پیرمحمد ملازهی:

راه‌آهن خواف – هرات به جنوب و مرکز آسیا وصل می‌شود / اگر طالبان به قدرت برسد با داعش و القاعده توافق می‌کند

یک کارشناس مسائل سیاسی شبه قاره می‌گوید: در پی بهره برداری از خط آهن خواف – هرات، در واقع افغانستان و آسیای مرکزی از حالت محصورشدگی در خشکی نجات پیدا می‌کنند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ قوس ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۴۳
راه‌آهن خواف – هرات به جنوب و مرکز آسیا وصل می‌شود / اگر طالبان به قدرت برسد با داعش و القاعده توافق می‌کند
راه‌آهن خواف – هرات ۲۲۵ کیلومتر طول دارد که ۷۸ کیلومتر آن در خاک ایران و ۱۴۷ کیلومتر آن در خاک افغانستان قرار دارد. احداث خط ریلی خواف- هرات در قالب چهار قطعه از سال ۱۳۸۶ آغاز شده‌است. راه‌آهن خواف- هرات تکمیل‌کننده اتصال ریلی چین، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان، ایران و سپس خلیج فارس و اروپا از مسیر ایران است. با تکمیل و بهره‌برداری از این خط پیش‌بینی می‌شود سالانه ۳ میلیون تن صادرات و واردات کالا و یک میلیون و هفتصد هزار تن ترانزیت در این مسیر انجام شود. همچنین افزایش مبادلات اقتصادی بین دو کشور، انتقال ترافیک جاده‌ای به ریل، انتقال موادخام معدنی از معادن خواف و سنگان به ایران به منظور فرآوری و صادرات امن از طریق خاک ایران و آب‌های جهانی از طریق بندر چابهار از دیگر مزیت‌های اقتصادی این مسیر ریلی است.

قصد آمریکایی‌ها دور زدن روس‌هاست
پیرمحمد ملازهی کارشناس مسائل سیاسی شبه قاره و بین‌الملل در رابطه با راه‌آهن خواف – هرات به روزنامه ایرانی آفتاب یزد می‌گوید: «این خط آهن باید تکمیل شود چون فعلاً ناقص است و فقط تا مرز ایران رفته‌است. آن طرف آن باید به هرات برود که افغان‌ها مسئول ساخت هستند و سپس به مزار شریف رفته و از آنجا به خط آهن آسیای مرکزی وصل شود. اگر این اتفاق بیفتد که البته زمان‌بر است تحول مهمی در ارتباطات منطقه ایجاد می‌کند. به خصوص که الان فقط مسئله ایران نیست و پروژه بالاتری وجود دارد و آن این است که قصد آمریکایی‌ها دور زدن روس‌ها است و ارتباطات ریلی به اضافه خطوط انرژی که تاکنون در اختیار مسکو بوده، از خزر و قزاقستان و آن منطقه، مسیر آن را به طرف جنوب آسیا تغییر دهند. از طریق افغانستان به هند برود. چینی‌ها هم در اینجا با روس‌ها رقابت دارند.»

هندی‌ها تجارت افغانستان را به طرف خود تسهیل خواهند کرد 
وی ادامه می‌دهد: «[در رابطه با منافع راه‌آهن خواف – هرات فقط] بحث ایران نیست، مجموعه کشورهایی که به نوعی در این قضایا ذی‌نفع هستند و برای خود منافعی تعریف می‌کنند از این مسیر می‌توانند سود برند. در پی [بهره برداری از] این خط آهن، در واقع افغانستان و آسیای مرکزی از حالت محصورشدگی در خشکی نجات پیدا می‌کنند. علاوه بر این آسیای مرکزی در مقابل مسکو می‌تواند خط ارتباطی جدا از روسیه به دست آورد که قدرت مانورش را در برابر مسکو افزایش می‌دهد؛ بنابراین در چنین نگاهی این‌طور به نظر می‌رسد که این پروژه مهمی است.»
ملازهی در ادامه و در واکنش به این مسئله که آیا هندی‌ها نیز از این مسیر و این خطوط ریلی نفع خواهند برد می‌گوید: این پروژه ادامه پروژه چابهار است یعنی این گونه نیست که جدا از منافع هندی‌ها باشد. هندی‌ها منتفع خواهند شد. این پروژه از چابهار به سمت زاهدان می‌آید و از آنجا دو شعبه می‌شود یکی به طرف زابل و از آنجا به نیمروز و سپس به قندهار می‌رود و شعبه دیگر وارد استان خراسان جنوبی می‌شود و به سمت خواف رفته و از آنجا به هرات و مزار شریف و در آنجا به خط آهن آسیای مرکزی وصل می‌شود. هندی‌ها طبیعتاً تجارت افغانستان و آسیای مرکزی را به طرف خود تسهیل خواهند کرد و پاکستان را دور می‌زنند و در روابط هند و پاکستان این می‌تواند بگنجد.

آمریکایی‌ها به آسانی افغانستان را تخلیه نخواهند کرد
ملازهی می‌افزاید: کشورهای بسیاری از جمله ایران و آمریکا درصدد هستند اقداماتی انجام دهند که افغانستان از این جنگ داخلی خلاص شود و در مرحله اول طالبان شریک قدرت شوند، حتی اگر بعدها [طالبان] به سمت در دست گرفتن کامل قدرت روند از طریق سیاسی خواهد بود و نه نظامی. به این سادگی‌ها هم نیست که طالبان و دولت مرکزی به یک جمع‌بندی نهایی برسند؛ اما در هر صورت مسیری که طی می‌شود به نظر می‌رسد ابهامات را کمتر می‌کند، هر چند به این معنا نیست که جنگ در افغانستان به‌طور کامل تمام شود، چون طالبانی که در حال مذاکره هستند فقط شورای کویته هستند، بیش از ۲۰ گروه مسلح دیگر [هم] هست، الان هم داعش فعال شده و دردسرهای بسیاری برای دولت مرکزی ایجاد کرده‌است.
این کارشناس مسائل شبه قاره اظهار می‌دارد: وقتی خانم خبرنگار را ترور کردند و مسائل دیگری که پشت سر هم در حال وقوع است، اگر تفکیک کنیم، این روندی که تاکنون پیش رفته در افغانستان، امکان تداومش نسبت به گذشته ضعیف‌تر شده‌است. ترامپ چهل و چند روز دیگر بیشتر نیست، ولی سیاست کلی آمریکا را ترامپ یا بایدن تعیین نمی‌کنند، بلکه مجموعه حاکمیت آمریکا و منافع راهبردی که در افغانستان دارند تعیین‌کننده است. افغانستان جایی است که آمریکایی‌ها به آسانی آنجا را تخلیه نخواهند کرد و در همین راستا باید تحولات شکل گیرد.

داعش، القاعده و طالبان همیشه در تضاد نخواهند ماند
وی خاطرنشان می‌کند: طالبان تا جایی که بتوانند از وضعیت بینابینی که «یا ما یا داعش!» استفاده می‌کنند؛ ولی واقعیت دیگری را باید در نظر بگیریم، طالبان به لحاظ ایدئولوژیک تقریباً به داعش نزدیک اند. درست است که اکنون سر اینکه چه گروهی کجا را داشته باشد اختلاف نظر دارند اما این احتمال را باید داد که داعش و القاعده و طالبان در نهایت اگر طالبان به قدرت رسند به توافق می‌رسند، این گونه نیست که اینها همیشه در تضاد و جنگ باقی خواهند ماند.
ملازهی تصریح کرد: با در نظر گرفتن این مسئله پیش‌بینی‌هایی که در مورد تحولات افغانستان می‌کنیم واقع بینانه‌تر خواهد بود تا اینکه فکر کنیم صد درصد طالبان می‌تواند همان‌طور که ایران، روسیه و چین تصور می‌کنند به عنوان یک عامل بازدارنده باشد و نیروهای داعش علیه اینها وارد عمل شوند. اینکه داعش در خاورمیانه سرزمینش را از دست داد مسئول را ایران و روسیه می‌دانند و اینکه اکنون در افغانستان متمرکز می‌شوند می‌خواهند دوباره خلافت خراسان را برپا کنند.
این کارشناس مسائل شبه قاره گفت: خلافت خراسان همان خلافت شرقی است که به هر حال در یک مقطع تاریخی وجود داشته و داعش معتقد است آن را بازسازی کند، حوزه آن هم بسیار گسترده‌است، آسیای مرکزی تا ایالات سرحدات چین و شبه قاره هند و بنگلادش تا مالزی و اندونزی. طالبان هم در این تفکر خیلی در تضاد با داعش قرار نمی‌گیرند، هر چند طالبان این اعتقاد را ندارند. طالبان ادعای شان محلی است. آنها فقط می‌خواهند اسلام را در افغانستان حاکم کنند، حداکثر تقابل طالبان با پاکستان است، ولی ادعای داعش فراتر از این‌ها است. طالبان وقتی می‌گوید ممکن است افغانستان دست داعش بیفتد و به ضرر همه تمام شود به نظر می‌خواهد از این اهرم استفاده کند تا دیگران را قانع کند که از طالبان حمایت کنند وگرنه پشت پرده ممکن است واقعیت‌های دیگری وجود داشته باشد.

طالبان از طرف داعش خطری احساس نمی‌کند
پیرمحمد ملازهی می‌گوید: طالبان در سیطره‌اش در افغانستان از طرف داعش خطری احساس نمی‌کند. ایران، روسیه و چین در مورد ماهیت طالبان و برنامه‌های آتی طالبان دچار ابهام خواهند شد، به همین دلیل هم ایران هم روسیه و چین از مدت‌ها قبل به طالبان نزدیک شدند، به این امید که حداقل طالبان اجازه ندهند داعش به طرف ایالات شمالی برود. چون نیروهای کیفی داعش که در عراق و سوریه جنگیدند و در سطح فرماندهی هم قرار گرفتند یا ازبک هستند یا چچن یا تاجیک یا ایغور. این‌ها نیروهای بسیار زبده‌ای هستند که قرار است با چین بجنگند.
وی افزود: به نظر می‌رسد هم ایران هم چین و روسیه به این دلیل به طالبان نزدیک شدند که پیش‌بینی می‌کنند اگر طالبان به قدرت رسید و احتمالا اتحادی بین داعش و طالبان و القاعده پیش آمد، حداقل تضمینی از طالبان داشته باشند که علیه این کشورها وارد عمل نشوند، که اگر وارد عمل شوند ابتکار عمل دست آمریکایی‌ها خواهد بود نه دیگران.
کد مطلب: 94941
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل