نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » پیام مهتاب

​قداست غار حرا

۱۹ حوت ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۰۱

مرجع : مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

نبی مکرم اسلام حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند. اکثر منابع تاریخی محل بعثت آن حضرت را غار حراء ذکر کرده‌اند؛ که به برخی از منابع‌اشاره می‌کنیم.

نبی مکرم اسلام حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند. اکثر منابع تاریخی محل بعثت آن حضرت را غار حراء ذکر کرده‌اند؛ که به برخی از منابع‌اشاره می‌کنیم.

طبری می‌نویسد: «از عبدالله بن زبیر روایت کرده‌اند که پیامبر (ص) هر سال یک ماه در حراء به عبادت می‌نشست… چون آن هنگام رسید که خدا می‌خواست او را به پیامبری گرامی بدارد و این به ماه رمضان بود، پیامبر سوی حراء رفت و چون شب وحی رسید، جبرئیل نازل شد. پیامبر گوید: جبرئیل آمد و صفحه ای از دیبا به دست داشت که در آن نوشته بود و گفت: «بخوان»، گفتم: «چه بخوانم؟» جبرئیل مرا چنان فشرد که پنداشتم مرگ است، آنگاه گفت: بخوان، گفتم: چه بخوانم؟ و این را گفتم که باز مرا فشرد و گفت: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ…(۱)

ابن هشام نیز آورده‌است: «رسول خدا ـ ص ـ را رسم چنان بود که هر سال یک ماه در غار کوه حراء معتکف می‌شد… در این یک ماه آن حضرت مجاورت کوه حراء را اختیار می‌کرد و مستمندان و مساکینی که در آنجا به نزدش می‌رفتند اطعام می‌فرمود و چون آن یک ماه به پایان می‌رسید، به شهر مکه بازمی‌گشت و نخست به کنار کعبه می‌رفت و هفت بار یا بیشتر به دور آن طواف می‌کرد، سپس به خانه خویش می‌رفت. تا سالی که حضرت در آن سال به رسالت مبعوث شد؛ طبق معمول همه ساله ماه رمضان بود که برای اعتکاف و عبادت با اهل خانه خود به سوی حراء کوچ کرد و همچنان تا آن شبی که خدای تعالی او را به رسالت گرامی داشت به عبادت مشغول بود. در آن شب جبرئیل بر او نازل شد، در اینجا خود رسول خدا دنباله داستان را چنین نقل می‌فرماید: هنگامی که من خوابیده بودم، دیدم جبرئیل پارچه ای از دیبا که در آن کتابی (و یا نامه ای) بود به نزد من آورده گفت: بخوان! گفتم: چه بخوانم؟ جبرئیل مرا گرفت و چنان فشاری داد که پنداشتم مرگم فرا رسیده، سپس مرا رها کرد و گفت: بخوان، گفتم: چه بخوانم؟ دوباره مرا فشاری داد… (و هم چنان تا سه بار) و هر بار من می‌گفتم: چه بخوانم که بلکه او دست از من بدارد، در این بار گفت: «بخوان به نام پروردگارت که آفرید. آدمی را از خون بسته آفرید. بخوان و پروردگارت کریم‌تر است، همان که به وسیله قلم بیاموخت، انسان را آنچه نمی‌دانست بیاموخت». (۲)

رسول خدا می‌فرماید: «پس من این آیات را خواندم و جبرئیل رفت، من… دیدم گویا در قلبم کتابی نقش بسته، از غار بیرون آمدم تا به وسط کوه رسیدم، آوازی از بالای سرم شنیدم که می‌گفت: ای محمّد تو پیغمبر خدائی و من جبرئیلم». (۳)

در این دو روایتی که از دو منبع اصیل تاریخ صدر اسلام نقل شد، محل بعثت، غار حراء معرفی شده‌است. ابن سعد نیز در الطبقات الکبری به نقل از عایشه، محل بعثت پیامبر را غار حراء ذکر کرده‌است. وی می‌نویسد: «از عایشه نقل می‌کنند که می‌گفته: نخستین نشانه وحی که در رسول خدا پیدا شد رؤیای صادقه بود، یعنی فرشته را در خواب می‌دید و چون سپیده دم روشن به نظرش می‌رسید، مدتی چنین گذشت و سپس پیامبر به انزوا و خلوت علاقه‌مند شد و هیچ چیز از آن برای او مطلوب تر نبود و معمولاً در غار حراء خلوت می‌فرمود و چندین شب پیاپی را آنجا به عبادت می‌گذراند و بعد پیش خدیجه می‌آمد و دوباره زاد و توشه مختصری می‌گرفت و می‌رفت که ناگاه در غار حراء فرشته بر او نازل شد». (۴)

از دیگر منابعی که به بعثت رسول خدا در غار حراء اشاره کرده‌اند، می‌توان به دلائل النبوه بیهقی، الکامل ابن اثیر، انساب الاشرافِ بلاذری السیره الحلبیه الصحیح من سیره النبی الاعظم و ده‌ها منبع دیگراشاره کرد. منابع حدیثی نیز محل بعثت را غار حراء معرفی کرده‌اند. به عنوان نمونه می‌توان به شرح الاخبار قاضی نعمان مغربی، صحیح بخاری و صحیح مسلم و بحار الانوار علامه مجلسی و… اشاره کرد.

 بنابراین تقریباً همه منابع تاریخی محل بعثت نبی مکرم اسلام را غار حراء دانسته‌اند و در این خصوص شکی وجود ندارد. به نظر می‌رسد هیچ منبعی دال بر اینکه بعثت پیامبر اکرم از مسجد الحرام شروع شده باشد، داشته باشند صرف احتمال است و چون مستندی ذکر نکرده‌اند و در منابع تاریخی متقدم وجود ندارد، در برابر این همه منابع به آنها توجهی نمی‌شود؛ بنابراین غار حراء به عنوان محل عبادت رسول خدا و مکانی که وحی الهی از آنجا آغاز شده، از قداست خاصی برخوردار است.



پی‌نوشت‌ها:

[۱]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه پاینده، ابوالقاسم، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص ۸۴۸.

[۲]. علق، ۱–۵.

[۳]. ابن هشام، عبدالملک، السیرهً نبویه، ترجمه رسولی محلاتی، سید هاشم، قم، انتشارات کتابچی، چاپ پنجم، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۱۵۴.

[۴]. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه مهدوی دامغانی، محمود، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، بی تا، ج۱، ص۱۸۲.