پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين چهره های افغانستان :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/Afghanistanology/AFGIndivid Wed, 22 Nov 2017 18:21:33 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Wed, 22 Nov 2017 18:21:33 GMT چهره های افغانستان 60 شیخ نادرعلی مهدوی درگذشت + زندگینامه http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/74964/شیخ-نادرعلی-مهدوی-درگذشت-زندگینامه به گزارش پیام آفتاب، شیخ نادر علی مهدوی، از چهره‌های مؤثر و مطرح جهاد و سیاست افغانستان به دلیل بیماری درگذشت. در ادامه زندگینامه ایشان از نظر می گذرد. --- زندگینامه استاد شیخ نادرعلی مهدوی مرحوم الحاج استاد شیخ نادرعلی مهدوی فرزند میرزا کلبی عباس کربلای و جدش ملاحسن رضا در سال (۱۳۱۰هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۳۱) میلادی در قریه خواجه نیکپای ولسوالی گزاب ولایت ارزگان در یک خانواده ای دیندار و متدین چشم به جهان گشود. مهدوی تعلیمات ابتدایی را به زادگاهش در سایه مهر پدر آغاز کرد. وی در اوائل دهه(۱۳۳۰هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۵۱) میلادی راهی مدرسه علمیه به اوت قول جاغوری می‌ّشود و بیش از سه (۳) سال از محضر اساتید بزرگوار آن مدرسه دینی و فضای معنوی و علمی آن کسب دانش و اخلاق و معنویت کرد و خاطرات شیرین و آموزنده فراوان از آن دوران اقامت خود در جاغوری و ناوه‌گری دارد. در سال (۱۳۳۴هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۵۵) میلادی جهت ادامه تحصیل عازم کشور ایران گردید و در شهر مشهد مقدس و در جوار آرامگاه ثامن‌الحجج سکونت یافت. در مدرسه علمیه فقیه سبزواری معروف به باغ رضوان ساکن گردید، نامبرده مدت هفت ماه در آن مدرسه اقامت گزید سپس به مدرسه حاج حسن معروف به باقریه کوچیده ادبیات عرب از جمله سیوطی، حاشیه و مطول را نزد ادیب نیشابوری تحصیل نمود و شرحِ لعمه و مکاسب را خدمت استاد سید احمد مدرس تلمذ کرد. معالم الاصول و مقدمه قوانین را در محضر آیت الله صالحی و رسائل را از شیخ هاشم قزوینی فرا گرفت. دوران تحصیل جناب مهدوی در حوزه علمیه مشهد مقدس در حدود هفت سال به درازا کشید و در سال (۱۳۴۱هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۶۲) میلادی جهت طی مراحل علمی بالاتر به سوی حوزه علمیه نجف اشرف رفته و درمدرسه علمیه بادکوبه ای سکونت گزید. او کفایه الاصول را نزد استاد شیخ کاظم ترک که به گفته خودش بسیار فاضل بود فرا گرفت و تکمله الرسائل را خدمت شیخ مسلم ملکوتی تبریزی و بخشی از آن را در محضر مرحوم فلسفی و فیروز آبادی آموزش دید و گاهی در دروس شهید محمد باقرصدر نیز شرکت می‌نمود. پس از اتمام سطوح عالیه دورس حوزه ای ایشان وارد قسمت تخصصی فقه واصول گردید و حدود شش ماه در درس‌های خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله خوئی شرکت نمود ولی به علت درخواست پدرش مبنی بر بازگشت ایشان به وطن از ادامه تحصیل در محضر آیت‌اله خوئی بازماند و راهی افغانستان شد. او زمانیکه حوزه علمیه نجف اشرف را به مقصد زادگاهش ترک گفت وارد کشور ایران شد و از آنجا به شهر هرات باستان و از راه قندهار و سپس وارد ارزگان، بعد از طریق راه خلج وارد ولسوالی گزاب شد؛ و پس از دید و بازدید مردم و رفع خستگی سفر، تعدادی از طلاب را برای فراگیری علوم دینی در منزل جذب کرد و روزانه به آموزش و تربیت آنها می‌پرداخت و شبانه به خانه‌های‌شان عودت می‌نمودند، برای تشویق و آموزش بهتر این طلاب سپس به تدریج دست به تأسیس یک مدرسه کوچک دینی زد که حدود بیست نفر طلبه در آن بطور شبانه‌روزی مشغول آموزش و تحصیل گردیدند.   وی پس از مدتی به دعوت مردم «گیرو» شهرستان بدانجا منتقل گردید و تدریس علوم دینی و فعالیتهای تبلیغی و اجتماعی خود را در آن ناحیه ادامه داد که این دوره از خدمات دینی وی در حدود سه سال طول کشید و در سال (۱۳۴۵هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۶۶) میلادی به دلیل بیماری برادرش به کابل رفته و با بستری شدن او در این شهر مجبور به اقامت در پایتخت کشور گردید. نامبرده در کابل نیز آرام نگرفته پس از پیدا کردند فرصت و آشنایئ به منطقه، در محله تپه سلام نزدیک به کارته سخی (منبر شهید آقای ناصر) و محله قلعه شهاده (منبر آقای تقدسی) به تعلیم و تربیه طلاب دینی و تبلیغ معارف اسلامی رو آورد و متون درسی سیوطی، حاشیه، شرح لعمه و قوانین را مورد تدریس قرار داد و یکی از شاگردان وی که درس سیوطی را نزدش فرا می‌گرفت، محمد کریم خلیلی بود که اکنون معاون دوم ریئس جمهور حامدکرزی می‌باشد. با همه مهارت و چیرگی که جناب استاد شیخ نادرعلی مهدوی در تدریس علوم اسلامی بویژه ادبیات داشت اما این سخنرانیها و خطابه‌های شورانگیز او بود که اسم مهدوی را بر سر زبانها انداخت و نزد مردم بویژه اهالی کابل اعم از شیعه و سنی مطرح و مشهور گردانیده، و محبوب ساخت یکی از افراد شیفته آقای استاد مهدوی مرحوم حضرت حجه الاسلام والمسلمین استاد رئیس یکاولنگی بود که پس از شنیدن چند سخنرانی اش سخت استاد مهدوی را مورد تشویق قرار داد و برای تبلیغ و برگزاری مراسم سخنرانی به یکاولنگ بامیان دعوت کرد. استاد شیخ نادرعلی مهدوی پس از مرخصی برادرش از شفاخانه (بیمارستان) کابل دعوت رئیس را اجابت کرده به یکاولنگ بامیان رفت و چندی در آن دیار شیعه نشین به ایراد سخنرانی و خطابه‌های پرشور و جذاب پرداخت و در جلسات سخنرانی وی که به همت آقای استاد رئیس یکاولنگی برگزار می‌شد مسؤلان دولتی منطقه نیز اعم از شیعه و سنی حضور به هم می‌رساندند و زبانی به تمجید و تحسین او می‌گشودند، این سفر تداوم یافت و در ادامه به بیداری مردم و شهرت افزون مهدوی گردید. در آستانه کودتای بدون خونریزی و مخملی سردار محمد داودخان در سال (۱۳۵۲هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۷۳) میلادی مهدوی به لشکرگاه مرکز ولایت هلمند مهاجرت کرد و علت آن نیز سخنرانی ایشان در یکی از محافل مذهبی قندهار که در حسینیه آیت الله شیخ محمد آصف محسنی قندهاری برگزار شده بود گفته شده‌است. وی در آن ایام به قندهار رفته بود و روزی در محفل با شکوهی که در محل مزبور منعقد گردیده بود حضور یافت و به گفته خودش خطیب مجلس بنام آقای ملاجان سخنرانی کرد و مردم زیادی از اهالی قندهار اعم از زن و مرد حتی چهار والی (استاندار) قندهار ولایت‌های مجاور نیز بر حسب اتفاق حضور داشتند من با توجه به پایان سخنرانی خطیب مزبور و باقی ماندن فرصت تا اذان ظهر اجازه طلبیده لب به سخن گشودم و سخنرانی پرهیجان و جذابی را ارائه نمودم که آقای محسنی پس از آن از سخنرانی یاد شده، وتأثیرش به نیکی یاد می‌کرد. در میان حضار در آن مجلس جمعی از شیعیان و طرفداران خاندان اهلبیت و طهارت (ع) از لشکرگاه نیز حضور داشتند آنان پس از این سخنرانی از نامبرده جهت انجام وظایف دینی و آموزش فرزندان خود از ایشان به لشکرگاه دعوت می‌کند و موصوف آن را پذیرفته به آن شهر انتقال یافت. او در لشکرگاه با هدایت و کمک آیت الله محسنی قندهاری مسجد و حسینیه محمدی را پایه‌گذاری کرد و حدود پنج سال را در آن شهر به خدمت همان مردم پرداخت. با حاکمیت یافتن کمونیست‌ها برکشور که طی کودتای هفت ثور سال (۱۳۵۷هـ، ش) مطابق با بیست و هشت آوریل سال(۱۹۷۸) میلادی رخ داد او از لشکرگاه که تحت فشار کمونیست‌ها بود به روستای زادگاهش در ولسوالی گزاب منتقل شد و در زمستان با حفظ احتیاط دست به کاری نزد. با آب شدن برف‌ها و آمدن بهار سال (۱۳۵۸هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۷۹) میلادی که انقلاب اسلامی و مقاومت مردمی برضد رژیم مارکسیستی در کابل آغاز شد او به مبارزان اسلامی پیوست و به شهرستان رفت و ریاست حوزه امنیتی و سیاسی، اسلامی آن منطقه را به عهده گرفت. موصوف می‌افزاید که «با ابتکار مردم بخصوص بزرگان جاغوری شورای انقلابی اتفاق اسلامی در ورس (بامیان) تشکیل گردید ما مردم هزارستان را متحد نموده در امر جهاد اسلامی و اداره منطقه و رسیدن به اهداف دینی و ملی یاری رساند» و مهدوی نیز به شورای اتفاق پیوست و از عضویت یافتن در آن و اجرای برنامه‌های آن استقبال کرد. وی از آن پس به عنوان یکی از اعضای ارشد شورای اتفاق به ایران و پاکستان مسافرت کرد و نسبت به بازگشایی دفاتر نمایندگی آن در خارج کشور تلاش نمود و در تحولات مختلف هم چنان بر اهمیت شورا و تبیین اهداف و مواضع آن وفاداری به آرمان‌های آن پای فشرد و برخلاف برخی از اعضأ و حتی رهبران شورای اتفاق که تحت تأثیر تبلیغات احزاب و گروه‌های دیگر یا فشار نظامی آنان دست از شورا کشیده بر خلاف باور خویش به احزاب دیگر پیوستند. مهدوی در این راه فشار نظامی ندید اما فشارهای گسترده و سنگین تبلیغاتی و سیاسی را تحمل کرد و به احزاب و گروه‌های تازه تأسیس و پر ادعا پاسخ منفی داد. در سالهای (۱۳۶۶هـ، ش) و(۱۳۶۷هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۸۷) و(۱۹۸۸) میلادی که فشارهای سیدمهدی هاشمی «که بعدها اعدام گردید» برگروه‌ها و احزاب افزایش یافت مهدوی هم چنان مقاومت کرد و در یکی از راهپیمایی‌های مهاجران مقیم ایران به مناسبت اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق که در زمستان (۱۳۶۶هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۸۷) میلادی برگزار شد سخنرانی تند و کوبنده بر ضد وی کرد و سیاست‌های نفاق برانگیز و ضداسلامی و خانمان برانداز او را در افغانستان افشا و محکوم کرد. وی در ادامه به پاکستان رفت و در دفاتر شورای اتفاق در پیشاور و کویته فعالیت می‌نمود با سران احزاب اسلامی اهل سنت و سلطنت طلبان افغانی ارتباط بیشتر گرفت تا اینکه در سال (۱۳۷۱هـ، ش) مطابق با سال(۱۹۹۲) میلادی با سقوط دولت مارکسیستی دکتر نجیب الله به افغانستان رفته و به عنوان وزیر مشاور اولین دولت مجاهدین به ریاست صبغت الله مجددی شروع به کار کرد اما جنگ‌های داخلی و رقابت‌های ناسالم مجاهدین و انحصار طلبی رهبران آن مجال کار نداد و پس از سه ماه به پاکستان بازگشت. مطلب در خور توجه اینکه مهدوی از افرادی بود که در جریان تحول عمده‌ی احزاب جهادی شیعه و انحلال آنها و تأسیس حزب وحدت اسلامی افغانستان، موضع مخالف گرفت و هرگز به رهبران احزاب شیعی بخصوص سران سازمان نصر افغانستان اعتماد نکرد که آنان مصلحت واقعی را مد نظر داشته در آن راه گام بردارند و پس از آنکه در سال‌های (۱۳۶۹هـ، ش) و (۱۳۷۰هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۹۰) و(۱۹۹۱) میلادی حتی رئیس شورای انقلابی اتفاق اسلامی به حزب وحدت پیوسته عضویت در شورای نظارت را پذیرفت، او با سید بهشتی قهر کرد. مخالفت خود را بدان اقدام اعلام کرد و بهشتی را ناقض پیمان‌های حزبی و قرارهای قبلی دانست. شیخ مهدوی در دهه سالهای (۱۳۷۰هـ، ش) ومطابق با سال (۱۹۹۱) میلادی در پاکستان بسر می‌برد و در بعضی نشست‌های صلح که از سوی طرفداران ظاهرشاه یا سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برگزار می‌شد مانند نشست استانبول، لیبراسکا «آمریکا» و بن شرکت نموده و در دوران سیاه طالبان در تلاشهای دیپلماسی برای صلح افغانستان سهم گرفت. او می‌گفت در نشست بن که منجر به سقوط طالبان و آمدن صلح در افغانستان گردید. به دلیل درگذشت یکی از بستگانش نتوانست به موقع شرکت کند و اگر بدان شرکت می‌توانست یکی از وزارت خانه‌ها به او تعلق می‌گرفت اما پس از فتح کابل و آمدن دولت انتقالی به ریاست حامد کرزی به عنوان وزیر مشاور تعیین و مشغول بکار گردید و هم چنان استاد مهدوی عضو کمیسیون تدوین قانون اساسی سال (۱۳۸۲هـ، ش) مطابق با سال(۲۰۰۳) و به رسمیت شناختن مذهب جعفری در کنار مذهب حنفی و رسمی شدن زبان فارسی در کنار زبان پشتو تلاش‌های زیادی از خود بخرج داد تا اینکه به اهداف همیشگی خود به کمک و یاری خداوند رسید. حجت الاسلام والمسلمین استاد شیخ نادرعلی مهدوی وزیر مشاور رئیس جمهور پیشین حامد کرزی در امور دینی و قومی بود. وی از چهره‌های مؤثر و مطرح، خطیب توانا، دانشمند و مجاهد فداکار و مخلص کشور بود. - عبدالقادرسروری ]]> چهره های افغانستان Thu, 12 Oct 2017 15:48:52 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/74964/شیخ-نادرعلی-مهدوی-درگذشت-زندگینامه زندگینامه «سید حضرت گل رضوانی» http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/70860/زندگینامه-سید-حضرت-گل-رضوانی شخصیت اجتماعی، فرهنگی،مجاهد و مداح برازنده، جناب آقای کربلایی سید حضرت گل رضوانی، فرزند سید احمدشاه در سال ۱۳۳۹ در شهر کابل در یک خانواده مذهبی سنگلاخی دیده به جهان گشود و دوره ابتدائیه و سپس متوسطه را در سال ۱۳۵۷ در کابل به پایان رسانید. در همین سال بود که پدر و مادرش در فاصله کمتر از یک سال دیده از جهان فروبستند و حضرت گل را در دوره نوجوانی با کوله باری از رنج و غم، با یک برادر و دو خواهر کوچکتر از خودش تنها گذاشتند. با کودتای ننگین هفت ثور ۱۳۵۷ که توسط کمونیستها در افغانستان به وقوع پیوست، وضع بدتر شد و سید حضرت گل نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد و مجبور شد برادر و خواهر یتیم خود را سرپرستی نماید. او سپس با دخر کاکایش ازدواج نمود تا این که در سال ۱۳۵۵ وضعیت زندگی در کابل برای همه به خصوص نسل جوان بسیار دشوار گردید. رضوانی کابل را ترک نمود و به زادگاه پدری اش در دره سنگلاخ رفت تا در خدمت جهاد و مردم قرار گیرد. آقای رضوانی به مدت یکسال در پایگاه حزب‌الله سنگلاخ به فرماندهی شهید سید محمد حسن خان در خدمت مجاهدین و جهاد مقدس قرار گرفت و در سال ۱۳۵۹ به کشور ایران مهاجرت نمود و در سال ۱۳۶۱ دوباره به وطن برگشت و به مدت چهار سال در پایگاه امام حسین (ع) سنگلاخ به فرماندهی استاد سید محمدباقر مصباح زاده، خدمت کرد. رضوانی بالاخره در سال ۱۳۶۵ همراه با جناب استاد مصباح زاده و تعدادی از مجاهدین راهی دیار هجرت گردید و به کشور ایران رفت و سپس خانواده اش نیز به او پیوستند. آقای رضوانی به مدت ۵ سال در دفتر پاسداران جهاد اسلامی افغانستان در مشهد به حیث مسئول روابط و نماینده مردم میدان، سنگلاخ و سرچشمه ایفای وظیفه نمود و در همین سال‌ها تحصیلاتش را به صورت آزاد در بخش‌های آموزش قرآن مجید با سبک جدید، درسهای خداشناسی، اصول و عقاید، درسهای عقیدتی و سیاسی در نزد تعدادی از اساتید مطرح به خصوص استاد «علی عرب پور» ادامه داد. ایشان سرانجام در سال ۱۳۷۰ به وطن عودت نمود. در همین سال با اعضای شورای ولایتی کابل مربوط حزب وحدت اسلامی افغانستان به سرپرستی شهید آقای مسلمی همکار شد و اکثر جلسات شورای ولایتی در منزل وی واقع در «دیوان بیگی» کابل برگذار می‌شد. تعدادی از برادران مجاهد شهید شدند و تعدادی هنوز در قید حیات می‌باشند. قابل ذکر است که اعضای شورای ولایتی کابل در پیروزی مجاهدین و آزادسازی شهر کابل در سال ۱۳۷۱ نقش بسزایی داشتند. بعد از پیروزی جهاد مقدس، آقای رضوانی در مدیریت امنیت غند(هنگ) تانک فرقه ۹۶ و بعداً به حیث معاون مدیریت امنیت فرقه ۹۶ افشار سیلو ایفای وظیفه نمود. آقای رضوانی برای خنثی سازی توطئه سیدستیزی همراه با آقای سید حسین سنگلاخی نامه سرگشاده عنوانی ملت تشیع افغانستان را نوشتند و در یک روز به تعداد یک هزار قطعه نامه را در غرب کابل در مساجد تکیه خانه‌ها و در و دیوارها چسبانیده و در دسترس مردم قرار دادندکه علت سقوط افشار و اتهامات بی‌مورد بالای مردم سربلند سنگلاخ در آن نامه سرگشاده به صورت بسیار روشن و واضح بیان گردیده بود. مسئولیت‌های آقای رضوانی بعد از پیروزی جهاد مقدس مردم افغانستان: # رئیس اداری سیاسی شورای قوماندانان سنگلاخ # عضو شورای تصمیم‌گیری میدان در سیاه خاک # ریاست خریداری شورای تصمیم‌گیری میدان و لوای پغمان مربوط حزب وحدت اسلامی افغانستان # منشی شورای ولایتی میدان حزب وحدت اسلامی افغانستان # مدیر امنیت لوای امام مهدی قول غلام حسین همچنین شایان ذکر است که آقای رضوانی بعد از سقوط کابل به دست طالبان همراه با خانواده عازم ایران گردید و در عالم هجرت نیز بیکار ننشسته و وارد کارهای مذهبی و اجتماعی شد و به مدت ۵ سال با صدای گرم و دلنشینش عضویت جامعه مداحان مهاجرین افغانی مقیم ایران و مسئولیت سیاسی هیئت عزاداران مکتب الحسین را در تهران بدست آورد؛ و سرانجام بعد از سقوط طالبان و صفحه جدید که در افغانستان گشوده شد به وطن برگشت و در لویه جرگه قانون اساسی همراه با استاد سید یاسین قنبری به عنوان بخرنگار مجله راستی که مدیر مسئول آن جناب استاد سید محمدباقر مصباح زاده بود نیز اشتراک فعال داشت و اینک مدت نه سال می‌شود که به حیث خدمت گذار و رئیس «شورای اسلامی مردم سنگلاخ» ایفای وظیفه می‌نماید و در چوکات شورای اسلامی مردم سنگلاخ صندوق تعاون و خیریه را به همت دلسوزان و اعضای شورای اسلامی مردم سنگلاخ تأسیس نمودند و کمک‌های زیادی برای مردم ارائه گردیده است و هنوز هم به یاری خداوند (ج) ادامه دارد و در این مدت ده‌ها مشکلات اجتماعی و حقوقی مردم به یاری قادر متعال و همت اعضای شورا حل و فصل گردیده است. ]]> چهره های افغانستان Thu, 29 Jun 2017 12:44:31 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/70860/زندگینامه-سید-حضرت-گل-رضوانی پیام تسلیت پیام آفتاب به مناسبت درگذشت حجت الاسلام والمسلمین «سید شاه موسی رضوی» http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/58784/پیام-تسلیت-آفتاب-مناسبت-درگذشت-حجت-الاسلام-والمسلمین-سید-شاه-موسی-رضوی بسمه تعالی «... وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا» (نساء/۹۵) با نهایت تاسف و تأثر فراوان خبر درگذشت مجاهد عالیقدر حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای «سید شاه موسی رضوی»، نماینده پیشین ولسی جرگه و از شخصیت‌های مطرح سیاسی و اجتماعی مردم افغانستان را دریافت کردیم. از خداوند متعال برای آن شادروان طلب مغفرت نموده و برای بازماندگان اجر جزیل و صبر جمیل مسئلت می‌نماییم. پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب ]]> چهره های افغانستان Wed, 09 Nov 2016 19:47:07 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/58784/پیام-تسلیت-آفتاب-مناسبت-درگذشت-حجت-الاسلام-والمسلمین-سید-شاه-موسی-رضوی میر فخرالدین آغا+فیلم http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/56820/میر-فخرالدین-آغا-فیلم پیام آفتاب: سید فخرالدین مشهور به میرفخرالدین آغا، نعت خوان مشهور و پرآوازه افغانستان بود که در جرگه رهبران فرقه صوفیه نقشبندی قرار داشت. میرفخرالدین در سال 1322 هجری شمسی در شهر کابل دیده به جهان گشود. او در لیسه حربیه کابل درس خواند و تحصیلات عالی نظامی را در پوهنتون (دانشگاه) حربی کابل و سپس کشور شوروی سابق ادامه داد. سیدفخرالدین در نیمه سال 1358 با رتبه دگرمن (سرهنگ) بازنشسته شد. کار اصلی میرفخرالدین آغا که پیرو مذهب حنفی بود، در طول عمرش نعت‌خوانی در خانقاه‌ها و همچنین رادیو و تلویزیون بود و صدای بسیار صاف، رسا و مؤثری داشت و به سبک خاصی منقبت رسول خدا(ص) و برخی اصحاب و اهل‌بیت آن حضرت را می‌خواند. این صوفی وارسته، کار با اهل طریقت را در ابتدا با شرکت در مراسم خانقاه خلیفه بابه‌جان و خلیفه صاحب محمدعلی‌جان آغا فرزند خلیفه صاحب قربانعلی، در منطقۀ ویسل آباد چهاردهی، زمانی‌که دانش‌آموز مکتب حربیه بود آغاز کرد و همراه با جوانان اهل طریقت ذکر شریف «الهم صل علی محمد و آل محمد» را می‌خواند. میرفخرالدین آغا در سال 1343 در خانقاه باچاصاحب که خانقاه مرکزی حلقات صوفیۀ کابل به شمار می‌رفت و در ابتدا مقر آن در شش درک بود و بعدا در نزدیکی سیلو و دانشگاه کابل منتقل شد، حضور می‌یافت واز محضر سید حفیظ الله که از سادات کنر و معروف به «پاچاصایب» بود استفاده می‌کرد. در این خانقاه بعد از آن‌که میرفخرالدین به‌عنوان منقبت‌خوان از سوی پاچاصایب پذیرفته شد، او را تبرک نموده دعا دادند و خرقه پوشاندند. وی که به منقبت‌خوان اصلی محفل پاچاصایب تبدیل شد، تا زمان رحلت ایشان در سال 1352، هر جمعه در محفل حاضر می‌شد. او در سایر روزهای هفته در خانقاه‌های دیگر شهر کابل نعت می‌خواند و صدای دلنشین و حنجرۀ خستگی‌ناپذیرش سبب شهرت او در تمام افغانستان شد می‌گویند، این بلبل خوشخوان نعت رسول اکرم، در دوران جهاد با اسلام خشک تنظیمی که تنظیم‌های جهادی در پاکستان ایجاد کرده بودند و سرانجام این اسلام به القاعده و داعش منتهی شد مخالف بود و بر عرفان اسلامی تأکید داشت. در سال‌های آخر عمرش، جناب میرفخرالدین چند مرتبه به کشورهای اروپایی سفر کرد. او در سال 1384 با عده‌ای از صوفیان افغانستان در کنگره جهانی صوفی‌ها در پاریس شرکت نمود، و سرانجام در تاریخ 27/2/1385 در کابل چشم از جهان بست و در چهارباغ روضه مبارک امام‌علی(ع) در مزارشریف دفن شد. مصباح زاده --------------------------- منابع: 1) سید حمید روغ ، به یاد میرفخرالدین آغا www.afghanasamai.com 2) میرفخرالدین آغا نعت‌خوان مشهور کشور.... (باقی سمندر) www.goftaman.com/daten/fa/articles/part2/article327.htm ]]> چهره های افغانستان Mon, 10 Oct 2016 06:56:58 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/56820/میر-فخرالدین-آغا-فیلم ویدئو/سی و هشتمین سالروز شهادت علامه سید اسماعیل بلخی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/53937/ویدئو-سی-هشتمین-سالروز-شهادت-علامه-سید-اسماعیل-بلخی متأسفانه در سال‌های اخیر که استفاده‌جویان اشباع شده‌اند دیگر یادی از بلخی نمی‌کنند، اما بلخی کسی نیست که بتوان او را به فراموشی سپرد. بلخی مردی برای همه فصل‌ها بود که پیامی برای همه عصرها و نسل‌ها دارد. علامه بلخی با مفاهیم ماندگار و ارزشمندی چون بیدارگری، آزادی، عشق، فروتنی، قیام، مبارزه، ایثار، فداکاری و... شناخته می‌شود و در عمل مبارزهٔ انقلابی، خدمت صادقانه و بیدارگری عالمانه و عارفانه از ویژگی‌ها و شناسنامه بلخی به‌شمار می‌رود. در افغانستان معاصر طی دوصدسال گذشته هیچ شخصیتی در این کشور ظهور نکرده است که مانند علامه بلخی رهبر و پیشوای مذهبی و اجتماعی جامع و افغانستان شمول، محبوب همه قشرها مردم از هر قوم و منطقه و مذهب، آزادی‌خواه ستم ستیز، شاعر انقلابی، عالم و عارف بیدارگر و سیاست‌مدار شجاع، متعهد و شریعتمدار باشد. گزیده سخنان مهندسی سیدمحمدباقر مصباح زاده به مناسبت سی و هشتمین سالروز شهادت علامه شهید سید اسماعیل بلخی را در ادامه خواهید دید:     ]]> چهره های افغانستان Thu, 14 Jul 2016 06:52:01 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/53937/ویدئو-سی-هشتمین-سالروز-شهادت-علامه-سید-اسماعیل-بلخی حسینی بلخابی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/47190/حسینی-بلخابی زندگی نامه مختصر حاج حسینی بلخابی اشاره: جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای سید غلام‌حسین حسینی بلخابی فرزند سید احمد، یکی از شخصیت‌های مبارز و فرهنگی حوزهٔ شمال افغانستان است که در دوران جهاد هم مجاهد بود و هم مهاجر و در مقام مسئول دفتر «پاسداران جهاد اسلامی افغانستان» در مشهد مقدس به مهاجرین و مجاهدین خدمت نمود. ایشان در انحلال احراب متعدد جهادی و متحد شدن آنها در حد خود تلاش کرد، تا این که حزب وحدت اسلامی تشکیل شد. آقای حسینی بلخابی از شخصیت‌هایی است که در طول زندگی اش پاکی و صداقت را حفظ نموده و با کار و زحمت به زندگی شرافتمندانه اش ادامه می‌دهد. در ذیل زندگینامهٔ آقای بلخابی به قلم خودشان تقدیم علاقمندان می‌شود. بدین امید که نسل‌های کنونی و فردا به چهره‌های مبارزی که در شرایط سخت در کنار مردم قرار گرفته و از کشور، دین و ناموس شان دفاع کردند و امروز گرد پیری و خستگی بر تن شان نشسته است آشنا شوند. ---------------------------------------------------- دریکی از روزهای جوزای۱۳۳۳ه، ش در ییلاق روستای «زوک» دره مزار ولسوالی بلخاب درخانواده کشاورز دیده به جهان خاکی گشودم. پدرم درپاییز۱۳۴۱مرا ازدامن پرمهر مادر و مام میهن جدا وبه مشهد مقدس منتقل نمود. ایامی به قالی بافی وشبانی وفراگیری قرآن گذراندم ویکسال در یکی از معادن زغال سنگ کویته بلوچستان پاکستان-که پدرم کارمی کرد-خاکبازی کردم. خواندن ونوشتن پارسی، صرف ومقداری نحو ومنطق رادر مشهد فراگرفتم. پدرم درطی این مدت مرا سه مرتبه به عراق ویک مرتبه به اردن، فلسطین اشغالی، سوریه وسفر دیگری به کویته برد. پدرم همواره درسفر عراق، سوریه، عربستان سعودی وپاکستان می‌گذراند تا هزینه خود وپسرش راتأمین نماید تااینکه درسال۱۳۴۹به افغانستان بازگشت. بیشتر ایام زندگی ام درحوزه مشهد ومعاشرت باطلبه‌ها می‌گذشت. تعدادی ازطلبه‌ها درمسائل سیاسی بی تفاوت واکثریتشان رژیم پهلوی راضد دین ومخالف روحانیت ووابسته به آمریکا واسرائیل می‌دانستند واز نهضت امام خمینی پشتیبانی می‌کردند. من که در دوران کودکی ونوجوانی بودم شرایط حاکم درحوزه تأثیر ژرفی درمن گذاشته بود. عکسهایی ازامام، جزوات ولایت فقیه وتوضیح المسائل معظم‌له راکه قاچاق وغیرقانونی بود تهیه کرده بودم. ابیاتی را دربارهٔ امام حفظ وهمواره باخود زمزمه می‌کردم که یکی ازآن چنین بود: یا ربّنا ارجع لنا مولی الخمینی این الخمینی واحسرتا من هجره این الخمینی این الخمینی نام خمینی بردنش زجر است وزندان، سهل است وآسان زندان چه باشد، جان به قربان خمینی این الخمینی درسال۱۳۴۷دوماه درنجف بودم وبرای ادای نماز مغرب وعشاء به مدرسه آیت الله بروجردی به امام اقتدا می‌کردم وگاهی به کلاسهای درس خارج امام می‌رفتم تاصدای محبوب به گوشم طنین اندازد. عشقی بود که جسم وجانم رافرا گرفته بود ومغروق آن گشته بودم. ضداطلاعات شهربانی مشهد درثور۱۳۵۰دستگیرم نمود ولی اسنادی بدست نیاورد! پس ازپذیرایی تحویل ساواک داده شدم وآنان به زندان لشکر۷۷خراسان درتک سلولی محبوسم نمودند. اتهامشان جاسوسی واقدام علیه امنیت بودو سرانجام ثابت نتوانستند وبعداز یکماه به شهربانی بازگردانده ودر زندان عادی مشهد منتقل کردند. دادگاه باتوجه به این که هیجده سال تمام نداشتم به۴۵روز زندان محکوم نمود. پس ازپایان یافتن دوران محکومیت ازمرز تایباد اخراج وتوقفی درزندان‌های مسیر راه داشتم تابه زادگاهم رساندند. هنگامی فرا رسیدکه مادر، خواهروبستگانم رابشناسم وبافرهنگ وگویش زادگاهم آشنایی پیداکنم. بیش از یکسال درغرقاب بروکراسی وفساد اداری سرگردان بودم تا پرونده‌ام دریک پروسه طولانی خاتمه یافت ودر حمل۱۳۵۱شناسنامه گرفتم. درایام فراغت به غرس نهال وپرورش آن می‌پرداختم وعندالفرصه منبرهم می‌رفتم. دراول میزان۱۳۵۲سرباز امنیه ولایت پکتیا شدم که بیشتر عصرهای جمعه وایام عاشورا درتکیه خانه «خواجه حسن» گردیز سخنرانی وروضه می‌خواندم. درآن هنگام، احزاب چپی خلق وپرچم واخوانی‌ها دررقابت شدید بسر می‌برند. باتعدادی ازجوانان اخوانی درارتباط بودم وبه آنها کتاب می‌دادم وکتاب می‌گرفتم. روزهای آخرپاییز۱۳۵۴وارد ایران شدم وچون درمشهد سابقه داشتم به کاشان رفتم ودروس گذشته رامجدداً خواندم. درزمستان۱۳۵۵به افغانستان بازگشته وازدواج کردم ودر تاریخ۱۲/۴/۵۶ همراه همسرم باویزا وارد مشهد گردیدم. همزمان باآغاز درس، راهپیمایی‌ها شروع شد. درس تئوری راترک وبه خیابان‌های مشهد به جمع راهپیمایان حضور یافتم تادرس عملی فرابگیرم. رمضان۵۷به کاشان رفتم وانجام تکلیف نمودم ودربازگشت به مشهد درروز۱۷شهریور که همزمان باآغاز حکومت نظامی بود، درکوی پلیس باتعدادی از راهپیمایان دستگیر وروانه زندان وکیل آباد شدم وبعداز یکماه تبرئه ومجدداً بامعترضین همگام گردیدم. ماه محرم باتعدادی عکس، پوستر واعلامیه راهی شهرستان زابل شدم. درروز هشتم محرم ژاندارمری دستگیرم نمود که باوساطت اهالی آزاد شدم و... بعد ازپیروزی انقلاب به درس وبحث حوزه بازگشتم. درخرداد۱۳۵۸پنجم دبستان رامتفرقه امتحان وسه سال شبانه دوره راهنمایی راخواندم. دراین برهه زمانی لمعتین، رسائل، مکاسب وجلدین اصول فقه را فراگرفتم. تابستان۱۳۶۱به افغانستان رفتم وهمکاری باپاسداران جهاد اسلامی افغانستان راشروع نمودم تااینکه درسال۱۳۶۸، احزاب شیعی منحل وحزب وحدت اسلامی افغانستان تشکیل شد. ازسال ۱۳۶۱لغایت۱۳۸۰بااین دوحزب همکار وبیشتر در دفاترمشهد درسمتهای مختلف فعالیت داشتم. در راستای ساماندهی مجاهدین، سفرهای بی شماری به افغانستان داشتم ودرطی این مدت، کفایتین وهشت سال دروس خارج را امتحان دادم وکارشناسی ازجامعة المصطفی گرفتم. از تاریخ یادشده وابستگی حزبی نداشته وبه صورت انفرادی فعالیت فرهنگی وتبلیغی داشته‌ام. بجز آموزش مجاهدین، ساماندهی وتدارک رسانی هفت محور کاری داشته‌ام: الف:تشکیل کلاسهای تربیت مربی، اداره دبستان ودبیرستان وانتقال حدود۱۲۰۰۰جلد کتب درسی نهضت سوادآموزی، دبستانی ودبیرستانی به بلخاب. ب:تاسیس کتابخانه عمومی ولی عصر (عج) بلخاب درپاییز۱۳۵۶، تهیه زمین وتدارک ساختمان درمرکز بلخاب وانتقال کتاب. باتوجه به فراز وفرودهایی که کتابخانه داشته واموالش توسط چپاولگران به یغما برده شده است. اکنون بیش از۱۶هزار جلد کتاب دارد وکلاسهای آموزش قرآن وغیره درآن دایر می‌باشد. ج:درطی مدت اقامتم درافغانستان ودایر نمودن کلاسها، درطالقان، کندز، گردیز، لوگر، مزارشریف و... به امرتبلیغ پرداخته‌ام. د:درمورد تاریخ تشیع افغانستان تحقیقات میدانی وکتابخانه‌ای به عمل آورده‌ام. ه:فعالیت قلمی:به صورت پراکنده مقالاتی نوشته ودر نشریات مجاهدین منتشر گردیده ودرسال جاری گاهنامه‌ای به نام «پژواک بلخاب» رابه نشر می‌سپارم که تاکنون۸شماره پخش شده است. و:انتقال درختانی ازمشهد وغرس وتکثیرآن دربلخاب که تحولی درباغداری بلخاب پدیدآورده‌ام. ز:میانجیگری وایجاد صلح بین متخاصمین، درتابستان۱۳۶۴ به چهارکنت مزارشریف رفتم که بین سازمان نصر وجبهه متحد ازیکسو وحرکت اسلامی ازسوی دیگربه مدت۹ماه جنگ مسلحانه داشتند وبیش از۲۰۰نفر شیعه کشته شده بود. باتلاش۱۸روزه موفق به صلح شده واسرای طرفین آزاد گردید. درسال۱۳۹۴درمنطقه سفید میدان کوهستانات سرپل۸نفر کشته وبیش از۲۰خانه طعمه حریق گردیده بود. درطی یک هفته موفق به برقراری صلح گردیدم. منازعات فراوانی راحل کرده‌ام وامید است توشه‌ای باشد فرارویم تا خداوندعاقبتم رابخیر نماید. حسینی بلخابی_۲۱/۱۰/۹۴ ]]> چهره های افغانستان Wed, 13 Jan 2016 15:48:10 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/47190/حسینی-بلخابی استاد قربانعلی عرفانی درگذشت + زندگینامه http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/45848/استاد-قربانعلی-عرفانی-درگذشت-زندگینامه استاد قربانعلی عرفانی یکاولنگی، یکی از شخصیت‌های سیاسی مذهبی کشور صبح امروز (30 میزان 1394) در گذشت. به گزارش پیام آفتاب، حجت‌الاسلام و المسلمين الحاج قربانعلی عرفاني يكاولنگي، يكي از چهره‌هاي مجاهد، سياستمدار، وطن دوست و متدين شيعه بود که عمر خود را در راه خدمت به اسلام و مكتب اهل بيت(ع) و مبارزه براي احقاق حقوق مردم سپري كرد. جزئیات خبر درگذشت ایشان متعاقباً اعلام می‌گردد. در ذیل خلاصه‌ی از زندگینامه ایشان که توسط پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب تهیه شده است را مطالعه می‌کنید. استاد قربان‌علی عرفانی فرزند محمد ابراهيم، در سال 1323 در منطقه‌ی «سیاه دره» در ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان به دنیا آمد. ایشان تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش نزد شیخ موسی کلانی انجام داد و در سال 1346 برای ادامه‏ي‌ تحصیلات عالی به نجف اشرف در عراق رفت و تا سال 1359 در آنجا به‌ سر می‏‌برد. وی در دوران تحصیل در نجف اشرف در جلسات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی، آیت‌الله سید محمدباقر صدر، امام خمینی و آیت‌‌‏الله سید مصطفی خمینی شرکت می‏کرد. آقاي عرفاني از جمله شخصیت‌های مبارز شیعه بود که در نجف اشرف با جمعی طلاب افغانی مانند سید غلام‌حسین موسوی، شهید شیخ عبدالحسین اخلاقی و ... فعالیت سیاسی می‌کردند و گاهی در رابطه با بعضی مناسبت‌ها به‌نام «طلاب علوم اسلامی افغانستان» اطلاعیه می‌دادند. اولین کار آن‌ها انتشار اعلامیه‌ای در حمایت از سقوط رژیم سلطنتی و تأسیس نظام جمهوری توسط داوودخان در افغانستان بود. همچنین، عرفانی و رفقایش دسته‎ي سينه زني افغانی را به‌نام «الجاریه‌الافغانیه – شباب‌الهزاره» راه‌‏اندازی کردند که به ‏عنوان یک حرکت سیاسی تلقی شد. با وقوع کودتای کمونیستی در افغانستان دغدغه بزرگی برای استاد عرفانی بوجود آمد. خود استاد عرفانی در تشریح آن دوران می‏گویند: «همان سالی كه در افغانستان كودتا شده بود من در عراق بودم عده‏‌ای می‎‏‏‏گفتند؛ كمونیست‏ها روی كار آمدند و عده‌‏ای دیگر می‌‏گفتند شیعیانی مثل سلطان‏علی كشتمند و سید داوود مصباح كه در آن زمان والی بامیان بود روی كار آمده اند. این در حالی بود كه طلاب افغانستان خوشحال بودند، اما از آنجایی كه ما با دستگاه حضرت امام خمینی (ره) در ارتباط بودیم و به دنبال یادگیری مسائل سیاسی از ایشان بودیم فهمیدیم كه نظامی كه در افغانستان روی كار آمده وابسته به شوروی سابق و نظام ماركسیستی - كمونیستی است ما این‏ نظام را نفی می‏كردیم و غیراسلامی می‏دانستیم؛ و می‌‏گفتیم درست است كه سلطان‏علی كشتمند یك بچه‏ هزاره و شیعه است اما یك خلقی و كمونیست است. خوب جالب اینجا بود كه خیلی از طلبه‌‏ها اصلا نمی‏دانستند كه كمونیست یعنی چه؟ و هنگامی كه ما در جلسات علیه كمونیست‌‏ها صحبت می‏كردیم همین طلاب به ما اعتراض می‏كردند كه ما بالاخره نفهمیدیم كه شما كدام طرفی هستید و چه كار می‏كنید؟ یك روز علیه ظاهرشاه هستید، یك روز علیه داوودخان و حالا هم علیه نظامی هستید كه یك بچه‏‌ی هزاره مثل كریم میثاق در آن حضور دارد اصلا شما چه كاره هستید؟» پس از وقوع كودتاي کمونیستی استاد عرفاني به همراه سید غلام‌حسین موسوی و شهيد شیخ عبدالحسین اخلاقی نزد امام خمینی(ره) رفته و درباره نظام كمونیستی بر سر كار آمده از ایشان كسب تكلیف نمود. امام خمینی(ره) ایشان را به درس خواندن و توجه به مسؤولیت فرهنگی و هم‌چنین ارتباط با دیگر طلاب خارجی از جمله طلاب ایرانی، پاکستانی و عرب توصیه کردند. با خروج امام خمینی از عراق و فشار دولت صدام بر فعالان سیاسی استاد عرفانی در سال 1357 به همراه عده ای دیگر از طلاب افغاني از عراق به ایران می‏آیند و در قم ساکن می‏شوند.  وی در قم با کمک افرادی همچون سيدحسين حسيني دره‌ی صوفی، ضامن‌علي واحدي، عبدالعلي مزاري، ميرحسين صادقي ترکمنی (پرواني)، یوسف واعظی، عبدالحسین اخلاقی، خادم‌حسین ناطقی و عزیزالله شفق، سازمان نصر افغانستان را در جهت مبارزه علیه رژیم کمونیستی تأسیس کردند. و همچنین نشریه‏ای را با عنوان «پیام مستضعفین» از سوی این سازمان به نشر رساندند. در ادامه پیروزی‌های مجاهدین در جبهه‏‌های جهاد و بوجود آمدن اختلاف‌هاي داخلی میان احزاب جهادی شیعه، آقاي استاد عرفاني با استاد اكبري و سجادي لعلي براي تأسيس حزب وحدت اسلامي تلاش كردند. حزب وحدت تشكيل شد و احزاب ديگر به جز حركت اسلامي افغانستان در آن ادغام شدند.  آقاي عرفاني عضو شوراي مركزي حزب وحدت بودند و پس از فاجعه‌ي 23 سنبله كه حزب وحدت به دو جناح تقسيم شد ايشان در جناح استاد مزاري قرار داشتند. ايشان در سال‌های اخیر سمت رهبری حزب وحدت اسلامي ملت افغانستان و نماينده شهر كابل در ولسي جرگه (مجلس نمايندگان) را به عهده داشت.  از استاد عرفاني تا كنون چند اثر بجا مانده كه از جمله «از كنگره تا كنگره»، « تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي باميان» و «امام و انقلاب اسلامي افغانستان» مي باشند. ]]> چهره های افغانستان Thu, 22 Oct 2015 07:02:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/45848/استاد-قربانعلی-عرفانی-درگذشت-زندگینامه استاد شهید سید علی‌آقا بلخی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/34290/استاد-شهید-سید-علی-آقا-بلخی سال‌ها است که افغانستان در تب و تاب جنگ‌های خانمان‌سوز و نا آرامی می‌سوزد. مهاجرت صدها ادیب و دانشمند از یک سو و از سوی دیگر کشته و مفقود شدن هزاران استاد دانشگاه و نخبه علمی فرهنگی ضایعات جبران ناپذیری را بر کشور تحمیل کرده است. «شهید استاد سید علیرضا بلخی» معروف به «سید علی‌آقا بلخی» از جمله انسان‌های فرهیخته و صاحب نامی بود که به ناحق در 22 جوزای سال 1358 اسیر دام دژخیمان وطن شد. استاد بلخی در سال 1318 در دامان پدر و مادری دانا و مبارز در شهر باستانی هرات دیده به جهان گشود. پدر وی عالمه شهید سید اسماعیل بلخی (ره) شخصیتی مبارز و فهیم از درە‌ی بلخاب بود که برای احقاق عدالت در جامعۀ زجرکشیدە‌ی افغانستان، گام در عرصە‌ی مبارزه نهاد و در این راه خطیر از جان و مال خود دریغ نکرده و حدود پانزده سال از جوانی خود را در زندان حکومت شاهی افغانستان گذراند و در نهایت جام شیرین شهادت را نوشید. مادر استاد سید علی آقا بلخی نیز از دختران عفیف و معتقد هرات بود که مال و ثروت خود را در راه مبارزۀ شوهر نثار کرد و خود با صبوری تمام در دوران سختی که همسرش در زندان به سر می برد به مراقبت از فرزندان خود پرداخت و از طریق فرزند ارشدش سید علی‌آقا، به صورت مخفیانه رابط شهید بلخی و همرزمانش در بیرون از زندان شد تا مسیر مبارزه همسرش خاموش نماند. استاد شهید سید علی آقا در چنین خانواده‌ای گام به عرصۀ گیتی نهاد و سرشت او از ابتدا با مبارزه و عدالت خواهی عجین گشت. دو ساله بود که پدرش از هرات به شهر مزارشریف تبعید شد و اعضای خانواده اش راهی شمال افغانستان گردیدند. کودکی سید علی آقا برعکس هم سن و سالانش با تفریح و بازیگوشی قرین نبود، بلکه او در مکتب مبارزه پدر قدم به قدم پیش می رفت و چون بزرگمردان مبارز، عضوی از جلسات سیاسی شهید بلخی شد، چنانکه هنگام شکل‌گیری حزب ارشاد که شهید بلخی پایه گذار آن بود، با این حزب آشنا و بعدها همگام آن شد. همزمان با رشد علی‌آقا، مبارزۀ پدرش در حال اوج‌گیری بود و دولت برای جلوگیری از اغتشاش و شورش مردمی، شهید سید اسماعیل بلخی و خانواده‌اش را به کابل فرا خواند و اینجا بود که سید علی‌آقا با محیط جدید مبارزاتی پدر آشنا شد. دامنۀ مبارزۀ شهید بلخی رو به گسترش بوده و دولت وقت برای سرکوب مبارزه ایشان، بدون در دست داشتن هیچ سندی، به ناحق شهید بلخی و یازده نفر از دوستان نزدیکش را به زندان افکند؛ زندانی که پانزده سال از بهترین سال های عمر آنان را در برگرفت. داشتن پدری مبارز که علیه ظلم و بی عدالتی جامعه قد برافراشته بود، عاملی برای ممانعت از تحصیل سید علی‌آقا توسط دولت شد، چرا که پدرش محبوس سیاسی تلقی می‌شد. بنابراین وی از رفتن به مکتب دولتی محروم شده و تحصیل را در محیط خانه آغاز کرد. وی به وسیله مادرش که مسلط به علوم دینی بود، در کنار تحصیل علوم کلاسیک، علوم قرآنی و احکام اسلامی را به خوبی آموخت و بر این علوم تسلط کامل پیدا کرد. ذکاوت و باهوشی سید علی‌آقا بلخی به حدی بود که وقتی با وساطت عده ای از مریدان اجازۀ تحصیل در مکتب پیدا کرد، با دادن امتحان سویه، وارد صنف چهارم لیسه نجات شده و طی سال‌های تحصیل همیشه شاگرد اول صنف خود بود. وی در سال 1341با رتبه‌ای بالا در دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل پذیرفته شد. کودکی شهید سید علی‌آقا بلخی، همیشه با محنت و سختی همراه بود. یازده ساله بود که پدرش در زندان محبوس شد و سید علی آقا تنها بازوی مادر در ادارۀ خانه و خانواده گردید. سید علی‌آقا در همان آوان کودکی مردی با اقتدار و استوار بود. او نه تنها چون پدری مهربان برای خواهرانش خدیجه و صدیقه بلخی دلسوزی می کرد، بلکه با دقت، ناظر رفتار و کردار آنها بود و همواره چون سایبانی بر سر خواهران سایه می‌افکند و خود را سپر بال آنها می گرداند و همچنین مانند معلمی کارآزموده و با تجربه راهنمای خواهرانش در امور زندگی بود. نوجوانی سید علی‌آقا بلخی نیز چون کودکی او گذشت. در مسیر مبارزاتی پدر، حامی و رابط او با یاران و مریدانش بود، چنانکه پیام های مبارزاتی شهید بلخی و اشعار انقلابی او را با سختی فراوان و به نحو احسن به مریدانش رسانیده، عامل گستردگی فعالیت مبارزاتی ایشان در دوران حبس بود و در ضمن این مسائل، به تحصیل خود نیز ادامه داد. شخصیت محکم و استقامت سید علی‌آقا بلخی به حدی بود که هرگز طعنه و کنایۀ افراد در مورد پدر محبوسش، فقر و ناداری و حتی لباس‌های وصله زده، هیچ کدام مانع تحصیل او در مکتب نمی‌شد و به همین خاطر با رتبۀ عالی وارد دانشگاه کابل گردید. شهید سید علی‌آقا بلخی از دانشجویان برتر دانشگاه کابل در دوران تحصیل بود. او علاوه بر درایت و خردمندی خاص، از لحاظ اخلاق و سرشت نیک نیز زبانزد عام و خاص بود. رفتار و منش والای او عاملی شد برای این که تمام هم‌صنفیان و استادان دانشگاه احترام ویژه ای برایش قائل شوند. در سال 1343 شهید بلخی و یارانش از زندان رها شدند و سید علی آقا بعد از سال ها رنج و سختی، سایۀ پدر را در خانه احساس کرد. در این شرایط، گرچه حس آرامش به خانه بازگشته بود، اما پدر مبارزش هم چنان فعالیت‌های خود را ادامه داده و علی‌آقا هر روز شاهد ملاقات‌های گروهی مردم با پدر بود و سید علی‌آقا نیز در کنار پدر، حامی مردم مستضعف و پریشان حال و خواهان عدالت شد. سال 1345 زمان خوش یمنی برای خانوادۀ بلخی بود، زیرا تنها پسر شهید بلخی با گذراندن سالهای پرمشقت تحصیل، با رتبۀ عالی دانشکده اقتصاد را سپری کرده و به خاطر نبوغ و لیاقت بالایش به عنوان کادر علمی و استاد در دانشگاه کابل پذیرفته شد. در سال 1346 استاد علی‌آقا بلخی با خانم سیمین ابراهیمی ازدواج کرد. انتخاب همسری با سواد و با تحصیلات بالا نشان دهنده توجه خاص ایشان به علم و فرهنگ نسل‌های بعد از خودش و توجه به پیشرفت جامعۀ افغانستان و مبارزه با فقر فرهنگی واقتصادی می‌باشد. خانم سیمین ابراهیمی بلخی دارای دیپلوم افتخاری از کشور فیلیپین و لیسانس ادبیات انگلیسی از فاکولته کابل بود. ثمرۀ این ازدواج سه دختر به نام های غزال، شراره و زیتون و دو پسر به نام‌های سید ابراهیم و سید اسماعیل می‌باشد. متاسفانه یک سال بعد از مفقود شدن استاد سید علی‌آقا، پسر یکساله‌اش سید ابراهیم که انس بیشتری با پدر داشت دوری او را تحمل نکرده و دار فانی را وداع گفت. دوران خوش سید علی‌آقا بلخی زیاد دوام نیاورد و در سال 1347 پدر شجاع و اندیشمندش به شهادت  رسید و سید علی‌آقا علاوه بر داشتن مسئولیت خانواده، عهده دار رفع مشکلات مردم و مریدان بی‌شمار پدر نیز شد و در کنار فعالیت‌های خود، اشعار علامه بلخی را سر و سامان داده و میراث ایشان را به دوستدارانش رسانید، چنانکه یکی از عوامل بقا و ترویج سخنان و اشعار علامه بلخی، زحمات‌های بی‌حساب استاد سید علی آقای بلخی می‌باشد. روزگار سخت، از سید علی‌آقا مردی آزموده و دانا می سازد و او با تلاش و کوشش و در اثر لیاقت بالایش در سال ... با گرفتن بورس تحصیلی از بوخم آلمان جهت دوره ماستری همراه با خانواده خود راهی آلمان شده و به تحصیل و تدریس در دانشگاه بوخم مشغول گردید. وی در سال 1356باکوله باری از علم به کابل بازگشت و بر اثر تقاضای دانشگاه کابل مجدداً به عنوان کادر علمی پذیرفته شد و این بار با دانش بیشتر و تهیه لکچرهای مثمر ثمر و برگزاری کنفرانس‌های مفید، در راه پیشرفت اقتصاد پسمانده کشور نهایت تلاشش را به خرج داد و در راه آموزش نسل جوان از هیچ اقدامی سرباز نزد که نتیجه این تلاش در حال حاضر حضور شاگردان استاد بلخی در مناصب بالای دولتی از وزارت تا سایر پست‌های اقتصادی افغانستان است. استاد سید علی آقای بلخی در کنار همۀ فعالیت‌های علمی و اجتماعی، کتاب اقتصاد در اسلام را به رشته تحریر درآورد که متأسفانه بعد از مفقود شدن ایشان، کتابش هم سوزانده شده و نتیجۀ سال‌ها زحمت و رنج ایشان برباد می رود. با این وجود نام نامی استاد سید علی‌آقا بلخی به عنوان استادی کاردان و لایق، همیشه بر اذهان باقی خواهد ماند و دانشکده اقتصاد دانشگاه اقتصاد کابل هیچ گاه توان جبران این ضایعه را نخواهد یافت. رفتار عالی و استعداد سرشار استاد علی‌آقا بلخی چنان بود که علاوه بر تدریس، به عنوان مترجم زبان آلمانی در بیرون از دانشگاه از او مدد می خواستند و وی که مسلط به زبان‌های پشتو، انگلیسی و آلمانی بود اوقات فراغت خود را به امر ترجمه اختصاص داده بود. در جامعه نیز شخصیت استوار و سجایای استاد بلخی به حدی بود که پیر و جوان او را چون پدرش علامه بلخی دوست می داشتند و از او در امور مختلف ارشاد و راهنمایی می خواستند. نفوذ نگاه و کلام استاد بلخی از یک سو و رفتار با طمأنینه و آرام وی از سوی دیگر عاملی برای ستایش او از سوی پیر و جوان بود، اما استاد سید علی‌آقا بلخی نه تنها در برابر این حالت مغرور نمی‌شد، بلکه با بردباری تمام به مقابله با حوادث و حل مشکلات آنها می‌پردخت. او که خود طعم سخت فقر و محنت را چشیده بود، از مردم مستضعف حمایت می‌کرد و ضمن کمک نقدی به مستمندان، با دستان خود لباس و مواد غذایی و سایر مایحتاج ضروری را به افراد غریب و مستمند می‌رساند. خانواده نیز سید علی‌آقا بلخی را مردی فهیم، مهربان و با اقتدار می دانستند، چنانکه با وجود مهربانی و دلسوزی فراوانی که برای مادر، همسر، فرزندان و خواهران خویش داشت، هرگز بی‌نظمی و اغتشاش در خانواده را نمی‌پذیرفت و چون مدیری کاردان خانوادۀ خود را نظم می‌بخشید و به جبران روزهای سخت گذشته، مادر و خواهران خود را بیش از همیشه حمایت می‌کرد و فرزندان خویش را با نظم و ترتیب در زندگی آشنا می ساخت. از آنجایی که دشمن همیشه به دنبال از بین بردن شخصیت‌های کاردان و کارساز جامعه بود، استاد سید علی آقا بلخی در سال ... روز 22 جوزا از کلاس درس در دانشگاه کابل همراه با بیست نفر از شاگردان وفادارش ربوده شده و برای همیشه جای خالی خود را در دانشگاه، جامعه و خانواده باقی گذارد. خانوادۀ داغدیدۀ علامه بلخی بار دیگر با غم از دست دادن پدر و برادری بزرگوار روبرو شدند و فرزندان و همسر داغدارش سالها به انتظار بازگشت ایشان نشستند، تا اینکه در سال 1392 بعد از حدود 53 سال خبر شهادت این عزیز سفر کرده داغ دل همه را تازه کرد و این شعر زیبای علامه بلخی که برای فرزندش شهید استاد سید علی‌آقا بلخی سروده بود در گوش همه نجوا شد: عـــزیـــزم، ای علــی آقـــای بلخــی ایا فرزند خـوش سیــــمای بلخی تــویـــی ای یــادگــار رفتـگـــانـــم ضـــیـــاء دیــدۀ بیــنـــای بلخــی نهـــال رستــه امــروزم امـــید است ثــمــر گیــرد زتـو فردای بلخــی تــو باشــی باقــیــات الصــالحــاتــم چه در دنیا، چه در عقبای بلخـی به یــاد صبــح روی توســت روشن به زندان ظلمت غــم های بلخــی به پای مهد طفــلی هایت، ای جــان سحر گشتـه بسی شـب های بلخی به گـــوش جان شنـــو پنـــد پدر را نه صورت باش، شومعنای بلخی پــی آمـــوزش عـــلم و ادب بــاش ســفرها کن چــو مــولانای بلخـی قدم سنجیده نه در ره که خورده است هـزاران خار غــم در پـای بلخــی به هــر کــاری بجــو مرضای خالق همین است از تو استدعای بلخــی به حبــل دیــن بــزن دســــت توسل یگــانــه عــروه الوثــقــای بلخــی منـــه قــرآن ز کف دایــم کـه باشــد پــی تـرویج او غــوغــای بلخــی ز نااهـلان و از جهـــال بگـــریـــز شـــوی تا نخــبــۀ دانــای بلخـــی ز منهتّـــات حق پرهیـز و می نوش می توحیــد از صــهبــای بلخـــی هـــمیــشـــه باش بر فـــرمـــان مادر که باشــد او عــزیــز آقای بلخــی حیـــات من رهیـــــن رحمت اوست شمیــم اوست روح افــزای بلخـی به خواهر ها رؤوف و مهربان باش بگیــر، ای پور بلخی! جای بلخی ز بلخـــاب و ز اهلـــش رو مگردان که باشــد مســکـــن بابای بلخــی خدا باشـــــد نگــهــــدارت به هر دم نبـاشــد پــس دگر پـروای بلخــی دعایـــت می کنــــم، یارب نگهـــدار ز سنــگ فتنــه ها مینــای بلخــی   ]]> چهره های افغانستان Mon, 10 Aug 2015 14:27:37 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/34290/استاد-شهید-سید-علی-آقا-بلخی رئیس جمهور: آیت‌الله میر علی‌ احمد حجت کابلی در قداست نفس زبانزد خاص و عام بودند http://www.payam-aftab.com/fa/doc/report/32713/رئیس-جمهور-آیت-الله-میر-علی-احمد-حجت-کابلی-قداست-نفس-زبانزد-خاص-عام-بودند رئیس جمهور محمد اشرف غنی گفت: «عالم ربانی حضرت آیت الله العظمی میر علی احمد حجت کابلی در پاکی و قداست نفس زبانزد خاص و عام بودند و در نشر معارف اسلامی، ایجاد همبستگی، برادری و برابری و فضای اخوت بین تمام مذاهب اسلامی تلاش‌های بسیار نمودند.» به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب رئیس جمهور در پیام ارسالی اش به اولین همایش مشعل دار شریعت و پاسداری که به مناسبت چهل و یکمین سالگرد ارتحال حضرت آیت الله میر علی احمد حجت کابلی از سوی مجتمع فرهنگی بقیةالله (عج) در کابل برگزار شده بود، گفت آیت الله حجت عمر شریف خود را در راه گسترش میراث ارزشمند اسلامی که همان نزدیکی مذاهب اسلامی است صرف کرد. قابل ذکر است آیت الله میر علی احمد حجت کابلی در سال ۱۲۶۸ هجری خورشیدی در خانواده متدین مذهبی در کابل دیده به جهان گشود. در زمانی که مرحوم آیت الله حجت به دنیا آمد، عبدالرحمن خان از طرف دولت استعمار گر انگلیس بر افغانستان حکومت می‌کرد. عبدالرحمن خان در ادامه دستگیری و به شهادت رساندن علما و شخصیت‌های دینی جد، پدر و عموی آیت الله میر علی احمد حجت کابلی را به شهادت رساند و تمام دارایی‌های آیت الله حجت را به تاراج برد. آیت الله حجت در شرایطی برای رسمی کردن مذهب شیعه کوشید که کشتن او را جایز دانسته بودند وزیر سابق ترانسپورت و هوا نوردی در همایش مشعل دار شریعت و پاسداری در کابل گفت: «آیت الله میر علی احمد حجت کابلی در شرایطی برای رسمی کردن مذهب شیعه در افغانستان کوشید که ملاهای طرف مقابل کشتن او را جایز دانسته بودند.» آیت الله میر علی احمد حجت در نوجوانی وارد حوزه مشهد شد و به مدت ده سال از محضر اساتید بزرگی فیض برد. وی سپس وارد حوزه علمیه قم شد و از محضر آیت الله العظمی عبدالکریم حائری کسب فیض کرد. معظم‌له سپس به نجف رفت. آیت الله میرعلی احمد حجت در حوزات نجف، قم و مشهد شاگردان زیادی تربیت کرد. حجت الاسلام و المسلمین سید علی جاوید افزود تجلیل از آیت الله حجت در حقیقت تجلیل از «اشهد ان علی حجت الله» در اذان است که برای اولین بار از مساجد کابل به گوش مردم رسید. مرحوم آیت الله میرعلی احمد حجت در فعالیت‌های اجتماعی، علمی و سیاسی خود تلاش‌های فراوانی برای گسترش فرهنگ دینی انجام داد و سعی کرد فاصله‌ای که توسط استعمارگران خارجی و منافقین داخلی بین شیعه و سنی به وجود آمده بود را از میان بردارد. رفع تقیه از بین تشییع، نشر علوم و معارف اسلامی از طریق تدریس و منبر، مقابله با بی عدالتی در نظام وقت و احداث تکیه خانه چنداول، مسجد امام علی (ع) و ده‌ها مرکز دینی و مذهبی دیگر تنها بخشی از فعالیت‌های آیت الله میرعلی احمد حجت کابلی می‌باشد. آقای جاوید گفت ملاهای طرف مقابل تا قبل از آن شیعیان را «غالی» می‌خواندند و تصور می‌کردند که شیعیان حضرت علی (ع) را خدا می‌دانند پس کشتن آنها واجب است. تلاش‌های آیت الله حجت در راستای معرفی مذهب جعفری اما به جایی رسید ک ظاهر شاه را وادار به کمک به تکیه خانه‌ها و مراسم محرم نمود. خدمت آیت الله حجت به مذهب شیعه بی مانند است غلامحسین ناصری، نماینده مردم میدان وردک در پارلمان، نیز گفت: «خدمتی که آیت الله میر علی احمد حجت در زمانی که شیعیان افغانستان از خفقان رنج می‌بردند به مذهب شیعه بی مانند است.» وی تأکید کرد آیت الله حجت با امکانات کم و بدون کمک‌های خارجی و تنها با تکیه به کمک‌های مردمی توانست مذهب شیعه را در افغانستان احیا کند. این نماینده پارلمان گفت تکیه خانه‌ای که آیت الله حجت در چنداول ساخت نماد عزت شیعه است. ناصری افزود اگر امروز شاهدیم که مذهب شیعه در قانون اساس رسمی شده است به خاطر زحمات شخصیت‌های دینی و علمی بزرگی چون آیت الله حجت می‌باشد. به باور این نماینده پارلمان جهاد مردم افغانستان علیه شوروی سابق متأثر از اندیشه ناب شیعی بود که توسط آیت الله حجت ترویج می‌شد. نماینده مردم میدان وردک در پارلمان گفت دستانی در درون حکومت وجود دارد که در تلاش است مذهب جعفری را از افغانستان حذف کند. ناصری تأکید کرد حمایت دولت افغانستان از عربستان در جنگ یمن بسیار عجولانه و بدون در نظر داشت تمام جوانب کار بود. وی گفت پاکستان علی رغم دوستی تنگاتنگ با عربستان سعودی پس از مشورت در پارلمان خود بی طرفی خود را اعلام کرد و این بسیار خردمندنه بود. قابل ذکر است آیت الله میرعلی احمد حجت سرانجام در۱۲ ثور ۱۳۵۳ هجری خورشیدی و پس از سالها تلاش و زحمت بی شائبه در راستای گسترش مذهب تشییع در سن ۸۳ سالگی درکابل دارفانی را وداع گفت و در کنار مسجد العلی (ع) در کنار بارگاه سخی شاه مردان کابل به خاک سپرده شد. اولین همایش مشعل دار شریعت و پاسداری در پایان با انتشار یک قطع نامه ۱۲ ماده‌ای تأکید کرد تجلیل از شخصیت‌های برجسته دینی به استحکام همبستگی در جامعه کمک می‌کند، پیروان تمام مذاهب برای مقابله با توطئه‌های دشمنان خارجی و داخلی موضع واحد اتخاذ کنند، کشورهای اسلامی تهاجم فرهنگی غرب را جدی بگیرند، دولت روزی به گرامی داشت از علمای خادم دین اختصاص دهد، فرهنگ اسلامی مبتنی بر خدا محوری و حق محوری در کشور شکل گیرد، دولت وحدت ملی در راستای تأمین صلح و عدالت گام‌های اساسی بردارد و سران کشورهای اسلامی برای تقویت صلح و امنیت هم در افغانستان و هم در سطح دیگر کشورهای اسلامی تلاش وافر کنند. مجمع فرهنگی بقیةالله (عج) در سال ۱۳۸۵ هجری خورشیدی توسط جمعی از جوانان کابل تأسیس شد. برگزاری مراسم دعا، تجلیل از مناسبت‌ها و نشر ارزشهای فکری و دینی از جمله فعالیت‌های این مجمع می‌باشد. ]]> سیاسی و امنیتی Thu, 30 Apr 2015 13:35:40 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/report/32713/رئیس-جمهور-آیت-الله-میر-علی-احمد-حجت-کابلی-قداست-نفس-زبانزد-خاص-عام-بودند دکتر سیدعلی حسنی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/32345/دکتر-سیدعلی-حسنی دکتر سیدعلی حسنی فرزند سیدغلام‌­سخی نوۀ مرحوم سیدآقاحسین در تاریخ ۲۹ قوس ۱۳۵۷ در شهر کابل دیده به جهان گشود. خاستگاه و زادگاه اجدادی اش، منطقه پل­‌شاه درۀ سنگلاخ می‌باشد که در اواسط دهه ۴۰ هجری شمسی به کابل مهاجرت نموده و ابتدا در منطقه وزیرآباد و سپس در محله ده­قابل کابل سکنی گزیده‌اند. به لطف خدا و تحت توجهات و عنایات خاص مرحوم پدربزرگش که او را بسیار دوست داشت از سن ۴ سالگی و پیش از ورود به مدرسه، خواندن قرآن کریم و برخی احکام دینی را نزد ایشان فراگرفته و در مسجد محل ­(ابراهیم خلیل ده قابل) در کلاسهای استاد یحیی روانخوانی قرآن و کتابی تحت عنوان کریما (پنج گنج مشهور به چهارکتاب) را آموخت. در سن ۶ سالگی در مدرسه قلعه ناظر ثبت نام نموده و کلاس اول را به پایان برده و در ثور (اردیبهشت) سال ۱۳۶۴ به همراه خانواده به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت نموده و در شهرری اقامت نمودند و بدون خواندن صنف دوم به ادامه تحصیل از صنف سوم ابتدایی پرداخت و شاگرد دوم صنف شد و در سال­های چهارم و پنجم شاگرد اول کلاس شد و در دوره راهنمایی شاگرد اول کل مدرسه و سپس از طریق آزمون ورودی وارد مدرسه نمونه دولتی امام باقرالعلوم شهرری شد و دیپلم خود را در سال ۱۳۷۴ از آنجا اخذ نمود. به فضل الهی و بدون شرکت در هیچ کلاس آمادگی و با ممارست خود، از طریق کنکور سراسری در رشته مهندسی مواد و متالورژی صنعتی دانشگاه صنعتی شریف که گفته می‌شود بهترین دانشگاه خاورمیانه می‌باشد پذیرفته شد. حین تحصیل در دبیرستان، فعالیت‌های فوق برنامه‌ای هم داشت که مهمترین آن شرکت در کلاسهای قرآن کریم استاد صلحجو در مسحد خاتم النبیین (ص) شهرری و استاد کرباسی در مکتب القرآن شهید فلاح بود که موفق شد حدود ۱۰ جزء قرآن کریم را حفظ نماید و در سال (های ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ دوبار موفق به کسب رتبه اول حفظ ۵ جزء و ۱۰ جزء در سطح شهرری و یکبار نیز موفق به کسب رتبه اول حفظ خطبه همام نهج البلاغه گردید. شرکت در کلاس زبان انگلیسی و اخذ مدرک FCE و سپس CAE نیز از فعالیت‌های علمی سالهای ۱۳۶۹-۱۳۷۳ و سپس سالهای ۱۳۸۱-۱۳۸۳ سیدعلی حسنی بود. از دیگر فعالیت‌های فوق برنامه آن زمان شرکت در برنامه‌های بسیج مسجد حضرت ابوالفضل (شهرری) بود که برخی برنامه‌های فرهنگی و عقیدتی برگزار می‌نمود که حسنی در آن جا به تدریس زبان انگلیسی و سپس به افتخار ماندگار آموزش حفظ قرآن کریم برای نوجوانان محل نایل شد. در دوره دانشگاه نیز عضو افتخاری بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف بود و در کلاس آموزش خط نستعلیق استاد میرمسعود موسوی شبستری نیز مدتی به قلمزنی پرداخت و در کلاسهای ورزشی مثل والیبال و کونگ­فو هم نکات ابتدایی آنها را آموخت. در انتهای دوره لیسانس (۱۳۷۸) با همکاری فکری مجاهد فعال و مخلص سیدگل­ حسین رضایی و حجت الاسلام سیدمحمد حسینی بنیاد فرهنگی طه را که قبلاً در کابل به همت دانشمند فرزانه و یکی از فرماندهان دوره جهاد راه‌اندازی شده بود در شهرری احیاء نمود. این بنیاد را آقایان مرحوم سید عبدالحمید قبادی، سیدعلی شاه حسینی و سیدعباس قنبری و برخی دیگر حمایت می‌نمودند. در این بنیاد کلاسهای آموزش زبان انگلیسی و کامپیوتر برگزار می­‌شد. مقطع کارشناسی ارشد (ماستری) را در دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۳ با اخذ درجه عالی و چاپ ۶ مقاله علمی در کنفرانس‌ها و مجلات معتبر بین‌المللی به پایان رساند و به عنوان مدرس مدعو در دانشکده فنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، شروع به فعالیت نمود و سپس به عنوان کارشناس ارشد آموزش، جذب شرکت دولتی مرکز پژوهش و مهندسی جوش ایران گردید و بعد از حدود دو سال به شرکت مهندسی سازه کیفیت پایدار در تهران منتقل شد و مسئول آموزش آنجا شد. در سال ۱۳۸۶ و درست شدن مسایل اقامتی وارد دوره دکترای دانشکده فنی دانشگاه تهران گردید که از پژوهش این مقطع تاکنون ۶ مقاله علمی به چاپ رسیده است. در خلال دوره دکتری با سایت خبری-تحلیلی پیام آفتاب به عنوان مدیر صفحه انگلیسی و همکار هیئت تحریریه صفحه فارسی فعالیت داشت و نیز به تدریس پاره وقت در برخی آموزشگاه‌ها و دانشگاه جامع علمی کاربردی ایران و همکاری پژوهشی در دانشکده فنی می‌پرداخت. در این ایام با هیئت مذهبی سید شاه­‌قباد ولی (ره) مربوط به سادات مهاجر در شهرری و هیئت انصارالحسین (ع) مربوط به برادران انصار ایرانی همکاری داشت.همچنین بنیانگذاری «هیئت جوانان صاحب الزمان» در شهرری و با همکاری سیدجعفرحسین زاده در سال 92 به منظور گسترش فرهنگ مطالعه و پاسخ گویی به سئوالات و شبهات نسل جوان مهاجر وچاپ نشریه آشنا در این هیئت، بود. همچنین بنیانگذاری «هیئت جوانان صاحب الزمان» در شهرری و با همکاری سیدجعفرحسین زاده در سال 92 به منظور گسترش فرهنگ مطالعه و پاسخ گویی به سئوالات و شبهات نسل جوان مهاجر وچاپ نشریه آشنا در این هیئت، بود. در اواخر سال ۱۳۹۲ و پس از اتمام تحصیل و در نتیجه انقضاء اقامت در ایران به افغانستان مراجعت نموده و به تدریس در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی ابن­‌سینا، کاتب، مشعل، رابعه بلخی، استقلال و خوارزمی پرداخت. از افتخارات این دوره، کسب عنوان پژوهشگر برتر افغانستان در رشته‌های مهندسی بود. تأسیس کانون فرهنگی آفتاب با همکاری آقایان سیدگل حسین رضایی و استاد سیدیاسین قنبری از فعالیت‌های جنبی دکتر حسنی در این دوره با هدف شناسایی و ارتقاء ظرفیت علمی و فرهنگی جوانان افغانستانی می‌باشد. دکتر حسنی با وجود برجستگی‌های علمی در رشته‌ای تحصیلی اش که در افغانستان از گذشته تاکنون هم‌وزن ندارد و باوجود مهارت‌ها و دانشمندی در رشته های دیگر، شخصیت بسیار نجیب، فروتن و مذهبی است که افتخار جامعۀ علمی افغانستان به شمار می رود.    لیست انتشارات علمی در کنفرانس ها و مجلات معتبر بین المللی:     1-  G. H. Hasani, R. Mahmudi and A. K. Taheri, «The effects of wire drawing parameters on strain inhomogeneity in wire drawing process »  (Published in the proceeding of 2nd Iranian Conference on metals and materials forming, MATFORM 2004). In Persian   2- G. H. Hasani, R. Mahmudi and A. K. Taheri, «Estimation of strain inhomogeneity in wire drawing process » (Published in the proceeding of 8th Congress of Iranian Metallurgical Engineering Association, Sept. 2004, Isfahan, Iran). In Persian    3- G. H. Hasani, R. Mahmudi and A. K. Taheri, « Modeling of strain inhomogeneity in wire drawing process » (Published in the proceeding of 8th Congress of Iranian Metallurgical Engineering Association, Sept. 2004, Isfahan, Iran). In Persian    4- G. H. Hasani, R. Mahmudi and A. K. Taheri, « 4 Dimensional Modeling of strain distribution in the cross-section of copper drawn wires » (published in The International Conference on Recent Advances in Mechanical & Materials Engineering (ICRAMME2005 in Malaysia)   5-  G. H. Hasani, R. Mahmudi and A. K. Taheri, « On the strain inhomogeneity in drawn  copper wires, Published in The International Journal of Materials forming, (2010) 3:59–64 .   6- G. H. Hasani and R. Mahmudi, «Tensile properties of hot rolled Mg–3Sn–1Ca alloy sheets at elevated temperatures. Published in Materials and Design 32 (2011) 3736–3741   7- M. J. Jam, A. Akbari, and S.M.  Masoudpanah and G.H. Hasani, “Investigation of mechanical properties of ECAPed AZ31 magnesium alloy with rare-earth elements and Ca additions by shear punch test, Published in the proceeding of Metal, Roznov pod Radhostem, Czech Republic, EU. 18-20 May 2010.   8- M J. Jam, A. Akbari, S.M. Masoudpanah, G.H. Hasani and R.V. Mangalaraja, Wear behavior of multi-walled carbon nanotube/AZ31 composite obtained by friction stir processing, Published in Tribology Transactions, 56 (2013) 827-832,   9-  G. H. Hasani and R. Mahmudi, «Anisotropic tensile properties and work hardening of hot rolled TX51 Mg alloy sheets at elevated temperatures, Published in Journal of Engineering Materials and Technology, 136 (2014) issue 4, .   10-G. H. Hasani and R. Mahmudi, «On the effect of Biaxial Heating on Stretchability of Mg-xSn-1Ca   11- G. H. Hasani and R. Mahmudi, «Flow Behavoir Equation of of hot deformed TX51 sheet, Accepted for publication in Journal of new Materials (2014). ]]> چهره های افغانستان Sat, 04 Apr 2015 13:17:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/32345/دکتر-سیدعلی-حسنی