پایگاه خبری پیام آفتاب 1 میزان 1400 ساعت 15:56 http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/97708/طالبان-اصرار-پیمودن-راه-ترکستان -------------------------------------------------- عنوان : طالبان و اصرار بر پیمودن راه ترکستان -------------------------------------------------- گویا طالبان هنوز واقعیت موجود جامعه افغانستان و تغییرات گسترده در عرصه‌های مختلف عملی، فرهنگی و تکنولوژی را درک نکرده و باز هم اصرار بر پیمودن مسیرهای اشتباه گذشته دارد و به فکر ایجاد حکومت تک قومی و انحصاری است غافل از اینکه مسیری که طالبان در پیش گرفته به ترکستان منتهی شده و به استقرار صلح و ثبات نخواهد انجامید. متن : نزدیک به نیم قرن است که افغانستان در ناامنی و بی ثباتی به سر می برد و در طول 4 دهه گذشته چندین نظام حکومتی در این کشور روی کار آمده و از بین رفته است. چنانکه در حدود یکماه پیش مردم افغانستان و جهان شاهد سقوط نظام جمهوری بر آمده از کنفرانس بن به دست گروه طالبان بود. حال سوال این جاست که مهم ترین عامل بی ثباتی و سقوط حکومت های افغانستان چه بوده است و چرا تاکنون هیچ دولتی حد اقل در چهل سال گذشته نتوانسته سلطه و حاکمیت خویش را بر کل افغانستان بگستراند و رضایت و حمایت مردم را جلب نماید تا از ثبات دوام برخوردار شود؟ این یک سوال اساسی و جدی است که مردم، تحصیل کرده ها، نخبگان، سیاست مداران و رهبران سیاسی و قومی باید آن را جدی گرفته و روی آن غور نمایند و با موشکافی پاسخ آن را دریابند تا چراغ راهی برای آینده و آیندگان باشد که در پر تو آن بتوانیم از اشتباهات گذشته درس عبرت آموخته و در مسیر درست گام برداریم و گرفتار لغزش گذشتگان نگردیم و در چاه آنها نیفتیم. با سقوط حکومت طالبان در سال 2001 میلادی و تشکیل کنفرانس بن زمینه برای تشکیل دولت ملی و مردمی فراهم گردید و افکار عمومی جامعه افغانستان هم آماده پذیرش آن بودند که متأسفانه با دخالت نا بجای زلمی خلیل زاد نماینده آمریکا در کنفراس بن و مطرح کردن مسائل قومی و مصلحت اندیشی غیر واقعی و کوتاه آمدن نمایندگان جبهه متحد و توافق بر سر تقسیم قدرت باز هم فرصت طلایی و تاریخی مردم افغانستان از دست رفت و به جای روی کار آمدن یک دولت ملی بر اساس شایسته سالاری یک دولت ائتلافی بر اساس تقسیم قدرت میان گروه های قومی و جناح های سیاسی به وجود آمد و قانون اساسی هم متأسفانه با تأثیر پذیری از جو کنفرانس بن و اتفاقات بعد از آن و دخالت برخی کشورها و قدرت ها و فشارهای گروه های فاشیستی نتوانست پایه گذار یک حکومت و نظام ملی باشد و کارگزاران حکومت برخاسته از رأی و ارداه مردم و براساس شایسته سالاری انتخاب گردد و به نوعی تقسیم قدرت میان اقوام را رسمیت بخشید و موجب به وجود آمدن چالش های بعدی شد. آن دخالت ها و آن مصحلت سنجی های غیر واقعی و عدم واقع نگری و در نظر نگرفتن منافع ملی و آینده نگری موجب شد که دولت ها در نظام جمهوری ضعیف و ناتوان بوده و مشی قوم گرایانه را در پیش بگیرند که سر انجام به سقوط نظام منجر گردید. با تسلط دوباره طالبان بر کشور و تصرف کابل توسط این گروه بار دیگر افغانستان در یک نقطه عطف و سرنوشت ساز دیگر قرار گرفته و فرصت جدید ایجاد گردید که می تواند سرنوشت کشور را دستخوش تغییر و تحول اساسی نماید که اگر استفاده درست از آن شود می تواند مهر پایان بر بحران طولانی مدت کشور بگذار و موجب استقرار صلح وثبات دائمی در افغانستان گردد اما در صورت تکرار اشتباهات گذشته و اصرار بر روش گذشته و سعی برای در اختیار گرفتن قدرت انحصاری و زیر پاگذاشتن عدالت اجتماعی و نایدده گرفتن واقعیت های موجود کشور باز هم کشور را به سوی تباهی بیشتر سوق دهد. این بستگی به رهبران طالبان دارد که کدام راه را انتخاب می کند؟ راه استقرار صلح و ثبات دائمی و حل ریشه ای بحران افغانستان و یا راه اشتباه گذشته و انحصار قدرت و بردن کشور به سوی بحران تازه و جنگ بی پایان؟ از مصاحبه ها و شعارهای رهبران و سخنگویان طالبان مبنی بر تغییر منش گذشته و عبرت گرفتن از گذشته و تکرار نکردن اشتباهات گذشته این خوشبینی پیدا شد و این فرصت بار دیگر به وجود آمد که با تشکیل یک دولت ملی، فراقومی شایسته سالار و همه شمول و در نظر گرفتن عدالت اجتماعی و واقعیات جدید جامعه افغانستان، بحران طولانی کشور برای همیشه حل و فصل گردد. اما رفتار طالبان نشان داد که خبری از تغییر رویکرد و منش این گروه نسبت به مردم و واقعیت های جامعه افغانستان به وجود نیامده و رهبران طالبان فکر می کنند که افغانستان در عصر احمدشاه ابدالی به سر می برد و حکومت هم باید قبیله ای باشد. یک قوم حاکم و فرمانده و اقوام دیگر محکوم و فرمانبر! علی رغم فشارهای بین المللی بر گروه طالبان برای تشکیل حکومت فراگیر و رعایت کردن حقوق بشر بویژه حقوق زنان، بازهم این گروه زیر بار نرفت و حکومت تک قومی و انحصاری تشکیل داد و حق تحصیل و کار را از طبقه اناث سلب نمود و قیوداتی وضع نمود که موجب تضییع حق کار و تحصیل زنان بشود. این تصمیم اشتباه طالبان موجب گردید که کشورهای همسایه و جهان حکومت طالبان را به رسمیت نشناسند تا فشار بر طالبان افزایش یابد و این گروه تن به حکومت فراگیر ملی بدهد. فشار کشورهای جهان باعث شد که گروه طالبان با گماشتن یک نفر تاجیک به سر پرستی وزارت تجارت و یک هزاره به معاونت وزارت صحت نشان دهد که حکومت طالبان همه شمول است و جهان را فریب بدهد و راه را برای به رسمیت شناختن به اصطلاح امارت اسلامی طالبان هموار سازد غافل از اینکه هم مردم افغانستان و هم جهانیان به خوبی می فهمند که حضور سمبولیک و بدون صلاحیت یکی دو نفر هزاره و تاجیک مشکل افغانستان را حل نمی کند و حکومت همه شمول نمی شود. برای حل ریشه ای بحران افغانستان و استقرار صلح و ثبات دائمی باید مشکل کشور به صورت ریشه ای حل شود و عوامل بحران زا از بین برود و حکومت ملی و شایسته سالار بدون ملاحظات قومی مذهبی تشکیل گردد. اما گویا طالبان هنوز واقعیت موجود جامعه افغانستان و تغییرات گسترده در عرصه های مختلف عملی، فرهنگی و تکنولوژی را درک نکرده و باز هم اصرار بر پیمودن مسیرهای اشتباه گذشته دارد و به فکر ایجاد حکومت تک قومی و انحصاری است غافل از اینکه مسیری که طالبان در پیش گرفته به ترکستان منتهی شده و به استقرار صلح و ثبات نخواهد انجامید.