پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين اجتماعی :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/Social Tue, 18 Dec 2018 12:59:38 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Tue, 18 Dec 2018 12:59:38 GMT اجتماعی 60 ​کودک افغان از کودکی محروم است http://www.payam-aftab.com/fa/doc/report/86821/کودک-افغان-کودکی-محروم بیشترین آسیب تجاوزهای خارجی و ادامه جنگ‌های داخلی در افغانستان به کودکان بویژه دختران رسیده‌است که بر اثر اثر تداوم جنگ، دچار سوء تغذیه، ناهنجاری‌های اجتماعی و بازماندن از تحصیل شده‌اند. کودکان افغانستان برخلاف دیگر کشورهای جهان و منطقه پس از سن شش سالگی که باید به مدرسه رفته و آموزش بیبینند، از تعطیلات سالانه خود بیشترین لذت را ببرند و به تفریح و سرگرمی کودکانه بپردازند، به اجبار به دنبال تأمین معیشت خانواده و کار می‌روند. کم نیستند کودکانی در این کشور که کارهای شاق و خیابانی انجام می‌دهند و به دلیل نداشتن سرپرست که در اثر جنگ‌ها کشته یا در مهاجرت در آبهای دریاها غرق شده‌اند، مجبورند برای زنده ماندن تن به کارهای شاق دهند. مقامات افغان در سال‌های گذشته شمار کودکان خیابانی را در این کشور حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر برآورد کرده بودند. نیمی از این کودکان افغانستانی از رفتن به مدرسه بازمانده اند و خیلی از آنها با بالغ شدن آسیب پذیرخواهند بود و در معرض سوء استفاده شبکه‌های قاچاقچی، تروریست‌ها و دیگر بخش‌های جنایی قرار می‌گیرند. نهادهای آموزشی افغانستان در آخرین گزارش تحقیقاتی مشترک با یونیسف به بخشی از این موضوع پرداخته‌است. وزارت معارف افغانستان نتیجه آخرین تحقیقاتی مشترک خود و یونیسف را باره کودکان منتشر کرده که در آن گفته شده‌است هم‌اکنون در سراسر این کشور ۳٫۷ میلیون کودک بین سن ۷ تا ۱۷ سالگی از تحصیل بازمانده اند که ۲٫۲ میلیون نفر آنها را دختران تشکیل می‌دهند. این گزارش ناامنی، مشکلات اقتصادی و رسوم سنتی ناپسند را از عوامل مهم محروم ماندن کودکان از تحصیل عنوان کرده‌است. در گزارش آمده‌است که در این روند ۶۰ درصد کودکان محروم مانده از تحصیل را دختران تشکیل می‌دهند که اغلب در ولایتهای «قندهار»، «هلمند»، «میدان وردگ»، «پکتیکا»، «زابل» و «ازرگان» هستند. در گزارش اخیر وزارت معارف افغانستان به یونیسف گفته شده‌است که در ۲۲ ولایت این کشور ۵۰۰ هزار کودک با سوء تغذیه مواجه اند. یونیسف گفته بود که ۹۲ هزار کودک و بیش از هشت هزار زن باردار افعانستان نیاز به کمک‌های فوری دارند که باید برای رسیدگی به آنها اقدام شود و به همین منظور ۱۰ میلیارد دالر نیاز است. گزارش تازه یونیسف در نشست ژنو برای افغانستان که ماه جاری برگزار شد نشان می‌دهد که تنها در نیمه نخست سال ۲۰۱۸ حدود پنج هزار کودک افغان در جنگ‌های جاری این کشور کشته یا زخمی شده‌اند. «آلیسون لیل پارکر» مدیر بخش ارتباطات دفتر یونیسف (صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد) شرایط افغانستان برای کودکان را بسیار ترسناک خواند و تلفات نیمه اول امسال میلادی را برابر با تلفات کل سال ۲۰۱۷ اعلام کرد. وی افزوده‌است که در نتیجه خشک سالی شدید سال جاری، شش میلیون افغان شامل سه میلیون کودک نیازمند کمک‌های بشردوستانه هستند. یونیسف علاوه برناامنی، آوارگی، ازدواج دختران در سنین پایین، کمبود معلمان زن و امکانات کم مدارس را از دلایل دیگر محرومیت کودکان از آموزش عنوان کرده و ابراز نگرانی کرده‌است که از سال ۲۰۰۲ به بعد این روند رو به افزایش است. محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهوری افغانستان در مراسم آغاز سال تحصیلی ۱۳۹۷، این سال را سال معارف اعلام کرد و گفت به نهادهای دولتی هدایت داده تا به معارف افغانستان همکاری همه‌جانبه کنند. اما با وضعیت جاری در این کشور که با گذشت هر روز جنگ و ناامنی در مناطقی که تاکنون آرامش نسبی را تجربه می‌کرد هم کشانیده می‌شود، مشکل به نظر می‌رسد که وضعیت معارف در افغانستان بهبود یافته و کودکان از وضعیت ناگوار کنونی نجات پیدا کنند. منبع: ایرنا ]]> اجتماعی Tue, 18 Dec 2018 07:09:07 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/report/86821/کودک-افغان-کودکی-محروم از هر پنج خانوار یک خانوار عضو معلول دارد http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86815/پنج-خانوار-یک-عضو-معلول آریوبی روز دوشنبه ۲۶ قوس در یک نشست خبری در کابل گفت: «افغانستان در جمع کشورهایی است که ۱۰٫۸ درصد نفوس آن دارای معلولیت هستند، که ۲٫۷ درصد آنان معلولیت شدید دارند.» او افزود که ۴۱ درصد این معلولان را زنان و ۵۹ درصد دیگرش را مردان تشکیل می‌دهند. این افراد مسئولیت دولت را در قبال حفاظت و مهیا کردن زندگی آبرومندانه سنگین‌تر کرده‌اند. اداره ملی حمایت از افراد دارای معلولیت و ورثه شهدا، هر چند آمار دقیقی از وضعیت و نحوه زندگی این افراد در دست ندارد، اما چهره شهر نشان می‌دهد که اکثر این معلولان دست به گدایی می‌زنند. لعل‌الدین آریوبی، رئیس این اداره می‌گوید که حدود ۳٫۵ میلیون معلول در کشور وجود دارد اما تنها ۱۶۵ هزار تن آنان ثبت شده و تحت پوشش قرار دارند. فیض‌الله نام مستعار معلولی است که در محدودی ده افغانان شهر کابل تکدی‌گری می‌کند. او داستان داستان تلخی از زندگی خود تعریف می‌کند و می‌گوید که هیچ نهاد و اداره‌ای به وضعیتش توجه نکرده‌است. این معلول، فرزند چهارم یک خانواده است که حدود سه دهه قبل در یکی از ولایت‌های کشور به دنیا آمده‌است. خانواده‌اش بعد از سه سال از تولدش می‌فهمند که فرزندشان معلول است اما به دلیل فقر، راه درمانی نمی‌یابند و حتی به مکتب نیز نمی‌رود؛ سرانجام راه گدایی را پیش می‌گیرد. اداره ملی حمایت از افراد دارای معلولیت و ورثه شهدا، نیز می‌گوید که «متأسفانه ۷۵ درصد زنان و کودکانی که معلولیت دارند به آموزش، خدمات عامه و خدمات صحی دسترسی لازم را ندارند.» اما شماری از خانواده‌ها هستند که معلولیت را دلیل بر ناتوانی نمی‌دانند و شرایط را به گونه‌ای برای کودکانشان مهیا می‌کنند تا سر بار جامعه نشود. عباس کریمی، شناگر معلول و برنده مدال طلا در رقابت‌های جهانی شنا (۵۰ متر) در ایندیاناپلیس آمریکا و ربابه محمدی، نقاش معلولی که تاکنون ۲۰۰ اثر خلق کرده، نمونه‌ای از این خانواده‌هاست. عباس و ربابه هر دو به صورت مادرزادی معلول به دنیا آمدند و دست‌شان کار نمی‌کرد. خانواده‌های آنان پیش از این گفته بودند که با دیدن این وضعیت نگران فرزندانشان بودند اما اکنون این دو جوان باعث افتخار خانواده و کشور هستند. رحیم عباسی، فارغ‌التحصیل روانشناسی تربیتی بر این باور است که خانواده‌ها در جهت دهی زندگی کودک‌شان نقش مهمی دارد، حتی اگر آن خانواده در شرایط بد اقتصادی باشد. آقای عباسی در تحقیقات دوران دانشگاه‌اش یافته‌است که شماری از خانواده‌ها، کودکان معلولشان را به گروه‌هایی که به صورت سازمان یافته تکدی‌گری می‌کنند، کرایه می‌دهند. او علاوه کرد، اکثر معلولان اگر از یک ناحیه معلول باشند، توانایی‌های بالایی در دیگر بخش‌ها دارند که با کشف و توسعه آن می‌توان آینده درخشانی برای آنان رقم زد. این فارغ‌التحصیل رشته روانشناسی می‌گوید که اگر این خانواده‌ها، کمی به آینده فرزندشان و جامعه فکر کنند، می‌توانند همانند عباس و ربابه آینده درخشانی داشته باشند و برای کشور افتخار بیافریند. ریاست جمهوری چندی پیش، با صدور فرمانی اداره ملی حمایت از افراد دارای معلولیت و ورثه شهدا را ایجاد کرد تا به وضعیت معلولان توجه بیشتری شود. لعل‌الدین آریوبی، رئیس این اداره می‌گوید که بر اساس حکم رئیس‌جمهور، ۱۶ اداره دولتی نیز در برابر افراد دارای معلولیت و ورثه شهدا مسئولیت‌هایی دارند که آن را در هماهنگی با اداره ملی حمایت از افراد دارای معلولیت، انجام می‌دهند. او گفت: وزارت‌های تحصیلات عالی، معارف و کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی مکلف‌اند در زمینه توزیع سهمیه بورسیه‌ها، روند استخدام و آگاهی دهی به خانواده‌های شهدا و افراد دارای معلولیت، همکاری کنند. به گفته او، وزارت شهرسازی، مسکن و اراضی و شهرداری‌ها نیز مکلف به رعایت ۷ درصد سهمیه به خانواده‌های شهدا و افراد دارای معلولیت از پروژه‌های ساختمانی و شهرک‌ها هستند و وزارت صحت نیز در عرصه بازتوانی و فراهم سازی کمک‌های صحی به افراد دارای معلولیت و همچنان انتقال بیماران برای تداوی به خارج از کشور، همکاری‌های لازم را انجام دهد. آریوبی تأکید کرد که تمام ادارات مکلف‌اند تسهیلات لازم را برای افراد دارای معلولیت در مکان‌های عامه، شفاخانه‌ها، فروشگاه‌ها، ادارات دولتی، سرک‌ها و پیاده‌روها در نظر داشته باشند. سوء استفاده از امتیاز معلولان اداره ملی حمایت از افراد دارای معلولیت و ورثه شهدا می‌گوید که شماری از افراد که هیچ نوع معلولیتی ندارند، از امتیازات معلولان استفاده می‌کنند. رئیس این اداره گفت که به منظور جلوگیری از این روند، برنامه بازنگری افراد دارای معلولیت در جریان است و به زودی پس از تکمیل این برنامه، روند انگشت‌نگاری افراد دارای معلولیت آغاز می‌شود. آقای آریوبی تأکید کرد که پس از بررسی اسناد و مدارک و هم‌چنین انگشت‌نگاری افراد دارای معلولیت، کسانی که واجد شرایط نیستند از فهرست معلولان حذف می‌شوند. او علاوه کرد که بعد تکمیل شدن این روند، معاشات افراد دارای معلولیت براساس این برنامه از طریق تلفن همراه پرداخت می‌شود. هدف این اقدام، جلوگیری از فساد اداری وعرضه خدمات بهتر به افراد دارای معلولیت و ورثه شهدا است. اداره ملی حمایت از افراد دارای معلولیت می‌گوید که در حال حاضر شمار افراد دارای معلولیت و خانواده‌های شهدا که شده‌اند، به ۳۰۰ هزار نفر می‌رسند که ۱۳۵ هزار تن آنان را خانواده‌های شهدا و ۱۶۵ هزار تن دیگر را افراد دارای معلولیت تشکیل می‌دهند. ]]> اجتماعی Tue, 18 Dec 2018 06:07:35 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86815/پنج-خانوار-یک-عضو-معلول نجیب آقا فهیم: ۸۳ هزار فامیل به کمک‌های زمستانی نیاز دارند http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86791/نجیب-آقا-فهیم-۸۳-هزار-فامیل-کمک-های-زمستانی-نیاز نجیب آقا فهیم وزیر دولت در امور رسیدگی به حوادث طبیعی که در نشست دیروز مجلس سنا صحبت می‌کرد تأکید کرد که حدود ۸۳ هزار فامیل به کمک‌های زمستانی نیازمند هستند. فهیم گفت: «براساس برنامهٔ دولت در مورد کمک‌های زمستانی، وزارت مهاجران برای ۱۲ هزار فامیل قرار است ۱۵ هزار پول نقد و یو ان.اچ.سی. آر برای ۲۱ هزار فامیل ۲۰۰ دالر پول نقد توزیع کند تا آنان برای خود البسه زمستانی و مواد سوختی خریداری کنند.» به گفتهٔ وی، وزارت دولت در امور مبارزه با حوادث برای ۲۰ هزار فامیل دیگر هم منابع دریافت کرده، اما برای کمک به ۳۰ هزار فامیل دیگر هیچ منبعی وجود ندارد. به گفتهٔ فهیم، دولت یا کدام مؤسسه خارجی برای کمک به ۳۰ هزار خانواده توزیع کمک‌های زمستانی در برنامه ندارد، اما تلاش برای حل این مشکل هم جریان دارد. او خاطر نشان کرد که برای یک میلیون ۵۰۰ هزار بیجا شده داخلی کمک غذایی و غیر غذایی توزیع شده و این روند تا ماه حمل سال آینده خورشیدی ادامه خواهد داشت تا برای ۲٫۶ میلیون بیجا شده کمک توزیع گردد. آقای فهیم همچنان گفت: «ما یک سلسله فعالیت‌ها را شروع کرده‌ایم تا یک اطلس آسیب‌پذیری کل افغانستان را در برابر حوادث طبیعی تدوین بکنیم؛ به این معنا که وقتی می‌گویم ارزگان در کجا موقعیت دارد و کدام ولسوالی با کدام تهدیدهایی مواجه اند.» به گفته او، اطلاعات اولیه جمع‌آوری شده‌است. آقای فهیم خاطر نشان کرد که یک مرکز برای مدیریت اطلاعات حوادث طبیعی در کابل درست شده که تا هنوز ۱۰ ولایت با این مرکز وصل شده و در مرحله دوم قرار است ۱۴ ولایت وصل گردد و ۱۰ ولایت دیگر هم تا پایان زمستان پیش رو به این مرکز وصل خواهد شد. ]]> اجتماعی Mon, 17 Dec 2018 06:40:32 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86791/نجیب-آقا-فهیم-۸۳-هزار-فامیل-کمک-های-زمستانی-نیاز کمک دو میلیون دالری کوریای جنوبی برای رسیدگی به کودکان آسیب‌پذیر http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86788/کمک-دو-میلیون-دالری-کوریای-جنوبی-رسیدگی-کودکان-آسیب-پذیر ری ژا هیونگ، سفیر کوریا جنوبی در افغانستان روز یکشنبه ۲۵ قوس هنگام امضای این موافقتنامه گفت: «از اینکه حدود ۸۳ هزار خانواده در سراسر افغانستان به کمک احتیاج دارند تا بتوانند با سرمای طاقت فرسا و گرسنگی در این زمستان سخت مبارزه کنند، بسیار متأثر شدم. کودکانی که از سوءتغذیه رنج می‌برند و سیستم دفاعی بدنشان ضعیف شده، نسبت به هوای سرد زمستان آسیب پذیرتر هستند. من از اداره یونیسف بابت کمک‌های به وقت به این کودکان اظهار سپاس می‌کنم.» هیونگ افزود، کودکان بیجاشدگان داخلی به شدت نیازمند کمک هستند. بسیاری از آنها در اماکن موقتی زندگی می‌کنند و سرپناه کافی برای زندگی ندارند که این وضعیت آنان را در مقابل آب هوای زیر صفر، برف باری سنگین و بادهای قوی صدمه می‌زند. اداره یونیسف می‌گوید که بیش از ۳ میلیون تن به کمک عاجل نیاز دارند که حدود ۱٫۶ میلیون آنان را کودکان سراسر کشور که از خشکسالی‌ها متأثر شده، تشکیل می‌دهند. ادیله خدر، نماینده یونیسف در افغانستان نیز گفت: «سالها جنگ، بی‌خانمانی و فقر در حال افزایش با خشکسالی بی‌سابقه وضعیت را برای خانواده‌های آسیب‌پذیر، سخت کرده‌است که با شروع زمستان وضعیت اندکی وخیم‌تر می‌شود.» خانم خدر ضمن سپاسگزاری از کمک کشور کوریای جنوبی، افزود که این کمک می‌تواند کودکان و خانواده‌های که در معرض سرما قرار دارند، محافظت کنند. اداره یونیسف همچنین می‌گوید که حدود ۲۱ هزار خانواده که ۵۸ درصد آن را کودکان تشکیل می‌دهند، در ولایت‌های هرات، غور و بادغیس متأثر از جنگ و حوادث طبیعی شده و گرسنه‌اند. این اداره برای کودکان این خانواده‌ها، بسته‌های مواد ضروری غیرغذایی، شامل کمپل، مواد مورد نیاز دیگر چون وسایل آشپزخانه، ترپال و لباس‌های زمستانی را توزیع کرده‌است. یونیسف همچنان می‌گوید که سوءتغذیه به میزان بالا در بین کودکان بیجا شده وجود دارد. بر اساس بررسی‌های این اداره، از میان ۱۹ هزار خانواده بیجا شده در ولایت‌های هرات، بادغیس و غور، بیشتر از ۱۳۰۰ کودک با سوءتغذیه مواجه هستند. اداره یونیسف می‌گوید که بر علاوه کمک‌هایی که شده‌است، ۴ میلیون دالر دیگر برای رسیدگی به وضعیت بی‌جاشدگان نیاز است. این اداره همچنین گفته‌است که اگر کمکی نباشد، یونیسف نمی‌تواند بیش از یک/چهارم بیجاشدگان را تحت پوشش قرار دهد. این اقدام‌ها در حالی صورت می‌گیرد که حکومت بر اساس اهداف هفده‌گانه انکشاف پایدار سازمان ملل متحد، ملزم به تأمین مصؤنیت غذایی شهروندان تا سال ۲۰۳۰ میلادی است. مصؤنیت غذایی یکی از اهداف هفده‌گانه برنامه «انکشاف پایدار» سازمان ملل است که افغانستان برای رسیدن به آن «آجندای ملی امنیت غذایی و تغذیه» را ایجاد کرد.  اما رئیس عمومی دارالانشای شورای وزیران که ریاست کمیته اجرایی این آجندا را به عهده دارد روز شنبه در نشستی گفت که «این آجندا در طول یک سال کارش دستاورد ملموسی نداشته و تهداب آجندا نیز هنوز کامل نشده‌است». براساس آمارهای ارائه شده در برنامه آجندای ملی امنیت غذایی، اگر حکومت در راستای محو فقر و بیکاری موفق نشود و شهروندان افغانستان نتوانند به غذای پایدار و مصؤن دست یابند، ممکن است تا سال ۲۰۳۰ میلادی ۳۸۰ هزار کودک از بین برود و ۱۳۰ هزار نوزاد هنگام تولد تلف شوند. در این گزارش آمده‌است که اگر تا سال ۲۰۳۰ میلادی در مورد کمبود آیودین در مادران توجه نشود، بیشتر از نیم میلیون کودک معلول دائمی، آسیب‌های مغزی و عقب ماندگی ذهنی به دنیا خواهند آمد و افغانستان مجبور خواهد بود تا فقط برای مبارزه با قد کوتاهی ۱۳٫۲ میلیارد دالر هزینه کند. بر اساس گزارش‌ها، از هر ۱۰ کودک حدود ۴ تن آنان دچار سوءتغذی هستند و پیامدهای شیوع سوءتغذیه در افغانستان باعث ۴۱ درصد کوتاهی قد، ۲۵ درصد وزن کم، ۱۰ درصد از دست دادن وزن، ۴۵ درصد کم‌خونی در نزد کودکان، ۴۰ درصد کم‌خونی در نزد زنان، ۴۶ درصد کمبود ویتامین «A» در نزد کودکان و ۱۷ درصد وزن کم هنگام تولد نوزادها شده‌است. ]]> اجتماعی Mon, 17 Dec 2018 06:29:19 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86788/کمک-دو-میلیون-دالری-کوریای-جنوبی-رسیدگی-کودکان-آسیب-پذیر در رد «شصت درصدی» و حمایت از امید ملی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/86783/رد-شصت-درصدی-حمایت-امید-ملی چند روز پیش گزارشی از یک نهاد « پروژه بگیر» را دیدم، که در قسمت ناامیدی شهروندان نسبت به آینده‌ی کشور تحقیق کرده بود. از درست بودن و نبودن این گزارش که جای تردید هم دارد - می‌گذریم. اما چرا آگاهانه و ناآگاهانه تلاش می‌ورزیم امید شهروندان را نسبت به آینده کشور تخریب بسازیم؟ اصولا من آدم بسیار امیدواری هستم . نشانه‌اش چیست؟ این که هر کاری را شروع می‌کنم اگر به نتیجه نرسد ناامید نمی‌شوم و دست از کنشگری نمی‌کشم، بلکه می‌روم سراغ اقدام بعدی. اگر تلاش جمعی برای اصلاح سیاست‌های کشور، بی‌ثمر بود می‌روم سراغ روشنگری در فضای عمومی؛ اگر از فضای عمومی نتیجه‌ای نگرفتم، می‌روم سراغ گفت‌وگو با روشنفکران و نخبگان. و اگر در این مورد هم هیچ تغییری شکل نگرفت - می‌روم سراغ خودم، که چشم‌‌هایم را بشویم و دوباره کتاب بخوانم و دوباره بیندیشم و دنیا را قسم دیگری ببینم. من در این عالم هیچ خطایی را بزرگتر از ناامیدی نمی‌دانم. انسان، جامعه و هستی، زنده و پویاست و بن بست ندارد. اگرهم مثلا کسی مثل من فلسفه یا یک جامعه‌شناسی خوانده باشد مدعی شود که ما به بن‌بست رسیده‌ایم یا در بحران قرار داریم، این نگاه از دریچه دانش محدود تخصصی ماست که البته به عنوان یک جوان وظیفه داریم به سیاست گذاران هشدار بدهیم و گاهی هم برای این که هشدارمان اثر کند سعی می‌کنیم طوری حرف بزنیم که آنها را بترسانیم. بنابراین نه تنها در مواجهه با جامعه و انسان و هستی، ناامیدی خطاست که در فرهنگ دینی هم ناامیدی از رحمت الهی بزرگترین گناه است؛ و رحمت الهی وقتی به زبان سیستمی ترجمه شود همان قواعد کلان و بالاسری حاکم بر نظام خلقت است. پس اگر ناامیدی از رحمت‌الهی گناه است، ناامیدی از اصلاح پذیری جامعه به عنوان عالی‌ترین سیستم زنده مخلوق الهی، نیز محکوم است. امید، ایمان و عشق، ستون‌های اصلی وجود روانی آدمی را تشکیل می‌دهند. هر سه این‌ها افعال یا رفتار یا اوصافی غیرارادی هستند. شما می‌توانید بگویید از فردا صبح دیگر دروغ نمی‌گویم ولی نمی‌توانید بگویید از فردا صبح امیدوار خواهم شد یا ایمان خواهم آورد یا عاشق خواهم شد. امید و ایمان و عشق خودشان می‌آیند، ناگهان ظاهر می‌شوند و بدون آن که بدانی یک باره به دام شان می‌‌افتی. ولی البته برای آن که به دام شان بیفتی باید تا نزدیک دام گاه آنان بروی، باید خود را در معرض‌شان قرار دهی یا باید از آنچه زمینه‌های حضور و وقوع آنان را از بین می‌برد دوری گزینی. یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشید  شاید که نگاهی کند آگاه نباشید یعنی وقتی سربه هوایی، تیر نگاهِ کدام محبوب می‌تواند دل تو را نشانه برود؟ اما ایمان و عشق نیز خود متکی بر امیدند. آن‌که ایمان می‌آورد و آن‌که عاشق می‌شود پیشاپیش باید سرشار از امید باشد. آن که ناامید است نه ایمانی و نه عشقی دل او را نمی‌رباید. پس امید، اصلی‌ترین ستون ساختار روانی آدمی است. در سطح اجتماعی نیز چنین است. اگر ارکان هر جامعه‌ای با شش سرمایه اقتصادی، انسانی، اجتماعی، سیاسی نظامی - فرهنگی و نمادین قوام می‌گیرد و می‌بالد، بدون امید اجتماعی، همه آن سرمایه‌ها از کار می‌افتند. درواقع امید، نه «سر-‌ مایه» که «مادر- مایه» است. اگر امید نباشد بقیه سرمایه‌ها هم گویا نیستند. یک فرد ثروتمند وقتی سرمایه‌ اقتصادی خود را به کسب‌وکار می‌زند که امیدوار باشد. یک مهندس متخصص وقتی سرمایه انسانی خود را در مسیر کارآفرینی به کار می‌گیرد که امیدوار باشد. وقتی افراد با هم برای راه اندازی یک نهاد مدنی یا حزب یا نهاد خیریه یا پویش نیکوکاری، دست به همکاری می‌زنند، یعنی دست به تولید سرمایه اجتماعی می‌زنند، که امیدوار باشند. وقتی یک سرمایه سیاسی دست به کنشگری برای اصلاح امور کشورش می‌زند که امیدوار باشد. وقتی یک شخصیت نمادین، در هر حوزه‌ای، دست به تحول می‌زند که امیدوار باشد. پس در یک کلام، کشوری که در آن امید اجتماعی پایین است، هر چه از انواع سرمایه‌ها نیز داشته باشد، به کارش نمی‌آید. آن سرمایه‌ها خاک خواهند خورد و فرسوده خواهند شد چون سوخت اجتماعی مهمی همچون «امید» موتور آن سرمایه‌ها را روشن نخواهد کرد. پس وقتی امید تخریب می‌شود همه چیز تخریب می‌شود و همه سرمایه‌ها از کار می‌افتند. خواه یک شخص امیدش را از دست بدهد خواه یک جامعه. و امید تنها سرمایه‌‌ای است که از «هیچ» هم قابل زاده شدن است. همه سرمایه‌‌ها برای انباشت شدن نیاز به سرمایه گذاری دارند ولی امید بدون سرمایه گذاری هم قابل تولید است. گاهی یک تغییر سیاست در حکومت، یک انتخابات آزاد، یک سخنرانی، یک اطلاعیه، یک دیدار، حتی یک لبخند می‌تواند موجی از امید در دل یک جامعه ایجاد کند. و البته عکس آن هم صادق است. در وجود هر فرد، دو سطح امید وجود دارد: سطح فردی و سطح اجتماعی. امید در سطح فردی، ریشه روانشناختی دارد و از جنس «احتمال» است ولی میزان احتمالش مهم نیست. یعنی فرد یک احساس روانشناختی مطلوب دارد که به او القاء می‌کند که در آینده یک «اتفاق خوب» می‌افتد. مثلا امید یک کشاورز به بارش باران در تابستان یک مساله روانشناختی است و بستگی دارد که شخصیت روانی آن کشاورز چگونه باشد. ممکن است با احتمال یک درصد بارش در تابستان او همچنان امید جدی به بارش داشته باشد. امید یک پدر و مادر به بازگشت فرزند سرباز مفقودشان از جنگ حتی تا سالها پس از پایان جنگ نیز از این جنس است. این امید به زندگی معنا می‌دهد و انرژی روانی برای زنده ماندن را فراهم می‌آورد. حتی وقتی هیچ‌کاری نمی‌شود کرد. یعنی در امید روانشناختی ما «احتمال» وقوع پدیده را نمی‌توانیم تغییر دهیم. البته ممکن است گاهی یک امید روانشناختی حتی با احتمال پایین هم موجب انگیزه و تحرک و اقدامی از سوی ما بشود (مثل دعا کردن کشاورز برای باران یا نذر کردن پدرومادر سرباز مفقود.) اما امید اجتماعی، از جنس «امکان» است. یعنی وقتی امید اجتماعی ایجاد می‌شود، یک امکان، یک فرصت و یک حرکت سازنده و رو به جلو از دل آن برای جامعه خلق می‌شود؛ و هرچه این نوع امید بیشتر باشد این «امکان» و «فرصت» جدی‌تر می‌شود تا جایی که عملا به وقوع می‌پیوندد. تشکیل نهادهای مدنی، شکل‌گیری احزاب، شکل‌گیری مشارکت‌ها و همکاری‌های بزرگ اقتصادی، شکل گیری سازمانهای مردم نهاد برای حل و فصل مشکلات مختلف اجتماعی و زیست محیطی، مشارکت مردم در گردهمایی‌های عمومی محلی، شهری و ملی که برای حل معضلات تشکیل می‌شود، شرکت درفراخوان‌های اجتماعی برای نقد و اعتراض‌های عقلانی و اخلاقی به برخی عمکردها و ... همه و همه از جنس امید اجتماعی است. خیلی ساده، امید روانشناختی یک «حس» است ولی امید اجتماعی یک «کنش» است. امید روانشناختی یک دستاورد فردی است ولی امید اجتماعی یک دستاورد اجتماعی است که وقتی شکل می‌گیرد که میل به تغییر در جهت بهبود و پیشرفت در درون بخش بزرگی از جامعه شکل گرفته باشد. و البته هیچ کس تا امید روانشناختی نداشته باشد نمی‌تواند امید اجتماعی را هم در خودش ایجاد کند. و برای آن که امید روانشناختی فردی به امید اجتماعی تبدیل شود فرد باید از این مراحل عبور کند: نخست گرفتار آرزومندی خویش باشد. کسی که در درونش «آرزومندی» شعله نمی‌کشد هیچ کنش موثری نخواهد داشت. سپس این آرزومندی ذهنی باید تبدیل به اشتیاق و «میل عملی به تغییر» شود. این میل عملی به تغییر باید به «هدف‌گذاری» بینجامد. یعنی آن میل به یک هدف معین ترجمه شود. آنگاه آن «هدف» به یک «برنامه» برای تغییر بینجامد. پس از برنامه ریزی، باید «تلاشگری» رخ بدهد و البته هر تلاشگری، مستلزم «مسئولیت پذیری»‌ است. این فرایندی است که باید طی شود تا در درون هر فرد، امید روانشناختی فردی به امید اجتماعی تبدیل شود؛ و خیلی شرایط باید مهیا باشد تا این زنجیره به طور کامل در فرد شکل بگیرد. هر عاملی که این زنجیره را بگسلد، مانع شکل گیری امید اجتماعی می‌شود. ممکن است عاملی مانع شکل گیری آرزومندی در افراد شود،‌ یا عامل دیگری مانع شکل‌گیری میل عملی به تغییر در فرد شود، یا عاملی مانع برنامه‌ریزی فرد شود، یا عاملی مانع تلاشگری او شود. همه این‌ها تبدیل امید روانشناختی به امید اجتماعی را به شکست می‌کشانند. آن مانع ممکن است در درون روان فرد، یا در درون افکار او، یا در خانواده، یا در جامعه، یا در فرهنگ، و یا در سیاست باشد. فرقی نمی‌کند از هر جایی می‌شود مانع شکل گیری امید اجتماعی شد. ممکن است معلمی امید اجتماعی شاگردانش را تخریب کند یا پدری امید اجتماعی فرزندش را یا سیاست‌مداری امید اجتماعی شهروندانش را. مثلا وقتی یک امام جمعه بر علیه احزاب یا نهادهای مدنی و حکومت سخن می‌گوید و تخریب می‌کند یا وقتی روشنفکران و ناقدان اوضاع را چنان تیره و تار و بحرانی نشان می‌دهند که گویا دیگر هیچ راهی برای عبور از این بحران ها در پیش نیست، همه آنها امید اجتماعی را نشانه رفته اند و همه آنها در پروژه تخریب امید اجتماعی مشارکت دارند. در سالهای اخیر فضای مجازی هم به عاملی برای تخریب امید اجتماعی تبدیل شده است. فضای مجازی گرچه سرمایه بزرگی برای انسجام اجتماعی و گسترش آگاهی‌ها و بلوغ اجتماعی است اما متاسفانه وقتی به دست بی خردان و مسئولیت ناشناسانی می‌افتد که فقط برای شهرت یا قدرت، هر خبر و تحلیلی را در آن منتشر می‌کنند بدون آن که دقت کنند که چه آسیبی به امید اجتماعی می‌زنند، می‌تواند ضد امید و ضد توسعه عمل کند. بسترهای فضای مجازی مانند فیسبوک توئیتر، اینستاگرام و تلگرام، امروز می‌توانند به عنوان بزرگترین بسترهای ارتباط اجتماعی، عامل مهم انسجام بخش اجتماعی باشند؛ اما متاسفانه نابخردی خیلی از ماها این بستر را به سوی کارکردی دوگانه برده است که در عین حال که آگاهی بخش است اما ضد امید و گاه ضد سرمایه اجتماعی عمل می‌کند. اطلاعات فقط وقتی ارزشمند است که فرد برای استفاده از آنها به یک تئوری یا دستگاه تحلیلی مجهز باشد. اگر چنین نباشد، داده‌ها و اطلاعات اضافی، برای فرد سرگردانی و پریشانی و ناتوانی در تصمیم به بار می‌آورد. دقیقا مانند معده ای که اگر هر روز از انواع غذا در آن بریزیم به هم می‌ریزد، ذهن ما نیز وقتی در معرض هجوم داده‌های متضاد قرار می‌گیرد ما را گرفتار پریشانی و سرگردانی و بی اعتمادی می‌کند. فقط در جوامعی که گروههای مرجع اجتماعی حضور جدی دارند و اطلاعات سره از ناسره را بازشناسی می‌کنند و به مردم آگاهی می‌دهند، انبوه اطلاعات می‌تواند به رشد آگاهی اجتماعی کمک کند. در غیر این‌صورت انبوه اطلاعات منجر به پریشانی می‌شود و همین پریشانی هاست که به بداخلاقی‌هایی نیز منجر می‌شود. متاسفانه ما هر روز با هجوم خرد کننده اطلاعات و اخبار نگرانی‌آور درست و نادرست روبه‌رو هستیم، نه تنها امید اجتماعی‌مان ذره ذره آب می‌شود بلکه فرصتی برای آن که دانش‌ خود و توانایی تحلیلی خود برای شناخت دقیق‌تر اوضاع را بالا ببریم پیدا نمی‌کنیم. به همین خاطر است که فضای مجازی ما انباشته از دعوا و تخاصم است. چون کسی تحلیل ندارد، همه اخبار و اطلاعات دارند و می‌خواهند با زور همان اخبار، طرف مقابل را مجاب یا محکوم کنند. متاسفانه جدای از این که بسیاری از افراد یا گروهها، خبرهای وحشت‌زا و نگرانی آور از فساد و بی نظمی را به راحتی در فضای مجازی منتشر می‌کنند، خیلی از روشنفکران و نخبگان نیز بدون توجه به این ضعف فضای مجازی، انواع تحلیل‌های بدبینانه خود را نیز به سادگی در فضای مجازی منتشر می‌کنند. و باز متاسفانه از آن‌جا که ضدیت با حکومت یا دولت و نقد ساختار سیاسی، هویت آفرین شده است، بسیاری از روشنفکران و نویسندگان ما برای کسب آن هویت، چنان در ضدیت و نقد پیش می‌روند و چنان سیاه نمایی می‌کنند که نتیجه طبیعی آن تخریب امید اجتماعی خواهد بود. هر خبرنادرست یا نامناسب یا هر تحلیل ناامیدی آور، هر بار که در فضای مجازی رد و بدل می‌شود می‌تواند به سان یک تیر زهرآلود، آگاهی و امید اجتماعی را نشانه رود و تخریب کند. به گمان من جامعه ما تقریبا همه آنچه را باید از مشکلات نظام کنونی بداند، می‌داند و همه آنچه نویسندگان و روشنفکران و صاحب نظران باید بگویند گفته شده است. گفتن بیش از این، تنها به فرسودگی ما می‌انجامد. اکنون زمان عمل است باید منتظر بمانیم و به نظام فرصت بدهیم تا خودش را باز یابد شاید تصمیم بگیرد خود را اصلاح یا متحول کند. ما با نقد زیاد و فشار زیاد و هجوم اخبار، حکومتیان را به آتش نشانانی تبدیل کرده ایم که هر روز باید آتش یک جایی را خاموش کنند. اندکی به آنها فرصت بدهیم شاید به خود آمدند و تصمیم به اصلاح گرفتند. می‌دانم که عزیزانی خواهند گفت تا فشار اجتماعی نباشد حکومت اصلاح نمی‌شود اما این جنس از فشار اجتماعی که ما در فضای مجازی داریم، ظرفیت اصلاحش بر روی حکومت بیش از این نیست، اما ظرفیت تخریبش برای امید اجتماعی خیلی زیاد است و یادمان نرود که وقتی ذخیره امید اجتماعی کاملا پایان یافت فقط یک انتخاب می‌ماند: نابود کردن و درهم‌ریزی همه چیز. و البته این «همه چیز» فقط شامل چیزهای بد نمی‌شود بلکه خوبی‌ها و داشته‌ها و سرمایه‌ها هم در این درهم‌ریزی و تخریب، نابود می‌شوند. خلاصه‌ی سخنم این است که برای این که «امید ملی» بازسازی شود نیازمند آنیم خود زنی ها را کنار بگذاریم. همدلی و همبستگی مان را در حساس ترین شرایط کشور حفظ و از نفرت اندوزی و تخریب امید ملی دست برداریم. به امید افغانستان آباد و متحد. سیدقاسم اخضراتی – روزنامه نگار و مشاور رسانه‌ای وزارت مبارزه علیه مواد مخدر   ]]> اجتماعی Mon, 17 Dec 2018 06:19:39 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/86783/رد-شصت-درصدی-حمایت-امید-ملی دیتابیس آنلاین جهت رسیدگی به قاچاق انسان در افغانستان ایجاد شد http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86784/دیتابیس-آنلاین-جهت-رسیدگی-قاچاق-انسان-افغانستان-ایجاد وزارت عدلیه با هکاری ایالات متحده آمریکا اولین بانک اطلاعاتی آنلاین را جهت رسیدگی به قاچاق انسان در افغانستان ایجاد کرده‌است. عبدالبصیر انور، وزیر عدلیه و رئیس عمومی کمیسیون عالی مبارزه با قاچاق انسان در افغانستان، دیروز (یکشنبه، ۲۵ قوس) در مراسم افتتاح مکانیزم ملی رجعت دهی و «دیتابیس آنلاین جهت پاسخ‌گویی قاچاق انسان در افغانستان» گفت که معلومات کامل در مورد قاچاق انسان، در این صفحه وجود دارد که هرکسی می‌تواند از آن استفاده کند. هرچند وزیر عدلیه رقم دقیق و آماری از کاهش یا افزایش نسبی قاچاق انسان نسبت به سال‌های گذشته ارائه نکرد، اما گفت که «قاچاق انسان یک مشکل عمده در افغانستان است. قاچاق انسان به اشکال مختلف و به صورت گسترده وجود دارد.» اما وزارت عدلیه می‌گوید با استفاده از این دیتابیس آنلاین، ضمن کسب معلومات و تثبیت موارد قاچاق می‌توان از پیامدهای ناگوار سفرهای قاچاق نیز آگاه شد. در همین حال، اکرام‌الله قریشی، مسئول مدیریت معلوماتی سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) در این مراسم گفت که در بانک اطلاعاتی یادشده معلومات در مورد قربانیان، قاچاقچیان انسان، کمیسیون ذی‌ربط و دیگر موارد مرتبط با قاچاق انسان شامل می‌باشد و هر نهاد ذی‌ربط، می‌تواند از آن به شکل آنلاین استفاده کند. هم‌چنین، الیزابت چمبرز، معاون مأموریت اداره انکشاف بین‌المللی ایالات متحده امریکا(USAID) در این برنامه گفت که ایجاد این بانک اطلاعاتی، یک قدم خوب برای کاهش واقعات قاچاق انسان در افغانستان می‌باشد. چمبرز این دیتابیس را برای جلوگیری از قاچاق انسان در افغانستان یک گام مهم خواند. ]]> اجتماعی Mon, 17 Dec 2018 06:07:05 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86784/دیتابیس-آنلاین-جهت-رسیدگی-قاچاق-انسان-افغانستان-ایجاد ​دیوار نگاری به هدف محو خشونت علیه زنان در هرات http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86769/دیوار-نگاری-هدف-محو-خشونت-علیه-زنان-هرات در این روزها تصاویر نقاشی شده، روی برخی دیوارهای سطح شهر هرات که سخن از خشونت علیه زنان می‌‍‌زند، دیده می‌شود. این نقاشی‌ها را شماری از نقاشان فعال هرات، به ابتکار و همکاری ریاست امور زنان این ولایت، در نقاط مختلف شهر به هدف محو خشونت علیه زنان دیوار نگاری نموده اند. به گزارش خبرگزاری پیام آفتاب، "سهیلا صبری"، مدیر ارتباطات و آگاهی عامه ریاست امور زنان، دیوار نگاری‌های انجام‌شده در سطح شهر را یکی از برنامه‌های کمپاین شانزده روزه این ریاست به مقصد زدودن خشونت علیه زنان در بین جامعه، عنوان نمود. وی اظهار داشت که این کمپاین شانزده روزه در پنج بخش تطبیق شده که بیشتر آنها جنبه آگاهی‌دهی و ایجاد انگیزه برای شهروندان جهت محو خشونت علیه زنان و گسترش هم‌پذیری و الفت در میان خانواده‌ها و جامعه را دارد. به گفته خانم صبری، این کمپاین در ولسوالی‌های انجیل، گذره و کرخ ولایت هرات در بخش‌های مختلف تطبیق شده که بصورت تخمینی حدود ۱۰هزار نفر از این جریان مستفید خواهند شد. از سویی هم، "عبدالقدیر اسلم‌زاده"، آمر دیپارتمنت هنرها در انستیتیوت صنایع استاد کمال‌الدین بهزاد می‌گوید که ۲۰ تن از نقاشان به شمول پنج استاد روی ۱۰ اثر هنری دیوارنگاری کار کرده اند.  آقای اسلم‌زاده، هدف اساسی دیوارنگاری‌ها را محو خشونت علیه زنان عنوان نموده و ابراز داشت که آنان با نقاشی پیام صریح و واضحی به جامعه داشته باشند. او علاوه نمود که پیام دیوارنگاری، گسترش مهربانی و رعایت حقوق زنان در جامعه است. در عین حال، شهروندان هرات با تماشای این نقاشی‌ها بر این باور اند که دیوارنگاری‌ها می‌تواند پیامدهای مثبت و خوبی را در به جا بگذارد. آنان می‌گویند که با به نمایش گذاشتن این نقاشی‌ها برایم عامه مردم، تآثیرات آن نیز همگانی خواهد شد. خشونت علیه زنان در افغانستان از دیرباز تاکنون در میان مردم افغانستان جایش را باز کرده و همواره زنان را با چالش‌ها و مشکلات فراوانی همچون حقیر و ناتوان شمردن، برخوردهای نامناسب فزیکی و لفظی، ممانعت از کسب سواد و مواردی امثال این مواجه هستند. این موضوعات نگرانی‌های جدی دولت و نهادهای بین‌المللی را برانگیخته است. قابل ذکر است که دین مبین اسلام نیز بر منع خشونت علیه زنان تآکید کرده و آنرا عملی زشت و ناپسند خوانده است. مرتضی کریمی، خبرنگار پیام آفتاب در هرات ]]> اجتماعی Sun, 16 Dec 2018 08:57:30 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86769/دیوار-نگاری-هدف-محو-خشونت-علیه-زنان-هرات آب‌های سطحی افغانستان در ۴۰ سال گذشته ۱۴ درصد کاهش یافته‌است http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86724/آب-های-سطحی-افغانستان-۴۰-سال-گذشته-۱۴-درصد-کاهش-یافته-است عثمانی روز پنجشنبه (۲۲ قوس) در یک سمینار علمی در ارتباط با «مدیریت آب‌های سطحی افغانستان» در کابل، میزان آب‌های افغانستان را رو به کاهش خواند. آقای عثمانی گفت که تاکنون از آب‌های سرشار که به کشورهای همسایه سرازیر است در کشور صحبت می‌شود در حالی که هم‌اکنون از دریاهای سرشار در کشور خبر نیست و آب‌های سطحی و زیر زمینی به گونه شتابان در حال کاهش است. او گفت که آمارهای که بین سال‌های ۵۷ تا ۹۷ خورشیدی از نوسانات آب‌های سطحی جمع‌آوری شده، نشان می‌دهد که ۱۴ درصد از میزان آب‌های سطحی کشور در جریان چهل سال گذشته کاهش یافته‌است. به گفته وی، حجم کلی آب‌های سطحی کشور براساس آمار سال ۵۷ خورشیدی به ۵۷ میلیارد مترمکعب بالغ می‌شد که این میزان در شرایط حاضر به ۴۹ میلیارد مترمکعب کاهش یافته‌است. آقای عثمانی سه حوزه آبی کابل، شمال و هریرود را دچار کمبود آب در سطح بحرانی دانسته گفته که کاهش آب‌های سطحی تأثیرات خود را کم و بیش بر تمام حوزه‌های آبی کشور برجای گذاشته‌است. وی در بخشی دیگر صحبت‌های خود به مشکلات جدی در روند مدیریت آب اشاره کرد و گفت که تشکیلات وزارت انرژی و آب از نظر اجرایی به شدت دچار مشکل است. او گفت، با آنکه این وزارت تشکلات وسیع در بخش پلان گذاری، ایجاد قوانین پالیسی‌ها و امر و نهی دارد اما در بخش‌های اجرایی تعداد انگشت شماری مصروف کار اند که تنها قادر می‌شوند اوامر و دستورات مدیران‌شان را به اجرا گذارند. وزیر پیشین انرژی و آب، مدیریت آب‌های کشور را نیازمند نهادی با توانمندی بالای مدیریتی و اجرایی خواند که حکومت برای ایجاد آن بدون ضیای وقت باید وارد عمل شود. در همین حال نجیب آقا فهیم وزیر دولت در امور مبارزه با حوادث طبیعی نیز پذیرفت که اصطلاح آب‌های سرشار هم‌اکنون در افغانستان بی‌معنا شده و باشندگان اطراف بسیاری از دریاهای کشور از جمله دریای هلمند با خطر کمبود آب روبرو هستند. او گفت که باشندگان چهار ولسوالی نیمروز که در نزدیکی‌های دریای هلمند بود و باش دارند به دلیل کاهش دسترسی به آب تا چندی پیش در معرض کوچ جمعی قرار داشتند که پس از بارندگی اخیر مقداری آسوده‌خاطر شدند. آقای نجیب، مهاجرت‌های ناشی از کم‌آبی و خشک‌سالی را در جریان سال جاری خورشیدی گسترده خواند گفت که نزدیک به ۴۰ هزار فامیل تنها در ولایت‌های غربی کشور به دلیل خشک‌سالی مجبور به ترک محلات مسکونی شان شده‌اند. وی پاسخ گویی به مشکل کمبود آب را نیازمند برنامه‌ریزی‌های مسلکی و قوی دولت و جلب توجه مردم در استفاده به صرفه از آب‌های سطحی و زیر زمینی خواند. ]]> اجتماعی Sat, 15 Dec 2018 08:19:49 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86724/آب-های-سطحی-افغانستان-۴۰-سال-گذشته-۱۴-درصد-کاهش-یافته-است ۱۵ میلیون دالر برای ارائه خدمات صحی در بلخ اختصاص داده شده‌است http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86710/۱۵-میلیون-دالر-ارائه-خدمات-صحی-بلخ-اختصاص-داده-شده-است مراسمی برای گشایش مرکز فروش عمده دارو (مارکیت نوایی ادویه فروشی) در شهر مزارشریف مرکز ولایت بلخ با حضور مقام‌های محلی راه اندازی شد. این مرکز در ۸ منزل با هزینهٔ بیش از ۸ میلیون افغانی که دارای اتاق‌های اداری، ذخیره‌گاه دوا، مراکز فروش عمده دارو و نیز منازل رهایشی می‌باشد، ساخته شده‌است. گرچه این مرکز از سوی یک بازرگان و سرمایه‌گذار اعمار گردیده‌است، اما مقام‌های محلی آن را برای بهبود وضعیت بهداشتی در ولایت بلخ اثر گذار می‌دانند. لطیف نوایی مالک مارکیت دارو فروشی نوایی در شهر مزارشریف می‌گوید که این ساختمان با تجهیزات و امکانات مدرن و پیشرفته عیار شده‌است و قابل نگهداری مصئون دواها است. عبدالحق خرمی شهردار شهر مزارشریف نیز تأکید می‌کند که بررسی‌های شهرداری نشان می‌دهد که این ساختمان با معیارهای بین‌المللی اعمار و تکمیل شده‌است. بیش از ۳۰ شرکت و ۱۵۰ عمده فروشی دارو در بلخ فعال است دوکتور میرویس ربیع رئیس صحت عامه ولاتی بلخ نیز از گشایش این ساختمان ابراز خرسندی کرد و تأکید می‌کند که تاهنوز مارکیت معیاری برای فروش دارو در این ولایت وجود نداشته‌است. نامبرده تصریح کرد: «در ولایت بلخ بیش از ۳۰ شرکت وارداتی دارو و ۱۵۰ عمده فروش دواهای بهداشتی در ولایت فعالیت می‌کنند تا داروها را به دسترس مردم قرار دهند.» به گفتهٔ آقای ربیع شرکت‌های وارداتی، دارو را از ۳ طریق (بندر تجارتی حیرتان، بندر تجارتی آقینه و ولایت کابل) به ولایت بلخ انتقال می‌دهند. موصوف می‌افزاید داروهایی که در بیمارستان‌های دولتی و غیردولتی در ولایت بلخ استفاده می‌شود، بیشتر آن از کشورهای خارجی بشمول ایران و هندوستان وارد می‌شود. ۱۵ میلیون دالر برای ۳ سال ارائه خدمات بهداشتی در بلخ اختصاص داده شده‌است رئیس صحت عامه ولایت بلخ تأکید می‌کند که تمامی داروهای ولایت‌های شمال و شمال شرق کشور از عمده فروشی‌های ولایت بلخ منتقل می‌شود. آقای ربیع همچنان تأکید می‌کند که برای ارائه خدمات بشمول دارو و معاشات (حقوق) کارمندان صحی در ۳ سال بیش از ۱۵ میلیون دالر اختصاص داده شده‌است. وی به بلند بودن کیفیت داروهای وارداتی نیز اشاره کرد و گفت: «نظارت دقیق و بررسی جدی بر تمامی داروهای وارداتی صورت می‌گیرد.» موصوف تأکید می‌کند که به هیچ‌یک از شرکت‌های وارداتی دارو و عمده فروشی دارو اجازه واردات داروهای کم کیفیت و فاقد تاریخ داده نمی‌شود. در سراسر ولایت بلخ بیش از ۱۴۲ مرکز بهداشتی بشمول بیمارستان ابوعلی سینا بلخی (شفاخانه ملکی) وجود دارد که خدمات بهداشتی را برای مردم بلخ و سایر ولایت‌های شمال و شمال شرق کشور ارائه می‌کنند. سید حبیب‌الله نجفی‌زاده / خبرنگار خبرگزاری پیام آفتاب در شمال افغانستان (مزارشریف) ]]> اجتماعی Thu, 13 Dec 2018 07:57:52 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86710/۱۵-میلیون-دالر-ارائه-خدمات-صحی-بلخ-اختصاص-داده-شده-است معاون والی بلخ: رسانه‌ها و خبرنگاران باید در رابطه با صلح تلاش کنند http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86708/معاون-والی-بلخ-رسانه-ها-خبرنگاران-باید-رابطه-صلح-تلاش-کنند شماری از فعالان مدنی و رسانه‌ای در یک نشست در شهر مزارشریف تأکید می‌کنند تا زمانی‌که آگاهی مردم بلند نرود، صلح پایدار و دایمی در کشور تأمین نمی‌شود. کنفرانس ملی رسانه‌ها تحت عنوان (رسانه‌ها، صلح پایدار و روند مصالحه) از سوی میدیوتیک افغانستان در شهر مزارشریف مرکز ولایت بلخ راه اندازی شده‌است. در این کنفرانس بیش از ۱۰۰ نفر از فعالان رسانه‌ای، خبرنگاران و فعالان مدنی از ۱۵ ولایت کشور اشتراک کرده‌اند تا پیرامون صلح و ثبات دایمی در کشور بحث کنند. تا مردم آگاهی پیدا نکنند، صلح پایدار در کشور تأمین نمی‌شود عبدالله رسولی مسئول برنامه‌های میدیوتیک که به مزارشریف آمده‌است، می‌گوید که هدف از این کنفرانس ارزیابی و رویکردهای رسانه‌ها نسبت به صلح می‌باشد. وی با بیان این‌که این کنفرانس برای دو روز راه اندازی شده‌است تا جوانان میان شان گفتگو کنند، افزود: «علاوه بر بحث صلح، تبادل افکار با هم نیز آشنایی و ارتباط برقرار می‌کنند.» نامبرده تصریح کرد: «صلح و آوردن ثبات دایمی در کشور از جمله بحث‌های اساسی و بنیادی افغانستان است که باید قشرها و ساختارهای مختلف پیرامون تحقق آن تلاش کنند.» موصوف می‌افزاید تا زمانی‌که آگاهی مردم نسبت به مسایل مختلف کشور بلند برده نشود، صلح و ثبات دایمی در کشور بوجود نمی‌آید از این‌رو باید ظرفیت سازی صورت گیرد. آقای رسولی نیز نقش کشورهای منطقه و جهان را درآوردن صلح و ثبات پایدار در کشور اثر گذار عنوان کرد و از همسایگان افغانستان خواست تا اقدامات لازم را انجام دهد. محمد بشیر توحیدی معاون والی بلخ نیز در این کنفرانس اشتراک کرد و تأکید نمود که رسانه‌ها و خبرنگاران نیز باید در رابطه با صلح و ثبات تلاش جدی را انجام دهد. وی با بیان این مطلب که مردم و نیز مقام‌های دولتی برای تحقق صلح به دستورات الهی و قوانین کشور رجوع کنند، افزود: «باید از جنگ و کشتار دور شویم و صلح ایجاد نمایم.» احمد لودین مسئول مرکز خبرنگاران در ولایت قندوز نیز بر نقش خبرنگاران درآوردن صلح تأکید کرد و خواهان تلاش‌های جدی در راستای اطلاع‌دهی شده‌است. این کنفرانس در حالی برگزار شده‌است که حکومت افغانستان نیز گفتگوهای صلح را با گروه طالبان آغاز کرده‌است که چندین کنفرانس نیز در سطح بزرگ راه اندازی شده بود. سید حبیب‌الله نجفی‌زاده / خبرنگار خبرگزاری پیام آفتاب در شمال افغانستان (مزارشریف) ]]> اجتماعی Thu, 13 Dec 2018 07:43:38 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/86708/معاون-والی-بلخ-رسانه-ها-خبرنگاران-باید-رابطه-صلح-تلاش-کنند