معرفی کتاب نوروز در ترازوی اسلام/دکتور محمدصالح مصلح

«نوروز در ترازوی اسلام» قرائتی است متفاوت از نگاه حاکم، برخلافِ استادم جناب دکتور محمد اسماعیل لبیب بلخی، من پرده‌های قرائتِ تحریم نوروز را دریده ام و دراین تحقیق نشانداده ام که نوروز جز شادی و لبخند و طراوت و بالندگی چیز دیگری به دنبال ندارد، دین دشمن شادی و سرورِ ملتها نیست، دین بخاطر خوشبختی و سعادت بشر آمده است
تاریخ انتشار : شنبه ۱۴ حمل ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۵۰
عنوان کتاب: نوروز در ترازوی اسلام
نویسنده: دکتور محمدصالح مصلح
نوبت و سال چاپ: اول، 1395ش
قطع و تیراژ: رقعی، 1000 نسخه
قیمت: 150 افغانی
انتشارات: انتشارات بین المللی سرور سعادت



برای دوستان وعده سپرده بودم که بزودی دراین زمینه کتابی در اختیار شان قرار گیرد و اینک، کتاب مذکور از چاپ برآمده است و دراختیارِ بزرگواران قرار دارد، «نوروز در ترازوی اسلام» قرائتی است متفاوت از نگاه حاکم، برخلافِ استادم جناب دکتور محمد اسماعیل لبیب بلخی، من پرده‌های قرائتِ تحریم نوروز را دریده ام و دراین تحقیق نشانداده ام که نوروز جز شادی و لبخند و طراوت و بالندگی چیز دیگری به دنبال ندارد، دین دشمن شادی و سرورِ ملتها نیست، دین بخاطر خوشبختی و سعادت بشر آمده است، برای این که زندگی ما از جمادی به حیوانی و از حیوانی به انسانی و از انسانی به ملکوت اعلی ارتقا یابد، خدای متعال دیانت را تشریع نموده است؛ دین برای این نیامده است تا لبخند را تحریم کند و نفرین به رقص وشادی بفرستد، دین دشمن فساد است نه لبخند وشادی، دین دشمن حرام و تزویر و فتنه است، نه سبزه و گل و شکوفه و طراوت، باید حساب دین را از حساب متدینانی که به نام آن جشن های شادی را تحریم می کنند، جدا ساخت و به فلسفه‌ی هرحکم متوسل شد، این که نوروز چرا حرام است؟ این که چرا شادی و لبخند و ترانه و رقص باید حرام باشد؟ می طلبد تا خردمندانه به هر حکمی نگریسته شود، جاهلانه حکم کردن، نشانه خردمندی نیست، تنگ نظری‌ها و فتواهای بدون تفکر موشب شده است تا سه دهه کشورما تبدیل به حمام خون شود، فرهنگِ حاکم درجامعه ما به صورت جدی نیاز به بازبینی دارد و چنین آرزویی زمانی برآورده می شود که قرائتِ انسانی از دین درجامعه‌ی ترویج یابد و میان خدا و خلق آتشی داده شود، برخی‌ها خدا را در حلقوم خویش به صلیب کشیده اند وهرچه دلشان میخواهد، می گویند و فکرمی کنند که سخن ایشان، فرموده‌ی خدا است و این فکر اشتباه و فاجعه بار است... دراین رساله به چند وچونِ مسائل مربوط به نوروز و حکمِ آن از زاویه‌ی دیگری پرداخته شده است.
از متن کتاب:
ـــــــــــــــــــــ
بخاری، مسلم و به صورت گسترده بسیاری از کتبِ حدیثی نقل کرده اند که وقتی رسول خدا (ص) وارد مدینه شدند، متوجه شدند که یهود روز عاشورا را روزه می گیرند، پیامبراسلام پرسیدند: دلیل این روزه گرفتن چیست؟ در پاسخ گفته شد: دراین روز خدای متعال موسی و بنی اسرائیل را از چنگ فرعون نجات داد و موسی پیروزِ میدان شد، ما بخاطر تعظیم، این روز را روزه می گیریم، پیامبراسلام فرمودند: «نَحْنُ أَوْلَى بِمُوسَى مِنْكُمْ فَأَمَرَ بِصَوْمِهِ» ما نسبت به شما به موسی نزدیکتر هستیم؛ - همان بود که- دستور به روزه گرفتن آن روز دادند.
اگر قرار باشد که تشبیهی از این ناحیه واقع شود، مگر می شود بهتر از روزه پیدا شود؟ این نه تنها یک تشبیهِ معاملاتی نیست، بلکه یک تشبیه عبادی است، روزه عبادت است و دراین روز پیامبراسلام دستور می دهند که روزه بگیرید،  باروزه گرفتن در این روز عملا با یهود، مُشترکات پیدا می کنیم؛ نفرمودند که بخاطرِ تشبیه، فردایش را روزه بگیرید، نفسِ روز را با یهود مشترک ساختند.
این که گفته می شود: رسول خدا گفتند: اگرسالِ بعد زنده بودم، یک روز قبل از روز عاشورا را نیز روزه می‌گیرم، سوال این است که: مگر رسول خدا معنای تشبیه را نمی دانستند؟ مگر متوجه این نشده بودند که کار ایشان از اول به معنای تشبیه بود؟ اول دستور دادند و بعد... از متن کتاب.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی در سال نوِمیلادی، امارات متحده‌ی عربی جشنی برگذار می کند که بخاطرتماشای آن از انگلیس و امریکا می آیند، «بُرج خلیفه» سراسر نورافشان می شود و هزاران نَرِّ هیکلی با زنانِ کاکلی، هتل های بزرگِ دُبی را اجاره می گیرند و پولش را به جیب امیران این کشور می ریزند، هیچ کارغلطی صورت نمی گیرد و خدای نخواسته تشبیهی واقع نمی شود، مفتیان و شیوخُ‌الاسلام‌ها دست بوسِ امیران هستند و پیوسته دعا گوی ایشان، پول این جشن‌ها به حساب مفتیانِ کشورهای فقیری ریخته می شود که لبخند را برای شهروندانشان حرام ساخته اند و جشن را نمادِکفر و بوسه را اوجِ شرارت و خنده را نشانه بی‌حیائی می دانند، به گروه هایِ انتحاری و تکفیری میدهند تا هر روزه درکوچه و پس‌کوچه‌های کابل و قندها و بلخ و جلال آباد و پروان، آدم بکشند و خونِ بیگناهان بریزند، تا احیای خلافت اسلامی کنند و امیری را به قدرت برسانند، نا امنی این کشورها موجب می شود تا سرمایه‌گذاران به دُبی سرمایه گذاری کنند، تا کشورِ ایشان بیشتر از پیش میزبانِ (برادران و خواهرانِ!!) امریکائی و اورپایی باشد، ملاها و مولوی های ما هرساله خدمتِ خادم حرمینِ شریفین تشریف می برند و مدارس دینی و موسسات علمی شان تمویل می شود، کسی تاکنون به فضل الهی جرئتِ این را نکرده است تا به این آغازاده‌ها بگوید: کارهای شما - خدای نخواسته- تشبیه به کفار است.... چه گفتم؟ تشبیه؟ نخیر، بلکه تا فرق کفر آمیز است، تجلیل از تولد پیامبراسلام در این کشورها بدعت و نارواست ولی تجلیل از میلادِحضرت عیسی کارِخوب و شایسته است و با مصارفات بسیار بالایی برگذار می شود... از متن کتاب....
 
عنوان کتاب: نوروز در ترازوی اسلام
نویسنده: دکتور محمدصالح مصلح
نوبت و سال چاپ: اول، 1395ش
قطع و تیراژ: رقعی، 1000 نسخه
قیمت: 150 افغانی
انتشارات: انتشارات بین المللی سرور سعادت
برای دوستان وعده سپرده بودم که بزودی دراین زمینه کتابی در اختیار شان قرار گیرد و اینک، کتاب مذکور از چاپ برآمده است و دراختیارِ بزرگواران قرار دارد، «نوروز در ترازوی اسلام» قرائتی است متفاوت از نگاه حاکم، برخلافِ استادم جناب دکتور محمد اسماعیل لبیب بلخی، من پرده‌های قرائتِ تحریم نوروز را دریده ام و دراین تحقیق نشانداده ام که نوروز جز شادی و لبخند و طراوت و بالندگی چیز دیگری به دنبال ندارد، دین دشمن شادی و سرورِ ملتها نیست، دین بخاطر خوشبختی و سعادت بشر آمده است، برای این که زندگی ما از جمادی به حیوانی و از حیوانی به انسانی و از انسانی به ملکوت اعلی ارتقا یابد، خدای متعال دیانت را تشریع نموده است؛ دین برای این نیامده است تا لبخند را تحریم کند و نفرین به رقص وشادی بفرستد، دین دشمن فساد است نه لبخند وشادی، دین دشمن حرام و تزویر و فتنه است، نه سبزه و گل و شکوفه و طراوت، باید حساب دین را از حساب متدینانی که به نام آن جشن های شادی را تحریم می کنند، جدا ساخت و به فلسفه‌ی هرحکم متوسل شد، این که نوروز چرا حرام است؟ این که چرا شادی و لبخند و ترانه و رقص باید حرام باشد؟ می طلبد تا خردمندانه به هر حکمی نگریسته شود، جاهلانه حکم کردن، نشانه خردمندی نیست، تنگ نظری‌ها و فتواهای بدون تفکر موشب شده است تا سه دهه کشورما تبدیل به حمام خون شود، فرهنگِ حاکم درجامعه ما به صورت جدی نیاز به بازبینی دارد و چنین آرزویی زمانی برآورده می شود که قرائتِ انسانی از دین درجامعه‌ی ترویج یابد و میان خدا و خلق آتشی داده شود، برخی‌ها خدا را در حلقوم خویش به صلیب کشیده اند وهرچه دلشان میخواهد، می گویند و فکرمی کنند که سخن ایشان، فرموده‌ی خدا است و این فکر اشتباه و فاجعه بار است... دراین رساله به چند وچونِ مسائل مربوط به نوروز و حکمِ آن از زاویه‌ی دیگری پرداخته شده است.
از متن کتاب:
ـــــــــــــــــــــ
بخاری، مسلم و به صورت گسترده بسیاری از کتبِ حدیثی نقل کرده اند که وقتی رسول خدا (ص) وارد مدینه شدند، متوجه شدند که یهود روز عاشورا را روزه می گیرند، پیامبراسلام پرسیدند: دلیل این روزه گرفتن چیست؟ در پاسخ گفته شد: دراین روز خدای متعال موسی و بنی اسرائیل را از چنگ فرعون نجات داد و موسی پیروزِ میدان شد، ما بخاطر تعظیم، این روز را روزه می گیریم، پیامبراسلام فرمودند: «نَحْنُ أَوْلَى بِمُوسَى مِنْكُمْ فَأَمَرَ بِصَوْمِهِ» ما نسبت به شما به موسی نزدیکتر هستیم؛ - همان بود که- دستور به روزه گرفتن آن روز دادند.
اگر قرار باشد که تشبیهی از این ناحیه واقع شود، مگر می شود بهتر از روزه پیدا شود؟ این نه تنها یک تشبیهِ معاملاتی نیست، بلکه یک تشبیه عبادی است، روزه عبادت است و دراین روز پیامبراسلام دستور می دهند که روزه بگیرید،  باروزه گرفتن در این روز عملا با یهود، مُشترکات پیدا می کنیم؛ نفرمودند که بخاطرِ تشبیه، فردایش را روزه بگیرید، نفسِ روز را با یهود مشترک ساختند.
این که گفته می شود: رسول خدا گفتند: اگرسالِ بعد زنده بودم، یک روز قبل از روز عاشورا را نیز روزه می‌گیرم، سوال این است که: مگر رسول خدا معنای تشبیه را نمی دانستند؟ مگر متوجه این نشده بودند که کار ایشان از اول به معنای تشبیه بود؟ اول دستور دادند و بعد... از متن کتاب.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی در سال نوِمیلادی، امارات متحده‌ی عربی جشنی برگذار می کند که بخاطرتماشای آن از انگلیس و امریکا می آیند، «بُرج خلیفه» سراسر نورافشان می شود و هزاران نَرِّ هیکلی با زنانِ کاکلی، هتل های بزرگِ دُبی را اجاره می گیرند و پولش را به جیب امیران این کشور می ریزند، هیچ کارغلطی صورت نمی گیرد و خدای نخواسته تشبیهی واقع نمی شود، مفتیان و شیوخُ‌الاسلام‌ها دست بوسِ امیران هستند و پیوسته دعا گوی ایشان، پول این جشن‌ها به حساب مفتیانِ کشورهای فقیری ریخته می شود که لبخند را برای شهروندانشان حرام ساخته اند و جشن را نمادِکفر و بوسه را اوجِ شرارت و خنده را نشانه بی‌حیائی می دانند، به گروه هایِ انتحاری و تکفیری میدهند تا هر روزه درکوچه و پس‌کوچه‌های کابل و قندها و بلخ و جلال آباد و پروان، آدم بکشند و خونِ بیگناهان بریزند، تا احیای خلافت اسلامی کنند و امیری را به قدرت برسانند، نا امنی این کشورها موجب می شود تا سرمایه‌گذاران به دُبی سرمایه گذاری کنند، تا کشورِ ایشان بیشتر از پیش میزبانِ (برادران و خواهرانِ!!) امریکائی و اورپایی باشد، ملاها و مولوی های ما هرساله خدمتِ خادم حرمینِ شریفین تشریف می برند و مدارس دینی و موسسات علمی شان تمویل می شود، کسی تاکنون به فضل الهی جرئتِ این را نکرده است تا به این آغازاده‌ها بگوید: کارهای شما - خدای نخواسته- تشبیه به کفار است.... چه گفتم؟ تشبیه؟ نخیر، بلکه تا فرق کفر آمیز است، تجلیل از تولد پیامبراسلام در این کشورها بدعت و نارواست ولی تجلیل از میلادِحضرت عیسی کارِخوب و شایسته است و با مصارفات بسیار بالایی برگذار می شود... از متن کتاب....
 
 
کد مطلب: 50047
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/qNhVss
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل