اسلامی افغانستان روح الله لودین   73 حزب جنبش دموکراسی مردم افغانستان محمد شریف نظری گرایش سکولاریستی. 74 حزب مترقی دموکرات افغانستان محمد ولی آریا  گرایش قومی پشتون و فکری سوسیال دموکراسی غربی با سابقه ی عضویت در جمعیت دموکراتیک مترقی به رهبری میوند وال.  75 حزب دموکراسی افغانستان محمد طاووس عرب گرایش سکولاریستی و سابقه ی فعالیت در گروه های مائوئیستی. 76 حزب مردم مسلمان افغانستان بسم الله جویان   77 حزب الله افغانستان  قاری احمد علی گرایش اسلامی و سابقه جهادی 78 حزب اسلامی افغانستان عبدالهادي ارغنديوال  گرایش اسلامی رادیکال سنی و قومی پشتون و سابقه جهادی در رابطه با حزب اسلامی حکمتیار . 79 حزب نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان شیرمحمد بزگر گرایش کمونیستی و از فعالین حزب دموکراتیک خلق. 80 حزب ولسی تلون افغانستان سید امیر تحسین   81 حزب متحد اسلامی افغانستان وحید الله سباوون گرایش اسلامی رادیکال سنی و سابقه جهادی در رابطه با حزب اسلامی حکمتیار. 82 حزب نهضت اسلامی افغانستان محمدمختار مفلح   83 حزب اقتدار اسلامی ملی افغانستان انجنیر احمد شاه احمد زی گرایش اسلامی رادیکال سنی و قومی پشتون و سابقه جهادی در رابطه با اتحاد اسلامی سیاف. 84 دافغانستان مجاهد ولس یووالی اسلامی تحریک سعید الله سعید   85 حزب توحید مردم افغانستان انجنیر زین الدین جاهد    86 د افغانستان تولنپال ولسواك (افغان ملت ملي مترقي) گوند اجمل شمس گرایش سوسیال دموکراسی غربی و سلطه جویی قومی پشتون.         تذکر : گرایش فکری و سیاسی رهبران احزاب با استفاده از مرامنامه های منتشر شده‌ی آن ها و نیز شهرت اجتماعی و رفتار سیاسی‌شان مشخص شده است. برای آشنایی بیشتر با احزاب و سازمان‌ها کلیک کنید   ]]> افغانستان‌ شناسی Sat, 17 Nov 2007 04:11:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/122/جدول-احزاب-سیاسی-افغانستان