پایگاه خبری پیام آفتاب 30 دلو 1399 ساعت 9:54 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/95587/راهبرد-جدید-آمریکا-جنوب-آسیا -------------------------------------------------- عنوان : ​راهبرد جدید آمریکا در جنوب آسیا دکتر مائده کریمی -------------------------------------------------- از سال ۲۰۱۸ شاهد تحولات متعدد، درهم‌تنیده و مستمر در منطقه آسیای جنوبی با تمرکز بر افغانستان، پاکستان و هند هستیم. دو مسئله حیاتی و چالش‌برانگیز منطقه، روند صلح افغانستان و مسئله کشمیر است. متن : در افغانستان از سال ۲۰۱۸ شاهد روند جدیدی از صلح با طالبان هستیم، چنان که زلمی خلیل زاد از سپتامبر ۲۰۱۸، به عنوان نماینده ویژه ایالات متحده آمریکا برای صلح در افغانستان منصوب شده و دور جدیدی از مذاکرات با طالبان به مرکزیت قطر آغاز شد. اگرچه از زمان حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، تلاش های پراکنده ای برای گفتگو با طالبان صورت گرفته بود، اما مذاکرات و جنبش صلح با قوت بیشتری در سال ۲۰۱۸ با حضور طالبان انجام گرفت که به امضای توافق نامه میان آمریکا و طالبان در سال ۲۰۲۰ منجر شد. اگرچه مفاد این توافق نامه هنوز اجرایی نشده و اختلافات پابرجاست، اما پیگیری مستمر برای حضور همه کشورهای مدعی در این خصوص و ازجمله نقش فعال پاکستان در این دور از مذاکرات قابل توجه است. بدیهی است که موضوع طالبان نه تنها جزو منافع حیاتی افغانستان، بلکه در زمره منافع بنیادین پاکستان نیز قرار دارد؛ هرچند منافع دو کشور در این موضوع واحد، متعارض است. آمریکا بعد از انتصاب زلمی خلیل زاد، خواهان حضور پاکستان و کمک به پیشبرد مذاکرات صلح طالبان شد؛ جایگاهی که همواره پاکستان در پی آن بوده و امتیاز مهمی برای این کشور قلمداد می شود، چراکه مدینه فاضله پاکستان، روی کار آمدن دولتی از طالبان تحت اراده این کشور در افغانستان است تا عمق راهبردی پاکستان در شمال و غرب حفظ شود. در مقابل، دولت افغانستان نیز تمام تمرکز خود را بر روند صلحی که با خواست دولت کنونی در کابل هماهنگ نبوده، قرار داده و هنوز به حاکمیت پاکستان اعتماد ندارد. موضوع دیگر به منطقه کشمیر بازمی گردد. اوت ۲۰۱۹ تاریخ مهمی برای منطقه کشمیر به شمار می آید، چراکه هند اقدام به لغو خودمختاری کشمیر نمود و باوجود اعتراض شدید پاکستان و تأکید بر لزوم پایبندی جامعه جهانی به قطعنامه های سازمان ملل دربارهٔ کشمیر، در عمل اقدام هند با واکنش جدی روبرو نشد. لغو خودمختاری بعد از ملاقات عمران خان، نخست وزیر پاکستان و ترامپ در ژوئیه ۲۰۱۹ و طرح موضوع میانجیگری میان هند و پاکستان از سوی ترامپ رخ داد. تردیدی نیست مناقشه بر سر کشمیر یکی از علل اصلی دشمنی دیرینه دهلی نو-اسلام آباد بوده و دست گذاشتن بر این موضوع از سوی آمریکا و سپس لغو خودمختاری را نمی توان اتفاقی دانست، چراکه آمریکا به یک مسئله حیاتی دولت های شبه قاره هند ورود کرده است. علاوه بر این، اختلافات هند و پاکستان به کشمیر محدود نمانده و با غیرقانونی اعلام کردن ارتش آزادی بخش بلوچستان توسط آمریکا در ژوئیه ۲۰۱۹، جبهه دیگری از تنش میان هند و پاکستان ابعاد آشکار به خود گرفت و پاکستان اقدام به مستندسازی فعالیت های هند در ایالت بلوچستان پاکستان و از خاک همسایگانش نموده است. در مقابل پاکستان در فوریه ۲۰۱۹ حزب جماعت الدعوه (جانشین لشکر طیبه بعد از غیرقانونی اعلام شدن) را ممنوع الفعالیت و ذکی الرحمن لکهوی رهبر لشکر طیبه را در ژانویه ۲۰۲۱ بازداشت کرد، چراکه هند این گروه را عامل حملات تروریستی در این کشور می داند. شایان ذکر است اقداماتی این چنین، برخلاف خواست پاکستان و مطابق با اراده هند یا برعکس، نه در جهت همگرایی دو کشور بلکه جرقه هایی هستند که تسهیلگر منازعات آتی خواهند بود. بنابراین تلاش برای تداوم مذاکرات صلح طالبان و سفرهای مکرر و جداگانه هیئت طالبان و خلیل زاد به کشورهای مختلف از چین، هند و پاکستان تا ایران و روسیه از یک سو و تغییر در مسئله کشمیر بعد از بیش از ۷۰ سال را باید درگیری کشورهای آسیای جنوبی در منافع حیاتی شان دانست که امروز آن ها را دولت های گرفتار اختلافات خود با یکدیگر می نامیم. درعین حال مسائل و چالش های این دولت ها به گونه ای طراحی شده که ابزاری برای مهار یکدیگر باشد. طرح موضوع میانجی گری میان هند و پاکستان توسط آمریکا اگرچه مطابق میل و رؤیای پاکستان بود، خلاف سیاست راهبردی هند در کشمیر است. درعین حال لغو خودمختاری کشمیر که با واکنش جدی از سوی جامعه بین الملل مواجه نشد، منافع پاکستان در حفظ موضوع کشمیر به عنوان شاهرگ حیاتی این کشور را متزلزل ساخت. غیرقانونی اعلام شدن ارتش آزادی بخش بلوچ به عنوان خواسته دیرینه پاکستان در این مقطع زمانی به تحقق پیوست که برخلاف کشمیر امتیازی به پاکستان باشد. به صلح با طالبان برگردیم؛ روندی که موردعلاقه دولت افغانستان و هند نبوده، اما با جدیت و نقش فعالانه پاکستان دنبال می شود. جمع این تضادها در مقطع زمانی مشخص قابل تأمل است. یکی از علل این تحولات که یادآور سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن انگلیس طی سال های استعمار در این منطقه است، مهار کشورها توسط یکدیگر است؛ چنان که پاکستان در صورت عدم حضور فعال در مسائل منطقه، اقدام به عملیات تروریستی و تخریبی می نماید که گاهی منافع غرب و آمریکا را نیز تحت الشعاع قرار می دهد. ازاین رو نقش پاکستان درصحنه منطقه و بین الملل در ظاهر افزایش یافته است. دادن جایگاه برجسته به پاکستان در مسائل منطقه چون افغانستان از یک سو و ایفای نقش میانجی گر درصحنه منطقه و بین الملل مانند میانجیگری میان ایران و عربستان و همچنین ایران و آمریکا و حتی اخیراً چین و آمریکا از این موارد است؛ اما اعطای این موقعیت به پاکستان درعین حال که موجب خشنودی این کشور است، با اهرم هایی چون لغو خودمختاری کشمیر، تقویت مناسبات هند-اسرائیل- خاورمیانه، نوسانات در روند صلح طالبان و قرار دادن پاکستان در فهرست خاکستری FATF از سال ۲۰۱۸ مهار می شود. در نگاه کلی، مسائلی که دولت های آسیای جنوبی را طی دو سه سال اخیر درگیر ساخته، موضوعات غیرقابل چشم پوشی است، ضمن آنکه منافع کشورها در مورد آن ها در زمره منافع متعارض قرار دارد. هنوز هم کشمیر شاهرگ حیاتی پاکستان و طالبان چالش اصلی دولت افغانستان است. ازاین رو دولت ها تمام هم وغم خود را بر مدیریت این امور قرار داده اند و به شدت درگیر مسائل خود شده اند. همان طور که انگلیس با برجا گذاشتن زخم های کهنه بر شبه قاره هند و افغانستان، این منطقه را ترک نمود، آمریکا مسئولیت نمک پاشیدن بر این زخم ها را برعهده گرفته است، نه رفع آن ها را؛ آمریکایی که هنوز مجری طراحی های انگلیس و پول اعراب است، همان طور که بی نظیر بوتو، نخست وزیر فقید پاکستان همین را در مورد طالبان بیان داشت.