کرونا و سیاست

سبحان محقق
از جمله حوزه‌هایی که تحت تأثیر همه‌گیری ویروس کرونا قرار گرفته، حوزه سیاسی و دیپلماتیک است. در یک نگرش کلان، کرونا به دو شکل بر سیاست تأثیر گذاشته‌است؛ اول، شرایط موجود و روال معمول را به هم زده و دوم، کارآمدی نظام‌های سیاسی را زیر ذرّه بین برده‌است.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۴ حوت ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۴۲
کرونا و سیاست
از جمله حوزه‌هایی که تحت تأثیر همه‌گیری ویروس کرونا قرار گرفته، حوزه سیاسی و دیپلماتیک است. در یک نگرش کلان، کرونا به دو شکل بر سیاست تأثیر گذاشته‌است؛ اول، شرایط موجود و روال معمول را به هم زده و دوم، کارآمدی نظام‌های سیاسی را زیر ذرّه بین برده‌است.
از لحاظ ساختاری، کرونا وضعیت سیاسی موجود را به چالش کشیده‌است. شرایط موجود مولود تحولات همه‌جانبه سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی چند صد ساله است. آخرین تحولاتی که نظم جهانی به خود دیده، متأثر از توافقات و کنوانسیون‌هایی است که کشورهای پیروز جنگ جهانی دوم بر جهان تحمیل کرده‌اند. از آن زمان تاکنون هر چند اتفاقات بزرگی مثل فروپاشی شوروی رخ داده‌اند، ولی ساختار نظام بین‌الملل هنوز هم وارث همان نظم تحمیلی پس از جنگ جهانی دوم است.
کرونا این ساختار را چه در شکل سخت‌افزاری و چه در شکل نرم‌افزاری با چالش مواجه کرده‌است. از لحاظ سخت‌افزاری، مهم‌ترین چالشی که به وجود آمده، چالش اقتصادی برای کشورهای با اقتصاد غالب بوده‌است. به گفتهٔ اقتصاد دانان، دست کم پنج سال باید از دنیای پسا کرونا بگذرد تا اقتصادهای قدرتمند غربی به شرایط قبل از کرونا برگردند. این اتفاق، از لحاظ سیاسی بسیار اهمیت دارد، زیرا اقتصاد مهم‌ترین ابزار سیاسی غرب (به ویژه آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان) برای سلطه بر جهان است. کرونا در حوزه نرم‌افزاری نیز کشورهای مدعی و حتی نحله‌های فکری با منشأ غربی را با چالش مواجه کرده و گرایش به معنویت را در میان جوامع بشری زنده کرده‌است. در ماجرای شیوع اولیهٔ کرونا، همهٔ مردم جهان دیدند که در جوامع مذهبی، حس کمک به همنوع، بیش از سایر جوامع بوده‌است، ولی در کشورهای غربی، که سود محور، غیر معنوی و فرد محور هستند، فاجعه رخ داده‌است. این مدعا به ویژه در ارتباط با اتفاقاتی که در مراکز نگهداری سالمندان کشورهایی مثل انگلیس و آمریکا رخ داده، کاملاً قابل اثبات است. مورد دیگری که آن هم به قدرت نرم ربط می‌یابد، این است که کرونا بت غرب را شکسته‌است. کرونا به همه ابهت و غرور کاذب غربی‌ها چوب حراج زده‌است. چیزی که در اذهان خیلی‌ها نقش بسته بود، این بود که غرب مظهر علم و کارآمدی است. اما، کرونا این بت را شکسته‌است. کرونا در همین مدت یک سال اخیر، کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان را از اوج غرور، به حضیض ذلت کشانده‌است و دیگر حتی ساده‌لوحان هم باور ندارند که آنها حلال مشکلات هستند. 
اما، همان‌طور که گفته شد، کرونا مدیریت کشورها را به شکل عادلانه، در مقابل چشمان مردم جهان قرار داده‌است. در این رقابت آمریکا و اروپا مردود شدند. بدین ترتیب، همه آورده‌های غرب در جنگ نرم نیز دود هوا شد.
حوزه دیگری که با ورود کرونا، دچار اختلال شده، روال‌های سیاسی معمول و آداب دیپلماتیک از قبل موجود است. جلسات و کنفرانس‌های دوره‌ای تعطیل شده‌اند و سران کشورها دیگر مثل قبل نمی‌توانند با یکدیگر مذاکرات نزدیک و محرمانه داشته باشند. در همین ارتباط، «وولفگانگ ایشینگر»، رئیس‌کنفرانس امنیتی مونیخ، اول حوت/اسفند اظهار داشت: کرونا منجر به فلج شدن دیپلماسی بین‌المللی شده و اینکه طی حدود یک سال اخیر تقریباً هیچ مذاکره خودمانی و محرمانه‌ای انجام نشده، برای دیپلماسی بسیار آسیب‌زا است. از نگاه وی، در عرصه دیپلماسی، گفت وگوی از نزدیک، بسیار ضرورت دارد و در سایهٔ شرایط کرونایی، دنیا خطرناک‌تر از قبل شده‌است. البته، درستش این است که بگوییم دنیا برای غرب، خطرناک‌تر شده‌است. در هر حال، بیشتر کارشناسان روی این موضوع متفق‌القول هستند که کرونا زمینه‌ساز مقایسه عادلانه کارآمدی نظام‌های سیاسی است. عادلانه از این بابت که قدرت، پول و تبلیغات رسانه‌ای در این مورد، تأثیری ندارند. همه چیز مقابل چشم همگان رخ می‌دهند و حتی در آمارها نیز نمی‌توان زیاد دستکاری کرد. در همان ابتدای شیوع کرونا، اعلام شد که کشورهای با قدرت متمرکز بهتر می‌توانند از پس کرونا بر بیایند و با آن، مقابله بکنند. این ادعا، در ارتباط با چین درست درآمد، ولی مدیریت صحیح کرونا، به عوامل دیگری مثل مردمی بودن نظام، نظم پذیر بودن جامعه، قابلیت بسیج عمومی و بهره‌گیری درست و کامل از تکنولوژی مدرن، نیز ربط پیدا می‌کند.
کد مطلب: 95627
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل