پایگاه خبری پیام آفتاب 14 سنبله 1392 ساعت 17:08 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94253/کنکاشی-ریشه-های-شکل-گیری-القاعده -------------------------------------------------- عنوان : کنکاشی در ریشه‌های شکل‌گیری القاعده -------------------------------------------------- اکثریت، اعضای شبکه القاعده را پیرو مسلک سلفی می‌دانند. از سال ۱۹۹۵ نام این سازمان در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار گرفت. رهبر این سازمان «اسامه بن‌لادن» بود. متن : به نظر می رسد آمریکا در آینده ای نه چندان دور، باید تمام توان و انرژی خود را برروی خاموش کردن آتشی بگذارد که خود سال ها پیش جرقه اش را زده است. طی چندماه گذشته به خصوص در خاورمیانه، ۲۲ سفارتخانه آمریکا به دلیل نگرانی از عملیات القاعده، تعطیل شدند. این اقدام در پی اطلاعات کسب شده از سوی نمایندگان ارشد اطلاعاتی باراک اوباما صورت گرفت که با بررسی شنود و تماس های بیرون از آمریکا و پس از آن به دست آمده بودکه دولت تصمیم به تعطیلی سفارتخانه های آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا گرفت. دراین گزارش قصدداریم بانگاهی به ریشه های ایجاد و شکل گیری القاعده، به دلایل نگرانی و ترس آمریکاازچهره پنهان وقدرت آشکاراین شبکه مخوف که درقالب گروه های تروریستی در سراسر جهان، توان به خطر انداختن منافع این دولت را دارد، بپردازیم. القاعده (یا تنظیم) نام تشکیلات بین المللی تروریستی بنیادگرایی است متشکل از شبکه های تروریستی گوناگون که همگی طبق آرمان های خود، با تصورکاهش تأثیرات ودخالت های غیرمسلمانان بردنیای اسلام و گسترش اسلام در جهان مبارزه می کنند. اکثریت، اعضای شبکه القاعده را پیرو مسلک سلفی می دانند. از سال ۱۹۹۵ نام این سازمان در فهرست سازمان های تروریستی قرار گرفت. رهبر این سازمان اسامه بن لادن بود. اکنون نیز به احتمال زیاد ایمن الظواهری رئیس این سازمان است. تشکیلات القاعده در سال ۱۹۸۸ توسط اسامه بن لادن برای مبارزه با اتحاد جماهیر شوروی درافغانستان تأسیس شد. القاعده از سازمان مکتب الخدمة که هدف آن مسلح کردن وآموزش مجاهدین اسلامی برای جنگ با شوروی بود، گسترش وپیشرفت یافت. این سازمان ازحمایت وپشتیبانی دولت های اسلامی به ویژه عربستان سعودی و پاکستان وهمچنین ایالات متحده آمریکا برخوردار بود. در سال ۲۰۰۰، ایمن ظواهری، سازمان جهاداسلامی مصر راباسازمان القاعده ادغام کرد و به شخص دوم این تشکیلات تبدیل شد. وجه نامگذاری سازمان القاعده، برگرفته از توصیف این سازمان در یکی از متن هاست که تشکیلات القاعده را قاعدۀ الجهاد یعنی اساس نبرداسلامی توصیف می کند. این درحالی است که اعضای این سازمان، آن را جبهه بین المللی جهادعلیه یهودیان وصلیبیان می نامند. * القاعده یمن تاریخ دقیق شکل گیری القاعده یمن دقیقاً مشخص نیست، اما پایه شکل گیری القاعده در یمن را می توان در ملحق شدن گروه های پیکارجوی یمنی با القاعده عربستان دانست. در ۱۲ اکتبر ۲۰۰۰ در حمله ای انتحاری توسط یک قایق به ناو جنگی یو.اس.اس.کول آمریکا در بندر عدن، این ناوجنگی نابود شد و ۱۷ نظامی آمریکایی نیز کشته شدند. درسال ۲۰۰۹ و درحین درگیری های یمن، کشورهای غربی وعربستان سعودی اعلام کردند که به دلیل درگیری ارتش یمن باشیعیان شورشی این کشوردرشمال وسعودی های جدایی طلب در جنوب، القاعده می تواندبابهره برداری ازاین وضعیت، دامنه عملیات خود را در یمن گسترش دهد. در۲۱ دسامبر۲۰۰۹عناصر القاعده در جریان یک تجمع ضد حکومتی در جنوب یمن به اهالی منطقه گفتند که آنان نه علیه ارتش یمن، که علیه آمریکا در جنگ هستند. در عملیات هفته سوم دسامبر که در استان ابین انجام شد، ۳۰ تن از افراد القاعده کشته شدند. این عملیات، قربانیان غیرنظامی نیز به همراه داشت. بنابر گفت منابع سیاسی و عشیره ای، ۴۹ نفر از جمله ۱۷ زن و کودک در این حمله جان باختند و در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۹٬۳۴ تن ازافراد مظنون به عضویت درالقاعده ازجمله چندمسئول آن، درحمله نیروی هوایی یمن در منطقه شبوه واقع در۶۵۰ کیلومتری شرق صنعا، کشته شدند. چند سعودی نیز در میان کشته شدگان بودند. گفته می شود شرکت کنندگان در این نشست، دربارهٔ انجام سوء قصدهایی علیه تأسیسات صنعتی یمن، در واکنش به حملات ارتش در۱۷ دسامبر، رایزنی می کردند. * القاعده عراق پس از پایان جنگ عراق برای آمریکا و متحدانش، القاعده عراق تصمیم گرفت پرچم مبارزه با متجاوزان را برافرازد و به قول خود، صلیبیون را از بلاد مسلمین بیرون کند. درمدت سال های پس ازجنگ عراق، این گروه اقدام به حملات تروریستی متعددی علیه مردم عراق ونیروهای امنیتی عراق ونظامیان خارجی کرد که تلفات سنگینی به بارآورده است. این حملات بیش ازاینکه نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهند، نیروهای عراقی و همچنین غیر نظامیان این کشور را به کام مرگ فرستادند. از دیدگاه القاعده، هرکسی با دولت فعلی عراق یا نیروهای خارجی همکاری داشته باشد، خائن و مستحق مرگ است. هدف نهایی القاعده عراق، تأسیس امارت اسلامی دراین کشوربه عنوان یکی ازبلادمسلمین است. آنچه رااین گروه ازآرمان های خود بیان کرده، می توان شبیه برنامه های سیاسی طالبان درافغانستان دانست. * شبکه حقانی این شبکه یک گروه شبه نظامی در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان است که عملیات را علیه نیروهای ناتو، آمریکا و دولت افغانستان سازمان دهی می کند. رهبری این گروه که ارتباط بسیار نزدیکی با طالبان دارد، برعهده جلال الدین حقانی از رهبران مجاهدین دوران جنگ باشوروی وپسرش سراج الدین است. مقراصلی این شبکه دقیقاً معلوم نیست، امابه نظرمی رسد وزیرستان شمالی واقع درمناطق قبیله ای پاکستان مهمترین پایگاه این شبکه باشد. هرچند این گروه درمناطق مختلف مرزی افغانستان فعالیت دارد. رهبران این شبکه ازقبیله زدران قوم پشتون ساکن ولایت پکتیکا هستند. مولوی جلال الدین حقانی درسال۱۳۷۰ موفق شدشهر خوست مرکز ولایت خوست را از چنگ حکومت نجیب الله درآورد. وی دراولین کابینه مجاهدین پس ازسقوط کابل درسال۱۳۷۱ پست وزارت دادگستری رابرعهده داشت. چند سال بعد متحد طالبان شد و در حکومت طالبان، پست هایی چون فرماندهی طالبان در شمال کابل، وزیر مناطق مرزی و امور قبایلی را برعهده داشت. درزمان رونالدریگان رئیس جمهوری دهه ۸۰آمریکا، به کاخ سفیددعوت وباحمایت آمریکا و پاکستان در اواسط دهه ۹۰ به همراه دیگر گروه های طالبان، برافغانستان مسلط شد، اما پس از اشغال این کشورازسوی آمریکا، به دشمن واشینگتن تبدیل شدوعلیه آنهاجنگید. این دشمنی پس ازحمله آمریکابه مقربن لادن اوج گرفت وحمله به پایگاه بگرام به فاصله دوهفته پس ازانتشارخبرکشته شدن بن لادن، اولین واکنش آنهاعلیه اقدام آمریکابود. آمریکاگفته است شبکه حقانی ازمخفیگاه های امن خود در پاکستان دست به عملیات می زندوبارهاازپاکستان خواسته است ارتباط خودباشبکه حقانی راقطع کند. مقامات آمریکایی شبکه حقانی راخانواده ای ازجنایتکاران وقاچاقچیان مرزی می نامندکه درسال های پس از ورودنیروهای ناتوبه آن کشور، به عنوان عامل اصلی حملات انتحاری وتلفات نیروهای بین المللی کمک به امنیت افغانستان، شهرتی شگفت آوربه دست آورد. شبکه حقانی درزمان سقوط دولت کمونیستی افغانستان، به صورت گروهی سازمان یافته ازمجرمان وجنایتکاران شکل گرفت ودرطول چندین دهه جنگ درافغانستان به آدم ربایی، اخاذی و قاچاق پرداخته است. سیا وارتش آمریکاازشبکه حقانی به عنوان مرگبارترین گروه شورشی افغانستان یادمی کنند. شبکه حقانی، ازدلایل اصلی تیرگی روابط پاکستان وآمریکا است. آمریکا سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آی.اس. آی) رابه حمایت گسترده ازگروه حقانی متهم می کند. آمریکا برای بازداشت سراج الدین حقانی، ۵میلیون دلارجایزه تعیین کرده است. دراوت ۲۰۱۲میلادی بدرالدین حقانی یکی ازچهرهای اصلی شبکه ومسئول امورمالی وشبکه بین المللی قاچاق موادمخدروابسته به شبکه حقانی، درحمله پهپادهای آمریکابه خانه ای دروزیرستان شمالی کشته شد. در۱۰اکتبرسال ۱۹۹۴ میلادی دراوج جنگ های داخلی افغانستان، گروهی وارد منطقه اسپین بولدک ولایت قندهارافغانستان شدند که خود را تحریک اسلامی طلبای کرام نام نهادند. با نگاهی به ترکیب رهبران طالبان، متوجه حضوراعراب وهابی عربستان می شویم، که حمایت های مکرروپنهان ریاض ازطالبان راازبدوتشکیل این گروه توجیه می کند. این رهبران وهابی وعرب باشعارجهادباشرک وکفرواینکه هرکس کشته شودبه بهشت خواهدرفت، به زودی پیروان زیادی درافغانستان وپاکستان پیدا کردند. دربدوامرمردم افغانستان به این گروه خوشبین بودندومی پنداشتندکه آنهامی توانندبه جنگ های داخلی افغانستان پایان دهند. طالبان به زودی مناطقی در جنوب افغانستان راکه زیرتسلط دولت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی بود، اشغال کردند. آنها یک ماه ودوروزپس ازاعلام موجودیت، ولایت قندهار، چهارمین ولایت مهم افغانستان راتصرف کردند. طالبان به پیشروی های خود ادامه می دادند ومناطقی رابدون جنگ، یکی پس ازدیگری اشغال کرد. * اولین سرزمین موعود طالبان، ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ کابل را تصرف کردند. آنان به محض ورود، محمد نجیب الله احمدزی رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش شاهپوراحمد زی را کشتند و جنازه هایشان را در چهارراه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس به تدریج سه چهارم خاک افغانستان رامتصرف شدند. غزنی نیزتصرف شد. طالبان سپس نام حکومت خودراامارت اسلامی افغانستان گذاشتند وموجودیت خودراازطریق رادیوافغانستان اعلام کردند. کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی وعربستان سعودی، تنها کشورهایی بودند که طالبان را به رسمیت شناختند. بر اساس گزارش های نهادهای بین المللی حقوق بشری، طالبان دردوره حاکمیت خود، دست به کشتارهزاران تن ازمردم هزاره زدند که ازآن می توان به عنوان یک نسل کشی یاد کرد. قتل عام مردم هزاره درشهرمزارشریف درماه آگوست سال ۱۹۹۸ که طی آن هزاران تن ازمردم هزاره طی چندروزکشته شدند، یکی ازنمونه های این قتل عام هامحسوب می شود. براساس گزارش دیده بان حقوق بشر، والی طالبان درآن وقت، پس ازتصرف شهرمزارشریف، ازهزاره ها به عنوان کافریاد کردوقتل آنان وغارت اموال شان راجایزدانست. مردم هزاره شیعه مذهب هستند، ولی طالبان فقط مردم هزاره را نکشت، بلکه به اقوام دیگرنیزحمله کرد. قتل عام هزاره ها در فاصله سال های ۱۹۹۹تاسال۲۰۰۱درمناطق سرپل و بامیان از نمونه های دیگر این قتل عام ها است. دیده بان حقوق بشر با انتشار گزارشی ویژه در سال۲۰۰۱، به بخش های مهمی از این قتل عام ها به صورت مستندپرداخت. حلقه رهبری طالبان را کسانی تشکیل می دادندکه بعضاً هیچگاه دیده نشدند و با رسانه ای صحبت نکردند و تصویری از آنان مشاهده نشد. در مجموع، رهبری طالبان در آن زمان را می توان به سه بخش تقسیم کرد: - طلاب یا کسانی که رهبری اصلی را به عهده داشتند (به زعامت ملاعمر) - آنهایی که دیدی بازتر نسبت به قضایا داشتند (به رهبری ملا احسان الله) - میانه روها که شمارشان کمتر بود و نقش عمده ای درقضایای بزرگ سیاسی نداشتند، زیرادرصورت میانه روی، منافعشان به خطر می افتاد. درمجموع، این افرادحلقه رهبری طالبان راتشکیل می دادند: - رهبر کل، ملامحمد عمر. - اعضای شورای داخلی، ملا محمدربانی، ملا احسان الله، ملا محمد، ملا عباس و ملا پاسانی. - اعضای شورای مرکزی، ملا محمد حسن، ملانورالدین، ملاوکیل احمد، ملا شیر محمد ملنگ، ملاعبدالرحمن، ملاعبدالحکیم، سرداراحمد، حاجی محمدغوث و معصوم افغانی. شماری ازمردم افغانستان به علت خستگی ازجنگ های داخلی، طالبان راترجیح می دادند، اما طالبان با دیدگاهی بسته وافکاری متفاوت بامحیط وجهان برخوردکردندوبه نوعی بابازگشت به نگرش های مذهبی و بازیرفشارقراردادن مردم، موجبات نارضایتی قشرکثیری ازمردم افغانستان رافراهم ساختند. آنهانام حکومت افغانستان راازجمهوری اسلامی به امارت اسلامی افغانستان تبدیل ورهبرخود (ملا محمد عمر) را به عنوان امیرالمؤمنین معرفی کردند. قطعنامه های مکرر شورای امنیت را نادیده گرفتندوخارجیان رااخراج کردند. طالبان بارادیو، تلویزیون، موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی وآثارهنری مخالف بودندومجسمه های بودادربامیان رامنهدم ساختند. آنهابه زنان اجازه نمی دادندبه تنهایی ازخانه هایشان خارج شوند. مجازات مجرمین جنسی مرگ بودوکسانی که دزدی می کردند، دستشان بایدقطع می شد. مردم رابه زورازمحل کارشان به مساجدمی بردند. ریش مردان درنظام طالبانی بایدبلند می بودوموهای سرشان رامی بایست کوتاه می کردند. هرچند طالبان پخش هرگونه اخبارمبتنی براختلاف میان این گروه راپنهان نگه می داشتند، اما گاهی خبرهایی ازبروزاختلافات میان تندروان ومیانه روان شنیده می شد. * پاکستان و طالبان گروه های مخالف طالبان همواره، سعی بر این داشتند تا جهانیان را متوجه این موضوع سازند که طالبان از سوی سازمان اطلاعات پاکستان رهبری می شوند، در حالیکه این اتهام مدام از سوی طالبان رد شد و در عین حال پاکستان بزرگ ترین دوست طالبان شناخته می شد. گروه های مجاهدین به این عقیده بودند که پاکستان به خاطر عدم توجه دولت های افغان به خط مرزی دیورند حاضر به تحمل یک دولت مقتدر با امنیت در افغانستان نیست. * سرزمین طالبان اسامه بن لادن زاده عربستان سعودی بود. پدر وی ۵۷ فرزند داشت. وی سرمایه دار مخالف حکومت عربستان سعودی بودکه به بهانه کمک به طالبان، یک سال بعدازاستقرارنظام طالبان باهواپیمای شخصی خود وارد جلال آباد شدومورد استقبال مقامات طالبان قرار گرفت. در پی حملات تروریستی به برخی از قرارگاه های نیروهای آمریکایی دربرخی ازکشورهادرآفریقا وآسیا، ایالات متحده بن لادن را مسئول این حملات معرفی کرد. هنوزبرخی براین عقیده اند که این انفجارهادرجهت سیاست خاص آمریکابرای مخدوش ساختن افکارمردم جهان بوده است، چراکه این اتهامات ازسوی هواداران واطرافیان بن لادن، همواره به شدت رد شده بود. حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر، به نوعی طالبان رابا یک مشکل جدید روبرو کرد. آمریکا دریک اقدام عاجل، اسامه بن لادن رهبرگروه اسلام گرای القاعده رامسئول این حملات اعلام کردواز گروه طالبان خواست تا وی رادراولین فرصت به آمریکا تحویل دهد، اما طالبان به هیچ وجه حاضر به تحویل اسامه بن لادن به آمریکا نشد. با وقوع حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر و عدم تسلیم بن لادن به آمریکا از سوی طالبان، بهانه حمله به افغانستان در اختیار آمریکا قرار گرفت. ایالات متحده آمریکا به تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد. آمریکا با همکاری اعضای جبهه مخالف طالبان (مجاهدین سابق) طالبان را شکست داد و حامد کرزی، رئیس جمهور دولت موقت افغانستان شد. درسال۲۰۰۶، گروه طالبان مجددااعلام موجودیت کردوباحاکمیت افغانستان مخالفت ورزید و به بیشتر قسمت های جنوب افغانستان به ویژه زابل، قندهار و هلمند نفوذ و۲ سال بعد اقدام به پیشروی به سمت پایتخت کرد. درغیاب ارتش افغانستان این نیروهاتوانستندبه مروربرای خودکارخانجات اسلحه سازی ومهمات سازی ایجاد کنند. ضعف وفساد حکومتی دربین مقامات جدیدافغانستان درکنارمیلیون هاافغانستانی بیکاربازگشته ازایران وپاکستان، موجب سرخوردگی افغان ها شد و گرایش به سمت طالبان رامجدداًافزایش داد. دولت افغانستان این بارنیزپاکستان را به حمایت پی در پی از طالبان متهم کرد. * آمریکا و سایه سنگین القاعده با وجود مرگ بن لادن، رهبر القاعده، هنوزسایه سنگین این شبکه در سراسر جهان گسترده است. این شبکه توانسته باایجاد پایگاه، به خصوص درخاورمیانه، از فرصت های مختلف درقالب شورش، اعتراض، انقلاب وهر گونه تنش درکشورهای منطقه استفاده کندوواردعرصه های درگیری ازجمله درسوریه شود. با این حال دولت های غربی به خصوص آمریکا، به دلیل مخالفت بابرخی دولت های منطقه، ازاین گروه ها حمایت می کنند، اما امروزهمین گروه های تندرو، خودبزرگترین معضل برای کشورهای غربی وآمریکابه شمارمی آیند. برهمین اساس بود که اخیراً در خاورمیانه، ۲۲سفارتخانه آمریکابه دلیل نگرانی ازعملیات القاعده، تعطیل شدند. این اقدام درپی اطلاعات کسب شده ازسوی نمایندگان ارشداطلاعاتی باراک اوباما صورت گرفت که بابررسی شنودوتماس های بیرون ازآمریکا به دست آمده بود. پس از آن بود که دولت تصمیم به تعطیلی سفارتخانه های آمریکادرخاورمیانه وشمال آفریقا گرفت. طبق بیانیه وزارتخانه خارجه آمریکا، این اقدامی احتیاطی بودوبه دلیل تهدیدهای تازه نیست. برهمین اساس بودکه رئیس کمیته مشترک اطلاعات سنا اعلام کرد: القاعده درمراحل آخرتدارکات برای یک حمله است. درهمین راستا، بعضی کشورهای اروپایی هم سفارتخانه های خودرادرپایتخت یمن تعطیل کردند. پلیس بین الملل (اینترپل) هم از کشورهای عضو خواست نسبت به فرارعده ای از زندان های عراق، لیبی وپاکستان، هشیار باشند. برهمین اساس، یک سناتورآمریکایی عنوان کرد: القاعده ازبسیاری جهات، از مقطع پیش از ۱۱ سپتامبر قوی تر است، چون ساکت تر و پراکنده تر است و می تواند از جهات مختلف، سراغ ما بیاید و احتمالاً القاعده مستقر در شبه جزیره عربستان، خطرناکترین شعبه القاعده است. ما اطلاع داریم که افرادرده بالای القاعده درشبه جزیره عربستان، دربارهٔ یک حمله بزرگ صحبت می کنند. ظاهراآمریکادرآینده نه چندان دوربایدتمامی توان خود رابرای خاموش کردن آتشی بگذاردکه خودسال های پیش جرقه اش رازده است. بایدمنتظربودودیدکه آمریکا بافرزندناخلف خودکه باحمایت های بی دریغش دربرهه های مختلف وبراساس منافع زودگذرشکل گرفت و رشدکرد، چه خواهد کردوآیا سایه سنگین وشوم این گروه بزرگ وپرنفوذ که روزبه روزگسترش می یابد، ازسرمنافع آمریکادرسراسرجهان محوخواهدشد، یاروزی به بزرگترین دشمن آمریکاتبدیل می شود.