گزارشی از همایش علمی آثار باستانی و معدن مس عینک در واشنگتن/ پروفیسر عبدالصبور فروزان

در مقالهٔ قبلی که در مورد پیامدهای ناگوار استخراج معدن مس عینک خدمت خوانندگان نگاشته بودم، وعده بر آن بود تا از کنفرانسی که در مورد مس عینک در واشنگتن دی سی، دایر گردیده بود، معلوماتی ارائه نمایم، و از آنچه که در آن کنفرانس گذشت، یادآور شوم که جالب است و آموزنده و دردناک.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۴ سنبله ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۶
گزارشی از همایش علمی آثار باستانی و معدن مس عینک در واشنگتن/ پروفیسر عبدالصبور فروزان
«همایش علمی فرهنگی پیرامون چگونگی کاوش، دریافت و نگاه‌داری آثار مدنیت بودائی افغانستان از معدن مس عینک در واشنگتن دی‌سی آمریکا»
«پروفیسر عبدالصبور فروزان»، استاد کالیج در نیوجرسی آمریکا

 در مقالهٔ قبلی که در مورد پیامدهای ناگوار استخراج معدن مس عینک خدمت خوانندگان نگاشته بودم، وعده بر آن بود تا از کنفرانسی که در مورد مس عینک در واشنگتن دی سی، دایر گردیده بود، معلوماتی ارائه نمایم، و از آنچه که در آن کنفرانس گذشت، یادآور شوم که جالب است و آموزنده و دردناک.

موضوع کنفرانس حفظ آثار گران‌بهای باستانی تمدن عصر بودایی بود که در بالای معدن مس عینک موجود است و قدامتی در حدود دو هزار سال دارند. مصارف این کنفرانس را مؤسسهٔ یونسکو پرداخته بود که ابتکار مؤسسهٔ دایر گردید.

 در آن از دانشمندانی که بیشترین آن‌ها استادان دانشگاه‌های معتبر جهان بودند، دعوت به‌عمل‌آمده بود اکثریت این دانشمندان اهل باستان‌شناسی و صاحب‌نظرانی در مورد موزیم داری بودند. گردانندهٔ کنفرانس رئیس مؤسسهٔ (ارچ) که شخص دانشمند و اهل نظراست، برای حصول نتایج نیکو، تعدادی از متخصصین جیالوجی را نیز شامل این حلقه نموده بود که ایشان نیز استادان دانشگاه در کشورهای مختلف جهان بودند.

در کنفرانس که بروزهای چهارم و پنجم جون سال گذشته انعقاد یافت، جوانب مختلف موضوع به‌صورت خیلی دلسوزانه و علمی موردبحث و مداقه قرار گرفت. ابتدا بحث و تحقیق در مورد وجود آثار بی‌نظیر تمدن عصر بودایی و وفرت و غنای آن صورت گرفته که جالب بود و مایهٔ حیرت برای همه. زیبایی و لطافت هنری که در آفرینش این آثار بکار رفته بود، یکبار دیگرسرزمین ما را و علمیت، دانش و هنرآفرینی مردم مارا برملاساخت، که همه اشتراک کنندگان درتعجب بودند که این سرزمین ازچه حالی به چه حالی درآمده است! واین آثارناب وبی مانند درمعرض خطرقرارگرفته بودند، درمعرض خطرنابودی و ویرانی!

آری سرزمینی که مردمش رابا بیرحمی میکشند و خودش را باقساوت قلب ویران می‌نمایند، باید آثار باستانی اش توته و پارچه شود، نابود گردد و ازبین برود. چینایی‌های حسود با وسایط غول پیکرشان آمده اند تا آن تخریبی را که طالبان اجیر و بی‌فرهنگ بالای بتهای بامیان انجام دادند، ایشان نیز بالای آثار گران‌بهای تاریخی مس عینک اجرا نمایند!

زیبایی و لطافت هنری این آثارباستانی چنان باعظمت و دلپذیر بود که جمله دانشمندان شامل کنفرانس را آنقدر بخودجذب نمودکه همه به وجدآمده بودند و می‌گفتند که این آثاربه هیچ وجه و به هیچ قیمتی نباید ویران گردند.

بعد از آن رشتهٔ سخن به متخصصین جیولوجی و معادن داده شد که جوانب مختلفهٔ معدن مس عینک به شکل علمی وفنی ارزیابی گردید. مشکلاتی که استخراج این معدن برای نواحی همجوار آن بوجود می‌آورد، یکایک مورد بحث و مذاکره قرار گرفت. مفاد و مضار آن سنجیده شد و این که چه بلایی رابالای مردم آن نواحی ببار می‌آورد تشریح گردید. ازریابی‌هایی که توسط متخصصین جیولوجی ارائه شد، جهت کنفرانس را تغییر داد و طرز دید اشتراک کنندگان کنفرانس را دیگرگون ساخت. آنچه از آفت و بلایی که استخراج این معدن بر مردم این نواحی بوجود می‌آورد، چنان سنگین و دلخراش و تألم انگیز برآوردشد که دیگر حفظ آثار ناب تاریخی درقدم دوم قرار گرفت و مسئله‌ای که مردم نواحی را چطور باید از این تراژیدی نجات داد و چطور جلو وقوع تراژیدی‌های انسانی را در آنجا باید گرفت، اوّلویت یافت.

در کنفرانس تقاضاشد تاباید از نمایندهٔ کشور چین دعوت به عمل آید چون طرف معامله می‌باشد. گردانندهٔ کنفرانس در پاسخ فرمود که از ایشان چندین بار تقاضا به عمل آمد تا در کنفرانس اشتراک نمایند ولی حاضرنشدند و از شرکت ابا ورزیدند.

خبر کنفرانس به کابل رسید، دولت کرزی را ترس وهراس فراگرفت که مبادا کنفرانس کاری نماید که جلو تحقق معاملهٔ ایشان راباچینایی هابگیرد. درآغاز روز دوم کنفرانس بود که گردانندهٔ کنفرانس ابلاع کرد که نماینده‌های دولت آقای کرزی در راه است و بزودی خواهند رسید. این خبر اشتراک کنندگان کنفرانس را مسرور ساخت، چون سئوال‌های زیادی نزد ایشان خلق شده بود که ضرورت به ارائهٔ جواب داشتند و یگانه کسی که می‌توانست به این سئوال‌ها پاسخ دهد، همانا نمایندهٔ دولت کرزی بود و بس.

تا زمان رسیدن این نمایندگان، جروبحث درمورد مسایل جریان داشت ومسایل داغ و داغترمیشد و موضوعاتی بروزمی‌کرد که گیچ کننده و حیرت انگیز بودند. مثلا یکی از معماهایی که دریافت راه حلی برای آن جستجو شده نمی‌توانست، این بود که چرا متن قراردادی که میان چینایی‌ها و دولت کرزی امضاشده است، بدست عامه قرار نمی‌گیرد و چرا هم دولت کرزی و هم چینایی ها ازحرف زدن درمورد مفردات آن خود داری می‌کنند و با وجود تقاضاهای مکرر مقامات بین‌المللی و شخصیت‌های معتبر علمی، متن قرارداد را بدسترس نمی‌گذارند؟ و معلوم شدکه حتی بانک جهانی نیز از دسترسی به متن این قرارداد محروم است. این مطلب اشتراک کنندگان را مشکوک ساخته بود که حتماً «در زیر کاسه نیم کاسه‌ای است»!

ساعت یازدهٔ قبل از ظهر روز دوم بود که گردانندهٔ کنفرانس اعلان کردکه نماینده‌های دولت آقای کرزی مع الخیراز کابل به واشنگتن رسیده‌اند و به زودترین وقت درکنفرانس حضور بهم می‌رسانند. این خبر امید اشتراک کنندگان را بیشتر ساخت که به سئوالها شان پاسخ می‌یابند. من هم بی‌صبرانه در انتظار آن بودم که یکی دو هموطن خود را ملاقات می‌نمایم و بوی وطن از ایشان به مشامم می‌رسد. هنوز وقت زیادبه صرف نان چاشت مانده بود که دروازهٔ اتاق کنفرانس بازشد و گردانندهٔ کنفرانس با صدایی که همراه به هیجان بود، گفت اینک نماینده‌های دولت کرزی رسیدند و ایشان را در صدر مجلس جا دادند تا همه ایشان را بخوبی دیده بتوانند.

این دو نمایندهٔ دولت کرزی بر عکس تصور و توقع من، دو فرد افغان نبودند بلکه یکی دختر جوان خوشگل هندی با چشمان جذاب و گیسوان پرتاب بود که خود را مشاور وزیر صاحب معادن معرفی کرد، و دیگری مرد امریکایی و یا اروپایی بود با چشمان آبی و موهای طلایی که از داعیهٔ دولت افغانستان حرف می‌زد! برای من که در انتظار دیدار دو نفر افغان بودم باورکردنی نبود، بخود گفتم که مگر خوابی، ولی خود را تکان دادم و دیدم که بیدارم و آنچه که می‌بینم حقیقت است و به اصطلاح مردم ما «از زیر پلو ملی برآمد»! سخت متأثر شدم که چه قحط الرجالی دامنگیر کشورم شده که از خود کسی ندارد تا از او نمایندگی نماید، و بخاطرم آمد سخن‌های دوست فرزانه‌ام استاد احمد ضیاء تخاری که صحبتش شیرین بود و حرفش پر از حکمت و همواره می‌گفت: «بچیم خراسان هم مال دارد و هم رجال». بهرحال بعد از معرفی مختصر این دوشخص به اشتراک کنندگان، هریک نوبت گرفتند تابه آنچه سئوالی که دارند پاسخ یابند.

چون موضوع بحث معدن مس عینک بود، بیشترین سئوالها متوجه این دخترک زیبای هندی گردید و سئوال‌هایی مطرح گردید که آیا متن قرارداد را باخود آورده‌اند، آیا از متن قرارداد آگاهی دارند، آیا در هنگام قرارداد مسایلی از قبیل اثرات استخراج معدن در بالای محیط و صحت عامه ارزیابی گردیده، آیا تضمیناتی برای جبران خسارت محیطی و صحی درنظرگرفته شده است، و آیا از سرنوشت آثار باستانی موجود در بالای معدن در قرارداد چیزی یادآوری شده است؟ و تعداد بیشتری از این قبیل سئوال‌ها. دخترک زیبای هندی با صداقت تام گفت که من متن قرارداد را با خود ندارم، نه آنرا خوانده‌ام و نه دیده‌ام و نه توان ارائه جواب به این سئوال‌ها را دارم، چون مسلک من جیولوجی نیست و من تنها مشاور وزیر صاحب معادن در امور اجتماعی هستم.

شخص دوم که اقتصاد سیاسی خوانده بود، تا حدودی معلومات جمع کرده بود و به عدهٔ از سئوال‌ها پاسخ داد، ولی آنچه که مبهم بود بهمان ترتیب مبهم ماند. موصوف نیز اعتراف کردکه متن قرارداد را ندیده و نخوانده و نمی‌داند که درکجاست! ولی افزودکه شایعاتی راشنیده است که متن قرارداد برای دو روز در سایت وزارت معادن گذاشته شده بود، ولی عاجلاً امرشد که آن را از سایت بکشند!

یکی ازاشتراک کنندگان که دانشمند معتبری در باستانشناسی بود، و ازارزشمندی آثارناب باستانی مس عینک خوب آگاه بود، به مصرف شخصی در تلاش شده بودتااین آثار را از ویرانی و نابودی نجات دهد. وی بامقامات چینی درتماس شده بود وچینایی‌ها برایش گفته بودند که این حرف‌هایی راکه تومیزنی نواست، درزمانی که ما معدن رامیخریدیم مقامات دولت افغانستان حرفی ازموجودیت آثار باستانی وتاریخی بزبان نیاوردند وسخنی درمورد تأثیرات منفی استخراج مس برمحیط زیست و صحت مردم نزده‌اند. ایشان درتلاش گرفتن پول بودند. از آنچه که ایشان بیشترحرف می‌زدند پول بود پول و ما دراین موارد مسئولیتی نداریم، اگر آثار باستانی ازبین می‌رود و یا محیط آلوده می‌شود، این به دولت افغانستان تعلق می‌گیرد نه به ما، ما مس ضرورت داریم و برای آن پول داده‌ایم.

اشتراک کنندهٔ دیگر کنفرانس که اوهم باستانشناس است و درصدد آن بود تا نابود شدن آثار باستانی مس عینک را جلوگیری نماید، اظهار داشت که او شخصاً با مقامات مختلفهٔ حکومت کرزی ملاقات کرده و مسئله را با ایشان مطرح نموده است. مقامات دولت کرزی برای این دانشمند گفته‌اند که پیش از امضای قرارداد فروش مس عینک، دولت افغانستان وحکومت کرزی از موجودیت آثار باستانی وتاریخی در بالای این معدن آگاهی نداشتند و این یک چیز نو برای دولت است.

جالب اینست که موجودیت آثار باستانی وتاریخی بالای معدن عینک حرف تازه نیست و تحقیقات باستانشناسی درین منطقه درسال ۱۹۶۰ آغاز شد که وقتافوقتا مقالات و نوشته‌های بیشماری درمورد موجودیت آنها در مطبوعات کشور و مطبوعات کشورهای جهان به نشررسیده است ودانشمندانی چون محترم زمریالی طرزی، محترم عبدالله مستمندی، محترم نبی یوسفزی و سایر باستان شناسان کشور تحقیقات و مطالعات مفصل دراین مورد دارند، چطور می‌شود که یک دسته مردمی که خودرا حکومت افغانستان می‌شمارند، از وجود چنین یک متاع ارزشمند ملی بی‌خبر باشند؟! اگر گردانندگان حکومت کرزی می‌خواستند چیزی درین مورد بدانند، به سادگی می‌توانستند که به دانشگاه کابل و یابه آکادمی علوم افغانستان مراجعه نمایند که درین کانون‌های علمی تحقیقات فراوانی درموردصورت گرفته و نوشته‌ها و آثار بی‌شماری در آنجا موجود است.

دانشمند دیگری در کنفرانس اظهارداشت که او با تعداد زیادی از وزرای کرزی ملاقات نموده و در این مورد با ایشان صحبت نموده است. برداشت این دانشمند چنین بود که اکثر وزرای کرزی به مسایل آگاه نیستند و غرق در موضوعات سیاسی و زد و بندهای درونی می‌باشند، هر یک تصمیم گیری مخصوص بخود را داشته و همآهنگی کار میان شان موجود نیست.

اشتراک کنندهٔ دیگری که درمورد مطالعات وسیع کرده بود، اظهار نمودکه چینایی‌ها در پلان دارند که تعداداعظم کارمندان چینایی باشند و تنهاآنعده اموری که به سویهٔ پایین است از افغان‌ها استفاده خواهند نمود و آنهم به تعداد محدود. هدف چینایی‌ها از این کاراینست که اگر اشتباهی درجریان استخراج معدن رخ دهد ومحیط را امتأثرسازد، افشا نگردد و دردسر تولید نکند. این درس راچینایی‌ها از کشورهای آفریقایی آموخته اند که اگر کار گربومی زیاد باشد اشتباهات افشاشده و مجبور به پرداخت غرامات می‌گردند. همین دانشمند اظهار داشت که مسألهٔ اعمار خط آهن چندان واقعیت ندارد و چینایی‌ها درمورد آن بی‌تفاوت اند و از این معلوم می‌شود که در قرارداد چینایی‌ها کدام مسئولیتی را برای اعمارآن بدوش نگرفته‌اند.

کنفرانس با صدور قطعنامه‌ای به پایان رسید و نکات ضروری در آن گنجانیده شد. چون هدف کنفرانس رانجات آثارباستانی معدن عینک تشکیل می‌داد، فشاربیشتروتوجه عمیق تردراین راستابود.

قطعنامه عنوانی ملل متحد، یونسکو، بانک جهانی، وزارت خارجهٔ امریکا و شخص حامدکرزی ارسال شد و دانشمندان مشترک مقالات و نوشته‌هایی در مطبوعات جهان نشرنمودند و مصاحبه‌های تلویزیونی، رادیویی و مطبوعاتی در سراسر جهان صورت گرفت، و بدین ترتیب سروصدا در سراسر جهان پیچید، و چینایی‌ها درک کردند که مسئله حادشده وفشارهای بین‌المللی بیشترگردیده است. درماه جنوری اعلان کردند که استخراج معدن مس عینک که قرار بود درسال ۲۰۱۴ آغازیابد، الی تکمیل مطابعات باستانشناسی و انتقال آثار تاریخی از آنجا، به تعویق انداخته شده است. این خبریک موفقیت خوبی است که باید به اشتراک کنندگان کنفرانس وگردانندهٔ آن تبریک و تهنیت گفت، ودستآورد باارزشی است برای مردم افغانستان که بخشی ازفرهنگ کهن و ناب کشور را از بربادی نجات داد.

امابخش دیگرموضوع بحث کنفرانس که تأثیرات منفی ناشی از استخراج معدن مس عینک برمحیط زیست، بالای صحت عامه، ازبین رفتن زمینهای زراعتی ومسموم شدن آبهای جاری وزیرزمینی است، دست ناخورده ماند. این بخش از جمله صدماتی درازمدت است که چندین نسل قیمت آنراخواهندپرداخت، ومردم مادامنگیرحوادث دلخراش و تراژیدی‌های المناک آن برای سالهای دراز خواهند بود.

شکی نیست که چینایی‌ها از هر دو مطلب آگاهند، هم از ارزش آثار باستانی و هم از اثرات ناگوار استخراج معدن برصحت وزندگی مردم اطراف و نواحی معدن. اماتصمیم به آن گرفتند تا به بخش اول که موضوع آثارباستانی است، پاسخ گویند تاسر و صداخاموش گردد، و از موضوع دومی که مربوط محیط زیست وصحت مردم می‌شود، کسی یادآوری ننماید و به تاق نسیان گذاشته شود. ازجانب دیگراین تصمیم چینایی‌ها صبغهٔ سیاسی داشته وبه منفعت ایشان است، زیرا آنها در مرحلهٔ حساسی قراردارند ونمی دانند که بعدازخروج عساکر امریکا چه حالتی درافغانستان جاری خواهدبود. بدین ترتیب چینایی هاهم سر و صداها را خاموش ساختند و هم چگونگی اوضاع را در افغانستان بعد از ۲۰۱۴ پیش از این که مصرفی نمایند، دریافت خواهند کرد که مردم ما آن را مسأله (یک تیر و دو فاخته) می‌گویند. بهرحال این تصمیم چیناییها به منفعت مردم افغانستان نیزاست، زیرا اگر چینایی‌ها استخراج معدن مس عینک را آغازنمایند واوضاع کشور بی‌ثبات ترگردد، و ایشان معدن رانیمه کار رهانمایند، صدمات آن بالای مردم مانه صدها مرتبه بلکه هزارها مرتبه سنگین‌تر می‌باشد.

باید یادآورشد که نه تنها استخراج معدن مس عینک است که آفت و بدبختی برای مردم مابارمی‌آورد، بلکه سایرمعادنی راکه دولت کرزی خاینانه بفروش رسانده است، پیامدهای ناگوارودلخراش مشابه حتی شدیدتر و سنگین تر را برای مردم و وطن ما بوجود می‌آورد. اگردربارهٔ عواقب ناگوار بهره برداری معدن آهن حاجیگک توسط هندیها، بهره‌برداری نفت وگاز توسط چینایی‌ها و بهره برداری ذغال سنگ درهٔ صوف توسط چیناییهابرای تولیدانرژی جهت ذوب سنگهای معدن مس عینک توجه نماییم و مورد ارزیابی قراردهیم، دیده می‌شود که یک تصویر غم انگیزی برای ما می‌دهد و سرانجام افغانستان به بزرگترین کشور مسموم شده و زهرآلود جهان تبدیل خواهدشدکه نه زمینی در آن خواهدماند که زراعت کرد، نه آبی خواهدماندکه نوشید ونه هوایی که تنفس کرد.

در اینجا من وظیفه‌ام میدانم تاعواقب ناگوار ناشی ازاستخراج معادن کشور را توسط بیگانگان یکایک به خدمت هموطنان عزیزم برسانم، تا باشد که به همکاری سایر جیولوجیست‌ها و انجنیران کشور جلو وقوع حوادث دلخراش پیآمدهای الم انگیزناشی ازاستخراج معادن کشور توسط اجنبی هاگرفته شود. اکنون وظیفه هرجیولوجیست وانجنیر کشوراست تا درین راستا همکاری نماید وادای دین کند وصدای مردم مارابه گوش جهانیان برساند و توجه مقامات بین‌المللی رادرین مورد جلب نمایند، تا باشد مردم ما ازین ورطهٔ بدبختی نجات یابند و ثروتهای طبیعی کشوراز چپاول بیگانگان رها گردند.

تایپ و ارسال کننده: امان معاشر
کد مطلب: 23931
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل