پایگاه خبری پیام آفتاب 8 ثور 1398 ساعت 14:39 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/89886/نقش-کمرنگ-چین-افغانستان -------------------------------------------------- عنوان : نقش کمرنگ چین در افغانستان -------------------------------------------------- سیاست خارجی چین، از گذشته تا به حال بطور فزاینده و چشم‌گیری دچار تحول و انکشاف بوده، نظام داخلی چین یک حزبی است و حزب کمونیست چین، تنها حزب حاکم در این کشور می‌باشد. متن : سیاست خارجی چین، از گذشته تا به حال بطور فزاینده و چشم گیری دچار تحول و انکشاف بوده، نظام داخلی چین یک حزبی است و حزب کمونیست چین، تنها حزب حاکم در این کشور می باشد. قبل از جنگ جهانی دوم، پالیسی خارجی چین بسته و منحصر به چین بود و در چین نظام سوسیالیسم مائو حکم فرما است. بعد از جنگ جهانی دوم و در زمان جنگ سرد چین خود را بی طرف اعلان نمود؛ اما متوجه اقدامات اتحاد جماهیر شوروی در کشورهای اطراف چین بود و به آمدن میخائیل گرباچوف روابط چین و شوروی بهبود یافته خصوصاً زمانیکه اتحاد جماهیر شوروی نیروهای خود را از افغانستان بیرون نمود. پالیسی خارجی چین مبتنی بر پنج اصل: احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز متقابل، عدم مداخله به امور داخلی یکدیگر، مساوات و مفاد متقابل و همچنان همبستگی صلح آمیز استوار است. چین همیشه مخالف امپریالیسم، هژمونی و استعمار بوده است بعد از سال ۱۹۷۰ سیاست خارجی چین پراگمتیک بوده و متمرکز به انکشاف و مدرنیته سازی اقتصاد چین بوده است و این کشور، شامل سازمان های بین المللی مانند تجارت جهانی شد تا با دیگر کشورهای جهان رقابت اقتصادی نماید. پالیسی خارجی چین در رابطه به منازعات تجاری قابل انعطاف بوده اما در رابطه به منازعات مرزی قاطعانه برخورد می کند. چین بعد از جنگ سرد و سال ۱۹۹۰ پالیسی خارجی خویش را باز تر نموده و ارتباط خوب با اکثر همسایه های خود در جنوب آسیا بر قرار نموده است. اما نقش چین خصوصاً بعد از رژیم طالبان در افغانستان کمرنگ بوده و تنها در موارد کوچک اقتصادی تمرکز داشته است. در این مقاله رابطه چین و افغانستان تحت بررسی قرار می گیرد. رابطه دو جانبه چین و افغانستان در طول تاریخ رابطه نسبتاً سرد داشته، در زمان جنگ سرد، چین از طریق سازمان استخباراتی آمریکا (CIA) به مجاهدین تسلیحات و مهمات می فروخت؛ اما بعد از جنگ سرد و جنگ های داخلی همچنان با آمدن رژیم طالبان در افغانستان، چین بسیار محتاطانه در قبال افغانستان برخورد می کرد. بعد از سال ۲۰۰۱ و آمدن نیروهای بین المللی افغانستان رابطه خود را با چین نسبتاً خوب تر ساخت و حامد کرزی اولین دیدار خود را از چین در سال ۲۰۰۲ آغاز نمود و بعداً در سال ۲۰۰۶ و نیز درسال ۲۰۱۰ از این کشور دیدن نمود. تمرکز پالیسی خارجی چین در افغانستان در موارد اقتصادی خصوصاً سرمایه گذاری روی منابع طبیعی بوده و در موارد سیاسی و امنیتی، بسیار محدود است. در سال۲۰۱۰ نخست وزیر بریتانیا گوردن براون از چین درخواست نمود تا به نیروهای ایتلاف بین المللی در افغانستان اشتراک کند؛ اما سخنگوی وزارت خارجه چین قین گنگ بیان نمود که موضع چین در قبال افغانستان تغییر نخورده و چین نمی تواند حتی یک سرباز را در چوکات ناتو در افغانستان اعزام کند؛ تا زمانیکه شورای امنیت سازمان ملل متحد مأموریت پاسبانی صلح را در افغانستان منظور کند. چین یکی از تمویل کننده گان کوچک در افغانستان می باشد. نظر به ارقام وزارت مالیه افغانستان، چین با مساعدت ۱۹۷ میلیون دالر از سال ۲۰۰۲ ۲۰۱۳ جایگاه ۲۳ را میان دونرهای بین المللی از آن خود نموده است. دلایل مختلف برای نقش کمرنگ چین در افغانستان وجود دارد؛ از جمله زمانیکه آمریکا و غرب از چین می خواهد که راه اکمالات نظامی ناتو را از طریق واخان بدخشان باز کند؛ اما چین بسیار محتاطانه و به خاطر مسایل استخباراتی و امنیتی مرزی خویش، به ناتو اجازه چنین اقدام را نمی دهد. چین حضور درازمدت قوای ناتو در افغانستان را به دیده شک می نگرد. چین هنوز خاطره بد بمباردمان سفارت خویش در بلگراد را در سال ۱۹۹۹ که توسط ناتو انجام شد از یاد نبرده است. چین همچنان از موقف ایالات متحده که تنها راه مبارزه با تروریسم در افغانستان را استفاده از قوه قهریه می دانست، به دید شک می نگرد و به این عقیده است که می شد از راه دیگر هم به این مشکل فایق آمد. چین به این عقیده است که باید ریشه های تروریسم را که عبارت از انکشاف اقتصادی، بهبود معیشت محلی و بهتر ساختن حکومتداری می باشد هدف قرار داد. همچنان چین با آمریکا در مورد نوع نظام در افغانستان هم عقیده نیست. برای چین هر نوع نظامی که مبتنی به فرهنگ محلی، شرایط و رسم محلی همخانی داشته باشد قابل قبول است و چین منتقد نوع نظام دموکراسی غربی است. چنانچه پانتسی می گوید که قدرت های غربی یک افغانستان با ثبات و دموکرات بدون حضور القاعده را می خواهد؛ اما تمرکز بیجینگ به ثبات افغانستان است و به نوع حکومت کدام علاقمندی ندارد. با آغاز گفتگوهای صلح، حکومت وحدت ملی تلاش نموده که همسایه های قدرتمند افغانستان را شامل این پروسه بسازد؛ چنان که در چند ماه گذشته مقامات مهم افغانستان مشاور امنیت ملی حمدالله محب و رئیس دارالانشای شورای عالی صلح محمدعمرداودزی، از چین دیدار نمودند. رابطه اقتصادی در این اواخر با سر و صداهای بیرون شدن نیروهای خارجی از افغانستان، چین بیشتر به افغانستان علاقمند شده است و متخصصین چینی می خواهند که پالیسی خارجی چین را در قبال افغانستان تغییر داده و حضور چین را در بخش سرمایه گذاری اقتصادی بیشتر بسازند. با وجودیکه این متخصصین حضور نیروهای بین المللی را در افغانستان بدیدهٔ شک می نگرند و حتی خود نیروهای بین المللی در افغانستان به این عقیده شده اند که تنها با جنگ نمی شود تروریسم را محو کنیم، بلکه به انکشاف اقتصادی تمرکز شود؛ چنانچه دیوید پتریوس قوماندان قبلی نیروهای بین المللی در افغانستان می گوید که پالیسی مبارزه با تروریسم ایالات متحده آمریکا، باید متمرکز انکشاف اقتصادی بخصوص حمایت های لوژستیکی و ترانزیتی شود. پیشرفت دیگر رابطه اقتصادی با چین، باز شدن دهلیزهوایی بین افغانستان و چین می باشد. بعد از سال ۲۰۰۱ رابطه تجاری افغانستان با چین رونق گرفته و اکثر تجار افغان، میلیون ها دالر وسایل الکترونیکی، وسایل تکنالوجی معلوماتی، مواد تعمیراتی و چای را از چین وارد می کنند و در مقابل تجار افغان چرم حیوانات، قالین، کتان و دیگر کالاهای تجارتی را به چین صادر می کنند. در این اواخر چین علاقمند سرمایه گذاری روی معادن تیل، گاز، طلا، مس و آهن در افغانستان شده است؛ چنانچه یک شرکت چینی روی استخراج معدن مس عینک لوگر سرمایه گذاری نموده است. در پروژه معدن مس عینک تا حال چین ۴۰۰ میلیون دالر سرمایه گذاری نموده و توقع می رود که این سرمایه گذاری تا یک میلیارد دالر برسد. پروژه مس عینک، بزرگترین پروژه استخراج معدن در افغانستان می باشد که ظرفیت تولید ۸۸ میلیارد دالر سنگ معدن را دارد. تجارت بین چین و افغانستان از سال ۲۰۰۳ الی ۲۰۱۲ از ۲۷٫۱ میلیون دالر به ۴۶۹٫۳ میلیون دالر رسیده است که نشان دهنده ۱۶ برابر افزایش داد و ستد بین هر دو کشور می باشد. تمرکز چین بالای انکشاف اقتصادی افغانستان مبتنی بر محرک ژئوپولتیک انرژی و استراتیژی حرکت بسوی غرب می باشد. راه های زمینی از ایران و پاکستان به آسیای مرکزی با گذر از افغانستان، دیگر محرک چین می باشد. بیجینگ به این عقیده است که با استفاده از راه های زمینی افغانستان، می شود که حضور اقتصادی خود را در آسیای مرکزی و خاور میانه افزایش داد. چنانچه بخش انرژی طبیعی چین مطالعه امکان پذیری انتقال پایپ لاین گاز از ترکمنستان به چین با گذر از افغانستان را، تحت بررسی دارد. فکتور جنوب آسیا چین در جنوب آسیا به پاکستان نزدیک است و هند را رقیب خود در جنوب آسیا می داند. رابطه هند و چین بعد از منازعه مرزی مکمهان بین هر دو کشور تیره شد و بعد از آن چین از پاکستان حمایت همه جانبه نمود و چین در جنگ های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱ از موضوع پاکستان در مقابل هند حمایت نمود؛ حتی پاکستان را برای بدست آوردن سلاح اتمی کمک نمود. با آمدن اداره جدید ایالات متحده آمریکا و با اعلان پالیسی جدید ترامپ برای جنوب آسیا و افغانستان، چین و روسیه از موضوع آمریکا در قبال پاکستان انتقاد نمودند که خود بیانگر رابطه عمیق چین و پاکستان می باشد. همچنان نزدیکی اداره ترامپ با هند برای چین خوشایند نیست و چین در موضوع افغانستان بسیار محتاطانه برخورد می کند و نظر به سابقه رابطه نزدیک با پاکستان، بدش نمی آید که از موضوع پاکستان در افغانستان حمایت کند؛ اما در این اواخر و با سر و صداهای بیرون شدن نیروهای آمریکایی و ناتو، چین علاقمند به افغانستان شده تا استراتیژی اقتصادی: حرکت به سوی غرب را از طریق افغانستان تطبیق کند. تمرکز چین در جنوب آسیاو افغانستان، متمرکز به پروژهای انکشافی و اقتصادی می باشد؛ مانند پروژه یک راه یک کمربند. حضور هند در افغانستان باعث نگرانی پاکستان در افغانستان می باشد و پاکستان از ترس اینکه هند، جدایی طلبان بلوچ را در پاکستان از خاک افغانستان تحریک نکند، از حضور هند نگران است و پاکستان منافع خود را با بیرون شدن نیروهای بین المللی در افغانستان جستجو می کند؛ بنا به همین دلیل پاکستان گروه طالبان را فعال نگهداشته است که باعث سردی روابط آمریکا به این کشور شده است. بعد از وخیم شدن رابطه آمریکا و پاکستان، اسلام آباد رابطه خود را با چین نزدیکتر ساخت؛ چنانچه مسعود خان سفیر وقت پاکستان در چین اعلام نمود که چین در حالت وخیم با پاکستان خواهد بود؛ اما چین نمی تواند جای کمک های میلیارد دالری آمریکا به پاکستان را پر کند. نهایتاً چین می تواند نقش مهم درآوردن صلح و ثبات دایمی در افغانستان بازی کند؛ چون رابطه چین با پاکستان نزدیک است. بناءً چین می تواند که پاکستان را تحت فشار قرارداده تا گروه های تروریستی و مخالف حکومت افغانستان را وادار به مذاکره مستقیم به حکومت افغانستان کند؛ با وجودیکه حکومت وحدت ملی در این اواخر تلاش های زیادی را جهت شامل ساختن چین در پروسه صلح نموده است؛ اما این تلاش ها کافی نیست. همچنان افغانستان باید از دیپلماسی قوی کار گرفته و تمام جوانب ذیدخل در قضیه افغانستان را فعال سازد؛ تا از موقوف حکومت افغانستان که نماینده مردم افغانستان می باشد حمایت نماید. نزدیک شدن رابطه افغانستان با چین به معنی این نباشد که دیگر کشورهایی که به افغانستان نزدیک است مانند هند از افغانستان دور شود؛ با یک پالیسی خارجی جامع، افغانستان می تواند با همه کشورهای همسایه بشمول چین، روابط نزدیک برقرار نماید. منابع CHINA S AFGHAN POLICY by: Zhao Hong CHINESE STRATEGY IN SOUTH ASIA by: S. S. Bindra -سید جاوید حکیمی / پژواک