پایگاه خبری پیام آفتاب - آخرين عناوين پیام مهتاب :: نسخه کامل http://www.payam-aftab.com/fa/HotNews Sun, 27 Sep 2020 00:52:24 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری پیام آفتاب http://www.payam-aftab.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری پیام آفتاب آزاد است. Sun, 27 Sep 2020 00:52:24 GMT پیام مهتاب 60 ​درمان بیماری‌های جسمی از نظر قرآن http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94177/درمان-بیماری-های-جسمی-نظر-قرآن بیماری‌های جسمی‌بیماری‌هایی است که گاه موجب مرگ انسان می‌شود؛ زیرا خدا از طریق بیماری انسان را از دنیا به آخرت منتقل می‌کند تا در برزخ زندگی برزخی خود را آغاز کند. البته بسیاری از بیماری‌ها درمان پذیر است و موجب مرگ نمی‌شود، حتی اگر از نظر ساختاری جزو بیماری‌های بی‌درمان یا سخت درمان باشد؛ زیرا بسیاری از بیماری‌هایی که انسان با آن مواجه می‌شود در قالب بیماری‌های ابتلایی است که خدا به‌عنوان آزمون فرد را بدان گرفتار می‌کند؛ برخی بیماری‌ها نیز برای مجازات و کیفر است تا شخص در هنگام گرفتاری به آن، توبه و استغفار کند و به اصلاح امور بپردازد و از خطا و گناه دست بردارد و مسیر درست و راستین را انتخاب کند. در نوشتار حاضر نویسنده این موضوع را از نگاه قرآن بررسی کرده و به درمان بیماری‌های جسمی با استفاده از اسباب ظاهری و باطنی توجه داده‌است. بیماری‌های کیفری و بیماری‌های ابتلایی از نظر قرآن، انسان‌ها عموماً به دو دسته اساسی بیماری‌ها مبتلا می‌شوند که بخشی از آن به «روان و نفس» ارتباط دارد که از جمله آنها می‌توان به بیماری کفر و شرک و نفاق در امر اعتقادی، بیماری‌های نفسانی شهوت و غضب و بیماری‌های جنون و مانند آنها اشاره کرد. بخشی دیگر از بیمارها در ارتباط با جسم است. این دسته از بیماری‌ها هر چند در مقایسه بیماری‌های روانی از اهمیت زیادی برخوردار نیستند، ولی بخشی از زندگی انسان‌ها را به خود درگیر می‌کند. کم‌اهمیتی بیماری‌های جسمی نسبت به بیماری‌های روحی و روانی به آن دلیل است که بیماری‌های اخیر پیامدهای بسیار خطرناکی دارد، به طوری که نه تنها دنیا بلکه آخرت بیماران را به مخاطره می‌اندازد؛ از این رو بخش اعظم آموزه‌های قرآن و اصولاً خود قرآن برای درمان و شفای همین بیماری‌های روانی و روحی نازل شده‌است. (اسراء، آیه ۸۲) با این همه قرآن به بیماری‌های جسمی نیز توجه داده‌است و معتقد است که خاستگاه اصلی این بیماریهای جسمی‌چیزی جز زیاده روی در مصرف غذا یا مصرف غذاهای خبیث و ناپاک است. به این معنا که بسادگی می‌توان بیماری‌های جسمی را درمان کرد، به شرط آنکه به مسائل اساسی میزان مصرف صحیح و طیب توجه شود. بر همین اساس، خدا در قرآن بر پیشگیری پیش از درمان توجه دارد و بر آن است که اگر به بهداشت در تغذیه و الگوی مصرف توجه شود، یا شخص به بیماری مبتلا نمی‌شود، یا اگر شود بسادگی قابل درمان است؛ مگر آنکه آن بیماری بدنی به‌عنوان «ابتلاء» یا «کیفر و مجازات» باشد که در این صورت درمان قطعی تنها با استغفار و توبه بود؛ زیرا در صورت آزمون، خدا این توفیق را می‌دهد تا از بیماری به امداد الهی خارج شود یا کیفر و مجازات را از او بردارد. باید توجه داشت که از نظر آموزه‌های قرآن، اسباب هستی محدود به اسباب ظاهری نیست، بلکه فراتر از اسباب ظاهری، این اسباب معنوی است که تأثیرات شگرف‌تری بر تن و روان آدمی‌به جا می‌گذارد. شاید برخی از پزشکان در دهه‌های اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که درمان با روحیه بالا و امید در بیمار، عامل بهبودی در بسیاری از بیمارهای حتی سخت درمان یا بی‌درمان است. از نظر قرآن برخی از بیماری‌ها برای مجازات و کیفر است؛ چنان‌که گرفتاری سامری به بیماری دوری از اجتماع و عدم توان تماس و لمس، به سبب بلا و کیفری بود که به‌خاطر ایجاد گوساله پرستی در قوم یهود دچار آن شده بود. خدا می‌فرماید: قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیَاهً أَنْ تَقُولَ لاَ مِسَاسَ؛ گفت: از میان اجتماع بیرون شو! زیرا برای تو در زندگی دنیوی این است که همواره بگویی: مرا مس مکنید! (طه، آیه ۹۷) به‌نظر می‌رسد که مقصود از «لامساس» گرفتار شدن سامری به بیماری مُسری باشد که تا زنده بود کسی نمی‌توانست با او تماس بگیرد. (الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج ۱۱، ص ۱۶۰) البته برخی از پیامبران به سبب ترک اولی نیز گرفتار بیماری پوستی و بدنی شدند که از جمله آنها حضرت یونس (ع) است؛ زیرا ایشان مدتی چهل شبانه‌روز در شکم ماهی بود که در تاریکی سه‌گانه قرار داشت و از هیچ‌گونه نوری بهره نمی‌برد. این‌گونه است که در شکم ماهی بیمار می‌شود و ناچار خود را با بوته کدو درمان می‌کند تا بیماری پوستی او شفا یابد. (صافات، آیات ۱۳۹ تا ۱۴۶) خدا در قرآن بیان می‌کند که برخی از افراد در زندگی دنیوی به آزمون و ابتلا «شرور» گرفتار می‌شوند؛ زیرا اصل ابتلا که از سنت‌های اساسی حاکم بر هستی است (عنکبوت، آیات ۲ و ۳)، بر محور آزمون با «شرور» می‌گردد و کمتر کسی با «خیر» آزموده می‌شود؛ البته این بدان معنا نیست که کسی با «خیر» آزموده نشود و گرفتار ابتلای خیر نشود؛ زیرا خدا می‌فرماید: و قطعاً شما را به چیزی از قبیل‌ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جانها و محصولات می‌آزماییم و مژده ده شکیبایان را؛ همان کسانی که چون مصیبتی به آنان برسد می‌گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوی او بازمی‌گردیم؛ بر ایشان دعاها و درودها و رحمتی از پروردگارشان باد و راه‌یافتگان هم خود ایشانند. (بقره، آیات ۱۵۵ و۱۵۷) در این آیات بیان شده که اصل ابتلائات و آزمون‌های الهی بر مدار شرور است. همچنین راهکار درمان آن، صبر یعنی پذیرش تلخی بلا در عین امیدواری به خدا است تا از دعاها و رحمت الهی بهره‌مند شود. در جایی دیگر نیز می‌فرماید: هر نفسی چشنده مرگ است و شما را از راه آزمایش با بد و نیک خواهیم آزمود و به سوی ما بازگردانیده می‌شوید. (انبیاء، آیه ۳۵) خدا در این آیه نیز بیان می‌کند که بیشترین آزمون‌ها و فتنه‌ها از طریق شرور انجام می‌شود، هر چند که گاه نیز به خیرات نیز اشخاص آزموده می‌شوند. البته ممکن است این بیماری‌ها موجب مرگ شود؛ ولی باید دانست که مرگ پایان زندگی نیست، بلکه انتقال از یک زندگی به زندگی دیگر است که نتیجه آن بستگی به عملکرد خود انسان در دنیا دارد؛ بنابراین، بیماری‌ها گاه به‌عنوان ابزار انتقال انسان از دنیا به آخرت به کار گرفته می‌شود و این‌گونه نیست که هر کسی بیمار شود نجات یابد، بلکه ممکن است بیماری عامل انتقال به جهانی دیگر باشد. همچنین باید توجه داشت که بیماری به معنای کیفر الهی و برای پاکسازی شخص از گناه یا خطا نیست؛ بلکه گاه برای سنجش وابتلا است تا معلوم شود چه اندازه نسبت به حکمت و علم الهی ایمان دارد و مشیت و اراده الهی را می‌پذیرد و با آن مخالفت نمی‌کند. امیرمومنان (ع) در این باره سخنان بسیاری دارد، که از جمله یکی از آنها این است. زمانی که امام علی (ع) بیمار شده بود، جمعی از اصحابش به عیادتش آمدند. آنان عرض کردند: کیف نجدک یا امیرالمؤمنین؟ قال: بالشرّ؛ قالوا: ما هذا کلام مثلک؟! قال: ان الله تعالی یقول: و نبلوکم بالشرّ و الخیر فتنهً. فالخیر: الصحه و الشّرُ: المرض و الفقر. حالتان چطور است ای امیرمومنان؟ فرمود: شرّ است. گفتند: این سخن شایسته مثل شما نیست. امام فرمود: خدای تعالی می‌فرماید: و شما را با شر و خیر می‌آزماییم. خیر صحت، و شرّ مرض و فقر است. (تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۰۵) بنابراین، بیماری‌ها همیشه به معنای کیفر گناهان یا خطاها نیست، بلکه آزمون و ابتلائاتی است که در کوره آتش آن انسان به کمالاتی می‌رسد؛ زیرا به جز قرار گرفتن در شرایط سخت ممکن نیست که انسان همه ظرفیت‌ها و استعدادهای خود را به‌کار گیرد و معلوم نیست که چه کسی تا چه اندازه استعداد دارد یا تا چه اندازه برای دستیابی به کمالات تلاش می‌کند و صبر و استقامت می‌ورزد و در مشکلات و مصیبت‌ها و بیماری‌ها عقب‌نشینی نمی‌کند؛ چنان‌که خدا دربارهٔ فلسفه ابتلائات از جمله در میدان جهاد می‌فرماید:و البته شما را می‌آزماییم تا مجاهدان و شکیبایان شما را باز شناسانیم و گزارش‌های مربوط به شما را رسیدگی کنیم. (محمد، آیه ۳۱) از آنجا که سنت الهی بر آزمون‌ها و ابتلائاتی به نام شرور و بیماری و فقر و مرض است، بنابراین، حتی پیامبران و اولیای الهی نیز گرفتار چنین ابتلائات می‌شوند که از جمله معروف‌ترین آنها حضرت ایوب (ع) و حضرت یعقوب (ع) است که یکی گرفتار انواع بیماری‌ها و دیگری گرفتار کورچشمی شد. خدا دربارهٔ ایوب می‌فرماید: و ایوب را یاد کن هنگامی که پروردگارش را ندا داد که به من آسیب رسیده‌است و تویی مهربانترین مهربانان (انبیاء، آیه ۸۳)؛ زیرا «ضرّ» به معنای بیماری و مرض نیز آمده‌است. (مجمع البیان، ج ۷–۸، ص ۹۴) همچنین حضرت ابراهیم (ع) و حضرت زکریا (ع) گرفتار آزمون نازایی و بیماری آن بوده‌اند. اسباب ظاهری و باطنی در درمان بیماری‌های جسمی خدا در آیات قرآن برای درمان بیماری‌های جسمی دو راهکار اساسی بیان داشته‌است که شامل درمان از طریق اسباب ظاهری و اسباب باطنی است؛ بنابراین، در درمان بیماری‌های جسمی بیمار و پزشک نباید تنها به اسباب ظاهری و درمان شیمیایی یا گیاهی یا جراحی بسنده کنند، بلکه لازم است از ابزارها و اسباب باطنی و معنوی نیز بهره گیرند تا نتیجه دلخواه به دست آید؛ به‌ویژه آنکه از نظر آموزه‌های قرآن، درمان بیماری‌های جسمی زمانی با اسباب ظاهری شدنی است که اسباب معنوی آن را تأیید کند. به عنوان نمونه خدا دربارهٔ درمان بیماری جسمی حضرت ایوب (ع) از او می‌خواهد تا از اسباب ظاهری سود برد؛ چنان‌که می‌فرماید: و بنده ما ایوب را به یادآور آنگاه که پروردگارش را ندا داد که شیطان مرا به رنج و عذاب مبتلا کرد؛ به او گفتیم: با پای خود به زمین بکوب! اینک این چشمه ساری است سرد و آشامیدنی. (ص، آیات ۴۱ و ۴۲) در این آیات افزون بر اسباب ظاهری که شامل حرکت بدنی همراه با ضربات پا است تا بیماری از پا به بالا و با آب چشمه و نوشیدن از آب پاک از بدن خارج شود، به اسباب باطنی در آیات دیگر اشاره می‌کند؛ زیرا خدا بیان می‌کند که زمانی اسباب ظاهری تأثیر گذاشت که خدا اراده کرده بود تا دعای حضرت ایوب (ع) را پاسخ دهد؛ از همین رو پس از بیان دعای آن حضرت (انبیاء، آیه ۸۳) می‌فرماید:پس دعای او را اجابت نمودیم و آسیب وارده بر او را برطرف کردیم؛ و کسان او و نظیرشان را همراه با آنان مجدداً به وی عطا کردیم تا رحمتی از جانب ما و عبرتی برای عبادت‌کنندگان باشد. (انبیاء، آیه ۸۴) در درمان حضرت یونس (ع) نیز از دو اسباب ظاهری و باطنی استفاده شده‌است؛ زیرا همراه با دعا و توبه و استغفار ایشان در قالب ذکر یونسیه (انبیاء، آیات ۸۷ و ۸۸) خدا از طریق کدو بیماری ظاهری و پوستی ایشان را درمان کرد. (صافات، آیات ۱۳۹ تا ۱۴۶) همین ترکیب اسباب مادی و ظاهری با اسباب معنوی باطنی دربارهٔ نازایی همسر زکریا بیان شده‌است؛ زیرا خدا در آیات قرآن به این نکته توجه می‌دهد که بارداری همسر زکریا زمانی تحقق یافت که پس از دعا، اصلاح همسرش از مشکلی که در بدن داشت انجام شد. (انبیاء، آیه ۸۸ و ۸۹) دربارهٔ حضرت ساره نیز همین معنا مورد تأیید قرار گرفته‌است؛ زیرا بشارت فرزنددار شدن همراه با «ضحک» یعنی حالت حیض است؛ زیرا این واژه در زبان عربی به معنای «خنده» و همچنین به معنای «حیض» شدن آمده‌است؛ چرا که اصطلاحات زنان بیشتر به‌گونه‌ای در لفافه بیان می‌شود تا کمتر به چشم بیاید. از همین رو همواره در مسائل زنان یا جنسی یا اموری از این دست از واژگانی استفاده می‌شود که دو پهلو هستند و قابلیت حمل به هر دو معنا را دارد تا ادب در بیان مراعات شود. خداوند دربارهٔ ساره همسر ابراهیم (ع) می‌فرماید که دعای آن حضرت (ع) همراه با اصلاح امر رحم ایشان بود یعنی امکان حیض برای ساره در پیری فراهم می‌شود تا با فراهم آمدن اسباب، بچه‌دار شود: و زن او ایستاده بود خندید و حیض شد. پس وی را به اسحاق و از پی اسحاق به یعقوب مژده دادیم. همسر ابراهیم گفت: ای وای بر من! آیا فرزند آورم با آنکه من پیرزنم، و این شوهرم پیرمرد است. واقعاً این چیز بسیار عجیبی است. (هود، آیات ۷۱ و ۷۲؛ تفسیر المیزان ذیل آیه) البته گاه خدا بدون اسباب ظاهری به‌عنوان معجزه خاص حتی بدون پدری، زنی را مادر می‌کند، همان طوری که آدم را بدون پدری آفرید و حضرت عیسی (ع) را تنها با مادر به‌وجود آورد. (انبیاء، آیه ۹۱) در داستان‌ها و روایات اسلامی به این نکته توجه داده شده‌است که درمان هر بیماری می‌بایست در قالب اسباب ظاهری و باطنی باشد؛ البته به این معنا که شفا را خدا در اسباب قرار داده‌است؛ بنابراین نمی‌بایست شرک ورزید و گمان کرد که اسباب مادی از قبیل پزشک و دارو موجب درمان است، بلکه این اراده و مشیت الهی است که درمان را در اسباب ظاهری برای شخص قرار می‌دهد. در روایت است: حضرت موسی‌بن عمران مریض شد. بنی‌اسرائیل به عیادتش آمدند، بیماری او را تشخیص داده و گفتند: اگر به وسیله فلان گیاه خود را معالجه کنی، بهبودی خواهی یافت. موسی (ع) گفت: دارو استعمال نخواهم کرد تا خداوند بدون دوا مرا شفا عنایت کند. مدتی مریضی او ادامه یافت تا اینکه به او وحی شد که به عزت و جلالم سوگند شفایت نمی‌دهم، مگر اینکه خود را به وسیله همان دارویی که بنی‌اسرائیل گفتند مداوا کنی. بعد از این موسی (ع) آنان را خواست و گفت: همان دارو را بیاورید تا استفاده کنم. طولی نکشید که حضرت بهبودی یافت. اما از اینکه ابتدا به خداوند چنین گفته بود در دل بیمناک بود. خطاب رسید: موسی خیال داری با توکل خود حکمت و اسرار خلقت من را از بین ببری، بجز من چه کسی در ریشه گیاهان این فواید باارزش را قرار داده‌است؟ (جامع‌السعادات، محمدمهدی نراقی، ج ۳، ص ۲۷۷) ]]> پیام مهتاب Sat, 26 Sep 2020 07:24:33 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94177/درمان-بیماری-های-جسمی-نظر-قرآن صلح امام حسن (ع)، اقدامی برای هدایت انسان‌ها http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94172/صلح-امام-حسن-ع-اقدامی-هدایت-انسان-ها صلح امام حسن (ع) اقدامی برای هدایت انسان‌ها بود. اساساً جنگ‌های رسول‌الله (ص) و ائمه اطهار (ع)، صلح آن‌ها و همه حرکات و اقداماتشان به خاطر هدایت انسان‌هاست. معصوم می‌خواهد بشر را از بت‌پرستی، خودپرستی و تاریکی‌ها نجات دهد و به نور منتقل کند. برای معصوم، فتح سرزمین‌ها ارزشی ندارد. رسول‌الله (ص) از جنگ‌هایش قصد کشورگشایی نداشت. او نمی‌خواست سرزمین‌ها را فتح کند، بلکه به دنبال فتح قلب‌ها بود. چنان‌که موسی بن جعفر (ع) جایی به هارون‌الرشید می‌فرماید: «تو حاکم بر جسم‌هایی و من حاکم بر قلب‌ها». بنابراین وقتی نگاه اهل بیت (ع) چنین نگاهی است، همه چیز متفاوت می‌شود. زمانی‌که رسول‌الله (ص) به خسرو پرویز در ایران، حاکم مصر یا نجاشی نامه می‌نویسد، درون‌مایه همه نامه‌ها دعوت و همراهی است. از ابتدا سخن جنگ نیست. اگر خسرو پرویز دعوت رسول‌الله (ص) را می‌پذیرفت، حضرت اجازه می‌داد به حکومتش در ایران ادامه دهد. در هنگام مواجهه حضرت علی (ع) با عمرو بن عبدود نیز رسول‌الله (ص) می‌فرماید: یا علی! اگر کسی به دست تو هدایت شود، بهتر است از هر آنچه آفتاب بر آن می‌تابد. یعنی می‌بینیم که در این موقعیت حساس، رسول‌الله (ص) اصول مبارزه را به علی (ع) یاد نمی‌دهد، بلکه دربارهٔ هدایت با او سخن می‌گوید. پس می‌بینیم که همه این‌ها برای هدایت‌گری است. این مسئله اختصاص به زمان اسلام ندارد. انبیای پیشین هم همگی از همین روش پیروی می‌کردند. وقتی خداوند متعال موسی (ع) را به سمت فرعون می‌فرستد، به او می‌گوید برو با فرعون سخن بگو، شاید هدایت شود. خداوند حتی تصریح می‌کند که با فرعون به نرمی سخن بگو. با این‌که فرعون ادعای خدایی داشت. اهل بیت (ع) نیز هیچ‌گاه بنای اولشان بر جنگ نیست. آماده‌سازی مقدمات صلح امام حسن (ع) توسط امیرالمؤمنین (ع) مقدمات صلح امام حسن (ع) را خود امیرالمؤمنین (ع) آماده کرده بود. در درگیری میان معاویه و امیرالمؤمنین (ع) نیز می‌بینیم که وقتی معاویه اعلام جنگ کرد و شهرها را به هم ریخت، حضرت لشکر خود را ماه‌ها در بیابان معطل کرد و افراد متعددی را برای گفت‌وگو نزد معاویه فرستاد. معطلی لشکر به حدی رسید که بعضی خیال کردند حضرت از معاویه می‌ترسد. حتی حضرت نبردها را بعدازظهرها شروع می‌کرد تا زیاد طول نکشد و آدم‌های کمتری کشته شوند. چون برای او جان انسان‌ها مهم بود. از طرف دیگر می‌بینیم که وقتی در هنگام جنگ، حضرت طلب آب می‌کند و کسی برای او در ظرف شکسته آب می‌آورد، می‌فرماید خوب نیست که ما در کاسه شکسته آب بخوریم. شخص می‌گوید حالا جنگ است و وسط بیابانیم؛ ولی حضرت پاسخ می‌دهد که ما جنگ می‌کنیم که همین سنت‌های الهی را رعایت کنیم. ما برای فتح سرزمین‌ها نمی‌جنگیم. تلاش حضرت برای جلوگیری از جنگ، دید بسیاری از مردم را تغییر داد. در چند ماه معطلی لشکر حضرت در بیابان، افراد بسیاری از لشکر معاویه نزد امیرالمؤمنین (ع) می‌آمدند و نماز را پشت سر او می‌خواندند. البته همچنان غذایشان را با معاویه می‌خوردند، ولی به هر حال روابط دو لشکر در آن مدت، بسیاری از ذهنیت‌ها را اصلاح کرد. معاویه بیش از بیست سال در شام تبلیغات کرده بود و گفته بود علی نماز نمی‌خواند؛ ولی حضرت در این مدت خودش را معرفی کرد و خیلی از مردم فهمیدند که سخنان معاویه صحت ندارد. امیرالمؤمنین (ع) پیش از شهادت خود، همه مقدمات را برای صلح امام حسن (ع) آماده کرد. اگر این مقدمات نبود، قضیه امام حسن (ع) نیز مثل امام حسین (ع) به جنگ و شهادت ختم می‌شد. چرا امام حسن (ع) در بدو در دست گرفتن قدرت، صلح را مطرح کرد؟ وقتی امام حسن (ع) قدرت را در دست گرفت، فرمود با من در جنگ و صلح بیعت کنید. یعنی از همان ابتدا احتمال صلح را مطرح کرد. این حرکت حضرت از زاویه‌های مختلفی قابل بررسی است. اول این‌که حضرت با این سخنان خود در هنگام بیعت، حرکات دشمن را متوقف کرد. چون معاویه دید اگر زمینه صلح باشد، امام حسن (ع) صلح می‌کند. همین، جلو ورود یک لشکر صد هزار نفره به کوفه را گرفت. از طرف دیگر، سخنان حضرت باعث شفاف شدن انگیزه‌های افراد نیز شد. چون با مطرح شدن احتمال صلح، بسیاری از کسانی که به طمع پست و مقام با حضرت بیعت کرده بودند، باطن خود را نشان دادند. خیلی از منافقان با صلح امام حسن (ع) شناخته شدند. اصحاب حضرت در این موضوع امتحان شدند و معلوم شد چه کسانی یار واقعی‌اند و چه کسانی منافع خودشان را دنبال می‌کنند. عده‌ای از حضرت جلو افتادند و عده‌ای جا ماندند. عده‌ای تسلیم فرمان حضرت نشدند و تندروی کردند و سعی کردند هر طور شده جنگ کنند. عده دیگری خودشان را فروختند و حتی شمشیر به پای حضرت زدند. حرکت امام حسن (ع) یک فایده دیگر هم داشت. آن هم این‌که طرفداران هر دو گروه را جذب کرد. یعنی هم طرفداران جنگ، هم طرفداران صلح با او بیعت کردند. حضرت به آن‌ها فهماند که هر کدام از دو طرف که توان و آمادگی بیشتری داشته باشد، حضرت با آن‌ها همراهی می‌کند. یعنی حضرت به آن‌ها نشان داد که نمی‌خواهد ساختار زندگی آن‌ها را به هم بریزد؛ بلکه نفع خود مردم را در نظر می‌گیرد. حضرت در واقع، خود و خواسته خود را کنار گذاشت و با منافع جامعه همراه شد. بسیاری از کشمکش‌ها بر سر همین است که افراد حاضر به حذف خود نیستند و می‌خواهند به هر قیمتی به هدف خود برسند. صلح امام حسن (ع) همه را در موقعیت امتحان قرار داد. ]]> پیام مهتاب Sat, 26 Sep 2020 06:48:10 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94172/صلح-امام-حسن-ع-اقدامی-هدایت-انسان-ها به همدیگر رحم کنیم http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94162/همدیگر-رحم-کنیم   شکایت‌ها و گله‌مندی‌ها این جمله‌ها را گاهی وقت‌ها از برخی خانواده‌ها اعم از زن و مرد، می‌شنویم که می‌گویند: - ما از مردم حتی از نزدیک‌ترین افراد فامیل و دوستان و همسایگان، خیری ندیدیم. - کسی به ما خانواده توجه نمی‌کند. - مردم ما را فراموش کرده‌اند و انگار که وجود نداریم. - هیچ‌کس دلش به حال ما نمی‌سوزد. - در فلان مسئله و فلان حادثه، یک نفر هم به ما کمک نکرد. - زمانی که وضع‌مان خوب است، همه با ما به ظاهر صمیمی و دوست هستند، اما موقع گرفتاری و تنگ‌دستی، ما را از یاد می‌برند. - و… برادر و خواهر گرامی، واقعاً این سؤال به‌طور جدی مطرح است که چرا این گونه است؟ چه اتفاقی افتاده‌است که بعضی خانواده‌ها به ما توجهی نمی‌کنند یا شاید به نحوی ما را اذیت می‌کنند؟ در پاسخ به این پرسش مهم، توجه خوانندگان محترم را به نکات زیر جلب می‌نمایم. رفتار و عملکرد مردمی که با ما ارتباط دارند، مانند دوستان، همسایگان، همکاران، اقوام و فامیل‌ها، دریک نگاه اجمالی، حداقل ممکن است، دوگونه باشد: ۱- بعضی‌ها، ما را به شکل‌های مختلف اذیت می‌کنند، رفتارشان بد و ناشایست است. غیبت می‌کنند، تهمت می‌زنند، تمسخر کرده و از ما پیش دیگران بدگویی می‌کنند و … علت آن ممکن است حسادت، کنیه‌ورزی، رقابت و چشم و هم چشمی یا امور دیگری باشد. ۲- بعضی‌ها، گرچه آزارشان به ما نمی‌رسد اما هیچ توجهی هم به ما ندارند. در سختی‌ها و گرفتاری‌ها، کنارمان نیستند. در واقع شکایاتی را که ابتدای مقاله آوردیم، مربوط به عملکرد این گروه از مردم است. اکنون باید ببینیم در مقابل هریک از این دو گروه، چه باید کرد؟ در آموزه‌های اسلامی برای حل این معضل اجتماعی و خانواده‌گی، روش بسیار کارآمدی و مبتنی بر روان‌شناسی انسانی، ارائه شده‌است که به‌طور خلاصه به آن اشاره می‌شود. روش محبت و مهرورزی الف) روش برخورد با گروه اول: در مقابل گروه اول یعنی افرادی که با ما رفتار مناسبی ندارند و گویی ما دشمن آن‌ها هستیم، نباید «مقابله به مثل» کنیم. شایسته نیست که روحیه «انتقام و تلافی نمودن» را در خود یا فرزندانمان پرورش دهیم. به فکر این نباشیم که چون فلان کس حال ما را گرفت، ما هم کاری می‌کنیم که حال او گرفته شود. پس اولین قدم در این مرحله، این است که آتش «انتقام و مقابله به مثل» را در کانون وجود خانواده‌مان خاموش نماییم. قدم بعدی ما در برخورد با این گروه، جنبه ایجابی و مثبت دارد. نظر قرآن این است که در مقابل بدی دیگران، باید خوبی کرد. دل‌های این گروه از مردم را با مهربانی و محبت به خودمان جلب کنیم. سخن نرم و برخوردهای متین در برابر بدزبانی افراد جاهل، گاهی معجزه می‌کند. ناگهان می‌بینی که بین شما و طرف مقابل، دوستی و صمیمیت ایجاد می‌شود. (فصلت ۳۵و۳۴) در قرآن می‌خوانیم که برادران حضرت یوسف پیامبر (ع)، با او بسیار بدرفتار کردند. اما در عین حال یوسف صدیق (ع) به عنوان بالاترین مقام و با داشتن بزرگ‌ترین منصب حکومتی در مصر، نه تنها برادران بدخواه خود را بخشید، بلکه از خداوند برای آن‌ها طلب آمرزش کرد. این گونه عمل کرد محبت‌آمیز یوسف (ع) علاوه بر این که چیزی از مقام او کم نکرد بلکه بر عزت و شرافت و شوکت او نیز افزود. (یوسف ۹۲) شاید شما هم این قصه را شنیده‌اید که: مالک‌اشتر از بازار کوفه می‌گذشت. یک مرد بازاری برای آن که موجبات خنده رفتار را فراهم کند، مشتی زباله به طرف مالک پرتاب کرد. او اعتنایی نکرد و به راهش ادامه داد. همکار آن بازاری گفت: آیا او را شناختی؟ نه. او فرمانده بزرگ سپاه اسلام، مالک‌اشتر نخعی بود. ای وای بر من، چه جسارتی کردم، لابد مرا سخت مجازات خواهد کرد. به دنبال مالک دوید، او را دید که وارد مسجد شد و به نماز ایستاد. منتظر شد تا نمازش تمام شود. با تضرع و شرمندگی گفت: من نسبت به شما جسارت کردم، مرا ببخشید. مالک گفت: سوگند به خدا به مسجد نیامدم مگر به خاطر تو. دانستم که فرد گمراه و نادانی هستی. دلم به حالت سوخت. آمدم برایت دعا کنم تا خدا تو را هدایت کند و الا قصد انتقام نداشتم. (داستان راستان، شهید مطهری ج ۱ ص ۷۱) امام سجاد (ع) در دعای مکارم‌الاخلاق، از خدا می‌خواهد که به او توفیق دهد تا در برابر غیبت مردم از او، نیکی و خوبی آنان را بگوید و از بدی ایشان بگذرد و هر کس با او قطع رابطه کرده‌است، با وی معاشرت کند. (تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ۱۰، ص ۳۳۹) از محبت خارها گل می‌شود وز محبت سرکه مل می‌شود از محبت تلخ‌ها شیرین شود وز محبت مس‌ها زرین شود  (مولوی) البته این نکته مهم را نیز نباید فراموش کرد که گاهی رفتار طرف مقابل، نتیجه و عکس‌العمل رفتار خودمان است. شاید آنان را به نحوی اذیت کرده‌ایم و حالا از ما ناراضی‌اند و لذا برخوردهای نامناسب می‌کنند؛ بنابراین قبل از هر چیز ضروری است که عملکرد خود را اصلاح نماییم و سپس از سایرین انتظار عمل شایسته داشته باشیم. ب) روش برخورد با گروه دوم: در مقابل گروه دوم یعنی افرادی که به ما بدی نمی‌کنند اما توجهی هم به زندگی و مشکلات ما ندارند، و گله‌مندی‌هایی را که ابتدای مقاله آوردیم، مربوط به این دسته از مردم است. در پاسخ به این پرسش که چرا دیگران نسبت به ما بی‌تفاوت‌اند، عرض می‌کنیم، به نظر می‌رسد که شاید بیشتر مواقع، این کم‌مهری و بی‌توجهی، نتیجه رفتار و عملکرد خودمان است. باید از خود بپرسیم که ما برای دیگران چه کرده‌ایم؟ چه کمکی به دوستان و آشنایان نموده‌ایم که حالا انتظار دستگیری آنان را داریم؟ واقعیت این است که درهای رحمت خدا، از درون زندگی خانواده خودمان باز می‌شود. ما درب مهرورزی را به روی مردم بگشاییم، تا آن‌ها نیز درب‌های محبت خود را به سوی ما باز نمایند. پیامبر (ص) از قول خداوند می‌فرماید: «اگر خواهان رحمت من هستید، رحم کنید.» (مستدرک‌الوسائل ج ۹ ص ۵۴ به نقل احسن‌الحدیث، مجتهدی تهرانی ص۷۲) در حدیث معروف از علی (ع) می‌خوانیم: «ارحم ترحم، رحم کن تا به تو نیز رحم کنند.» «با مهربانی به دیگران است که رحمت خدا فرود می‌آید.» (میزان الحکمهً- محمدی ری شهری ج ۱ ص ۴۱۹) در روایتی آمده‌است: «فردی در دوزخ فریاد می‌زند، ای خدای مهربان، مرا از آتش نجات بده. آن‌گاه خدا، فرشته‌ای را فرمان می‌دهد که او را از دوزخ بیرون آورده و در پیشگاه پروردگار بایستد. خدا به او می‌فرماید: آیا تو به یک گنجشک هم رحم کردی؟» (همان) محبوب‌ترین اعمال از امام حسن (ع) پرسیدند: بهترین و نیکوترین انسان در زندگی چه کسی است؟ فرمود: شخصی که مردم را در زندگی خود «شریک» کند، و بدترین مردم فردی است که در سایه زندگی او هیچ‌کس زندگی نمی‌کند. (فرهنگ سخنان امام حسن (ع)، محمد دشتی، ص ۴۳۶) مرحوم مجتهدی تهرانی می‌گفت: یکی از علامت‌های اهل بهشت، دستی است که عطا و بخشندگی دارد. اگر وضع مالی‌تان خوب است، دست بده داشته باشید. اگر چنانچه دستتان خالی است، با زبان نرم و خوش از کسانی که تمکن مالی دارند برای مردم ناتوان کمک بگیرید. (در محضر مجتهدی، مجتهدی تهرانی، ج ۱ ص ۱۱۷) آیت‌الله شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) می‌فرمود: بعد از عبادت‌های واجب، بزرگ‌ترین عبادت، خدمت به خلق است. در حدیث داریم: از جمله محبوب‌ترین اعمال نزد خدا، شاد کردن مؤمن است. مثلاً اگر گرسنه است، او را سیر کند، اگر ناراحت است، وی را از غصه درآورد، اگر بدهکار است، تلاش نماید قرض او پرداخت شود. (نشان از بی‌نشان‌ها، علی مقدادی اصفهانی ج ۲ ص۲۲۴) محدث نوری استاد شیخ عباس قمی می‌نویسد: من در روایت در بین مستحبات، بعد از زیارت عاشورا چیزی برتر از برآوردن حاجت مؤمنان سراغ ندارم. از عارفی پرسیدند: اگر از عمرت فقط یک ساعت باقی مانده باشد، چه کاری را ترجیح می‌دهی؟ گفت: می‌روم بر در خانه می‌نشینم و هر کس کاری داشت، به او کمک می‌کنم. (سرنوشت انسان، مسعود عالی ج ۲ ص ۲۸۸) نقل می‌کنند: امام مجتبی (ع) برای کمک به شخصی نیازمند، در حالی که در مسجد مشغول اعتکاف بود، به بیرون رفتند. یکی پرسید: آقا مگر فراموش کردید که در حال اعتکاف هستید؟ فرمود: فراموش نکردم، اما پیامبر (ص) فرموده‌است: کسی در برآوردن حاجت برادر مسلمان خود، بکوشد، مانند شخصی است که نه هزار سال روز را با روزه و شب را با عبادت گذرانده‌است. (یکصد موضوع ۵۰۰ داستان، سیدعلی اکبر صداقت ص ۴۵۰) نتایج ارزشمند خدمت‌رسانی به اعضای خانواده ۱- رشد معنوی و ارتقای مقام: مرحوم شیخ رجبعلی خیاط می‌گفت: اگر می‌خواهی به حقیقت توحید راه پیدا کنی، به خلق خدا احسان کن. بار توحید سنگین و خطرناک است و هرکس توان تحمل آن را ندارد، ولی احسان به مردم، تحمل آن را آسان می‌کند. یکی از دوستان شیخ نقل می‌کند: با ایشان به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی رفتیم. جناب شیخ در عالم معنا از حضرت عبدالعظیم پرسید: از کجا به این مقام رسیدید؟ فرمود: از طریق احسان به خلق. از قرآن نسخه‌برداری می‌کردم و آن را با زحمت می‌فروختم و دستمزدم را به نیازمندان می‌دادم. (کیمیای محبت، محمدی ری شهری ص ۲۰۹) خدا می‌فرماید: هیچ چیز نیست مگر این که دیگری را وکیل گرفتن آن قرار داده‌ام الا صدقه (احسان) را که به دست خودم می‌گیرم. وقتی مرد یا زنی خرمایی یا نصف آن را می‌بخشد، به اندازه‌ای آن را رشد می‌دهم که وقتی روز قیامت به ملاقات من می‌آید، احسان خود را از کوه احد نیز بزرگ‌تر خواهد یافت. (معراج السادهً، ملا احمد نراقی ص ۳۵۲) داستان زیبا: شخصی نقل می‌کند: روزی از مدرسه آمدم و به مادرم گفتم: مداد سیاهم را گم کردم. مادر گفت: خوب بدون مداد چه کار کردی؟ گفتم: از دوستم یک مداد گرفتم. گفت: خوب است. آیا دوستت از تو چیزی نخواست؟ گفتم: نه. مادر گفت: پس او اهل کمک به دیگران است. پسرم، تو در زندگی چقدر به دیگران کمک می‌کنی؟ گفتم: چگونه کمک کنم؟ گفت: دو مداد می‌خریم. یکی برای خودت و دیگری برای کسی که ممکن است مدادش گم شود. آن مداد را به فردی که مدادش گم شده می‌دهی و بعد از پایان درس پس می‌گیری. خیلی خوشحال شدم و بعد از عملی کردن پیشنهاد مادرم، احساس رضایت خوبی داشتم. آن اندازه که در کیف خودم، مدادهای اضافی بیشتری می‌گذاشتم تا به دیگران بیشتر کمک نمایم. با این کار هم درسم خیلی بهتر از قبل شده بود و هم علاقه‌ام به مدرسه چند برابر گشته بود. ستاره کلاس شده بودم، به گونه‌ای که همه مرا صاحب مدادهای ذخیره می‌شناختند؛ و همیشه از من کمک می‌گرفتند. حالا که بزرگ شده‌ام و از نظر علمی در سطح عالی قرار گرفته‌ام و تشکیل خانواده داده‌ام، صاحب «بزرگ‌ترین جمعیت خیریه شهر» هستم. (خبرنامه خودساخته، ۹۷/۴/۲۲) ۲- افزایش رزق و روزی در زندگی پیامبر گرامی فرمود: «هیچ مالی هرگز بر اثر صدقه دادن کم نشد، پس عطا کنید و نترسید.» (میزان الحکمهً، همان ج ۲ ص ۱۰۱۵) امام صادق (ع) به فرزند خود محمد فرمود: پسرجان، چقدر از مخارج، زیاد آمده‌است؟ گفت: چهل دینار. فرمود: آن را احسان کن. محمد گفت: دیگر چیزی باقی نمی‌ماند. فرمود: آن را ببخش، به‌طور قطع خدا عوض آن را خواهد داد. هر چیزی کلیدی دارد و صدقه دادن، کلید روزی است. محمد سفارش پدر را انجام داد. بیش از ده روز نگذشت که از محلی چهار هزار دینار برای حضرت فرستادند. سپس فرمود: پسرجان، برای خدا چهل دینار دادیم، خدا نیز چهار هزار دینار عوض آن را داد. (هزار و یک حکایت اخلاقی، محمدحسین محمدی ص ۶۶۷) آیت‌الله مشکینی نقل می‌کند: زمان قدیم که پنج ریال ارزش داشت، طلبه‌ای پنج ریال از من پول قرض خواست، من هم آن موقع یک پنج ریال (پنج زار) بیشتر نداشتم. همان را به آن طلبه دادم؛ و دیگر نگفتم که ندارم. بعد از گذشت مدتی شخص پول‌داری به من رسید و بعد از سلام و احوال‌پرسی، حال مرا پرسید. گفتم: الحمدلله. وقتی می‌خواستیم از هم جدا شویم، آن شخص، پنج تومان به من داد و رفت. رسم بود که وقتی پول‌دارها به طلبه‌ای می‌رسیدند، کمی به او پول می‌دادند. من گفتم عجیب است ما پنج ریال دادیم و پنج تومان گرفتیم. خدا خودش قول داده و فرموده: «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها، هرکس کار نیکی به جای آورد، ده برابر آن پاداش می‌گیرد، انعام ۱۶۰» یک خرده دیگر گذشت، به یک طلبه دیگر رسیدم، او گفت: آقا، شما پنج تومان دارید به من قرض بدهید؟ من همان پنج تومانی را که گرفته بودم، به او دادم و رفتم. کمی جلوتر یکی از هم‌شهری‌هایم را دیدم. احوال‌پرسی کرد و پنجاه تومان به من داد. (یعنی ده برابر آن پنج تومان) من خدا خدا می‌کردم که یک نفر دیگر برسد و آن پنجاه تومان را از من قرض کند. قرض که بدهید، جایش می‌آید. (احسن الحدیث، مجتهدی تهرانی ص ۱۷۶) داستانی دیگر: روزی مرد جوانی نشسته بود و با همسرش غذای مرغ بریان می‌خورد. همان وقت گدایی سر رسید و چیزی خواست. مرد جوان آمد و گدا را با خشونت تمام از در خانه راند. پس از مدتی، همان جوان فقیر و تنگ‌دست شد. همسرش را هم طلاق داد. زن نیز بعد از مدتی با مرد دیگری ازدواج کرد. از قضا روزی آن زن با شوهر دوم خود، مشغول خوردن غذای مرغ بریان بودند. ناگهان فقیری در را زد و تقاضای کمک کرد. مرد به همسرش گفت: بلند شو و این مرغ را به آن فقیر بده. زن وقتی غذا را به مرد فقیر داد، متوجه شد که او همان شوهر سابق خودش است. بلافاصله با چشم گریان برگشت. شوهر پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ زن گفت: این گدا، شوهر اول من است؛ و سپس داستان خود را با سائل قبلی که شوهرش او را آزرده بود، بیان کرد. وقتی زن حکایت خویش را به پایان رساند، شوهر دومش گفت: ای زن، به خدا سوگند، آن گدا نیز خود من بودم. (هزار و یک حکایت اخلاقی، همان، ص ۵۳۴) تا توانی به جهان، خدمت محتاجان کن به دمی یا درهمی یا قلمی یا قدمی (پوریای ولی) ۳- آمرزش گناهان و ایمنی از آتش دوزخ: در حدیث داریم: «صدقه و احسان، سپری در برابر آتش جهنم است.»، «صدقه، خشم پروردگار را فرونمی‌نشاند.» (میزان الحکمه، همان ج ۲ ص ۵۷۵) در تاریخ آمده‌است: عبدالله ابن جدعان از کفار معروف و از سران قریش بود. او در همان حال کفر از دنیا رفت. رسول خدا (ص) درباره‌اش فرمود: سبک‌ترین عذاب اهل دوزخ، متعلق به همین عبدالله ابن جدعان است، برای این که او به گرسنگان غذا می‌رساند. (داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی ج ۱ ص ۱۲۸) ۴- درمان و شفا و فزونی عمر یکی از دوستان رجبعلی خیاط نقل می‌کند: فرزندم تصادف کرده و در بیمارستان بستری بود. پیش شیخ رفتم و گفتم: چه کنم؟ فرمود: ناراحت نباش، گوسفندی خریداری کن و چهل نفر از کارگران میدان را جمع کن و برای آن‌ها، آب گوشت درست کن و یک روضه‌خوان هم دعوت کن بیاید تا بعد از روضه دعا کند. وقتی آن چهل کارگر «آمین» گفتند، بچه تو خوب می‌شود و روز بعد به خانه برمی‌گردد. من این راه حل را (احسان به فقرا) به چند نفر دیگر گفتم، آن‌ها هم از این طریق حاجت خود را گرفتند. (کیمیای محبت، محمدی ری‌شهری ص ۲۱۲) در حدیثی پیامبر اکرم (ص) فرمود: «صدقه بدهید و بیماران خود را با صدقه درمان کنید، زیرا صدقه از پیش‌آمدهای ناگوار و بیماری‌ها جلوگیری می‌کند و بر عمر و حسنات شما می‌افزاید.» امام علی (ع) نیز فرمود: «صدقه، دارویی مؤثر است.» (میزان‌الحکمه ج ۲ ص ۵۷۵). کمک به دیگران، تنها جهان را بهتر نمی‌کند بلکه حال خودمان را نیز بهتر می‌کند. تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد که هر چه قدر بیشتر به مردم کمک نمایید و وقت و انرژی و پول خود را صرف آنان کنید، این انرژی مثبت شما، چندین برابر آن به خودتان برگشته و باعث خوشحالی و سلامتی و احساس خوب در شما می‌شود. پژوهش‌های مؤسسه بین‌المللی سلامت، نشان می‌دهد که وقتی به انسان‌ها یاری می‌رسانید، از سوی خودتان انرژی‌های مثبت و سازنده به اطرافتان منتشر می‌کنید و همین باعث می‌شود که دوستی‌ها و روابط شما، صمیمی‌تر، قشنگ‌تر و عمیق‌تر گردد. همچنین نتایج پژوهش‌های کاربردی، ثابت می‌کند که اعمال خیرخواهانه و کمک به دیگران، سبب افزایش بهزیستی روانی و جسمانی افراد می‌شود. برعکس، کسانی که به نیازهای سطح پایین توجه می‌کنند و فقط به فکر خودشان هستند، بیشتر مستعد بیماری‌های روانی و قلبی عروقی هستند. (مجله پزشکی دکتر سلام) نتیجه‌گیری برادر و خواهر گرامی، همان‌طور که گفته شد، اگر طالب رحمت خدا هستیم، اگر مایل هستیم که در زندگی مشترکمان، برکت و روزی فراوان باشد. اگر برای خود و فرزندانمان، امنیت و آرامش خاطر می‌خواهیم، راه حل آن این است که در جامعه خود، فعال باشیم. خود را در حصر خانگی نگه نداریم. به پیرامون زندگی‌مان نیز توجه نماییم. پدر و مادر، اقوام و خویشان نزدیک و دور، همسایه‌ها، افراد ناتوان و فقیران را فراموش نکنیم. هر مقدار که از دستمان برمی‌آید، در حل مشکلات آنان «فقط برای رضای خدا» کوتاهی نکنیم. اگر چنین رفتار کردیم، به‌طور یقین، خداوند مهربان نیز از ما راضی و خشنود می‌شود و آنگاه درهای رحمت خود را به روی ما می‌گشاید و دل‌های محبت و مهر مردم را متوجه خانواده ما خواهد کرد؛ و مطمئن باشیم که هر اندازه به مردمان نیازمند کمک نماییم و هر کار خیری اعم از مادی و معنوی، انجام دهیم، خود نوعی صدقه محسوب می‌شود. (همان، ص ۵۷۶) دانی که چرا خدا تو را داده دو دست من معتقدم که اندر آن سری هست با یک دست به کار خویشتن پردازی با دست دگر ز دیگران‌گیری دست (علیرضا صابری یزدی) ]]> پیام مهتاب Thu, 24 Sep 2020 09:26:42 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94162/همدیگر-رحم-کنیم ​شیوه‌های مکر و حیله دشمنان از نگاه قرآن http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94139/شیوه-های-مکر-حیله-دشمنان-نگاه-قرآن نیرنگبازان تلاش می‌کنند تا انسان از مقصود نیک و خیرش بازماند و بدان دست نیابد؛ بنابراین از هرگونه کید و مکر و خدعه استفاده می‌کنند تا بتوانند به هدف ناپاک و خبیث خویش دست یابند. از نظر آموزه‌های قرآن، مکر و نیرنگی که انسان را از اهداف الهی و نیک و خیرخواهانه بازمی‌دارد، امری ناپسند و مذموم است و حرام است تا کسی با مکر و نیرنگ بخواهد مانع از تحقق خیر یا نیکی از سوی کسی شود یا اجازه ندهند شخص به مقصود نیک و خیرخواهانه‌ای دست یابد. البته شکی نیست که چنین مکر و نیرنگی از مصادیق افساد در زمین و اذیت و آزار دیگران است که عقل سلیم و نقل وحیانی از آن بازمی‌دارد و آن را عملی زشت و گناهی نابخشودنی می‌داند. نویسنده در نوشتار حاضر به معرفی برخی روش‌های خدعه‌بازان برای فریب مردم که قرآن بدان اشاره کرده پرداخته‌است.  * * * لزوم آشنایی با شیوه‌های نیرنگ برای دفع آن شکی نیست که انسان از سوی دشمنانی سوگندخورده همچون ابلیس، این شیطان جنی مواجه است که با بهره‌گیری از شیاطین دیگر جنی و انسی تلاش می‌کند تا با مکر خویش، هرگز هیچ فرد انسانی به مقصد و مقصود الهی؛ یعنی دستیابی به خلافت در سایه عبودیت نرسد. ابلیس خود در این‌باره به خداوند گفته‌است: پس به سبب آنکه مرا اغوا کردی و به بیراهه افکندی! من هم برای فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست؛ آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها می‌تازم و بیشترشان را شکرگزار نخواهی یافت. (اعراف، آیات ۱۶ و ۱۷) همچنین گفته‌است: به من بگو این کسی را که بر من برتری دادی برای چه بود؟ اگر تا روز قیامت مهلتم دهی قطعاً فرزندانش را جز اندکی از آنها با ریسمان انداختن در گردنشان به تباهی کشیده و ریشه کن خواهم کرد. (اسراء، آیه ۶۲) خدا نیز فرمود: برو که هر کس از آنان تو را پیروی کند، مسلماً جهنم سزایتان خواهد بود که کیفری تمام است؛ و از ایشان هر که را توانستی با آوای خود تحریک کن! و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز! و با آنان در اموال و اولاد شرکت کن! و به ایشان وعده بده! و شیطان جز فریب به آنها وعده نمی‌دهد. (اسراء، آیات ۶۳ و ۶۴) از آنجا که هر فرد انسانی با چنین دشمن نادیدنی (اعراف، آیه ۲۷) مواجه است که در پیرامونش طواف می‌کند (اسراء، آیه ۲۰۱) تا با فتنه‌گری (اعراف، آیه ۲۷) وسوسه‌گری (اعراف، آیه ۲۰؛ طه، آیه ۱۲۰)، دادن وعده‌های دروغین (ابراهیم، آیه ۲۲) و مانند آنها او را از هدف اصلی آفرینش یعنی عبودیت و بندگی خدا و دستیابی به مظهریت ربوبیت و قرار گرفتن در جایگاه خلافت الهی بازدارد، لازم است تا انسان به دشمن‌شناسی پرداخته و روش‌های فریب و نیرنگ بازی او را بداند تا این‌گونه امکان دفاع و مقابله فراهم آید. مهم‌ترین روش‌هایی که مکاران و نیرنگبازانی چون شیطان برای دستیابی به اهداف شوم و مانع‌تراشی در راه رسیدن دیگران به مقصود خویش به کار می‌گیرند، شامل موارد زیر است: ۱. اغواگری: اغواگری به این معنا است که شخص را در موقعیتی قراردهی که گمان می‌کند در جایگاه مهم و برتری قرار دارد یا می‌تواند قرار گیرد. از مصادیق این روش می‌توان به «ادلاء» اشاره کرد که برگرفته از «دلو» است. ادلاءکننده، دلوی را فراهم می‌آورد تا انسان را برای دستیابی به آبی که سراب است به درون گودالی می‌فرستد که شخص گمان می‌کند چاه است. وقتی انسان به قصد آب به درون گودالی در آید که این‌گونه وانمود شده که چاه است، آنگاه ریسمان را می‌کشند تا در آن گودال بماند. ابلیس و شیطان با انسان این‌گونه رفتار می‌کند، او را به چیزی دروغ وعده می‌دهد که برای انسان امری مهم و ارزشی است، ولی وقتی انسان با ریسمان پوسیده ابلیس به درون می‌رود می‌بیند که گودالی است پر از هیچ، نه چاهی پر از آب. سراب نشان دادن و آب نمودن از دیگر مصادیق همین روش و رویه ابلیس است. خدا بیان می‌کند که ابلیس با چنین روشی والدین نخستین بشریت را فریب داده‌است؛ زیرا ابلیس با بیان اینکه فرشته شدن یا سلطنت جاودان در چشیدن میوه درخت ممنوع است، آدم و حوا (ع) را به عریانی و هبوط کشاند. (اعراف، آیات ۲۰ تا ۲۲) ۲. تبلیغات فریبنده: از دیگر شیوه‌های ابلیسی نیرنگبازان بهره‌گیری از تبلیغات فریبنده است. اینان برای دستیابی به مقصود پلید خویش، گنجشک را رنگ کرده و به‌جای قناری می‌فروشند. محتوای باطل را در زر ورق می‌پیچند و با کلمات زیبا و دلنشین و شیوا و رسا سخنان شیطانی را بیان می‌کنند. با بهره‌گیری از ابزارهای گوناگون و اشکال زیبا در قالب انواع هنرها و فیلم‌ها و نمایش‌ها، رفتارهای شیطانی و منکرات و نابهنجارهای ضدارزشی و ضد فرهنگی را به خورد مخاطبان خویش می‌دهند. این‌گونه است که مستکبران و ظالمان شیطان‌صفت با بهره‌گیری از عناوینی چون حقوق بشر و رهایی زن و آزادی بشر و مانند آنها، بیشترین موانع را در سر راه انسان‌های ارزشی و مصلحان واقعی ایجاد می‌کنند و با روان گردان فرهنگی، ذهن و قلب مخاطبان را تسخیر می‌کنند و آنان را به‌عنوان بردگان فرهنگی به کار می‌گیرند. (انعام، آیه ۱۱۲) ۳. تحریک عواطف و احساسات: انسان سلیم کسی است که عقل و قلب او در یک حالت توازنی فعالیت می‌کند؛ بنابراین، عواطف و هیجانات و احساسات چنین شخصی بر اساس معیارهایی عمل می‌کند که عقل سلیم آن را توصیه کرده‌است. چنین انسانی نه خشک و خالی از عواطف است و نه گرفتار فرحناکی هیجان زدگی. اما شیاطین انسی و جنی برای اینکه انسان را از حالت سلامت حقیقی خارج کنند و تعادل میان عقل و قلب را از میان بردارند، با بهره‌گیری از هر چیزی و با آمیختگی حلال و حرام یا همان حق و باطل تلاش می‌کنند تا عواطف و احساسات بر عقل چیره شود؛ زیرا در یک حالت هیجانی مثبت یا منفی مانند هیجان حزن و اندوه شدید، یا هیجان فرحناکی، بهتر می‌توان بر رفتار و کنش و واکنش افراد چیره شد و آنان را به سمت و سوی برد که اهداف شیطانی بدان تحقق می‌یابد. بر اساس آموزه‌های وحیانی ایجاد خوف شدید در مخاطب با فرحناکی موجب می‌شود تا شخص به دور از عقلانیت رفتار کند و تصمیماتی اتخاذ نماید که برخلاف اهداف و مقاصد اصلی انسان است. (طه، آیات ۶۰ تا ۶۳؛ اعراف، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰ و ۱۲۳) ۴. ترور: از دیگر شیوه‌های پلید شیاطین جنی و انسی برای مانع‌تراشی بر سر راه انسان‌های خوب، بهره‌گیری از روش‌های ناجوانمردانه چون ترور فیزیکی و ترور شخصیت است. دشمن اگر نتواند از طریق ترور شخصیت به اهداف خویش برسد از ترور فیزیکی و حذف افراد مؤثر بهره می‌گیرد تا دیگرانی که از این افراد پیروی می‌کنند در شرایطی قرار گیرند که نتوانند تصمیم درستی اتخاذ کنند و بناچار رویه و منش و کنش خویش را تغییر دهند و در مسیر باطل گام بردارند. (نمل، آیه ۵۰؛ انفال، آیات ۳۰؛ توبه، آیات ۶۳ و ۶۴) ۵. همراهی دروغین: همراهی، یکی از روش‌هایی است که در روان‌شناسی پیام، بسیار مورد تأکید است؛ زیرا اگر کسی بخواهد پیامی را به‌ویژه به مخاطبی برساند که اصل را بر مخالفت و مخالف‌خوانی گذاشته‌است، چاره‌ای جز این نیست که انسان با همراهی، این حالت دفاعی را از شخص سلب کند. این‌گونه است که حضرت ابراهیم (ع) برای برداشتن سد دفاعی بت‌پرستان، با آنان همراهی می‌کند تا سپس با بیان نواقص و کمبودهای بت‌پرستی آنان را به سوی دین حنیف اسلام رهنمون سازد. (انعام، آیات ۷۶ تا ۷۹) شیاطین نیز از این روش برای حذف سد دفاعی مؤمنان بهره می‌گیرند. البته آنان این همراهی را با بهره‌گیری از ابزارهای باطل و دروغین ایجاد می‌کنند. آنان برای شکست مقاومت مؤمنان، مدعی اسلام و دوستی و مانند آن می‌شوند و با ابراز دروغین همدردی و همدلی و همراهی می‌کوشند تا مقاومت و سد دفاعی شکسته شود و بتوانند اهداف و مقاصد پلید خویش را جامه عمل بپوشانند. بر همین اساس می‌بیینیم که دشمنان اسلام به یکدیگر سفارش می‌کنند که با اظهار اسلام و سپس ارتداد موجبات سست‌کردن ایمان مسلمانان را فراهم سازند. (آل‌عمران، آیه ۷۲؛ نساء، آیه ۱۳۷؛ مجمع‌البیان، ج ۳–۴، ص ۱۹۳) خدا در قرآن می‌فرماید که برخی از مردم از جمله منافقان از ادعای همراهی با مؤمنان، بهره می‌گیرند تا با چنین شیوه‌ای خود را در دل مؤمنان خوب و نیک جلوه دهند و به اهداف پلید خویش برسند. (توبه، آیه ۵۶) ۶. مراوده: یکی از روش‌هایی که در مکر و کید از آن سود برده می‌شود، مرادوه و اختلاط و رفت و آمد است؛ زیرا رفت و آمد بسیار موجب می‌شود تا شخص در حالتی از انس و الفت قرار گیرد که هرگونه سد دفاعی شکسته شود. مراوده‌های شیطانی که مردان و زنان نامحرم با هم دارند، بستری برای تجاوزگری و خیانت در امر زناشویی است. در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز این شیوه به کار گرفته می‌شود تا با ایجاد مراوده فضا برای سوءاستفاده فراهم آید؛ بنابراین لازم است در مراوده‌های اجتماعی و سیاسی مواظب باشیم تا در دام مکر و حیله دشمنان نیفتیم. ۷. اظهار دروغین نصیحت: یکی دیگر از روش‌های مکاران این است که در جامه دروغین نصحیت و پند وارد می‌شوند و با اظهار دروغین خیرخواهی، این امکان را فراهم می‌آورند تا سد دفاعی شکسته شود و شخص خود را برای پذیرش حرف و عمل باطل آماده سازد. اظهار خیرخواهی و نصیحت‌خواهی، شیوه مکر فرزندان یعقوب در ربودن یوسف (ع) از جمله این موارد است که در قرآن بیان شده‌است. (یوسف، آیات ۱۱ و ۱۲) امروز نیز در دنیای اجتماعی و سیاست، دشمنان در قالب نصیحت و خیرخواهی، مواضع باطل خویش را پیش می‌برند و مخالفان را به موافقان خویش تبدیل می‌کنند. همین نصحیت خواهی و خیرخواهی را ابلیس برای به دام کشیدن حضرت آدم (ع) به کار گرفته‌است. (اعراف، آیات ۲۰ تا ۲۲) ۸. سحر و جادو: سحر از علوم اکتسابی است که می‌توان آن را تعلیم و آموزش داد؛ یعنی قابلیت یاددهی و یادگیری دارد. از همین رو آن را به‌عنوان علوم غریبه دسته‌بندی کرده‌اند که علم و دانش قابل یادگیری است، هر چند که نسبت به دیگر علوم قریبه، این علوم غریبه است؛ یعنی تعلیم و تعلم آن سخت‌تر و دشوارتر است؛ ولی به هر حال قابل یادگیری است. از نظر قرآن، برخی از مردمان از این علوم برای دستیابی به اهداف پلید خویش سود می‌برند؛ زیرا انجام کید و مکر در این‌گونه علوم و تأثیرگذاری بر دیگران آسان‌تر است؛ یعنی کسی که این علوم سخت را بتواند بیاموزد به آسانی می‌تواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو در اسلام حرام است. از نظر قرآن دشمنان برای دستیابی به اهداف پلید خویش ممکن است از این علوم غریبه از جمله سحر بهره گیرند تا با کید و مکر خویش امکان جلوگیری از راه حق فراهم آید و مؤمنان نتوانند به مقاصد عالی و متعالی خویش دست یابند. (طه، آیات ۶۰ تا ۶۹) ۹. اظهار دروغین صلح‌خواهی: دشمنان از هر چیز مثبت و خوب و زیبا برای دستیابی به اهداف پلید خویش استفاده می‌کنند؛ بنابراین در مکر و کید تنها به ابزارهای باطل اهتمام ندارند، بلکه از ابزارهای حق و باطل نیز بهره می‌گیرند تا بتوانند با اظهار دروغین خویش سد دفاعی را بشکنند و مقاومت را کاهش یا از میان بردارند. این‌گونه است که از صلح خواهی و صلح‌طلبی به‌عنوان ابزاری برای کید و نیرنگ خویش بهره می‌گیرند. (انفال، آیات ۶۱ و ۶۲) بنابراین می‌بایست انسان عاقل مؤمن مواظب باشد تا در دام اظهار دروغین صلح خواهی دشمنان نیفتد و در شرایط تسلیم قرار نگیرد. ۱۰. اظهار عشق، محبت و معاشقه: یکی از روش‌های مکر و کید دشمنان، بهره‌گیری از اسباب عشق و محبت و معاشقه برای شکست سد دفاعی فرد مقابل است. همان‌طوری که زنان مصری برای شکست سد تقوای الهی یوسف (ع) از این ابزار استفاده کردند، امکان استفاده از سوی دیگر زنان نیز وجود دارد (یوسف، آیات ۳۲ و ۳۳)؛ زیرا در روایتی از امام سجّاد (ع) آمده که زنان مصری هر یک مخفیانه پیام عشق خود را به سوی یوسف (ع) فرستادند و از او درخواست دیدار کردند تا این‌گونه ایشان را در دام اندازند و به زنا بکشانند. (تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۴۱۵، ح ۱۷) امروز ارسال پیامک‌ها یا تصاویر عاشقانه و لطیفه‌های جنسی به یک ابزار مراوده و اظهار عشق در شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی تبدیل شده‌است که بسیاری از مردان و زنان پاکدامن را به سوی شهوت جنسی خیانت آمیز دعوت می‌کند. البته همین اظهار دروغین در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی نیز به کار گرفته می‌شود تا اشخاص در دام محبت دروغین دشمن افتاده و این‌گونه گرایش به مقاصدی پیدا کنند که دشمنان استکباری و ظالم برای مسلمانان برنامه‌ریزی کرده‌اند. ۱۱. استفاده ابزاری از مقدسات: یکی دیگر از روش‌های مکاران و نیرنگ بازان، بهره‌گیری از مقدسات برای دستیابی به اهداف و مقاصد باطل و پلید است؛ بنابراین، اگر دشمن احساس کند که امری مقدس است، می‌کوشد تا از آن به‌عنوان ابزاری برای تقرب بهره گیرد و این‌گونه با ایجاد نوعی همدلی و همراهی دروغین در بلندمدت اهداف خویش را جامه عمل می‌پوشاند. ابلیس با علم به تقدس اسمای الهی در نزد حضرت آدم (ع) به سوگند دروغ متوسل می‌شود تا این‌گونه حرف خویش را به کرسی بنشاند. بسیاری از مردم نیز با سوگند دروغ بر آن هستند تا در خرید و فروش یا امور دیگر اهداف پلید و ناپاک خویش را به سرانجام برسانند. (نحل، آیه ۹۴؛ اعراف، آیات ۲۱ تا ۲۲؛ منافقون، آیات ۱ تا ۲) ۱۲. نفاق: کید و مکر نیرنگ‌بازان در قالب نفاق و دورویی نیز ظاهر می‌شود و انسان مؤمن عاقل می‌بایست مواظب چنین مکاری و نیرنگ‌بازی باشد. این نفاق در حوزه سیاسی و اجتماعی بیشتر از دیگر حوزه‌ها خودنمایی می‌کند و خطر آنان برای اجتماع و امت اسلام بسیار است. (نساء، آیه ۱۴۲) از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از چگونگی خدعه با خدا سؤال شد. ایشان فرمود: به دستورهای الهی عمل می‌کند، امّا قصد وی غیر خداست. (تفسیر عیّاشی، ج ۱، ص ۲۸۳، ح ۲۹۵) ]]> پیام مهتاب Tue, 22 Sep 2020 08:18:34 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94139/شیوه-های-مکر-حیله-دشمنان-نگاه-قرآن ۳۰ دیدگاه پیرامون آینده فضا در ۲۰۳۰ http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94116/۳۰-دیدگاه-پیرامون-آینده-فضا-۲۰۳۰ مؤسسه کی‌پی‌ام‌جی -مه ۲۰۲۰ در پژوهشی با عنوان «۳۰ دیدگاه پیرامون آینده فضا در ۲۰۳۰ (عمومی، تجاری و رقابتی)» آورده‌است: اگرچه فضا برای مدت‌های مدیدی موضوعی موردعلاقه برای انسان‌ها بوده و میل به دستیابی به کشفیات جدید در این عرصه وجود داشته‌است، زمان حاضر اما یک نقطه عطف است. بسیاری از دولت‌ها اجرای راهبردهای فضایی جاه‌طلبانه را کرده‌اند. بازیگران بخش خصوصی در حال دستیابی به پیشرفت‌های بزرگی در راستای گشودن عرصه فضایی به روی افرادی بیشتر هستند؛ و دیگر صنایع – از کشاورزی گرفته تا انرژی و منابع طبیعی–برای بهبود و متحول ساختن کسب‌وکارهای خود به فضا چشم دوخته‌اند. اما وقتی‌که هیاهوهای فعلی خاتمه یابد، صنعت فضایی به چه صورت خواهد بود؟ عرصه فضایی در آینده، جمعی، تجاری و رقابتی خواهد بود. البته این سه اصل را نمی‌توان به‌راحتی در کنار هم قرار داد. با گسترش صنعت فضایی و پیشرفت‌های بیشتر آن، این صنعت رشد خواهد کرد و موجد فرصت‌ها و ریسک‌هایی برای همه بازیگران خواهد شد. برآوردها حاکی از آن است که ارزش صنعت فضایی جهانی می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به ۶۰۰ میلیارد دلار برسد.[۱] سریع‌ترین عرصه رشد که نرخ رشد سالانه آن در بازه زمانی ۲۰۳۰–۲۰۲۱ بالغ‌بر ۵۵ درصد پیش‌بینی‌شده‌است، احتمالاً عرصه عوارض جانبی خواهد بود. این عرصه شامل «موج ثانویه» یا «رشد پیش‌بینی‌نشده» در حوزه‌های حاشیه‌ای است – برای مثال، افزایش ترافیک فضایی می‌تواند سبب ایجاد بازارهای جدید شود، مثلاً برنامه‌ریزی تراکم یا جمع‌کردن زباله‌های فضایی. آشکار است که طی ده سال آتی، فرصت‌های چشمگیری پیش روی فعالان حوزه صنعت فضایی – و فراسوی آن – قرار می‌گیرد. گزارش ۳۰ دیدگاه پیرامون سال ۲۰۳۰، همه جنبه‌های صنعت فضایی جهانی و فراسوی آن – از آژانس‌های فضایی و استارتاپ‌ها گرفته تا سازمان‌های سرمایه‌گذاری پر ریسک و سازمان‌های رسانه‌ای – را تحت پوشش قرار می‌دهد. مایک کلامز، شریک تجاری اصلی صنعت فضایی و دفاعی، مؤسسه کی‌پی‌ام‌جی استرالیا در ابتدای این گزارش آورده‌است: «بینش‌هایی که شما پس از خواندن گزارش حاضر کسب می‌کنید، بدون شک واجد تأثیرات متفاوتی بر کسب‌وکارتان است. امیدوارم این گزارش و پیش‌بینی‌های آگاهی‌بخشی که در ارائه می‌دهد، به طریقی هرچند محدود، بر شما تأثیر بگذارد و شما را به سمتی سوق دهد که یا نخستین گام‌هایتان برای ورود به کسب‌وکار فضایی را بردارید یا روند فعلی خود را شتاب بخشید. ۳۰ دیدگاهی که در اینجا ارائه می‌شود به شما و به‌کل عرصه صنعتی، کمک می‌کند تا به آینده کسب‌وکارهای فضایی و چالش‌های مرتبط با آن بیندیشید. اگر به چشم‌اندازهای آتی توجه نکنید، فرصت‌های پیش رو برای پیشرفت را از دست خواهید داد.» علاوه بر این جیکوب هکر، فعال برجسته حوزه صنعت فضایی نیز در خصوص این گزارش نوشته‌است: «ما به ۳۰ نفر که واجد دیدگاه‌های متنوعی در مورد بخش فضایی هستند مصاحبه کرده‌ایم و نظر آن‌ها در رابطه با تغییرات احتمالی طی دهه آتی را جویا شده‌ایم. در مقالاتی که در ادامه ارائه می‌شود، نحوه غلبه بر موانع پیش رو، تکامل روش‌های نقش‌آفرینی طیف گسترده‌ای از کشورها و نحوه تأثیرگذاری فنّاوری‌های جدید بر ابداع برنامه‌های کاربردی جدید مدنظر قرار خواهند گرفت. چالش‌هایی در میسر پیش رو در عرصه فضایی وجود دارد، ازجمله تضمین این‌که بتوانیم فضا را تمیز و عاری از خاک و سنگ نگه‌داریم، از درگیری‌های فضایی اجتناب کنیم و به سرمایه‌گذاری‌های تجاری کمک کنیم تا بتوانند دوام آورند و به تلاش خود در این عرصه ادامه دهند. بااین‌وجود، در سال ۲۰۳۰ شاهد دموکراتیزه‌شدن عرصه فضایی خواهیم بود. در حال حاضر هم بسیاری از شرکت‌ها هر روزه از داده‌های فضایی استفاده می‌کنند – مثلاً داده‌های زمانی برای پرداخت‌ها، تعیین مواضع لجستیکی، ارتباطات جهت حفاری و تصویربرداری برای کشاورزی. در سال ۲۰۳۰، همه شرکت‌ها از داده‌ها، بینش‌ها و خدمات در دسترسِ فضایی بهره‌مند خواهند شد، آن‌هم بدون این‌که لزوماً مالک و اپراتور دارایی‌های فضایی باشند. ما دوستان و آشنایی خواهیم داشت که به‌عنوان توریست به فضا سفرکرده‌اند. افرادی به سطح کره ماه می‌روند و حضور انسان‌ها در عمق فضا گسترده‌تر می‌شود؛ و مزایای فضا برای زندگی ما روی زمین بسیار گسترده خواهد بود. – خواه از طریق تکامل پیوندهای پزشکی، کشف دلایل افزایش سن یا مدیریت گرمایش جهانی. هیچ‌یک از این‌ها دور از دسترس ما نیست و همه ما واجد نقشی در پیشرفت حوزه فضایی هستیم – فرقی ندارد که معلم، وکیل، پزشک، تاجر باشید یا کارمند دولت، همه می‌توانند در این عرصه نقشی ایفا کنند.» در گزارش ۳۰ دیدگاه پیرامون آینده فضا ۳۰ پیش‌بینی زیر برای سال ۲۰۳۰ توسط اندیشمندان مختلف ارائه شده‌است: انسان‌ها در فضا زندگی و کار می‌کنند و تعطیلات خود را در فضا می‌گذرانند سفر فضایی به یک سرمایه‌گذاری مشترک چندملیتی تبدیل خواهد شد. زندگی در فضا راحت‌تر خواهد شد، اما نه این‌که راحت شود. جاذبه صفر – شرایط پزشکی جدید و درمان‌های نوین. افراد بسیاری سفر به فضا را تجربه خواهند کرد – اما همه نمی‌توانند به فضا بروند. شما در میان دوستان و آشنایانتان یک فرد فضانورد خواهید داشت. ساختار ژنتیکی انسان تغییر می‌کند تا امکان پشتیبانی از تحقیقات در عمق فضا میسر شود. تحقیق در عمق فضا تا سال ۲۰۳۰ با موفقیت سطح ماه را برای رسیدن به آب حفاری خواهیم کرد. ممکن است نهایتاً به شواهدی دال بر حیات در فضا دست یابیم. دارایی‌های روی سطح ماه را از راه دور هدایت خواهیم کرد، همان‌طور که عملیات حفاری در پیلبارا از دور هدایت می‌شود. پرورش مواد خوراکی در فضا به امری رایج بدل می‌شود. همراهان مجازی به‌منظور حفظ سلامت ذهنی طی سفرهای فضایی طولانی به خدمت گرفته می‌شوند. ما قادر می‌شویم به اطلاعاتی در مورد ۴ میلیارد سال قبل دست یابیم. مدل‌های کسب‌وکار در فضا هر کسب‌وکاری به یک کسب‌وکار فضایی بدل می‌شود. کسب‌وکارهای فضایی برجسته در سال ۲۰۳۰، استارتاپ‌های امروزی هستند. صنایع باسابقه زمینی، حضور مستمری در فضا خواهند داشت. دولت به یکی از مشتری‌های کسب‌وکار فضایی خصوصی بدل می‌شود. همکاری چندملیتی، اگرچه چالش‌هایی خواهد داشت اما محرک حفظ صلح خواهد بود. ساخت و تولید در فضا امکان‌پذیر می‌شود و عملاً صورت می‌گیرد. داده‌های فضایی به زمین بازمی‌گردد داده‌های فضایی کاملاً به کالا تبدیل می‌شود. یک نهاد قانون‌گذاری بین‌المللی برای داده‌های فضایی تأسیس خواهد شد. کاربرد هوش مصنوعی در فضا به امری رایج بدل می‌شود. داده‌ها تحت تملک در نمی‌آید، بلکه به اشتراک گذاشته می‌شود. دولت‌ها سرشماری‌هایشان را از فضا انجام می‌دهند. حریم خصوصی به چالش کشیده می‌شود. امکان بقاء در فضا امکان بقاء در فضا به بهبود امکان بقاء در روی زمین کمک می‌کند. یک برهه اوج گازهای گلخانه‌ای در فضا فرامی‌رسد که سبب محدود کردن آلاینده‌های فضایی می‌شود. اکولوژی فضا به امری حیاتی برای نسل جدید بدل می‌شود. رویه‌های قضایی مختص به عرصه فضایی ایجاد خواهد شد. فعالیت در عرصه فضایی به‌عنوان حوزه‌ای عملیاتی برای نیروهای مسلح شتاب می‌گیرد. رشته اکولوژی فضا در دانشگاه‌ها ارائه خواهد شد.   در این لینک می‌توانید ترجمه متن کامل گزارش «۳۰ دیدگاه پیرامون سال ۲۰۳۰» را که توسط مؤسسه کی‌پی‌ام‌جی در ماه مه ۲۰۲۰ منتشر شده‌است، دانلود کنید. بی‌شک ادعاها و موارد مطرح‌شده در این گزارش مورد تأیید دبیرخانه شورای راهبردی روابط خارجی نیست. [۱] – https://www.morganstanley.com/ideas/investing-in-space ]]> پیام مهتاب Sun, 20 Sep 2020 08:07:50 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94116/۳۰-دیدگاه-پیرامون-آینده-فضا-۲۰۳۰ ​ویژگی علم نافذ http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94112/ویژگی-علم-نافذ ذات اقدس اله به وجود مبارک رسول گرامی (ص) فرمود؛ کارهایی که به عهده شماست و من به عهده شما واگذار کرده‌ام، برخی از اینها در درون عقل مردم به صورت ضعیف هست، تو باید اینها را شکوفا کنی. برخی از این امور اصلاً در درون عقل اینها نیست، اینها توان اینکه آن را ادراک بکنند از خود ندارند، تو باید اینها را کم و بیش آشنا کنی و علمی هم که من در این دو بخش به تو آموختم و تو به جامعه منتقل می‌کنی یک علم نافذ است. در دعاهای سحرهای ماه مبارک رمضان، ما از خدا هر علمی را طلب نمی‌کنیم، علمی که فقط صورت حصولی و ذهنی باشد و در گوشه ذهن تعبیه شده باشد این کارایی ندارد. ما از خدا علم نافذ می‌طلبیم، علمی که بتواند در حوزهِ کاری انسان نفوذ داشته باشد، می‌گوییم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِأَنْفَذِهِ وَ کُلُّ عِلْمِکَ نَافِذ»؛ خدایا از تو درخواست می‌کنم به حق نافذترین مرتبه از مراتب علمت و همه مراتب علمت نافذ است،[۱] می‌بینید بعضی‌ها چه در حوزه چه در دانشگاه علمی فراهم می‌کنند، ولی گاهی به آن علم عمل نمی‌شود، این علمِ نافذ نیست، این علمی معزول است؛ یعنی جهل، آن را معزول کرده‌است و منظور از این جهل، آن جهالت عملی است، نه ندانستن. وقتی جهالت عملی، علم را معزول می‌کند، این شخص می‌شود عالِم بی‌عمل؛ اما علم الهی، هیچ عاملی آن را معزول نمی‌کند، می‌شود علم نافذ. اگر کسی از آن علم سهمی بُرد، یقیناً عمل می‌کند. علم مفید و علم غیر مفید وجود مبارک رسول گرامی و همچنین امام صادق و سایر ائمه (علیهم السلام) از علم الهی برخوردار بودند. وقتی خدا می‌فرماید: «وَ عَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ»[۲] علمی را خدای سبحان به حضرتش آموخت که او از جای دیگر نمی‌توانست فرا بگیرد، این علم می‌شود علم نافذ. به ما هم دستور دادند، چه در نماز، چه بعد از نماز از ذات اقدس اله یک چیز را بخواهیم و از چیز دیگر نجات پیدا کنیم؛ از خدا علم نافع طلب بکنیم: «اللهم إنّا نسئلک علماً نافعاً»، علم نافع گاهی به لحاظ معلوم است، گاهی به لحاظ اثرگذاری خود علم. گاهی انسان چیزهایی را یادمی‌گیرد که فقط اطلاع است، نه علم؛ موضوعی داشته باشد، محمولی داشته باشد، نسبتی داشته باشد، اما کارایی ندارد. این همان است که مرحوم کلینی نقل کرد که وجود مبارک حضرت وقتی وارد محفلی شد دید عده‌ای دور کسی جمع شدند، حضرت فرمود چه خبر است؟ عرض کردند این علامه است. فرمود علم او چیست؟ گفتند:نسّابه است؛ آبا و اجداد جاهلیت را می‌شناسد، قبایل را می‌شناسد. داناترین مردمان است به نسب‌های عرب و جنگ‌هایی که در میان ایشان وقوع یافته و روزهایی که در جاهلیت معروف بوده و شعرهای ایشان و عربیت را خوب می‌داند حضرت فرمود: «ذَاکَ عِلْمٌ لَا یَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا یَنْفَعُ مَنْ عَلِمَه‏»، این علمی است که ندانستن آن زیانی ندارد و دانستنش سودی ندهد؛[۳] برخی از علومند که جزء اطلاعات هستند، برهان در آن نیست؛ این چنین نیست که موضوعی باشد، محمولی باشد، این محمول عرضِ ذاتی موضوع باشد، اثبات بخواهد، بلکه صِرف اطلاعات است که چه کسی راهزنی کرده، چه کسی بُرده، چه کسی داده و مانند آن. پس گاهی نافع بودن علم به لحاظ معلوم است که انسان باید چیزهای خوبی را فرا بگیرد. سِحر و شعبده و جادو و این گونه از علوم، علوم نافع نیست. بخش دیگر علمی است نافع، ولی در اثر اینکه جهالت، فرمانروای درون است، این علم را به منزله حاکم معزول قرار می‌دهد. این علم دارد، فقط در گوشه ذهن او بایگانی شده‌است؛ لذا به ما گفتند که از خدا بخواهید: «أَعُوذُ بِکَ مِنْ عِلْمٍ لَا یَنْفَعُ»،[۴] علم غیر نافع یا در اثر آن است که معلومش سودآور نیست، یا در اثر این است که خود علم کارایی ندارد. اما علم الهی هر دو کمال را دارد؛ یعنی هم معلوم آن سودآور است و هم خود علم، کارایی دارد؛ لذا در سحرهای ماه مبارک رمضان ما علمی را می‌خواهیم که علم الهی باشد، «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِأَنْفَذِهِ وَ کُلُّ عِلْمِکَ نَافِذ» این علم یقیناً با عمل همراه است. ذات اقدس اله به رسولش فرمود: من سه علم به تو می‌دهم که همه این علوم نافذ است؛ برخی از آن علوم زمینه‌اش در دل‌های افراد عادی هم هست:‏ «وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ»، یک؛ «وَ الْحِکْمَهً»، دو؛ «وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُون»،[۵] این سه. فرمود ما مسائلی را در قرآن گفتیم؛ به عنوان حکمت گفتیم، تربیت گفتیم، تعلیم گفتیم، این زمینه‌اش در بسیاری از افراد هست، برای اینکه ما به اینها آموختیم: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»[۶] ما این زمینه‌ها و مواد خام و اوّلیه را به اینها دادیم. اما بخشی از علوم است که در دسترس عقل بشر نیست. * بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی (دام ظله) در جلسه درس اخلاق؛ ۲۵ قوس/آذر ۹۵ پی‌نوشت‌ها [۱]. الإقبال بالاعمال الحسنة (ط ـ الحدیثة)، ج۱، ص۱۷۶. [۲]. نساء، ۱۱۳. [۳]. الکافی (ط ـ الإسلامیة)، ج۱، ص۳۲. [۴]. کنز الفوائد، ج۱، ص۳۸۵. [۵]. بقره، ۱۵۱. [۶]. شمس، ۸. ]]> پیام مهتاب Sun, 20 Sep 2020 06:35:47 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94112/ویژگی-علم-نافذ ​مجازات مفسدان و محاربان اقتصادی از نگاه قرآن http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94103/مجازات-مفسدان-محاربان-اقتصادی-نگاه-قرآن رشد اقتصادی نیازمند تحقق لوازم و ملزوماتی است که از جمله آنها مبارزه و مجازات قانونی مفسدان اقتصادی است که در عمل مانع اصلی تولید و رشد و شکوفایی اقتصادی هستند. بی‌گمان کوتاهی در مجازات و کیفر مفسدان اقتصادی نه تنها می‌تواند موجب افساد اقتصادی در زمین و میان امت اسلام شود، بلکه می‌تواند تولید و اقتصاد را به رکود یا تورم سوق دهد و فروپاشی اقتصاد را موجب شده و بستری برای ناکارآمدی نظام سیاسی و مشروعیت‌زدایی و مقبولیت‌زدایی از آن را فراهم سازد؛ بنابراین، مجازات مفسدان اقتصادی نه تنها به معنای تأمین ستون اصلی اجتماع و دفاع از اقتصاد، این مایه قوام اجتماع، بلکه تامین‌کننده مقبولیت و مشروعیت نظام سیاسی است. آموزه‌های قرآن، بر کیفر و مجازات قانونی مفسدان از جمله مفسدان اقتصادی تأکید دارد. *** ضرورت کیفر مفسدان و مجرمان کیفر به معنای جزای عمل و کار بد (لغت‌نامه، ج ۱۱، ص ۱۶۶۱۰؛ فرهنگ بزرگ سخن، ج ۶، ص ۶۰۴۷، «کیفر».) و مجازات قانونی است. (فرهنگ فارسی، ج ۳، ص ۳۱۵۴، «کیفر») در اصطلاح علم حقوق، عقوبت و مجازات بزهکاران را کیفر گویند. (مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج ۴، ص ۳۰۶۴) خدا در قرآن از دو دسته اصلی کیفر و مجازات دنیوی و اخروی سخن به میان آورده‌است. از نظر قرآن، برخی از مجرمان می‌بایست در دنیا مجازات شوند؛ زیرا این دسته از جرم‌ها نظام اجتماعی را در معرض خطر قرار می‌دهد و حقوق ابتدایی بشر را سلب می‌کند؛ بنابراین، تأخیر در مجازات این دسته از جرم‌ها به معنای نابودی بشریت و نظام اجتماعی خواهد بود. به سخن دیگر، اگر برخی از جرم‌ها در دنیا کیفر داده نشود، بستری برای فروپاشی نظام اجتماعی بلکه بشریت است؛ بنابراین، برای دفاع از نوع بشریت و نظام اجتماعی لازم است تا مجازات و کیفرهایی برای برخی از جرم‌ها و مجرمان وضع و اقامه شود. در هر نظام اجتماعی می‌توان جرم‌هایی را یافت که عقل و نقل برای آن جرم‌ها مجازات‌های قانونی در قالب قوانین شفاهی یا کتبی وضع کرده و به اجرا می‌گذارد؛ زیرا این دسته از جرم‌ها بزرگ‌ترین خطر را برای نوع بشر و نظام اجتماعی دارد. با نگاهی به نظام‌های حقوقی جوامع بشری می‌توان دریافت که جرم‌های خطرناک برای نوع بشر و نظامات اجتماعی، جرم‌هایی است که حقوق ابتدایی و طبیعی بشر را در معرض خطر قرار می‌دهد؛ زیرا هر فرد انسانی برای بقای خویش نیازمند اموری است که از آن به حقوق طبیعی و ابتدایی یاد می‌شود. سلب و تعرض به هر یک از این حقوق ابتدایی و طبیعی موجب می‌شود تا نسل انسانی در معرض خطر انقراض قرار گیرد. از این رو در همه جوامع حتی ابتدایی‌ترین آنها، می‌توان حقوقی را یافت که برای یکایک افراد اجتماع بیان شده و افراد اجتماع می‌بایست نسبت به آن تکلیف داشته و اجازه ندهند تا این حقوق ابتدایی و طبیعی از کسی سلب شود. بر همین اساس، قوانین سختگیرانه‌ای برای حفاظت و صیانت از حقوق طبیعی و ابتدایی وضع شده‌است، به طوری که مخالفت با آن، مجازات‌های سنگینی را به دنبال دارد. از جمله مهم‌ترین حقوق ابتدایی و طبیعی که در همه جوامع مجازات‌های سختی برای سلب‌کنندگان و متجاوزان در چارچوب عدالت عقلی و مقابله به مثل مطرح شده‌است (بقره، آیه ۱۹۴؛ احزاب، آیه ۵۸)، می‌توان به حق حیات، حق مسکن، حق امنیت و آرامش، حق آسایش و مانند آنها اشاره کرد. به طوری که اگر کسی عضوی یا زندگی کس دیگری را بگیرد او را بر اساس اصل مقابله به مثل، قصاص می‌کنند، یا سارقان را به سختی مجازات می‌نمایند و نیز کسانی که امنیت روانی اجتماع را با شایعات تهدید می‌کنند، طرد و تبعید می‌کنند. (احزاب، آیات ۵۸ تا ۶۱) بر اساس آموزه‌های قرآن، کسانی که اذیت و آزار می‌رسانند، نباید امنیت داشته باشند و باید از سوی دولت و نهادهای انتظامی و امنیتی تهدید شوند تا دست از آزار و اذیت مردم بردارند. (همان) مفسدان و ظالمان هر کسی باشند باید مجازات شوند و از امنیت بهره‌ای نبرند. این کیفر و مجازات با توجه به میزان فساد و افساد و درجه آن متفاوت خواهد بود. بر اساس آموزه‌های وحیانی قرآن، میزان و درجه مجازات مفسدان و ظالمان، بستگی به میزان ظلم و فساد و تأثیر آن دارد. از این رو کیفرهایی که در این باره وضع و اقامه می‌شود شامل بازداشت تا قتل است. (مائده، آیات ۳۳ و۳۴؛ کهف، آیات ۸۳ تا ۸۶) خدا در قرآن، مجازات‌هایی چون اعدام، به دار آویختن، قطع دست راست و پای چپ یا تبعید از سرزمین خود را، به عنوان کیفر دنیایی محاربان با خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) وضع کرده‌است. (مائده، آیه ۳۳) از همین‌رو آواره‌سازی بنی‌نضیر از کاشانه خود، به‌عنوان کیفر مخالفت و دشمنی آنان با خدا و پیامبر (ص) انجام می‌شود. (حشر، آیات ۲ تا ۴ اسباب النزول، واحدی، ص ۲۷۸) مجازات و کیفر محاربان اقتصادی از نظر آموزه‌های وحیانی برخی از افسادهای اقتصادی از مصادیق محاربه با خدا و رسول‌الله (ص) است. مثلاً کسی که رباخواری را به شکل قانونی و رسمی و علنی انجام می‌دهد، گویی اعلان رسمی جنگ و محاربه با خدا کرده‌است. به‌طور طبیعی مجازات و کیفر چنین شخصی که در اقتصاد اجتماع اختلال می‌کند، می‌بایست بسیار سختگیرانه باشد. واژه محارب از ریشه «حرب» به معنای جنگ است. از نظر آموزه‌های قرآن، جنگ تنها در حوزه نظامی محدود نمی‌شود، بلکه کوچک‌ترین و ضعیف‌ترین نوع جنگ را باید جنگ نظامی دانست؛ زیرا جنگ‌های مهم‌تری است که نه تنها انسان را به شکلی وحشتناک می‌کشد، بلکه موجب تباهی دنیا و آخرت بشر می‌شود. در این جنگ‌ها که شامل جنگ نرم، جنگ فرهنگی، جنگ اقتصادی و مانند آنها است؛ حقیقت و هویت اجتماع، تهدید به نابودی می‌شود؛ زیرا مایه قوام‌بخش و حقیقت‌آفرین برای اجتماع، اقتصاد و فرهنگ است، به طوری که نابودی هر یک به معنای نابودی اجتماع است؛ چرا که فلسفه وجودی و حکمت و هدف تشکیل اجتماع، تأمین سعادتی است که در سایه فرهنگ و اقتصاد به دست می‌آید؛ نابودی هر یک از این مقومات اجتماع به معنای نابودی اجتماعات بشری است. از همین رو جنگ در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی مهم‌تر از جنگ در حوزه‌های دیگر ارزیابی می‌شود؛ به‌ویژه که آنچه مایه بقای حیات ابدی بشر است، همان مباحث مربوط به فرهنگ است که سامان‌دهنده حرکت‌های اقتصادی است و انسان در آخرت بر اساس همین فرهنگ، به حیات ابدی خویش ادامه می‌دهد. از اقسام جنگ‌های باطل و ظالمانه باید به جنگ اقتصادی اشاره کرد که می‌تواند از درون مرزهای جغرافیایی نظام اسلامی علیه مردم انجام شود یا از بیرون مرزهای آن. البته جنگ اقتصادی، در درون مرزهای سرزمینی می‌تواند در راستای اهداف دشمنان بیرونی هدایت و مدیریت شود. از این رو، می‌بایست این گروه را به یک معنا ستون پنجم و منافقانی دانست که در مسیر دشمنان و اهداف آنان حرکت می‌کنند. از نگاه قرآن، کسانی که به جنگ اقتصادی در میان مسلمانان می‌پردازند حتی اگر عنوان اسلام و مسلمانی را یدک بکشند، جزو کسانی هستند که علیه اهداف اصیل آموزه‌های اسلام که همه شرایع برآن تأکید دارند، حرکت کرده‌اند؛ زیرا بر اساس آیه ۲۵ سوره حدید همه پیامبران برای این آمده‌اند که مردمان از هر دین و آیین و مذهب و جنس و قوم، قیام به عدالت کرده و مطالبه‌گر سهم خویش از نعمت‌های الهی باشند. کسی که مرتکب جنگ اقتصادی می‌شود، در حقیقت علیه بنیادین‌ترین آموزه‌های اسلام اعلان جنگ کرده‌است. به هر حال از نظر آموزه‌های قرآن، محاربان از جمله محاربان اقتصادی به‌عنوان مفسدان فی‌الارض شناخته می‌شوند که نه تنها به خود یا اجتماع زیان وارد کرده و فساد می‌کنند، بلکه محیط زیست را نابود می‌کنند و با این کار به همه موجودات و آفریده‌های الهی زیان می‌رسانند و دامنه فساد آنان محدود به خود و بشر نیست. خدا می‌فرماید: سزای کسانی که با خدا و پیامبر او می‌جنگند و در زمین به فساد می‌کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید شوند. این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت؛ مگر کسانی که پیش از آنکه بر ایشان دست یابید توبه کرده باشند، پس بدانید که خدا آمرزنده مهربان است. (مائده، آیات ۳۳ و۳۴) در این آیات چند حکم به‌عنوان مجازات و کیفر محاربان از جمله محاربان اقتصادی بیان شده که شامل: ۱. قتل با شمشیر؛ ۲. آویختن به دار؛ ۳. قطع یک دست و یک پا به‌صورت مخالف؛ ۴. تبعید می‌شود. امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) فرمودند: کیفر محارب، به اندازه استحقاق او است. اگر تنها قتل کرده باشد، کیفرش قتل است؛ و اگر مرتکب قتل شود و مالی را بگیرد کشته می‌شود و به دار آویخته می‌شود؛ و اگر مالی را بگیرد ولی مرتکب قتل نشود، دست و پای او قطع می‌گردد؛ و در صورتی که در راه‌ها ترس و وحشت ایجاد کند، فقط تبعید می‌شود. (مجمع‌البیان، ج. ۳–۴، ص۲۹۱) گفتنی است که احکام محاربه، شامل همه محاربان و مفسدانی است که با انواع روش‌های گوناگون به فساد در زمین می‌پردازند و امنیت اجتماع را به خطر می‌اندازند؛ از همین رو خدا دربارهٔ کسانی که با انواع شایعات لرزه‌افکن، اجتماع را دچار وحشت می‌کنند، همین احکام را برای آنان صادر می‌کند؛ چنان‌که می‌فرماید: اگر منافقان و کسانی که در دل‌هایشان مرضی هست و شایعه‌افکنان در مدینه از کارشان بازنایستند تو را سخت بر آنان مسلط می‌کنیم تا جز مدتی اندک در همسایگی تو نپایند، از رحمت خدا دور گردیده و هر کجا یافته شوند گرفته و سخت کشته خواهند شد، دربارهٔ کسانی که پیشتر بوده‌اند همین سنت خدا جاری بوده‌است و در سنت خدا هرگز تغییری نخواهی یافت. (احزاب، آیات ۶۰ تا ۶۲) از این آیات به دست می‌آید که سنت و قانون الهی که تبدیلی در آن راه نمی‌یابد، این حکم است که هر کسی امنیت اجتماع را به هر شکلی به خطر اندازد می‌بایست مجازات شود. میزان مجازات بستگی به میزان تأثیر فعالیت خطر افکنی دارد که شخص انجام می‌دهد. همچنین تکرار عمل خطرآفرین و شایعات لرزه‌افکن می‌تواند مجازات را تشدید کند. از همین رو، بر اساس همین آیات قرآن، رسانه‌هایی که به انتشار شایعات می‌پردازند، باید خود را برای مجازات سخت و سنگین دنیوی و اخروی آماده سازند. همچنین از آیات قرآن این معنا به دست می‌آید که هرگونه همکاری با محاربان و حضور در میان آنها حرام است. در آیه ۲ همین سوره به شکل حکم کلی بیان شده که هرگونه همکاری با دیگران در گناه و تعدی حرام است. همچنین خدا با اشاره به منافقانی که در مسجد ضرار گرد آمده و محفل توطئه علیه اسلام و نظام ولایی ایجاد کرده بودند، حضور در این محافل را به‌عنوان حضور حربی دانسته و آن را حرام اعلان می‌کند. (توبه، آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹) برخی مصادیق جرایم اقتصادی فساد شامل همه گناهان و جرائم می‌شود که در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی گسترده‌است. چنان‌که گفته شد اسلام در برابر هر فسادی، مجازاتی متناسب تعیین کرده‌است. این مجازات‌ها به‌عنوان پادزهر عمل می‌کند و در مواردی که از طریق‌تربیت‌های سازنده و شیوه‌های پیشگیری موفق به جلوگیری از فساد نشوند، با استفاده از اقدامات سختگیرانه به مقابله با آنها پرداخته می‌شود. از جمله مصادیق جرایم اقتصادی می‌توان به پولشویی اشاره کرد. پولشویی یعنی اینکه فرد یا شرکتی از طریق نامشروع یا غیرقانونی مانند فروش مواد مخدر یا فروش مشروبات الکلی یا فروش کالای قاچاق درآمد بالایی به دست آورد، سپس این درآمد یا سود را در راه قانونی سرمایه‌گذاری کند یا به عبارت دیگر پول کثیف و غیرقانونی را تبدیل به پول تمیز و قانونی نماید. اختلاس از اموال عمومی و بیت‌المال از دیگر اعمال مجرمانه است که اقتصاد را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. اختلاس به برداشتن و کم کردن غیرقانونی اموال دولتی یا غیردولتی که توسط کارمندان و کارکنان دولت یا وابسته به دولت انجام می‌گیرد، گفته می‌شود. این جرم یعنی اختلاس در ایران در خلال تحریم و در شرایط نامتعادل اقتصادی رخ می‌دهد و بیشتر اختلاس‌ها با برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده، منظم و پنهان و توسط سران مقبول و دولتی انجام می‌شود. از دیگر جرایم اقتصادی می‌توان به رشوه دادن و رشوه گرفتن اشاره کرد؛ که در قبال انجام یا عدم انجام وظیفه‌ای در سازمان و شرکت دولتی و توسط کارمندان آن انجام می‌شود رشوه دادن و رشوه گرفتن هر دو، فساد در سازمان‌ها را به دنبال دارد. یکی از مشکلاتی که امروز بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند و مجرمان اقتصادی به اشکال گوناگون بر آن هستند تا حقوق مردم و دولت را نادیده گیرند، جرمی به نام فرار مالیاتی است. فرار مالیاتی، هر نوع عمل یا اعمالی است که به قصد عدم پرداخت مالیات یا کمتر پرداختن مالیات از سوی اشخاص حقیقی یا حقوقی صورت می‌گیرد. شکی نیست که با چنین عملی به‌عنوان جرم اقتصادی می‌بایست بشدت مبارزه و مقابله شود. این جرم می‌تواند از طریق جعل اظهارنامه مالیاتی یا عدم ثبت تمامی درآمدها و گزارش‌های مالی یا تغییر آنها انجام شود به نحوی که بتوان مالیات کمتری پرداخت کرد. قاچاق کالا و ارز و مانند آنها نیز از جرم‌های اقتصادی است. براساس ماده یک قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، قاچاق عبارت است از هرگونه فعل یا ترک فعلی که سبب نقض قوانین مربوط به واردات یا صادرات کالا و ارز می‌شود. بر اساس قانون با متخلفان برخورد می‌شود و برای آنها مجازات در نظر گرفته می‌شود. قاچاق کالای مجاز یا ممنوع یا مجاز مشروط و ارز و کالای یارانه‌ای همگی شامل قاچاق ارز و کالا می‌شوند. ]]> پیام مهتاب Sat, 19 Sep 2020 08:30:32 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94103/مجازات-مفسدان-محاربان-اقتصادی-نگاه-قرآن تأثیر لباس بر روح و روان انسان http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94085/تأثیر-لباس-روح-روان-انسان مدرسه تربیتی کربلا حاوی درس‌های مهمی برای زندگی بشر است که یکی از این درس‌ها التزام شدید به غیرت و پوشش و عفاف است. امام حسین (ع) و اهل‌بیت و یارانش در واقعه کربلا با رفتار و گفتار خود نشان دادند که غیرت ورزی و حفظ حجاب در برابر نامحرمان و اغیار یک اصل دینی و انسانی است و کسانی که ادعای پیروی از آن حضرت و مکتب ایشان را دارند باید به این جنبه توجه فوق‌العاده‌ای داشته باشند. نویسنده در چند شماره گذشته ضمن تبیین این موضوع به ذکر مصادیق و نمونه‌های فراوانی از التزام اهل‌بیت به حجاب و دوری از بیگانگان در جریان کربلا و دوره اسارت پرداخت تا تأکید کند عزادار و محب امام حسین علاوه‌بر فراگرفتن درس ظلم‌ستیزی و ذلت ناپذیری و دروس دیگر، باید در زمینه غیرت ورزی و حفظ حریم خود و خانواده‌اش پا در جای پای امامش بگذارد تا عملاً ثابت کند با ایشان سنخیت و مشابهت دارد. دشمنان اسلام سرمایه‌گذاری حجیم و حیرت‌آوری در باب ضدیت باحجاب و عفت انجام داده‌اند. کانال‌ها، سایت‌ها، نویسندگان، فیلسوفان، هنرمندان و. .. را به میدان آورده‌اند تا با فلسفه‌بافی برای فرهنگ برهنگی و ایجاد شبهه، حجاب از سر ناموس ما بردارند. در یکی از کشورهای عربی جهت حفظ عفت و ناموس، تشکیلات مناسبی با برنامه‌های فاخر به راه انداخته‌اند و اسم این تشکیلات را گذاشته‌اند «کفوا ایدیکم عن نوامیسنا» یعنی دست از سر ناموس ما بردارید. دشمن می‌داند چه کار می‌کند و بسیار حساب شده عمل می‌کند. می‌داند که اگر لباس از تن زن بیرون آمد، حیا خواهد رفت. حضرت امیر (ع) فرمودند: «من رق ثوبه رق دینه»(۱)؛ بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک خواهد بود. امروزه مانتوهایی طراحی کرده‌اند که بسیار نازک و بدن‌نما است، این مدل‌ها بازار را فراگرفته و بسیار مشتری نیز دارد. مخاطب این روایت مشتریان همان لباس‌های نازک است: من رق ثوبه رق دینه؛ یعنی هر زنی که لباس نازک پوشید و بدنش را برای دیگران به تماشا گذاشت، رق دینه. دینش نیز نازک می‌شود. حضرت نفرمود: من رق دینه رق ثوبه، یعنی هر کس دینش ضعیف باشد، لباسش ضعیف می‌شود. فرمود: هر کس لباسش ضعیف و نازک باشد، دینش ضعیف می‌شود؛ چون لباس تأثیر روحی دارد، ما لباس را درست می‌کنیم، لباس نیز ما را درست می‌کند؛ ما شهرها را درست می‌کنیم، شهرها نیز ما را درست می‌کنند. لباس، هر چقدر نازک و موجب تمرکز چشمان نامحرم باشد، موجب خواهد شد که زن به مرور، دین خود را از دست بدهد. دعوا دعوای ظاهری و لفظی نیست. از حضرت امیر (ع) سؤال کردند چرا لباس‌های بسیار ساده می‌پوشید؟ حضرت فرمود: «تذل به النفس»(۲)؛ یعنی نفس من با این کار منقاد و رام می‌شود؛ یعنی لباس اثر روحی دارد، لباس پیام و زبان دارد، از دور فکر و عقاید صاحب لباس را فریاد می‌زند. گاهی پیام لباس زن، پیام دور باش است، در زمان‌های قدیم صاحبان منصب وقتی در راه‌هاتردد می‌کردند افرادی در جلوی آنها راه می‌افتادند و فریاد می‌زدند که دور باشید، مواظب باشید، این نشان می‌داد که فرد مزبور از اعیان واشراف و مسئولین است. رابطه لباس و امنیت بعضی لباس‌ها که خانم‌های عفیفه می‌پوشند با صدای بلند می‌گوید که من صاحب دارم، شخص هرزه نیستم که هر کس خواست از من سهمی‌بردارد، خداوند متعال نیز همین را می‌خواهد و می‌فرماید: زن لباسی بپوشد که با آن مشهور به عفت باشد ان یعرفن فلا یوذین(۳)؛ این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است. امروز در دنیا پول‌های کلانی برای حفظ امنیت زن صرف می‌شود امّا امنیتی مشاهده نمی‌شود، حتی در پارلمان اروپا نمایندگان زن به رئیس پارلمان گفتند: ما اینجا امنیت نداریم. در ارتش آمریکا در کشورهای غربی در بیمارستان‌ها، مدارس، کلیساها، دانشگاه‌ها و در دستگاه قضایی، امنیت زن تأمین نیست، این در حالی است که خداوند راه‌حل بسیار سهل و عملیاتی ارائه کرده‌است، راه‌حل این است که زن لباسی بپوشد که وقار، متانت، حریم، علو فکر و عفت زن را نشان دهد، در این صورت دیگر کسی در او طمع نخواهد کرد. چند سال پیش در یک منطقه از نیویورک آمار تعدی و تجاوز بسیار افزایش یافت، پس از این اتفاقات پلیس آمریکا در آن منطقه به زنان گفته بود اگر شما لباس جلف نپوشید این‌گونه اتفاقات تکرار نمی‌شود. با این پیشنهاد پلیس غوغایی به پا شد که چرا پلیس آمریکا زنان را به حجاب اسلامی دعوت می‌کند؟ و این خبر را به فضای مجازی و روزنامه‌ها و… بردند که پلیس چرا از فرهنگ اسلامی دفاع کرده‌است؟ پلیس از خود دفاع کرد و گفت: این یک حقیقت است که نوع لباس باعث تحریکات جنسی می‌شود، در نتیجه آمار تعدی و تجاوز افزایش می‌یابد. یکی از رؤسای قبطیان در مصر اعلام کرد که از زنان قبطی می‌خواهیم مانند زنان مسلمان لباس بپوشند تا اذیت و آزار نشوند، بر وی نیز فشارهای زیادی آوردند که تو چرا از حجاب اسلامی طرفداری کردی؟ او نیز از خود دفاع کرد و گفت: این یک حقیقت است که حجاب اسلامی و امنیت متلازم همند و از این حقیقت نمی‌توان چشم پوشید. باز در یک معبد هندو یک روحانی هندو اعلام کرد که زنان ما باید مانند زنان مسلمان لباس بپوشند. با این دفاع از حجاب اسلامی، بخشی از زنان هندو، معبد را به محاصره درآوردند که چرا رئیس روحانیت هندو از حجاب اسلامی دفاع کرده‌است؟ او باید بابت این حرف عذرخواهی کند امّا او تا آخر عذرخواهی نکرد، چون به یک حقیقت بزرگی دست یافته بود و می‌دانست که سخن او حق است. لباس به امنیت گره خورده‌است. بدون حجاب برای زن امنیت نیست. آمار در این خصوص در سطح دنیا بسیار پیام آشکار دارد و ای‌کاش این آمارها منتشر شوند تا جوانان ما راهی را که تمدن غربی رفته و به بن‌بست رسیده وارد نشوند. اینها تجربیات بسیار نفیس است. حضرت آیت‌الله بروجردی می‌فرمودند: با کسی درس بخوانید که چندین بار این راه را رفته و برگشته است.» شبهه افکنی غرب در مورد حجاب بنی‌اسرائیل موسی را انکار کردند ولی می‌دانستند که او حق است و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند، در حالی که در دل به آن یقین داشتند. (۴)؛ حجاب نیز درست به همان مثابه است. منکرین به خوبی می‌دانند که شخصیت زن باحجاب شکوفا می‌شود اما اغراض مادی، سیاسی و نفسانی زیادی پشت قضیه است، به همین جهت دستگاه امپراطوری غرب یا دجال معاصر به‌طور مدام شبهه پراکنی می‌کند؛ مثلاً می‌گویند شما با لباس مردم چه کار دارید؟ این شبهه، هم جواب نقضی دارد و هم جواب حلی. جواب نقضی این است که برای برقع و حجاب، اروپا جریمه گذاشته‌است، چرا در آنجا این سؤال را نمی‌پرسید؟ چرا آنجا نمی‌گویید با لباس مردم چه کار دارید؟ معلوم است که فکر دیگری در سر دارند. پوشش زن در هیچ‌کجای دنیا به‌طور مطلق آزاد نیست. مارتا بیسمان نماینده پارلمان اتریش مسلمان نیست امّا مخالف دخالت در نوع لباس پوشیدن زنان است. اخیراً که در پارلمان اتریش حجاب ممنوع شد، وی با اینکه مسلمان نیست اما با حجاب اسلامی وارد صحن پارلمان شد و پشت بلندگو ایستاد و در حمایت از حجاب زنان مسلمان سخنرانی کرد. او در روزی که در پارلمان اتریش رای‌گیری می‌شد تا قانون ممنوعیت حجاب زنان تصویب شود در سخنرانی خود گفت: مرا با حجاب اسلامی نگاه کنید آیا چیزی تغییر کرده‌است؟ این همان تکه پارچه‌ای است که شما از آن می‌ترسید! من همان شخصی هستم که قبل از استفاده از حجاب بودم؛ یعنی مارتا بیسمان. جواب حلی این است که ما با لباس انسان‌ها کاری نداریم، ما با حقوق عامه کار داریم. در کشورهای پیشرفته اگر شما در یک اتاق عمومی بخواهید سیگار بکشید قانون وجود دارد و جلوی شما را خواهند گرفت. رانندگی در حال مستی در تمام کشورها ممنوع است، پلیس اروپا هرگاه احساس کند راننده‌ای مست است، فوراً دستگاهی را در دهان او می‌گذارد و با آن می‌فهمد که راننده شراب خورده‌است یا نه؟ اینجا هم اعتراض کنید و بگویید که با خورد و خوراک مردم چه کار دارید؟ البته که اینجا نمی‌توانید اعتراض کنید چون این مورد از مصادیق بارز حقوق عامه است و اگر رعایت نشود جنایت‌های بسیاری از آن بیرون می‌آید و صد البته که جنایاتی که از کشف حجاب به‌وجود می‌آید کمتر از جنایات حاصل از خوردن یک استکان مشروب نیست. گاهی شبهه می‌کنند که حجاب نشان عقب‌ماندگی است و می‌خواهند ما را به گذشته برگردانند. یکی از وزرا درجمهوری آذربایجان گفته‌است که ما را می‌خواهند به سیصد سال قبل برگردانند! این دقیقاً شبهه‌ای است که کمونیست‌ها در زمان تسلط خود بر شوروی سابق تکرار می‌کردند. در جواب باید گفت: اولا چه بسیار زنان محجبه مسلمان که در تخصص‌های گوناگون و حساس و همچنین رشته‌های مختلف ورزشی به مقام‌های جهانی دست یافته و حجاب خود را نیز حفظ کرده‌اند. ثانیاً حقیقت عکس شبهه فوق است؛ یعنی عریان شدن، نشان عقب‌ماندگی است، کسانی که در این حقیقت‌تردید دارند به این آیه مراجعه کنند: تا به خاستگاه خورشید رسید، دید خورشید بر جمعیّتی طلوع می‌کند که در برابر آفتاب پوششی برای آنها قرار نداده بودیم. (۵) ذوالقرنین هنگام طلوع آفتاب به جماعتی رسید که آنها جز نور آفتاب لباسی در بدن نداشتند! حالا باید اهل برهان قضاوت کنند که مدعیان فرهنگ برهنگی انسان‌ها را به گذشته برمی‌گردانند یا قرآن؟ پیام این نوشتار این است که یک زن مسلمان باید یا امام حسین (ع) را انتخاب کند یا فرهنگ عفن غرب را؛ همان فرهنگی که مثل شیطان که لباس را از بدن انسان درآورد، در صدد بیرون آوردن لباس از تن زن مسلمان است. لباس اگر بیرون آمد، حیا خواهد رفت و اگر حیا رفت همه‌چیز خواهد رفت:کرامت، وقار، حریم، عبودیت، مناعت، ابا، انفه، رفعت و… همه می‌رود و خداوند در درون انسان دو قلب قرار نداده‌است یا در اردوگاه خیرخواهی یا اردوگاه شر، و نتیجه آن اگر عجله نکنی به زودی مشخص خواهد شد. از جهان دو بانگ می‌آید به ضد تا کدامین را تو باشی مستعد آن یکی بانگش نشور اتقیا وان یکی بانگش فریب اشقیا(۶) پی‌نوشت: ۱. بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۴۰. ۲. نهج‌البلاغه، حکمت ۱۰۳ ۳. احزاب / ۵۹. ۴. نمل / ۱۴. ۵. کهف/۹۰ ۶. مثنوی مولوی / دفتر چهارم. ]]> پیام مهتاب Thu, 17 Sep 2020 08:17:03 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94085/تأثیر-لباس-روح-روان-انسان پیام عاشورا: بهترین عمل؛ احیای دین، خدمت به مردم و اصلاح جامعه http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94086/پیام-عاشورا-بهترین-عمل-احیای-دین-خدمت-مردم-اصلاح-جامعه وجوب احیای دین و اصلاح امت حاکمیت رژیم اموی و به خلافت رسیدن شخصیتی پلید و فاسد چون یزید، ماهیت و حقیقت اسلام و سرنوشت امت پیامبر (ص) را با خطر جدی مواجه ساخته بود، در چنین وضعیتی امام حسین بن علی (ع)، برای انجام مسئولیت خویش به عنوان «امام»، از میان راه‌های مختلفی که وجود داشت و از سوی دوست و دشمن به ایشان توصیه می‌شد و پیش پای ایشان می‌گذاشتند، بهترین راه و کارسازترین اقدام را انتخاب کرد. دعوت به صلح و سازش، پذیرش ذلت و تسلیم، کناره‌گیری از متن جامعه فارغ از دردها و گرفتاری‌های مردم و ستم حاکمان، حرکت در راهی غیر از مسیر کوفه و فرار از مهلکه و… راه‌هایی بود که امام حسین (ع)، می‌توانست در پیش بگیرد و کارهایی بود که اختیار داشت انتخاب کند. راه‌هایی که همگی رو به سلامت و عافیت و حفظ زندگی و ادامه حیات داشت. اما، امام حسین (ع)، به عنوان یک الگو و یک امام که عینیت قرآن و عامل محض به آموزه‌های کتاب آسمانی است، از میان همه این کارها، «احسن عمل» را انجام داد. یعنی راهی را در پیش گرفت که خواست و رضایت خداوند متعال در آن بود و احیای دین و اصلاح امت در گروی پیمودن آن با همه سختی‌ها و رنج‌ها و تحمل آسیب و آزارهایی که داشت، بود. پیروی از امام حسین (ع)، یعنی کاری که ایشان کرد. انتخاب بهترین راه و احسن عمل، که در آن زمان و آن شرایط برپایی آن قیام تاریخی و… در نهایت شهادت و شهید شدن بود. نکته مهم هم اینجاست که در نزد حضرت اباعبدالله (ع) و دیگر ائمه معصومین (ع)، حکومت و شهادت و هجرت و سکوت و جهاد و… هیچ‌کدام هدف نیست، بلکه اینها تاکتیک و ابزارهایی هستند که آن بزرگواران در اختیار می‌گیرند تا «احسن عمل» را انجام دهند. حمایت الهی برای انجام بهترین عمل نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که خدایی که ما را به «احسن عمل» فرا خوانده‌است، خود نیز آن عمل و عامل به آن عمل را یاری می‌کند و به هدف و اجابت می‌رساند و بزرگ‌ترین موانع و مهیب‌ترین و خطرناک و خبیثانه‌ترین دشمنی‌ها را خنثی و رسوا می‌سازد. داستان کربلا، واقعیتی است تاریخی که اثباتگر این اصل است. بر تاریخ و هستی قانون حکومت می‌کند و این قوانین هم که در فرهنگ قرآنی از آن به «سنت‌الله» تعبیر می‌شود، تغییرناپذیر است و در همه عصرها و بر همه نسل‌ها و در سراسر تاریخ و هستی حکومت می‌کند. پایان کار و سرنوشت مشابه نمرودها و فرعون‌ها و نرون‌ها و سایر طواغیت تاریخ با همه دبدبه و کبکبه ظاهری، حکایت از حاکمیت قانون بر نظام آفرینش و همچنین تاریخ دارد. باری، خداوند، احسن عمل را هم برای جهاد کنندگان و کوشندگان می‌نمایاند. الذین جاهدوا فینالنهدینهم سبلنا» (عنکبوت، ۶۹) یعنی: کسانی که در راه ما مجاهدت می‌کنند ما راه‌های هدایت را به آنها می‌نمایانیم؛ و هم آن را به نتیجه می‌رساند، چون وعده داده‌است که «نحن نزلنا الذکر انا له لحافظون» (حجر، ۹) یعنی: همانا ما خود قرآن را نازل کردیم و قطعاً خود آن را حفظ می‌کنیم، دین خداوند همواره با احسن عمل و به وسیله بهترین بندگان خدا حفظ شده‌است. انبیاء الهی و ائمه اطهار (ع)، در هر دوره و زمانه‌ای با انتخاب بهترین روش و دست زدن به احسن عمل، یعنی عمل مبتنی بر عقل و وحی و فطرت و پاسخگویی به نیازها و دردهای مردم و جامعه، «وسیله‌ای» بوده‌اند که خدا به وسیله آنان، دین خدا را حفظ کرده‌است. «ابی الله ان یجری الامور الا باسبها» امام صادق (ع) می‌فرماید خداوند ابا دارد از اینکه جریان امور هستی را بدون علل و اسباب آن جاری سازد. مصداق بهترین عمل در هر زمان. همچنین پیشروان کاروان بشریت و این الگوهای راستین انسانیت، با مشی و مرام خود، به پیروان واقعی و مؤمنان و دینداران اهل عمل، در طول تاریخ می‌آموزند و پیام می‌دهند که چگونه باید زیست و به چه شیوه و روشی باید رفتار و عمل کرد. البته هیچ‌کدام از آن الگوهای بشری از ما نخواسته‌اند و توقع نداشته و ندارند که ما عیناً مانند آنها باشیم. این کاری است که از «ما» ساخته نیست، اما خواسته‌اند در مسیر و همسو با آنها حرکت کنیم و به انحراف و گمراهی دچار نشویم. آن بزرگواران به ما آموخته و توصیه کرده‌اند، که هر عمل خیری، گامی است در جهت حفظ و حراست از دین خدا و کسب رضایت خالق و حرکت در مسیر طبیعی و تعیین شده خلقت. هر کار و قدمی در این جهت ولو کوچک به نظر برسد، چون مورد رضای خداوند تبارک و تعالی قرار می‌گیرد، حتماً مبارک و باارزش است و به حساب ما ثبت می‌شود و در دنیا و آخرت اجر آن محفوظ خواهد بود… و البته برعکس! قرآن کریم به این امر چنین تأکید می‌کند: «من جاء بالحسنه فله خیر منها و هم من فزع یومئذ امنون و…» (کسانی که در قیامت کار نیکو آورند، پاداش بهتر از آن می‌یابند و در آن روز از هول و هراس ایمن باشند). (النمل-۸۹) بدون تردید یکی از بهترین اعمال در هر عصر و زمانه‌ای «خدمت به خلق خدا» و «اصلاح جامعه» است برای این هم هست که بزرگ‌ترین معلمان تاریخ و خدمتگزاران بشریت پیامبران و برگزیدگان خداوند بوده‌اند. حسینی شدن و حرکت در مسیر ایشان و شیعه و عزادار واقعی امام حسین (ع)، تنها با پوشیدن پیراهن مشکی در ایام محرم و شرکت در مراسم عزاداری و نوحه‌سرایی و اشک ریختن بر مصائب آن حضرت و… (که بنا بر توصیه بزرگان دین و شخص امام حسین (ع)، کاری است که حتماً هر ساله و همیشه باید به بهترین وجه انجام شود)، میسر نمی‌شود، هیچ بعید نیست بعضی از کسانی که همین امروز به جرم فساد و اختلاس و… در چنگال قانون اسیر هستند و در دادگاه‌ها باید پاسخگو باشند، سال‌های پیش در این مراسم شرکت می‌کرده و سینه می‌زده و حتی خرج می‌داده و… اما چون «عمل» و رفتار آنها حسینی نبوده، به چنین سرنوشتی دچار شده‌اند و در مقابل عالمان بزرگواری چون علامه طباطبایی، استاد مطهری، علامه جعفری و… و مجاهدان، شهیدان والامقامی چون چمران، حججی، همت و… و قاسم سلیمانی و… چون همواره و در آنات زندگی خود و نه فقط در ایامی خاص- حسینی (ع) بوده‌اند و خود را بامرام و خصلت‌های ایشان آموزش و تربیت می‌کردند وسعی می‌کردند در مسیر شهید بزرگوار عالم بشریت حرکت کنند، به این مقام و جایگاه رسیده‌اند و…! ]]> پیام مهتاب Thu, 17 Sep 2020 07:17:36 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94086/پیام-عاشورا-بهترین-عمل-احیای-دین-خدمت-مردم-اصلاح-جامعه ​فساد اقتصادی و آثار آن از نگاه قرآن http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94058/فساد-اقتصادی-آثار-نگاه-قرآن رشد اقتصادی به معنای سلامت جامعه است؛ زیرا تنها در جامعه سالم است که امکان رشد اقتصادی و شکوفایی آن وجود دارد. البته از نظر قرآن کمال در رشد و بهره‌مندی انسان از مواهب خداوندی در گرو ایمان کامل است، اما آنچه در رشد اقتصادی تأثیر مستقیم دارد، مراقبت بر اصول عقلانی اخلاقی است که صداقت و عدالت در راس آن قرار می‌گیرد. پس جامعه‌ای که در چارچوب هنجارها و ارزش‌های عقلانی، قوانین و مقررات خود را سامان داده و بدان عمل می‌کند، از رشد اقتصادی بهره‌مند خواهد شد؛ زیرا چنین تقوایی این امکان را به اجتماع می‌دهد که به دور از بی‌اعتمادی و بی‌عدالتی تعاملات اقتصادی خود را مدیریت کند و این‌گونه است که جامعه با کفر و بی‌دینی در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار می‌گیرد ولی با فقدان مهم‌ترین اصول و بنیادهای عقلانیت اخلاقی یعنی عدالت و صداقت به جایی نمی‌رسد؛ چرا که در این وضعیت با بحران اجتماعی و فروپاشی مواجه خواهد شد، چه رسد که به رشد اقتصادی برسد؛ بنابراین، از مهم‌ترین شاخصه‌های شناخت سلامت عقلانی جامعه و وجود عدالت نسبی در جامعه رشد اقتصادی آن جامعه است؛ چنان‌که رکود اقتصادی یا رکود در رشد اقتصادی به معنای بی‌عدالتی و فقدان نظام سلامت اجتماعی مبتنی بر اصول اخلاقی عقلانی است. نویسنده با توجه به اهمیت مسئله اقتصاد در جامعه، دیدگاه‌های قرآن دربارهٔ فساد اقتصادی و تأثیرات آن در فرد و جامعه بشری را در این مطلب بیان کرده‌است. شاخصه‌های سلامت جامعه اقتصاد، ستون اصلی جامعه است، همان گونه که نماز ستون دین است. این بدان معناست که اگر اقتصاد در جامعه‌ای شکل نگرفته یا به درستی شکل نگرفته باشد، آن جامعه در معرض فروپاشی است؛ زیرا اقتصاد است که افراد یک جامعه را در یک جا جمع می‌کند و ساختاری به نام جامعه را موجب می‌شود. البته این بدان معنا نیست که امور دیگری چون آرامش و امنیت به‌عنوان اهداف اصلی جامعه مطرح نباشد؛ چنان‌که وقتی ما از نماز به‌عنوان ستون دین یاد می‌کنیم به این معنا نیست که امور دیگری چون اعتقادات و باورها نقشی در تحقق دین ندارد، بلکه به این معناست که خیمه و چادر جامعه یا دین با اقتصاد و نماز راست می‌ایستد و اگر این دو چیز نباشد، جامعه یا دین در معرض فروپاشی و تباهی است. پس هرگونه خلل و نقصی در امور اقتصادی یک جامعه به معنای بحران در جامعه است و می‌بایست عوامل بحران به سرعت شناسایی و اصلاح شود. این‌گونه است که مبارزه با فساد اقتصادی و ایجاد اصلاحات در آن، از مهم‌ترین دغدغه‌های پیامبران بوده‌است؛ زیرا آنان همان اندازه که در اندیشه اصلاح افراد انسانی بودند، در اندیشه اصلاح جامعه بودند، بلکه این دومی‌از اهمیت بیشتری برخوردار بوده‌است؛ زیرا جامعه صالح و سالم، امکان رشد افراد سالم بیشتری را فراهم می‌آورد و پیامبران در حقیقت در اندیشه اصلاح جامعه بشری و ایجاد جامعه مبتنی بر عدالت در سطح زمین بی‌توجه به ویژگی نژادی و دینی و مذهبی و جنسیتی بوده‌اند، چنان‌که خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید بیان کرده‌است. جامعه انسانی به هدف دستیابی به خوشبختی و مولفه‌های اصلی آن یعنی آرامش و آسایش شکل گرفته‌است. خرد انسانی به این مسئله توجه داشته که دستیابی به سعادت تنها در گرو همکاری جمعی است. این‌گونه است که با تشکیل جامعه ضمن پاسخگویی به نیازهای عاطفی و احساسی خود، به پاسخگویی نسبت به نیازهای مادی و جسمی‌خود پرداخته‌است. پاسخی که انسان‌های خردمند به نیازهای مادی خود در ساختار جامعه ارائه می‌دهند، همان چیزی است که ما از آن به اقتصاد یاد می‌کنیم؛ زیرا اقتصاد و علم آن به معنای دانش مدیریت منابع زمینی برای بهره‌مندی کامل از آن و پاسخگویی به نیازهای مادی و آسایشی است. انسان‌های خردمند دریافته‌اند که جامعه نیازمند قوانین و مقرراتی است که بتواند در یک نظام عقلانی، تعاملات افراد جامعه را مدیریت کند تا این‌گونه همه نیازهای بشری در جامعه به شکل مناسبی پاسخ داده شود. این قوانین و مقررات که بر احکام عقلانی سامان یافته‌است، شکل مطلوبی از زندگی جمعی را ارائه می‌دهد؛ چرا که عقل انسانی از این توانایی برخوردار است که خوب را از بد و امر مناسب را از نامناسب تشخیص دهد و با بهره‌مندی از ابزارها و منابع شناختی چون حواس به ویژه گوش و چشم، واقعیت‌ها را با حقایق مطلوب بسنجد و در قلب و عقل خویش تحلیل کند. (بقره، آیات ۸ تا ۱۰) جامعه سالم جامعه‌ای است که اصول عقلانی و قوانین و مقررات آن مراعات و اجرا می‌شود. از جمله اینکه به عقود و عهود وفادار باشد یا پیمان‌شکنی نکند یا دروغ نگوید و صداقت و راستی داشته باشد. چنین جامعه‌ای همان جامعه‌ای است که بر اساس اصول عقلانی سامان یافته‌است. از نظر قرآن جامعه‌ای که بر اصول عقلانی حرکت می‌کند و بر عدالت و صداقت است، در مسیر بالندگی قرار دارد و این امکان در آن هست که از کفر نیز رهایی یابد و به وحی متصل شود. (بقره، آیات ۲ تا ۵) چنین جامعه‌ای همچنین در حوزه اقتصادی که قوام و ستون جامعه است (نساء، آیه ۴) به سلامت است و رشد اقتصادی خوب و مناسبی را تجربه می‌کند؛ چرا که در تحقق رشد اقتصادی عنصر نخستی، تقوای عقلانی است. البته از نظر قرآن دستیابی به جامعه صالح و سالم از هر جهت در گرو عمل به تقوای کاملی است که عقل و وحی بدان حکم می‌کند؛ زیرا برخی از مسائل بر عقل انسانی نهان است یا به عللی عقل عملی در تشخیص، اشتباه می‌کند و اینجاست که وحی به مدد عقل انسانی می‌آید تا به حقایقی نهان دیگری رهنمون سازد. این‌گونه است که در صورت رعایت تقوای کامل، همه برکات بر چنین جامعه نازل می‌شود و از نظر آرامشی و آسایشی در بهترین وضعیت قرار می‌گیرد. فساد اقتصادی، شاخصه جامعه بیمار همان گونه که رشد اقتصادی و آرامش و آسایش فراگیر، مهم‌ترین شاخصه سلامت جامعه است، فساد اقتصادی، بیانگر وجود بیماری در جامعه است. جامعه سالم در چارچوب اصول عقلانی اخلاقی بر عدالت و صداقت است و مردمان در چارچوب قوانین اخلاقی نسبت به یکدیگر ظلم و بیدادی را روا نمی‌دارند و بر پیمان و قراردادهای خود پایبند هستند و هرگز بر خلاف قول و قرار که داده‌اند عمل نمی‌کنند. این‌گونه است اعتماد در همه سطوح جامعه حضور جدی دارد و معاملات و داد و ستدها بدرستی انجام می‌گیرد. اما جامعه بیمار و فاسد، جامعه‌ای است که مهم‌ترین اصول عقلانی اخلاقی در آن رعایت نمی‌شود و ظلم و بیداد در اشکال گوناگون نمود دارد و هنجارها و ارزش‌ها جای خود را به نابهنجاری داده‌است. این‌گونه است که شاخصه‌های سلامت اجتماعی مانند رشد و شکوفایی اقتصادی نیز در آن جامعه دیده نمی‌شود. هنگامی‌که ما از فساد در جامعه‌ای سخن می‌گوییم به معنای خارج شدن هر چیزی از حد اعتدال و عدالت است. البته گاه این خروج به سوی کاستی و گاه زیادی است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۳۶، ذیل واژه فسد) هر دو نوع خروج به معنای فساد دانسته می‌شود؛ چرا که جهان و جامعه بر عدالت و اعتدال بنیانگذاری شده‌است و خروج از اعتدال و عدالت به معنای خروج از قوانین حاکم بر هستی است. برای اصلاح امر فساد لازم است تا به‌گونه‌ای عمل شود تا دوباره آن چیز به تعادل برسد. (همان) جامعه فاسد و بیمار جامعه‌ای است که از نظر اعتقادی و عملی بر خلاف اصول عقلانی و وحیانی رفتار کند. جامعه‌ای که به فجور گرایش دارد آن نیز بیانگر فساد و بیماری در جامعه است؛ زیرا رفتار فجور آمیز به معنای خروج از دایره اصول عقلانی اخلاقی است و این خود شاخصه‌ای برای فساد در جامعه است. (نوح، آیه ۲۷) فجور به معنای هنجارشکنی و ارزش‌زدایی از جامعه است. فاجر کسی است که هنجارها و ارزش‌های جامعه از جمله عدالت، صداقت، وفای به عهد و مانند آن را در هم می‌شکند و پرده‌های حرمت و حریم قوانین و احکام عقلانی و وحیانی را می‌درد. اگر جامعه سالم در اصل بنیادین جامعه یعنی اقتصاد سالم و رشد و شکوفایی آن، خود را به نمایش می‌گذارد، جامعه فاجر و بیمار را می‌توان از اقتصاد فاسد و فساد اقتصادی آن شناسایی کرد. در جامعه بیمار، آبادی‌های زمین از میان می‌رود و به محیط زیست آسیب جدی وارد می‌شود. جنگل‌ها و مراتع به غارت می‌رود و آب‌های سطحی و غیرسطحی آلوده می‌شود. امکانات طبیعی زمین به شکل نادرستی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و تباهی و ناهنجاری در خشکی و دریا ظاهر می‌شود. (روم، آیه ۴۱؛ اعراف، آیه ۵۶) در جامعه بیمار و فاسد، سرقت و دزدی مستقیم و غیرمستقیم از مال دیگری یا اموال عمومی رشد می‌یابد و بر خلاف قوانین جاری و حاکم بر هستی، ظلم و بی‌عدالتی رواج می‌یابد. (یوسف، آیه ۷۳؛ اعراف، آیه ۱۰۳) از مصادیق این خروج از قوانین و بی‌عدالتی می‌توان به کم‌فروشی و گران‌فروشی (هود، آیات ۸۴ و ۸۵؛ شعراء، آیات ۱۸۱ و ۱۸۳) اشاره کرد که سلامت داد و ستد اقتصادی را به هم می‌ریزد و اعتماد عمومی را به قول و قرارها و معاملات سلب می‌کند. تعدی به حقوق دیگران گاه به تعدی به محیط‌زیست می‌انجامد. حرص و ولع سیری‌ناپذیر دنیاگرایان و ثروت‌اندوزان موجب می‌شود تا به هر شکلی شده از منابع زمین به درستی و نادرستی بهره گیرند و محیط زیست را برای اندکی مال و ثروت بیشتر به تباهی و فساد بکشانند. درخت‌ها و جنگل‌ها را قطع کرده و آب‌ها را به نادرستی استحصال کنند و مراتع و خاک را تخریب کنند و زمینه نابودی کشاورزی و دامداری را فراهم آورند. (بقره، آیه ۲۰۵) فساد و فجور اقتصادی در جامعه باعث می‌شود که هر کسی به حق خود قانع نباشد و به حقوق دیگری تجاوز کند و این‌گونه تضاد و درگیری میان منافع اقتصادی تشدید شده و به جنگ و خونریزی میان افراد بینجامد که خود فسادی بزرگ در زندگی بشر است. (بقره، آیه ۳۰) در چنین فقدان سلامت جامعه و بیماری و فساد در آن است که جامعه به تباهی کامل کشیده می‌شود؛ زیرا گاه نسل‌های کنونی مورد کشتار قرار می‌گیرند ولی گاه نوع برخورد انسان با جامعه و جهان به‌گونه‌ای است که آثار ویرانگر افساد و فساد آن، همچنان تا نسل‌ها باقی می‌ماند. از این رو خداوند به انسان‌ها هشدار می‌دهد که از افسادی که موجب هلاکت نسل‌های بشری می‌شود و نسل‌کشی را فراهم می‌آورد، پرهیز کنند و به فسادهایی دامن نزنند که نسل‌کشی را به دنبال دارد. (بقره، آیه ۲۰۵) به جامعه‌ای که ربا خواری و کم فروشی و گران‌فروشی و اختلاس و دزدی و رشوه در آن فراوان است، نمی‌توان امیدی بست؛ زیرا چنین جامعه‌ای ستون‌های بقا و استواری خود را با فساد و تباهی در معرض خطر قرار داده‌است. خداوند در آیاتی از جمله ۱۷۳ تا ۱۸۳ سوره شعراء فساد اقتصادی در جامعه مداین را عامل مهم در نابودی آنان برشمرده است. قوم شعیب (ع) عادت کرده بود تا در فعالیت‌های اقتصادی، کم‌فروشی و خیانت در معاملات داشته باشد و بر خلاف عقل و عدل و صدق رفتار کند و این‌گونه بود که گرفتار نابودی شد. از نظر خداوند هرگونه رفتاری که خلاف عدالت و صداقت باشد، می‌تواند عامل نابودی ملت‌ها و امت‌ها باشد. اگر جامعه عادت کند که به هر شکلی به نیازهای مادی پاسخ دهد و از لذت‌های مادی و تمتعات دنیوی استفاده کند، از مسیر عقل و عدل خارج می‌شود و تباهی و فساد را برای خود به ارمغان می‌آورد که نتیجه آن نابودی جامعه است. (هود، آیه ۱۱۶) در جهان امروز انواع غش در معاملات رونق گرفته‌است و بسته‌بندی‌های دروغین و تحجیم کالا برای فریب چشم‌ها عامل بی‌اعتمادی شده‌است که روند رشد اقتصادی را با خطر جدی مواجه می‌کند. هر چند که خداوند بصراحت این‌گونه غش و فریب و فساد را حرام و گناه دانسته‌است (شعراء، آیه ۱۸۳) ولی حتی در جامعه اسلامی این اعمال رواج دارد.  تقلب در معامله (هود، آیات ۸۴ و ۸۵) به هر شکلی می‌تواند اعتماد عمومی را نسبت به معاملات از میان بردارد و خرید و فروش را با اختلال جدی مواجه ساخته و میزان تقاضا را به شدت کاهش دهد که در نتیجه آن تولید نیز کاهش یافته و جامعه با رکود مواجه می‌شود. از نظر قرآن چنین جامعه‌ای به شدت آلوده و بیمار است و می‌بایست با اصلاحات سخت و شدید و جراحی دردناک این خصلت عمومی اصلاح شود وگرنه می‌بایست جامعه خود را برای عذابی دردناک آماده سازد که جنگ و خونریزی از نتایج طبیعی آن است. غیراز آنکه خداوند نیز به‌شدت از چنین جامعه‌ای بیزاری می‌جوید و آن را با عذاب استیصال از زمین محو می‌کند. (عنکبوت، آیات ۳۶ و ۳۷؛ شعراء، آیات ۱۱۷ تا ۱۸۹) به هر حال، فساد اقتصادی هر اندازه که مانع رشد و شکوفایی اقتصادی جامعه است می‌تواند عامل نابودی و نیستی آن نیز باشد؛ زیرا جامعه‌ای که گرفتار فجور و فساد اقتصادی است در زمینه‌های دیگر چون اعتقادات نمی‌تواند به سلامت باشد؛ زیرا سلامت روحی و روانی جامعه در رفتارهای عملی از جمله رفتارهای اقتصادی آن خودنمایی می‌کند و جامعه‌ای که دچار فساد و بیماری اقتصادی است، نشان می‌دهد که از سلامت عقلانی و روانی برخوردار نیست. پس چنین جامعه‌ای جز نابودی از درون یا عذاب خشم و استیصال سرنوشت دیگری نخواهد داشت. ]]> پیام مهتاب Tue, 15 Sep 2020 07:47:16 GMT http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94058/فساد-اقتصادی-آثار-نگاه-قرآن