​قیام برای خدا؛ تنها موعظه الهی

مهدی جبرائیلی تبریزی
براساس مسلمات دینی، قیام اجتماعی مهم‌ترین شأن نبوت و امامت است. این ادعا را با شواهد قرآنی و روایی زیادی می‌توان اثبات کرد.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ دلو ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۳۹
​قیام برای خدا؛ تنها موعظه الهی
با بررسی مستندات و بیانات و پیام‌های حضرت امام خمینی (ره) به این نتیجه می‌رسیم که ایشان تنها آیه‌ای که از آغاز تا فرجام انقلاب و تا پایان عمر مبارکشان برآن تأکید فراوان کرده‌است، آیه ۴۶ سوره سبا است: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلهِ مَثْنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا»؛ بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید.
 این موعظه قرآنی را می‌توان به‌عنوان شاه‌بیت بیانات و بیانیه‌های ایشان در طول قیام و انقلاب تلقی کرد.
از این سند می‌توان به عنوان سند آغازین و منشور راهبردی انقلاب اسلامی نام برد. محتوای این سند بر بستر یک موعظه و یک دستورالعمل جامع قرآنی شکل گرفته‌است. طبق آن، پیامبراکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) مأمور می‌شود که مردم را به موعظه‌ای یگانه دعوت کند؛ اینکه به صورت دو نفر دو نفر یا یک نفریک نفر برای خدا قیام کنند. در این آیه شریفه «إِنَّما» برحصر (یعنی فقط) و تعبیر «واحدهً» برنفی تعدد دلالت دارد و بطور واضح می‌فهماند که بهترین و مهم‌ترین موعظه الهی از بین تمام مواعظ در منطق قرآن، «قیام‌لله» است.
حضرت امام این موعظه را موعظه جامع و جاوید قرآن معرفی می‌کنند: «این جمله مبارکه کوتاه، جامع سعادت دنیا و آخرت و متضمن تمام مواعظ پیامبران عظیم‌الشأن و اولیای بزرگواراست. خداوند تعالی ما را موفق فرماید در به کار بستن آن». (صحیفه امام، ج۱۵، ص۳۴۶).

شأن نزول آیه

در شأن نزول آیه کریمه از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده‌است که فرمودند: «منافقان به رسول خدا گفتند: آیا برای خداوند بعد از فرائض و واجباتی که بیان داشته‌است، چیز دیگری باقی‌مانده‌است که به ما نگفته باشد و خیال ما از این حیث راحت باشد و بدانیم که از فرائض و دستورات چیز دیگری فروگذار نشده‌است؟ درجواب آنها این آیه نازل شد و منظور از واحده در آیه شریفه موضوع ولایت است» (الکافی؛ ج‏۱؛ ص۴۲۰).
از امام صادق (ع) نقل شده‌است: «منظور از واحدهً در آیه شریفه، ولایت است. راوی گوید: به امام گفتم چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمود: وقتی که رسول خدا (ص) علی (ع) را به ولایت منصوب کرد و فرمود: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» در این میان مردی برخاست و از روی طعنه گفت: محمد، هر روز موضوع تازه‌ای را برای ما عنوان می‌کند و الآن قصد کرده که اهل‌بیت خود را بر گردن‌های ما سوار کند و آنان را مالک ما قرار دهد، سپس این آیه نازل شد و بعد پرسیدند مراد از مثنی در آیه چیست؟
فرمود: مراد از «مثنی» اطاعت پیامبراکرم (ص) و اطاعت امیرالمؤمنین علی (ع) و مقصود از «فرادی» درآیه اطاعت از امامان از نسل آن دو می‌باشد، سپس امام فرمود: به خدا قسم منظور از این آیه شریفه، چیزی غیراز این موضوعات نیست» (بحارالأنوار؛ ج‏۲۳؛ ص۳۹۱).

جلوه‌های گوناگون قیام برای خدا

از نظر تفسیری سه رویکرد کلی در مورد آیه کریمه وجود دارد:

قیام سیاسی- اجتماعی
براساس مسلمات دینی، قیام اجتماعی مهم‌ترین شأن نبوت و امامت است. این ادعا را با شواهد قرآنی و روایی زیادی می‌توان اثبات کرد.
حضرت امام حسین (ع) در منطقهً البیضه خطاب به سپاهیان حربن یزید ریاحی فرمود: «هان ای مردم! همانا رسول خدا فرمود: هرکه فرمانروایی ستمگر ببیند که حرام‌های خدا را حلال می‌شمرد، پیمان خدا را می‌شکند، با سنت رسول خدا مخالفت می‌کند، میان بندگان خدا با گناه و تجاوز رفتار می‌کند و با کردار و گفتار خود بر او نشورد، برخداست که اورا در جایگاه (پست و عذاب‌آور) آن ستمگر درآورد» (بحارالأنوار؛ ج‏۴۴؛ ص۳۸۲).
از این منظر قیام در این آیه، ماهیتی اجتماعی و سیاسی دارد. امام خمینی درکتاب ولایت‌فقیه این نظریه را مطرح کرده‌اند. از نظر ایشان خداوند همه عالمیان را به خیزش اجتماعی و سیاسی دعوت کرده‌است (زندگی معنوی، فعالی، ج۱، ص ۳۴).
حضرت امام قیام برای خدا را تنها راه اصلاح جهان عنوان کرده که آن، فلسفه بعثت همه انبیای الهی بوده‌است.
ایشان راه وصول به معرفت و مقاصد الهی را «قیام‌لله» معرفی می‌کند؛ قیامی که زیر بنای معرفتی و تربیتی و زمینه‌ساز تحقق آرمان‌های الهی در جامعه است: «برای خدا قیام کنید…، از تمام موعظه‌ها خدای تبارک و تعالی انتخاب کرده این یک موعظه را: یعنی همین یکی را من موعظه می‌کنم، چون همه چیز تو اینجاست… همه چیز در قیام‌لله است. قیام‌لله معرفت‌الله می‌آورد. قیام‌لله فدایی برای الله می‌آورد. قیام‌لله فداکاری برای اسلام می‌آورد. همه چیز دراین قیام‌لله است و لهذا تنها موعظه‌ای که انتخاب کرده خدای تبارک و تعالی از بین موعظه‌ها، همین موعظه است که اجتماعی و انفرادی قیام‌لله بکنید. انفرادی برای وصول به معرفت‌الله، اجتماعی برای وصول به مقاصدالله». (صحیفه امام، ج۱۸، ص۱۲۵).
ایشان پیرامون آثار اجتماعی خودخواهی می‌نویسند: «خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام برای منافع شخصی است که روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه کرده. قیام برای نفس است که بیش از ده میلیون جمعیت شیعه را به طوری از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتی شهوت‌پرست پشت میزنشین شدند. قیام برای شخص است که یک نفر مازندرانی بی‌سواد را بر یک گروه چندین میلیونی چیره می‌کند که حَرْث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند. قیام برای نفع شخصی است که الآن هم چند نفر کودک خیابان گرد را درتمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قیام برای نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتی کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قیام برای خود است که موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزه‌گرد بی‌شرف کرده و نَفَس از هیچ‌کس در نمی‌آید. قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زن‌های عفیف مسلمان برداشت و الآن هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جاری است و کسی بر علیه آن سخنی نمی‌گوید… قیام برای خود است که مجال به بعضی از این وکلای قاچاق داده که در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هرچه می‌خواهد بگوید و کسی نفس نکشد». (صحیفه امام، ج‏۱، ص ۲۱–۲۳).
براین اساس ارکان قیام (انگیزه، برنامه و رهبری) را این آیه این گونه بیان کرده‌است: کلمه «لِله» به اخلاص درانگیزه و نیت اشاره دارد. کلمه «بِصاحِبِکُمْ» به وجود رهبری صالح و کلمه «تَتَفَکَّرُوا» بیانگر وجود فکر و برنامه در قیام است. توضیح اینکه «حرکت‌ها و انقلاب‌هایی که برای خدا نباشد و برخاسته از عقده‌ها و هوس‌ها و برای کسب ثروت باشد به جایی نمی‌رسد. اگر انقلاب همراه با فکر و برنامه جامع نباشد یا رهبر الهی همراه و مصاحب با انقلابیون نباشد به نتیجه‌ای نمی‌رسد و بقا و برکاتی نخواهد داشت» (تفسیر نور، ج‏۹، ص ۴۵۹).

قیام فکری
برخی از مفسران ماهیت قیام را فکری معرفی می‌کنند. طبق این دیدگاه، مقصود خداوند در این آیه این است که؛ مردم، من شما را به یک چیز موعظه می‌کنم؛ برخیزید و فکر کنید. به تعبیر دیگر یعنی قیام فکری داشته باشید. اندیشیدن در مورد بنیادی‌ترین سؤالات بشر که همان توحید، معاد و نبوت است، فکر کنید.
مرحوم علامه طباطبائی می‌نویسد: «به ایشان بگو: من شما را به موعظتی وصیت می‌کنم و آن این است که بی سر و صدا و جدا جدا، برای خاطر خدا قیام کنید و در گوشه‌ای به فکر فروروید، چون در تنهایی، فکر بهتر کار می‌کند» (ترجمه المیزان، ج‏۱۶، ص ۵۸۶).

قیام درونی و باطنی (عرفانی)
قیام در این آیه به معنای قیام درونی است. بدین معنا که به لحاظ باطنی و درونی بپا خیزید. این به معنای تحول درونی است. براین اساس خدا می‌فرماید: من شما را فقط به یک چیز دعوت کرده‌ام: «در خود تحول ایجاد کنید» (زندگی معنوی، فعالی، ج۱، ص ۳۷).
باتوجه به شأن نزول آیه، دیدگاه اول را باید جامعترین دیدگاه دانست. چراکه مهم‌ترین شأن ولایت همان «قیام برای خدا» در بعد اجتماعی است.
علی (ع) در شکوه‌ای که از یاران کوته‌نظر خود دارد، آنان را مورد نکوهش قرار می‌دهد. او آنها را برای خدا و برای رساندن به قله‌های معنویت می‌خواهد، ولی آنان علی (ع) را در قلمرو خواسته‌های دون‌مایه خویش می‌جویند: «همانا من شما را برای خدا می‌خواهم، در حالی که شما مرا برای منی‌های حقیر خویش می‌جویید» (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۳۶).
البته هیچ تباینی بین دیدگاه‌های سه‌گانه وجود ندارد. مثلاً طبق دیدگاه دوم و با توجه به کلمه «واحدهً» (یعنی تنها یک چیز) بویژه با تأکید به‌وسیله واژه «انّما»، این واقعیت عیان می‌شود که ریشه تمام دگرگونی‌ها و اصلاحات فردی و اجتماعی، حرکت در راه خدا و سپس به کار انداختن اندیشه‌هاست. هنگامی که افکار بیدار شد و غفلت‌ها از اندیشه و جان انسان‌ها رخت بربست، سرمایه‌های مادی و معنوی آن جامعه، بیهوده از میان نمی‌رود.
از منظر دیدگاه سوم و عرفانی هم باید گفت که انسان تا در خود تحولی بوجود نیاورد، نمی‌تواند در اجتماع دست به تحول به سوی کمال بزند.
تعبیربه مثنی (دو نفری) به این دلیل است که قیام اجتماعی با یک فرد به نتیجه نمی‌رسد. وقتی انسان از خودیت خارج شد و در وجود خود بر علیه غیرخدا (نفس) قیام کرد، در مرحله بعد باید در عالم خارج از خود هم با همیاری همفکران به قیام اجتماعی اقدام کند؛ بنابراین موعظه الهی این است که انسان همواره برای خداوند قیام کند و این قیام شامل قیام روحی و معنوی، قیام فکری و قیام اجتماعی است.
کد مطلب: 95496
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل