​چشم‌انداز صلح افغانستان از بن تا دوحه

آنچه در این برهه از زمان حایز اهمیت است آموختن درس از تجربیات ناکام کنفرانس بن هست. طولانی شدن مذاکرات صلح و رسیدن به راه حل دوامدار برای حل بحران دراز مدت افغانستان بهتر از عجله در رسیدن به صلح بدون درنظر داشت منافع ملی و بلند مدت برای استقرار صلح و ثبات در این کشور است.
تاریخ انتشار : شنبه ۸ قوس ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۲۴
​چشم‌انداز صلح افغانستان از بن تا دوحه
بعد از کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ افغانستان روی آرامش ندید نا امنی، جنگ و خشونت سراسر کشور را فر اگرفت و به تعقیب آن اشغال نظامی افغانستان بوسیله ارتش شوروی پیشین موجب طولانی ترشدن جنگ گردیده و افغانستان را میدان جنگ قدرتهای شرق و غرب قرار داد.
پس از سقوط دولت دکتر نجیب الله در سال ۱۳۷۱ نیز جنگ‌های قدرت و جناحی ادامه پیداکرد و زمینه‌ساز ظهور طالبان گردید و با ظهور طالبان و پیشروی سریع این گروه با شعار تأمین امنیت طالبان به مدت کوتاهی توانست دولت مرکزی افغانستان را شکست داده و نظام طالبانی را تشکیل دهد.
پس از انفجار برج‌های دوقلوی نیویورک در ۱۹ سبتامبر ۲۰۰۱ و یورش نیروهای بین‌المللی به رهبری آمریکا به افغانستان و سقوط امارت اسلامی طالبان با حمایت نیروهای بین‌المللی کنفرانس بن شکل گرفت تا نوید صلح را به ارمغان بیاورد و نظام فراگیر ملی در افغانستان شکل بگیرد و افغانستان صاحب یک نظام قانونی و فراگیر وقانون اساسی شود و دولت‌ها نه با جنگ و خشونت بلکه توسط رأی و اراده مردم جا بجا شود.
کنفرانس بن فرصت بزرگ و تاریخی برای مردم افغانستان بود و می‌توانست صلح پایدار را برای مردم این سرمین به ارمغان بیاورد اما چه عواملی باعث شد که پس از گذشت۲۰ سال از کنفرانس بن و برقراری نظام نوین در افغانستان هنوز هم نا امنی و جنگ گریبان گیر مرد افغانستان است و هر روز قربانیان تازه ای می‌گیرد؟
و چرا با گذشت زمان هر روز ناامیدی جامعه را فرا گرفته و امید به صلح و امنیت هر روز کم رنگتر شود؟
در این یاد داشت سعی می‌کنیم به عوامل عدم موفقیت کنفرانس بن در تأمین صلح سراسری برای افغانستان بپردازیم.

۱. عجلهٔ جامعه جهانی برای استقرار نظام جدید
پس از سقوط طالبان کنفرانس بن با شتاب زیاد تشکیل گردیده و قدرتهای جهانی بدون در نظر گرفتن تاریخ، فرهنگ، تنوع قومی، مذهبی و سیاسی جامعه افغانستان و نادیده گرفتن مصالح و منافع دراز مدت سعی به در نتیجه رساندن سریع این نشست و استقرار نظام جدید در افغانستان داشتند. این امر باعث گردید که از مسائل پیچیده، اساسی و تنش زا در بحران افغانستان غفلت صورت بگیرد و دولت استعجالی درکابل بر مسند قدرت تکیه زند.

۲. عدم جامعیت
یکی از عوامل عدم موفقیت کنفرانس بن عدم جامعیت این کنفرانس بود. افراد و هیأتهای شرکت کننده در این نشست عمدتاً از نیروهای مقاومت شمال و نمایندگان ظاهرشاه پادشاه سابق افغانستان نمایندگی می‌کرد و همه جریان‌های سیاسی تأثیر گذار در افغانستان را شامل نمی‌شد. آن عجله و این عدم جامعیت موجب گردید که کنفرانس بن نتایج و دستاورد مطلوب جامعه افغانستان را به همراه نداشته باشد و موجب از بین رفتن بحران برای همیشه نشده و صلح دایمی را در پی نداشته باشد.

۳. نقش مخرب آمریکا و خلیل زاد
از آنجا که اولویت قدرتهای بیرونی منافع سیاسی کشورهای خودشان هستند و منافع مردم افغانستان در درجه دوم اهمیت قرار دارد در کنفرانس بن نیز منافع ملی و دراز مدت افغانستان قربانی منافع کوتاه مدت قدرتهای بیرونی گردید.
نمایندگان دولت آمریکا به سرکردگی خلیل زاد در این کنفرانس سعی نمودند تا مهره مورد اعتماد خود را درکابل به قدرت برسانند و علیرغم رأی اکثریت در کنفرانس بن به عبدالستار سیرت برای ریاست دولت موقت این حامد کرزی بود که با داشتن دو رأی و با حمایت دولت آمریکا و خلیل زاد توانست به ریاست دولت موقت نایل شود.
این مسئله موجب دلسردی نیروهای عمده تشکیل دهنده این کنفرانس اعم از جبهه متحد و هیئت رم گردید و موجب شد که عملاً نیروهای نزدیک به ظاهرشا از بدنه حاکمیت دور و کم‌کم حذف شوند و نقش محوری وسازنده در نظام جدید پسا طالبان نداشته باشند.
روی کار آمدن حامد کرزی بدون داشتن پایگاه مردمی قابل توجه و جایگاه محکم سیاسی باعث ضعف دولت وی گردید و در بسیاری از موارد مجبور شد به قدرت مندان محلی و احزاب سیاسی و افراد با نفوذ باج بدهد و دولت حامد کرزی به دلیل نداشتن مقبولیت مردمی و پایگاه اجتماعی مؤثر اقتدار لازم در برابر قدرتهای محلی و نیروهای سیاسی موجود نداشته باشد.
نداشتن پایگاه مردمی و اقتدار سیاسی رئیس دولت از یک سو و تعلقات قومی از سوی دیگر باعث شد که دولت حامد کرزی نتواند در برابر طالبان سیاست قاطعانه در پیش گیرد و اجازه رشد و احیاء مجدد به طالبان ندهد و آنها را برای همیشه حذف و صحنه سیاسی و نظامی افغانستان حذف نماید.
این مسئله موجب رشد و احیاء مجدد طالبان گردید و طالبان توانست در سایه مماشات دولت به گسترش قلمرو خود ادامه دهد و حتی از جنوب به شمال گسترش یابد و دوباره به یک نیروی تأثیر گذار تبدیل شود که بتواند دولت افغانستان را علیرغم پشتوانه مردمی و حمایت بین‌المللی به چالش بکشد.
ضعف دولت افغانستان و عدم قاطعیت در برابر طالبان و نبود اراده سیاسی برای سرکوب آنها موجب گردید که طالبان دو باره به عنوان یک نیروی عمده سر برآورد و دولت افغانستان مجبور به صلح با طالبان شود و بعد از تلاشهای پراکنده در سالیان گذشته نشست دوحه شکل بگیرد و نمایندگان دولت و طالبان در این نشست در مورد راه‌های رسیدن به صلح و آینده افغانستان مذاکره نمایند.

آنچه در این برهه از زمان حایز اهمیت است آموختن درس از تجربیات ناکام کنفرانس بن هست. طولانی شدن مذاکرات صلح و رسیدن به راه حل دوامدار برای حل بحران دراز مدت افغانستان بهتر از عجله در رسیدن به صلح بدون درنظر داشت منافع ملی و بلند مدت برای استقرار صلح و ثبات در این کشور است.
نشست دوحه نباید معایب کنفرانس بن را داشته باشد تا منجر به نتایج مطلوبتر و ثبات دومدار در افغانستان گردد و نشست قطر بتواند ازهمه گروه‌های قومی، سیاسی و همه قشرها و اصناف افغانستان شامل زنان، جوانان، دانشجویان نمایندگی کرده و بتواند صلح دایمی را به ارمغان بیاورد و بر بحران طولانی مدت افغانستان مهر پایان بزند.
/پیام آفتاب
کد مطلب: 94821
مولف : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل