گزارشی از وضعیت ارتش افغانستان در آستانه خروج نظامیان خارجی + عکس

بعد از نزدیک به دو دهه از اشغال نظامی افغانستان توسط آمریکا و اعلام هزینه تقریباً ۹۰ میلیارد دلار برای تقویت قوای نظامی و امنیتی این کشور، ارتش افغانستان مجهز به هیچ سلاح سنگین پیشرفته‌ای نیست.
تاریخ انتشار : شنبه ۴ ثور ۱۴۰۰ ساعت ۱۱:۴۷
گزارشی از وضعیت ارتش افغانستان در آستانه خروج نظامیان خارجی + عکس
پایگاه خبری-تحلیلی مشرق نیوز با توجه به آغاز روند خروج نظامیان آمریکایی و ناتو از افغانستان در گزارشی به وضعیت ارتش افغانستان پرداخته است. نویسنده این گزارش آورده است: «تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان و اشغال این کشور بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، از جمله طولانی‌ترین اشغالگری‌ها در دهه‌های اخیر است و حالا بر اساس اعلام جو بایدن رئیس‌جمهور آمریکا، قرار است در ۱۱ سپتامبر سال جاری میلادی به صورت رسمی تمام شده و طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا که تقریباً دو دهه زمان برده‌است به نقطه پایان برسد.

اعلام خروج آمریکا به نوعی نشان دهنده درس تاریخی مهمی است که در سه قرن اخیر هر بار تکرار شده و انگلستان در قرن نوزدهم، اتحاد شوروی سابق در قرن بیستم و حالا آمریکا در قرن بیست و یکم همگی بعد از نبردهای طولانی و بی‌نتیجه در نهایت، با شکست این کشور را ترک خواهند کرد. اما یکی از سوالات مهم در خصوص آینده افغانستان پس از خروج نظامیان غربی از این کشور، این است که آیا ارتش این کشور توان مقابله با تهدیدات و رفع نیازهای خود را دارد؟

بررسی‌ها نشان می‌دهد ارتش ملی افغانستان به شکل امروزی و با حضور مستشاران و نظامیان غربی، از دسامبر ۲۰۰۲ میلادی کار خود را آغاز کرد. البته ارتش این کشور سابقه طولانی در سالهای قبل داشته و خصوصاً در دهه ۱۹۸۰ میلادی با حضور شوروی سابق نیز تا حد زیادی تجهیز شده و آموزش دیده بود که این نیروها و تجهیزات در سالهای بعد در جریان جنگ داخلی این کشور از بین رفتند.

از سال ۲۰۰۲ میلادی با کمک‌های پر سر و صدای آمریکا و ناتو، بحث آموزش و شکل گرفتن نیروی زمینی و نیروی هوایی افغانستان در کنار نیروی پلیس و نیروهای امنیتی این کشور آغاز شد و روی کاغذ، حالا در سال ۲۰۲۱ میلادی استعداد نیروی زمینی افغانستان چیزی در حدود ۱۸۰ هزار و استعداد نیروی هوایی این کشور نیز چیزی در حدود بیش از ۷ هزار نفر است اما یکی از نکات مهم و قابل توجه در خصوص ارتش افغانستان این مسئله است که با نگاهی به اقلام دفاعی موجود در ارتش این کشور، تقریباً هیچ گونه سلاح سنگینی اعم از تانک یا توپخانه و راکت اندازهای پیشرفته مشاهده نمی‌شود. تعدادی تانک‌های تی ۵۵ و تی ۶۲ باقی مانده از دوره شوروی سابق، زره پوش‌های سری بی ام پی از همان دوران و تعداد از توپ‌های ۱۲۲ و ۱۳۰ میلی‌متری در کنار راکت اندازهای گراد در تعداد محدود تمامی دارایی سنگین این نیرو را تقریباً شامل می‌شود.

بر خلاف تبلیغات رسانه ای فاقد مصداق، آمارهای دقیق و بررسی‌های کارشناسان نشان می‌دهد کمک‌های آمریکا در این بخش شامل تسلیحات انفرادی، برخی زره پوش‌های سبک و خودروهای حفاظت شده بوده و شاید برخی اعتقاد داشته باشند که تانک در سرزمین افغانستان با توجه به جغرافیای خاص آن خیلی کارآمد نباشد که البته این مسئله نیز به جای خود محل بحث است، اما مشخصا نیاز به واحدهای توپخانه ای مدرن و به روز در حجم بالا چه از نوع گلوله زنی و چه راکتی بسیار لازم است که به دلیل واگذاری مدیریت به ارتش آمریکا، حالا در ارتش این کشور جنگ زده دیده نمی‌شود.

در سالهای اخیر تعدادی سلاح‌های سبک و سیستم‌های اپتیکی دید در شب و حرارتی در اختیار ارتش افغانستان قرار گرفته که به دلیل عدم آموزش صحیح توسط ارتش آمریکا، حالا برخی مخالفان حکومت با استفاده از همین تجهیزات غنیمتی، حملات موفقی را بر علیه مواضع ارتش افغانستان انجام داده‌اند.

شاید بتوان بحث آمادگی پایین ارتش افغانستان را در جملات یکی از ارشدترین نظامیان آمریکایی که اخیراً از این کشور بازدید کرده متوجه شد. ژنرال جرالد کلارک که در حال حاضر فرمانده کل واحدهای عملیات ویژه نیروهای مسلح آمریکا است، بعد از بازدید از افغانستان در حدود یک ماه پیش، در یک جلسه استماع کنگره حاضر شد و در پاسخ به برخی ابهامات و اعتراضات گفت: "من با همکاران خودم در ارتش افغانستان دیدار کرده‌ام و به نظرم آنها در بخش عملیات ویژه پیشرفته‌های خوبی داشته‌اند ولی مشخصا برای مقابله با تهدیدات گروه طالبان و سایر خطرات موجود در این کشور ارتش افغانستان همچنان به حضور آمریکا نیاز دارد و مشخصا بدون حضور ما توان مقاومت در برابر این تهدیدات را ندارد. کمک نظامی آمریکا برای ارتش افغانستان حیاتی است."

بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که ترکیبی از عواملی مثل عدم شناخت صحیح آمریکا از افغانستان و بی‌توجهی عمدی به رفع نیازهای واقعی این کشور، تغییرات سیاست‌های واشینگتن در این کشور، در کنار مقامات رده بالای سیاسی و نظامی افغان که بعضاً به دنبال منافع شخصی و درگیر موارد سنگین فساد بوده‌اند باعث شده که ارتش این کشور به غیر برخی موارد محدود، عملاً پیشرفت خاصی نداشته و شدیداً نیز به آموزش و کمک واقعی نیازمند است.
 

اسکن ایگل

یک گزارش جالب در سال ۲۰۱۹ میلادی در نشریه واشینگتن پست آمریکا چاپ شده که روایت‌های بسیار تاسف بار و قابل توجهی را از نتیجه نزدیک به دو دهه حضور آمریکا و ناتو در این کشور و سیستمی که توسط آنها ایجاد شده‌است را بر ملا می‌کند. بر اساس این گزارش «کل نیروهای نظامی، امنیتی و انتظامی افغانستان روی هم رقمی نزدیک به ۳۵۲ هزار نفر هستند اما در حقیقت میزان افرادی که در خدمت حضور دارند ۲۵۴ هزار نفر است و نکته جالب این که حقوق باقی افراد غایب نیز پرداخت شده و البته به جیب فرماندهان نظامی و سیاسمتداران افغان می‌رود» که روابط خوبی با دولت آمریکا نیز دارند.

در این گزارش همچنین با نقل قول از ژنرال داگلاس لوت از اعضای تیم فعال در حوزه افغانستان هم در دولت بوش پسر و هم اوباما، به این مسئله اشاره شده که فرماندهان آمریکایی و ناتو در ابتدای حمله به افغانستان چند سال طلایی را برای آموزش و افزایش توان ارتش این کشور را از دست دادند. در آن دوران نیروهای طالبان در کمترین توان خود بودند و فضا برای شکل دهی به ارتش این کشور از هر جهت مناسب بود که این زمان با تعلل به نظر عمدی این فرماندهان از دست رفت و بعد از بازگشت طالبان، غربی‌ها سعی در توسعه سریع ارتش افغانستان داشتند که این امر هم در نهایت منجر به وضعیت آشفته فعلی شده‌است.
 

MD-530F

در بحث نیروی هوایی افغانستان ماجرای پیچیده‌تر و سخت‌تر است. در این دو دهه ایجاد یک ناوگان از هواپیماهای بال ثابت در کنار بالگردها و پهپادها یکی از اولویت‌های مهم برای تقویت توان رزمی این کشور بوده‌است. یکی از بحث‌های جنجالی در خصوص نیروی هوایی افغانستان، خرید بالگردهای سبک شناسایی و تهاجمی سری MD-530F در سالهای قبل بود که باعث انتقاداتی در درون خود ارتش افغانستان نیز شد. مقدورات عملیاتی این بالگرد در جغرافیای عمدتاً مرتفع و خشن افغانستان در کنار عدم مجهز شدن آن به تسلیحات دورایستا و هدایت شونده عملاً این انتخاب را برای افغان‌ها مشکل ساز کرده‌است. 
 
Mi-۱۷

از طرف دیگر اسب کاری ناوگان بالگردهای افغان سری Mi-۱۷ بود که خلبانان بازمانده از دوره شوروی سابق به خاطر آشنایی کلی با پلتفرم‌های ساخت شوروی سابق راحت تر با آن کار می‌کردند. آمریکا با پرداخت هزینه، بالگردهای مورد نظر را برای افغانستان خریداری کرده و هزینه‌های تعمیر و نگهداری آنها را نیز بر عهده گرفت. با تیره شدن روابط غرب و شرق در ماجرای شرق اوکراین، آمریکا نیز پشتیبانی مالی از طرح بالگردهای روسی در افغانستان را قطع کرده و اعلام کرد به جای آنها این کشور را با بالگردهای بلک هاوک مجهز خواهد کرد.
 

لک هاوک

در ابتدا وعده‌ها مبنی بر تحویل نزدیک به ۱۶۰ فروند بالگرد بلک هاوک به افغانستان بود که البته اخیر تصمیم بر این گرفته شده که این عدد به ۵۳ فروند کاهش پیدا کند! همچنین تعداد هواپیماهای شناسایی و تهاجمی بال ثابت AT-۸۰۲ نیز از ۳۲ فروند به ۱۰ فروند کاهش پیدا کرده و این هواپیما در کنار حدود بیش از ۲۰ فروند پرنده سبک تهاجمی سوپر توکانو دارایی اصلی تهاجمی افغانستان را تشکیل می‌دهند. البته بخشی از هواپیماهای سوپرتوکانو در آمریکا حاضر بوده و برای برنامه آموزش خلبانان افغان به کار می‌رود اما جزو آمارهای دارایی ارتش افغانستان به حساب می‌آید!
 

سوپرتوکانو 

یکی از مسائل مهم و چالش‌برانگیز در خصوص خروج آمریکا بحث تعمیر، نگهداری و عملیاتی نگاه داشتن این ناوگان از بالگردها، پهپادهای اسکن ایگل و هواپیماهای بال ثابت ارتش افغانستان است. در حال حاضر و به صورت کلی ۱۶ هزار پیمانکار خارجی نظامی در افغانستان حضور دارند که ۶ هزار نفر از آنها آمریکایی هستند. در حال حاضر مشخص نیست که وضعیت این پیمانکاران که در بخش‌های مختلف این کشور فعال هستند چه خواهد بود ولی تمامی برآوردها به این مسئله اشاره دارد که در صورت خروج این افراد همراه با نظامیان آمریکایی و ناتو از افغانستان، به گونه ای غربی‌ها برنامه‌ریزی کرده‌اند که ناوگان موجود این کشور به‌طور کلی و به سرعت از وضعیت عملیاتی خارج شود و بتوان با فشار سیاسی و رسانه ای، بار دیگر و به مدلی جدید، پای خارجی‌ها را به ارتش و تأمین امنیت افغانستان باز کرد.
 

AT-۸۰۲

از ابتدای اشغال افغانستان تا اواخر سال ۲۰۲۰ میلادی، بر اساس برآورد تبلیغاتی آمریکایی‌ها، اشغالگران چیزی در حدود ۸۸ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار در حوزه امنیتی به دولت افغانستان کمک کرده و در سال ۲۰۲۱ نیز حدود ۳ میلیارد دلار دیگر در این بخش هزینه خواهند کرد اما با یک حساب ساده و سریع می‌توان فهمید اگر این هزینه واقعاً خرج این کشور شده و به در راه درستی خرج می‌شد، بعد از ۲۰ سال زمان و هزینه کردن بیش از ۹۰ میلیارد دلار در این کشور، ارتش ساخته دست آنها توان مقابله با تهدیدات را بدون حضور مستقیم غرب داشت و مردم بی گناه افغان، بیش از این گشته و زخمی و آسیب دیده روحی و مالی نمی‌شدند اما آنچه در نهایت به دست آمده، حجم عظیمی تبلیغات و منت اروپا و آمریکا بر سر این کشور است تا نشان دهند چقدر به فکر افغانستان مظلوم هستند و آماده اند باز هم برای کمک به آنها، این کشور را اشغال کنند!»
کد مطلب: 96108
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل