پایگاه خبری پیام آفتاب 14 قوس 1386 ساعت 16:31 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/470/حزب-وحدت-اسلامی-مردم-افغانستان -------------------------------------------------- عنوان : حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان -------------------------------------------------- حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، گروه انشعابی از حزب وحدت اسلامی افغانستان (جناح خلیلی) است که به رهبری محمد محقق تشکیل شده‌است. متن : حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، گروه انشعابی از حزب وحدت اسلامی افغانستان (جناح خلیلی) است که به رهبری محمد محقق تشکیل شده است. در مادهٔ سوم اساسنامهٔ حزب وحدت اسلامی مردم، این حزب چنین تعریف شده است: حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، سازمان سیاسی سرتاسری، مستقل، دموکراتیک، متعهد به اصول توسعه و پلورالیزم بوده که در آن زنان و مردان هدفمند افغان در جهت استحکام وحدت ملی بر اصل تساوی حقوق، ایجاد جامعهٔ مدنی و نظام دموکراسی مبارزه می نمایند. در مادهٔ چهارم، بیرق حزب وحدت مردم چنین توضیح داده شده است: ... طول این بیرق یک و نیم برابر عرض آن می باشد. این بیرق دارای دو رنگ سرخ و آبی [است] که رنگ سرخ آن یک سوم و بیانگر روح مقاومت و فداکاری مردم در برابر تجاوز بیگانگان می باشد و رنگ آبی آن دو سوم بوده و نشان دهندهٔ ورود در فضای صلح و زندگانی مرفه و دیدگاه باز سیاسی و رفتن به سوی دموکراسی و مردم سالاری است. این بیرق دارای چهارده ستاره بوده که نمایانگر حضور چهارده قوم با هم برادر افغانستان می باشد که در قانون اساسی به آن تصریح شده است. چهار ستارهٔ آن بزرگتر بوده و به شکل عمودی در قسمت رنگ سرخ قرار دارد که اشاره به چهار قوم بزرگ و ده ستارهٔ کوچک آن به شکل یک حلقه در وسط رنگ آبی قرار گرفته که اشاره به ده قوم کوچک در افغانستان می باشد. در قسمت رنگ آبی بیرق و در وسط ده ستارهٔ کوچک آرم حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان قرار دارد. در مادهٔ چهاردهم اساسنامهٔ حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، تابعیت افغانستان، داشتن ۲۵ سال سن، وطن دوستی، صداقت و شهرت خوب، محکوم نبودن به نقض حقوق بشر و جرایم جنایی، مشهور نبودن به گرایش های قومی، مذهبی، فرقه ای و زبانی، داشتن سواد و آگاهی سیاسی و معتقد بودن به ارزش های دموکراسی هفت شرط و اوصاف عضویت در شورای مرکزی تعیین شده است. در مادهٔ سی وسوم، پنج شرط برای رئیس شورای مرکزی تعیین شده که عبارت اند از: ۱- داشتن تابعیت افغانستان. ۲- چهل سال سن. ۳- تأیید بیش از۵۰ نفر از اعضای مجمع عمومی سراسری. ۴ - تقوا، وطن دوستی، تدبیر و فهم و فراست. ۵ - محکوم نشدن رسمی به خیانت ملی، نقض حقوق بشر!! و جرایم جنایی !!. از مطالعه و بررسی اساسنامه و مرامنامهٔ حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به رهبری محمد محقق، به صراحت چنین بر می آید که این حزب، غیر مذهبی ترین حزب سیاسی در افغانستان است که با جرأت پردهٔ ملاحظات و ریا کاری را کنار زده و حتی اسمی از اسلام را به میان نیاورده است، کاری که هیچ حزب کمونیستی و سکولار ضد دین بطور رسمی چه در گذشته و چه در زمان حاضر انجام داده نتوانسته است. حزبی از دموکراسی، توسعه، پلورالیزم سیاسی و جامعهٔ مدنی سخن گفته و از اسلام و اسلامیت نامی به میان نمی آورد که رهبر آن در دوران جهاد و مقاومت متهم به ترور صدها تن از اعضا و فرماندهان گروه های سیاسی دیگر و کشتار مردم بیگناه در سمت شمال افغانستان است. حزبی مشهور نبودن به گرایش های قومی را از شروط عضویت خود قرار داده است که اصولاً بر مبنای گرایش قومی تشکیل شده و این گرایش حتی در ستاره های پرچم آن نیز انعکاس یافته است. این حزب که با ساییدن مس وجود خود در کیمیای دموکراسی و لیبرالیزم غربی به طلای دموکرات و لیبرال تبدیل شده است !!، رهبر آن در دوران جهاد از القاب دینی چون حجت الاسلام !! و روحانی مبارز !! مستفید می شد و گرو ه های کمونیستی، ملی گرایان و رژیم ظاهر شاه را این چنین دشمنان اسلام معرفی می کرد: گروه های مارکسیست - لنینیست خلق و پرچم و گروهک شعله با برخی از گروه های کمونیستی و ملی دیگر، در واقع کرم هایی هستند که تخم شان را استعمار پاشید و در مرداب رژیم ظاهر خانی تغذیه و در بطن آن پرورش یافتند و به سرعت جملگی در برابر نهضت عظیم اسلامی و امید بخش، صف بستند و در عصر دموکراسی، جنگ سرد با هواداران انقلاب اسلامی به شدت عجیبی درگرفت. رژیم حاکم از آن جایی که ماهیت مزدوری داشت رذیلانه به حمایت از عوامل استعمار برخاست و بنا به خواستهٔ ارباب، نیروهای مسلمان و انقلابی را سرکوب کرد و بزرگ مردانی چون بلخی، نیازی، شعاع و را به شهادت رساند. (۱). او در رابطه با توطئه های استکبار جهانی و نفوذ مائوئیست ها در صفوف مجاهدین چنین می نویسد: حضور روحانیون بیدار و مبارز در خط مقدم جنگ و جهاد و مذهبی بودن شعارهای نهضت مردم کلمهٔ اسلام را بر انقلاب می افزود و از دینی بودن نهضت حکایت داشت. این امر بر استکبار جهانی و عمالش بیش از هر چیزی گران بود، چه استکبار از احیای مجدد اسلام و حاکمیت آن بر همه ابعاد زندگی مسلمین سخت بیمناک بود و آن را مانع هر گونه سلطه برامت اسلامی می دانست و بلکه حاکم شدن اسلام را مساوی با نیستی استعمار می دید و در این باره از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به زعامت دانشمندان دینی عبرت ها آموخته بود. گروه های کمونیستی هوا دار چین نظیر شعلهٔ جاوید، ستم ملی و غیره بیش از دیگران از اسلامی بودن نهضت ترسناک بودند؛ لذا از همان آغاز قیام های مردمی در فکر دسیسهٔ انحراف انقلاب از خط دین افتادند و به سرعت به خویش سازمان دادند و به یک سری اقدامات توطئه آمیز متوسل شدند. گرچه با هشیاری روحانیت آگاه و روشنفکران مسلمان بسیاری از توطئه ها خنثی شد، اما وجود خوانین جاه طلب در اغلب جبهات مردمی و بی مدیریتی برخی احزاب اسلامی باعث گردید که شعله ای های مزدور بتوانند در سنگرهایی چند نفوذ کنند و آسیب هایی به نهضت مقدس ملت ما وارد نمایند. (۲) عجب گردشی دارد روزگار! فاعتبرو ا یا اولی الابصار !!؛ آقای محقق، سیاف و امثال آن ها که ظاهر شاه و کمونیست ها را عامل استکبار جهانی می دانستند و استکبار جهانی را دشمن اسلام و مسلمانان و بیمناک از احیای اسلام، سر انجام پس از سال ها مبارزه با استکبار و عوامل آن !!، البته به ادعای خود شان؛ دست ظاهر شاه را بوسیدند، در ظل حمایت استکبار جهانی در صف کمونیست های خلقی، پرچمی، شعله ای و ستمی و نیز خوانین، ملی گرایان، لیبرال ها و قرار گرفته، وزیر و وکیل شدند و در اسلام زدایی، دین گریزی و همسویی با استکبار جهانی، گوی سبقت را از آن ها ربودند. آقای محقق در زمان جهاد، گروه های حرکت اسلامی و شورای اتفاق اسلامی را متهم می کرد که مائوئیست ها در آنها نفوذ کرده اند، اما اینک، آن طوری که آگاهان می دانند، نه تنها همان مائوئیست ها با محقق هم کاسه و هم پیمانه اند که حتی هم حزب و هم خانواده نیزهستند. وای! اگر نعوذ بالله، رستاخیزی نباشد و خون های به ناحق ریختهٔ مردم به نام خلقی، پرچمی، خادی، خوانین، شعله ای، هزاره، پشتون، تاجیک، شیعه، سنی و پامال شود !. *** ۱- محقق، حاجی محمد، خاطرات یک سنگر نشین (گوشه ای از جنایات خوانین در انقلاب اسلامی افغانستان)، جلد اول، ناشر: سید حبیب الله مشفق، چاپ اول، اسفند ۱۳۶۳، ص ۳۰ ۳۱. ۲- همان منبع، ص ۳۸.