پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين علمی، فرهنگی، ورزشی :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/Science Sat, 20 Oct 2018 02:00:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Sat, 20 Oct 2018 02:00:36 GMT علمی، فرهنگی، ورزشی 60 کارهای هنری و فرهنگی بنیاد یک کشور را تشکیل می‌دهد/ دولت نسبت به هنرمندان بی‌تفاوت است http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84963/کارهای-هنری-فرهنگی-بنیاد-یک-کشور-تشکیل-می-دهد-دولت-نسبت-هنرمندان-بی-تفاوت به گزارش پیام آفتاب، نمایشگاه آثار نقاشی تحت عنوان «صلح در آیینه نقاشی» از استاد «عزیزالله توخی» در صحن ریاست شهرداری شهر مزارشریف مرکز ولایت بلخ برای ۳ روز راه اندازی شد. در این نمایشگاه که بهانه روز هنر و صلح برگزار گردیده بیش از ۹۰ اثر نقاشی که نمایانگر صلح و آشتی و نیز عنعنه مردم افغانستان می‌باشد، به نمایش گذاشته شده‌است. کارهای هنری و فرهنگی بنیاد یک کشور است عزیزالله توخی مسئول نمایشگاه صلح در آیینه نقاشی در شهر مزارشریف می‌گوید که مردم افغانستان هر لحظه نیازمند صلح و آشتی هستند و روش و زبان مردم صلح است. وی با بیان اینکه هنرمندان و هنر پیام آوران صلح و آشتی در کشور می‌باشند، افزود: «ما باید برای گسترش فرهنگ و هنر تلاش‌هایی جدی انجام دهیم.» نامبرده از بی برنامگی حکومت در حمایت از هنرمندان انتقاد کرد و گفت: «دولت به حمایت و پشتیبانی از کارهای فرهنگی و هنری بی‌تفاوت است.» موصوف می‌افزاید که یک نگارستان و اتحادیه هنرمندان در کشور وجود ندارد که کارهای هنری در آن مکان به نمایش گذاشته شود که این خود بی‌تفاوتی دولت را نشان می‌دهد. از سویی هم «صالح محمد خلیق» رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ نیز راه اندازی این گونه نمایشگاه‌ها را برای بهبود آرامش و نیز آشتی و همدیگر پذیری در کشور مؤثر می‌داند. آقای خلیق به حمایت‌های معنوی وزارت اطلاعات و فرهنگ از هنرمندان اشاره کرد و گفت: «راه اندازی نمایشگاه‌ها، رونمایی از فیلم و کتاب‌ها از جمله این برنامه‌ها است.» موصوف می‌پذیرد که آنچنانی که باید به کارهای فرهنگی و هنری توجهی صورت می‌گرفت، توجهی نشده‌است، وی اما تأکید می‌کند که این وضعیت از سال‌های گذشته باقی مانده‌است. رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ به دفتر نگارستان این ولایت اشاره کرد و تأکید می‌کند که سالون نگارستان وجود ندارد ولی در دفتر این اداره بیش از ۵۰ تابلو نصب شده‌است. قابل ذکر است که جنگ و افزایش نا امنی از عمده‌ترین چالش‌هایی است که به گفتهٔ آقای خلیق در برابر گسترش و ترویج فعالیت‌های فرهنگی و هنری در کشور قرار دارد. - سید حبیب‌الله نجفی زاده / خبرنگار خبرگزاری پیام آفتاب در شمال افغانستان (مزارشریف) ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Mon, 15 Oct 2018 05:07:11 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84963/کارهای-هنری-فرهنگی-بنیاد-یک-کشور-تشکیل-می-دهد-دولت-نسبت-هنرمندان-بی-تفاوت ​تساوی ۱–۱ موج‌های آمو و دسپین‌غربازان در هفتمین بازی لیگ‌برتر http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84965/تساوی-۱-موج-های-آمو-دسپین-غربازان-هفتمین-بازی-لیگ-برتر در هفتمین بازی رقابت‌های لیگ‌برتر فوتبال کشور که دیشب (شنبه، ۲۱میزان) برگزار شد، تیم‌های دسپین‌غربازان و موج‌های آمو با هم به میدان رفتند. دو تیم بازی را هجومی آغاز کردند و در همان دقایق نخست بازی روی دروازهٔ یک دیگر موقعیت‌هایی را ایجاد کردند تا این‌که د سپین غربازان خیلی زود به گُل رسید؛ در دقیقهٔ هشتم بازی بود که روی ارسال میوند توخی، فرهاد اندر توانست با ضربه سر اولین گُل تیمش را وارد دروازهٔ موج‌های آمو کند. در ادامه، دو تیم موقعیت‌هایی را روی دروازهٔ یک دیگر ترتیب دادند، اما در زدن ضربات نهایی ناکام بودند. اما در دقیقهٔ ۲۷ بازی، خسرو گل‌دوست، گُل خوردهٔ موج‌های آمو را جبران کرد و به این ترتیب دو تیم در نیمهٔ نخست، با حساب مساوی ۱–۱ به رختکن رفتند. در نیمهٔ دوم، دو تیم بازی را متعادل آغاز کردند و موقعیت‌های نصفه و نیمه‌ای را روی دروازه‌های یک دیگر ایجاد کردند، اما هیچ‌کدام نتوانستند گُلی به ثمر برسانند. سرانجام نیمهٔ دوم بدون گُل به پایان رسید و نتیجهٔ بازی همان ۱–۱ باقی ماند. در پایان این دیدار، خسرو گل‌دوست از تیم موج‌های آمو از سوی کادر فنی لیگ‌برتر فوتبال کشور به عنوان بهترین بازیکن میدان انتخاب شد. ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Mon, 15 Oct 2018 05:06:09 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84965/تساوی-۱-موج-های-آمو-دسپین-غربازان-هفتمین-بازی-لیگ-برتر ​نمایشگاه عکس «قاب مهر» در هرات برگزار شد http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84940/نمایشگاه-عکس-قاب-مهر-هرات-برگزار به گزارش خبرگزاری پیام آفتاب، «رامین فرهمند»، برگزار کننده نمایشگاه «قاب مهر» هدف از رونمایی نمایشگاه عکس را به تصویر کشیدن مشکلات و معضلات اجتماعی عنوان کرد. وی در ادامه گفت که در این نمایشگاه سعی شده تصویرهای متعددی از جامعه در حدود چهل عکس به مدت چهار روز بمعرض نمایش گذاشته شده‌است. مسئول برگزاری این نمایشگاه تصریح کرد که قرار است این کتاب جهت مطالعه در دسترس ادارات دولتی و خصوصی قرار بگیرد. در همین حال، علی محمدی یکتن از بازدید کننده‌گان گفت که برگزاری همچو نمایشگاه‌های به صورت خیلی واضح مشکلات و معضلات جامعه را بازگو می‌کند. وی از مسئولین و نهادهای حامی عکاسان و خبرنگاران خواست که به همچو افراد توجهی خاص نموده و از آنان تقدیر نماید. این در حالی است چندی قبل فایزه ابراهیمی یکتن از عکاسان هرات از کتاب تحت عنوان «عکس اول» نیز رونمایی کرد. / مرتضی کریمی، خبرنگار پیام آفتاب در هرات ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Sun, 14 Oct 2018 08:32:47 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84940/نمایشگاه-عکس-قاب-مهر-هرات-برگزار ​چهارمین دوره مسابقات ماراتن در بامیان برگزار گردید http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84923/چهارمین-دوره-مسابقات-ماراتن-بامیان-برگزار-گردید به گفته مسئولان محلی بامیان، ۴۲۰ ورزشکار با طی کردن فاصلهٔ ۴۲ کیلومتری مسابقه، با یک‌دیگر به رقابت پرداختند. این مسابقات به ابتکار ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان، بامیان اسکی کلپ، خانه فرهنگ و هنر و مؤسسه هیلپ و کمپنی مخابراتی اتصالات برگزار شد. بر اساس معلومات گل حسین بای‌زاده، یکی از برگزارکنندگان این برنامه، این مسابقات در دو بخش و در دو مسافت برگزار شد. وی افزود که در بخش اول، ۱۲۰ورزشکار به شمول ۲۲ ورزشکار خارجی از کشورهای انگلستان، آمریکا، فرانسه، هانکانگ، ایتالیا، آرجانتاین، ناروی و افغانستان، مسافت ۴۲ کیلومتررا پیمودند. در پایان این دیدار، محمد کریم یاقوت، از ولایت پکتیا به مقام نخست این رقابت ورزشی دست یافت، مقام دوم را یک دونده آمریکایی به دست آورد و مقام سوم نیز به یک ورزشکار از افغانستان تعلق گرفت. محمدکریم یاقوت برندهٔ مقام نخست این رقابت ورزشی که در مدت ۳ ساعت و ۳۷ دقیقه، ۴۲ کیلومتر فاصله را طی کرده‌است، گفت: «پیامم این است که جوانان در مسابقات اشتراک کنند و از والی‌ها، شاروالان و سرمایه‌داران خواهش می‌کنم تا این نوع برنامه‌ها را برگزار کنند .» بای‌زاده همچنان خاطرنشان کرد که در بخش دوم، ۳۰۰ ورزشکار از ولایات ننگرهار، لوگر، کابل، هرات، بلخ، دایکندی، پکتیا و بامیان در پیمودن مساحت ۱۰ کیلومتر با هم رقابت کردند که دراین رقابت‌ها طاهر، مرتضی و سید رئوف به ترتیب مقام‌های اول تا سوم را ازآن خود کردند. همچنان در بخش بانوان ورزشکار، مریم از بامیان مقام اول، روولا از آمریکا مقام دوم و نظیره از بامیان مقام سوم را به دست آوردند. در این مسابقات۲۵۰ تن از بانوان نیز اشتراک کرده بودند. به نقل از پژواک، احمد حسین احمدپور سرپرست ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان گفت که هدف از برگزاری این مسابقات، حمایت از رشد ورزش وصنعت توریزم در افغانستان، ایجاد همدلی بین شهروندان کشور و تبادل فرهنگی بین کشورهای مختلف دنیا می‌باشد. وی ابراز امیدواری کرد که در بخش‌های مختلف ورزشی، بتوانند توجه ورزشکاران داخلی و خارجی را در بامیان جلب نمایند. مسابقات دوش ماراتن، در چهار سال اخیر به همکاری دفتر ماراتن افغانستان، اداره محلی بامیان و همکاری مالی شرکت مخابراتی اتصالات در بامیان برگزار می‌شود. ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Sun, 14 Oct 2018 05:51:20 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84923/چهارمین-دوره-مسابقات-ماراتن-بامیان-برگزار-گردید سیمرا اصغری نخستین زن افغانستانی عضو کمیته المپیک http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84922/سیمرا-اصغری-نخستین-زن-افغانستانی-عضو-کمیته-المپیک سمیرا اصغری، زن 24 ساله افغانستانی در رای گیری اخیر یکصد و سی و سومین نشست کمیته بین‌المللی المپیک در بوینوس آیرس به همراه چند چهره جدید دیگر به عضویت شورای اجرایی این نهاد بین المللی درآمد. سمیرا اصغری  در ولایت میدان وردک به دنیا آمده است. وی در حال حاضر در کابل زندگی می‌کند. خانم اصغری  بیش از 8 سال است که عضو تیم ملی بسکتبال افغانستان است و از ۴ سال پیش عضو کمیسیون شورای المپیک آسیا می باشد. خانم اصغری پیش از این که نقش‌های دیگری در عرصه مدیریت ورزش بگیرد، به عنوان کاپیتان تیم بسکتبال زنان افغانستان کار کرده است. در پی روند هدفمند گزینش براساس یک رشته ضوابط مشخص، کمیسیون انتخاب اعضای المپیک که به ریاست پرنسس آن، دختر ملکه بریتانیا تشکیل شده، خانم اصغری، را در کنار ۴ تن دیگر معرفی کرده بود. کمیته بین‌المللی المپیک از او به عنوان جوانترین عضو این کمیته یاد کرده است. کمیته بین‌المللی المپیک (International Olympic Committee) یک نهاد بین‌المللی است که مسئولیت اجرای المپیک را بر عهده دارد. این کمیته در ۲۳ ژوئن سال ۱۸۹۴ تشکیل شد و فعالیت‌های کمیته ملی المپیک کشورهای عضو زیر نظر این کمیته است. توماس باخ، رئیس کمیته بین المللی المپیک در حاشیه این مراسم با ابراز خرسندی از اضافه شدن سمیرا اصغری در جمع نهاد تحت ریاست خود گفت: این عضو شورای المپیک آسیا، زن جوانی است که برای ارتقاء و رشد ورزش بانوان در افغانستان تلاش های ارزنده‌ای به خرج داده و حال آنکه همه می‌دانیم این کار به دلایل متعدد در چنین کشوری بسیار سخت و دشوار است. توماس باخ، رئیس کمیته بین‌المللی المپیک راجع به خانم اصغری گفت: «او خانمی است که کار خارق‌العاده‌ای برای ورزش زنان در افغانستان انجام می‌دهد.» رئیس کمیته بین‌المللی المپیک افزود: «شما می‌دانید که چنین کاری بنا به دلایل زیادی در این کشور (افغانستان) یک کار ساده نیست.» خانم اصغری گفت: «من برای آینده همه ورزشکاران کار می‌کنم، خصوصاَ برای آن‌هایی که نیاز به حمایت دارند مانند ورزشکاران افغانستان.» او توضیح داد که شرایط برای ورزش زنان در افغانستان به دلیل تلاش‌های کمیته ملی المپیک این کشور و دیگر مقام‌های این عرصه، «نسبت به گذشته بهتر است». این عضو جدید کمیته بین‌المللی المپیک گفت: «این آرزویم بود که با ورزشکاران کار کنم. من قبلاَ با کمیته ملی المپیک افغانستان کار می‌کردم و همچنین بازیکن تیم ملی بسکتبال بودم.» خانم اصغری ادامه داد: «این خوب است که ورزشکاران می‌بینند که شخص جوانی مثل خودشان تلاش می‌کند آن‌ها را کمک کند.» این خانم جوان افغانستانی شرح داد که در کشوری که جنگ و فقر بیداد می‌کرد، به ورزش به عنوان تنها تفریح ممکن به ورزش روی آورد تا رنج و مصیبت روزمره جنگ را فراموش کند. او افزود: «همه چیزی که می‌خواستم، این بود که معلم ورزش در مکتب شوم. اصلاَ تصورش را هم نمی‌کردم که عضو کمیته بین‌المللی المپیک شوم. خیلی افتخار می‌کنم و امیدوارم دیگر دختران و کودکان را در افغانستان ترغیب کنم.»  باخ اعتراف کرد که فعالیت‌های المپیکی در افغانستان دشوار است. او گفت: «اما این اقدام نخست و یک حرکت خوب است. حتی اگر بتوانیم روحیه ورزش را ایجاد کنیم، یک دست‌آورد عظیم برای افغانستان و کمیته بین‌المللی المپیک است.» دو خانم دیگری که در ۱۳۳ امین جلسه کمیته بین‌المللی المپیک در بوئنوس آیرس پایتخت ارجنتاین به عنوان اعضای جدید انتخاب شدند، داینا گودزینویکویت رئیس کیمته المپیک لتوانیا و فلیسیتا رویماریکا معاون کمیته ملی المپیک رواندا می‌باشند. رئیس کمیته المپیک بوتان، ماریناری واتانابه از جاپان، رئیس فدراسیون بین‌المللی جمناستیک، اندریو پارسونس از برازیل و رئیس کمیته ملی پارالمپیک از دیگر اعضای جدید کمیته بین‌المللی المپیک اند. همچنین گیووانی مالاگو، کامیلو پرز لوپز و ویلیام فردریک بلیک، رؤسای کمیته المپیک ایتالیا، پاراگوای و اوگاندا نیز به عنوان اعضای جدید کمیته بین‌المللی المپیک انتخاب شدند.   ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Sat, 13 Oct 2018 15:22:54 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84922/سیمرا-اصغری-نخستین-زن-افغانستانی-عضو-کمیته-المپیک سفر هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ایران به هرات http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84897/سفر-هیئت-علمی-دانشگاه-علامه-طباطبایی-ایران-هرات به گزارش خبرگزاری پیام آفتاب، این هیئت به ریاست دکتر سلیمی رئیس دانشگاه علامه و با همراهی دکتر ویژه معاون اداری و مالی، خانم دکتر تیشه یار رئیس روابط بین‌الملل و دکتر دین پرستی یک تن از اساتید آن دانشگاه و آقای بهمن کیا رستمی مستندساز به هرات آمده و از نزدیک از بخش‌های مختلف دانشگاه هرات بازدید و با مسئولین این دانشگاه دیدار و گفتگو کردند. در دیدار هیئت مذکور با ریاست دانشگاه هرات بر همکاری‌های بیشتر علمی بین دو دانشگاه تأکید گردید. در همین حال، «عبدالله فایز»، رئیس دانشگاه هرات نیز ضمن خیر مقدم به هیئت خواهان توسعه همکاری، افزایش بورسیه‌های علمی، سمینارهای مشترک میان این دو دانشگاه، چاپ رساله‌های علمی محققان و اساتید دانشگاه هرات توسط انتشارات علامه، تدریس‌های غیرحضوری توسط استادان علامه برای دانشجویان دانشگاه هرات و تأسیس مرکز تحقیقات مشترک بین دانشگاه‌های منطقه گردید که از سوی هیئت ایرانی وعده پیگیری همه‌جانبه آن‌ها داده شد. آقای فایز در این دیدار ضمن تشکر از همکاری‌ها و مساعدت‌های دانشگاه علامه طباطبایی، از جمهوری اسلامی ایران که همانند انصار از مهاجرین افغان طی ۴۰ سال گذشته میزبانی نموده، تشکر نمود و ابراز امیدواری کرد که این روابط حسنه ادامه و افزایش یابد. همچنین در این سفر از کتاب مصور افغانستان که توسط دانشگاه علامه به چاپ رسیده رونمایی و فیلم مستندی نیز دربارهٔ مهاجرین افغان در ایران از ساخته‌های آقای بهمن کیا رستمی اکران شد که مورد استقبال اساتید و دانشجویان هرات قرار گرفت. در ادامه هیئت کارگاه‌های آموزشی در بخش‌های مختلف برای استادان و دانشجویان دانشکده‌های مختلف هرات برگزار کرد که به باور اساتید این کارگاه‌های علمی می‌تواند بر افزایش سطح علمی دانشجویان کمک شایانی کند. - مرتضی کریمی، خبرنگار پیام آفتاب در هرات ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Sat, 13 Oct 2018 11:16:19 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84897/سفر-هیئت-علمی-دانشگاه-علامه-طباطبایی-ایران-هرات یک بانوی افغان برای نخستین بار به عضویت کمیته بین‌المللی المپیک درآمد http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84834/یک-بانوی-افغان-نخستین-بار-عضویت-کمیته-بین-المللی-المپیک-درآمد کمیته بین‌المللی المپیک نُه عضو خود را روز سه شنبه انتخاب کرد که سمیرا اصغری یک بانوی افغان نیز میان آنان است. بانو اصغری ۲۴ ساله از سال ۲۰۱۴ عضو کمیسیون ورزشکاران کمیته بین‌المللی المپیک است و نخستین زن افغان است که عضویت این کمیته را می‌گیرد. بانو اصغری که از ولایت وردک است و در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل لیسانس دارد. در انتخاباتی که در ارجنتاین محل برگزاری سومین دوره بازیهای المپیک جوانان برگذار شده بود نماینده‌گان نزدیک به ۲۰۰ کشور جهان حضور داشتند که سمیرا اصغری از میان ۹ نامزد توانست با بدست آوردن ۷۷ رأی عضویت کمیته بین‌المللی المپیک را بدست بیاورد. مسوولان کمیته ملی المپیک کشور این گام را در راستای پیشرفت ورزش در افغانستان مهم و ارزنده می‌گویند. سمیرا اصغری پیش از این عضویت افتخاری شورای المپیک آسیایی را در کارنامه داشت. این اتفاق در تاریخ ۸۲ ساله حضور افغانستان در بازی‌های المپیک بی‌سابقه است. بانو اصغری در زمان مکتب ابتداییه عضو تیم فوتبال مکتب اش بود و پس از آن کاپیتان تیم بسکتبال مکتب متوسطه بود و زمانی که در مکتب بود عضویت تیم ملی بسکتبال کشور را گرفت. او توسط فدراسیون بسکتبال و کمیته ملی المپیک کشور به عنوان مربی تیم ملی بسکتبال افغانستان انتخاب شد. ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Thu, 11 Oct 2018 05:43:03 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84834/یک-بانوی-افغان-نخستین-بار-عضویت-کمیته-بین-المللی-المپیک-درآمد عاصی چگونه عاصی شد؟ http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84755/عاصی-چگونه عبدالقهار عاصی از برجسته‌ترین شاعران معاصر افغانستان به‌شمار می‌رود که زندگی و کار او، از ابعاد گوناگون قابل توجه است. در دهه‌های اخیر، به هیچ‌یک از شاعران به اندازهٔ عاصی پرداخته نشده‌است. بیشترین نوشته‌ها در پیوند به عاصی، نقد شعرهایش، روایت خاطرات، شعرها و حرف‌های تعزیزی یا هم در مورد تراژیدی مرگش بوده‌است. اما در این نوشته، بر آنیم تا به عاصی از نگاهی دیگر بپردازیم: قهار عاصی چگونه عاصی شد، چطور ماندگار است و عزیزتر؟ به این مسئله، با موارد زیر پرداخته می‌شود: جوهر شاعرانه داشت جوهر و نبوغ شاعرانه در عاصی را می‌توان از بزرگترین دلایلِ عاصی شدنش شمرد: چیزی که شاعرانِ بزرگ شبیه مولانا و حافظ و فروغ و عشقری و… داشتند، در هستی عاصی وجود داشت و خشت‌خشتِ وجودش سرشته شده و خمیرهٔ این ودیعهٔ الهی بود. او به هرچیزی، به هرموجودی با دید شاعرانه می‌نگریست و به آن‌ها جان می‌بخشید: به «سپیدار باغ»، «پرچال بام»، «سردابهٔ ده»، «لبِ خار» و «بته کن» و «چوپان‌بچه» و «گندم‌دروی» و «خوشه» و «خرمن» و…. این برخورد شاعرانه در دیگر شاعران کمتر به نظر می‌رسد. روح سرکش داشت، در برابر هیچ بی‌عدالتی‌یی آرام نمی‌گرفت، در طغیان و عصیان بود: زمانی از «یل‌کچکن» گفت و آن را در برنامه‌ای با جرأت و فصاحتِ تمام در حضور سران حکومت وقت به خوانش گرفت، از درد مردم گفت، از درد کابل گفت، به «قاتل کابل» نوشت، هشدار داد، از درد خودش گفت، عاشقانه‌هایش را فریاد کرد، «دیوان عاشقانهٔ باغ» را نوشت و «لالایی برای ملیمه» را. «منِ» عاصی، «منِ» مردمش بود باری رضا براهنی، در مورد «مَنِیَت» نیما، آن ستیغ بلندبالای شعرفارسی- گفته بود: «منِ نیما، تنها منِ خودش نیست، من همهٔ ماست… .» منِ عاصی هم چنین بود، من عاصی، منِ مردمش بود، اگر به شعرهایش نگاهی افکنده شود، درمی‌یابیم که حالت‌های شخصی در شعرش خیلی کم مطرح است. او در عمق دردها می‌رفت، ضجه‌های مردمش را لمس می‌کرد، می‌سرود، از دل سنگ حرف می‌زد، «به درون سنگ می‌رفت و از صداهای خفتهٔ آن به بیرونی‌ها می‌گفت»، زبان مردم بود، حرف دل مردم را می‌گفت و چیغ‌ها و ضجه‌های شان را می‌نوشت و می‌گریست: شب را گریستیم و سحر را گریستیم ما گام گام راه سفر را گریستیم وقتی که می‌زدند سپیدار باغ را ما یک به یک صدای تبر را گریستیم آمیزه‌ای از عرفان و فلسفه بود تأثیرگذاری دو شخصیت بزرگ و برجستهٔ روزگار، «استاد حیدری وجودی و استاد واصف باختری» سبب شده بود که عاصی با این دو فضیلت انسانی «عرفان و فلسفه» آشنا شود و در شعرهایش رگه‌هایی از جنون عشقری و و ژرف‌نگری بیدل پدیدار گردد. این دو (استاد حیدری و استاد باختری) در تربیت و به ثمر رسانیدن عاصی، حیثیت دو باغبان را داشتند که از سر مهربانی، گلی را پرورش دادند. عاصی زمانی که تازه به شعر آشنا می‌شود، شاگرد صنف یازده یا دوازه می‌باشد و در این هنگام دنبال دستگیری می‌گردد که رهنمایش شود و در این راه پُرخم‌وپیچ کمکش کند، او را به مجلس استاد حیدری در مرکز کتابخانهٔ عامه می‌آورند، استاد از عاصی می‌شنود و استعدادش را درمی‌یابد و مورد تشویق قرار می‌دهد. استاد حیدری برای عاصی برنامه وضع می‌کند، فهرستی از کتاب‌های گنجینهٔ شعر کهن فارسی تهیه می‌کند که باید آن‌ها خوانده شوند، پس از چندی، همهٔ آن کتاب‌ها را می‌خواند. دیری نمی‌گذرد که عاصی از شاگردان ممتاز حلقهٔ درسی استاد حیدری وجودی شناخته می‌شود. باری استاد در این مورد گفته بود: از عاصی می‌خواستم که در حضور اهل شعر و ادب، شعرهایش را بخواند. مرحوم نیلاب رحیمی گفته بود: استاد حیدری از عاصی مؤذن «خان» جور کرده، هرکسی که نزدش (نزد استاد حیدری) می‌رود، به عاصی می‌گوید شعر بخوان…! تا این که روزی استاد واصف باختری به کتابخانهٔ عامه می‌آید. استاد حیدری وجودی، عاصی را به استاد باختری معرفی می‌کند. عاصی تا این دم، چنان‌که گفته شد، در پرتو رهنمایی‌های استاد حیدری وجودی تا جاهایی در ادبیات و شعر کهن فارسی پیش رفته بود و قدری مسلط شده بود. معرفتش با استاد باختری، جرقهٔ دیگری بر وجودش وارد می‌کند و انقلاب برپا می‌شود. عاصی در واقع مدیر اجرایی نظریه‌های استاد باختری در زمینهٔ شعر و شعریت و زبان، مولفه‌های شعری معاصر بود. او با استفاده از مجالس استاد باختری، توانسته بود چنته‌اش را از رهنمودهای معنایی او به قدر کافی پُر کند و آن‌ها را در شعرهایش یک یک به تجربه بگیرد. اگر امروز شعر عاصی از رهگذر شعریت، زبان و پرداخت‌های تازه مورد بحث است، دلیلش تأثیرگذاری فوق‌العادهٔ استاد باختری در عاصی هست. در این مرحله، عاصی به شعر نو و مولفه‌های شعر امروز آشنا می‌شود و تا آخر پای احترامِ این دو بزرگ‌مرد، استوار می‌ماند و سر تعظیم فرود می‌آورد. عاصی و هویت‌گرایی یکی از موارد مهم و برجستهٔ برخوردهای عاصی، سخنگویی او از گفتمان هویتی، آزادی و آزاده‌گی بود که در آن زمان در گوشه و کنار افغانستان و به ویژه در پنجشیر به رهبری اسطورهٔ جهاد و مقاوت افغانستان، «رستم ثانی» احمدشاه مسعود شکل گرفته بود و «پرچم ملتش یک بار دگر بر افراخته شده بود» و ملتش دستان خویش را «بر گرد آفتاب کمربند کرده» بود. او در زیر پرچم نظام مستبد و جنایت‌پیشهٔ حاکم، دست به ایراد و انتقاد می‌زد و شعرهای ضد نظام می‌سرود. او در زیر سایهٔ حکومتی استخباراتی، به چریک‌های کوهپایه‌نشینِ آزادی‌خواه، سرود می‌خواند: به خانه خانه رستمی به خانه خانه آرشی برای روز امتحان دلاورِ کمان‌کشی عاصی در اوج جنگ‌ها، از هویت فرهنگی و جغرافیای معنوی‌اش نیز می‌گفت: گل نیست ماه نیست دل ماست پارسی غوغای کوه ترنم دریاست پارسی… تصویر را مغازله را و ترانه را جغرافیای معنوی ماست پارسی… عاصی درد مادرانِ داغ‌دیدهٔ سرزمینش را می‌نوشت، برای ویرانی «پیتوجای» اشک می‌ریخت، به «بی‌زبانی درهای بستهٔ شکسته» می‌گریست و از کبوترهای سبز جنگل می‌گفت و از وداع گل سوری: کبوترهای سبز جنگلی در دوردست از من سرود سبز می‌خواهند من آهنگ سفر دارم من و غربت من و دوری خداحافظ گلِ سوری…! عاصی و شعر پایداری هرچند شعر مقاومت و مقاومتی سرودن، پیش از عاصی شکل گرفته بود: استاد خلیل‌الله خلیلی در دیار غربت، در آغاز و بعدها عده‌ای از شاعران در کشورهای دیگر که از شرِ نظام حاکم آواره یا هم تبعید شده بودند و سرِ سازگاری با جریان‌های حاکم را نداشتند، شعر مقاومت می‌سرودند، اما در این میان، عاصی از معدود شاعرانی بود که به تعبیر استاد لطیف ناظمی، «شعر مقاومت را در جبههٔ مقاومت سرود» و از میان آوارهای جنگ، سرود آزادی سر می‌داد و ضجه‌های قربانیان را فریاد کرد: قفس خون می‌شود تا می‌کشد آواز آزادی کهستان می‌تپد تا می‌کند پرواز آزادی گلوی بغض سنگ از هیبتش خورشید می‌زاید زهی بانگ بلند مشرق اعجاز آزادی… *** بوی گل زمزمهٔ باد بهار آزادی عشق من آیینهٔ قامت یار آزادی کوکوی فاخته‌ها همهمل ماهی‌ها چهچهٔ باغ و سرودِ لب خار آزادی *** این ملتِ من است که دستان خویش را بر گرد آفتاب کمربند کرده‌است… *** کابل ای کابل زخم‌هایت را مکن عریان مرگ از بیچاره‌گی‌هایت نمی‌شرمد قاتلت را مقام هیچ‌کس چون و چرایی نی، حسابی نیست… *** بگو به خاک فروش که دست از سر این خاک‌توده بردارد و پای مرکب بیگانه‌پرور خود را به این قلمرو بسیار کشته نگذارد… *** یکی دره از دره‌های بهشت به بر صخره بر سر هوای بهشت ز هندوکش آغاز می‌شد همی به کهدامنان باز می‌شد همی… *** ملتم پرچمش افراخته یک‌بار دگر چرخ پیشش سپر انداخته یک‌بار دگر… عاصی با این سروده‌ها، جایگاهش را در دل مقاومت افغانستان تثبیت کرد و از برجسته‌ترین شاعران مقاومت‌سرای کشور شناخته شد. عشق در عاصی عشق جدای این‌که عنصر انسان‌سازی هست، وابسته‌کننده و آزادکننده نیز هست، ترس‌دهنده و پایمردی‌دهنده هم است. این کارکرد عشق را در عاصی و برخوردهایش می‌توان دید و خواند: زنده‌یاد استاد محب بارش، از یاران گرمابه و گلستانِ او می‌گفت؛ عاصی پس از عاشق شدنش به شکل وحشتناکی جاری شد و او (معشوق عاصی) بود که عاصی را، عاصی ساخت و شاعر ساخت… او از شعرهایی یاد می‌کرد که حین حضور خودش، در عاصی شکل گرفته بود. استاد بارش عاصی را شاعری عاشق، حساس و همیشه جاری می‌دانست. روایت دیگری نیز از کاکای عاصی «محمد اسحاق» وجود دارد که می‌گوید: من رانندهٔ مسیر کابل ـ حیرتان بودم. روزی عاصی از من خواست تا او را به بلخ ببرم. گفت کاکا این‌بار من را نیز با خودت ببر، دلم خیلی تنگ است، می‌خواهم تبدیل هوا و فضا داشته باشم. پذیرفتم و بعد از چندی با هم رفتیم. زمانی که از پیچ‌وخم‌های سالنگ می‌گذشتیم، ناگهان حالتِ عاصی تغییر کرد، چشم‌هایش را بست و انگشت‌هایش به پسِ سرش گره زد و سرش را تکیه داد و پیهم آه می‌کشید، تنفسِ عمیق می‌کرد گویی چیزی را می‌بویید… من پرسیدم «قهار چه شده، حالت خوب است؟» سرش را بالا آورد، دوباره آه جان‌سوزی کشید و گفت: یک کسی بود، دوستش داشتم، چند سال پیش از همین راه به دورها رفت…، حالا بویش را حس می‌کنم، هرقدر از کابل دور می‌شوم، خودم را به او نزدیک‌تر می‌کنم، حسی آرام‌کننده برایم دست می‌دهد و عطر او را بیشتر حس می‌کنم… دکتر شمس‌الحق آرایانفر در یکی از برنامه‌های یادبود از شهادت عاصی می‌گفت: روزی عاصی در «ملی‌بس» که حامل دانشجویان بود، بالا می‌شود. شخص مورد نظرش «ویدا» نیز در آن نشسته بود. او پی‌برده بوده که عاصی دنبالش است، اما به رخ نمی‌کشیده که عاصی را دیده باشد!… در ایستگاه همه پیاده می‌شوند، نزدیک دانشکده که می‌رسند، ویدا دور می‌زند و بعد از احوال‌پرسی مختصر می‌گوید «قهار! خیریت؟ کجا میری؟» سرش را تکان می‌دهد و حرفی گفته نمی‌تواند. بازمی‌گوید «چیزی کارم داری؟» دست و پایش می‌لرزد، رنگ از سیمایش می‌پرید، با همهٔ پرخاش‌گری و جرأتی که داشت، زبان باز کرده نمی‌تواند و به هیچ پرسشی پاسخ نمی‌دهد، نمی‌تواند پاسخ بدهد… اما در جای دیگر، در یکی از هوتل‌ها، برنامهٔ گرامی‌داشت از سیدقاسم آغای پنجشیری بوده‌است. آن‌جا سران برجستهٔ حکومت وقت نیز حضور داشته‌اند (زمانی که فضای کابل و به ویژه فرهنگیان، به شدت زیر پوشش‌های استخباراتی قرار داشت، هیچ‌کسی جرأت اندک‌ترین ایراد و انتقاد را نداشت) «یل کچکن و اژدهای جهنم» را در این برنامه، با جرأت و شجاعت تمام و فصاحتِ کلام می‌خواند و مورد تشویق قرار می‌گیرد. این روایت‌ها و روایت‌هایی از این دست، نشان‌دهندهٔ غرق بودن عاصی در دریای عشق و تأثیر «این پدیدهٔ لاهوتی» در ساختن و جاری بودنش هست، که بیشتر منحیث عنصر سازنده در عاصی عمل کرده و سبب می‌شود که عاصی شهرهٔ شهر شود و در همه مجالس، گُلِ سرسبد باشد و از این‌گونه عاشقانه‌ها بسراید: «نه کاعذ می‌فرستد نه می‌آاید»، «دلم با غم تفاهم کرده‌ای دوست»، «روزی که تو را تراش می‌کرد»، «دلتنگی امشب پایان ندارد»، «دو کفتر از سر تنگی جدا شد»، کسی از بستر گل‌های سرخ آواز می‌خواند»، «مهربانی سخت می‌خواند به چشمانت صنم، «نیت کردم ادا سازم نماز شام گیسویت»، «سحری به یاد رویت هوس نماز کردم» … سوزِ عاصی و ساز دریا حادثهٔ دیگری که در زندگی عاصی رونما گشت، آشنایی میان او و فرهاد دریا بود. دریا و عاصی «شبیه دو بال» ِ پرنده در فضای شعر و موسیقی به پرواز آمدند تا به اوج‌ها رفتند. عاصی درد خود و مردمش را با واژه‌ها تصویر کرد و دریا، آن دردها را در «پرده‌های نازک شیدایی» موسیقی دمید و به بهترین صورت ممکن فریاد کرد: «سرِ نا مهربانی داره لیلی»، «مهربانی سخت می‌خواند به چشمانت صنم»، «خلوتی کو که خیالات تو آنجا ببرم»، «بالا سر ده دختر پایان سر ده دختر»، «به لب حرف و به دل فریاد دارم لیلی…»، «بیا که گریه کنیم»، «خیال من یقین من»، «به کابل جان گذر داری نداری لیلی»، «سنگردی غم‌های من کابل وطن کابل وطن…» اینجا بود که این دو ستاره، در آسمان هنر افغانستان ماندگار شدند. هیچ کُلی‌گویی و قطعی‌نگری در اشتهار این دو، نمی‌تواند منطقی به نظر آید. به تعبیری دیگر، هیچ‌گونه تأیید و نفی دیگر، اینجا نمی‌تواند معنا بگیرد. چنان‌که بر همه‌گان معلوم است، عاصی خود در کارش، از سرامدانِ روزگار بود و دریا نیز در حوزهٔ موسیقی چنان حیثیتی داشت. این حقایق در آثار هر دو وجود دارند. سفر به ایران هرچند سفر ایرانش زیاد طول نکشید، چهار ماه را آنجا با خانم و تک‌فرزندش سپری کرد…، با وجود مشکلات فراوانی که متحمل شد، اما با آن‌هم، بنا بر گفته‌های رحمت‌الله بیگانه، عاصی در این سفر دستاوردهای خوبی نیز داشت: با شاعران و نویسنده‌گان ایران آشنایی بیشتر حاصل کرد، در برنامه‌های ادبی فرهنگی اشتراک داشت و شعر خواند و وزن‌های عروضی تازه‌تری را فرا گرفت. خیلی از این دستاوردها، به ثمر ننشست و عاصی خودش «سفری شد» و راه ابدیت را پیش گرفت. به قول رضا محمدی «هنوز تب رفتنش از ایران به افغانستان یخ نشده بود که خبر مرگش همه را داغ کرد». مرگِ مظلومانه زندگی و مرگ دو بال هستی انسان‌ها اند؛ هرکی تولد می‌شود، مرگ را هم به هم راه دارد «مرگ هرکسی با تولدش رقم می‌خورد». هرچند سرود اصلی همهٔ مرگ‌ها، نیستی و «هیچی» است که بر هر «رفته‌ای» سروده می‌شود، اما برای یک عده، حتی «مرگ» نیز هستی‌بخش و جاودانه‌ساز هست. «نامی از خود به یادگار گذار زندگی از برای مردن نیست» عاصی از آن انسان‌هایی بود که نامی از خویش به یادگار گذاشت، با مرگ به جاودانه‌گی رسید، مرگی که در عاطفی‌ترین لحظات سراغش آمد و با خودش برد. مرگی که از سوی «قاتل کابل» فرستاده شده بود، عاصی را در کوچه‌های شهر، حین فریاد سرودهای «جوانمرگی و هجرت و کوچ» شکار کرد و به خاکش افکند. او از ویران شدن پیتوجای می‌گفت و از کابل به خون خفته و از شلیک «گلوله‌های مجانی» که «شکم گرسنه‌ترینان» را شهید می‌ساخت، از عاشقانه‌هایش می‌گفت و از تازه‌ترین سروده‌هایش می‌خواند … و نیز می‌دانست که خودش را هم شهید می‌سازند: «شهید هشتم اردیبهشت خودم هستم» و چنان شد و شهید بعدی خودش بود. این‌ها و عواملِ دیگر عاصی را ساختند و دلیلِ ماندگاری و دوست داشته شدنش را فراهم آوردند. ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Tue, 09 Oct 2018 05:51:38 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84755/عاصی-چگونه ​تیم فوتبال «دمیوند اتلان» از سوی یک بازرگان خریداری شد http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84698/تیم-فوتبال-دمیوند-اتلان-سوی-یک-بازرگان-خریداری تیم فوتبال د میوند اتلان، نمایندهٔ حوزهٔ جنوب غرب کشور در لیگ‌برتر فوتبال کشور، روز گذشته (یک‌شنبه، ۱۵ میزان) از سوی «احمدجاوید جیحون»، یکی از بازرگانان کشور به امتیاز خریداری شد. بربنیاد قراردادی که میان این بازرگان کشور با فدراسیون فوتبال و لیگ‌برتر کشور به امضا رسید، قرار است آقای جیحون تیم د میوند اتلان را در هفتمین دور رقابت‌های لیگ‌برتر فوتبال پشتیبانی مالی کند. پیش از این، تیم شاهین آسمایی را «فدا محمد صالح»، بازرگان دیگر کشور به امتیاز خریداری کرده‌است. قرار است بازی‌های هفتمین دور لیگ‌برتر فوتبال کشور، شام دیروز (یک‌شنبه، ۱۵ میزان) در میدان سبز فدراسیون فوتبال کشور آغاز شوند. ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Mon, 08 Oct 2018 06:19:36 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84698/تیم-فوتبال-دمیوند-اتلان-سوی-یک-بازرگان-خریداری ​معرفی رمان «خوابیداری هفت زن» اثر تازه خسرو مانی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84694/معرفی-رمان-خوابیداری-هفت-زن-اثر-تازه-خسرو-مانی «خوابیداری هفت زن» تازه‌ترین اثری «خسرو مانی» را «نشر نبشت» به صورت چاپی و الکترونیکی در بیرون از فغانستان و «انتشارات امیری» در کابل منتشر کرده‌است. این کتاب در یک‌صدوپنجاه و شش صفحه و با تیراژ هزار نسخه به زیر ماشین چاپ رفته‌است. پی رنگ اصلی روایت داستان، کشمکش‌های درونی هفت زن است. هفت زنی داستان‌نویس کابلی. این هفت زن داستان‌نویس را حادثهٔ بسیار تلخی گردهم می‌آورد. این‌ها جمع شده‌اند تا بتوانند دردی‌که بر همهٔ این‌ها وارد آمده را به شیوهٔ خودشان تسکین بدهند. «هنوز آخرین عصر زمستان آن سال نحس به پایان نرسیده بود که ناگهان خبر رسید مردم شهر زنی را به جرم آتش زدن قرآن وسط جاده‌ای پر آمد و شد مثله کرده‌اند و سپس به آتشش کشیده‌اند. اول همه فکر می‌کردند خبر آوازهٔ بیش نیست، شبیه آوازه‌های دیگری که اندکی پیش از آن دهان به دهان می‌شدند و پس از مدتی بادهای آلودهٔ شهر آن‌ها را با خود می‌بردند. مثلاً این‌که در فلان جای مزدحم شهر زنی با پستان‌ها و کون زره پوش جاده‌ها را قدم و از میانهٔ اردویی از مردان کف به دهان گذشته‌است یا این‌که در فلان جای دیگر، اندکی مایل به غرب، زنی دیگر با موهای آشفته و آستین‌ها و پارچه‌های پاره‌پاره از کافه‌ای بیرون آمده و جیغ‌زنان خود را مقابل موتری تیزرو انداخته‌است». (خوابیداری هفت زن، صفحه ۱۳) داستان نویسانی زن بعد از کشته شدن فرخنده و از درد که بر این‌ها وارد شده الزاماً گردهم می‌آیند تا شاید بتوانند اندکی غم از دل‌های شان بربایند. تصمیم می‌گیرند هرکدام داستان خیالی بگویند و کابلی جدیدی بزایند. «من می‌خواهم امشب هریک ما قصه‌ای بگوید، بهترین قصه‌اش را، خیالی‌ترین قصهٔ ممکن را، قصهٔ شهری را که نامش کابل است و خودش نه، قصهٔ شهری را که تنها شهرزاد می‌تواند از عهدهٔ ساختن آن برآید». صدا دوباره می‌پرسد: «خوب فایده‌اش چیست؟» زن می‌گوید: «این که ما کابل خود را می‌زاییم.» (خوابیداری هفت زن، صفحه ۱۶) هر هفت زن، کابل را به شیوهٔ دیگری روایت می‌کنند. کابلی کاملاً متفاوت از امروز «... و در زمانی دیگر زندگی می‌کند و در شهر دیگر، که این شهر نیست، چرا که اگر چه نام شهر او نیز کابل است آن کابل با این کابل فرق دارد، و این فرق فرآوردهٔ کارخانهٔ عظیم تخیل اوست، فرآورده‌ای که بر بنیاد آن کابل شهری است بسیار زیبا و قدیمی، شهری که از میان آن رودخانه‌ای همیشه خروشان می‌گذرد و در دو سوی رودخانه چای‌خانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها و بارها و باشگاه‌های شبانه وجود دارند و در کنار رودخانه زنان و مردانی خوش‌پوش کنار هم نشسته‌اند و آب جو می‌نوشند؛ و رودخانه هم‌چنان از میان شهر می‌گذرد، شهری عظیم با معماری شگفتی‌انگیز، که در آن یک باغ معلق وجود دارد، و چندین و چند آتشکده و سومنات و کلیسا و کنیسه و مسجد و معبدی که اکنون همه به موزیم بدل شده‌اند و جاده‌های بزرگ و پل‌های هوایی و مترویی که بیست و چهار ساعت در حرکت است و پارک‌هایی که شاهکار دست انسان و طبیعت اند و موسیقی خیابانی و جادهٔ روسپی‌ها و رودخانه‌ها و در میان تمامی این‌ها انسان‌ها، زنان و مردان و کودکان شاد که هیچ خاطره‌ای ندارند، و فقط بلدند بازی گوشی کنند و البته مست‌ها، سیاه‌مست‌ها، همیشه مست‌ها، نیمه مست‌ها که تلوتلو خوران از جاده‌ها می‌گذرند و البته گداها که موسیقی می‌نوازند و البته گردشگران که همه‌جا هستند بی‌آن‌که هیچ‌جا باشند و تندیس‌ها شاهکارهای دست انسان کابلی و میدان‌ها، بزرگ‌ترین میدان‌ها و نیز گورستان‌ها که با دیواری از شهر جدا شده‌اند، از زنده‌ها و تالارها و کنسرت‌های بزرگ، بزرگ‌تر از تخیل آدمی و آوازهای بزرگ که آواز زنده‌ها است…» (مرگ و برادرش، خسرو مانی) گرچند این قطعه یادداشت از مرگ و برادرش اثر قبلی خسرو مانی است، اما توصیف کابل در خوابیداری هفت زن دقیقاً همین‌ها اند. کابلی که سده‌ها بعد از امروز شاید این‌گونه باشد. نویسنده در این کتابش متأثر از کتاب قبلی‌اش است و این قطعه را در اول کتاب خوابیداری هفت زن نیز آورده‌است. داستان با روایت هفت زن شروع و بصورت پیچیده و داستان‌های تو در تو ادامه پیدا کرده و در اخیر هم با پایان یافتن خیال‌بافی‌های زنان داستان‌نویسی کابلی، پایان می‌یابد.  بد نیست یادداشت کوتاه خود نویسنده خسرو مانی را پیرامون سوژه و چگونگی نوشتن کتاب، در این‌جا بیاورم: «برای من «خوابیداری هفت زن» از جهت‌های بسیاری کتاب مهمی است. یکی هم به این دلیل که من آن را کتابی در ستایش تخیل می‌دانم، تخیل جمعی. کابل این کتاب را من ساخته‌ام، با تمامی خوبی‌ها و بدی‌هایش. قصهٔ این کابل را لااقل از سه سال پیش در ذهن داشتم، درست از فردای همان روزی که فرخنده را مثله کردند. با این حال، تنها با دوری از کابل بود که این قصه به هیئت رمان درآمد.» ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Mon, 08 Oct 2018 05:04:11 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/84694/معرفی-رمان-خوابیداری-هفت-زن-اثر-تازه-خسرو-مانی