بخش اول؛

عبدالحفیظ منصور: حکمتیار از تحولات افغانستان بی‌خبر است/ بسیاری از ناظران و تحلیلگران اظهارات حکمتیار را جدی نمی‌گیرند

«عبدالحفیظ منصور» معتقد است «آقای حکمتیار در گذشته خود زندگی می‌کند و از سال ۱۳۷۵ که حدود ۲۱ سال می‌گذرد، از عرصه سیاست افغانستان دور بوده و به صورت مخفی در کشورهای همسایه زندگی کرده‌است.» وی در مصاحبه با پیام آفتاب، می‌افزاید: «این امر سبب شده تا آقای حکمتیار از تحولات افغانستان و متحول شدن مردم، ناآگاه بماند.»
تاریخ انتشار : يکشنبه ۷ عقرب ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۱۳
عبدالحفیظ منصور: حکمتیار از تحولات افغانستان بی‌خبر است/ بسیاری از ناظران و تحلیلگران اظهارات حکمتیار را جدی نمی‌گیرند
«عبدالحفیظ منصور» معتقد است «آقای حکمتیار در گذشته خود زندگی می‌کند و از سال ۱۳۷۵ که حدود ۲۱ سال می‌گذرد، از عرصه سیاست افغانستان دور بوده و به صورت مخفی در کشورهای همسایه زندگی کرده‌است.» وی در مصاحبه با پیام آفتاب، می‌افزاید: «این امر سبب شده تا آقای حکمتیار از تحولات افغانستان و متحول شدن مردم، ناآگاه بماند.»
خبرنگار خبرگزاری پیام فتاب در کابل برای تحلیل و بررسی اظهارات اخیر «گلبدین حکمتیار» دربارهٔ «حزب جمعیت اسلامی» و همچنین مسایل امنیتی مرتبط با آقای حکمتیار و جایگاه سیاسی او در اوضاع و احوال کنونی کشور به سراغ «عبدالحفیظ منصور»، از اعضای شورای رهبری حزب جمعیت اسلامی رفته‌است. در ادامه بخش اول مصاحبه اختصاصی پیام آفتاب با وی را می‌خوانید.

پیام آفتاب: در شرایط کنونی جایگاه حزب اسلامی آقای حکمتیار در ساختار حکومت چگونه است و آیا تأثیری روی تصمیم‌گیری‌های حکومت وحدت ملی دارد؟
منصور: حزب اسلامی یک پدیده است و آقای حکمتیار پدیده دوم، به این معنی که حزب اسلامی در حال حاضر تحت رهبری آقای عبدالهادی ارغندیوال که از دولت مجوز رسمی گرفته‌است، فعالیت می‌کند و شخص انجینیر حکمتیار در حزب اسلامی کدام سمتی ندارد. حزب اسلامی آقای ارغندیوال در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۳، با حزب جمعیت اسلامی به تفاهم رسید و بر اساس آن تفاهم، انجینیر محمد خان، معاونیت اول ریاست اجراییه را به عهده دارد.

پیام آفتاب: آیا اظهارات آقای حکمتیار در برابر جمعیت اسلامی و سران آن، مبنای نگرانی وی از قدرت گرفتن این حزب و به حاشیه کشیده شدن آقای حکمتیار است؟ با توجه به این که در حال حاضر جمعیت اسلامی سهم قابل توجهی در ساختار حکومت وحدت ملی دارد.
منصور: آقای حکمتیار در گذشته خود زندگی می‌کند و از سال ۱۳۷۵ که حدود ۲۱ سال می‌گذرد، از عرصه سیاست افغانستان دور بوده و به صورت مخفی در کشورهای همسایه زندگی کرده و این امر سبب شده تا آقای حکمتیار از تحولات افغانستان و متحول شدن مردم، ناآگاه بماند. اظهاراتی را که آقای حکمتیار مطرح می‌کند، قبل از این که با وضعیت کنونی افغانستان و احزاب و جریانات سیاسی کشور مطابقت داشته باشد؛ بیشتر به تاریخ گذشته افغانستان ارتباط دارد و از این روی است که بسیاری از ناظران و تحلیل گران، اظهارات او را بسیار جدی نمی‌گیرند. شما شاهد هستید که بسیاری از دوستان آقای حکمتیار سفارش و پیشنهاد کردند که برای آقای حکمتیار به عنوان یک رهبر معروف دوران جهاد شایسته‌است تا اندکی تأمل کند و به وضعیت کشور، خود را آشنا بسازد، و پس از آن اظهار نظر نماید.

پیام آفتای: ناظران سیاسی معتقدند که رهبران جمعیت اسلامی، بخصوص رهبران شورای نظار که مصوبات کنفرانس بن را بر استاد شهید ربانی تحمیل کردند، در ۱۶ سال گذشته دستاوردهای جهاد و منافع مردم و کشور را قربانی منافع شخصی و پُست و مقام‌های موقت خود کردند. آنها هر زمان که با مشکل مواجه می‌شدند برای امتیازگیری، با نیروهای معامله‌گر سیاسی از احزاب و اقوام دیگر و حتی گروه‌های سکولار و ضد جهادی ائتلاف می‌کردند و بعد از بهره‌برداری، رو در روی هم قرار می‌گرفتند و این روند هنوز ادامه دارد. نظر شما در این باره چیست؟
منصور: تا جایی که من اطلاع دارم شورای نظار دیگر وجود ندارد و آن شورا یک تشکیلات نظامی بود که پس از پیروزی مجاهدین لغو شد. در جلسه‌ای در وزیر اکبرخان شهر کابل که من نیز در آن حضور داشتم، از سوی احمدشاه مسعود و جمعی از همکاران بلندپایه وی، ملغا اعلان شد و گفتند که این شورا دیگر کاربردی ندارد؛ اما دربارهٔ رهبری جمعیت اسلامی، باید گفت که همگان از گذشته به این سو، زیر چتر جمعیت اسلامی فعالیت می‌کنند و فعال هستند و همه سران جمعیت، استاد ربانی را به عنوان رهبر بلامنازعه، هم در دوران جهاد و هم بعد از جهاد، قبول داشتند؛ اما در مورد بحث موافقتنامه «بن»، روی این مسئله که قدرت باید مسالمت آمیز تحویل داده شود، هیچ‌کسی اختلاف نظر نداشت. هم کسانی که در جلسه بن شرکت داشتند و هم شهید ربانی به عنوان رئیس جمهور برحال کشور، این فیصله را قبول داشتند. تنها ملاحظه‌ای که وجود داشت بر سر مکان این مذاکره بود. استاد ربانی ترجیح می‌داد که این مذاکرات در درون افغانستان صورت بگیرد؛ اما جامعه جهانی و نماینده‌های احزاب جهادی که در آن تنها نمایندگان جمعیت نبودند؛ بلکه از احزاب دیگر نیز حضور داشتند، می‌گفتند که این فرصت تاریخی در بن صورت بگیرد. فقط اختلاف بر سر مکان مذاکره بود، نه بر سر تقسیم قدرت. روی اصل این مسئله که قدرت باید مسالمت آمیز تحویل داده شود، هیچ‌کسی اعتراضی نداشتند. برمبنای همان موافقت‌نامه، حکومت موقت تشکیل شد و به تعقیب آن لویه جرگه اضطراری و لویه جرگه قانون اساسی برگزار شد. استاد ربانی در لویه جرگه اضطراری شرکت کرد و در لویه جرگه قانون اساسی نیز به عنوان عضو بود، بعد هم با دولت همکار شد. یک رابطه دوستی با حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین کشور پیدا کرد و احمدضیا مسعود را به عنوان نماینده خود به صفت معاون ریاست جمهوری در انتخابات معرفی کرد. این‌ها نشان می‌دهد که استاد ربانی اصل موافقتنامه تحویل‌دهی قدرت و همکاری با تصامیم جامعه جهانی را رد نمی‌کرد و با آن موافق بود.

پیام آفتاب: در رابطه با سازوکارهای بعدی که رهبران جمعیت در پیش گرفتند، گویا بعضی‌ها انتقادهایی دارند مبنی بر اینکه آنها ارزش‌های جهاد و مقاومت را به خطر مواجه کردند و برای منافع شخصی خود، منافع جمعی و جهادی را قربانی نمودند. در این باره نظرتان چیست؟
منصور: این تبلیغاتی است که برخی‌ها در بیرون از حزب جمعیت مطرح می‌کنند. منافع جمعی تأمین صلح بود و موافقت نامه بن، تا حدودی صلح، امنیت و حکومت مرکزی را که افغانستان فاقد آن بود، به وجود می‌آورد و همکاری‌های جامعه جهانی را به کشور سرازیر می‌کرد و مردم نیز تشنه آن بودند، چون بیکاری، گرسنگی و بی‌پولی آنان را به تنگ آورده بود. دولت مرکزی افغانستان فروپاشیده بود و نیروهایی در گوشه و کنار کشور، به عنوان قدرت‌های محلی فعال بودند و نیاز به یک نیروی ملی بود که این موافقت نامه، ارتش ملی را به وجود می‌آورد و کشمکش‌های قدرت گرفتن اقوام، جایش را به انتخابات عمومی واگذار کرد که این اصل منفعت مردم افغانستان بود. بالاخره در زمینه‌های تعلیم و تربیه، کار، حقوق بشر و حقوق زن کارهایی صورت گرفت. بحث و فهم ما در درون جمعیت، فارغ از این غوغایی بود که در بیرون آن برخی‌ها می‌گفتند؛ زیرا این مسایل در مطابقت با منافع ملی مردم افغانستان قرار داشت؛ البته اشکالاتی هم روی چگونگی حضور نیروهای خارجی در کشور وجود داشت و اولین کسی که در آن‌جا، این مسئله را مطرح کرد، من بودم و استاد ربانی نیز می‌گفت که نیروهای بین‌المللی با فیصله سازمان ملل متحد در افغانستان آمدند؛ اما روی حضور دوامدار آنان باید بازنگری کنیم و یک سازوکار جدید ایجاد نماییم. همه شاهد هستیم که بعدها یک پیمان امنیتی میان افغانستان و آمریکا، به عنوان دو طرف عقد شد و آن پیمان را نمایندگان مردم افغانستان که تمام احزاب و گروه‌ها، مورد تأیید قرار دادند.

پیام آفتاب: آیا به راستی همانطور که استاد عطا محمد نور گفته بود، آقای حکمتیار یک سیاست مدار شکست خورده‌است؟ آیا حکمتیار با این اظهارات حساسیت برانگیز خود می‌خواهد وجه‌ سیاسی خود در درون حکومت را تقویت کند و به دنبال گرفتن سهم بیشتر از آقای غنی است؟
منصور: اگر بحث موفقیت و عدم موفقیت احزاب و رهبران سیاسی را با حضورشان در بدنه قدرت محاسبه کنیم، در آن صورت می‌بینیم که حکمتیار به تناسب ادعاهای بلند و بالایی که داشت، در بدنه قدرت دولت کنونی، سهمی ندارد و حتی رهبری حزب تاریخی خودش را نیز از دست داده‌است؛ و اگر پیروزی و عدم پیروزی افراد و اشخاص از میزان محبوبیت آنها در بین مردم مشخص می شود؟ ما دیدیم که با آمدن آقای حکمتیار اگر عده‌ای از مردم سکوت کردند؛ بخش‌های زیادی هم اعتراض مدنی کردند. حلقه‌هایی از جوانان و طرفداران حقوق بشر بر ضد آقای حکمتیار راه‌پیمایی اعتراضی کردند و اخیراً به استقبال وی در هرات، واکنش‌های مردمی را دیدیم. این‌گونه کنش‌های اعتراضی بر ضد یک رهبر سیاسی در تاریخ افغانستان بی‌سابقه است و نشان می‌دهد که آقای حکمتیار در یک وضعیت مطلوب به سر نمی‌برد و مردم به صورت معمول از وی پذیرایی نمی‌کنند.

پیام آفتاب: گفته‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه آقای حکمتیار با هماهنگی عربستان سعودی از گروه‌های تروریستی تکفیری در کشور حمایت می‌کند و به دنبال ترویج خشونت‌های مذهبی و گاهی قومی و زبانی است. سکوت وی در برابر حملات تروریستان در میرزاولنگ، مسجد جوادیه و مسجد امام زمان، گواه این مدعا است. این گفته‌ها چقدر حقیقت دارد؟
منصور: بحث اثبات رابطه میان حکمتیار و برخی‌ کشورهای دور یا نزدیک، بحثی است که سند می‌طلبد و باید مستند صحبت کنیم؛ اما نکته مهم این است که آقای حکمتیار در گذشته به عنوان یک چهره اسلام‌گرا، شهرت به هم رسانیده بود و سخن از امت مسلمه می‌زد و حتی مرزهای سیاسی افغانستان چندان برای وی اعتبار نداشت، به طوری که گاهی در هوای فلسطین می‌سوخت و گاهی از مظلومیت کشمیری‌ها دادخواهی می‌کرد؛ اما در این اواخیر، ما شاهد آن بودیم که آقای حکمتیار بحث‌هایی روی ترمینالوژی زبان، زبان ایرانی و افغانستانی، یعنی فارسی و دری و بحث قومیت‌ها را مطرح کردند، از آزادی‌هایی که در سال‌های پسین در زیر چتر فضای جدید، اقلیت‌های قومی و مذهبی از آن مستفید شده‌اند، به آن خرده گرفته و انتقاد کردند که این نکات قابل تأمل است؛ اما پیش از این که وابستگی آقای حکمتیار را پیوند بدهیم به کدام استخبارات بیگانه، من این را از سری بی‌خبری و ناآگاهی وی نسبت به جریانات افغانستان می‌دانم.
/پایان بخش اول/
کد مطلب: 75348
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/aAhvMB
گزارشگر : سید مهدی علوی‌نژاد
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل