پایگاه خبری پیام آفتاب 11 سرطان 1398 ساعت 10:19 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/90406/لرزه-اندام-ارگ -------------------------------------------------- عنوان : لرزه بر اندامِ ارگ -------------------------------------------------- آقای غنی راه خطرناک و پُرچالشی را برای ماندن در قدرت انتخاب کرده‌است. این راه از میان دود، آتش و خون می‌گذرد و تهدیدی جدی برای آیندهٔ افغانستان است؛ آینده‌ای که مردم امیدوارند با دست‌های خود بسازند و آنچه را که حکومت آقای غنی و پیشتر از آن حکومت آقای کرزی برای آن‌ها کرده نتوانستند، این‌بار خودشان با گزینش فردِ اصلح در رأسِ حکومت انجام دهند. متن : در حکومت و نهاد ارگ این روزها چنان تغییرات و جابه جایی هایِ کم سابقه و سرسام آور آغاز شده که اکثریتِ مردم را دچار حیرت و نگرانی کرده است. این تغییرات و جابه جایی ها شامل ایجاد سمت های فرمایشی و جعلی و پس وپیش کردنِ افراد زیر نامِ پیشبرد بهتر امور ولی در واقعیت برای کمپاین انتخابات صورت می گیرد. برخی از حواریونِ آقای غنی در فضای مجازی با استقبال از این تغییرات، از آن به نام جوان سازی حکومت یاد می کنند. پرسش این جاست که این تغییرات چرا حالا و در آستانهٔ انتخابات ریاست جمهوری انجام می شود و آیا با تقرر چند جوان در موقعیت های به اصطلاح کلیدی و در واقعیت بدون هیچ بازدهی و نتیجه می توان مشکلِ جوانانِ کشور را لاپوشانی کرد؟ در کشوری که میلیون ها جوان پس از فراغت از دانشگاه ها و مؤسسات عالی تحصیلی در فقر و بی کاری زندگی می کنند، تقرر چند جوان چه دردی را دوا خواهد کرد؟ ضرب المثل فلانی از بی کاری جاده ها را متر می کند را شاید همهٔ ما بارها و بارها شنیده بودیم ولی واقعاً مصداق عینیِ آن را ندیده بودیم، تا این که یکی از رسانه های خصوصی کشور با نشر گزارشی در مورد یک جوانِ تحصیل یافته و آشنا به چند زبان خارجی در بلخ که از بی کاری به گونهٔ نمادین متر را برداشته و خیابان ها را اندازه می گیرد، با مصداقِ عینیِ این ضرب المثل ما را به صورتِ ملموس آشنا کرد. این جوانِ بلخی می تواند تصویر کوچکی باشد از شعارِ آقای غنی که در کارزارهای انتخابات سال ۱۳۹۳ فریاد می کشید که به محض دست یافتن به قدرت سیاسی یک میلیون شغلِ تازه در ظرف یک سال ایجاد خواهد کرد. از این شعارِ میان تهی فقط آنچه که واقعاً انجام شد، ایجاد چند سمتِ جدید در حکومت است که به اشغال اطرافیانِ آقای غنی درآمد. آیا این گونه می توان بر مشکلاتِ کشور سرپوش گذاشت و خود را قهرمانِ بازسازی و تغییراتِ بنیادی دانست؟ آقای غنی به کدام حق قانونی، در حالی که زمان حکومت داری اش در اول جوزای امسال به پایان رسیده، این تغییرات را انجام می دهد؟ اگر این تغییرات برای بهبود امور صورت می گیرند، پس چرا ظرف پنج سالِ گذشته آقای غنی به فکر بهبود امور کشور نبوده است؟ در همین حال، این نکته را نباید از یاد برد که این تغییرات تنها شامل این افراد و تنها محدود به کابل نیست. از مدتی به این سو تغییرات و جابه جایی ها در ولایت هایِ کشور آغاز شده و هزاران تن یا از کار بی کار شده اند یا به موقعیت هایِ منفعل سوق یافته اند و جای آن ها با افراد نزدیک به تیم دولت ساز پُر شده است. آقای غنی اگر فکر می کند که مردم معنایِ این اقدام ها را نمی دانند و به زعمِ او احمق اند، باید گفت که واقعاً کور خوانده است. او اگر می خواهد به زور چنین جابه جایی ها و بعد تقلب های سازمان یافته به وسیلهٔ افرادِ خود دوباره به قدرت سیاسی دست پیدا کند، بهتر است از همین حالا دیگر نگوید که فصل ناتمامِ مثلاً شاه امان الله یا سردار محمد داوود را به پایان می رساند بلکه به صورتِ واضح بگوید که می خواهد فصل ناتمام حکومت داری حفیظ الله امین را تمام کند. دیگر به فکر برگزاری انتخابات و تقلب در آن نباشد و هرچه دل تنگش می خواهد انجام دهد. اصلاً از همین حالا اعلام کند که تا لحظهٔ مرگ از حکومت کردن بر مردم افغانستان دست نخواهد کشید و تا یک فرد این کشور زنده باشد، خواب و خوراک را بر خود حرام می کند. این بهتر است از آنچه که حالا با نام های فریبنده و جعل کاری صورت می گیرد. فکر می شود در ارگ فقط بانوی اول هنوز سر جایِ خود باقی ست و دیگران یا از ارگ بیرون کشیده شده اند یا در موقعیت های تازه تأسیس یافتهٔ آقای غنی قرار گرفته اند. اگر جلو این تغییرات گرفته نشود، به نظر می رسد که جلو هرج ومرجی را که از سال های زیادی در حکومت داری کشور وجود دارد و با تغییراتِ جدید به اوج خود رسیده، دیگر نتـوان به آسانی سد شد. این هرج ومرج باعث خواهد شد که وضعیت کشور از چیزی که هست، به سمت وخامتِ بیشتر سوق پیدا کند و حتی دامنهٔ جنگ ها گسترش یافته و باعث برهم خوردن امنیت نسبیِ فعلی کشور شود. آقای غنی راه خطرناک و پُرچالشی را برای ماندن در قدرت انتخاب کرده است. این راه از میان دود، آتش و خون می گذرد و تهدیدی جدی برای آیندهٔ افغانستان است؛ آینده ای که مردم امیدوارند با دست های خود بسازند و آنچه را که حکومت آقای غنی و پیشتر از آن حکومت آقای کرزی برای آن ها کرده نتوانستند، این بار خودشان با گزینش فردِ اصلح در رأسِ حکومت انجام دهند. اما آقای غنی این خطر را احساس کرده است. او به صورتِ قطعی فهمیده که در انتخاباتِ آینده هیچ شانسی برای پیروزی در یک رقابتِ سالم و دموکراتیک ندارد. جابه جایی ها و ایجاد پست های جدید و آنچه که به وسیلهٔ ایادیِ او در ولایت ها انجام می شود، گواه روشنِ این دریافت است. احمد عمران/ماندگار