پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين چهره‌ها :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/Countries/WorldIndviduals Mon, 24 Jul 2017 14:33:46 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Mon, 24 Jul 2017 14:33:46 GMT چهره‌ها 60 مهدیه الهی قمشه‌ای http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/53953/مهدیه-الهی-قمشه-ای «مهدیه الهی قمشه‌ای» شاعر و مولوی‌شناس ایرانی و از برجسته‌ترین محققان ادبیات عرفانی بود. وی در سال ۱۳۱۶ در تهران و در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود و در سال ۱۳۹۵ نیز روح آسمانی وی از کالبد تن رها شد و به یار و معشوق دیرینش «حکیم محی‌الدین الهی قمشه‌ای» پیوست. وی از ۵ سالگی در محضر پدر حکیم و فرزانه خود مرحوم استاد «آیت اللّه مهدی الهی قمشه‌ای» علم و ادب آموخت و پیش از آنکه سخن گفتن را کاملاً بیاموزد، به شعر و ادب علاقه‌مند گشت و با انتخاب تخلص «آتش» برای خود، به سرودن شعر پرداخت. مهدیه الهی قمشه‌ای در ۷ سالگی نیز با «کتاب مستطاب مثنوی الاطفال» (قصه‌ها و حکایات مثنوی برای کودکان و نوجوانان) آشنا شد و در ادامه عمر به تحقیق در مثنوی «جلال‌الدین محمد بلخی» پرداخت. وی در ادامه علاوه بر پدر خود از محضر اساتیدی چون «جلال همایی»، «شهابی»، «صدرالدین محلاتی»، «دکتر شفق» و «علامه جعفری» نیز بهره برد. مهدیه الهی قمشه‌ای را می‌توان از جمله کسانی شمرد که در شناخت مولوی، تحقیقات و پژوهش‌های قابل توجهی داشت و حاصل مطالعات و تلاش‌های خود در شناخت ادبیات عرفانی را در قالب مقالات و کتاب‌ها و همچنین جلساتی عمومی و تخصصی به پژوهشگران و دانشجویان عرفان و ادبیات هدیه می‌داد. وی با تحقیق و تفحص در مثنوی مولوی به تحلیل و تفسیر اشعار مثنوی و تطبیق آن با موضوعات قرآن کریم پرداخت و حدود ۶۰۰۰ بیت از ابیات مثنوی را در سینه خود محفوظ داشت. نمونه‌هایی از آثار مهدیه الهی قمشه‌ای * بهار عشق: منتخب اشعار، نشر: خط زرین (۱۳۸۷). * معبد عشق، مجموعه اشعار، تألیف: مهدیه الهی قمشه‌ای، نشر: علم (۱۳۸۲). * کربلا وادی عشق، سروده: مهدی الهی قمشه‌ای، بازسرایی: مهدیه الهی قمشه‌ای، نشر: فاران (۱۳۸۸). ]]> پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب چهره‌ها Thu, 14 Jul 2016 09:47:53 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/53953/مهدیه-الهی-قمشه-ای بتول سیدحیدری http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/26910/بتول-سیدحیدری بتول سیدحیدری متولد سال 1361 در کشور سوریه منطقه‌ سیده زینب به دنیا آمد.تحصیلات خود را تا مقطع راهنمایی در مدرسه‌ حضرت زینب متعلق به کشور ایران در سوریه به اتمام رساند. بعد بهمراه خانواده به ایران آمدند و ساکن شهر اصفهان شدند و دیپلم تجربی خود را از ایران دریافت کرد. تحصیلات دانشگاهی فوق دیپلم زبان انگلیسی .لیسانس روانشناسی عمومی . فوق لیسانس روانشناسی بالینی از دانشگاه اصفهان. از دوران ابتدایی به داستان خواندن و نوشتن علاقمند شد و کارخودش را با مجله کیهان بچه‌ها که آن روزها توسط سفارت ایران در مدارس توزیع میشد شروع کرد .و بعدها با مجله سلام بچه‌ها ادامه داد. در کنار علاقمندی اش به ادبیات داستان در حوزۀ مشاوره و روانشناسی نیز فعالیت می کند  و آثار پژوهشی درحوزۀ کودکان و زنان نیز انجام داده است .. در عرصه ادبیات  داستان  و نقد و بررسی آن  سالهاست که قلم می‌زند .با زبان‌های عربی و انگلیسی آشنایی دارد .و در کشورهای ترکیه، لبنان سوریه و عراق هم زندگی کرده است. فعالیت هایی که تاکنون خانم بتول سیدحیدری انجام داده است : ازسال 1378 تا 1380 عضواصلی شورای انجمن داستان نویسان اصفهان بوده است . تدریس در دبیرستان دخترانه حضرت معصومه س درقم . تدریس در مدارس خودگردان مهاجرین افغانستانی درشهر قم. اموزش داستان نویسی درکتابخانه های شهرداری  اصفهان و قم . مربی داستان نویسی در حوزه هنری اصفهان و کانون پرورش فکری کودک ونوجوان اصفهان . نویسندگی  وهمکاری با رادیو ی اصفهان – رادیو جوان تهران . تدریس در موسسههای قرانی . عضو انجمن  قلم ایران . عضو خانه ادبیات افغانستان . عضو انجمن داستان نویسان اصفهان . مجری برنامه در جشنواره‌ها و همایش های ادبی  و علمی . دبیر جشنواره ادبیات مقاومت و پایداری افغانستان با موضوع داستان کوتاه کوتاه .1391 دبیرجشنواره جایزۀ ادبی تسنیم با موضوع ادبیات کودک و نوجوان افغانستان 1392. داوری بخش  نخست جشنواره جایزه ادبی اصفهان . داورنهایی  جشنوارۀ ادبی عطریاس  در اصفهان . فعالیت‌ها در حوزۀ روانشناسی : عضو انجمن روانشناسان ایران . عضو انجمن روانشناسان اصفهان . همکاری با کارشناسان روانشناس دربخش تالیف کتب درسی مقطع ابتدایی 1383 . فعالیت درمرکز مشاوره ی دانشگاه اصفهان . فعالیت درمرکز ترک اعتیاد زنان ستوده . فعالیت در بخش اعصاب ومرکز مشاوره ی بیمارستان الزهرای اصفهان . برپایی کارگاه های مهارت های زندگی (برای زنان و دختران جوان )/ پس از طلاق چه کنیم ؟/ راز موفقیت و شاد زیستن/آموزش های پیش از ازدواج برای دختران . فعالیت مشاوره برای مهاجرین افغانستانی . همکاری با روانشناسان  بنیاد تحقیقات تجربه  ی پس ازمرگ . فعالیت در موسسه ی حمایت ازکودکان کار . فعالیت با مرکز مشاوره ی  زندان زنان  دراصفهان . مقالاتی که تاکنون درحوزه های ادبی –روانشناسی  نوشته  و به چاپ رسانده است: - بررسی اثربخشی پدیدۀ مهاجرت براعتماد به نفس نوجوانان افغانستانی درایران. - خشونت خانگی عامل خودسوزی وخودکشی زنان درافغانستان - زنان پس از طلاق افسرده هستند . - کودکان و پرسش های جنسی . - فراتحلیل اثر بخشی مداخلات روانشناسی براختلال پدوفیلیا. - افسردگی در زنان . - شناخت درمانی برای بیماران مشکل آفرین . - رابطه ی نفس وبدن ازنظردانشمندان اسلامی وغربی . - تحول اخلاقی ازدیدگاه لورنس کلبرگ . - درمان های سازه نگر درخانواده درمانی . - کاربرد قصه در رواندرمانی کودکان افغانستان . - کودک  آزاری چیست ؟ - مهمترین گرایش زنان به مواد مخدر درافغانستان. - اعتیاد زنان وکودکان دردی به بزرگی یک فاجعه . - بادپری در رمان پریباد محمدعلی علومی . - اتحاد وهمدلی درفرهنگ اسلامی   - افغان ازنوع انگلیسی اش. - داستان کوتاه چیست ؟ - شخصیت پردازی در داستان کوتاه . - ادبیات مقاومت وپایداری درافغانستان . - نیم نگاهی به ادبیات کودک ونوجوان درافغانستان. - تصاویردرخشان در پیراهنی سیاه باگل های سرخ - زنان وهفت ثور - پیدایش نوروز. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تقدیرنامه هایی که دریافت کرده است : دریافت مقام اول دربخش ادبی جشنواره ی های هنری ادبی اموزش وپرورش درایران 1378 دریافت لوح تقدیر دربخش داستان نویسی جشنواره ی ادبی درسطح مدارس اصفهان 1377 دریافت مقام اول  دربخش  داستانی ازجشنواره ی فرهنگی هنری ادبی سراسری دانشگاه های ایران 1384. تقدیرازسوی جهانگیر هدایت موسس بنیاد صادق هدایت . برگزیده ی جشنواره ی داستان کوتاه کوتاه اصفهان .یلدای 1381. برگزیده ی دومین دوره ی مسابقات کانون فرهنگی اجتماعی بانوان اصفهان 1387 تقدیرشده ی  جشنواره ادبی معاونت پرورشی منطقه ی چهاراصفهان 1384. برگزیده ی پنجمین جشنواره ی سراسری ادبیات داستانی .1385 دریافت لوح تقدیر دراولین ودومین انتخاب سالانه ی  بهترین اثر نوجوان .78و 1379 دریافت لوح تقدیر از ریاست جمهور ایران سید محمدخاتمی برای جشنواره ی  طرح بنمار. دریافت لوح یادبود  وانتخاب بهترین اثر ازموسسه نشر وتنظیم آثار امام خمینی . دریافت لوح تقدیر وعنوان اثرممتاز از بنیاد بین المللی غدیر.1380. دریافت لوح تقدیر ازانجمن نویسندگان اصفهان . دریافت لوح تقدیر از صدواوسیمای مرکز اصفهان برای نویسندگی دربرنامه ی جوانه ها. دریافت لوح یاد بود از نخستین همایش سراسری هم اندیشی هنرمندان داستان نویس  1386. دریافت لوح تقدیر ازدکتر احمدی نژاد ریاست جمهورایران . دریافت لوح تقدیرازسوی ستاد برگزاری ششمین جشنوارۀ مطبوعات تهران. برگزیده در مسابقه  ی بزرگ داستان نویسی مجله ی اطلاعات هفتگی دوره ی دوم وسوم . دریافت لوح تقدیر ازهمایش فرهنگی هنری اعتکاف .1390 نامزد دریافت جایزه ی بین المللی لیروا .1391 نامزد دریافت جایزه ی ادبی نقطه ی عطف  1390   کتاب های  چاپ شده : - مجموعه داستان سربداران. - مجموعه داستان صادق هدایت را من کشته ام . - اثار بتول سیدحیدری دربسیاری ازنشریات ومجلات ایران وافغانستان ومجموعه داستان ها ی گرداوری شده ازچند داستان نویس تاکنون به چاپ رسیده است . شرکت به عنوان منتقد دربسیاری ازجلسات نقد وبررسی مجموعه داستان ها ورمان ها با حضور نویسندگان .   مقالات در دست نوشتن :  پدوفیلیا درافغانستان  سبب شناسی بچه بازی درافغانستان  نقد روانکاوی چسیت ؟  چرا باید به روانشناس مراجعه کنیم ؟  خیانت زناشویی چیست ؟  اثربخشی درمان شناختی –رفتاری برسردمزاجی جنسی زنان وتاثیران برکیفیت زندگی زناشویی ]]> چهره های افغانستان Wed, 26 Mar 2014 10:28:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/26910/بتول-سیدحیدری زندگینامه آریل شارون؛ قصاب صبرا و شتیلا http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/25889/زندگینامه-آریل-شارون-قصاب-صبرا-شتیلا به گزارش پیام آفتاب،‌ شاینزمن ملقب به آریل شارون، در سال ۱۹۲۸ در روستای كفرملال به دنیا آمد. پدر وی ساموئل مردخای شرابیر، لهستانی‌تبار و از لهستان به قفقاز رفت و در آنجا به كشاورزی پرداخت. بعد از قفقاز به فلسطین رفت و در روستای كفر ملال سكونت گزید. حس عرب‌ستیزی از همان كودكی در آریل شارون تقویت شد. در سال ۱۹۳۳ از پدر تفنگی را به عنوان هدیه تولد دریافت كرد و شكار فلسطینی‌ها را از او آموخت. وی بر خلاف تمایل پدرش که دوست داشت او در رشته کشاورزی درس بخواند تحصیلات خود را در كارشناسی حقوق ادامه داد. شارون ۱۴ ساله بود كه به گروه تروریستی هاگانا پیوست. در سال ۱۹۴۷ عضو پلیس شهرك‌های یهودی بود. در بیست سالگی وی، جنگ ۱۹۴۸ كه به اشغال بسیاری از سرزمین‌های فلسطینی منجر شد، شروع و او در جنگ شركت كرد. در این جنگ او سمت فرماندهی پیاده‌نظام را در بخش اسكندریه بر عهده داشت. در آغاز سال ۱۹۴۹ فرمانده یك گروهان بود. اما در سال ۱۹۵۱ افسر فرماندهی گردان اطلاعات مركزی بود. از سال ۱۹۵۳-۱۹۵۲ در دو موضوع تاریخ و خاورمیانه در دانشگاه عبری قدس تدریس كرد و در همان زمان فرمانده یگان ویژه ۱۰۱ بود. یگانی كه به خواست او از زندانیان محكوم به مرگ تشكیل شد تا كشتار فلسطینیان را آن‌گونه كه دلخواه او بود انجام دهند. نخستین قتل و عام این گردان به فرماندهی او در یورش به روستای مرزی القبیه بود كه كشتار وسیعی به راه انداخت و ۶۹ فلسطینی را كه اكثراً زن و بچه بودند، به طرز بسیار فجیعی كشت و ۴۱ منزل را ویران كرد. در سال ۱۹۵۴ این گردان با گردان چتربازها ادغام شد و او در سمت فرماندهی گردان جدید فعالیت‌های تروریستی خود را هم علیه فلسطینیان و هم علیه كشورهای عربی ادامه داد شارون در سال ۱۹۵۶ با سمت فرماندهی تیپ زرهی و به همراه گروه تروریستی خود، گذرگاه المتیله را اشغال كرد. وی تا سال ۱۹۶۴ در این سمت بود. اما دراین مدت اختلافات زیادی با روسای خود در آن موقع از آن جمله موشه دایان كه ریاست ستاد ارتش را به عهده داشت، پیدا كرد. تمام این اختلافات بخاطر اشغال المتیله بود كه ظاهراً هیچ سودی برای رژیم صهیونیستی نداشته و موجب شده بود كه ضررهای زیادی را هم از بابت این اشغال متحمل گردد. سرانجام در سال ۱۹۶۴ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت تا در رشته علوم سیاسی تحصیل كند. پس از بازگشت از فرانسه تا سال ۱۹۶۹ فرماندهی ارتش شمال را بر عهده داشت. از سال ۱۹۷۳ – ۱۹۶۹ فرماندهی ارتش جنوب به او واگذار شد. او كه سنگدلی و آدم كشی را در تمام عملیات از خود نشان داده بود با آنكه در جنگ ۱۹۷۳ رژیم صهیونیستی از اعراب شكست سختی خورده بود اما بدلیل اقدامات جنایتكارانه اش علیه اعراب در صحرای سینا سربازانش به وی لقب پادشاه دادند . از همین جنگ بود كه وی از ارتش استعفاء داد و گام به عرصه سیاست نهاد. شارون كه در سال ۱۹۷۰ قتل عام خونین و گسترده ای را برای جلوگیری قیام مردم غزه انجام داده بود به سال ۱۹۷۴ در اولین انتخابات پارلمانی خود، از سوی حزب تندروی لیكود توانست به كنست راه پیدا كند. در سال ۱۹۷۵ اسحاق رابین او را به عنوان مشاور نظامی خود انتخاب كرد. در انتخابات سال ۱۹۷۷ شارون بدلیل محبوبیت زیادی كه در اثر كشتار فسطینیان نزد صهیونیستها داشت، در راس فهرست نامزدهای مستقل، به كنست راه پیدا كرد. مناخیم بگین در این دوره او را به سمت وزیر كشاورزی وشهرك سازی منصوب كرد. زمان تصدی وزارت كشاورزی او با اشغال بیشتر زمین های فلسطینیان و سرقت آبهای آنان هم زمان شد و وی توانست كشاورزی رژیم صهیونیستی را با پشتیبانی آمریكا متحول سازد و شهرك سازی در این زمین های اشغالی شتاب بیشتری گرفت. پس از آنكه در اردن، ارتش این كشور به اردوگاه های فلسطینی یورش برد و سپتامبر سیاه را در تاریخ فلسطین رقم زد. نیروهای مقاوت فلسطین به لبنان رفتند و در جنوب لبنان مستقر شدند. پس از تصویب یك حمله همه جانبه به جنوب لبنان توسط دولت رژیم صهونیستی، آریل شارون در سال ۱۹۸۱ به وزارت جنگ برگزیده شد. در سال ۱۹۸۲ ارتش تروریستی این رژیم با تجهیزات و سلاحهای اهدایی آمریكا، انگلیس و فرانسه و پشتیبانی سیاسی، تبلیغی و اطلاعاتی رژیم های استكباری به ویژه آمریكا، بیروت پایتخت یك كشور عربی را پس از بیت المقدس به اشغال خود در آورد. شارون در همین سال كشتار وحشیانه ی صبرا و شتیلا را در پرونده سراسر جنایات خود وارد كرد. قتل عام وسیعی از زنان و كودكان و مردان در این دو روستا به راه انداخت و در نزد جهانیان به قصاب صبرا وشتیلا معروف شد. عمق فجایع آن چنان بود كه دولت رژیم صهیونیستی برای آرام كردن اوضاع و تنشهای ایجاد شده او را از وزارت جنگ بركنار نمود. شارون از سال ۱۹۸۸ـ ۱۹۸۴ وزیر صنایع بازرگانی بود. پس از انتخابات ۱۹۶۶ به وزارت شهرك سازی و اسكان برگزیده شد. در زمان وزارت او، علی رغم تمام مخالفتهای داخلی و خارجی (كه اكثراً بازی سیاسی بود) به ساختن شهركها در سرزمینهای اشغالی و اسكان صهیونیستهای تازه وارد در آن ادامه داد. در اصلاح این كابینه به وزارت امور خارجه منصوب گردید. شارون در ششم فوریه ۲۰۰۱ به بالاترین منصب رژیم صهیونیستی یعنی سمت نخست وزیری دست یافت. این مسئله برای او مجالی بوجود آورد تا به كشتار وقلع وقمع فلسطینیان ادامه دهد. او كه با حضور خود در مسجد الا قصی موجب خشم مسلمانان و شرع انتفاضه الا قصی شده بود پیش از نخست وزیری قول داد كه كار فلسطینیان را در ۱۰۰ روز تمام كند و رژیم اسرائیل را در منطقه تثبیت كند. اما او تنها به هر چه بیشتر كشتن فلسطینیان پرداخت و روزی نشد كه فسطینیان شهید نشوند و وی مجدداً در سال ۲۰۰۲ به نخست وزیری رسید.    دست آوردهای دوره نخست وزیری شارون: - شكست اقتصادی (بالاترین نرخ تورم ، افزایش هزینه مقوله امنیت، افزایش بیكاری، كاهش سرمایه گذاری خارجی، كاهش تولیدات داخلی، كاهش صنعت جهانگردی) -  شكست امنیتی (عدم سركوب و خاموش ساختن انتفاضه الا قصی، فراخوانی نیروهای احتیاط ، افزایش موج عملیات استشهادی) - شكست سیاسی (ناتوانی در خاموش ساختن قیام مردم فلسطین، از بین رفتن كامل زمینه های صلح (سازش) -  بی اعتباری بیشتر در افكار عمومی جهان به علت كشتار جنین و شهركهای دیگر فلسطینیان . وی از روز ۵ ژانویه سال ۲۰۰۶ به دلیل سکته مغزی سنگین در بیمارستان بستری شد که در پی این واقعه ادارهٔ کلیه امور نخست وزیری رژیم اسرائیل به ایهود المرت معاون نخست وزیر واگذار شد. شارون از آن زمان تاکنون در وضعیتی شبه اغما به سر می‌برد و از طریق سرم تغذیه می‌شد. هرچند پزشکان از او قطع امید کرده و از خانواده او خواسته‌ بودند تا او به طور طبیعی بمیرد اما خانواده او همچنان خواستار انجام اقدام‌های لازم برای زنده ماندن او و انتقال او به خانه شخصیش شده بودند. در این سال‌ها شارون هوشیاری محدودی داشت و به برخی محرک‌ها پاسخ می‌داد. در سال ۲۰۱۱ او برای مدت کوتاهی به خانه‌اش منتقل شد. پسر شارون در اکتبر همین سال گفت که پدرش در هنگام حرف زدن او انگشتش را تکان می‌داده اما نشانه‌ای از بهبودی در او دیده نشده بود. قصاب صبرا و شتیلا امروز 21 دیماه در سن 85 سالگی جان سپرد. انتهای پیام/.     ]]> چهره‌ها Sat, 11 Jan 2014 15:43:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/25889/زندگینامه-آریل-شارون-قصاب-صبرا-شتیلا ابن تیمیه http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/24562/ابن-تیمیه جریان وهابیت جریانی دست ساخته انگلستان در دل کشورهای اسلامی است که این روزها آتش تمام فتنه ها و خون ریزیهای جهان اسلام را از جهنم فکری و اعتقادی پیروانش درمی آید. انحراف دست ساز «مستر همفر» انگلیسی با سوء استفاده و آلت دست  قرار دادن محمدبن عبدالوهاب رقم خورد و آراء و عقاید خشک و خشن ابن تیمیه حرانی را به عنوان پشتوانه فکری این انحراف خطرناک برگزید.  اینکه چطور در میان مجموعه فقها و دانشمندان جهان اسلام انگلستان فردی را با گذشت قرنها از مرگش باشناختی دقیق برای اهداف سوء برمی گزیند در مجال مفصل دیگری باید بررسی شود و موضوع بسیار مهم و در عین حال مغفولی برای ماست و مصداق این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام هستیم که َ مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْه (نهج البلاغة، ص: 452) هر آن كس كه به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابيد. در نوشتار حاضر نگاهی بسیار گذرا و اجمالی به زندگینامه ابن تیمیه خواهیم انداخت. ولادت و نسب ابن تیمیه تقی الدین ابوالعباس احمدبن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی، دوشنبه 10 ربیع‌الاول سال 661 در شهر حرّان ترکیه امروزی به دنیا آمد. حرّان در تركيه كنوني قرار داشته و به‌ رغم پيشينه درخشان، به گفته ابن جبير (614م.ق.) در آن سال‌ها در وضع جغرافيايي خشك و خشن و دور از مظاهر تمدن بوده است. شهرحران در زمان ابن تیمیه مرکز صابئه و بت پرستان و فلاسفه بود. ابن تیمیه در خانواده ای که یک قرن پرچمدار جریان حنبلی این شهر بود به دنیا آمد و رشد یافت. ابن تیمیه در یک نگاه ابن تيميه به سبب كثرت و تنوع فعاليت‌ها و شيوه رفتار خاصش در امور سياسي و برخورد سختگيرانه با پيروان مذاهب اسلامي، شخصيتي چالش برانگيز به شمار رفته و دو مواجهه كاملاً متفاوت پديد آورده است؛ از طرفداري سرسختانه كساني مانند ابن كثير دمشقي، ابن قيم جوزيه و وهابيان در دوره معاصر تا مخالفان سرسخت از علماي بارز مذاهب اسلامي.  افزون بر اين، آراي او درباره زيارت قبور و تبرك و توسل و شفاعت، مبناي نگرش وهابيان در اداره امور حرمين قرار گرفته است. هر چند آراي تندروانه ابن‌ تيميه درباره موضوعات پيش گفته و نيز نگرش تعصب آميزشبه مذاهب اسلامي، نقش يك مؤسس را در جريان سلفي به وي داده است. پيش از وي نيز شخصيت‌هايي چون عز بن عبدالسلام و محمد بربهاري (م.329ق.) و برخي حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايي داشته‌اند.  وي را با القابي چون مفسّر، رجالي، حافظ، مفتي، اديب و لغت‌شناس و آگاه از كلام، ملل و نحل، تاريخ و اصول در كنار اوصافي چون زاهد و شجاع ستوده‌اند. وي تندخو بود و در برابر مخالفان خود پرخاش مي‌كرد.از قريحه شعرو حافظه قوي برخوردار بود. محمد بن خضر (م.622ق.) جدّ اعلاي وي از دانشمندان حنبلي مذهب و نخستين فرد ملقب به ابن‌ تيميه بود كه سبط بن جوزي (م.654ق.) او را فردي انحصارطلب خوانده كه در آن خطه مجال فعاليت به هيچ دانشوري نمي‌داد. کوچ به دمشق از جمله اتفاقات مهم آن مقطع تاریخ جهان اسلام حمله هماهنگ شده مغول از شرق و صلیبیون از غرب بود.  این جنگهای ویران کننده و خانمان برافکن تحت فرماندهی پنهان جریان یهود قرار بود همانند دولبه یک قیچی اسسلام و جهان اسلام را از صحنه گیتی محو کند که به لطف الهی در تحقق این امر موفق نشدند.  در سال‌ 667/1269 وقتي‌ كه‌ ابن‌ تيميّه‌ به‌ سن‌ شش سالگي‌ رسيد، مغولان‌ شهر حران‌ را ويران‌ كردند؛ و پدر او عبدالحليم‌ به‌ اتفاق‌ همه‌ي‌ افراد خانواده‌اش‌ به‌ دمشق‌ رفت‌ و در آنجا اقامت‌ گزيد. در اينجا بود كه‌ ابن‌ تيميّه‌ از پدر خويش‌، كه‌ خود استاد بزرگي‌ در مذهب‌ حنبلي‌ بود، تعليم‌ و تربيت‌ بسياري‌ فرا گرفت‌.  همين‌ طور پيش‌ علي‌ بن‌ عبدالقوي‌ درس‌ خواند و در زبان‌ عربي‌ كتاب‌ سيبويه‌ را ممارستِ بسرا كرد؛ و حديث‌ را با بيش‌ از دويست‌ شيخ‌ خواند. اين‌ نكته‌ قابل‌ ذكر است‌ كه‌ در ميان‌ استاداني‌ كه‌ ابن‌ تيميّه‌ در كتاب‌ اربعون‌ از آنها ياد مي‌كند، نام‌ چهار زن‌ نيز ديده‌ مي‌شود. ابن کثیر می نویسد: به سال 667 هـ. ق. ابن تیمیه شش ساله، مردم حران از جمله پدر او ، که از علمای بزرگ شهربود از ترس حمله مغول شهر را ترک کردند و شهاب الدین عبدالحلیم پدر ابن تیمیه به همراه خانواده روانه دمشق شد(البدایه و النهایه ج13/255)  آغاز تدریس و سخنرانی شهاب الدین (پدر ابن تيميه) در شهردمشق رئیس دارالحدیث السکریه و در مسجد جامع این شهر صاحب کرسی شد و روزهای جمعه در آنجا سخنرانی می‌کرد.  در سال 682 هـ ق با مرگ پدر ، ابن تیمیه 19ساله  در دارالحدیث السکریه به تدریس پرداخت (البدایه و النهایه ج13/303) وسال بعد در جامع اموی دمشق پس از نماز برای اولین بار به طور رسمی به منبر رفت و  از 17 شعبان همین سال بعد از وفات زین الدین ابن المنجّا به جای او که شیخ الحنابله بود، متصدی تدریس مدرسه «الحنبلیه » دمشق شد.(البدایه و النهایه ج13/344)    شخصیت پرخاشگر و فتنه جوی ابن تیمیه  ابن تيميه شخصی عصبی، تندخو و پرخاشگر بود و شاگردانش را هم به این وصف می شناختند. او شخصيتي واقع بين نداشت و به مسائلي که مسلمانان در آن دوران سخت بدان توجه داشتند و براي آنها حساس بود، اهميتي قائل نمي شد؛ زيرا در دوراني که مسلمين بيش از هر چيز ديگر نياز شديد به وحدت داشتند، وي با افشاندن بذر فتنه و درگيري، اوضاع مردم را هر از چندگاهي متشنّج مي کرد و بخش وسيعي از توان حکومت و قضاوت را که مي بايست صرف دفاع در برابر کفار شود، به خود مشغول مي کرد و با تشويق افکار و نشر عقايد باطل، آنها را هدر مي داد. سرآغازهجوم به فرق مختلف اسلامی  یکی از روزهای سال698 هـ‌.ق  بین نماز ظهر و عصر سوالاتی از او می شود و او در پاسخ سؤالات کتاب «العقیدة الحمویه الکبری» را می نویسد و ضمن آن، با جمله‌ای به عقاید اشعریون حمله کرد و در نتیجه جنجال بزرگی بپا می کند. ابن‌تیمیه به دادگاه احضار می کنند و او در دادگاه حاضر نمی شود.  اولین تکفیر مسلمانان با حمله به ابن عربی  ابن تیمیه در سن42 سالگی فصوص‌الحکم محیی‌الدین ابن عربی را مطالعه کرد و بعد از آن  به لعن و سب محیی‌الدین و پیروان پرداخت و کتابی به نام «النصوص علی الفصوص» در رد آن نوشت.   سپس در نامه ای به شیخ کریم‌الدین ، شیخ خانقاه سعیدالسعداء در قاهره از پیروان ابن عربی به عقاید محیی‌الدین ، صدرالدین قونوی و عفیف تلمسانی و ابن سبعین سخت تاخته و آنان را کافر خواند.  (مجموعةالرسائل و المسائل 1/169-190 متن نامه در کتاب موجود است.)  اولین تخریب آثار اسلامی ابن تیمیه  سال 704هـ.ق به مسجد نارنج ( یا مسجد تاریخ) در جوار مصلای شهر دمشق رفت و سنگی را که می‌گفتند : اثر پای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بر آن هست و مردم به آن تبرک می‌جستند شکست و گفت تبرک و بوسیدن آن جایز نیست . ( مقریزی،2 (1)/908 ، البدایه و النهایه ج14/34، دائرةالمعارف ج3/ص173. ) مشارکت و تشویق به شیعه کشی ابن‌ تيميه به سال 704ق. در قتل ‌عام شيعيان كسروان، در امتداد اقدام‌هاي سركوبگرانه ايوبيان و مماليك براي قتل ‌عام شيعيان و راندن آنان از مصر و شام و سپس مدينه و لبنان، نقشي مهم داشت.  به گزارش ابن فضل‌ الله عمري (م.749ق.) گاه خود نيز در جنگ شركت مي‌جست و گاه جنگجويان را بدين كار تشويق مي‌كرد و گاهي براي تدارك نيرو به نزد مهنّا بن عيسي (م.735ق.) از امراي قبايل ايلاتي شام مي‌رفت و با تعابير خشم‌آلود آنان را به لشكركشي وامي‌داشت. به گفته ابن كثير (م.748ق.) او براي توجيه كشتارهايش شيعيان را كافر و گمراه ناميد.  دامنه اين كشتار تا قتل عام علويان شمال لبنان، قنيطره، عاقوره، بترون و عكا نيز امتداد يافت. در پي اين تاراج، كساني كه جان به در بردند، به مناطق ديگر كوچ كردند. زندانی شدنهای مکرر در رجب این سال درباره العقیدة الواسطیه (یکی دیگر از کتب ابن تیمیه) بحث و مناقشه پیش آمد و کار چنان بالا گرفت که نایب السلطنه فرمان داد کسی درباره عقاید سخن نگوید.  بعداز آن ابن تیمیه را برای محاکمه به مصر احضار کردند و در قلعه جبل قاهره مجلس محاکمه برپا شد، قاضی او را به دلیل پاسخ ندادن به زندان محکوم کرد و او را در حارة الدیلم زندانی کردند. ابن رجب‌ در ذیل‌ طبقات‌ الحنابله‌ آورده‌ است‌ که‌ ۱۸ تن‌ از اهل‌ هوی‌ و هوس‌ در مصر بر ضد ابن تیمیه‌ فتوا دادند که‌ در رأس‌ آنان‌ قاضی‌ القضات‌ مالکی‌، تقی‌الدین‌ محمد بن ابی‌ بکر بن عیسی‌ بن بدران‌ اخنائی‌ بود. هر ۴ قاضی‌ مذاهب‌ چهارگانه مصر نیز به‌ حبس‌ او فتوا دادند. وی در سالهای بعد حتی با وساطت نایب السلطنه حاضر به خروج از از زندان نشد. (البدایه و النهایه ج14/43) هرچند در ربیع‌الاول سال 706امیرحسام الدین مهنا بن ملک عیسی به زندان رفت و او را سوگند داد تا با او از زندان بیرون بیاید و او از زندان خارج شد اما در شوال همین سال بزرگان صوفیه به سبب حملات ابن تیمیه به ابن عربی از او شکایت کردند و او را در زندان قضات زندانی کردند.  نویسنده پرکار سلفی سازی ابن‌ تيميّه‌ نويسنده‌اي‌ پر كار بود. هيچ‌ كس‌ نتوانسته‌ است‌ تعداد قطعي‌ كتابهاي‌ او را به‌ دست‌ آورد. او كتابها، فتاوي‌، مكاتبات‌ و يادداشتهاي‌ بي‌شماري‌ باقي‌ گذاشت‌؛ و اغلب‌ آنها را زماني‌ تصنيف‌ كرد كه‌ زندانی  بود. ذَهَبي‌ شماره‌‌ تأليفات‌ ابن‌ تيميّه‌ را به‌ طور تقريبی‌ پانصد مورد مي‌داند. لجبازی با سلطان و زندانی شدن مجدد ابن تیمیه پس از طی شدن مدت محکومیت خود، سال709 هـ . ق به اسکندریه رفت و بعد از 8 ماه اقامت دوباره به قاهره برگشت. و چهارسال بعدوقتی خبر رسید که اولجایتو ايلخان مغول قصد حمله به بلاد شام را دارد ، با سطان رهسپار دمشق شد و پس از هفت سال دوری وارد دمشق شد.  بعد از مدتی وقتی از او خواستند در مساله حلف به طلاق فتوی ندهد و سطان ملک ناصر نیز در نامه‌ای به او حکم کرد که فتوی ندهد اما ابن تیمیه فتوی داد و از همین رو سال 720 هـ . ق به خاطر لجبازی با سلطان، توبیخ و او را در قلعه دمشق زندانی کردند. در عاشورای 721 هـ . ق با فرمان سلطان آزاد شد.  بازهم زندان این بار به جرم شاگرد ابن تیمیه سال 726 هـ . ق بار دیگر در قلعه دمشق زندانی شد و ماجرا از این قرار بود که ابن قیم جوزیه شاگردش در شهر قدس شفاعت و توسل به انبیاء را به فتوای ابن تیمیه جایز نشمرد و بلوایی به پاکرده بود. ابن قيم جوزي تنها کسي است که به ترويج افکار و اوهام استادش ابن تيميه پرداخت. دوسال بعد کتاب و کاغذ و قلم را در زندان به این سبب از او گرفتند که ابن الاخنایی قاضی القضات مالکی قاهره کتابی در مساله زیارت نوشته بود و ابن تیمیه در زندان ردی بر آن نوشت و او را جاهل خواند. مرگ در زندان  ابن تیمیه در شب دوشنبه 20 ذیقعده همان سال در زندان قلعه دمشق مرد و ابن کثیر از شاگردانش بر جنازه‌اش حاضر شد. گفته‌اند كه‌ متجاوز از دويست‌ هزار تن‌ مرد و زن‌ در مراسم‌ تدفين‌ او شركت‌ كردند به‌ جز سه‌ تن‌، كه‌ از ترس‌ سنگسار شدن‌، به‌ سبب‌ خصومت‌ با او، در مراسم‌ شركت‌ نجستند، همه‌ در تشييع‌ جنازه‌ي‌ او شركت‌ كردند و لازم‌ آمد كه‌ از نيروي‌ نظامي‌ براي‌ حفظ‌ توده‌ي‌ مردم‌ كمك‌ خواسته‌ شود.  دیدگاه علمای اهل سنت درباره ابن تیمیه اهل سنت که در طول قرون متمادی برادرانه با شیعیان در مناطق مختلف دنیا زیسته اند از ابن تیمیه و پیروانش به مانند شیعیان دل خونی دارند و اساسا آنان را مسلمان نمی دانند چه رسد به آنکه بخواهند دامن اهل سنت را به نسبت دادن او به اهل سنت لوث کنند: -          محمد بن محمد بخاري وی به عنوان يک عالم حنفي مذهب  ، (متوفاي 841) فرياد مي زند که هر کس به ابن تيميه شيخ الاسلام بگويد ، کافر است .(البدر الطالع: 2/260 .) -          ابن حجر عسقلاني ابن حجر عسقلاني درکتاب درر کامنه مي نويسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تيميه اعلام کردند : هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است.(الدرر الكامنة: 1/147، البدر الطالع: 1/67، مرآة الجنان لليافعي، ج 2، ص 242.) -          ابن حجر مکي وی در کتابي که حتي بر عليه شيعه نوشته است ، وقتي به ابن تيميه مي رسد مي گويد : ابن تيميّة کسی است که خدا اورا خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعيها، و مالكيها، و حنفيها، بر فساد افكار واقوال او تصريح دارند.( الفتاوى الحديثة،ص 86 ).  -           شیخ یوسف نبهانی  در کتاب (الشواهد الحق فی الاستغاثة بسید الخلق) در معرفی ابن تیمیه ونظر علمای بزرگوار اهل سنت در باره ابن تیمیه می گوید: همچون خورشید در وسط آسمان روشن و مسلم است که علمای مذاهب چهار گانه  بر ردّ بدعتهای ابن تیمیه به توافق رسیده اند و برخی از آنها صحت مطالب نقل شده  به وسیله او را مورد اشکال قرار داده اند ، همانگونه که صحت عقل او را نیز مورد تردید دانسته اند . صرف نظر از توبیخ شدید ایشان در مورد اشتباه آشکار او در مسائلی که در آنها به مخالفت با دین و اجماع مسلمین پرداخته است .خصوصاً مطالبی که در باره سرور پیامبران گفته است . همانگونه که گذشت ، در زمره کسانی که صحت مطالب نقل شده از او را مخدوش دانسته اند ، از میان حنفیان ، شهاب الدین خفاجی در شرح الشفاء واز میان مالکیان، امام زرقانی  در کتاب شرح المواهب  واز میان شافعیان، امام سبکی است ،انگونه که در کتاب او با نام شفاء السقام  یاد شده است . او در این کتاب همراه با توضیح خطای (ابن تیمیه) در اندیشه هایش، روشن ساخته است که احکام شرعی ای که او  برای اثبات بدعت خود نقل می کند  وآنها را به دانشمندانی از مذاهب چهارگانه نسبت  می دهد  صحیح نیست وآن دانشمندان چنین نگفته اند .  ابن تیمیه و دشمنی های مکرر با اهل بیت علیهم السلام يكي از خصلت‌هاي بارز ابن تيميه ، مخالفت و دشمني جدی با اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و به ويژه با امير المؤمنين عليه السلام است . وي در موارد بسياري به امير المؤمنين ، حضرت زهرا و ساير اهل بيت علیهم السلام توهین كرده که برخی از آنها را با هم مرور می کنیم: پایین آوردن مقام پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله  ابن تیمیه در عادى جلوه دادن مقامات پيامبران و اولياى الهى تلاش می کرد و مدعی بود آنان پس از مرگ كوچكترين تفاوتى با افراد عادى ندارند، او در اين راستا، مسائلى را در تعارض با دیدگاه علمای جهان اسلام می گويد:  1.  سفر براى زيارت پيامبر حرام است.  2.  كيفيت زيارت پيامبر، از كيفيت زيارت اهل قبور تجاوز نمى‏كند.  3.  هر نوع پناه و سايبان بر قبور حرام مى‏باشد.  4. پس از درگذشت پيامبر هر گونه توسل به آن حضرت بدعت و شرك است.  5. سوگند به پيامبر و قرآن، و يا سوگند دادن خدا، به آنها شرك مى‏باشد.  6. برگزارى مراسم جشن و شادى در تولد پيامبر، بدعت‏به شمار مى‏رود.  دشمنی با فضائل اهل بیت علیهم السلام ابن تیمیه فضائل اهل بیت علیهم السلام را چنین انکار می کرد که:  شيعيان گفته اند امامت درست نمي باشد مگر در فرزندان علي و يهود گفته اند پادشاهي درست نمي باشد مگر در ذريه داوود (منهاج السنّة ، ج1  ، ص6) و با این تعبیر شیعیان مانند یا پیرو یهودیان می خواند. وی در کتاب منهاج السنه خود روایات متعدد و معتیر و مسلمی را که در تمجید اهل بیت علیهم السلام حتی در منابع اهل سنت آمده رد کرده و آنان را ساخته دروغپردازان می خواند.  افراط در دشمنی با امیرالمؤمنین علیه السلام و تعظیم ابن ملجم!!  ابن حجر عسقلاني ، بزرگترين عالم اهل سنت در علم حديث و رجال در كتاب معروف لسان الميزان كه از معتبرترين كتاب‌هاي رجالي اهل سنت است ، مي‌نويسد : ابن تيميّه ، در پاسخ به رافضی(علاّمه حلّى) به قدرى زياده روى كرده كه منجرّ به تنقيص(پایین آوردن) مقام على بن ابى طالب (عليه السلام) گرديده است . (لسان الميزان ، ج 6 ، ص319.) همو در الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة ، ج 1 ، ص155 مى نویسد : ابن تیمیه درباره نوشته على (نستجير باللّه) در 17 مورد دچار اشتباه شده و با نص قرآن مخالفت نموده است . ابن حجر سنی سپس درباره دیدگاه علمای جهان اسلام دراثبات کفر ابن تیمیه ادامه می دهد:  و بعضى به سبب مخالفت او با توسل و استغاثه به رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) كه خود تنقيص مقام نبوت ، و مخالفت با عظمت حضرت ، به حساب مى آيد ، وى را زنديق و بي دين مى دانند . و بعضى بخاطر سخنان زشتى كه در باره امير مؤمنان (عليه السلام) بيان داشته وى را منافق دانسته اند . چون وى گفته است: على بن أبي طالب بارها براى به دست آوردن خلافت تلاش كرد؛ ولى كسى او را يارى نكرد، جنگ هاى او براى ديانت خواهى نبود؛ بلكه براى رياست طلبى بود، اسلام ابوبكر، از اسلام على كه در دوران طفوليت صورت گرفته با ارزشتر است و همچنين خواستگارى على از دختر أبو جهل نقص بزرگى براى وى بود . تمامى اين سخنان « ابن تيميّه » نشانه نفاق او است ؛ چون پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) به على (عليه السلام) فرموده است : جز منافق كسى تو را دشمن نمى دارد . گستاخی ابن تیمیه درباره امیرالمؤمنین علیه السلام تا آنجا پیش می رود که می نویسد: راه و روش اهل سنت راه درست و مستقيم در اين باب است (اکثر فرقه ها نظر ايشان را قبول دارند) ؛ اما شما ( شيعه ) پس باهم تناقض داريد ؛ و دليل آن اين است که خوارج و غير ايشان از کساني که علي را کافر مي دانند يا فاسق مي دانند ، يا معتزلي ها و مرواني ها که در عدالت او شک مي کنند ، و غير ايشان ، اگر به شما بگويند که دليل بر ايمان علي و امام بودن او و عدالت او چيست ، دليلي نخواهيد داشت. وی در منهاج السنه با زیرپاگذاشتن منابع تاریخی،حدیثی و تفسیری اهل سنت هتاکیهای خود را چنین ادامه می دهد: و خداوند متعال در مورد علي نازل کرده است که :"اي کسانيکه ايمان آورده ايد ، در حال مستي به نماز نزديک نشويد ، تا زماني که بدانيد چه مي گوييد" ؛ زيرا هنگامي که نماز خواند ، در نماز خود اشتباه كرد منهاج  السنة ،  ج 4 ،‌ ص65 . وی ابوبکر را معلم امیرالمؤمنین علیه السلام می خواند(منهاج السنّة ، ج 5 ، ص513 .) و در جایی دیگر نوشت:  و اما کلام رسول خدا (که فرموده اند): علي قاضي ترين شما است ؛ و قضاوت لازمه اش علم و دين است ؛ پس اين حديث درست نيست و سند ندارد و نمي توان به آن استدلال کرد(منهاج السنّة، ج4 ص 138.) . و در تمجید قاتل امیرالمؤمنین علیه السلام می نویسد: على بن ابى طالب  را يكى از خوارج به نام عبد الرحمن بن ملجم در حالى كه از عابدترين انسان ها و داراى مقام علمى بود به قتل رساند(ج5،ص47). هتاکیهای ابن تیمیه در منهاج السنه به امیرالمؤمنین علیه السلام از حد و شماره بیرون است: و علي جنگيد تا از او اطاعت کنند و بتواند در جان و مال مردم تصرف کند ؛ پس چگونه اين را جنگ براي دين قرار مي دهيد ؟ و ابوبکر با کساني جنگيد که از اسلام مرتد شده بودند و نيز با کسانيکه آن چه را خدا واجب کرده بود ترک کرده بودند ؛ تا فقط خدا و رسولش اطاعت شوند ؛ و اين جنگ (جنگ‌هاي امام علي ) براي دين نيست (منهاج السنّة ، ج 8 ، ص 330 .)  توهین به حضرت زهرا سلام الله علیها وی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها که آیه تطهیر درباره اش نازل شده بود و خداوند ایشان را از هر ناپاکی مبرا و مطهر خوانده بود در نهایت گستاخی می نویسد: در او ـ نستجير باللّه ـ شعبه اى از نفاق وجود داشت (منهاج السنة ، ج 4 ، ص 245.) دیگر توهینهای او را می توانید دراین آدرس ببینید: منهاج السنة ، ج2 ، 171 .  و نیز می نویسد: اما اين كه وي (علامه حلي) گفته است : تمامي محدثان نقل كرده‌اند كه پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم  فرمود : «اي فاطمه ! خداوند عزّ و جلّ براى خشم فاطمه غضب مى‏كند و به رضايتش خشنود مى‏گردد» دروغ است و از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم  نقل نكرده‌اند و نمي‌شناسم كتابي از كتاب‌هاي معروف حديثي كه آن را آورده باشد، سند معروفي از پيامبر ندارد، نه سند صحيح و نه سند حسن (منهاج السنة ج4 ،ص 248 .). و این در حالي است كه عده بسياري از علماي اهل سنت اين روايت را با سند صحيح نقل كرده‌اند. توهین به سیدالشهدا علیه السلام و تمجید از یزید!! وی هتاکی به اهل بیت علیهم السلام را با نسجیربالله فسادانگیز خواندن قیام امام حسین علیه السلام چنین ادامه می دهد: و در قيام (حسين) ، نه مصلحت دين بود و نه مصلحت دنيا؛ بلکه اين ظالمين سرکش بر ضد نوه رسول خدا قدرت پيدا کردند تا اين که او را مظلوم و شهيد کردند؛ و در قيام او و کشته شدن او آن قدر فساد بود که اگر در شهر خود نشسته بود آن قدر فساد نمي شد !!! پس آن چيزي که او قصد آن را داشت از به دست آوردن نيکي و دفع بدي، اصلاً حاصل نگشت؛ بلکه بدي به سبب قيام او زياد شد و خير کم گرديد؛ و اين سبب شرّ بزرگي شد؛ و کشته شدن حسين سبب فتنه هاي بسيار گشت؛ همان طور که کشته شدن عثمان سبب فتنه هاي بسيار گشت (منهاج السنة ، ج4 ، ص 530 .). و مدعی بخشیده شدن گناه یزید می شود که: از کجا معلوم که يزيد يا غير او از ظالمان ، از اين کارش توبه نکرده باشند ؛ يا کار نيکي نداشته است که اين ظلم هاي او را از بين ببرد؛ و مصيبت هايي نديده است که کفاره آن ظلم ها شود ؟( منهاج السنة ، ج 2 ،‌ ص252 .)  وی تاریخ را چنین از نو می سازد: يزد دستور کشتن حسين را نداده است ؛ و راضي به آن نبوده است ؛ بلکه از کشته شدن او اظهار درد نمود و سر حسين به سوي او حمل نگرديد ؛ بلکه به سوي ابن زياد حمل شد (مجموع الفتاوي ، ج4 ، ص 486). شیعه ستیزی ابن تیمیه منشأ شیعه ستیزی وهابیان وي‌نسبت‌ به‌ شيعه‌ تعصب‌ خاصي‌ از خود نشان‌ داده‌ و عناد آشتي‌ ناپذيري‌ را نسبت‌ به‌مذهب‌ تشيع‌ و اعتقادات‌ شيعه‌ ابراز كرده‌ است‌.  وي‌ شیعه را خشبيه‌ می خواند و دليل‌ اين‌ نام‌ گذاري‌ رااين‌گونه‌ عنوان‌ مي‌کرد:  «شيعيان‌ را به‌ اين‌ دليل‌ خشبيه‌ مي‌نامند كه‌ آنان‌ معتقدند ما با شمشير جهادنمي‌كنيم‌، جز اين‌كه‌ در ركاب‌ امام‌ معصوم‌ باشيم‌.» ابن‌ تيمه‌، شيعه‌ را غالي‌ و نيز دروغ‌گويان‌ معروف‌ مي‌خواند.  او شيعه‌ را به‌ نقل‌ روايت‌ از ابي‌ مخنف‌ لوط‌ و سيروي‌ از او متهم‌ مي‌كرد. او شيعه‌ راكه‌ معتقد به‌ امامت‌ ائمه‌ اهل‌ بيت‌ مي‌باشند، از پيروان‌ يهود ناميده‌ مي‌گفت: اعتقاد به‌امامت‌ اهل‌ بيت‌ از انديشه‌هاي‌ يهود است‌.  ابن‌ تيميه‌، به‌ علماي‌ صاحب‌ فضيلت‌ و دانشمند شيعه‌ اهانت‌هاي‌ فراواني‌ كرده‌ وآنان‌ را ترويج‌ كنندگان‌ آيين‌ يهود شمرده‌ است‌. او اعتقاد به‌ عصمت‌ اهل‌ بيت‌ را كفرمي‌شمرد. ابن تیمیه و جهان امروز همان گونه که گفته شد جریان وهابیت و حاکمیت مملو از خشونت و تنفر عربستان، ریشه تمام آراء و ظلمهای خود را به ابن تیمیه و شاگردش ابن جوزی باز می گردانند که انشالله خداوند شر این انحراف بزرگ را از جهان اسلام کم کند و شیعه و اهل سنت را از دست آنان رها سازد. انتهای پیام/.   ]]> چهره‌ها Sun, 06 Oct 2013 10:32:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/24562/ابن-تیمیه عبدالله بن باز http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/24190/عبدالله-بن-باز  یکی از پر سر و صداترین علمای وهابی که در عربستان دارای مناصب بزرگی بوده است، «عبدالله بن باز» است، وی دارای فتاوای پر سر و صدایی است،‌ از جمله این که تخریب قبر رسول خدا را روا دانسته است، وی شیعه را رافضی دانسته و معتقد است که زمین ثابت و خورشید در حال حرکت به دور آن است. «عبدالعزیز بن باز»نقش مهمی در احیای تفکرات «ابن­ تیمیه» و شاگردش «ابن قیم جوزیه» و «محمدبن عبدالوهاب» داشته و به همین جهت نزد وهابیان به «مفتی اعظم» مشهور است. برای اینكه بیشتر با او آشنا شویم زندگی‌نامه، فعالیت‌ها، فتواها ‌و تفكرات او را مرور می­كنیم. وی در بیست و یکم نوامبر ۱۹۱۰ میلادی برابر با چهاردهم ذوالحجّه ۱۳۳۰ه ق. در شهر ریاض عربستان سعودی به دنیا آمد. در سال ۱۹۱۳میلادی پدرش باز بن عبدالله و در سال ۱۹۲۱مادرش حفصه بنت سمیح درگذشت. در ۱۹۳۶ عبدالعزیز ابن باز بینایی خود را از دست داد. مهم‌ترین استادان او در اصول، فقه و ادبیات عرب، «محمود بن ابراهیم بن عبدالطیف الشیخ»، «محمد بن عبدالطیف بن حسن الشیخ»، «سعد بن محمد بن عتیق القاضی» و «حامد بن فارص» بودند. وی در محضر «سعد بخاری» تجوید قرآن را آموخت. «بن باز» بعداز مدتی قرآن را حفظ كرده و نزد «سعد وقاص بخاری»، تجوید قرآن را آموخت و علوم شریعت را از مشاهیر علمای نجد مانند؛ «شیخ محمد بن عبدالطیف بن حسن الشیخ»، «شیخ صالح بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن­حسین آل الشیخ» و «الشیخ سعد بن حمد آل الشیخ» فرا گرفت كه بیشترین استفاده علمی را از «محمود بن ابراهیم بن عبدالطیف الشیخ» برده است.«بن باز» كه صرف شاگردی نزد اساتید را یك نوع فریب نفس می‌دانست، عزم خود را راسخ كرده و تلاش تحقیقی خود را از مهمترین كتب اهل سنت با جدیت تمام ادامه داد تا اینكه در علوم شریعت، متن حدیث، سند و بحث توحید طبق شیوه سلف و فقه حنبلی به چنان نبوغی رسید كه از مشهورترین علمای حنفی به شمار رفت.فعالیت‌های مهم بن باز بن باز دارای مسئولیت ها و مناصب حکومتی مختلفی بوده است که برخی از آنان عبارتنند از :-  قضاوت در منطقه «الخرج » به مدت 14 سال و چند ماه بین سالهای 1357 تا 1371 ق. که زمان تعیین وی به قضاوت جمادی الاخر سال 1357ق بوده است. -  تدریس در دانشکده و آکادمی علوم ریاض از سال 1372 ق. تا سال 1380 ق. در علوم فقه توحید وحدیث. - نایب رئیس دانشگاه اسلامی مدینه منوره از سال 1381 ق. تا سال 1390 ق. - ریاست دانشگاه اسلامی مدینه از سال 1390 ق. تا 1395 ق. بعد از وفات رئیس دانشگاه «شیخ محمد بن ابراهیم آل الشیخ» در رمضان 1389 ق. - رئیس کل ادارات پِژوهشهای علمی وفتوا و تبلیغ و ارشاد توسط حکم پادشاه در تاریخ  14/10/1395 ق. که این منصب تا سال 1414 ق. ادامه داشت. گفتنی است که این منصب هم رتبه ی وزیر است. -  مفتی اعظم عربستان - رئیس هئیت بزرگان علمای اسلامی (هئیت کبار العلماء):  این هیئت عالی ترین هسته صدور فتوا در عربستان سعودی محسوب می گردد. این هیئت متشکل از 20عالم دینی است که پیرو مذهب حنبلی با قرائت ابن تیمیه و محمد ابن عبدالوهاب می باشند. این تشکل دارای سوابقی دیرینه است پس از آن که دولت سوم سعودی که توسط عبدالعزیز بن عبدالرحمان الفصیل آل سعود تشکیل شد، هیئت کبار علما از نظر اداری و فنی گسترش یافته و تشکیلات آن در داخل و خارج از کشور قوت یافت . در سال 1391 ق. شیخ ابراهیم بن محمد آل شیخ به ریاست هیئت فوق الذکر منصوب گردیده و این هسته به «ادارات تحقیقات علمی و الافتاء» تغییر نام یافت. شیخ محمد بن آل ابراهیم آل شیخ در سال 1395ق به عنوان «وزیر عدل» منصوب گردید. در سال 1395 ق. شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز به ریاست تشکیلات فوق الذکر منصوب و هسته مزبور به «دبیر خانه ادارات تحقیقات علمی و فتوا و تبلیغات و ارشاد» تغییر نام نهاد.بن­باز و تمجیدهای وهابیانوهابیان، از وی به عنوان عالم جلیل القدر، شیخ الاسلام و المسلمین مفتی اول داخل وخارج كشور، علامّه و محدثّ فقیه یاد می‌كنند و می‌گویند: «بن باز، مرجع علماء بود وهرگاه برای علماء مشكلات علمی پیش می‌آمد جهت حلّ آن به او رجوع می‌كردند. دانشگاهی به نام او در ظهران عربستان وجود دارد». در ۱۴۰۲، ملک فیصل و در سال ۱۴۱۲ ملک فهد از او به خاطر خدماتش به وهابیت قدردانی کردند. آثار علمی بن بازبیش از شصت كتاب و ده­ها مقاله از عبد العزیز بن باز در زمینه تفسیر، حدیث، فقه و احكام و غیره به جای مانده است كه به چند نمونه اشاره می‌كنیم .1. الفوائد الجلیة فی المباحث الفرضیة.2.  التحقیق والإیضاح، لكثیر من مسائل الحج، والعمرة، والزیارة ( توضیح المناسك).3.  التحذیر من­البدع، و یشتمل على أربع مقالات مفیدة(حكم الاحتفال بالمولد النبوی، و لیلة الإسراء والمعراج، و لیلة النصف من الشعبان، وتكذیب الرؤیا المزعومة من خادم الحجرة النبویة المسمى الشیخ أحمد).4.  رسالتان موجزتان فی الزكاة والصیام.5. العقیدة الصحیحة و ما یضادها.6.  وجوب العمل بسنة الرسول - صلى الله علیه وسلم - و كفر من أنكرها.7.  الدعوة إلى الله، و أخلاق الدعاة.8. وجوب تحكیم شرع الله و نبذ ما خالفه.9.  حكم السفور والحجاب و نكاح الشغار.10. نقد القومیة العربیة.11. الجواب المفید فی حكم التصویر.12.  الشیخ محمد بن عبد الوهاب ( دعوته وسیرته).13. ثلاث رسائل فی الصلاة (1- كیفیة صلاة النبی صلى الله علیه و سلم- 2- وجوب أداء الصلاة فی جماعة 3- أین یضع المصلی یدیه حین الرفع من الركوع ).14.  حكم الإسلام فیمن طعن فی­القرآن، أو فی رسول الله صلى الله علیه و سلم.15. حاشیة مفیدة على فتح الباری، وصلت فیها إلى كتاب الحج.16. رسالة الأدلة النقلیة والحسیة على جریان الشمس و سكون الأرض و إمكان الصعود إلى الكواكب.17.  إقامة البراهین على حكم من استغاث بغیر الله أو صدق الكهنة والعرافین.18. الجهاد فی سبیل الله.19.  الدروس المهمة لعامة الأمة.20. فتاوى تتعلق بأحكام الحج، والعمرة، والزیارة.21.  وجوب لزوم السنة، والحذر من البدع  فتاوای قرون وسطایی : هرکس بگوید خورشید ثابت است و زمین می چرخد کافر است (و می توان او را کشت)هرکس بگوید خورشید ثابت است و زمین می چرخد کافر است (و می توان او را کشت). بن بازدر طول عمرخود فتواهای جنجالی و متناقض زیادی صادر کرده ست. او حضور کفار را در سرزمین عربستان را حرام می دانست ولی در جنگ خلیج فارس علیه عراق حضور کفار را برای نجات بلاد لازم شمرد. او با این که حنبلی و از پیروان محمد بن عبدالوهاب و معتقد به دعوت سلفیه است، اسامه بن لادن را خارجی و مرتد اعلام کرد.او شیعه را نیز کافر اعلام کرده بود. مجله ی المصور در شماره ی ۲۱۶۶ خود ۱۵آوریل ۱۹۶۶ میلادی در صفحه ی ۱۵ مطلبی را بصورت زیر منتشر کرده است: «نایب رئیس دانشگاه اسلامی(علامه ابن باز) در آنجا مقاله ای را طی دو ماه در تمامی روزنامه ها منتشر کرده است که در آن خون هرکسی که بگوید زمین کروی است و ساکن نیست و به دور خورشید می چرخد را حلال اعلام کرده است. او در کتاب «الادله النقلیه والحسیه علی جریان الشمس والقمر وسکون الارض وامکان الصعود الی الکواکب» (دلایل نقلی و عقلی بر حرکت خورشید و ثابت بودن زمین) اعلام کرد که قرآن کریم، حدیث و آموزه های پیامبر و اکثریت دانشمندان اسلامی ثابت کرده‌اند که خورشید در حال چرخش و زمین ثابت است و مخالفان این عقیده را تکفیر کرد.» بن‌باز مدعی بود: « اعتقاد به دوران يا چرخش زمين باطل است و کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است، براي اين‌که اين فرضيه با قرآن کريم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «والى الأرض كيف سطحت» منافات دارد».تفسير روشن آيه اين است که زمين کروي نيست و نمي‌چرخد و اين روشن است، اما البته تنها در صورت غضب خداوند، مي‌تواند چرخش يا حرکت داشته باشد، كما في قوله سبحانه: «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ». و وَقَوْله «وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْض رَوَاسِي »؛ يعني زمين را با کوه‌ها، ميخکوب كرده‌ايم تا به حرکت درنيايد و آرامش مردم برهم نخورد».«وقد ذكر الله سبحانه أن الشمس والقمر يجريان في فلك»؛ يعني خداوند از حرکت خورشيد و ماه خبر داده است و اگر زمين نيز بر محور خود مي‌چرخيد، خداوند از آن خبر مي‌داد، اما خداوند از حرکت کردن زمين خبري نداده است. بسياري از علماي دانش ستاره‌شناسي گفته‌اند: زمين مي‌چرخد و خورشيد ثابت است، اين اقوال کفرگويي و انکار کتاب و سنت سلف صالح است.بن‌باز همچنين گفته است:هنگامي که جوان بودم و چشمان قدرتمندي داشتم با چشمان خودم به خورشيد نگاه مي‌کردم و حرکت خورشيد را مي‌ديدم. پس اگر زمين در حال حرکت باشد، چگونه ما آن را حس نمي‌کنيم و در آرامش هستيم؟ پس چگونه کشتي‌هاي بزرگ در درياها حرکت مي‌کنند و چپ نمي‌شوند؟عبدالكريم بن صالح الحميد نيز در كتابش «هداية الحيران في مسألة الدوران»، (ص 12ـ 32 ) با دفاع از اين فتوا به نقض نظريه چرخش زمين پرداخته و نوشته است:«برخي علوم و فرضيه‌ها فاسد و تباه‌گر و ملحدانه است؛ از جمله اين اعتقادات، باور به کروي بودن و چرخش زمين است... و باور به دوران زمين، خطايي بسيار بزرگتر از نظريه جهش و تکامل انسان از ميمون است ». همچنین در صفحه 33 دارد: «كل دليل من الكتاب والسنة على دوران الأرض فهو تأويل باطل».همچنين «ابن عثيمين» در کتاب «مجموع فتاوى و رسائل محمدبن صالح العثيمين»: (ج / 3 الفتوى شماره 428 صفحه 153)، به معلمان اخطار مي‌دهد که از تدريس آن بخش از درس علوم و جغرافيا که از حرکت زمين سخن گفته مي‌شود، خودداري کنند، چون اين مطلب باعث مفسده و گمراهي دانش‌آموزان استدستور به تخریب حرم نبویدر سایت رسمی بن باز، در قسمت «نور علی الدرب» سؤالی تحت عنوان «حکم القباب علی القبور و شبهة قبة التی علی قبر الرسول» (حکم  وجود گنبد بر قبر ها و گنبد ساخته شده بر قبر رسول الله) پرسیده شده که در پایین می بینید: عکس  بن باز در جواب این سوال، فتوا داده که: «اما در مورد گنبدی که بر روی قبر پیامبر است باید گفت این گنبد در قرون متاخر و توسط حاکمان نادان ساخته شده است و اگر از بین برود اشکالی ندارد بلکه حق آن است که این گنبد نابود شود». دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام و شیعیان ایشانمرحوم آیه الله العظمى سید محسن حکیم قدس سره که مرجع شیعیان و زعیم حوزه علمیه نجف بود، در سفرى که به عربستان داشت، در جلسه اى با « بن باز» مفتى آن روز آن کشور (که نابینا بود) مواجه شد.« بن باز»، ظاهراً به دیدن آقاى حکیم رفته بود ولى در واقع قصد داشت با ایشان جدال کند و افکار وهابیگرى خود را مطرح نماید. در این جلسه ، بن باز، از آیه الله حکیم پرسید: شما شیعیان چرا به ظواهر قرآن عمل نمى کنید؟ آیه الله حکیم در جواب گفتند: «این دیدار جاى چنین صحبت هایى نیست ، بگذارید به احوالپرسى برگزار شود». بن باز، سماجت کرده و خواستار دریافت جواب شد. آیت الله حکیم ، ناچار به بن باز گفتند: اگر قرار باشد به ظاهر قرآن تکیه کنیم و همان را معیار عمل به آن قرار دهیم، باید معتقد شویم که شما به جهنم خواهید رفت ! بن باز، با تعجب پرسید، چرا؟ آیه الله حکیم گفتند: چون قرآن مى فرماید: «و من کان فى هذه اعمى فهو فى الاخره اعمى و اضل سبیلا» (سوره اسراء، آیه 72) (کسى که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا باشد، در جهان آخرت هم نابینا و گمراه تر خواهد بود)). و شما که از دو چشم نابینا هستید، طبق ظاهر این آیه باید در آخرت هم نابینا باشید و در زمره گمراهان که اهل جهنم اند، قرار بگیرید. بنابراین ظاهر بسیارى از آیات قرآن مقصود نیست ! بن باز گفته بود اگر قرار است [حضرت]علی[ع] چشمهایم را شفا دهد اصلا نمی خواهم این چشم ها بینا شود. همین بن باز  گفته بود ۴۰سال در مدینه مسجدالنبی نمازخواندم ولی هنوز به پیامبر سلام نداده ام...«هیأت عالی افتای سعودی» پیرامون سؤالی درباره­ی ارتباط و رفت و آمد و ازدواج با شیعیانی كه هنگام بلندشدن از زمین «یاعلی، یاحسین» می‌گویند، چنین فتوا صادر كردند كه اگر واقعیت چنین است كه آنها علی و حسن و حسین علیهم السلام و مانند آنها را می‌خوانند، در این صورت آنها مشركند و دچار شرك اكبر شده‌اند كه از دین اسلام خارجند پس ازدواج زنان مسلمان ما با آنها و ازدواج زنان آنها با ما حلال نیست و خوردن گوشتی كه آنها ذبح كرده‌اند نیز بر ما حلال نیست. این فتوی به امضای چهارتن از اعضای هیأت عالی سعودی رسیده كه رئیس هیات عبدالعزیزبن عبدالله بن­ باز بود. آتش افروز اختلافات شیعه و سنیمفتي أعظم عربستان شيخ عبد العزيز بن باز استفتاء شده: «نظر شما نسبت به تقريب ميان شيعه و اهل سنت چيست؟» پاسخ داده: تقريب ميان شيعه و اهل سنت ممكن نيست؛ زيرا عقائد اين دو باهمديگر سازگاري ندارد و همبستگي ميان آنان امكان پذير نيست همانگونه كه نمي شود اهل سنت با يهود، نصاري و بت پرستان در يك جا گرد هم جمع شوند، همچنين به خاطر اختلاف اعتقادي كه ميان شيعه و اهل سنت هست، تقريب ميان آنان امكان پذير نيست». وي در كتابي كه با حمايت حاكمان مكه و مدينه در همين سالهاي اخير به نام «مسألة التقريب» منتشر شد، اولين پيش شرط وحدت و تقريب با شيعه را إثبات مسلمان بودن شيعه دانسته است. كتاب «مسألة التقريب بين أهل السنّة والشيعة» رساله فوق ليسانس دكتر قفاري است كه اخيراً در كشور سعودي، بارها چاپ شده است. جهت آگاهي بيشتر به ج 2 ص 253، از چاپ پنجم این کتاب مراجعه شود. عبد العزيز قفاری از علماي بزرگ مدينه منوره رسماً اعلام كرد كه ما امروز در برابر دشمن مشتركي هستيم كه داراي سه زاويه مي باشد: امريكا، يهود و روافض(شيعه) و حوادث عراق و لبنان ثابت كرد كه هدف اصلي اين دشمنان اهل سنت و جماعت هستند و ما بايد در برابر اين دشمنان متحد باشيم.تا آن جا كه مي گويد: كساني كه بر اين باور هستند كه اهل سنت داراي يك مذهب هستند بايد تلاش كنند اعتقاد به مذاهب اربعه را از محدوده اهل سنت و جماعت خارج كنند؛ و گرنه اين مذاهب چهارگانه فقهي وسيله انحراف جامعه خواهد بود. (جريدة الرسالة - الجمعة 7 رجب 1426 ه' الموافق 12 أغسطس 2005 م(.تکفیرخلیفه دوم عمر(رض) جمله مشهور خلیفه دوم که «حسبنا کتاب الله» را بن باز چنین نقض می کند:شکی نیست که سنت مطهر پیغمبر اصل دوم دین اسلام است! و همانا عظمت و مکانت سنت پیغمبر در بالاترین رتبه بعد از قرآن کریم قرار دارد به اجماع اهل علم! و سنت پیغمبر حجت پابرجا و استوار و خودکفایی بر جمیع مسلمانان است!پس هر کسی که سنت را پس بزند «یا» آن را انکار کند «یا» «اصلا فکر کند که می تواند از آن اعراض کرده و فقط به قرآن اکتفاء کند» پس بلاشک او به یک گمراهی بعید و به بزرگترین کفر مبتلاء شده! و اصلا او مرتد از اسلام است به خاطر این گفته اش چون که او با این سخنش و با این طرز فکر خود خدا و رسول را دروغ گو می داند و به آن دستوراتی که خدا و رسولش به او داده اند دهن کجی می کند و اصلا یکی از بزرگترین اصول دین را منکر می شود که خدا دستور به التزام به آن اصل را داده و گفته به آن اصل اعتماد کنید و دین را از آن بگیرید.(مجموع فتاوى العلامة عبد العزيز بن باز-ج8-ص132) توهین به همه برای اثبات وهابیتدر سایت مفتی اعظم وهابیت عربستان فتوای «بن باز» وجود دارد که معنای وهابیت را از دید ایشان شرح می‌دهد، خلاصه ترجمه این فتوا را در ذیل می آوریم.سوال کننده: جناب شیخ بعضی از مردم علمای عربستان سعودی را وهابی مینامند ، از این نام گذاری خوشحال هستید؟جواب جناب بن باز: بله این لقب مشهوری است برای علمای معتقد به توحید که منسوب به امام محمد ابن عبد الوهاب هستند است که  در نیمه دوم قرن دوازدهم مردم را به سوی خدا خواند ایشان برای مردم توحید و شرک را بیان کرد و خدا به وسیله او توحید را بیان کرد و مردم داخل به توحید شدند (یعنی مردم عربستان که سنی بودند تا نیمه دوم قرن دوازدهم مشرک بودند و با آمدن محمد بن عبد الوهاب موحد شدند) فایده عظیمی به مسلمانان جزیره العرب رسید. هر کس که طرفدارش باشد به او میگویند وهابی این نسبت به شیخ امام محمد بن عبد الوهاب است نه وهاب بن رستم. و این لقب شریف و نجیبی است برای مردم عربستان معنای لا اله الا الله را بیان کرد(یعنی مردم سنی عربستان قبل از آمدن عبدالوهاب مشرک بودند) در «عیینه» نزدیک «ریاض» مردم را به توحید دعوت کرد (یعنی قبل از آن مردم سنی مذهب ریاض مشرک بودند) و در دریه اسلام را گسترش داد آنجا اسلام گسترش پیدا کرد (یعنی قبل از آن مردم سنی مذهب دریه مسلمان نبودند) گنبد های روی قبر ها خراب شد و توحید بین مردم پخش شد و مردم معنی حقیقی لا اله الا لله را فهمیدند(یعنی معنی لا اله الا لله خراب کردن گنبد مردم سنی ریاض بوده و معنای لا اله الا الله این نیست که فقط الله را بپرستیم) و لقب وهابیت لقب معروف و شریفی است....بن باز خادم و غلام رژیم صهیونیستیدر سال 1372هـ. ش. و مقارن با ايامي كه تلاش گسترده اي در راستاي عادي سازي روابط ميان برخي كشورهاي اسلامي خاصه عربي با رژيم اشغالگر قدس صورت مي گرفت، شيخ بن باز مفتي وقت عربستان طي مصاحبه اي با دكتر عبداللّه الرفاعي سردبير هفته نامه عربستاني «المسلون» به پرسش هاي متعددي پاسخ داد كه مضمون اين مطالب در آن ايام بعنوان «فتواي صلح با اسرائيل» انعكاس گسترده اي در جهان اسلام داشت.بسياري معتقد بودند اين اقدام، اولين گام در راه لغو محاصرة اقتصادي رژيم اشغالگر قدس بوده و عربستان تحت فشار آمريكا مجبور به اين مسئله شده است.عبدالعزيز بن باز در پاسخ به اولين سؤال هفته نامه المسلمون درباره «جواز صلح با اسرائيل» نوشت:«در صورتي كه وليّ امر مسلمين! ضرورت و مصلحت بداند ميتواند با دشمن بطور دائم يا موقت صلح نمايد». خداوند متعال ميفرمايد:»و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توكّل علي الله انه هوالسميع العليم»، اگر دشمنان به صلح روي آوردند، آن را بپذير و بر خدا توكل كن، او ميشنود و ميداند.پيامبر خدا(ص) اين عمل را انجام داد و با اهل مكه مصالحه كرد و به مدت 10 سال جنگ را ترك كرد. تا از اين طريق جان مردم را حفظ و از خونريزي جلوگيري كند. بن باز ميافزايد: پيامبر با بسياري از قبايل عرب صلح كرد ولي زماني كه خداوند به دست او مكه را فتح كرد عهد خود را با اهل مكه شكست.بن باز اضافه ميكند:«ممكن است نياز و مصلحت اسلام ايجاب كند كه صلح دائم برقرار شود ولي در صورت مرتفع شدن اين نياز، صلح فسخ مي گردد، همانگونه كه پيامبر عمل كرد». وي در پاسخ به اين سؤال هفته نامه المسلمون كه «آيا زيارت مسجدالاقصي جايز است؟» مينويسد: «زيارت مسجدالأقصي و نماز گزاردن در آن سنت است و انجام اين سنت به فراهم شدن شرايط بستگي دارد. پيامبر ميفرمايند: زيارت سه مسجد واجب است: مسجدالحرام، مسجد من (مسجد مدينه) و مسجدالاقصي».بن باز در پاسخ به پرسش المسلمون درباره مخالفان فلسطيني سازش عرفات و رژيم صهيونيستي مينويسد: به همه فلسطيني‌ها نصيحت ميكنيم كه بر سر صلح با اسرائيل با هم همكاري كنند و براي جلوگيري از خونريزي و تضعيف دشمنان كه به تفرقه و اختلاف دعوت ميكنند، با هم تعاون و همكاري داشته باشند.«شيمون پرز»، نخست وزير رژيم صهيونيستي از فتواي «شيخ عبدالعزيز بن باز» مفتي عربستان در مورد جواز صلح با اسرائيل استقبال كرد. وي طي اظهاراتي گفت:«من از اين اظهارات بسيار مسئولانه كه ثابت ميكند قرآن خواهان خود گذشتگي و صلح است استقبال ميكنم» پرز اظهار اميدواري كرد كه مقامات سعودي طبق مضمون فتوا عمل كنند و تأكيد نمود كه بسياري از مسؤولين ديني يهود، مسيحي و مسلمان از صلح حمايت مينمايند. وي گفت خوب است كه حزب‌الله لبنان از مفتي سعودي تبعيت و پيروي كند!این فتوا مورد اعتراض علمی شیعه و سنی جهان اسلام قرار گرفت.رد همه فتاوای بن باز توسط پسرش احمد«احمد بن باز»، مدیر موسسه خیریه بن باز در خبری که در 14سپتمابر2008 و در قالب گفتگو با روزنامه وطن سعودی منتشر شد فتاوای پدر را مبتنی بر هوای پدر و غیر قابل اجرا برای همه اوقات دانست. مرگ بن باز در روز پنج شنبه سیزدهم ماه مه سال ۱۹۹۹ (یازدهم محرم۱۴۲۰ هجری قمری) در سن نودسالگی، شیخ عبدالعزیز بن باز مرد. ملک فهد و ولیعهد عبدالله بن فهد، در مسجدالحرام مکّه بر جنازه او نماز خواند. ]]> چهره‌ها Thu, 12 Sep 2013 12:01:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/24190/عبدالله-بن-باز سید‌عبدالله نوری http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/22699/سید-عبدالله-نوری زندگینامه مختصر سیدعبدالله نوری سید عبدالله نوری بنیانگذار حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، 15 مارچ سال 1947 در روستای آشتیان سابق ناحیه‌ی سَنْگوار (طویل‌دره) به دنیا آمد. بعداً خانواده‌ی او به همراه دیگر مردم کوهستان به وخشان‌زمین کوچانده ‌شدند. سید عبدالله سال 1964 مکتب تحصیلات همگانی را ختم کرد. سپس دوره‌ی مهندسی را در مؤسسه‌ی آمار شهر قرغان‌تپه به اتمام رسانده در اداره‌ی مذکور به عنوان مهندس تا سال 1986 ایفای وظیفه نمود. وی نزد دانشمندان معروف، مانند سیام‌الدین نجم‌الدین و قاری محمدجان خوقندی، معروف به مولوی هندوستانی علوم مختلف مثل «صرف و نحو»، «معانی»، «منطق»، «تاریخ اسلام»، «حدیث»، «تفسیر قرآن»و غیره را آموخت. سید عبدالله نوری در ماه جون سال 1986 از جانب مقامات امنیتی سابق اتحاد شوروی به جرم فعالیت سیاسی بازداشت شد. او در ماه فبروری سال 1987 به حکم دادگاه ولایت قرغان تپه بر اساس مادة 203 قانون جنائی تاجیکستان به اتهام «انتشار اخبار دروغین که ساختار جامعه و دولت سوسیالیستی را بدنام می‌کند، به مدت یکسال و نیم به زندان محکوم شد. او مدت محکومیت را در زندانهای سیبری و شرق دور گذراند. سیدعبدالله نوری به همراه چهار نفر از شاگردانش در 20 اپریل سال 1973 سازمان «نهضت جوانان اسلامی تاجیکستان» را در وادی وخش تأسیس کرد که بعداً به حزب نهضت اسلامی تاجیکستان تبدیل شد. این نهضت نخستین سازمان سیاسی اسلامی در بین کشورهای آسیای میانه بود. آقای نوری از سال 1989 تا سال 1992 مسؤولیت سردبیری مجله «منبر اسلام»، نشریه‌ی اداره مسلمانان جمهوری تاجیکستان را به عهده داشت و همزمان رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به طور غیررسمی بود. سید عبدالله بر اثر جنگ داخلی، در آغاز سال 1993 به افغانستان هجرت نمود و در آنجا حرکت نهضت اسلامی تاجیکستان را تأسیس کرد و به مبارزه سیاسی و نظامی پرداخت و برای بازگرداندن حقوق از دست رفته‌ی مهاجرین و آوارگان تاجیک کوشش‌های زیادی به خرج داد. این سازمان سیاسی و نظامی با رهبری او در آغاز شدن مذاکرات صلح بین تاجیکان در ماه اپریل سال 1994 نقش اساسی داشت. روند مذاکرات صلح بین تاجیکان (اپریل 1995 تا جون سال 1997) تحت رهبری سید عبدالله نوری با موفقیت انجام یافت. به منظور هر چه سریعتر رسیدن به توافق نهایی، وی هفت بار در خارج از تاجیکستان با رئیس جمهور تاجیکستان امام‌علی رحمان‌اف دیدار و ملاقات نمود. این ملاقات‌ها در روند مذاکرات صلح در تاجیکستان نقش مهمی داشت. از ماه جولای سال 1997 تا 31 مارچ سال 2000 سید عبدالله نوری ریاست کمیسیون آشتی ملی را به عهده داشت و در استقرار صلح و آشتی و وحدت و تفاهم مردم تاجیکستان سهم بزرگی داشت. او از 18 سپتامبر سال 1999 تا هنگام درگذشت رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان بود. وی همچون سیاستمداری دانا و ورزیده، باتمکین و دوراندیش و همچون فقیه و دانشمند علوم اسلامی در عرصه‌ بین‌المللی شناخته شده است. هم‌چنین در زمان حیات چندین اثر علمی، سیاسی، دینی و فلسفی را به چاپ رسانده بود.  منتقدان رهبر نهضت اسلامی تاجیکستان خط مشی سیاسی سید عبدالله نوری در چند سال اخیر زندگی اش را که گویا موضع محافظه کاری را پیشه کرده و به سیاست دولت فعلی چندان مخالفتی نورزیده بود، مورد انتقاد قرار داده اند.  منبع:  پایگاه جهان اسلام             ]]> چهره‌ها Sat, 01 Jun 2013 09:03:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/22699/سید-عبدالله-نوری سلطان بن عبد العزیز http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/16243/سلطان-بن-عبد-العزیز «امیر سلطان بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل بن ترکی بن عبدالله بن محمد بن سعود» در تاریخ پنجم جنوري ۱۹۳۱ میلادی در شهر ریاض متولد شد. پدر وی «ملک عبدالعزیز» و مادرش شاهدخت حصه بنت احمد بن محمد السديری است. سلطان بن عبدالعزیز تا زمان مرگ 17 باز ازدواج کرد و ۱٨ پسر و ۱۵ دختر دارد. سلطان بن عبدالعزیز پانزدهمین فرزند عبدالعزیز آل سعود بنیانگذار عربستان جدید و برادر ناتنی ملک عبدالله پادشاه کنونی عربستان سعودی است. وي در سال ۱۹۴۷ به عنوان حاکم ریاض منسوب شد. در ۱۹۵۳ وزیر کشاورزی و دو سال بعد وزیر ارتباطات شد. در سال ۱۹٦۲ ملک فیصل وزارت دفاع و هوانوردی را به او سپرد. او در این مقام به توسعه ارتش و نیروی دریایی و هوایی عربستان سعودی پرداخت. در سال ۲۰۰۴ تشخیص داده شد که به سرطان روده بزرگ مبتلاست و از این رو عمل‌های جراحی متعددی بر روی او انجام گرفت. مجددا در سال ۲۰۰۹ گزارش شد که به شدت بیمار می‌باشد و چندین ماه در بیمارستانی در شهر نیویورک بستری شد.وی پس از مرگ برادرش فهد بن عبدالعزیز، و از تاریخ اول آگوست ۲۰۰۵ براي ۶ سال ولیعهد عربستان شد.امیر سلطان بینان گذار «جایزه بین‌المللی امیر سلطان برای آب» است که به صورت دوسالانه به تحقیق برگزیده در مورد آب اهدا می‌شود.پسر او، شاهزاده بندر بن سلطان، سفیر پیشین عربستان سعودی در ایالات متحده بود و دیگر فرزندش شاهزاده خالد بن سلطان یکی از فرماندهان ارشد نظامی در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بود. امير سلطان عبدالعزيز در روز سي ام ميزان بر اثر سرطان در نيويورك درگذشت. احتمال آغاز جنگ قدرت در عربستان سعودييكي از پسران وي، شاهزاده «بندر بن سلطان»، سفیر پیشین عربستان سعودی در ایالات متحده بود که در سال‌های اخیر از جنجالی‌ترین شاهزداگان سعودی محسوب می‌شد. بندر بن سلطان چند سال پیش متهم به تلاش برای کنار زدن ملک عبدالله از تخت پادشاهی شد. دیگر فرزند وی شاهزاده «خالد بن سلطان» یکی از فرماندهان ارشد نظامی در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بود. در این سال‌ها منابع آگاه از آرزوی دیرینه ولیعهد عربستان برای پادشاهی در این شبه جزیره خبر می‌دادند. بر این اساس، گفته می‌شد وی که 3 تا 4 سال از «ملک عبدالله» کوچکتر است بسیار دوست دارد روزی بر جایگاه وی تکیه زند. اما شاهزاده سعودی این آرزو را به گور برد تا ملک عبدالله همچنان پادشاه بماند.مرگ ولیعهد عربستان و بیماری ملک عبدالله که هفته گذشته مجددا بستری و تحت عمل جراحی از ناحیه کمر قرار گرفت، ابهامات درباره آینده حاکمیت این کشور را افزایش داده است. تعداد زیاد شاهزادگان سعودی که برخی آمار آن‌ها را بیش از 6هزار شاهزاده می‌دانند و هر کدام سودای قدرت را در سر می‌پرورانند بر احتمال آغاز جنگ قدرت در شبه جزیره عربستان پس از مرگ ملک عبدالله افزوده است. ]]> چهره‌ها Sat, 22 Oct 2011 05:28:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/16243/سلطان-بن-عبد-العزیز وارن ادوارد بافِت http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/15837/وارن-ادوارد-باف-ت وارن ادوارد بافِت (Warren Buffett)، بیشتر با لقب باهوش اوماها یا دانشمند اوماها نامیده می‌شود؛ او یک آمریکایی سرمایه‌گذار، تاجر و یک انسان خیر است.وي در روز ۳۰ آگوست ۱۹۳۰ میلادی در اوماهاي نبراسكا به دنيا آمد.او مدیر عامل و بیشترین سهامدار شرکت «برکشایر هاتاوی»ست. دارایی خالص او در حال حاضر، ۵۲ میلیارد دالر برآورد و در رتبه‌بندی فوربس در سپتامبر سال ۲۰۰۸ میلادی، به عنوان ثروتمندترین مرد جهان شناخته شده‌ است.در ماه جون سال ۲۰۰۶، او بخش بزرگي از دارایی خود را به بنیاد بیل و ملیندا گیتس اهدا کرد. حجم دالری اهدایی او تقریبا سی میلیارد دالر است. اهدای دارایی در این سطح در تاریخ آمریکا بی‌نظیر بوده‌ است. در آن زمان اعلام ‌شد که این سطح کمک کافی است تا اندازه اين بنیاد را به بیش از دو برابر افزایش داد.او به كارهاي اجتماعي شلوغ و تبليغاتي تمايلي ندارد. سرگرمي او پس از بازگشت به منزل، درست كردن مقداري ذرت بو داده (پاپكرن) و دیدن تلويزيون است. زندگي ساده در عين ثروتبه رغم داشتن ثروت بسیار، او به داشتن زندگی مقتصدانه و رفتار فروتنانه مشهور است و همچنان در خانهٔ خود در مرکز داندی در همسایگی اوماها، نبراسکا ـ که در سال ۱۹۸۵ میلادی به ارزش ۳۱۵۰۰ دالر خریداری کرده ـ زندگی می‌کند. البته او خانه‌ای گرانتر در لاگونا بیچ، در ایالت کالیفرنیا دارد که در سال ۲۰۰۴ خریداری کرده ‌است؛ ارزش خانهٔ او در اوماها در سال ۲۰۰۸ میلادی ۷۰۰0۰۰ دالر برآورد شده ‌است.حقوق سالیانهٔ او در سال ۲۰۰۶ میلادی به عنوان مدير عامل (كه البته خودش براي خود تعيين مي‌كند) نزدیک ۱۰۰0۰۰ دالر بوده ‌که در مقایسه با استاندارد درآمد یک شخص با شغل مشابه (مدیر عامل) ناچیز است. در سال ۲۰۰۷ میلادی، نام بافت در میان صد مرد برتر تأثیرگذار در دنیا، در مجلهٔ تایم آورده ‌شد؛ او مردي بسيار فروتن است.وی همیشه خودش اتومبيل شخصي خود را مي‌راند و هيچ راننده يا محافظ شخصي ندارد. هرگز با جت شخصي سفر نمي‌كند؛ هرچند مالك بزرگترين شركت جت شخصي دنياست. توصيه‌هاي بافتاو خود از يازده سالگي كار کرده و در سيزده سالگي، نخستين سهامش را خريد و هميشه افسوس مي‌خورد كه چرا دير شروع كرد و او هميشه توصيه مي‌كند، گمان نكنيد فرزندانتان كوچكند؛ به آنها سرمايه‌گذاري را بياموزيد.وارن بافت نه با خودش تلفن همراه حمل مي‌كند و نه كامپيوتري روي ميز كارش دارد. او همیشه به جوانان می‌گوید: «از كارت‌هاي اعتباري دوري كنید و به خودتان متكي باشید؛ پول انسان را نمي‌سازد، بلكه انسان است كه پول را ساخته؛ ضمنا تا جایی که می‌توانید، ساده زندگي كنيد. به توصيه‌هاي ديگران توجه نكنيد و تنها به آنها گوش كنيد، ولی كاري را كه فكر مي‌كنيد درست است، انجام دهيد. دنبال مارك‌هاي معروف نباشید. آن چيزهایي را بپوشيد كه به شما احساس راحتي مي‌دهد. پول خود را به خاطر چيزهاي غيرضروري هدر ندهيد. تنها به خاطر چيزهایي خرج كنيد كه واقعا به آنها نياز داريد. اين زندگي شماست. چرا به ديگران اين فرصت را مي‌دهيد كه براي زندگي‌تان تعيين تكليف کنند؟».شركت بافت از 63 شركت تشکیل شده و او هر ساله، تنها يك نامه به مديران اجرایي اين شركت‌ها مي‌نويسد و اهداف آن سال را ابلاغ مي‌کند. او هرگز جلسات يا مكالمات تلفني را بر مبناي يك شيوه قاعده‌مند برگزار نمي‌کند و به مديران اجرایي خود، دو اصل آموخته است: اصل نخست این که «هرگز ذره‌اي از پول سهامداران خود را هدر ندهید» و اصل دوم می‌گوید: «اصل اول را فراموش نكنيد». بافت نويسندهبافت همچنين كتاب‌هايي در آموزش راه‌هاي به دست آوردن ثروت و اصول سرمايه‌گذاري نوشته كه به بیشتر زبان‌هاي رايج جهان ترجمه شده‌اند. ]]> چهره‌ها Sun, 18 Sep 2011 07:13:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/15837/وارن-ادوارد-باف-ت دکتر شریعتی http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/13287/دکتر-شریعتی نمی دانم...نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شدنمی‌خواهم بدانم کوزه‌گر از خاک اندامم چه خواهد ساختولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازدگلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازی‌گوشو او یکریز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشاردو خواب خفتگان خفته را آشفته‌تر سازد بدین‌سان بشکندهردم سکوت مرگبارم را دكتر علي شريعتي در سال 1312 در روستاي مزينان از حوالي شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دين بوده اند. پدر پدر بزرگ علي، ملاقربان‌علي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار «حاج ملاهادي سبزواري» محسوب مي‌شد. پدرش استاد محمدتقي شريعتي-موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود- و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود.علي حساسيت‌هاي لطيف انساني و اقتدار روحي و صلاحيت عقيده‌اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن‌يمين، ثبت نام مي‌كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضاشاه و اشغال ایران توسط متفقين ـ خانواده‌اش را به ده مي‌فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد، علي و خانواده‌اش به مشهد باز مي‌گردند. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي كلاس(صنف) نهم  را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه‌ی او از حكومت ملي بود، واقع شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر سوسیالیست خداپرست، نوشته عبدالحميد جوده السحار، مي‌كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد، و همزمان به فعاليت‌هاي سياسيش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليت‌هاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد(اسد) توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده بود، شروع شد.آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي‌گردد، و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد(جوزا)  1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي‌شود. در طول دوران تحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضت‌هاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشاي شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياه‌پوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي‌شريعتي شد. دولت فرانسه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي‌شود اجراي حكم را معوق گذارد. وي در سال 1963 با درجه دكتري يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد. پس از بازگشت از اروپاپس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود. سال بعد (وي) پس ازقبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل مي‌شود و با آقايان برقعی و شهید باهنر و شهید دكتر بهشتي كه از مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري مي‎كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي‌شود. موضوعات اساسی تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم كرد:تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدن‌هاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درس‌هاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنراني‌هاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده‌هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند. اين سخنراني‌ها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليت‌ها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاس‌هاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكش‌ها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاس‌هاي درس او، از مهر(میزان) 1350، رسماً تعطيل شد. از اواخر آبان(عقرب)  51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهر(میزان) سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند. شریعتی نهايتاً در اواخر اسفند (حوت) سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش احسان به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت(ثور) سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد (جوزا)همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد.--------------------------------------------     ]]> چهره‌ها Tue, 18 Jan 2011 06:44:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/13287/دکتر-شریعتی ماهاتیر محمد http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/13255/ماهاتیر-محمد  ماهاتیر بن محمد ۱۰ جولای سال ۱۹۲۵ در مالزی به دنیا آمد. ماهاتیر محمد یکى از ۹ فرزند یک مهاجر دو رگه هندى - مالزیایی و یک مادر مالایایى است. او بعدها پزشک شد و به مدت ۵ سال در زادگاه خود به مداواى بیماران پرداخت.همسرش هم صنفی دانشگاه پزشکى وی بود. وی ۳ پسر دارد که در تجارت و سیاست در مالزى فعالیت دارند و یکى از دو دخترش، نویسنده و فعال در زمینه بیمارى ایدز است.وی از شخصیت‌های مطرح سیاسی جهان به شمار می‌آید از جمله او را به علت نقشش در مدرن‌سازی سریع مالزی و رشد رفاه در این کشور تحسین می‌کنند.وی که از سال 1981 تا 2003 نخست‌وزیر کشور مالزی بود، با اندیشه‌ای منسجم و مبتنی بر آزادی‌های اقتصادی، توانست به جاودانه‌ترین نخست‌وزیر مالزی تبدیل شود.وی در یک سخنرانی گفت: ما به جای استراتژی جایگزینی واردات، استراتژی توسعه صادرات را پی گرفتیم و اجازه دادیم خارجی‌ها با تکنولوژی خود، کشور ما را صنعتی کنند. در حالی که اگر خودمان می‌خواستیم هر یک از این تکنولوژی‌ها را بسازیم، 30 تا 40 سال طول می‌کشید.یکى از پروژه‌هاى مورد علاقه او «پروژه استیل» بود که در حقیقت تلاش او براى الگو گرفتن از جاپان و کوریای جنوبی است. حاصل آن کارخانه ماشین سازى پروتون و خدمات تلویزیون ماهواره‌اى «آسترو» بود.رشد اقتصادى مالزى در بین سال‌هاى ۱۹۸۸ و ۱۹۹۷ بیشتر از ۱۰ درصد بود. آن زمان استانداردهاى زندگى تا ۲۰ برابر رشد کرد و درصد فقر، بیسوادى، مرگ و میر نوزادان و دیگر شاخص‌هاى اجتماعى در حد کشورهاى پیشرفته رشد کرد.پروژه‌هاى ملى که او در این سال‌ها انجام داد؛ تندراه شمال- جنوب، کریدور ابر رسانه‌اى، فرودگاه بین‌المللى کوالالامپور و شمار بسیارى از پروژه‌هاى بزرگ صنعتى و عمرانى است.سیستم آموزشى یکى دیگر از نقاط بنیادى در برنامه حرکت مالزى به جلو بود. با این حال ماهاتیر همچون بسیارى دیگر از مدیران اقتصادى و سیاسى از انتقادات اقتصادى و سیاسى در جامعه مالزى دور نبوده است.اما آنچه در فعالیت‌های او از اهمیت زیادی برخوردار است جهش اقتصادى مالزى از یک کشور فقیر و درمانده تازه از زیر یوغ استعمار درآمده با درصد بالاى بیکارى، است.   ]]> چهره‌ها Sun, 16 Jan 2011 08:01:00 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/13255/ماهاتیر-محمد