پایگاه خبری پیام آفتاب 31 سرطان 1400 ساعت 10:36 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/97095/اسرار-باطنی-حج -------------------------------------------------- عنوان : اسرار باطنی حج علی قنبریان -------------------------------------------------- در حج شایسته‌است حج‌گذار در تمامی مدت انجام مناسک حضور قلب داشته و به یاد خداوند متعال باشد. خصوصیت حج نسبت به عبادات دیگری مانند نماز و روزه این است که، مناسک حج در اماکن خاصی مانند میقات، منا، مشعرالحرام، مسجدالحرام، و کعبه، انجام می‌شود. متن : دربارهٔ اعمال و مناسک ظاهری حج (عمرهٔ مفرده یا حج تمتع) کتاب ها، رساله ها، و مقالات بسیار زیادی نوشته شده است. حجاج برای انجام صحیح حج، تمامی دستورات دینی را رعایت کرده و اعمال خود را منطبق بر احکام شرعی ظاهری حج می کنند؛ به ویژه در حج واجب (حج تمتع) که در ماه ذی الحجه انجام می شود. حج و دیگر عبادات علاوه بر صورت و شرایط ظاهری دارای باطن و شرایط معنوی نیز هستند که از آن ها تعبیر به اسرار عرفانی می شود. حج گذار با توجه به اسرار باطنی حج و رعایت آن، به مدارج بالاتری از قرب و رضایت الهی می رسد. در این نوشتار برخی از اسرار باطنی حج بیان می شود، هرچند که حجاج به خاطر شرایط کرونایی از زیارت خانه خدا و اعمال و مناسک حج محروم هستند اما دانستن اسرار حج در موسم آن خالی از لطف نیست. *** حضور قلب در حج در حج شایسته است حج گذار در تمامی مدت انجام مناسک حضور قلب داشته و به یاد خداوند متعال باشد. خصوصیت حج نسبت به عبادات دیگری مانند نماز و روزه این است که، مناسک حج در اماکن خاصی مانند میقات، منا، مشعرالحرام، مسجدالحرام، و کعبه، انجام می شود. این اماکن جلوه گری داشته و ازدحام جمعیت در آنجا زیاد می باشد؛ لذا سبب می شوند که حضور قلب حج گذار از بین رود یا به قول معروف تمرکز حواسش مخدوش شود؛ بنابراین، مسئله حضور قلب در حج مهم تر و مشکل تر بوده و مکلفی که آن را رعایت کند، به اجر و پاداش بیشتری می رسد. حضور قلب روح و مغز عبادات است. در آموزه های دینی بر این مسئله تأکید شده است. عدم حضور قلب و پریشانی خاطر سبب نقص در عبادت می شود که چنین نقصی با عبادات مستحبی مانند تسبیحات حضرت زهرا (س) یا نوافل مستحبی یومیه جبران می شود. در حدیث آمده است که: عن ابی جعفر (ع) قال: قال الله و إنه لیتقرب الی بالنافلهً همانا بنده من با نوافل به من تقرب می جوید (محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۵، ص۷۳۳). آیت الله سعادت پرور پس از ذکر حدیثِ إِنَّما أُمِرْنا بِالسُّنَّهً لِیَکْمُلَ بِها ما ذَهَبَ مِنَ المَکْتُوبَهِ ( احمدبن محمد برقی، المحاسن، ص۲۹)، می فرماید: علت اینکه به سنت [نوافل ] امر شده ایم، آن است که نواقص نمازهای واجب با آن تکمیل گردد (علی سعادت پرور، راز دل، ص۲۰۲). اسرار حج در روایت امام زین العابدین (ع) حِکَم و فواید عظیم اخلاقی و اسرار لطیف روحی و نکات دقیق تربیتی که در احکام متقن الهی، مخصوصاً در مناسک عالیه حج قرار داده شده است، وقتی از مجرای کلام نورانی امام معصوم و حجت کبرای حضرتِ حق، ابلاغ و القا می شود، از حیث هدایت دل های آماده و تربیت قلوب صافی تأثیری عمیق تر و راسخ تر خواهد داشت و در نفوس اهل ایمان جایگزین تر خواهد شد (سیدمحمد ضیاءآبادی، حج برنامه تکامل ، ص۲۳۲). از احادیثی که در آن حکم و فواید اخلاقی وارد شده است، حدیث معروف شبلی است که دلالت بر لزوم حضور قلب در مناسک و اعمال حجّ داشته و اسرار و لطایف فراوانی دربارهٔ حج را دربردارد. حرم امن الهی و سرزمین حج، خصوصیات و ویژگی هایی دارد که هیچ نقطه ای از زمین چنین ویژگی هایی ندارد. در این سرزمین نمی توان بدون احرام از میقات گذشت و وارد منطقه توحید و مهبط وحی گردید؛ گرچه برخی از امور، موقتاً و در حال احرام بر انسان حرام است (مانند کندن مو، نگاه کردن به آینه، صید کردن، و عطر زدن)، ولی برخی از امور مطلقاً حرام است. مطابق بیان امام سجاد (ع)، در حدیث شبلی، حج گزار باید هنگام احرام بستن قصد کند هرچه را خدا بر وی حرام کرده، او هم بر خود تحریم کند. منظور همه گناهان است. پس احرام در میقات یعنی خدایا من تعهد می کنم که همه محرمات را بر خود تحریم کرده، برای همیشه آن ها را ترک کنم (علیرضا بصیری ، گل واژه های حج و عمره، بصیری، ص۷۴ ۷۵). مرحوم محدث نوری در کتاب مستدرک الوسائل حدیث امام زین العابدین (ع) معروف به حدیث شبلی را نقل کرده است. ترتیب برخی مناسک در این روایت، برای ترتیبی که در فقه ثابت شده و حج گزار باید آن را انجام دهد نیست. شاید بتوان گفت: دلیل آن این است که امام سجاد (ع) در این حدیث شریف درصدد بیان احکام مناسک حج و تکالیف ظاهری حج گزاران نبوده است (عبدالله جوادی آملی ، جرعه ای از صهبای حج، ص۱۷۱). فرازهایی از روایت امام زین العابدین (ع)(حدیث شبلی) وقتی امام زین العابدین (ع)، از سفر حجّ مراجعت فرمودند، شبلی به استقبال حضرت رفت و امام (ضمن صحبت) فرمود: حج به جا آورده ای ای شبلی؟ عرض کرد: بله یابن رسول اللَه!. فرمود: آیا در میقات فرود آمدی، جامه های دوخته، از تن کندی و غسل کردی؟ گفت: بله فرمود: آیا در آن موقع، نیت این داشتی که لباس گناه از خود خلع می کنی و جامه طاعت می پوشی؟ گفت: خیر فرمود: آیا به هنگام برهنه گشتن از پوشاک دوخته ات، توجه به این معنی داشتی که از ریا و نفاق و ورود در کارهای شبهه ناک، مجرد و برکنار می گردی؟ گفت: خیر فرمود: آیا موقع غسل و شست وشو دادن تن، قاصد این بودی که خود را از خطیئات و گناهان، شست وشو می دهی؟ گفت: نه فرمود: بنابراین، نه در میقات فرود آمده ای و نه از لباس دوخته، مجرد گشته ای و نه غسلی کرده ای سپس فرمود: آیا خود را تنظیف کردی (کثافات و موهای زاید را از بدن زدودی) و لباس احرام پوشیدی و پیمان حج بستی؟ عرض کرد: آری فرمود: آیا همزمان با تنظیف بدن، نیت این کردی که با داروی توبهٔ خالص، قذارت و کثافت گناه از قلب و جان، بزدایی؟ گفت: خیر فرمود: آیا موقع مُحرم شدن، متوجه این معنی بودی که تمام آنچه را که خدا حرام کرده، بر خود تحریم کنی و هرگز پیرامون آن نگردی؟ گفت: نه فرمود: آیا به هنگام عقد حج و بستن پیمان حج، به این نیت بودی که هرگونه عهد و قرارداد با غیر خدا را (که برخلاف رضای خدا است) مُنحلّ کنی (و زیر پا بگذاری و تنها با خدا عقد عبودیّت و بندگی ببندی)؟ گفت: نه فرمود: پس با نداشتن چنین قصدی، در حقیقت نه تنظیف کرده ای و نه محرم شده ای و نه پیمان حج بسته ای سپس فرمود: آیا به منی رسیدی و آن جا رَمی جمرات کردی و سر تراشیدی و قربانی کردی و در مسجد خیف نماز خواندی و بعد از آن به مکه برگشتی و طواف افاضه به جا آوردی؟ (طواف افاضه، همان طواف حج و زیارت است، و چون بعد از مراجعت و افاضه از منی به مکه انجام می شود به طواف افاضه تعبیر شده است) گفت: آری. فرمود: هنگام رسیدن به منی و رمی جمرات، این توجه را داشتی که باید به نتیجه کار و غایت اعمال، رسیده باشی و خدا تمام حوایجت را برآورده و خواسته هایت را اعطا فرموده باشد؟ گفت: خیر فرمود: آیا موقع رمی جمار، این نیت در تو بود که با این عمل، دشمن خود، ابلیس را کوبیده و با پایان دادن به حج گران قدر و نفیست، تخلف فرمان شیطان کرده ای؟ گفت: خیر فرمود: موقعی که سر می تراشیدی، به این نیّت بودی که از تمام پلیدی ها و کثافات روحی، پاک گشته و از تَبِعات سوء (ظلم و تعدّی به) آدمیان (با تصفیه حقوق آنان) تطهیر شده و همچون روز ولادت از مادر، عاری از گناهان گردیده ای؟ گفت: نه فرمود: از نمازی که در مسجد خیف خواندی، به درک این حقیقت رسیدی که جز خدا و گناهت از کسی نترسی و جز رحمت خدا به چیزی امیدوار نباشی؟ گفت: نه فرمود: آیا موقع ذبح قربانی، نیّتت این بود که با تمسّک به حقیقت پرهیز و ورع، حنجره طمع را بریده ای و از سنّت ابراهیم (ع) پیروی کرده ای که با ذبح فرزند و میوه قلب و آرام بخش دلش، سنّت بندگیِ بااخلاص و تقرّب به درگاه خدا را برای آیندگان بعداز خودش پایه گذاری کرد؟ (معنای واقعی توحید و رضا و تسلیم را به دنیا نشان داد) گفت: خیر فرمود: آیا بعداز این که از منی به مکّه مراجعت کردی و به طواف بیت پرداختی، متذکّر این معنی بودی که اکنون با بهره کافی از رحمت خدا به محیط اطاعت و بندگی وارد شده و دست بر دامن حبّ خدا زده ای؟ وظایف واجب بندگی را به پایان رسانیده ای و در مقام قرب خدا منزل گرفته ای؟ گفت: خیر در این موقع، امام زین العابدین (ع) فرمود: بنابراین، تو، نه به منی رفته و نه رمی جمرات نموده ای؛ نه سر تراشیده و نه قربانی کرده ای، نه نماز در مسجد خیف خوانده و نه طواف بیت، انجام داده ای و بالاخره به مقام قرب خدا نرسیده ای. برگرد، چه آنکه تو حج به جا نیاورده ای! شِبْلی که این اسرار و دقایق مربوط به اعمال حج را از امام شنید و سپس با حجّ خودش که فاقد روح و عاری از توجه به آن اسرار و دقایق بود، سنجید، از قصور و تفریط خود در عمل، به خود پیچید و سخت گریست و از آن پس، دائماً به تعلّم و آموختن اسرار مناسک پرداخت تا آنکه مجدّداً سال دیگر، عازم حج شد و با معرفت و یقین کامل، حجّ دیگری به جا آورد. (محدث نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، ج ۱۰، ص۱۶۶ ۱۷۲) دفع شبهه با مطالعهٔ حدیث شبلی، ممکن است شبهه ای برای خواننده پیش آید. آن هم این است که حج گذار اگر به اسرار باطنی حج توجه نکند و آنها را نیت نکند، حجش قبول نیست و از ذمه اش ساقط نشده است؛ چون امام سجاد (ع) به شبلی فرمود: برگرد که تو، حجّ به جا نیاورده ای. جواب این است که در حج و دیگر عبادات مانند نماز و روزه، چنانچه مکلف ضوابط و شرایط مطرح در رساله های عملی مراجع تقلید را انجام دهد، بریءالذمه شده و واجب از گردن او ساقط می شود؛ اگرچه به اسرار باطنی عبادت که روح عبادت است، توجه نداشته باشد؛ زیرا توجه به اسرار باطنی عبادات، سبب قبولی عبادات نیست بلکه زمینه ساز ثواب اخروی بیشتر و قرب و خشنودی الهی است. آیت اللّه ضیاءآبادی با بیانی شیوا به تقریر شبهه و پاسخ آن پرداخته است: مقصود امام از اینکه به آن شخص حاجّ که اعمال و مناسکش، عاری از توجه به مقاصد عالی و اسرار لطیف حجّ بوده است، فرمود: برگرد، چه آن که تو، حجّ به جا نیاورده ای، و هم، منظور حکیم ناصرخسرو علوی در گفتار منظومش گفتم ای دوست پس نکردی حج این نیست که اصلًا عبادت حجّ خالی از توجه به اسرار و لطایف، باطل بوده و اِسقاط تکلیف و ابراء ذمّه، نمی کند و احتیاج به اعاده و تجدید عمل دارد. خیر، مقصود این نیست، بلکه عبادت حج، وقتی با همان شرایط و آدابی که فقیهان در مناسک بیان فرموده اند انجام شد؛ اگرچه عاری از توجه به مقاصد و اسرار و دقایق باشد، صحیح انجام شده و مُسقِط تکلیف است و نیازمند به قضا و انجام دوبارهٔ عمل نیست. منتها، آن حجّ کاملی که منشأ آثار عظیم روحی می شود و جوهر روح را حرکت می دهد و به سیروسلوک، وامی دارد و به درجات عالی قرب خدا می رساند و مقبول درگاه الهی و مشمول عنایات خاصّ حضرت حق می سازد، نخواهد بود و انواع تحوّلات درخشان اجتماعی و اقتصادی را که مولود وحدت و اتّحاد جوامع اسلامی است، به وجود نخواهد آورد. در نتیجه، آن سیادت و عظمت چشمگیر جهانی که یکی از اهداف عالی شارع اقدس اسلامی است، برای جامعه مسلمین، محقّق نخواهد شد. پس منظور امام سجاد (ع) از بیانات منقول در روایت، ترغیب مسلمین به انجام حجّ کاملی است که منشأ تحوّلات عظیم اجتماعی و روحی است و در تأمین سیادت و سعادت هر دو جهان اثربخش است. (سیّد محمّد ضیاء آبادی، حج برنامه تکامل، ص۲۴۶) گفتاری از احمد نراقی در معراج السعاده یکی از دانشمندان بزرگ اسلامی که در زمینهٔ اخلاق تتبع و پژوهش کرده است، ملا احمد نراقی است. وی از دانشمندان دورهٔ قاجار بوده و کتاب ارزشمند معراج السعاده را نگاشته است. کتاب وی مورد توجه اساتید اخلاق کنونی بوده و مطالعهٔ آن را سفارش می کنند. نراقی در اواخر کتاب معراج السعاده به اسرار باطنی برخی از عبادات، از جمله حج، پرداخته است. دربارهٔ اسرار باطنی حج چنین نوشته است: بدان که آدمی چون به قصد حجّ از وطن خود بیرون برود و داخل بیابان شود و گردنه ها و عقبات را مشاهده کند و رو به خانه خدا آورد باید متذکّر گردد بیرون رفتن خود را از دنیا و گرفتاری به گردنه های عالم برزخ و محشر، تا ملاقات حضرت داور و از تنهایی راه، یاد تنهایی قبر کند. و از تشویش قطّاع الطّریق و درندگان صحرا، یاد هول موذیات عالم برزخ نماید. و چون میقات رسد و جامه احرام پوشد، به فکر پوشیدن کفن، افتد و یاد آورد زمانی را که به کفن خواهند پیچید و با آنجامه به حضور پروردگار خواهند برد، زیرا جامه احرام، شبیه به کفن است، و چون احرام بست و زبان به لبیّک اللّهمّ لبیّک گشود بداند که معنی این کلام اجابت ندای پروردگار است اگرچه باید امیدوار به قبول لبیّک او باشد. امّا از ردّ آن نیز خوفناک باشد و بترسد که: مبادا جواب او رسد که لا لبّیک و لا سعدیک. پس باید متردّد میان خوف و رجا باشد و از خود و عمل خود نومید، و به فضل و کرم الهی امیدوار باشد. و بداند که وقت لبّیک گفتن، ابتدای عمل حجّ است و محل خطر است. و چون صدای مردمان به تلبیه بلند شود متذکّر شود که: این اجابت ندای پروردگار است که فرموده است: {وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً} (حج: ۲۲/۲۷) خلاصه معنی آنکه: ندا کن مردمان را که به حجّ حاضر شوند. و از این ندا به یاد نفخ صور و برآمدن مردم از قبور افتد، که کفن ها در گردن به عرصات قیامت ایشان را می خوانند. و چون داخل مکّه شد به فکر افتد که: حال، داخل حرمی گردید که هرکه داخل آن شود در امن و امان است. و امیدوار شود که: به این واسطه از عقاب الهی ایمن گردد. و دل او مضطرب باشد که: آیا او را قبول خواهند کرد و صلاحیّت قرب حرم الهی را خواهد داشت یا نه، بلکه به دخول حرم، مستحقّ غضب و راندن خواهد شد. و باید امید او در همه حالات غالب باشد، زیرا شرف خانه، عظیم است، و صاحب خانه کریم، و رحمت او واسع، و فیض او نازل، و حقّ زیارت کنندگان خود را منظور دارد. و کسی که پناه به او آورد ردّ نمی نماید. و چون نظر او به خانه افتد مستشعر عظمت آن گردد، و چنان تصوّر کند که: گویا صاحب خانه را می بیند. و امیدوار شود که: چنان که به ملاقات خانه فایز شد به ملاقات صاحب خانه نیز مشرّف خواهد شد. و شکر خدا را به جا آورد که: به این موهبت کبری رسید (احمد نراقی، معراج السعاده، ص۸۸۳ ۸۸۵) نتیجه گیری حضور قلب و اسرار باطنی، روح عبادت است و در متون دینی اعم از قرآن و روایات بر آن تأکید شده است. مسلمانان علاوه بر انجام دادن مناسک حج، شایسته است اخلاص و رضای خدا و توجه کامل نسبت به مناسک را داشته باشند. امام سجاد (ع) با مخاطب قرار دادن شبلی نسبت به اعمالی که در مناسک حج انجام داد، او را به حضور قلب و توجه به اسرار باطنی راهنمایی کرد. لازم است از این روایت برای انجام تمامی اعمال عبادی خویش الگو بگیریم.