۶۰ سال اشغالگری : جنگ جهانی دوم و طمع امریکا به خاورمیانه (قسمت ششم)

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۸ ثور ۱۳۸۷ ساعت ۰۵:۴۴
۶۰ سال اشغالگری : جنگ جهانی دوم و طمع امریکا به خاورمیانه (قسمت ششم)
با شروع جنگ جهانی دوم ، امریکا به عنوان یک قدرت نوظهور در صحنه سیاسی خاورمیانه ظاهر شد . قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا از یک سو و از سوی دیگر نفوذ صهیونیست ها در محافل سیاسی _ اقتصادی امریکا سبب شد تا جنبش صهیونیسم علیه سیاست های جدید انگلستان اقدام کند و در مقابل ، به امریکا روی آورد . سیاست های امپریالیستی نیز باعث می شد تا امریکا به جنبش صهیونیسم به عنوان متحد خوبی برای اجرای سیاست های استعماری خود در منطقه بنگرد . بویژه آن که قدرتهای استعماری سابق ، یعنی انگلستان و فرانسه ، به شدت تضعیف شده بودند و اقتدار استعمار کهن در خاورمیانه رنگ باخته بود. دراین میان مؤسسات و کارخانه های صنعتی امریکا که در دوران جنگ جهانی دوم به سودهای کلان دست یافته بودند ، در پی بازارهای بزرگ تر و منابع غنی تری بودند که بتوانند پس از جنگ نیز بیلان سود سرمایه گذاریهای خود را بالا ببرند . سه مؤسسه از بزرگ ترین مؤسسات صنعتی امریکا، شرکت های نفتی بودند که در میانه جنگ در خاورمیانه سرمایه گذاری کرده بودند. اعضای این شرکت های نفتی امریکائی ، در وزارت خانه های خارجه و دفاع امریکا دارای مقامهای بالایی بودند و تلاش می کردند ایالات متحده ، خاورمیانه و نفت آن را که منبع حیاتی پس از جنگ به شمار می آمد ، تحت سیطره و کنترل خود درآورد . تا این هنگام انگلیس بر نفت خاورمیانه سلطه داشت و مؤسسات امریکائی تنها حدود ۱۰ درصد از ذخائر نفت این منطقه را در اختیار داشتند که عمدتا در عربستان بود. ازاین رو با آغاز جنگ جهانی دوم و اکتشاف منابع نفتی بیشتر درعربستان ، امریکا با انعقاد قراردادهای نفتی با اعراب ، سرمایه گذاریهای کلان خود را در خاورمیانه آغاز کرد . دراین میان هرچند رقابت بر سر ذخائر نفتی میان انگلیس با امریکا در خاورمیانه درگرفت ، اما انگلستان به واسطه ناتوانی مالی در اداره امور جنگ جهانی دوم و مقروض شدن به امریکا ، نتوانست در رقابت با امریکا پیروز شود. مورخان براین اعتقادند که انگلستان برای آن که بتواند به منظور ادامه جنگ از امریکا کمک بگیرد ، امپراتوری خود را گرو گذاشت و درمقابل نیز کمک امریکا به انگلیس ، آنهم به شکل وام ، ابزاری بود که بدان وسیله امریکا بتواند در مناطق تحت سیطره انگیس دارای نفوذ اقتصادی شود. هنگامی که جنگ دوم جهانی خاتمه یافت ، شرکت های نفتی آمریکایی بر ۴۲ درصد از منابع نفت خاورمیانه ، سلطه یافته بودند. در سال ۱۹۴۶ ، هری ترومن رئیس جمهوری امریکا و مشاورانش با تشکیل اتاق دیپلماسی ، بررسی و تحقیقات خود را در خصوص مساله فلسطین ، آغاز کردند . هدف آنان یافتن راههای دیپلماتیک بود تا فلسطین را از سلطه انگلیس خارج کنند . این راه حل نیز بر تشکیل کشور یهود در فلسطین ، متمرکز بود تا دولت صهیونیستی به حافظ منافع امریکا در خاورمیانه تبدیل شود. همزمان نیز صهیونیست ها در امریکا، از روش سیاسی ترومن و مشاورانش استقبال کردند . درچنین شرایطی با ورود گروههای تروریستی صهیونیستی به صحنه جنگ با انگلستان ، سناریوی خروج انگلیس از فلسطین تکمیل شد. صهیونیست ها با انفجار ادارات دولتی انگلیس در فلسطین ، ترور افسران انگلیسی و تخریب پل ها و جاده های تردد سربازان انگلیسی ، رسما" در سال های پایانی دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین ، به دولت بریتانیا اعلان جنگ دادند . دلیل این مسأله نیز مخالفت انگلستان با مهاجرت چند صدهزار یهودی به فلسطین بود. چرا که افزایش جمعیت یهودیان ، کنترل فلسطین را از دست حاکمان انگلیسی خارج می ساخت و آنها در ضعیف ترین موقعیت اقتصادی خود پس از جنگ قادر به کنترل اوضاع در فلسطین نبودند . در بحبوحه این شرایط ، دولت امریکا در هتل بیلت مورBUILT MORE نیویورک ، حمایت خود را از جنبش صهیونیسم برای تبدیل فلسطین به کشور یهودی اعلام کرد و پس از آن نیز انگلستان با ارجاع پرونده فلسطین به مجمع عمومی سازمان ملل ، از صحنه فلسطین خارج شد . با صدور قطعنامه تقسیم فلسطین که با تلاش و نفوذ امریکا در سازمان ملل تصویب شد و ترومن و مشاورانش در آن نقش بزرگی داشتند ، فلسطین به صحنه جنایات و وحشیگری صهیونیست ها تبدیل شد تا درهنگام اعلام موجودیت غاصبانه اسرائیل در فلسطین ، فلسطینی در زادگاهش در موقعیتی ضعیف قرار گیرد . اعلام خروج ارتش انگلستان از فلسطین به معنی رویارویی مستقیم صهیونیست های مسلح و آموزش دیده با مردم بی دفاع فلسطین بود. صهیونیست ها از این هنگام تا خروج نهایی ارتش انگلیس از فلسطین که تنها چند ماه طول کشید ، دست به کشتار وسیع و ارعاب فلسطینی ها زدند . قتل عام روستای دیریاسین از جمله رخدادهای تلخی است که در حافظه تاریخ ثبت شده است و همواره نیز به تلخی از آن یاد خواهد شد. عصر روز نهم آوریل سال ۱۹۴۸ یعنی یک ماه پیش از اعلام رسمی تشکیل دولت یهود ، مردم روستای دیریاسین در حوالی بیت المقدس ، به طور دسته جمعی به طرزی فجیع قتل عام شدند . در این حمله که توسط گروه تروریستی ایرگون و به رهبری مناخیم بگین صورت گرفت ، ۲۵۴ زن و مرد و کودک بی دفاع روستای دیریاسین ، قتل عام شدند . نماینده صلیب سرخ جهانی ژاک دوری نیه طی گزارشی در آن هنگام ، جنایت صهیونیست ها را اینگونه توصیف کرده است :
« دریدن شکم زن ها ، سربریدن بچه ها و به آتش کشیدن خانه ها تنها بخشی از جنایات به وقوع پیوسته علیه مردم روستای دیریاسین است . درمیان خرابه ها اعضای قطعه قطعه شده و یا در چاه انداخته شده ، بسیار دیده می شود و وضع این دهکده بسیار وحشتناک است . مردم روستا را با مسلسل ، قتل عام و سپس با نارنجک ، آنها را قطعه قطعه کرده اند. »

شنوندگان عزیز با پایان یافتن این برنامه، توجه شما را در برنامه بعدی به چگونگی تشکیل اولین دولت صهیونیستی در فلسطین جلب می کنیم
کد مطلب: 2763
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل