مصاحبه با گرند ماستر اکبری؛ استاد تکواندوی کشور/ دود از کنده می خیزد

استاد سید رستم اکبری هم اکنون کمربند مشکی دان 4 در تکواندو را دارد و به انگلیسی او را "گرند ماستر" می نامند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۸ جدی ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۹
مصاحبه با گرند ماستر اکبری؛ استاد تکواندوی کشور/ دود از کنده می خیزد
برفی سفید بر سر و رویش نشسته است اما دلش همچون 54 بهاری که دیده است بهاری بهاری است. بسیار مهربان است. زمانی‌که برای خوش آمد گویی به درب منزل محقرانه اما سرشار از صفا و صمیمیتش در افشار کابل آمد فهمیدم که او علاوه بر قهرمان یک پهلوان نیز است. تکواندو را از سال 1358 از باشگاه (کلپ) حیدری در منطقه کارته پروان کابل شروع کرده و در سال 1360 برای افزایش مهارت‌هایش به باشگاه میوند پیوسته است. او هم اکنون مسئول انجمن میوند که در مناطق مختلف پایتخت و شهرهایی مانند هرات و جلال آباد نیز کلپ دارد می باشد.
فروتنی و ادب در چشم های عقابش که در زیر ابروهای پرمویش خفته است موج می زند. از تکبر خبری نیست، در گوشه اتاق مستطیلی شکلی که اطراف آن با تشک‌های سرخ رنگ آذین و پرده‌های بلند آبی آسمانی بر درب و کلکین آن آویران شده‌اند می‌نشیند. وسط اتاق سفره ای پهن شده است و روی آن کلچه و میوه قرار گرفته است؛ سیب‌های سرخ و مالته و البته گیلاس‌های خالی چای که به محض ورود مهمانها بوسیله چند جوان بیست و چند ساله که وظیفه پذیرایی را بر عهده دارند از چای سبز پر می شود. کلچه و میوه خانه قهرمان تکواندوی افغانستان طعم واقعی دارد درست مثل رفتار گرمش. قهرمان تکواندو می‌نشیند و ماجرای زندگی‌اش را باز گو می کند:
"در دره سنگلاخ، ولسوالی جلریز در میدان وردک به دنیا آمدم اما دوران کودکی را در کابل سپری نمودم. در آن زمام مردم آشنایی چندانی با تکواندو نداشتند و آن را کاراته می گفتند. یکی از دوستانم به نام استاد سید حسین که قبل از من تکواندو را شروع کرده بود مرا با خود به کلپ حیدری برد. یک سال و نیم در این کلپ تمرین کردم و سپس برای افزایش مهارت هایم به کلپ میوند پیوستم."
استاد سید رستم اکبری می افزاید:
"پدرم در آن زمان فوت کرده بود و برادرانم به ویژه برادری که بعدا بر اثر تصادف در ایران از دنیا رفت مرا به شدت تشویق می کرد. برادر مرحومم می گفت برو تکنواندو کار کن حتی اگر هیچ چیز نداشته باشی."
استاد سید رستم اکبری هم اکنون 4 پسر و 6 دختر دارد. پسران بزرگ استاد به همراه برادرش که او نیز در رشته تکواندو استاد است در کلپ همراه استاد تمرین می کنند.
برادر استاد که او هم همانند برادرش انسان خاکی اما قوی است و در جلسات تلاوت قرآن در نقاط مختلف کابل شرکت می کند، می گوید:"قبل از رفتن استاد به مسابقات قهرمانی تکواندو در هندوستان در جلسات قرآن برای او دعا کردیم."
وی می افزاید استاد اگرچه آدم سرمایه داری نیست اما هم اکنون از بسیاری از شاگردان بی بضاعت فیس(شهریه) نمی گیرد.
برادر استاد سید رستم اکبری می گوید وقتی استاد از مسابقات تکواندوی هند به کابل برگشت و ما برای بدرقه اش به میدان هوایی کابل رفتیم، یکی از مسئولین میدان هوایی کابل که میانسال بود وقتی فهمید که استاد در هند قهرمان شده است و نیز وقتی به سر و صورت سفید استاد نگاه کرد، اشک از چشمانش جاری شد و گفت:"ببین که این بنده خدا در چه سنی برای کشورش افتخار می آفریند. درود بر وطن دوستانی چون وی و لعنت بر آنهایی که در کشور خیانت می کنند و مردم را به سختی می اندازد!"
وی می افزاید بعد از بازگشت استاد از هندوستان یکی از شاگردان نوجوانش به خانه اش آمد و گلبرگ‌های گلی که در پلاستیک داشت روی سر استاد ریخت، گردن استاد را بغل کرد و گفت:
"استاد کسی نبود مرا به میدان هوایی بیاورد و خودم هم که پول نداشتم بیاییم. دوست داشتم پول دار می‌بودم و برایت گوسفند قربانی می کردم!"
استاد سید رستم اکبری می گوید:
"در زمان جنگ های داخلی که کابل در آتش تعصب، نژاد پرستی و جهل می سوخت چندین مرتبه مجبور شدم محل زندگی ام را به چنداول، دهمزنگ و حتی کشور پاکستان عوض کنم و در این جا به جایی بسیاری از مدارک ورزشی و اسناد و افتخاراتم مفقود شد. در زمان طالبان نیز به طور مخفیانه تمرین تکواندو را ادامه می دادم. طالبان حتی یک بار دروازه محل تمرین ما را قفل زد اما صبح روز بعد بدون احساس ترس قفل را شکستیم."
استاد سید رستم اکبری هم اکنون کمربند مشکی دان 4 در تکواندو را دارد و به انگلیسی او را "گرند ماستر" می نامند.
گرند ماستر اکبری چهار سال است که عضو تیم ملی تکواندو است و سه روز در هفته روزی سه ساعت با تیم ملی و مابقی روزها را در کلپ خودش تمرین می کند.
به او می گویم وقتی به خانه بر می‌گردی از شدت خستگی آه و ناله هم می کنی و کسی را صدا می‌کنی که بر ایت بالشت بیاورد و پشت سرت بگذارد. استاد کمی ناراحت می شود و می‌گوید ورزش جسمش را آنقدر قوی ساخته است که نیازی به بالشت نداشته باشد حتی در سن 54 سالگی.
از استاد می پرسم: "وقتی زن و اولاد، شوهر و پدری تکنواندو کار که لگدهای قوی می‌زند داشته باشند، مگر جرات می کنند حرفی بزنند یا سخت‌تر نفس بکشند!"
اما استاد می گوید: "نه! این طور نیست. ورزش آستانه تحمل انسان را بالا می برد. مهارت‌های زندگی اجتماعی را افزایش می دهد و به انسان فروتنی  می‌آموزد."
نیز می‌پرسم تا به حال در دعوا در بیرون کسی را کتک زده است و استاد می گوید: "ورزش برای دعوا کردن و زدن نیست، ورزش برای ارتقای روحیات جوانمردی و بزرگ‌منشی است."
بخش دوم این مصاحبه به زودی منتشر خواهد شد
 حفیظ رجبی؛‌ خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب در کابل
کد مطلب: 30991
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/uFJwGG
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل