پایگاه خبری پیام آفتاب 3 حمل 1387 ساعت 13:20 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/2183/حزب-افغانستان-نوین -------------------------------------------------- عنوان : حزب افغانستان نوین -------------------------------------------------- متن : حزب افغانستان نوین ( New Afghanistan Party ) : حزب افغانستان نوین، در سال ۱۳۸۳، به رهبری آقای محمد یونس قانونی، تأسیس شد. آقای قانونی، پس از اجلاس بن و تشکیل اداره ی موقت که او در آن مقام وزارت داخله را به عهده داشت تلاش می کرد که به گفته ی خودش یک حزب جدید و مبتنی براسلام معتدل!! تشکیل دهد که در این راستا کارهایی با همکاری احمد ولی مسعود، محمد قسیم فهیم، دکتر مهدی و سایر اعضای شورای نظار سابق، صورت گرفت و « حزب نهضت ملی افغانستان» تأسیس شد. به مرور زمان اختلافات داخلی اعضای شورای نظار سابق در موارد مختلف و از جمله بر سر رهبری نهضت ملی، شدت یافت تا این که در انتخابات ریاست جمهوری انفجار کرد. آقای قانونی که به نام نهضت ملی خود را در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا نموده بود با مخالفت برادران احمد شاه مسعود به عنوان مدعیان اصلی رهبری نهضت مواجه شد، طوری که نه تنها کاندیداتوری او را از سوی نهضت تکذیب کردند بلکه عملاً در صف رقیب انتخاباتی اش آقای حامد کرزی قرار گرفتند و احمد ضیا مسعود به عنوان معاون اول کرزی در انتخابات شرکت کرد. قانونی، بعد از انتخابات حزب دیگری به نام« افغانستان نوین» تشکیل داد، اما قبل از آن، از چنین عنوانی برای یک حرکت سیاسی توسط آقای دستگیر پنجشیری، از رهبران و بنیانگذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان، استفاده شده بود. آقای پنجشیری در پیامی که به جلسه ی هشتم جون ۲۰۰۳ در شهر مالموی سویدن (= سوئید) که توسط عده ای از کمونیست ها و بقایای حزب دموکراتیک خلق تشکیل شده بود فرستاد، در رابطه با تأسیس" افغانستان نوین" چنین می نویسد : « بعد از اشغال قندهار، هرات، چهار آسیاب و محاصره ی کابل و موضعگیری فعال احمد شاه مسعود علیه نظامیگران پاکستان، جنبش واپسگرایانه ی طالبان مزدور و سازمان های تبهکار عربی و تشکیل جبهه ی متحد مقاومت ملی، همه مرز های فکری، عقیدتی، سازمانی و سیاسی تعصب آمیز کهن در هم شکست. دفاع از استقلال ملی، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و مبارزه بر ضد استبداد طالبی و تجاوز کاران عربی و عجمی بویژه علیه تجاوز محافل حاکمه ی پاکستان به وظیفه ی وطن پرستانه ی تمامی مردم افغانستان مبدل گردیده بود. در چنین وضعی و در سراشیبی عمر و با قلب بیمار قادر به مقاومت مسلحانه نبودم، ناگزیر به اشتراک تعدادی از کوهستانیان هندوکش بیدار که توان و قصد گریز از مرکز و از میدان مبارزه ی ملی را نداشته اند، طرح برنامه ی عمل" افغانستان نوین" را در انداختیم. این طرح توسط گروهی از فعالان سیاسی با تجربه، آگاه و همفکران و مبارزان مورد تصویب قرار گرفت و این گروه خود را طرفدار" افغانستان نوین" نامید. این شاخه ی روینده ی مقاومت عادلانه ی ملی و میهنی به حساب سوهان عمر مستبدان زمانه به تبلیغات گسترده ی شفاهی آغاز کرد، در مراسم تدفین و تشییع جنازه و فاتحه خوانی مردم فعالانه اشتراک ورزید، با مظلومان آه کشید، ناله و فریاد کرد، چون که می دانست : آه مظلومان به سوهان ماند ـ گر خود نبرد برنده را تیز کند. [همچنین] بر ضد تهاجم نظامیگران پاکستان و جنبش کور دل طالبان افشاگری کرد، خشم و خروش زن و مرد و پیر و جوان را بر انگیخت، زمینه های همبستگی مقاومت جویانه ی توده های مردم را فراهم ساخت. افغانستان نوین، این وظایف تبلیغاتی و میهن پرستانه را بدون هیچگونه قرار داد قبلی مشروط، موقت، معامله ی سیاسی، ائتلاف و اتحاد با آمر مسعود و دیگر تنظیم ها و بصورت کاملاً صلح آمیز، بی سر و صدا و مستقلانه ایفا کرد. از اعتماد به توده های مردم و همدردی خلق حق شناس خود بر خوردار شد. کتاب "ظهور و زوال حزب دموکراتیک خلق افغانستان" همه درس های عبرت تاریخی و سود مندی بود که در جلسات هفتگی طراحان برنامه ی عمل افغانستان نوین، در شرایط اضطراب راکت باران ها و بمباردمان های هوایی تدریس و توزیع می شد. طرح برنامه ی عمل، این شاخه ی روینده ی مقاومت ملی، میهنی و دموکراتیک مردم بعداً در پایان بخش دوم [کتاب] "ظهور و زوال حزب دموکراتیک خلق افغانستان" به نام "برنامه ی عمل افغانستان" طبع و تا کنون قریب ده هزار نسخه ی آن در خارج و داخل کشور، توزیع و مورد استفاده ی همه نیرو های ملی، دموکراتیک و ترقی خواه قرار گرفته و زمینه ی های شناخت همگون و درک فعال اوضاع کشور را فراهم ساخته است.» (۱) ممکن است که آقای قانونی از تأسیس افغانستان نوین، توسط دستگیر پنجشیری خبر داشته و حتی با آن به نحوی ارتباط بر قرار کرده باشد و در تأسیس و نامگذاری « حزب افغانستان نوین» از همان افغانستان نوین دستگیر پنجشیری الهام گرفته باشد. و اگر از حرکت سیاسی که پنجشیری مدعی آن است، قانونی درآن زمان آگاهی نداشته این به معنای ضعف یک سیاستمدار و مدعی رهبری است. به هر حال، قانونی بعد از تشکیل حزب افغانستان نوین، اقدام به تأسیس ائتلافی از به اصطلاح منتقدان دولت کرزی به نام « جبهه ی تفاهم ملی » نمود که کار این جبهه هم بجایی نرسید و در انتخابات پارلمانی و بخصوص در انتخابات داخلی پارلمان نا هماهنگی و اختلافات اعضای مهم آن بر ملا شد و این جبهه فرو پاشید. آقای محمد یونس قانونی فرزند محمد یوسف آن طوری که در زندگینامه اش نوشته است در سال ۱۳۳۶ در یک « خانواده ی روشنفکر !! » در ولسوالی حصه ی دوم پنجشیر به دنیا آمده است. کسانی که با فرهنگ جریان های سیاسی در افغانستان آشنایی دارند می دانند که به دلیل استفاده ی بیشتر کمونیست ها از واژه ی روشنفکر، ذکر این واژه در مرحله ی اول کمونیست و در مرحله ی دوم سکولار و لیبرال را در افغانستان تداعی می کند و نیروهای سیاسی رادیکال اسلامی از این کلمه آگاهانه استفاده نکرده و نمی کنند و این به آن دلیل است که کمونیست ها و سکولار ها، روشنفکر کسی را می دانند که دارای اندیشه ی به اصطلاح جدید و غیر اسلامی باشند و عناصر مذهبی هر قدر دانشمند و تحصیل یافته هم که باشند از نظر آن ها در گذشته « مرتجع» بودند و در حال حاضر « بنیاد گرا و تروریست» هستند. چنانچه جورج بوش، رئیس جمهور امریکا در جریان تجاوز اسرائیل به لبنان در ماه اسد سال ۱۳۸۵ ضمن حمایت از تروریزم دولتی اسرائیل و تروریست خواندن مبارزان حزب الله و حماس، آن ها را وابسته به اسلام ارتجاعی خواند و گفت که با اسلام ارتجاعی باید جنگید. علاوه بر آن در صف منورین مسلمان چه در افغانستان و چه در سایر کشور های اسلامی کسانی که تا کنون بر طبل روشنفکری کوبیده اند یا از اساس نا مسلمان و نفوذی بوده اند و یا التقاطی که به تعبیر روشنفکران متأخر، قرائت جدیدی از اسلام عرضه کرده اند و یا افراد نا آگاه ، اما پر مدعا هستند که از هر عنوانی برای تعریف خود شان استفاده می کنند. به هر حال، آقای قانونی از چهره های شناخته شده است و نیازی به ذکر کامل زندگینامه ی ایشان در این نوشته نمی باشد، اما نقد نظریات و عملکرد آقای قانونی و امثال ایشان برای نسل امروز و فردای افغانستان بسیارضروری است. در مقدمه ی مرامنامه ی حزب افغانستان نوین آمده است که این حزب « در پرتو اندیشه ی متعالی اسلامی، فرهنگ مدنی، اعتدال فکری ... » حرکت می کند و « برای تحقق کامل آزادی، دموکراسی، حقوق انسانی و مشارکت ملی در تعیین سرنوشت کشور و مدیریت کار آمد، جدی و کوشا است و خود را متعهد می داند که از ارزش های ملی، جهادی و مقاومت مردم کشور پاسداری و حراست نموده و در تحقق آرمان های شهدای راه صلح ، آزادی و استقلال کشور بذل مساعی همه جانبه نماید » . در این مرامنامه، اصول و شاخصه های افغانستان نوین را هشت محور تشکیل می دهد که عبارت اند از: اسلام، ثبات، استقلال، قانونمندی، مردم سالاری، رفاه، توسعه یافتگی و همکاری متقابل با جامعه ی جهانی. در رابطه با اسلام چنین نوشته اند: « با اعتقاد خلل ناپذیر بر مبانی و ارزش های ماندگار دین اسلام ، مبارزة همه جانبه جهت بر پا ساختن نظام مردم سالار بر اساس لیاقت و شایستگی، مبتنی بر ارزش های دینی صورت خواهد گرفت و در آن اعتدال گرایی و خرد گرایی را توسعه بخشیده، با افراط و تفریط مبارزه می کنیم. »؛ تا این جا دو نکته در خور توجه است : اول این که آنچه در رابطه با اسلام بطور تشریفاتی در مرامنامه ی حزب افغانستان نوین آمده است در همان حد و حتی بیشتر از آن در مرامنامه های بعضی احزاب کمونیستی و سکولار تازه تأسیس نیز ذکر شده و این به تنهایی نمی تواند دلیلی بر خلوص نیت و التزام عملی رهبری این حزب به بر قراری نظام سیاسی اسلامی و اجرای قوانین شرعی باشد. چنانچه رهبر این حزب از لویه جرگه ی قانون اساسی تا ریاست ولسی جرگه در عمل نشان داده است که شعار اسلام معتدل او روی دیگر سکه ی سکولاریزم است که با منافع و خواسته های سلطه جویانه ی امپریالیزم امریکا و غرب ساز گاری دارد. او با پیروی و تقلید از به اصطلاح، اصلاح طلبان و دگر اندیشان ایرانی مانند دکتر سروش، دکتر معین و غیره با طرح شعار های اعتدال گرایی، خرد گرایی، مردم سالاری و غیره می کوشد که از یک طرف حساب خود را از اسلام رادیکال و مبارز که بطور طبیعی سلطه جویی امریکا را به چالش می کشد، جدا کند تا رضایت امریکایی ها را جلب نماید و از طرف دیگر با ذکر مبانی و ارزش های دینی و جهادی از اعتبار اسلام وجهاد کما فی السابق در میان مردم بهره ببرد، به عبارت دیگر هم به نعل می کوبد و هم به میخ. و دو دیگر این که ، به کار بردن مکرر عبارت « جامعه ی جهانی » و اصل قرار دادن « همکاری متقابل با جامعه ی جهانی» ، عدم توجه به حضور اشغالگرانه ی نیروهای خارجی در افغانستان که استقلال کشور را مخدوش ساخته اند، و نیز بی توجهی به مسائلی مختلف دیگری که به تضعیف اسلام و اعتقادات اسلامی رابطه دارد همگی حاکی از آن است که حزب افغانستان نوین، عملاً یک حزب سکولار و مرعوب استکبار جهانی است که موفقیت خود را در گرو داشتن رابطه ی ویژه با غرب و در واقع وابستگی به غرب ارزیابی می کند. امروزه بر هیچ انسان آگاه و دردمندی پوشیده نیست که امریکا با حربه ی « جامعه ی جهانی» ، « مردم سالاری» و « حقوق بشر» ملت ها و نیرو های مسلمان و آزادی خواه را سرکوب می نماید. اتکا به این مفاهیم دروغین و نشخوار روشنفکر مآبانه ی آن ها نشانه ی نا دانی یا وابستگی و انحراف فکری و سیاسی است. با این شعار ها افغانستان نوین ساخته نمی شود، چنانچه پنج سال است که نشده است و در آینده نیز نخواهد شد. حزب افغانستان نوین، مانند سایر احزاب چپی و راستی در حالی از استقلال، عدم وابستگی سیاسی و نظامی و حاکمیت ملی سخن می گوید که کشور از لحاظ سیاسی، نظامی و اقتصادی وابسته به قدرت های خارجی است و حاکمیت ملی در سایه ی حضور نیرو های خارجی معنایی ندارد و سخن گفتن از همکاری متقابل با جامعه ی جهانی شعار مسخره ای بیش نیست، چرا که افغانستان جز از در اختیار قرار دادن سرزمین خود برای اهداف تجاوزکارانه ی امریکا و پیمان ناتو در منطقه چیزی برای تعامل و همکاری متقابل با به اصطلاح جامعه ی جهانی ندارد. حضور طولانی و نا محدود نیروهای خارجی و امضای قرارداد های وابستگی سیاسی و نظامی استراتژیک با امریکا و انگلیس از جمله مسائل مهم ملی هستند که احزاب سیاسیِ ملی و بویژه مسلمان نمی توانند در برابر آن ها بی تفاوت باشند، اما حزب افغانستان نوین مانند بسیاری دیگر از احزاب جدیدِ زاییده در دامن سلطه ی سیاسی و نظامی امریکا در افغانستان، هیچ توجهی به آن ها نداشته و مواضع خود را اعلام نکرده است. مسأله ی دیگر این است که حزب افغانستان نوین مانند سایر احزاب چپی و راستی دارای گرایش های ویژه ی قومی و سیاسی، در سیاست خارجی خود بصورت کلی و چند پهلو « حل مشکلات و رفع اختلافات و سوء تفاهمات با کشور های همسایه» را مطرح ساخته است. همه می دانند که افغانستان چه در گذشته و چه در حال حاضر تنها با کشور پاکستان مشکلات دارد و اساس این مشکلات به رسمیت نشناختن خط مرزی « دیورند » از سوی افغانستان است. بنا بر این، مطرح کردن اختلافات و سوء تفاهمات نه با یک کشور بلکه با کشور های همسایه مغرضانه است. اساسنامه ی حزب افغانستان نوین، در پنج فصل و سی و شش ماده تدوین شده و ساختار تشکیلاتی آن عبارت است از : مجمع عمومی، شورای مرکزی، شورای رهبری، دیوان نظارت و تفتیش، شورای اجرائیه، شورای ولایتی، شورای شهر، شورای ناحیه، شورای ولسوالی و هسته های حزبی. گفته می شود که حزب افغانستان نوین، از افراد نا متجانس و بعضی روشنفکران التقاطی و عملاً سکولار که در پی شهرت و مقام هستند و نه عقیده و آرمان ، تشکیل شده است . --------- ۱۱- سایت آریایی ، فشرده ی پیام اکادمیسین دستگیر پنجشیری به جلسه ی تاریخی هشتم جون ۲۰۰۳ میلادی شهر مالموی سویدن ، ۲۵/۱۱/۲۰۰۵ ، ص ۵ . www.ariaye.com .