پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين علمی، فرهنگی، ورزشی :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/Science Sun, 24 Jun 2018 11:16:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Sun, 24 Jun 2018 11:16:37 GMT علمی، فرهنگی، ورزشی 60 ​نزاع بر سر فارسی و پشتو اما نام‌گذاری با زبان‌های دیگر http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81315/نزاع-سر-فارسی-پشتو-اما-نام-گذاری-زبان-های-دیگر وقتی از کوچه و خیابان‌های شهر کابل گذر می‌کنی و می‌بینی که اکثر لوحه‌ها و نام‌ها برگرفته از زبان‌های خارجی است، درمی‌یابیم که ما تنها ملتی هستیم که به خاطر زبان با هم می‌جنگیم؛ ولی گفتگو و نام‌گذاری‌هایمان با زبان‌های دیگر است. چکن‌سوپ، فست‌فود، هییر استاییل، گلوبل سکیوریتی، افغان نشنل پترولیم لمتد، سیتی میدکل و ده‌ها نام دیگر از جمله نام‌های مراکز تجاری و دکان‌ها در این شهر است که احتمال آن می‌رود که مالکان آنان بر سر زبان «دری و پشتو» جروبحث‌های فراوانی کرده باشند اما در نام گذاری مراکز خود توجهی به فرهنگ و زبان خود ندارند. از سوی دیگر نمایندگان مجلس ما چند سال است که بر سر واژه «دانشگاه» و «پوهنتون» جنجال دارند و به دلیل اینکه بر سر این واژه به توافق نرسیده‌اند قانون تحصیلات عالی را پاس نکرده‌اند اما همین نمایندگان از کنار چنین نام گذاری‌ها بدون توجهی عبور می‌کنند. اکنون به دلیل نبود نظارت نهادها مرتبط، روند نام‌گذاری مراکز تجاری و دکان‌ها به زبان بیگانه روبه افزایش است که باعث نگرانی شماری از فرهنگیان و دانشگاهیان کشور شده‌است. بصیر بیتا، ماستر ادبیات و استاد دانشگاه، این روند رو به افزایش را برای کشور نگران کننده می‌داند و می‌گوید که این روند خلاف اصول فرهنگی و زبانی تمام کشورهاست. آقای بیتا همچنین اضافه کرد که از سوی دیگر این روند به نوعی بیگانه پرستی است و نشان دهندهٔ سرگردانی و مردن هویت است که با این نوع نام گذاری‌ها به دنبال ساخت هویت خود هستند. از هویت اقتصادی، سیاسی گرفته تا انواع دیگر آن. احمد محمدی، دانشجوی دانشگاه ادبیات دانشگاه کابل نیز می‌گوید، زبان روح یک فرهنگ است و توسط زبان می‌شود فرهنگ خود را زنده نگه داشت و راه زنده نگه داشتن زبان تنها از طریق استفاده و تولید علم است. آقای محمدی در ادامه افزود، به دلیل اینکه کشور ما از نظر تولید علم در جایگاه مناسبی قرار ندارد، بنابراین می‌توانیم حداقل کاری که برای زبان‌های رسمی کشور خود کنیم این است که نام‌ها را از متن‌های کشور خود استفاده کنیم. علی امینی دیگر دانشجوی دانشگاه کابل نیز می‌گوید که استفاده از زبان‌های بیگانه، باعث می‌شود که شهروندان آهسته آهسته با زبان خود بیگانه شوند و فرهنگ خود را از دست بدهند. آقای امینی تصریح کرد، نام‌گذاری به زبان‌های دیگر از سوی دیگر باعث می‌شود که مردم معنای دقیق آن را درک نکنند و ندانند که هدف از این نام چه مکانی است. او از اداره‌های دولتی مسئول خواست که برای حفظ داشته‌های فرهنگی‌مان، باید بخش خصوصی را موظف به نام گذاری با توجه به داشته‌های زبانی کشور (دری و پشتو) کند. روانشناسان بر این باورند که بی‌هویتی و تحت تأثیر قرار گرفتن فلم‌ها باعث می‌شود که ما تحث تأثیر زبان بیگانه قرار بگیریم و هویت خود را در آن فرهنگ‌ها جستجو کنیم. سید جعفر احمدی، روانشناس و استاد دانشگاه بر این باور است که در سطح ملی به یک هویت واحد نرسیده‌ایم و بحران بی‌هویتی در جامعهٔ ما باعث شده که به دنبال فرهنگ‌های بیگانه برویم. آقای احمدی اضافه کرد که اگر خانواده‌ها فرهنگ و هویت خود را قبول کرده باشند، هیچ وقت تلاش نمی‌کنند که از هویت و فرهنگ دیگری را استفاده کنند. او نیز این روند را نگران کننده خواند و گفت که با ادامه این روند ما آهسته آهسته زبان خود، نام و نشان‌های فرهنگی کشور خود را از دست خواهیم داد و با فرهنگ خود بیگانه می‌شویم که در نهایت معنا و مفهوم زندگی در افغانستان با ادامه این روند کم رنگ خواهد شد. اقدام‌های دولت زیر بناهای زبانی در افغانستان به دلیل بیش از چهار دهه جنگ و ناامنی خراب شده و از سوی دیگر نهادهای قوی نیز برای پاسداری از زبان وجود ندارد. وزارت اطلاعات و فرهنگ و شهرداری‌ها از نهادهای اداری است که باید بر نام‌گذاری‌ها باید نظارت کنند اما آنان نیز توجه چندانی نمی‌کنند. محمد کبیر، عضو کمیسیون نامگذاری لوحه‌ها و مدیر کنترل لوحه‌ها در وزارت اطلاعات و فرهنگ می‌گوید که دولت برای جلوگیری از نام گذاری لوحه‌ها به زبان بیگانه کمیسیون تشکیل داده تا جلوگیری شود. او گفت که این کمیسیون تازه ایجاد شده و اکنون یک رهنمود ترتیب داده که بر اساس آن تلاش می‌شود که با فرهنگ و نام‌های خارجی مبارزه شود. محمد کبیر همچنین اضافه کرد که به اداره‌هایی جواز صادر می‌کنند نیز مکتوب داده شده که از این به بعد هر فردی که می‌خواهد یک مکان کسب و کار راه اندازی کند باید نامش محل مطابق فرهنگ داخلی باشد. به گفتهٔ او، کمیسیون مذکور برای تغییر نام مرکزهای تجاری و دکان‌ها ناحیه به ناحیه مراجعه می‌کند و مکان‌هایی که نامشان به زبان‌های بیگانه است می‌خواهد که مطابق طرزالعمل تغییر نام دهند. خفته، خفته را کی کند بیدار! شهرداری کابل به عنوان یکی دیگر از نهادهای مسئول در حفظ فرهنگ ریاستی به عنوان «ریاست خدمات کلتوری» دارد که نام آن برگرفته از واژه انگلیسی یا فرانسوی است. روزنامهٔ افغانستان‌ما از سید مصطفی سعیدی، رئیس خدمات کلتوری شهرداری کابل در پیوند به این نام پرسید که وقتی نام نهاد شما برگرفته از یک زبان بیگانه باشد، شما چطور می‌توانید که با زبان بیگانه مبارزه کنید؟ آقای سعیدی در جواب گفت که این مشکل درک شده اما بروکراسی حاکم در نهادهای دولتی اجازه تغییر آنی را نمی‌دهد و باید برای تغییر نام مدتی منتظر ماند. او اضافه کرد که طرح تغییر نام این ریاست به کابینه پیشنهاد شده ولی تاکنون جوابی داده نشده‌است. او تصریح کرد که نام این ریاست تغییر خواهد کرد. نبود یک مرکز ملی باعث شده‌است که شماری از نهادهای دولتی با توجه به موجود بودن نام‌های داخلی، از معادل بیگانهٔ آن که اکثرآ انگلیسی است استفاده شود. حال با توجه به روی دست گرفتن اقدام‌های دولت باید منتظر ماند که روند نام گذاری‌ها با نام‌های بیگانه و زبان‌های خارجی تا چه زمانی صورت می‌گیرد. ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Sun, 24 Jun 2018 06:17:23 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81315/نزاع-سر-فارسی-پشتو-اما-نام-گذاری-زبان-های-دیگر تجلیل از روز جهانی یوگا در مزارشریف/ سرکنسول هند: ورزش یوگا را گسترش می‌دهیم http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81243/تجلیل-روز-جهانی-یوگا-مزارشریف-سرکنسول-هند-ورزش-گسترش-می-دهیم در این همایش شماری از مقام‌های محلی، نمایندگان مردم بلخ در شورای ولایتی و مجلس نمایندگان، فعالان مدنی و نیز جوانان اشتراک کردند و ورزشکاران این ورزش را اجرا کردند. ۲۰۰ نفر مشغول ورزش یوگا در مزارشریف هستند «یوگا برای سلامتی و صحت» از شعارهای اساسی این ورزش است که به گفتهٔ مسئولان ورزش یوگا می‌تواند در تقویت روح و روان جوانان تأثیر مثبت داشته باشند. «رووکی سرخوش» مسئول المپیک در شمال افغانستان می‌گوید که فدارسیون ورزشی یوگا یک سال قبل در شهر مزارشریف مرکز ولایت بلخ ایجاد شده‌است. وی با بیان اینکه بیش از ۲۰۰ نفر از جوانان مشغول بازی یوگا در شهر مزارشریف هستند، افزود: «از میان آنان ۵۰ نفر دخترانند که به گونه جداگانه ورزش می‌کنند.» به گفتهٔ آقای سرخوش این ورزش گرچه تاهنوز برای جوانان افغانستان بخصوص ولایت بلخ تازگی دارد اما علاقمندان زیادی هستند که شامل این ورزش شوند. نامبرده تصریح کرد: «اداره ورزش ولایت بلخ تلاش می‌کند که ورزش یوگا را در ولایت‌های فاریاب و سمنگان نیز ایجاد نماید و در ولسوالی‌های ولایت بلخ همچنان گسترش دهد.» ورزش یوگا را گسترش می‌دهیم از سوی هم «منجش گروهر» سرکنسول کشور هندوستان در شهر مزارشریف می‌گوید که از چند سال است که به گونه مختلف در ولایت بلخ از روز جهانی یوگا تجلیل صورت می‌گیرد. وی با بیان اینکه این ورزش برای صحتمندی بدن و آرامش روح و روان انسان‌ها مفید است، افزود: «این ورزش در ولایت بلخ از سوی فدارسیون با همکاری کنسولگری هندوستان پیش برده می‌شود.» سرکنسول کشور هندوستان به مزارشریف وعده می‌دهد که در راستای تقویت و نیز گسترش ورزش یوگا در ولایت بلخ و سایر ولایت‌های شمال کارهای اساسی و بنیادی را انجام می‌دهد. این در حالی است که براساس گفته‌های آقای گروهر ورزش یوگا در سال ۲۰۱۴ میلادی از سوی سازمان ملل متحد به گونه رسمی شامل فدارسیون ورزشی جهان گردیده و این روز بنام روز یوگا نامگذاری شده‌است از اینرو در بعضی از کشورهای بشمول هندوستان تجلیل می‌شود. - سید حبیب‌الله نجفی زاده / خبرنگار خبرگزاری پیام آفتاب در شمال افغانستان (مزارشریف) ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Thu, 21 Jun 2018 11:01:11 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81243/تجلیل-روز-جهانی-یوگا-مزارشریف-سرکنسول-هند-ورزش-گسترش-می-دهیم ​آشفته حال فارسی در رسانه‌های افغانستان http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81232/آشفته-حال-فارسی-رسانه-های-افغانستان زبان شیرین فارسی-دری پیشینه‌ای بیش از هزار سال دارد و اثرهای علمی-فرهنگی زیادی به این زبان نگاشته شده‌است. زبان پارسی (فارسی-دری) اصیل با شاهنامهٔ فردوسی، مثنوی معنوی بلخی، رباعی خیام، غزل حافظ و سعدی، خوش‌نوشته‌هایی از سنایی غزنوی، کلیله و دمنه، سفرنامه ناصر خسرو و واژه‌نامه‌های پربار دهخدا، معین و عمید، بیش‌تر و بهتر شناخته می‌شود تا از رنگِ رفته و حالِ آشفته‌ای امروزی اش؛ پارسی-دری مانند هر زبان دیگر در مرز تجدد قرار گرفته‌است که در این روند تجدد نیازمند تکامل و بازدرخشندگی است، اما قلم پارسی‌نویسان امروز در سرزمین‌های پارسی‌زبان دستخوش تغییر به سوی نابسامانی شده‌است. لفظ شیرین دری نیز در میان واژه‌های ورودی زبان‌های بیگانه و لهجه‌های قومی-جغرافیایی فارسی‌زبانان برای بقا دارد دست یاری می‌تکاند. پس از ورود دین اسلام به سرزمین فارس، عرب‌ها همزمان با آیین عبادی شان زبان عربی را نیز آوردند که پس از گذشت چند قرن چنان عربی در درون فارسی رخنه کرد که ادبیات اداری امروزی دولت‌های افغانستان و ایران که به این میزان تشریفاتی و سردرگم شده‌است به‌خاطر آلودگی با عربی است. حتی ابن سینای بلخی کتابش را به زبان عربی نوشته‌است. ملا فیض‌محمد کاتب «پدر تاریخ‌نگاری افغانستان» نیز کتاب‌های تاریخی و یادداشت‌های خویش را در دربار شاهان افغانستان به زبان فارسی-دری آمیخته با دستور و املای عربی نوشته و اصطلاح‌های زیاد عربی به کار برده‌است. همان‌گونه که در طی سدهٔ اخیر، به‌خصوص قرن بیست‌ویکم میلادی ابزار کار و سبک زندگی بشر متمدن شده‌است، سرمایه‌گذاری روی زبان‌ها نیز بیش‌تر گردیده‌است. رشد و غنای زبان نیازمند سه عامل است؛ ۱. سیاست؛ ۲. اقتصاد؛ ۳. قدرت. همان‌گونه که امروز زبان انگلیسی با قدرت و پول آمریکا و انگلستان از طریق کالای شان به کل دنیا سرایت کرده‌است. در هیچ‌یک از سه کشور میراث‌دار فرهنگ پارسی، جهت بهسازی زبان پارسی نظر به نیازمندی حال فارسی-دری امروز، سیاست‌گزاری مشخصی وجود ندارد؛ سرمایه‌گذاری صورت نمی‌گیرد و قدرت دولت پشتوانه‌ای زبان نیست – مگر در آن حدی که مفادی نرساند. سیاست یک دولت در قبال زبان کاربردی شهروندانش، اهمیت ارزنده دارد. سیاست دولت تاجکستان در قبال پارسی نه تنها که یارای این زبان نشد؛ بلکه رسم‌خط پارسی را تغییر دادند و از رسم‌خط ادبیات روسی مدد جستند. در جمهوری اسلامی ایران – که خود را داعیه‌دار برحق پارسی می‌داند – سالانه ده‌ها هزار عنوان کتاب به زبان فارسی-دری نوشته و کتاب‌هایی از دیگر زبان‌ها به فارسی-دری ترجمه می‌شود و صدها رسانه به زبان فارسی نشرات دارد، اما نکته‌ای قابل تأمل این است که سیاست دولت و مشی نویسندگان و مترجمان این کتاب‌ها به چه میزان متجدد است؟ برای غنا و رشد فارسی چه می‌کنند و کدام روشی برای سچه‌سازی زبان فارسی-دری به کار می‌برند. افغانستان به عنوان رستن‌گاه فارسی-دری شناخته می‌شود – به‌روایتی در عصر کوشانیان کوچک، این‌جا مهد پارسی بوده‌است – اما اکنون حمایت از بازدرخشندگی و سچه‌سازی زبان فارسی-دری در سیاست فرهنگی حکومت و در دستور کار وزارت فرهنگ، وزارت معارف و تحصیلات عالی افغانستان، نیست. فارسی-دری یک زبان علمی-فرهنگی که بیش‌تر جنبهٔ تغزل و تصویرگری آن شهرهٔ بازار زبان‌ها شده‌است، امروز در دام بی‌کفایتی دولت‌های حامی و ناهم‌اندیشگی فارسی‌نویسان و کارشناسان فارسی افتاده‌است و برای عبور از سد نوسازی (تجدد) و بهسازی (اصلاح)، نیازمند کار و تلاش ادیبان فارسی-دری است. این‌روزها کتاب‌هایی زیادی به زبان فارسی-دری چاپ و نشر می‌شود، اما هیچ‌کدام تابع دستور نگارش ویژه نیست؛ هم از ادبیات سنتی بهره جسته و هم دستورهای نوین نگارش را رعایت کرده‌است، به‌گونه‌ای - تلفیقی از سنت و تجدد ادبیات پارسی در یک بند کتاب نهفته‌است. زبان فارسی-دری در ایران، در حال نو شدن قرار دارد و سرمایه‌گذاری قابل ملاحظه‌ای صورت گرفته‌است؛ اما عامل کندی این روند، سیاست دولت برای بقای متن‌های دینی-عقیدتی است که به نحوی زبان در سایه‌ای ایدیولوژی رشد می‌کند تا ایدیولوژی دینی بر میزان و کیفیت رشد آن مسلط باشد. برای حفظ بازار متن‌های دینی که ریشه و رسم‌خط عربی دارد، روند نوسازی و بازدرخشندگی پارسی را در اداره‌های دولتی و نامه‌های رسمی-اداری به تأخیر انداخته‌اند. در افغانستان نیز روند نوسازی زبان فارسی-دری حمایت سیاسی و اقتصادی قدرت حاکم را ندارد. به همین دلیل تغییر و تجدد پارسی در افغانستان بیش‌تر متأثر از اثرهای ایرانی است و دانشکده‌های ادبیات پارسی در دانشگاه‌های افغانستان، از روش خاصی پیروی نمی‌کند؛ بلکه در سبک نگارش فارسی املای متفاوت و سردرگمی دستوری متبارز شده‌است. هرگونه تغییر و نوآوری در زبان باید ریشه و بنیاد زبان‌شناختی داشته باشد که در زبان فارسی-دری برعلاوهٔ این، گزینه‌ای زیبایی‌شناسی نیز مد نظر است. زیبایی‌شناسی و رعایت دستور زبان؛ دو خط سرخ زبان فارسی-دری است که هرگونه نوسازی و بهسازی در سبک نگارش باید برمبنای آن دو نکته صورت بگیرد وگرنه بسیار زود زبان فارسی-دری هویت اصیل و ظرافت‌های خویش را از دست خواهد داد. در سبک جدید نگارش فارسی-دری که روند سچه‌سازی و بازدرخشندگی فارسی است، تلاش برآن‌است تا فاصله‌گذاری در نگارش واژه‌ها رعایت گردد (فاصله، بی‌فاصله و نیم‌فاصله)؛ برای نوشتار از املا و دستورهای عربی کار گرفته نشود (جمع‌بندی عربی، تنوین، همزه، املای عربی)؛ از نگارش واژه‌های زبان‌های بیگانه پرهیز شود؛ نادرستی‌های رایج، لقب‌ها و اصطلاح‌های اضافی نگاشته نشود و مطابق با ذوق زیبایی‌شناختی در نگارش فارسی کوتاه‌نویسی و جمله‌بندی درست، در نظر گرفته شود. در افغانستان اما این تغییر و تجدد بیش‌تر به شکل فعالیت غیرقانونی جریان دارد تا تلاش بزرگ فرهنگی برای ماندگار کردن یک زبان ملی کشور؛ زیرا اداره‌های دولتی و مرکزهای آموزشی-تحصیلی حتی دانشکده‌های ادبیات و خبرنگاری خواهان این تغییر نیست. برگه‌هایی با ادبیات فارسی نوین قبل از آنکه یک تجدد ادبی در روش نگارش باشد به اداره‌های مربوط و مقام مسول توهین شمرده می‌شود؛ برگه‌های درخواستی به اداره‌های دولتی افغانستان باید از پایین به بالا شکل خاکساری و تشریفاتی و از بالا به پایین شکل آمرانه با چند سطر لقب اضافه نوشته می‌شود. ادبیات رسمی-اداری افغانستان و ادبیات کتاب‌های دورهٔ مکتب و منبع درسی دانشگاه‌های افغانستان حاوی یک ادبیات ناسالم و نابه‌کاری است که در آن زبان‌های فارسی-دری با عربی و پشتو و اندکی هم واژه‌های انگلیسی و فرانسوی درهم‌آمیخته‌است. ویرایش این‌گونه ادبیات و نوسازی زبان فارسی-دری نیاز به یک برنامه‌ای کاری دولت دارد و در نخست انگیزهٔ کار برای این تغییر ضروری می‌نماید. خارج کردن ادبیات اداری دولت از قالب تشریفات جهت روانی و خوش‌فهمی، اولین ضرورت این تغییر است، سپس سرمایه‌گذاری برای اصلاح ادبیات کتاب‌های دورهٔ مکتب و دانشگاه نیازمند سرمایه‌گذاری و پشتیبانی دولت است تا با ایجاد مرکزهای تخصصی برای اصلاح ادبیات و رشد زبان‌های ملی کشور زحمتی به خرج دهد. رسانه‌ها مهم‌ترین عامل رشد و تغییر زبان‌های فارسی-دری و پشتو در افغانستان بوده می‌تواند؛ اما نقطه‌ای ضعف این است که نه‌تنها هیئت نویسندگان کل رسانه‌های افغانستان در مورد سبک نگارش فارسی-دری به یک هم‌اندیشی نرسیده‌اند؛ بلکه در درون یک رسانه هم چندین سبک نگارشی وجود دارد و از دستورهای مختلفی کار می‌گیرند – هر فرد از دستور خاصی پیروی می‌کند – که این موضوع برای آیندهٔ زبان فارسی-دری نگران کننده است. به‌طور نمونه؛ «ادبیات معاصر» نام یک فصل‌نامهٔ فرهنگی، ادبی و هنری است که بنیاد اندیشه منتشر می‌کند. در شمارهٔ دوم و سوم این فصل‌نامه (بهار و تابستان ۱۳۹۵) در مورد زبان فارسی-دری مطلب‌های خوبی نوشته‌اند. علی امیری: زبان و تفکر (یادداشتی در باب زبان پارسی)؛ علی پیام: بررسی تطبیقی ادبیات اداری و منشیانه دوره سلاطین غزنی و افغانستان کنونی؛ شوکت علی محمدی شاری: زبان پارسی سازهٔ هویت ملی افغانستان؛ حسین نائل: نمایه‌هایی از ناهمگونی اصطلاحی و املایی در زبان فارسی و دیگر نوشته‌های بسیار ارزشمندی وجود دارد که همه حاوی وصف و بیان افت‌وخیز پارسی در افغانستان است. اما آنچه در این نوشته‌ها کم‌تر رعایت شده‌است همین روش‌های جدید نگارش فارسی-دری است که در واقع وجه تفاوت فارسی نوین را با فارسی آلوده به عربی نشان می‌دهد. در رسانه‌ها و کتاب‌های جدید فارسی-دری در افغانستان نوشتن همزه به صورت‌های «ؤ»، «ء»، «ئ»، «هٔ» و تبدیل «ؤ» به «و» که به صورت دو «و» می‌نویسند (مسوولیت، داوود و…) نیز سبک نازیبایی است؛ نوشتن تنوین به شکل‌های «مطلقاً» و «مطلقن» که هردو نادرست است؛ جمع‌بندی عربی با پسوندهای «ین»، «ات» و «ون» به شکل‌های اطلاعات، سیاسیون و معلمین؛ افراط و تفریط در نگارش فاصله‌ها (فاصله و نیم‌فاصله) نیز مشکل سردرگم کننده‌ای در خوانش ونگارش ایجاد کرده‌است که تعدادی حتی برای نوشتن «پشمینه‌پوش» آن را چنان پارچه‌پارچه می‌کنند که به‌صورت «پشمی‌نه‌پوش» می‌نویسند و «دانشجو» را «دانش‌جو» می‌نویسند و «دانشگاه» را «دانش‌گاه» می‌نویسند. دستور نگارش فارسی-دری این است که برای نوشتن واژه‌های بسته، نشانه‌های ساختمانی با نیم‌فاصله (تورا، بی‌تاب، به‌کلی، تاکابل، بادوست، اندرکار، برسر، از بهرسرمایه‌گذاری، احمدومحمود) و وندها به‌جز پیشوندهای صرفی بدون فاصله (می‌گفت/همی‌گفت، همسر، امروز، بیهوده، فرارو، فروکاست، برخورد، ورانداز، واکاوی، ناامید، همدست، بهوش، نترس، دشوار، بادرک، درگیر، برخورد) نوشته شود؛ البته این شیوهٔ نگارش شامل استثناها نمی‌شود؛ زیرا در صورت تطبیق بر سر کل واژه‌ها زیبایی و خوانش تعدادی از واژه‌ها را برهم می‌زند؛ مانند «بی‌هوده/بیهوده» و «هماندیشی/هم‌اندیشی». برای نوشتن «ه» در واژه‌های زندگی/زنده +گی، برده‌گی و… نیز اختلاف نظر است و رسانه‌های افغانستان نیز در این ناهم‌اندیشی چندی «زندگی» و چندی «زندگی» می‌نویسند که در هر صورت مانند واژه‌ای مسولیت که به سه شکل «مسوولیت/مسئولیت/مسولیت» نوشته می‌شود، حتی در یک روزنامه‌ای مانند «روزنامه افغانستان‌ما» که یک روزنامه ملی است؛ این تفاوت نظر میان هیئت نویسندگان آن وجود دارد. به‌طور نمونه نگاه کنید به‌شناس‌نامه روزنامه که «مدیر مسوول» نوشته‌اند، اما در بیش‌تر نوشته‌ها «مسئولیت» می‌نویسند. این چند مورد فقط مثال‌هایی از آشفتگی حال زبان فارسی است که امروز در افغانستان بدون درنظرداشت دستور نگارش و زیبایی‌شناختی فارسی-دری نویسندگان رسانه‌ها قلم می‌زنند. هدف این نوشته نقد زبان‌شناختی فصل‌نامه ادبیات معاصر یا روزنامه افغانستان‌ما نبوده، بلکه برای وضاحت موضوع این دو رسانه در نظر گرفته شده‌است. ناگفته نباید گذاشت که این دو نشریه به صورت مقایسوی نسبت به دیگر رسانه‌های چاپی در افغانستان تا کنون به‌خاطر داشتن کادرهای علمی-فرهنگی زبان پارسی بیش‌تر از دیگران تلاش کرده‌است تا زبان فارسی-دری سچه و نوین را به‌کار ببرد؛ اما هنوز موفق نشده‌است. این تفاوت دیدگاه در مورد روش نگارش فارسی-دری سد رشد و تجدد این زبان شده‌است. برای حل این معما لازم است یک هم‌اندیشی میان ادیبان و زبان‌شناسان پارسی به‌وجود بیاید. همان‌گونه که در ابتدا نیز اشاره شد برای رشد و غنای یک زبان سه عامل مهم قدرت، سیاست و اقتصاد مهم است؛ بنابراین لازم است تا جهت تغییر یک‌نواخت و همسان در روش نگارش و رسم‌خط فارسی-دری یک سلسله گفتمان‌های فرهنگی میان کشورهای فارسی‌زبان راه‌اندازی شود تا از طریق گفتمان فرهنگی و واکاوی ریشه‌های زیبایی‌شناختی و دستوری زبان فارسی-دری به یک سبک خاص و راه‌حل سازنده دست‌یابیم تا در این عصر تمدن و فرهنگ، زبان فارسی-دری نیز با ارایه‌ای نسخه‌ای یکسان برای کل رسانه‌های فارسی نگار نوسازی شود، بافت‌های اصلی دستوری آن حفظ و نوآوری‌ها در این زبان نظام‌مند شود. - حسین احمدی ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Thu, 21 Jun 2018 05:51:02 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81232/آشفته-حال-فارسی-رسانه-های-افغانستان ​مسئولان بلندپایه وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی هیچ درکی از نیازهای نظام آموزشی کشور ندارند http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81152/مسئولان-بلندپایه-وزارت-های-معارف-تحصیلات-عالی-هیچ-درکی-نیازهای-نظام-آموزشی-کشور-ندارند به‌گزارش پیام آفتاب، استادان تربیه معلم سید جمالدین افغان مسئولان وزارت معارف و وزارت تحصیلات عالی را متهم به کارشکنی در این زمینه می‌کنند و مدعی‌اند که آنان برای مخالفت‌شان هیچ دلیل قانونی و منطقی ندارند و با ارتقای این دارالمعلمین به دانشگاه برخورد سلیقه‌ای می‌کنند. محمدشاه ناهوری، یک تن از استادان تربیه معلم سید جمال‌الدین به پیام آفتاب گفت که برنامه ارتقای تربیه معلم سید جمال‌الدین به دانشگاه از 10 سال قبل روی دست بود و ظرفیت لازم را در همان زمان نیز داشت؛ اما متاسفانه به دلیل بی‌توجهی مسئولان وزارت معارف و تحصیلات عالی این امر تحقق پیدا نکرد؛ ولی ما پیگیر این قضیه بودیم و از شش ماه به این‌سو برای ارتقای این موسسه به دانشگاه تلاش کردیم که متاسفانه با بی‌میلی مسئولان وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی مواجه شدیم و در نهایت بر خلاف میل درونی خود دست به تحصن زدیم. وی افزود که که نزدیک به یک و نیم ماه می‌شود که تحصن استادان تربیه معلم سید جمال‌الدین ادامه دارد و تا کنون وزیر معارف و مسئولان ریاست عمومی تربیه معلم حتی برای یک‌بار هم نیامدند تا به خواسته‌های ما گوش دهند و این نهایت بی‌توجهی این مسئولان را نسبت به این قضیه نشان می‌دهند و مسئولان وزارت تحصیلات عالی نیز در این زمینه مخالفت کردند. آقای ناهوری تصریح کرد که وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی هیچ دلیلی قانونی و منطقی برای مخالفت‌شان با ارتقای تربیه معلم سید جمال‌الدین به دانشگاه ندارند و دلیل مخالفت وزارت معارف این است که اگر این موسسه به دانشگاه ارتقا یابد از چارچوب این وزارت خارج می‌شود و تحت رهبری وزارت تحصیلات عالی قرار می‌گیرند، در حالیکه وزارت معارف به دنبال حفظ این موسسه در چارچوب این وزارت حتی در صورت ارتقای آن به دانشگاه است. این استاد تربیه معلم سید جمال‌الدین همچنان در مورد مخالفت مسئولان وزارت تحصیلات عالی با ارتقای این موسسه به دانشگاه گفت که آنان در یک مورد ادعا کردند که ارتقای این دارالمعلمین به دانشگاه غیر قانونی است در صورت که این امر نه در قانون تحصیلات عالی ذکر شده است و نه برای بار نخست است که چنین اقدامی صورت می‌گیرد؛ بلکه در سال 1381 دانشگاه تعلیم و تربیه استاد ربانی نیز از یک موسسه نیمه عالی به دانشگاه ارتقا یافت و دلیل دوم آنان نیز این است که گویا دانشگاه‌های تعلیم و تربیه کشور سالانه حدود 17000 معلم فارغ می‌دهند و وزارت معارف ظرفیت جذب 10000 معلم را دارد و ما نیازی به ایجاد یک دانشگاه تعلیم و تربیه دیگر نداریم. وی در این زمینه گفت که اولا آمار وزارت تحصیلات عالی در مورد معلمان و جذب آنان نادرست است و دوم این که از مجموع 190 هزار معلم وزارت معارف در سراسر افغانستان در حدود 87 درصد آنان پایین‌تر از درجه تحصیلی لیسانس هستند و تنها 13 درصد این معلمان دارای مدرک لیسانس می‌باشند و نیاز است که آن‌ها هرچه زودتر به درجه‌های بالاتر تحصیلی ارتقا یابند و این ظرفیت را وزارت تحصیلات عالی در اختیار ندارد. آقای ناهوری خاطرنشان ساخت که متاسفانه مسئولان وزارت معارف و وزارت تحصیلات عالی کوچک‌ترین درکی نه از وضعیت و پیشرفت‌های جهان دارند و نه از نیازهای واقعی جامعه افغانستان و مشکلات و دردهای که نظام آموزشی کشور با آن مواجه است و اگر آنان این وضعیت را درک می‌کردند که ما اکنون در کجای این جهان ایستاده‌ایم، خودشان پیشنهاد ارتقای تربیه معلم سید جمال‌الدین را به دانشگاه ارایه می‌کردند، لازم به ذکر است که این دو نهاد خود مانع بزرگی بر سر راه پیشرفت جامعه واقع شده اند و دانشگاه‌های کشور به اثر بی‌کفایتی مسئولان بلندپایه وزارت تحصیلات عالی تبدیل به کارخانه تولید مدرک شده است. به گفته این استاد تربیه معلم سید جمال‌الدین افغان؛ این موسسه ظرفیت لازم برای دانشگاه شدن را هم به لحاظ کادر علمی و هم به لحاظ امکانات تحصیلی دارد؛ زیرا در این دارالمعلمین در حال حاضر حدود 90 استاد با مدرک ماستر و دکترا تدریس می‌کنند و حدود 25 درصد اساتید آن دارای رتبه علمی پوهنمل هستند و این کادر در بسیار از دانشگاه‌های دولتی وجود ندارد و از نظر امکانات مادی نیز همه امکانات یک دانشگاه را در اختیار داریم، تنها چیزی که ما ضرورت داریم فقط جواز فعالیت یک دانشگاه است. وی از مسئولان وزارت معارف و وزارت تحصیلات خواست که به خواسته‌های نزدیک به 180 استاد تربیه معلم سید جمال‌الدین توجه و اعتماد نمایند و به آن لبیک بگویند؛ زیرا این‌ها به خوبی نیازهای اساسی معارف افغانستان را درک می‌کنند و عمری است که در درون این مشکلات قرار دارند. آقای ناهوری هشدار داد، تا زمانکه خواست برحق و قانونی ما برآورده نشود به این اعتصاب خود ادامه می‌دهیم و از موضع خود عقب نشینی نمی‌کنیم و دانشجویان این تربیه معلم نیز در کنار استادان خود قرار دارند و آنان حتی به روش‌های فراتر از تحصن فکر می‌کنند و اگر به این خواسته‌ها رسیدگی صورت نگیرد، احتمال اقدامات بیشتر از اعتصاب دور از انتظار نیست. این در حالی است که در اکثر مناطق کشور حتی معلمان با مدرک صنف 12 نیز وجود ندارند و وزارت معارف همواره از کمبود آموزگاران مسلکی در مناطق دور دست کشور شکایت دارد و در بسیاری از مکاتب کشور با کمبود تشکیلات نیز مواجه است و از شاگردان صنوف 11 و 12 همان مکتب به حیث آموزگاران صنفوف پایین بهره می‌برند. سیدمهدی علوی‌نژاد/خبرگزاری پیام آفتاب، کابل   ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Tue, 19 Jun 2018 10:22:44 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81152/مسئولان-بلندپایه-وزارت-های-معارف-تحصیلات-عالی-هیچ-درکی-نیازهای-نظام-آموزشی-کشور-ندارند ​تحلیلی بر مقام و منزلت عید سعید فطر / آیت الله جوادی آملی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81054/تحلیلی-مقام-منزلت-عید-سعید-فطر-آیت-الله-جوادی-آملی ماه مبارک رمضان یک وحدت جمعی دارد. گذشته از این که هر روز تکلیف جدا و مستقل دارد و روزه گرفتن اش لازم است، مجموع این ماه یک وحدت خاصّ دارد که قرآن کریم از او این چنین یاد کرده‌است: «مَنْ شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلیَصُمْهُ» (۱). کسی که در ماه مبارک رمضان شاهد و حاضر بود و مسافر بود، این شهر را، این ماه را روزه بگیرد؛ لذا وظائف خاصّی برای شب هاست؛ دستورهای مخصوصی برای روزهاست. این وحدت جمعی ماه مبارک رمضان با فرارسیدن اوّل شوّال، فطر او فرا می‌رسد؛ بنابراین، همان طوری که هر روز پایانش افطار است، این ماه هم پایانش افطار است و روز عید فطر، افطار این ماه است؛ این مطلب اوّل. مطلب دوّم آن است که این روز را خدای سبحان، عید رسمی مؤمنین قرار داد. از دعای نورانی امام سجاد (ع) در وداع ماه مبارک رمضان بر می‌آید، چنین که در دعاهای قنوت نماز عید فطر هم بر می‌آید که خداوند این روز را عید قرار داد؛ که جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عِیداً (۲)، لِلمُؤمِنینَ عِیداً (۳). مطلب بعدی آن است که عید به معنای نشاط و سرور نیست. چون سُروراً عطف بر عید شده‌است و جدای از اوست. در صحیفه سجادیّه دارد عِیداً وَ سُروراً؛ این عید گرچه با «یا» استعمال شده‌است، ولی اصلش «واو» ی است نه یائی. شاید یائی هم اصلاً نباشد! این عادَ یَعُودُوا است؛ که معاد هم از همین لغت است، و مُعید بودن خدای سبحان هم از همین لغت است؛ که عید از عُود و رجوع مجدّد است. خدای سبحان نام مبارکی دارد به نام مبدأ و مُبدع و نام مبارک دیگرش مُعید است که او برمی‌گرداند. یوم عید یوم رجوع إلَی الله است؛ لذا دستورهائی که مربوط به خطبه‌ها و سخنان امام نماز عید هست، این است که: شما وقتی از منزل‌هایتان بیرون می‌روید به طرف مصلّی، آن حالت زنده شدن از قبر را در نظر بگیرید که یک ترسیمی از معاد است . منتهی خدای سبحان اگر بخواهد به صورت مُعید تجلّی تامّ داشته باشد، جریان معاد پیش می‌آید؛ و اگر گوشه ای از آن نام تجلّی بکند، «عید فطر» ظهور می‌کند. این عود و رجوع بنده است به طرف خدای سبحان. کسانی که روزه این ماه را گرفتند و توفیق انجام وظیفه داشتند، بر می‌گردند، جائزه خود را از خدای سبحان دریافت می‌کنند؛ لذا شب عید فطر و روز عید فطر به عنوان «لِیلَة الجَوائِز» یا «یُومُ الجَوائِز» هست که اگر گفته شده‌است: روز عید است و من مانده در این تدبیرم که دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم همین است که انسان بر می‌گردد به طرف خدای سبحان، پاداشش را دریافت می‌کند. مطلب بعدی آن است که: کسانی که به وظائف این ماه پر فیض موفّق شدند و عمل کردند، آنها که خُوفاً مِنَ النّار روزه گرفتند، یا شب‌های این ماه را زنده نگه داشتند، جائزه ای که از فرشتگان الهی دریافت می‌کنند، نجات از نار است. آنهائی که برای رسیدن به بهشت وظائف ماه مبارک رمضان را انجام دادند، جائزه ای که از فرشتگان رحمت دریافت می‌کنند، وصول به بهشت است. إن شآءَ الله این جائزه را حفظ می‌کنند؛ و آنهائی که شُوقاً إلَی الله، حُبّاً لله، شُکراً لله عبادت کردند، عُودشان به طرف خود خدای سبحان است و جائزه را از دست بی دستی خدای سبحان دریافت می‌کنند و آن هم محبوبیّت است و کرامت، که مقام شامخ محبّت را به آنها عطاء می‌کند. وقتی محبوب الهی شدند، هم از گزند دوزخ مصون اند، هم از فیض و فُوز بهشت طرفی می‌بندند؛ بنابراین سه گروه به خدا بر می‌گردند؛ و هر گروه جائزه خاصّ خودشان را هم دریافت می‌کنند؛ و در قرآن کریم فرمود: ما این یک ماه را که وحدت جمعی دارد بر شما لازم کردیم که روزه بگیرید: «لِتُکمِلُوا العِدَّه وَ لِتُکَبِّرُوا اللهَ عَلی مَا هَداکُمْ» (۴). شما باید این سی روز را به کمال برسانید، این ماه را به کمال برسانید، و بعد خدا را تکبیر بگوئید؛ بگوئید: «خدا اَکبَرِ مِنْ کُلِّ شِیء»(۵) یا «اَکبَرِ مِنْ أنْ یُوصَفْ» (۶) است که شما را هدایت کرده‌است. «لِتُکَبِّرُوا اللهَ عَلی مَا هَداکُمْ». لذا وظیفه آن است که بعد از نماز مغرب و نماز عشاء و نماز صبح و نماز عید فطر این تکبیر «اَللهُ اَکبَرُ عَلی مَا هَدانا» (۷) را انسان بازگو کند. «لِتُکمِلُوا العِدَّهَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللهَ عَلی مَا هَداکُمْ». خدا را انسان به بزرگی یاد کند که او را هدایت کرده‌است. معلوم می‌شود یکی از بهترین و بارزترین مصادیق هدایت، همین این دستور روزه گرفتن است و انجام وظائف شبهای این ماه پر برکت؛ و شاید در نوبت‌های قبل هم به عرضتان رسید که هم در دعاهای ما آمده، هم در روایات ما آمده که: ماه مبارک رمضان قُرَّهُ الشُّهُور و رأسُ السَّنَه (۸) است. آغاز سال برای سالکان صالح ماه مبارک رمضان است. کسی که اهل سیر و سلوک است، ذخیره یک ساله را از ماه مبارک رمضان فراهم می‌کند. هم مشکل ماه مبارک رمضان را تأمین می‌کند، هم مشکل یازده ماه دیگر را؛ بنابراین باید جایزه ای که در شب و روز عید فطر می‌گیریم، آنقدر قوی و زیاد باشد که بتواند مشکل یازده ماه دیگر ما را هم حل کند؛ که إن شآءَ الله امیدواریم این چنین باشد. جوایز الهی این است! وَ لِتُکَبِّرُوا اللهَ عَلی مَا هَداکُمْ. مطلب بعدی آن است که بیشترین دعا را در بین این چهارده معصوم (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام)، وجود مبارک امام سجاد دارد. حالا یا از ائمه دیگر جمع‌آوری نشده، یا جمع‌آوری شده بود و به ما نرسیده، یا اصلاً آنها این تجلّی دعا را واگذار کرده بودند به وجود مبارک امام سجاد. شما ببینید دعاهایی که وجود مبارک امام باقر (سلام الله علیه) در مراسم عید فطر دارند، همان‌هایی است که امام سجاد فرمود؛ وقتی می‌خواستند برای نماز عید فطر خارج بشوند، همان دعایی را می‌خواندند که امام سجاد دارد. وجود مبارک امام سجاد در بخش وداع ماه مبارک رمضان به خدا عرض می‌کند: خدایا! ما الآن تقریباً داریم مصیبت می‌بینیم که عزیزترین دوست ما از ما رخت بر می‌بندد، هجرت می‌کند: «وَاجبُر مُصیبَتَنَا فِی شَهرِنا» (۹). خب ما با این ماه مأنوس شدیم، این ماه ما را حفظ کرده‌است؛ حصن حصینی بود. مجاری ادراکی ما و تحریکی ما در این شهر طهور و تَمحیص به طهارت و پاکیزگی راه یافته‌است و الآن داریم این دوست عزیز را از دست می‌دهیم. شما در روز عید فطر این مصیبت مان را جبران بکنید. جایزه ای عطا بکنید که این مصیبت ما تسلّی پیدا کند. «وَاجْبُر مُصیبَتَنَا فِی شَهرِنا». این گونه از لطائف نیایش که در دعاهای امام سجاد (سلام الله علیه) هست، در ادعیه ائمه بعدی هم ظهور کرده؛ امام باقر (سلام الله علیه) هم همین را دارد. مطلب مهمی که وظیفه همه ما در همه مراحل، مخصوصاً در این عیدهاست، این است که دعا برای وجود مبارک ولی عصر و استقرار حکومت مهدوی با کرامت و عزّت از خدا بخواهیم. چون در همین دعاهای امام سجاد آمده‌است که خدایا! شما عید فطر را روزی قرار دادی که امّت اسلامی کنار هم جمع می‌شوند؛ و مُهتشد اینهاست، مجمع اینهاست؛ و برای اینها آن نشاط را هم فراهم بکنید. نشاط امّت اسلامی در استقرار عدل است. لِیَقُومَ النّاسُ بِالقِسط(۱۰) است. اگر إن شآءَ الله فقر و فساد و تبعیض رخت بر می‌بندد، جامعه اسلامی لبخندی بر لبانش می‌نشیند. وجود مبارک امام باقر وقتی برای نماز عید فطر بیرون می‌آمدند، از منزل خارج می‌شدند، دعاهایی که مربوط به امام زمان است، داشتند؛ که خدایا !… «اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیکَ فِی دُولَهٍ کَریمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الإسلامَ وَ اَهلَه» (۱۱). چنین که خود وجود مبارک ولی عصر هم این دعاها را دارد. دعای دیگری مربوط به وجود مبارک امام زمان (أرواحنا فداه) است که آن حضرت در روز عید فطر، بعد از نماز صبح با این جلال و شکوه به لقای خدا می‌رفت. بالأخره انسان باید جایزه را از دست خدای سبحان دریافت کند، ترقّی کند و بگیرد. دعای نورانی امام مهدی موجود موعود (علیه أفضلُ صلواتِ المُصلّین) بعد از نماز صبح روز عید فطر این است؛ عرض می‌کند: خدایا! من می‌خواهم به حضور شما بار یابم. امّا با جلال و شکوه می‌آیم که محفوظ بمانم. «اَللّهُمَّ إنّی اَتَوَجَّهُ إلِیکَ بِمُحَمَّدٍ (صَلَّ اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) اَمامِی وَ بِعَلِیِّ (عَلَیهِ الصَّلاهُ وَالسَّلام) عَنْ یَمینِی وَ خَلفِی وَ بِاَئِمَّتِی عَنْ یَسارِیْ اَستَتِرُوا بِهِمْ مِنْ عَذابِکْ». (۱۲) خدایا! ما با این جلال و شکوه به حضور تو بار می‌یابم که از قهر و غضبت نجات پیدا کنم. اینها تعلیم ماست. یعنی من طرزی حرکت می‌کنم که وجود مبارک پیغمبر (صلّ الله علیه و سلّم) جلوی من باشد؛ و علی بن أبیطالب طرف راست و پشت سر مرا حفظ کند؛ و ائمه دیگر طرف چپ مرا حفظ بکنند. من مُحاط و محفوف به نبوّت و رسالت و ولایت و امامت باشم. من در این مجمع و این مجموعه به حضور تو بار می‌یابم، به وسیله اینها از قهر تو نجات پیدا کنم. این تعلیم ماست که ما چگونه به ذات اقدس إله عرض حاجت کنیم، به کی متوسّل بشویم، کی را شفیع قرار بدهیم و از نبوّت آنها، از رسالت آنها، از ولایت آنها، از امامت آنها، از عصمت آنها، از حجّت بالغه بودن آنها مدد بگیریم. خود وجود مبارک ولی عصر خود را محفوف به اینها می‌داند. ما هم این چنین به خدای سبحان عرض بکنیم: پروردگارا! امّت اسلامی پشت سر پیامبر اکرم (علیه و علی آله آلاف التحیّه والکرم) در حالی که محفوف به امامت و ولایت است، در پناه اینها به تو پناهنده می‌شود. اینها امام ما و اَمام ما هستند در دنیا و برزخ و قیامت، در عید فطر، درگرفتن جائزه؛ که إن شآءَ الله امیدواریم اعمال و عبادات همگان به احسن وجه مقبول باشد؛ و خدای سبحان آن دولت کریمه ای را که امام باقر مسألت کرده‌است و همگان خواهان آنیم، نصیب ما بفرماید و این نظام اسلامی را به نظام ولی عصر (أرواحنا فداه) متّصل بفرماید! اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلِیکَ فِی دُولَهٍ کَریمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الإسلامَ وَ اَهلَه وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهلَه وَ تَجعَلُنَا فِیها مِمَّنْ تَنتَصِرُ لِدینِکَ وَ لا تَستَبدِلْ بِنَا غِیرَنا. پی‌نوشت: ۱ــ سوره بقره ر آیه ۱۸۵ ۲ــ من لا یحضره الفقیه ر ج ۱ ر ص ۵۱۳ ر بابُ صَلاهُ العیدین ۳ــ صحیفه سجادیّه ر دعای ۴۵ ر قسمت ۵۲ ـ وَ کانَ دُعائُهُ (ع) فِی وِداعِ شَهرِ رَمَضان؛ اَلَّذِی جَعَلتَهُ لِلمُؤمِنینَ عِیداً وَ سُروراً. ۴ــ سوره بقره ر آیه ۱۸۵ ۵ــ کافی ر ج ۱ ر ص ۱۱۸ ر بابُ مَعانی الأسماء وَاشتِقاقِها ۶ــ مستدرک الوسائل ر جلد ۵ ر صفحة ۳۲۸ ر بابُ کَراهَه أنْ یُقال اَللهُ اَکبَرُ مِنْ کُلِّ شِیء، بَلْ یُقالُ مِنْ أنْ یُوصَف. ۷ــ کافی ر ج ۴ ر ص ۱۶۶ ر بابُ التَّکبیرِ لِیلَهِ الفِطر وَ یُومِه. ۸ــ تهذیب الأحکام ر ج ۴ ر ص ۳۳۳ ر بابُ الزِّیادات ۹ــ صحیفة سجادیّه ر دعای ۴۵ ر قسمت ۴۸ ـ وَ کانَ دُعائُهُ (ع) فِی وِداعِ شَهرِ رَمضان ۱۰ــ سوره حدید ر آیه ۲۵ ۱۱ــ بحار الأنوار ر ج ۸۸ ر ص ۶ ر باب ۲ ـ اَدعیهُ عِیدِ الفِطر وَ زَوائِدُ الآداب - آیت الله جوادی آملی / روزنامه اطلاعات ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Thu, 14 Jun 2018 07:53:39 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81054/تحلیلی-مقام-منزلت-عید-سعید-فطر-آیت-الله-جوادی-آملی عید فطر، عید حقیقی / آیت‌الله سیدرضی شیرازی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/81053/عید-فطر-حقیقی-آیت-الله-سیدرضی-شیرازی دین مبین اسلام و احکام و دستورات آن چند ویژگی دارد. یکی آنکه دستوراتش مطابق فطرت بشر است؛ به عبارت دیگر، تشریع اسلام عین تکوین است «تکوین» یعنی خلقت و «تشریع» یعنی آیین زندگی. پس آیین زندگی باید مطابق خلقت باشد و چنین نیز هست؛ لذا اگر فرموده شراب منوشید، گوشت خوک مخورید، به این معناست که گوشت خوک برای جسم و روح شما مناسب نیست. رساله‌ها را باز کنید و این مسئله را ببینید که نوشته‌اند: «آنچه برای بدن ضرر قابل توجه دارد، حرام می‌باشد.» امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات این است که می‌توان او را مورد امر و نهی قرار داد و او نیز با ارادة خود آن کارها را یا انجام دهد یا ندهد؛ مثلاً می‌توان به او گفت سیگار برایت بد است و نباید آن را استعمال کنی. یا خدا دستور داده از صبح تا شب چیزی نخوری و نیاشامی و او باید بتواند این چنین باشد. امتیاز انسان از سایر جنبندگان این است که اراده دارد، یعنی می‌تواند با هوای نفس و خواست درونی‌اش مبارزه کند و کاری را انجام دهد یا انجام ندهد. ویژگی‌دیگر احکام و دستورات اسلامی آن است که مطابق با مصالح و مفاسد نفس‌الامری هستند؛ به این معنا که احکام اسلامی مطابق مصالح و مفاسد، جعل شده‌اند. اگر خداوند فرموده نماز واجب است، به این معناست که در نماز مصلحتی لازم بوده که برای انسان واجب شده‌است. خداوند از یک سو به خاطر علمی که دارد و از سوی دیگر به جهت تأمین سعادت بشر، قانونی را جعل می‌کند که انجامش به مصلحت بشر است و می‌تواند او را در تأمین سعادت کمک کند. واضح است که فقط خداوند می‌تواند این کار را انجام دهد، چون او عالم علی‌الاطلاق و خالق انسان است. بشر چگونه می‌تواند برای خود قانون وضع کند، در حالی که آشنایی کامل به وجود و ساخت خودش ندارد و موارد جهلش نیز روز به روز بیشتر می‌شود؟ ویژگی سوم احکام اسلامی جامع‌الاطراف بودن آن است. پیامبر اکرم (ص) دینی آوردند که به همة امور زندگی بشر نظارت دارد؛ یعنی هیچ کار و عمل و فکر و اندیشه و حالتی از انسان وجود ندارد مگر اینکه در این دین برایش برنامه و حکم وجود داشته باشد. این دین با چنین احکامی، دین جامع است. فقه ما پنجاه و دو کتاب دارد، تقریباً هفت کتاب و فصلش مربوط به عبادات است و مابقی آن مربوط به دنیا و روابط انسان‌ها با یکدیگر است. کتاب‌هایی که مربوط به عبادات است عبارتند از: طهارت، نماز، روزه، زکات، خمس، جهاد، حج. باقی کتب فقهی مربوط به این است که چگونه ازدواج کنیم؟ چگونه طلاق دهیم؟ ارث را چگونه تقسیم کنیم؟ چگونه مضاربه، مساقات، مزارعه، اجاره، مبایعه و… داشته باشیم؟ به هر حال در امور فقهی و حقوقی مطلبی نیست که در این کتب نیامده باشد. وسائل‌الشیعه کتابی است که در آن بیش از ۳۶هزار روایت جمع‌آوری شده و مربوط به جزئی‌ترین وظایف عبادی و غیر عبادی است. گمان نکنید که دستورات اسلام فقط برای قبر و بعد از قبر مفید است، بلکه این دستورات و احکام چون جامع‌الاطراف است، برای دنیا و آخرت انسان مفید است. این دستورات بیشتر به درد دنیای ما می‌خورد تا آخرت ما! با این اوصاف، اسلام عزیز برای ما تکلیف نیست، بلکه نعمت است و نسخه‌ای بالاتر و بهتر از این دین الهی وجود ندارد تا بتوانیم به وسیلة آن جان و بدن و عقل و اجتماع خود را حفظ کنیم. اسرار روزه یکی از احکام و دستورات خداوند روزه‌گرفتن است. هدف و غایت و مصلحتی که خدا برای روزه بیان می‌کند، اخص از آن چیزی است که در روایات آمده و متفاوت است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما واجب شد همان‌گونه که بر پیشینیان شما واجب شد، شاید پرهیزگار شوید.» (بقره، ۱۸۳) قرآن هدف و سرّ روزه‌داری را متقی‌شدن دانسته‌است: لعلکم تتقون. سؤال این است که روزه‌داری با تقوا چه ارتباطی دارد؟ برای جواب به این سؤال، مقدمه‌ای عرض می‌کنم. انسان به سه طریق ممکن است گناهی مرتکب نشود: راه اول آن است که اصلاً به مرکز و محل گناه قدم نگذارد. خیلی از اوقات انسان می‌داند که فلان‌جا مرکز گناه و جایی است که فعل حرام در آن انجام می‌شود، چون در آنجا قدم نمی‌گذارد و وارد نمی‌شود، پس گناهی هم مرتکب نمی‌شود. راه دوم آن است که انسان وسیلة ارتکاب فعل حرام را نداشته باشد؛ مثلاً کسی که ناشنواست، از شنیدن صدای موسیقی حرام عاجز است، پس مرتکب این گناه نمی‌شود. کسی که لال است، چون قدرت تکلم ندارد فعل حرامی مثل غیبت را مرتکب نمی‌شود. راه سوم آن است که انسان به محیط یا مرکز گناه برود، اما با اراده و قدرت به گونه‌ای خود را مجهز کرده باشد که بتواند آن را از خودش دفع کند. این شخص به کسی می‌ماند که خود را در مقابل میکرب‌ها واکسینه کرده، لذا با این کار می‌تواند به مرکز آلودگی نیز وارد شود. این عده با نیرویی که در خودشان به وجود آورده‌اند، می‌توانند در مراکز گناه حاضر شوند اما پایشان نلغزد. انسانی که در وجودش چنین قدرتی به وجود آمده، به واقع در او دافعه‌ای نسبت به گناه ایجاد شده، یعنی نسبت به گناه، صیانت نفس پیدا کرده و در وجودش دستگاه کنترل ایجاد شده‌است. در دوراهی‌ها که قرار می‌گیرد و می‌تواند دروغ بگوید، دروغ نمی‌گوید؛ اگر می‌تواند مال حرام بخورد، نمی‌خورد؛ اگر می‌تواند نگاه حرام نماید، خود را مهار می‌کند و نگاه نمی‌کند. یکی از راه‌هایی که به انسان در به وجود آمدن دستگاه مهار نفس کمک می‌کند، «روزه» است. با روزه سی‌روز تمرین ترک عادتها می‌کنید. شما به خوردن غذا در وقت خاص و انجام خیلی از کارها عادت داشته‌اید، در انجام خیلی از کارها آزاد بوده‌اید که با روزه گرفتن تمام اینها را ترک می‌کنید. انسان مؤمن با قدرت و اراده خودش این کارها را ترک می‌کند. همین کار، اراده را قوی می‌کند و نیرویی به وجود می‌آورد که با آن می‌توانید نفس را مهار نمایید. این صیانت و ضبط‌نفس و ارادة قوی، «تقوا» نام دارد. تقوا، نیرویی است که انسان به وسیلة آن از گناه اجتناب می‌کند. خداوند هدف و سرّ روزه را به وجودآمدن تقوا در انسان می‌داند. پیامبر (ص) در آخرین جمعة ماه شعبان خطبه‌ای ایراد کردند و در ضمن آن فرمودند: «قد اقبل الیکم شهرالله: همانا ماه خدا به شما رو آورده‌است.» چرا رمضان ماه خداست؟ توجیه من این است که این ماه، ماهی است که انسان می‌تواند خدایی شود. چون فقط انسان است که می‌تواند علیه خود و نفسانیاتش کودتا کند؛ حیوان نمی‌تواند. با این تعبیر، آنهایی که بدون هیچ عذر شرعی و در عین صحت مزاج، مطابق هوای نفس عمل می‌کنند و مرتکب گناه بزرگ روزه‌خواری می‌شوند، همانند حیوان دستگاه کنترل ندارند و فرقی با آن نمی‌کنند. در واقع مخالفت با هوای نفس نتیجة قوّت عقل انسان است و عقل هم منشأ اختلاف انسان با حیوان است. پس انسانی که هوای نفس را کنترل نمی‌کند، بعد عقلانی‌اش ضعیف است و در این جنبه به حیوان نزدیک است. پس اگر این ماه را ماه انسان خدایی بنامیم، حرف گزافی نگفته‌ایم؛ چون این ماه، ماه اتصال به ملکوت و عالم غیب است. ماهی است که انسان به خدا و روحانیت نزدیک می‌شود و می‌تواند به پایة فرشتگان برسد و انسانی در لباس ملائکه باشد. اما این مقام برای انسان به آسانی به دست نمی‌آید. اگر روزه می‌گیریم، باید طبق فرموده امام صادق (ع)، گوش و چشم و همة اعضای بدن روزه باشند تا نتیجه مطلوب که تقوا و اراده و مهار نفس است، حاصل شود. نمی‌شود انسان روزه بگیرد، اما حجابش درست نباشد، نماز نخواند، به نامحرم نگاه کند، موسیقی حرام گوش کند، غیبت کند، تهمت بزند، سوءظن داشته باشد و… این کارها با غایت و هدف روزه‌داری منافات دارد و انسان را عقب می‌اندازد. پس این ماه، ماه خدا نامیده شده، چون ماهی است که انسان در آن می‌تواند به کمال برسد و خداگونه شود. یکی دیگر از فلسفه‌های روزه، بعد اجتماعی آن است. خداوند از این طریق اراده فرموده که متموّلان و آنهایی که وضعیت مالی خوبی دارند، در این ایام با درک گرسنگی، همسان و مساوی فقرا قرار گیرند تا بتوانند وضعیت آنها را درک نمایند تا از این طریق روح مساوات در میان مسلمانان پیدا شود. پولدارها باید متوجه شوند که بی‌پولها چه احساسی دارند، و کسی که بیش از دو ماه است که گوشت نخورده، در چه وضعی به سر می‌برد. پس یکی از حکمت‌های روزه آن است که اغنیا همسان فقرا قرار گیرند تا ضمن اینکه بتوانند حال ایشان را درک کنند، این انگیزه در آنها ایجاد شود که از اموال خود به آنها نیز کمک نمایند. عید حقیقی یا اعتباری؟ امور عالم دوگونه است: برخی از آنها طبیعی و تکوینی و برخی دیگر قراردادی و اعتباری است؛ مثلاً اگر می‌گوییم آب از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن تشکیل شده، این از ناحیه قرارداد یا قطعنامه یا لایحه تصویبی بین انسان‌ها نیست، بلکه به صورت تکوینی و طبیعی، آب از این دو عنصر تشکیل می‌شود و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، این عناصر در آب موجود است. اما برخی امور هستند که این‌گونه نیستند: یک روز ارزش دارد و روز دیگری بی‌ارزش است؛ اهمیت صدر مجلس یا فلان اسکناس، توسط قرارداد و اعتباری است که بین انسان‌ها ایجاد شده و امکان تغییر در آن وجود دارد. این امور را قراردادی و اعتباری می‌نامیم. به‌عنوان مثال در بین عموم مردم کلاه از سر برداشتن، علامت احترام به طرف مقابل است؛ اما در میان روحانیون برای احترام به طرف مقابل، عمامه بر سر می‌گذارند. پس قرارداد میان مردم این است که اگر کلاه بر سر دارید و می‌خواهید کسی را احترام نمایید، آن را از سر بردارید، اما در میان علما و روحانیون قرارداد آن است که اگر کسی آمد و خواستید به او احترام بگذارید، عمامه بر سر بگذارید. آیا عید فطر است یا عید قربان که اسلام این روزها را به عنوان عید معرفی کرده، از نوع امور قراردادی است یا طبیعی؟ شما که روز ولادت خود را جشن می‌گیرید، در آن روز به صورت تکوینی و طبیعی حادثه‌ای رخ نداده، چون حادثه‌ای که رخ داده سالها قبل بوده و سالیانی از آن می‌گذرد. اگر امسال در سالروز تولدتان به شادی می‌نشینید، به خاطر تجدید خاطره است. تجدید خاطره هم یک امر قراردادی و اعتباری است. بله، اگر روزی را که فارغ‌التحصیل می‌شوید و مدرک تحصیلی خود را می‌گیرید یا روزی که ازدواج می‌کنید یا روزی را که خدا به شما فرزندی عطا می‌کند، عید می‌نامید و شادی می‌کنید، به خاطر امر خارجی است که در آن روز اتفاق افتاده و این یک جشن حقیقی و طبیعی است. چون بالاخره روزی که شما کمال علمی پیدا کرده‌اید، عید حقیقی و واقعی تلقی می‌گردد. عید فطر روزی است که مؤمنان واقعاً شادند و این شادی به خاطر کمالی است که در آن روز پیدا می‌کنند. این کمال، کمالی عملی است. مؤمنان در یک کلاس تربیتی که سی روز به طول انجامیده‌است، اراده خود را تقویت کرده‌اند. در این سی روز آنها تمرین اراده داشته و با آزادی خودشان در هر سمت و سو به مبارزه برخاسته‌اند. آنها در این مدت، تمایلات خود را سرکوب کرده و از بردگی هوای نفس خارج شده‌اند. در این مدت آنها توانسته‌اند آقا و سرور خود باشند. حالا که واقعاً چنین اتفاقی افتاده، پس اول ماه شوال عید است. این روز، عید تقوا پیدا کردن است، همان‌گونه که قرآن غایت روزه‌داری را «لعلکم تتّقون» دانسته‌است. هدف از روزه، خروج از حیوانیت و رسیدن به مقام آدمیت و انسانیت است. روز عید قربان هم چنین عیدی است، این روز برای کسی که در مِنی گوسفند خود را سر بریده و سر خود را تراشیده یا مویش را کوتاه کرده، عید است؛ چون معنای سربریدن گوسفند، سربریدن نفس أمّاره و حیوانی خود است. اگر او گوسفند قربانی کند، کنایه از این است که بُعد حیوانی خود را که مبدأ شهوات و افعال ناشایست است، سربریده و سرکوب کرده‌ام. حاجی با این کار، شیطان را از خودش دور کرده‌است. او موی خود را تراشیده و با این کار، زخارف و زیبایی‌های دنیا را دور ریخته‌است. آیا برای حاجی که این کارها را می‌کند و از نظر روحی تعالی و ترقی به دست می‌آورد، عید واقعی نیست؟ این روز برای همه کسانی که چنین پیشرفتی داشته‌اند، عید است. به همین علت است که در نماز این روز می‌خوانید: «الذی جعلتهُ للمسلمینَ عیدا». آیا این روز برای حاجی که گناهانش پاک شده و مثل روزی است که از مادر متولد شده، عید نیست؟ پس عید قربان یک عید حقیقی و واقعی است. نماز عید فطر در روز عید فطر، مؤمنان به شکرانه توفیقی که خداوند به آنها در عبادت داده، به نماز می‌ایستند. این نماز در سال دوم هجری در مدینه تشریع شده‌است. عظمت و بزرگی اسلام را در این نماز می‌توان دید. نماز عید فطر یکی از بزرگترین اجتماعات اسلامی است. اسلام برای این اجتماعات اهمیت فراوانی قائل است. ثواب نمازی که در این اجتماعات خوانده می‌شود، به هیچ عنوان قابل مقایسه با نماز فرادی در منزل نیست. این اجتماعات فیوضات و برکاتی دارد که اگر از آنها خبر داشتیم، هیچ وقت نماز را در منزل نمی‌خواندیم. اجتماع موجود یکی از برکاتش این است که دعای انسان را به اجابت نزدیک می‌کند. بالاخره در میان هزاران نفری که حضور دارند، یک نفر مستجاب‌الدعوه وجود دارد که ممکن است خداوند به برکت دعای او، دعای ما را نیز مستجاب نماید. در روایات نسبت به حضور در این اجتماع‌ها تأکید زیادی شده تا جایی که فرموده‌اند: «یدالله مع الجماعه: دست خدا با جماعت است»؛ لذا خانه‌های خدا و مساجد را خالی مگذارید و در این مراسم شرکت کنید. یکی دیگر از ویژگی‌های این اجتماع‌ها، الغای خصوصیات شغلی و طبقاتی است. در صف نماز جماعت که نگاه می‌کنید، مهندس را در کنار کارگر می‌بینید، مدیرکل را در کنار کارمندش، غنی را در کنار فقیر، رئیس‌جمهور را در کنار مردم، مرجع تقلید را در کنار عموم مردم و… این معنای الغای خصوصیات شغلی و طبقاتی است. چنین اجتماع‌های عظیمی در کدام قسمت دنیا برقرار است؟ در مسجد، همه در کنار یکدیگر نشسته‌اید و این چیزی جز اخوت و برادری در جامعه اسلامی نیست. این جمعیت وقتی در یک مکان حاضر می‌شوند از اوضاع و احوال یکدیگر نیز باخبر می‌شوند. امروزه گرفتاری‌ها زیاد است، لذا مؤمنان باید به یکدیگر رسیدگی نمایند. همه نسبت به برادرانشان مسئولیت دارند، لذا تا آنجا که در توان دارید، به یاری یکدیگر بشتابید و هر نوع مساعدت و کمکی که از دستتان برمی‌آید برای دیگری انجام دهید. تزکیه نفس نماز عید فطر دو رکعت است که در رکعت اول بعد از حمد، سوره اعلی و در رکعت دوم سوره شمس خوانده می‌شود. تأکید هر دو سوره بر تزکیه نفس است. در سوره اعلی می‌خوانیم: «قد افلح من تزکّی؛ و ذَکرَ اسم ربه فصلّی: به تحقیق هر کس که تزکیه و تصفیه باطن نماید، رستگار می‌شود.» در سوره اعلی، خداوند پایه را تزکیه نفس قرار می‌دهد. علت اینکه در نماز عید این سوره انتخاب شده، همین است. شما که یک ماه روزه گرفته‌اید، قاعدتاً باید تزکیه و تصفیه باطن کرده باشید و از حسد، کینه، ریا، نفاق، بدبینی‌ها، رذایل و صفات حیوانی خود را آزاد کرده باشید. اگر چنین کرده باشید، خداوند به شما نوید رستگاری و فلاح می‌دهد. در سوره شمس خداوند به هفت پدیده طبیعی قسم می‌خورد: قسم به خورشید و تابش نور آن، قسم به ماه هنگامی که به دنبال خورشید می‌آید، قسم به روز هنگامی که جهان را روشن می‌کند، قسم به شب وقتی که دنیا را تاریک می‌کند، قسم به آسمان و آن کسی که این کاخ عظیم را بنا کرد، قسم به زمین و آن کسی که آن را گسترانید. بعد از این هفت قسم، خداوند قسم دیگری می‌خورد: «و نفس وما سوّاها: قسم به جان انسان و آن کسی که آن را ساخته‌است. فالهمها فجورها و تقواها: آنگاه شرّ و خیر را به او الهام کرد.» این حرف خیلی معنا دارد، خداوند به ما وجدان اخلاقی داده که ما به وسیله آن بتوانیم خیر و شر، زشت و زیبا را متوجه شویم. من می‌دانم دروغ بد است و راست‌گفتن خوب است، همه اینها الهامی از سوی خداست. بعد از همه این قسم‌ها، مطلب اصلی را می‌فرماید: «قد افلح من زکّاها؛ و قد خاب من دسّاها: هر که نفس خود را از بدیها پاک کرد، رستگار شد و هر که آن را آلود، بدبخت شد.» در این آیه، خداوند معیار انسان خوشبخت و بدبخت را معین می‌کند: انسانی که خود را تزکیه کند و نفس را از آلودگی‌ها نجات دهد، رستگار می‌شود و انسانی که خود را اسیر تمایلات نفسانی نماید، بدبخت می‌شود. به این ترتیب روز بعد از ماه مبارک رمضان، عید حقیقی و تکوینی و واقعی است، چون مؤمنان از این کلاس عملی سرافراز و سربلند خارج شده‌اند. شما یک ماه در کلاس تربیت الهی شرکت کرده‌اید، روز به روز که روزه گرفته‌اید، اراده شما قوی‌تر شده‌است، لذا در این روز از خداوند متعال، مدرک تربیتی خود را دریافت می‌کنید. بعد از رمضان، این توانایی را دارید که برخی دیگر از عادات ناپسند خود مثل سیگارکشیدن یا انواع اعتیادها را ترک کنید. پس واقعاً امروز عید است. همه شما یک ماه سر سفره خدا بوده‌اید و نفْس خود را تزکیه و پاک نموده‌اید. با این نفس پاک و زبان طاهر، دعاهای شما مستجاب خواهد شد. با همین حال خوش به نماز عید می‌ایستید و در هر رکعت بارها دست به قنوت بلند می‌کنید و خداوند را به بزرگی و عظمت و جودش یاد می‌کنید و سپس از او تقاضاهای بسیار ارزشمندی دارید. در ابتدا خداوند را به بزرگی یاد می‌کنید و او را به جود و بخشش و والایی می‌ستایید و بعد شروع می‌کنید به درخواست کردن: «اسئلک بحق هذا الیوم، الذی جعلته للمسلمین عیدا». شما این روز را که عید بسیار بزرگی است و به علت یک ماه عبادت و اجتماع میلیونی مؤمنان، ارزش ویژه‌ای پیدا کرده، در نزد خداوند واسطه قرار می‌دهید و او را به آن قسم می‌دهید. همچنین این روز، روزی است که برای پیامبر بزرگ اسلام (ص) ذخیره و شرف و کرامت و مزید ثواب است؛ چون ایشان این اجتماع را به دستور خداوند ایجاد کرده، پس اجر و ثوابش نیز برای آن حضرت است. آنگاه می‌گویید: خدایا! به این روز عزیز تو را قسم می‌دهم که درود و سلام خودت را بر پیامبر و خاندان بزرگوارش برسانی و به دنبال آن، در هر خیر و خوبی که پیامبر (ص) و خاندانش را وارد کرده‌ای، مرا نیز داخل کن و توفیق انجام آن کارها را نیز به من بده و نیز از هر بدی و کار ناشایستی که ایشان را از آن دورکرده‌ای، مرا نیز دور نما. این دعاها وقتی ثواب دارد که به معنایش توجه داشته باشیم و تلاش کنیم که مضامین آنها را در خود پیاده کنیم. آن خیری که پیامبر (ص) در آن داخل شده و شما نیز آن را از خدا می‌خواهید، کمک به مردم، اقامه نماز، احقاق حقوق، اطاعت خدا و… است؛ و آن بدی که خدا ایشان را از آن دور کرده، غیبت، دروغ، مال حرام، کلاه‌گذاشتن بر سر مردم و… است. با این دعا در واقع از خداوند می‌خواهید که توفیق انجام کارهای خوب را به شما بدهد. معلوم است که این توفیق با لفظ حاصل نمی‌شود، بلکه باید آمادگی و قابلیت را در خودتان ایجاد کنید و در این راه قدم بردارید تا به شما توفیق داده شود. در ادامه می‌خوانید: «خدایا، من همان چیزی را از تو می‌خواهم که بندگان صالحت می‌خواهند». بندگان صالح چه می‌خواهند؟ آنها ایمان کامل و سعادت و عاقبت به خیری و آخرت خوب و جنات نعیم را می‌خواهند. «و از آنچه بندگان صالح تو به آن پناه می‌برند، من نیز پناه می‌برم». دعا خواندن خیلی خوب است، اما باید با عمل همراه باشد. باید از دل برخیزد و در مقام عمل نیز به آن توجه داشته باشد. دعا بدون عمل، مثل نسخه پزشک است که گرفته‌اید و داخل جیب گذاشته‌اید. آیا این نسخه موجب بهبود می‌شود؟ نسخه پزشک وقتی سبب بهبود است که به مفاد آن توجه و عمل شود. - آیت‌الله سیدرضی شیرازی / کتاب زلال حکمت (انتشارات اطلاعات، با تلخیص) ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Thu, 14 Jun 2018 07:46:27 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/81053/عید-فطر-حقیقی-آیت-الله-سیدرضی-شیرازی ​عید فطر در شعر فارسی / محمدکاظم کاظمی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/81052/عید-فطر-شعر-فارسی-محمدکاظم-کاظمی بر سر بام بیا، گوشه ابرو بنمای روزه گیران جهان منتظر ماه نو اند این بیت، یکی از صدها بیت گنجینه شعر فارسی است که در آن، میان هلال عید و ابروی نگار مقارنتی دیده می‌شود. باری، عید فطراز زمینه‌های مهم محتوایی شعر فارسی است و نه تنها در حوزه محتوا، که در حوزه مضمون سازی نیز با جلوه تمام حضور دارد. در دیوان اکثر شاعران بزرگ کهن، اشاراتی مجمل یا مفصل به عید فطر می‌توان یافت و جالب آن که بیش از دیگر اعیاد اسلامی، این عید مورد توجه و نظر شاعران ما بوده‌است. به راستی چرا این گونه است؟ توجه ویژه به عید فطر در ادبیات فارسی، شاید از این روی باشد که رخ نمودن هلال ماه شوال، تأثیری محسوس و ملموس بر زندگی و سلوک فردی و اجتماعی جامعه اسلامی و بویژه شاعران می‌گذارد. با عید فطر، آدمیان دوباره به بسیاری چیزها دست می‌یابند که یک ماه تمام از آنها به‌طور مطلق یا نسبی برحذر بوده‌اند و بسیاری از این چیزها به واقع و به مجاز، چه در کسوت مادی و چه در هیئت معنوی، در زندگی شاعران ما حضور جدی داشته‌است. با این ملاحظه، هر گروه از شاعران، به مناسبت دلبستگی‌های خویش، نگاهی ویژه به عید فطر داشته‌اند و از رسیدن آن اظهار خرسندی کرده‌اند. این نگاه‌ها را می‌توان چنین دسته‌بندی کرد. دید عشرت جویانه هیچ نمی‌توان منکر عشرت جویی اهالی قدرت در ادوار مختلف تاریخی بود و هیچ نمی‌توان منکر شد که شاعران درباری نیز در این عشرت جویی سهیم بوده‌اند. شعر درباری ما شعری است بسیار زمینی، توأم با شادخواری و کامجویی؛ وبرای این گونه شعر و شاعران، ماه مبارک رمضان همواره ناگوار بوده‌است. آنان به میل خویش یا اکراه و اجبار، در این ماه از می و مطرب کناره می‌گرفتند و البته در تمام این ۳۰روز، منتظر هلال عید بودند تا بر سر کار همیشگی آیند. چنین است که در شعر این شاعران، ستایش عید توأم است با بدگویی شدید از ماه مبارک رمضان و عیدتنها از این زاویه نگریسته می‌شود که درهای بسته را بازمی‌گشاید. ببینید فرخی سیستانی چگونه به بهانه آمدن عید، ماه رمضان را نکوهش می‌کند. روزه از خیمه ما دوش همی شد به شتاب عید فرخنده فراز آمد، با جام شراب چه توان کرد اگر روزه ز ما روی بتافت نتوان گفت مر او را که ز ما روی متاب چه شود گر برود گو برو و نیک خرام رفتن او برهاند همگان را ز عذاب و چنین است نگاه منوچهری، امیرمعزی و دیگر شاعران درباری. این نگاه هرچند ستایش عید را در خود دارد، نمی‌تواند مطلوب کسانی باشد که عید را ادامه رمضان می‌دانند. رویکرد مداحانه در آثار بعضی شاعران درباری، نگرشی معتدل تر و بهنجارتر از نگرش پیشین به عید فطر مشاهده می‌شود. در اینجا ستایش عید، با اظهار ملال از رمضان همراه نیست، بلکه با خوشامد ممدوح همراه است. این شعرها، اغلب قصایدی هستند که برای قرائت در مراسم روز عید سروده می‌شده‌اند و در آنها، شاعر بیش از هر چیز، می‌خواهد تا به سلطان یا حاکمی که ممدوح اوست، تبریکی شایسته و فراخور حال بگوید و در نهایت سخن را به مدح او بکشاند. در آثارخاقانی، انوری، محتشم کاشانی و برخی قصیده سرایان دیگر، از این گونه شعرها می‌توان یافت و البته چنان‌که گفتیم، اینها اغلب قصیده اند و متناسب تریبون. در این قصیده‌ها، بحث عید و رمضان چندان ادامه نمی‌یابد و شاعر با گریز ماهرانه، سخن را به موضوع اصلی می‌کشاند که همان مدح ممدوح است. این نمونه هم بخشی از قصیده مفصل خاقانی شروانی است: صبح خیزان کز دو عالم خلوتی برساختند مجلسی بر یاد عید از خلد خوش تر ساختند هاتف میخانه داد آواز کای جمع الصبوح پاسخش را آب لعل و کشتی زر ساختند شاعر پس از چند بیت بسیار زیبا و هنرمندانه در وصف عید، به اینجا می‌رسد: چون به زر آب قدح کردند مژگان را طلی میخ نعل مرکبان شاه کشور ساختند و از این پس، مدح ادامه می‌یابد. نگاه رندانه به نگاه عشرت جویانه شاعران دوره سامانی و غزنوی اشاره کردیم که همراه با سلسله اصطلاحاتی خاص، بویژه اصطلاحات میخانه ای بود. این فرهنگ اصطلاحات، پس از طی شدن دوران شعر درباری، همانند میراثی ماندگار برای عصرها و دوره‌های بعد هم باقی ماند و شاعرانی که پس از آن، حتی دلبستگی یی به آن حال و هوا نداشتند،نتوانستند خویش را از سیطره این اصطلاحات برهانند. از سوی دیگر، گرایش‌های عرفانی و قلندرانه در شعر فارسی، زبانی رمزآمیز و تأویل پذیر طلب می‌کرد و همین، مایه شیوع بیشتر این اصطلاحات در شعرهای عارفانه شد. این رویکرد از سنایی غزنوی آغاز می‌شود و تا دهه‌های اخیر ادامه می‌یابد. در این شعرها، ظاهر کلام بسیار نزدیک است به آنچه در شعرهای عشرت جویانه دیدیم، ولی تفاوت مهم این است که آن شعرها صریح بود و تاویل ناپذیر، ولی اینها ابهام آمیز است و رندانه. به صراحت نمی‌توان گفت قدحی که حافظ می‌گوید: «هلال ماه به دور قدح اشارت کرد»؛ چگونه قدحی است. در حالی که در شعر فرخی و منوچهری، ماهیت ظرف و مظروف آن، کاملاً روشن و آشکار است. در این شعرها، برخورد شاعر با ماه رمضان بسیار محتاطانه است. او می‌داند در ستایش می، می‌توان توجیهی عرفانی به دست داد، ولی در نکوهش رمضان، این کار سخت می‌شود. چنین است که مثلاً حافظ با ظرافت تمام از ماه رمضان می‌گذرد و بدون تأکید برآن، شعبان را به عید رمضان گره می‌زند: ماه شعبان مده از دست قدح، کاین خورشید از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد اگر در شعرهای نوع اول، تقابل رمضان و عید مطرح بود و در شعرهای نوع دوم تقارن عید و ممدوح، در این نوع، تقارن عید و می درکار است که بیشتر در شعر شاعران مکتب عراق دیده می‌شود و ما به مثال‌هایی از حافظ بسنده می‌کنیم: روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست می ز خمخانه به جوش آمد و می بایدخواست نگرش هنرمندانه ماه مبارک رمضان و هلال عید، جدا از جوانب محتوایی، مایه مضمون سازی‌هایی برای شاعران شده‌اند. بیشتر این مضمون‌ها، در غزلهای عاشقانه دیده می‌شود و آنجا که شاعر میان عید و معشوق، مقارنه ایجاد می‌کند؛ همانند این رباعی زیبا از بیدل که در آن، عید بدون نگار بی ثمر دانسته می‌شود: عید آمده هر کس پی کار خویش است می‌نازد اگر غنی وگر درویش است من بی تو به حال خود نظرها کردم دیدم که هنوزم رمضان در پیش است یکی از دستاویزهای مهم شاعران برای این مضمون سازی، تشابه هلال و ابرو است. هلال، نشانه مهم عید است و ابرو هم از ارکان جمال معشوق. بدین ترتیب، عید با معشوق گره می‌خورد و چه بسا مضمون‌ها که از این رهگذر آفریده می‌شود. یک بیت زیبا از این نوع را در آغاز نوشته دیدیم. این هم مثالی دیگر که نام و نشان شاعرش بر من مجهول است: هلال عید می‌بینی و من پیوسته ابرویت مبارک باد بر تو عید و بر من دیدن رویت این گونه برخورد با عید، بویژه در آثار شاعران مکتب هندی، بسیار شایع و رایج است. چون شاعران این مکتب، بیش از این که عشرت مدار یا ممدوح مدار باشند، مضمون مدارند. از منظر زهد و عرفان از عصر سنایی و ناصرخسرو، در کنار دیگر گرایش‌های موجود شعر فارسی، گرایش زهدآمیز و عرفانی هم پای گرفت. این گرایش، در شعر عطار و مولانا تقویت شد و در شعر حافظ، با گرایش عاشقانه و رندانه پیوندی محکم یافت. باری، در شعر کسانی که از منظر زهد و عرفان به این موضوع نگریسته‌اند، به رمضان و عید از منظر شریعت و طریقت پرداخته می‌شود. برای شعری در این منظر، مصالح بیانی و اسباب مضمون سازی، در ماه مبارک بیشتر یافت می‌شود تا عید فطر. ماه رمضان، سرشار از مفاهیم مرتبط با زهد و عرفان مثل امساک، عبادت، شب زنده داری، شب‌های قدر، قرآن و دیگر ملزومات این ماه است. با این وصف، عجیب نیست که در این دیدگاه، رمضان پررنگ تر از عید جلوه کند. این شاعران، بیشتر در ماه مبارک خیره شده‌اند، تا عید. اگرهم از عید سخنی به میان آمده‌است، نه در تقابل، که در ادامه رمضان است. پیشگام این حرکت، سنایی غزنوی است، با غزلی زیبا که در وصف رمضان دارد: ای ماه صیام ارچه مرا خود خطری نیست حقا که مرا همچو تو مهمان دگری نیست از درد تو ای رفته بناگه ز بر ما یک زاویه ای نیست که پرخون جگری نیست ای داده به باد این مه بابرکت و باخیر مانا که از این آتش در دل شرری نیست و شکل کمال یافته اش را در شعر مولانا می‌بینیم که به واسطه طبع پرنشاط خود، نه تنها با عید، که با رمضان نیز برخوردی بسیار طرب‌انگیز دارد. گویا عید مولانا، از آغاز ماه رمضان شروع می‌شود: آمد ماه صیام سنجق سلطان رسید دست بدار از طعام، مائده جان رسید جان ز قطعیت برست، دست طبیعت ببست قلب ضلالت شکست، لشکر ایمان رسید و کسی که با رمضان، چنین از طرب سرشار می‌شود، با عید چه خواهد شد؟ عید آمد و عید آمد وآن بخت سعید آمد برگیر و دهل می زن، کان ماه پدید آمد حضوررمضان و عید در دیوان شمس و مثنوی معنوی، بسیار پررنگ و باشکوه است. بهترین رمضانیه‌ها و عیدانه‌های شعر فارسی را در آثار مولانا می‌توان یافت و در این دیدگاه معنویت گرا، کسی را بالاتر از او سراغ نداریم. ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Thu, 14 Jun 2018 07:42:14 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/81052/عید-فطر-شعر-فارسی-محمدکاظم-کاظمی ​سینماگران: انتقال آرشیف افغان فلم به ارگ خیانت به فرهنگ کشور است http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81047/سینماگران-انتقال-آرشیف-افغان-فلم-ارگ-خیانت-فرهنگ-کشور هزاران حلقه فلم داستانی از نود سال سینمای افغانستان و نیز انبوهی از فلم‌های مستند و خبری، در یک درجهٔ حرارت ثابت در ساختمان آرشیف افغان فلم، در یک بخش شهر کابل نگهداری می‌شوند. سینماگران، این حکم رئیس‌جمهور را خیانت به فرهنگ و هنر کشور و اشتباه جبران ناپذیر رئیس‌جمهور می‌گویند و تأکید دارند که رئیس‌جمهور باید حکمش را پس بگیرد. جوان شیر حیدری، رئیس اتحادیهٔ سینماگران افغانستان می‌گوید: «در جهان، نام ما مثلأ زنده است که ریاست افغان فلم داریم؛ حالا خانهٔ ما را اگر بخواهند به انگلیس بدهند، و انگلیس اگر خود لندن را برای ما بدهد، به فرهنگ افغانستان چه فایده می‌کند.» لطیف احمدی، فلم‌ساز نیز می‌افزاید: «این یک خیانت ملی بزرگ تاریخی است که هیچ وقتی این را دولت جبران کرده نمی‌تواند.» ابراهیم عارفی، رئیس افغان فلم که بربنیاد حکم ریس جمهور، یک و نیم ماه پیش برکنار شده‌است می‌گوید که سال‌ها زمان برد تا آرشیفی با درجه حرارت ثابت در کشور ساخته شود و بخشی از فلم‌ها نیز دیجیتل شوند، اما انتقال این آرشیف به معنای نابودی نود سال فلم افغانستان است: «قطعأ هیچ تضمیمی وجود ندارد. این مثل سفر بری جنگی است؛ رئیس‌جمهور یک فرمان نوشته می‌کند و سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ بدون آن که در بارهٔ آن فکری کند، فرمان را به افغان فلم می‌فرستد که در یک هفته، آرشیف افغان فلم به ارگ انتقال داده شود.» در همین حال، وزارت اطلاعات و فرهنگ، می‌گوید که این دستور به علت نگهداری بهتر از آرشیف افغان فلم و نیز دادن زمین این آرشیف به سفارت بریتانیا صادر شده‌است. صابر مومند، سخن‌گوی وزارت اطلاعات و فرهنگ گفت: «در هماهنگی با وزارت اطلاعات و فرهنگ بربنیاد حکم رئیس‌جمهور، این آرشیف در یک جای مصون که همان آرشیف ارگ است انتقال داده می‌شود.» در حالی که سفارت بریتانیا به گونهٔ رسمی در این باره چیزی نگفته‌است، اما گزارش‌ها می‌رسانند که پس از حمله مرگبار سال پار در چهار راه زنبق شهرکابل، اکنون این سفارت به محوطه افغان فلم در نزدیک سفارت آمریکا انتقال خواهد یافت. ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Thu, 14 Jun 2018 05:32:54 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/81047/سینماگران-انتقال-آرشیف-افغان-فلم-ارگ-خیانت-فرهنگ-کشور ​برندگان مسابقه سیرت النبی طی مراسمی در مزارشریف معرفی شدند http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/80975/برندگان-مسابقه-سیرت-النبی-طی-مراسمی-مزارشریف-معرفی-شدند به گزارش پیام آفتاب، این برنامه از سوی کانون فرهنگی عبدالقادر توانا با همکاری برخی از نهادهای فرهنگی اجتماعی راه اندازی شد. یک هفته قبل مسابقه سیرت النبی میان بیش از ۲ هزار نفر از ولایت‌های گوناگون کشور راه اندازی شده بود که حالا مراسم معرفی برندگان آن برگزار شده‌است. عبدالرووف توانا مسئول کانون فرهنگی عبدالقادر توانا می‌گوید که این برنامه از سوی این مرکز و با همکاری سایر نهادهای فرهنگی اجتماعی راه اندازی شده‌است. به گفتهٔ آقای توانا از جملهٔ این جوانان بیش از ۲۰۰ نفر به عنوان برندگانی که ۱۵۰ نفر در رقابت سیرت النبی و ۵۰ نفر دیگر در رقابت قرآنی معرفی شدند. از سوی هم برخی از جوانان که در این مسابقه اشتراک کرده‌اند، تأکید می‌کنند که راه اندازی این گونه برنامه‌ها می‌تواند در رشد استعدادهای جوانان در بخش اسلامی و دینی اثر گذار است. آنان به این باورند که اگر برنامه‌های اسلامی بیشتر گردد، می‌تواند در برابر خرافات و نیز تجاوز فرهنگی کشورهای غربی مبارزه نماید. این برنامه همه ساله در شهرمزارشریف راه اندازی می‌گردد که امسال نهمین همایش آن با حضور مقام‌ها محلی، نماینده گان و عالمان دین راه اندازی شد. سید حبیب‌الله نجفی زاده / خبرنگار خبرگزاری پیام آفتاب در شمال افغانستان (مزارشریف) ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Tue, 12 Jun 2018 05:57:06 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/80975/برندگان-مسابقه-سیرت-النبی-طی-مراسمی-مزارشریف-معرفی-شدند وزارت مخابرات: خدمات پستی در کشور را معیاری می‌سازیم http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/80959/وزارت-مخابرات-خدمات-پستی-کشور-معیاری-می-سازیم محمدهادی هدایتی، معین مالی خدماتی وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی گفت که از آن‌جایکه تمام شرکت‌های خصوصی خدمات پستی از اداره «اترا» جواز فعالیت می‌گیرند و ما از آنان تعهد می‌گیریم که در عرضه خدمات خود معیارهای بین‌المللی را رعایت نمایند. وی افزود که تا کنون ۱۰ شرکت پستی خصوصی در کشور جواز فعالیت دریافت کرده‌اند و وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی از بخش خصوصی به گونه جدی حمایت خواهد کرد. آقای هدایتی تصریح کرد که تا کنون به میزان بیشتر از ۱۰ میلیون دالر در این زمینه در کشور سرمایه‌گزاری شده‌است و افزون بر ۳ هزار جوان در این شرکت‌ها مشغول کارند. حکمت‌الله الکوزی، رئیس اداره اپرا نیز گفت که در عرضه خدمات پستی سرعت، مصئونیت و محرمت از اهمیت برخور دار است که حد اکثر ما بتوانیم در مدت ۷۲ ساعت بسته را در هر نقطه دنیا رسانیم. وی بیان داشت که یکی از ویژگی‌های این شرکت به وجود آوردن طرزالعمل جبران خسارت از سوی این شرکت است که بعد از تأخیر یا مفقودی بسته مشتری، جبران خسارت برای شان پرداخت می‌شوند. محمد عارف هوشنگ، رئیس عامل و سرپرست اسمارت سیستم گفت که این سیستم در سال ۲۰۱۶ کار خود را شروع کرد و قرار است که انواع خدمات اجتماعی را ارایه نماید؛ اما در حال حاضر ۱۷ نوع خدمات اجتماعی را به هم‌وطنان خود عرضه کرده‌ایم. وی افزود که ما یک قرار داد با وزارت عدلیه کشود داریم که به موجب آم اسناد و مدارک مراجعه کنندگان را ترتیب و در اختیارشان قرار می‌دهیم. این در حالی است که خدمات پستی در کشور علاوه از مشکلات و چالش‌ها مورد کم توجهی حکومت و شهروندان نیز واقع شده‌است و سیستم آن بسیار کهنه و غیر مؤثر می‌باشد. - سیدمهدی علوی‌نژاد/خبرگزاری پیام آفتاب، کابل ]]> علمی، فرهنگی، ورزشی Mon, 11 Jun 2018 10:05:50 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/80959/وزارت-مخابرات-خدمات-پستی-کشور-معیاری-می-سازیم