​بررسی نقش کشورهای غربی در جنگ یمن / بزرگ‌ترین تراژدی قرن چگونه رقم خورد؟

محمدرضا مرادی
از زمان شروع جنگ یمن نزدیک به ۶ سال گذشته‌است. این جنگ با فروش سلاح کشورهای غربی به امارات و عربستان و حمایت‌های سیاسی آمریکا و انگلیس از متجاوزان ابعاد هولناکی پیدا کرده‌است.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳۰ دلو ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۱۴
​بررسی نقش کشورهای غربی در جنگ یمن / بزرگ‌ترین تراژدی قرن چگونه رقم خورد؟
اشاره: «جو بایدن» رئیس‌جمهور آمریکا، اخیراً ادعا کرده‌است که قصد دارد جنگ یمن را پایان بدهد. در همین چارچوب، دولت جدید آمریکا اعلام کرد که به حمایت‌های اطلاعاتی از عربستان در این جنگ، پایان می‌دهد و فروش سلاح به عربستان را نیز به حالت تعلیق درمی‌آورد. در عرصه عمل نیز کاخ سفید جنبش انصارالله یمن را از فهرست گروه‌های تروریستی خارج کرده‌است. در ظاهر، به نظر می‌رسد که اگر وعده‌های بایدن محقق شوند، بزرگ‌ترین تراژدی قرن، یعنی جنگ شش سالهٔ یمن، پایان می‌یابد. اما، جنگ به سادگی پایان نمی‌یابد و برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد، فرایند پیچیده‌ای باید طی بشود. در این میان، آنچه نباید مورد غفلت قرار گیرد، نقش کشورهای غربی در شعله‌ور کردن این جنگ است. در مطلب حاضر، جنگ یمن از این منظر مورد توجه قرار گرفته‌است.

چگونگی آغاز جنگ
به دنبال شروع قیام‌های عربی در سال ۲۰۱۱، یمن نیز به این خیزش‌ها پیوست و اعتراضاتی علیه «علی عبدالله صالح» رئیس‌جمهور وقت این کشور، شکل گرفت. نهایتاً این قیام‌ها در ژوئن سال ۲۰۱۱ به فرار عبدالله صالح به عربستان منتهی شد. پس از فرار صالح، به ابتکار شورای همکاری خلیج فارس، یا همان ابتکار خلیجی، «عبد ربه منصورهادی» معاون عبدالله صالح به عنوان رئیس‌جمهور موقت به مدت دو سال انتخاب شد و در نهایت یک سال دیگر هم تمدید شد و سه سال ریاست جمهوری او ادامه یافت. دراین مدت عملکرد ضعیف منصورهادی سبب شد جنبش انصارالله در شمال و جنبش حرّاک جنوبی (جدایی طلبان حرّاک در جنوب یمن) به مخالفت با منصورهادی برخیزند. زمانی که در سال ۲۰۱۴، منصورهادی -که بنا بود رئیس‌جمهور موقت باشد- در یک همه‌پرسی به عنوان رئیس‌جمهور یمن انتخاب شد، انصارالله و جنبش حرّاک به مخالفت برخاستند؛ بنابراین اختلافات از سال ۲۰۱۴ بین انصارالله و منصورهادی کلید خورد تا اینکه در فوریه سال ۲۰۱۵ «عوض بن مبارک» رئیس دفتر منصورهادی به اتهام جاسوسی توسط انصارالله دستگیر شد. این دستگیری برای منصورهادی بسیار گران آمد و باعث شد هم «خالد محفوظ بحاح» نخست‌وزیر یمن و هم منصور هادی رئیس‌جمهور برای فشار آوردن به انصارالله استعفا دهند و در ادامه با پیشروی انصارالله به عدن گریختند. اما در این مدت انصارالله بیانیه قانون اساسی را صادر و پارلمان را منحل کرد و پارلمان جدید تشکیل داد. این مسئله به معنای پایان اتحاد نسبی انقلابیون با منصورهادی بود. به دنبال این اقدام انصارالله، منصورهادی از عدن، خواستار مداخله نظامی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس شد و در نهایت در حمل/فروردین سال ۱۳۹۴، عربستان با تشکیل ائتلافی متشکل از عربستان، امارات، بحرین، قطر و برخی کشورهایی که اسماً در ائتلاف بودند، به یمن حمله کردند.
حمله ائتلاف سعودی به یمن در ابتدا با هدف بازگرداندن منصورهادی به قدرت عنوان شد اما با بررسی اقدامات و مواضع کشورهای مؤثر در بحران یمن اهداف متفاوت‌تری را می‌توان استخراج کرد:
- عربستان در کنار آمریکا به‌دنبال این بود که مانع ایجاد جایگاه استراتژیک برای ایران، روسیه، چین و به دنبال آن دیگر قدرت‌های جهانی در یمن به منظور نظارت بر خلیج عدن و استقرار در تنگه باب‌المندب شود.
- برخی از کارشناسان معتقدند که عملیات نظامی عربستان در یمن برای ایجاد ثبات در این کشور نبوده بلکه عملیاتی است که بناست غرور فرسوده شده سعودی‌ها در برابر سلطه رو به رشد ایران در منطقه را به آنها بازگرداند.
- «شیرین هانتر»، استاد دانشگاه جورج تاون آمریکا، ترکیبی از ترس، عصبانیت و جاه‌طلبی را در زمره علل حمله عربستان به یمن عنوان می‌کند. هانتر عنوان می‌کند که «سعودی‌ها نسبت به ظهور هر دولتی در یمن که تحت کنترل آنها نباشد، بدگمان هستند به ویژه اگر قرار باشد شیعیان نیز در آن نقشی ایفا کنند. ترس آنها از این است که مبادا دست یافتن شیعیان یمن به چنین توفیقی منجر به آن شود که جمعیت شیعه عربستان نیز سهم سیاسی بیشتری را مطالبه کنند. علاوه بر این، سعودی‌ها همواره نسبت به ایران و نقش آن در منطقه بدگمان بوده‌اند در حال حاضر، سعودی‌ها فکر می‌کنند که پررنگ‌تر شدن نقش شیعیان در دولت یمن به افزایش نفوذ ایران در این کشور دامن می‌زند.
- هدف دیگر عربستان از حمله به یمن به تغییر هیئت حاکمه عربستان برمی‌گردد. در سال ۲۰۱۵ بعد از مرگ ملک عبدالله و به قدرت رسیدن ملک سلمان، سیاست خارجی عربستان از تدافعی محافظه‌کارانه به تهاجمی تغییر یافت که اولین نمود آن حمله به یمن بود. محمد بن سلمان زمانی که از سوی پدر به وزارت دفاع منصوب شد، جوان ناشناخته‌ای بود که احتیاج داشت خود را در عرصه منطقه‌ای و داخلی مطرح کند؛ بنابراین جنگ یمن بهترین فرصت برای نشان دادن اقتدار و مشروعیت محمد بن سلمان بود و تحلیگران معتقدند که جنگ یمن برگ برنده محمد بن سلمان برای حذف مخالفان داخلی بود؛ چرا که با این قدرت‌نمایی می‌توانست اتحادی بین قبایل ایجاد و خود را به عنوان کسی که می‌خواهد اقتدار را به عربستان برگرداند، مطرح کند. جنگ یمن اولین مداخله خارجی عربستان درکشوری دیگر بود؛ عربستان در طول هشت دهه‌ای که از تشکیل آن می‌گذرد، هیچگاه به کشور دیگری حمله نکرده بود؛ هر چند در حملات محدود شراکت‌هایی داشته اما به صورت واقعی حمله‌ای به کشور دیگر نداشته‌است.
ملک سلمان معتقد بود اگر فرزندش محمد بن‌سلمان - وزیر دفاع و جانشین ولیعهد - بتواند در جنگ علیه یمن پیروز و به عنوان یک جنگاور معرفی شود، می‌تواند وجهه خود در میان آل‌سعود و میان مردم عربستان را تقویت کرده «محمد بن نایف» ولیعهد را کنار زده و انتقال سیاسی آرامی در عربستان انجام شود. در عمل نیز بن نایف برکنار و بن سلمان به عنوان ولیعهد انتخاب شد.
-یکی از اهداف مهم عربستان از رویکرد تهاجمی و حمله نظامی به یمن یادآوری نقش خود به‌عنوان بزرگ‌ترین قدرت منطقه‌ای است. سعودی‌ها، سال‌ها به‌دنبال ایجاد یک خاورمیانه با محوریت عربستان هستند؛ بنابراین به‌دنبال ایفای نقش خود در تمامی تحولات منطقه هستند؛ اما با این وجود، در همه اتفاقاتی که در منطقه روی داده‌است با ناکامی و بن‌بست مواجه شده‌اند. یمن به‌دلیل داشتن موقعیت ژئوپلیتیکی و استراتژیکی در منطقه اهمیتی ویژه‌ای دارد؛ به همین دلیل، این کشور برای عربستان اهمیت زیادی دارد.

نقش کشورهای غربی در فاجعه یمن
حمله عربستان به یمن باعث خلق بزرگ‌ترین تراژدی قرن شده‌است. اما عربستان به تنهایی عامل این جنایت نبوده و کشورهای غربی نیز شریک جرم ائتلاف سعودی هستند. در واقع بزرگ‌ترین قحطی قرن در یمن در سایه حمایت‌های تسلیحاتی غرب به عربستان صورت گرفته‌است. در این حمله کشورهای غربی به روش‌های مختلف در جنایت علیه یمن به متجاوزان کمک کرده‌اند. قرارداد ۱۱۰ میلیارد دلاری تسلیحاتی آمریکا با عربستان در خردادماه ۹۶ باعث شد که آل‌سعود با جسارت بیشتری به‌افراط‌گری‌های منطقه‌ای خود ادامه دهد. علاوه بر این از سال ۲۰۱۵ به بعد صادرات سلاح انگلیس به عربستان ۵۰۰ درصد افزایش یافته‌است. در جریان سفر محمد بن سلمان ولیعهد سعودی به انگلیس، لندن قرارداد فروش ۴۸ جنگنده تایفون به عربستان به مبلغ ۱۴ میلیارد دلار را امضا کرد. انگلیس از زمان آغاز جنگ یمن ۱۵ میلیارد پوند سلاح به عربستان فروخته‌است. عربستان بزرگ‌ترین خریدار سلاح‌های انگلیس است. در میان کشورهای اروپایی طبق اعلام مجله فوربس انگلیس بزرگ‌ترین فروشنده سلاح به عربستان است. پس از انگلیس، فرانسه در جایگاه دوم قراردارد و از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۴۷۵ میلیون دلار سلاح به عربستان فروخته‌است. آلمان سومین کشور اروپایی است که به عربستان سلاح صادر کرده‌است. آلمان تنها در سال ۲۰۱۸، ۴۶۲ میلیون دلار سلاح به ریاض داده‌است. در واقع عربستان پس از الجزایر دومین مشتری بزرگ سلاح‌های آلمانی است. کشورهای دیگر اروپایی، به ترتیب میزان فروش سلاح به عربستان به ترتیب زیر هستند: ایتالیا، کرواسی، سوئد، بلژیک، اسلواکی، جمهوری چک و اسپانیا.
میزان صادرات سلاح از آمریکا به عربستان در دوره ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ یعنی سه سال نخست جنگ یمن بیش از ۴۳ میلیارد دلار بوده‌است. این سلاح‌ها شامل تجهیزات نظامی، هلیکوپتر، ناوچه‌های جنگی، تانک‌های آبرامز و هواپیماهای جنگی هستند.
اخیراً روزنامه لومانیته در مقاله‌ای به قلم استفان اِبوآر به همدستی اروپایی‌ها با عربستان در جنایات ائتلاف عربی در یمن و کشتار غیرنظامیان پرداخت. این نشریه فرانسوی نوشت، کشورهای عضو اتحادیه اروپا یکی پس از دیگری در ازای فروش سلاح، تسلیم عربستان می‌شوند. به صورت کلی ۶۰ درصد میزان واردات سلاح به عربستان از آمریکا، ۲۳ درصد از انگلیس، ۵ درصد از فرانسه، و ۱۲ درصد باقی‌مانده نیز از دیگر کشورهای اروپایی تأمین می‌شود. همچنین تازه‌ترین گزارش کارزار تبلیغاتی علیه تجارت اسلحه انگلیس (CAAT) نشان می‌دهد که عربستان طی یک دهه گذشته بالغ بر ۸۵ میلیارد دلار سلاح از کشورهای غربی خریداری کرده‌است. استفاده از سلاح‌های ممنوعه در یمن برای سعودی‌ها آزاد است و آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها به هر میزان که آل‌سعود بخواهد در یمن از آنها استفاده کند، تسلیحات ممنوعه در اختیارشان قرار می‌دهند و در عین حال چشم خود را روی جنایات متجاوزان سعودی می‌بندند.
استفاده گسترده از بمب‌های ممنوعه و غیرمتعارف همانند بمب‌های خوشه‌ای، فسفری و میکروبی توسط عربستان، ابعاد هولناک‌تری به جنایات آل سعود در یمن داده و مناطق مختلف این کشور را به آزمایشگاه سلاح‌های اهدایی غرب به عربستان تبدیل کرده‌است. فروش بمب‌های خوشه‌ای تولید آمریکا و انگلیس به عربستان و به‌کارگیری این بمب‌ها علیه غیرنظامیان یمنی درحالی ادامه دارد که استفاده از این بمب‌ها بر اساس «کنوانسیون مهمات خوشه‌ای» مصوب سال ۲۰۰۸ ممنوع است. ۱۰۸ کشور جهان این کنوانسیون را امضا کرده و حدود ۱۰۰ کشور آن را به تصویب رسانده‌اند. با توجه به این سند حقوق بین‌الملل می‌توان گفت عربستان به عنوان استفاده‌کننده و انگلیس و آمریکا به عنوان فروشنده بمب خوشه‌ای، مرتکب جنایت جنگی، جنایت علیه صلح و جنایت علیه بشریت در یمن شده‌اند. آمریکا و انگلیس با ارسال تدارکات جنگی و بمب‌های خوشه‌ای برای عربستان، جنگ بی‌رحمانه علیه مردم یمن را تشدید کرده‌اند.

فرجام سخن
از زمان شروع جنگ یمن نزدیک به ۶ سال گذشته‌است. این جنگ با فروش سلاح کشورهای غربی به امارات و عربستان و حمایت‌های سیاسی آمریکا و انگلیس از متجاوزان ابعاد هولناکی پیدا کرده‌است. اکنون دولت بایدن به دنبال آن است تا در برخی از مسائل بین‌المللی مسیر خود را از «دونالد ترامپ» جدا کرده و به اصطلاح راهکارهای سازنده‌ای را به دنیا پیشنهاد دهد. پایان دادن به جنگ یمن یکی از این پیشنهادها است. اما نباید فراموش کرد که جنگ یمن در دوره «باراک اوباما» ی دموکرات آغاز شده‌است. حمایت بایدن از پایان دادن به جنگ یمن، به دلیل دفاع از مردم یمن نبوده بلکه تلاشی برای ترمیم چهره آمریکا در این جنگ است. البته این ادعای بایدن تا زمانی که به واقعیت تبدل شود راه درازی دارد و بسیار بعید است که حتی حمایت آمریکا از پایان جنگ یمن بتواند آرامش را به یمن برگرداند چرا که عربستان که بازنده اصلی در این جنگ لقب گرفته‌است، قطعاً سعی خواهد کرد که از طریق مزدوران خود به تشدید جنگ داخلی در یمن بپردازد.
کد مطلب: 95590
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل