نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » پیام مهتاب

​اقتصاد و معیشت در قرآن و روایات - بخش نخست

علی قنبریان

۱۴ حوت ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۰۱

مرجع : کیهان (با تلخیص)

تولید داخل اشتغال‌ساز است. زمانی که بیکاری از بین رود، سطح زندگی مادی مردم بالا می‌رود و پیشرفت‌های فردی (علمی و معنوی) و اجتماعی (مانند صله رحم) به‌وجود می‌آید؛ زیرا یکی از عوامل پیشرفت، رفاه و آسایش است.

اقتصاد و معیشت از مسائل بسیار مهم و حیاتی جوامع انسانی است. در منابع اسلامی (آیات و روایات) به مسئله اقتصاد بسیار پرداخته شده‌است. از مباحث مهم اقتصادی تولید، اشتغال، و حمایت از کالاهای داخلی است. در نوشتار حاضر درصدد آن هستیم که به اهمیت مسائل اقتصادی و معیشت مردم، آثار و فواید اشتغال و افزایش تولید داخلی بپردازیم.



***



اهمیت مسائل اقتصادی در قرآن و روایات



برنامه‌های اسلام به سه دسته تقسیم می‌شود: عقاید، اخلاق، احکام. در احکامِ اسلامی مسائل اقتصادی وارد شده‌است مانند: خمس، زکات، صدقه. عمل به احکام مالی اسلام، زمینه‌ساز از بین رفتن فقر و شکاف طبقاتی در جامعه خواهد بود. در آموزه‌های قرآن، هرکسی باید حاصلِ دسترنج خود را بخورد و دست‌درازی و دست‌اندازی به اموال دیگران ممنوع شده‌است: «وَ لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَینَکُمْ بِالْباطِلِ» «و اموال یکدیگر را به باطل (و ناحق) در میان خود نخورید.» (بقره ـ ۱۸۸)

در آیات قرآن کریم و همچنین روایاتی که از معصومین (ع) به دست ما رسیده‌است، اقتصاد و فروعات آن، با صراحت یا کنایه مطرح شده‌است. به مواردی از آیات و روایات، ذیلاً اشاره می‌شود:



الف) در سوره طه آیه ۱۲۴ خداوند متعال به رابطه بین یاد خدا و اطاعت کردن از وی و اقتصاد و معیشت فردی‌اشاره می‌کند: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکاً» «و هر کس از یاد من روی‌گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت.» پس، اینکه رونق و شکوفایی اقتصادی یا جمود و سکون آن را منحصر در سعی و تلاش و خلاقیت بدانیم، از نظر منطق قرآن، اشتباه و نادرست است؛ بلکه طبق این آیه، یاد خدا یا غفلت از وی، اثر تکوینی بر معیشت و اقتصاد دارد. بسیار دیده‌ایم، افراد رویگردانِ از معنویت را که شبانه‌روز سعی و تلاش می‌کنند، اما بهره بسیار ناچیزی از دنیا نصیبشان می‌شود.



ب) «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا» «خدا بیع را حلال و ربا را حرام کرده‌است.» (بقره ـ ۲۷۵) معامله از سوی شرع مقدس تجویز شده‌است زیرا به‌وسیله معامله، شهروندان نیازهای خویش را برطرف می‌کنند اما مواردی مانند احتکار و ربا حرام اعلام شده‌است؛ زیرا احتکار سبب کم‌یاب یا حتی نایاب شدن مواد مصرفی مردم می‌شود و مال احتکار شده، چندبرابر افزایش می‌یابد. افزایش جنس، قدرت خرید را پایین آورده و به اقتصاد ضربه وارد می‌کند.



پ) «مَنْ ذَا الَّذی یقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیضاعِفَهُ» «کیست که به خدا «قرض‌الحسنه‌ای» دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند) تا آن را برای او، چندین برابر کند؟» (حدید ـ ۱۱ * بقره ـ ۲۴۵)

خداوند متعال در این آیات و آیات دیگر، همواره انسان‌ها را به دستگیری از یکدیگر و قرض دادن، تشویق می‌کند. قرض دادن، سبب‌اشتغال‌زایی و تولید می‌شود زیرا شخص قرض‌گیرنده برای آنکه بتواند، قرض را پس دهد و برای خویش نیز منفعتی حاصل کند، چاره‌ای جز در رونق انداختن پول قرضی ندارد.



ت) «یؤاخِذُکُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَیمانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَهِ مَساکینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْریرُ رَقَبَهً» «کفارهٔ این‌گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می‌دهید یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر یا آزاد کردن یک برده.» (مائده ـ ۸۹)

در قرآن برای برخی از گناهان کفاره قرار داده شده‌است. برخی از کفارات، سبب از بین بردن فقر در جامعه و زمینه‌ساز رشد و توسعه اقتصادی است مانند: کفاره شکستن قسم. بدیهی است که غذا دادن به ده فقیر یا تهیه لباس و پوشاک ده نفر فقیر، فقر اجتماعی را در جامعه کم‌رنگ می‌کند.



ث) دو آیه ذیل موارد مصرف خمس و صدقه را معین می‌کند. بیشتر افرادی که ذکر شده‌اند (فقرا، مساکین، بدهکاران، واماندگان در راه، یتیمان)، کسانی هستند که نیاز مالی داشته و کمک به آنان سبب ساماندهی آنان برای کار و فعالیت و تلاش و کوشش است:

«إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکینِ وَ الْعامِلینَ عَلَیها وَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمینَ وَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبیل» «زکاتها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای (جمع‌آوری) آن زحمت می‌کشند، و کسانی که برای جلب محبّتشان اقدام می‌شود، و برای (آزادی) بردگان، و (ادای دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه.» (توبه ـ ۶۰)

«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسهً وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ» «بدانید هرگونه غنیمتی به‌دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی‌القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است.» (انفال ـ ۴۱)



اقتصاد و معیشت مردم از منظر دانشمندان اسلامی



ما می‌توانیم آموزه‌های اسلامی را در حوزه مسائل اقتصادی به وضوح مشاهده‌نماییم. اساساً دین اسلام در حوزه‌های مختلف علوم انسانی مانند روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، مدیریت، اقتصاد و… معارفی را ارائه کرده‌است. مسائل اقتصادی مورد تأکید دانشمندان اسلام است. بزرگانی نظیر شهید صدر در کتاب «اقتصادنا» از این آموزه‌ها بهره برده‌اند. انقلاب اسلامی در ایران، سبب شد که عالمان دینی به مسائل اجتماعی و نیازهای جامعه و به‌ویژه مبحث اقتصاد بیش‌ازگذشته توجه نمایند.

شهید صدر در مورد اینکه اسلام لزوماً دارای مکتب اقتصادی است، به چند دلیل تمسک کرده‌است. در اینجا به آنهااشاره می‌شود:

الف) گستره قوانین و احکام شرعی.

ب) ضرورت هدایت دینی در زندگی اجتماعی.

پ) روایات: روایات متعددی از پیشوایان دینی وجود دارد که جامعیت دین و حضور دین در قلمرو اجتماعی را بیان کرده‌اند.

ت) تجربه صدر اسلام: در حکومت دینی که از سوی پیامبر اسلام، در صدر اسلام تحقق یافت، مردم در احکام اجتماعی به پیامبر مراجعه می‌کردند. در صدر اسلام، مسلمانان مشکلات ویژة اقتصادی داشتند، نظام اقتصادی اسلام که توسط پیامبر، پیاده شد، این مشکلات را حل کرد. جامعه صدر اسلام بدون نظام اقتصادی نبود، زیرا جامعه بدون نظام اقتصادی متصور نیست. همه جوامع دارای قوانین مربوط به تولید و توزیع هستند. در نتیجه جامعه صدر اسلام، نظام اقتصادی را از بیانات، رفتار، و سلوک پیامبر که در کارهای اجتماعی به‌عنوان رهبر امت انجام داد، برگرفت.

ث) انقلاب‌های اجتماعی انبیا.

ج) پیوند مسائل فردی و اجتماعی: تبیین کامل سلوک فردی بدون داشتن نگاهی اجتماعی، ناممکن است. از این رو، دین نیز اگر بخواهد سلوک فردی انسان‌ها را به‌خوبی تنظیم کند، ناگزیر است که به جنبه اجتماعی زندگی آنان نیز بپردازد (سیدمحمدباقر صدر، اقتصادنا، ص۱۶۹).

شهید صدر با توجه به دلایل یاد شده، معتقد است که دین تفسیری جامع را می‌طلبد و تفسیر آخرت‌گرایانه، با حقیقت دینی ما سازگار نیست؛ لذا وی می‌نویسد:

این نظر که اسلام تنها جهت تنظیم حیات‌فردی برنامه دارد نه حیات اجتماعی، با محتویات منابع اسلامی سازگار نیست (سیدمحمدباقر صدر، اقتصادنا، ص۱۷۰).

برخی بر این عقیده‌اند که اسلام اساساً دارای مکتب اقتصادی نیست و تنها به مسائل اخلاقی اهتمام دارد اما همان‌طور که از دستورات متعالی اسلام در زمینه‌های مختلف مانند احکام مربوط به معامله و خرید و فروش نمایان است، اسلام نه تنها دارای دستورات اقتصادی است بلکه در این زمینه خود دارای مکتبی پویا است.

شهید مطهری می‌فرماید: «در جامعه‌های کهن، همیشه یکی از دو چیز وجود داشت: یا آخرت‌گرایی و زندگی‌گریزی (رهبانیت) یا زندگی‌گرایی و آخرت‌گریزی (تمدّن، توسعه). اسلام آخرت‌گرایی را در متن زندگی‌گرایی قرار داد. از نظر اسلام، راه آخرت، از متن زندگی و مسئولیت‌های زندگی دنیایی می‌گذرد». (مرتضی مطهری، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۱۱۷)

در نظام اقتصاد اسلامی، تنها حل مشکلات اقتصادی، هدف نیست بلکه اقتصاد وسیله‌ای است برای رسیدن به اهداف عالیهٔ جامعهٔ اسلامی. جامعه‌ای که همهٔ افراد آن خود را اعضای یک خانواده یعنی امت اسلامی بداند ولی در اقتصاد سرمایه‌داری، افزایش سود و انباشت سرمایه، هدف اصلی است. (دکتر مهدی رضوی، تفاوت‌های مبنایی نظام اقتصاد اسلامی با نظام اقتصادی سرمایه‌داری، ص۲۰)

مسئله اقتصاد و معیشت مردم از مسائل مهم تمامی جوامع است. اقتصاد از دغدغه‌های اصلی جامعه‌شناسان و سیاستمداران بوده و جهت تحقق آسایش و رفاه مردم برنامه‌ریزی‌های بسیاری انجام می‌دهند. در دین اسلام به مسائل اقتصادی و معیشت فردی و اجتماعی افراد بسیار تأکید شده‌است تا آنجا که مبحثی با عنوان اقتصاد اسلامی مطرح شده‌است. شهید مطهری در مورد لازم بودن اقتصاد برای جوامع اسلامی می‌نویسد:

«اسلام می‌خواهد که غیرمسلمان بر مسلمان تسلّط و نفوذ نداشته باشند. این هدف، هنگامی میسّر است که ملّت مسلمان در اقتصاد نیازمند نباشد و دستش به طرف غیرمسلمان دراز نباشد؛ و الّا نیازمندی ملازم است با اسارت و بردگی؛ ولو آنکه اسم بردگی در کار نباشد. هر ملّتی که از لحاظ اقتصاد دستش به طرف ملّت دیگر دراز باشد، اسیر و بردهٔ اوست و اعتباری به تعارف‌های دیپلماسی معمولی نیست. اگر ملّتی کمک خواست و ملّتی دیگر به او کمک داد، خواه‌ناخواه اوّلی برده، و دومی آقاست. چقدر جهالت و حماقت است که آدمی ارزش سلامت بنیهٔ اقتصادی را درنیابد و نفهمد اقتصاد مستقل یکی از شرایط حیات ملّی است». (مرتضی مطهری، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص۵۷)

از این رو صرف امکانات داشتن کافی نیست بلکه برای تبدیل این امکانات و ثروت به رزق نیاز به مدیریت اقتصادی است. امکانات در صورت هدایت صحیح می‌تواند رزق افراد زیادی را تأمین کند و در غیر این صورت ممکن است یا بیهوده به هدر رود یا با انباشتگی تبدیل به ذخایر بی‌مصرف گردد و عوارض ناشی از آن مانند حسادت، تکاثر، و… دامنگیر انسان شود؛ لذا همان‌گونه که شهید مطهری فرمودند باید جوامع اسلامی از نظر اقتصادی، استقلال پیدا کنند تا محتاج به اقتصادهای وارداتی غربی نباشند.



آثار و فوایداشتغال و افزایش تولید داخلی



از آنجا که از عوامل زیربنایی و اصلی در ارتقاءِ اقتصاد جوامع، اشتغال و تولید است. در این بخش به این دو مقوله می‌پردازیم.

در روایتی از پیامبر اسلام (ص) به کار و تلاش و اشتغال توصیه شده‌است:

عَنِ النَّبِی (ص) إِنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لَا یکَفِّرُهَا صَلَاهٌ وَ لَا صَدَقَهٌ. قِیلَ یا رَسُولَ اللهِ (ص) فَمَا یکَفِّرُهَا؟ قَالَ الْهُمُومُ فِی طَلَبِ الْمَعِیشَهِ. (بحارالانوار، ج۷۰، ص۱۵۷)

رسول اکرم (ص) فرمودند: بعضی از گناهان را نماز یا صدقه جبران نمی‌کند. گفته شد یا رسول‌الله! پس چه چیز کفاره آنها است؟ فرمودند: غم و اندوه در طلب معیشت.

مقصود آن است که هرکس به فکر به دست آوردن روزی حلال باشد و سعی و تلاش در طلب معیشت کند. نتیجه چنین امری، اشتغال‌زایی و تولید است. ‏

امیرمؤمنان علی (ع) دربارهٔ لزومِ اشتغال می‌فرمایند: «همچنان که داشتن شغل محل تلاش و کوشش است، بیکاری محل فساد و تباهی و نابودی است». همچنین در رابطه با جوانی و اشتغال فرموده‌اند: «حالات و رفتارهای جاهلانهٔ جوانی ناشی از بیکاری است. (عبدالواحد بن‌محمد تمیمی آمدی، غررالحکم، ص۳۲۵)

همچنین امام کاظم (ع) می‌فرماید: «إِنَّ اللهَ تَعَالَی لَیبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوَّامَ إِنَّ اللهَ تَعَالَی لَیبْغِضُ الْعَبْدَ الْفَارِغ‏» (محمدبن‌علی ابن‌بابویه، ج۳، ص۱۶۹) خداوند بنده پُرخواب را مبغوض می‌شمارد. خداوند انسان بی‌کار را دشمن می‌دارد.

افزایش تولید داخلی فواید و برکات فردی و اجتماعی بسیاری دارد. از فواید آن می‌توان به دو نمونه زیر اشاره کرد:

الف) از بین رفتن ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی مانند: دزدی، اعتیاد، و خشونت؛

ب) پیشرفت‌های فردی و اجتماعی در زمینه علم، معنویت، مادیات، و….

در ذیل به بررسی این دو فایده پرداخته می‌شود:



کاهش ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی

از فواید افزایش تولید داخل، کاهش ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی است. اگر چرخه تولید در دست جوانان و مردم باشد، مشغول کار می‌شوند و خودشان را سرگرم می‌کنند، در نتیجه ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی مانند اعتیاد، دزدی، طلاق و … کاهش می‌یابد. در واقع بیکاری از مواردی است که سبب برخی ناهنجاری‌ها می‌شود.

کار و تلاش سبب کسب درآمد می‌شود. درآمد و بی‌نیازی از مردم، باعث عزت و سربلندی است. عزت، حالت روحی است که مانع بسیاری از رذائل و ناهنجاری‌ها است. به‌طور مثال کسی که احساس شرف و عزت می‌کند، هیچ‌گاه به مال دیگران دست‌درازی نکرده و دزدی نمی‌کند. معلی‌بن‌خنیس گوید امام صادق (ع) دریافتند که من دیر به بازار می‌روم، فرمودند: «اغد الی عزک» ‏. اول روز به‌سوی سربلندی و عزت خود برو. (محمد محسن فیض کاشانی، ج۱۷، ص۱۲۶)



پیشرفت‌های فردی و اجتماعی

تولید داخل اشتغال‌ساز است. زمانی که بیکاری از بین رود، سطح زندگی مادی مردم بالا می‌رود و پیشرفت‌های فردی (علمی و معنوی) و اجتماعی (مانند صله رحم) به‌وجود می‌آید؛ زیرا یکی از عوامل پیشرفت، رفاه و آسایش است. کسی که به‌خاطر ضیق معیشتی، در طول روز مشغول کسب‌وکار است، دیگر وقتی برای تفکر، برنامه‌ریزی، و پیشرفت علمی، معنوی، و… ندارد یا حداقل وقت کمتری دارد. وقتی مردم در رفاه باشند، وقت بیشتری دارند که بر تربیت فرزندان و جنبه‌های علمی و معنوی‌شان بگذارند. اگر مردم در رفاه نباشند وقت‌شان با پُر کردن کمبودهای اقتصادی می‌گذرد.