​اردوغان از جنگ قره‌باغ چه می‌خواهد؟

حبیب بابایی
ترکیه توان و امکان ادامه و اداره هرگونه تنش و جنگ را برای دوره بلند مدت را ندارد و مهمتر از همه اینکه قدرت‌های منطقه و بین‌المللی از جمله ایران، روسیه اجازه بلندپروازی بیش از حد ترکیه را نخواهند داد و ترکیه هم توان ایستادگی در برابر آنها را نخواهد داشت. برای تبیین و تشریح بهتر موضوع به بررسی این دلایل می‌پردازیم.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ عقرب ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۲۳
​اردوغان از جنگ قره‌باغ چه می‌خواهد؟
ترکیه توان و امکان ادامه و اداره هرگونه تنش و جنگ را برای دوره بلند مدت را ندارد و مهمتر از همه اینکه قدرت‌های منطقه و بین‌المللی از جمله ایران، روسیه اجازه بلندپروازی بیش از حد ترکیه را نخواهند داد و ترکیه هم توان ایستادگی در برابر آنها را نخواهد داشت. برای تبیین و تشریح بهتر موضوع به بررسی این دلایل می‌پردازیم.

جنگ اخیر دو کشور آذربایجان و ارمنستان در حوزه جغرافیایی «قره‌باغ» جولانگاهی برای برخی دولت‌های منطقه و فرامنطقه شده‌است. در این نزاع دو همسایه که بیشینه ۳۰ ساله دارد در دوره کنونی با صحنه گردانی دولت ترکیه و صهیونیست‌های اسرائیلی نسبت به دوره‌های پیشین شدت و حدت بیشتری به خود گرفته‌است. چراکه دولت کنونی ترکیه بعد از سالها ضعف راهبردی و انفعال سیاسی، در دوره جدید احیای عظمت و اقتدار دوره عثمانی را در تصورات خود می‌پروراند. براین اساس دولت ترکیه در تلاش است در حوزه منطقه و حتی در خارج از منطقه با اقدامات ایذایی و شعارهای پوپولیستی جدا از اینکه توجهات داخلی و جهانی را به سوی خود جلب کند، به گونه‌ای هم می‌کوشد بر ناکارآمدی دولت در داخل و حزب عدالت و توسعه سرپوش بگذارد.

البته همین بلند پروازی دولتمردان ترکیه باعث شده که این کشور با همه همسایه‌های منطقه ای و سایر کشورها از سوریه، عراق، یونان، روسیه، لیبی، مصر و.. درگیر و در ستیز باشد. دولت رجب طیب اردغان، بعد از کودتای سال ۲۰۱۶ که به بسط قدرت او در ترکیه انجامید، توانست مخالفان را هم از طرق گوناگونی حذف و قوانین را متناسب با خواست خود تغییر دهد. اردغان در اجرای سناریوی احیای دوره عثمانی در خلاء یا چراغ سبز برخی قدرت‌های بزرگ بین‌المللی، خواستار ایفای نقش جهانی است. این تصورات و توهمات دولت ترکیه باعث شد که ابتدا به گمان خلاء قدرت در سوریه و اشغال این کشور توسط تروریست‌ها، به بهانه حفظ امنیت مرزهای خود و مهمتر از آن سرکوب کردها با چراغ سبز آمریکا به مناطق کردنشین سوریه حمله کرد. اما این حمله در همان ابتدا با مقاومت نیروهای مردمی و نظامی سوریه با شکست مواجهه شد و دولت بشار اسد با درایت بعد از حذف داعش این بار توانست دولت متجاوز ترکیه را به عقب براند و قلمروهایی که از سوی ترکیه اشغال شده بود، را طی توافق آستانه صرفاً در منطقه ادلب محدود کند.

این شکست برای ترکیه چه در داخل و چه در خارج بسیار تحقیر آمیز بود و باعث شکست حزب اردوغان (حزب عدالت توسعه) در انتخابات محلی ترکیه شد. اردغان برای جبران این شکست و سروسامان دادن به اقتصاد فروپاشیده خود این بار به گمان دستیابی به ذخایر انرژی رایگان و نفوذ قلمرو جغرافیایی خود به کشور لیبی که بعد از حمله آمریکا و چند کشور اروپایی عملاً با دو دولت خودخوانده اداره می‌شود، حمله نظامی انجام داد. ترکیه این بار هم مفتحضانه و با هزینه‌های گزافی، متحمل شکست در این نبرد شد و از موضع خود عقب‌نشینی کرد.

این سیاست‌های ضدملی و پوپولیستی دولت اردغان باعث شدت گرفتن انتقادها و بالا رفتن نارضایتی‌های گسترده داخلی به دلیل کاهش ۳۰ درصدی ارزش پول ترکیه شده‌است. بر همین اساس مردم و احزاب موافق و مخالف اردوغان، خواستار کناره‌گری ایشان از قدرت شده‌اند. اما اردوغان که تفکرات اِخوانی او مسبب همه این مشکلات و معضلات در ترکیه شده، در یک قمار سیاسی این بار به تحریک آذربایجانی می‌پردازد که سالها به دلیل ضعف سیاسی و نظامی همواره در طول این ۳۰ سال در جنگ با ارمنستان ناکام بوده‌است. براین اساس ترکیه با حمایت همه‌جانبه سیاسی و نظامی از جمله؛ گسیل مشاوران و ادوات نظامی تا انتقال تروریست‌های جبهه النصره، جبهه الشام و جبهه التحریر و.. به این کشور تلاش می‌کند با فرافکنی از این مهلکه سیاسی به شکلی پیروزمندانه خارج شود. اما به عقیده نگارنده این حرکت نابخردانه ترکیه همچون سایر اقدامات این کشور به شکست خواهد انجامید، چرا که نخست ترکیه سیاست و راهبرد کلان و ژئوپولیتیکی ندارد و عملکرد و اقداماتش صرفاً سیاست فرار به جلو برای پوشش قرار دادن سیاست‌های اشتباه گذشته خود است.

دیگر اینکه ترکیه توان و امکان ادامه و اداره هرگونه تنش و جنگ را برای دوره بلند مدت را ندارد و مهمتر از همه اینکه قدرت‌های منطقه و بین‌المللی از جمله ایران، روسیه اجازه بلندپروازی بیش از حد ترکیه را نخواهند داد و ترکیه هم توان ایستادگی در برابر آنها را نخواهد داشت. برای تبیین و تشریح بهتر موضوع به بررسی این دلایل می‌پردازیم.

نگارنده بر این باور است حربه‌ای که ترکیه در دمیدن آتش به شعله‌های این جنگ از آن بهره می‌گیرد، از یکسو کوبیدن بر طبل ناسیونالیستی و ترکیسم و همچنین تأکید بر موضوع دین و فرهنگ در آذربایجان است، که می‌کوشد با جریحه‌دار کردن احساسات مردم از آب گل‌آلود قره‌باغ ماهی خود را شکار کند.
براین اساس دخالت تمام عیار ترکیه در موضوع مناقشه قره‌باغ را باید فراتر از پشتیبانی و حمایت از دولت آذربایجان در مقابله کشور ارمنستان تحلیل و بررسی کرد. هدف و مقصود ترکیه از جنگ قره‌باغ و اصرار به طولانی شدن مدت زمان این درگیری‌ها به این جهت است که نخست موقعیت استراتژیکی و راهبردی خود را با حضور و نفوذ در آذربایجان و منطقه قفقاز شدت ببخشد. دوم اینکه بازارهای صادراتی و مصرفی منطقه را تحت کنترل و اختیار خود بگیرد. سوم اینکه به حوزه نفت خیز دریای خرز و باکو که سرشار از منابع عظیم نفتی و گازی است، دست پیدا کند؛ و در نهایت اینکه با تسلط و کنترل بر نفت و گاز آذربایجان عملاً مدیریت و کنترل بازار انرژی در اروپا را در دست بگیرد و با مبدل شدن از یک مصرف‌کننده انرژی به توزیع کننده انرژی نقش ویژه‌ای در مدیریت انتقال انرژی در دست بگیرد، چراکه دسترسی مستقیم به نفت باکو، جدا از اینکه نیاز و اتکای ترکیه و سایر قدرت‌های همسو با ترکیه را از خرید نفت کشورهای ایران، عراق، ترکمنستان و روسیه برطرف، بلکه راهی جدید برای انتقال خط لوله نفت به اروپا ایجاد می‌کند. این خط لوله جدید عملاً در جایگاه نخست، محوریت روس‌ها و سپس ایران و عراق را در انتقال انرژی به اروپا به شدت کاهش می‌دهد. از سوی دیگر این خط لوله جدید اهمیت ترکیه را برای اروپا به شدت افزایش می‌دهد که همین مسئله می‌تواند ژئوپولیتیک منطقه و حتی جهان را نیز تغییر دهد.

البته شایان ذکر است که خط لوله کنونی آذربایجان از گرجستان می‌گذرد که با توجه به موقعیت متغیر آن در نزدیکی و همراستایی با دولت مسکو برای آذربایجان چندان قابل اتکا نیست.
اما اینکه ترکیه چگونه می‌خواهد استراتژی و اهداف ننگین خود را پیاده‌سازی کند، اینگونه می‌توان استدلال کرد که با توجه به نقشه منطقه، ترکیه به دنبال آن است که از طریق منطقه خودمختار نخجوان و با اشغال منطقه کوچی (که بخشی از خاک ارمنستان است)، به مناطق نفت خیز باکو و دریای خزر دسترسی پیدا کند. برای همین نیاز است بخشی از خاک ارمنستان هر چند کوچک به اشغال دولت آذربایجان در بیاید که در صورت وقوع این امر، موجب قطع ارتباط مرزی ایران با ارمنستان خواهد شد و تغییر مهم و غیرقابل اغماض در جغرافیای منطقه ایجاد خواهد کرد. با نگاهی به اظهارات اخیر دولت باغچه‌لی، رهبر حزب حرکت ملی ترکیه مبنی بر اینکه؛ «اتصال نخجوان به جمهوری آذربایجان جبر تاریخی، الزامی و مسئله مرگ زندگی است»، استدلال متقنی بر این موضوع در میان دولتمردان ترکیه است که آنها بطور جدی از مدت‌های مدید پیگیر این مسئله هستند. به شکلی که شخص اردوغان هم سال‌ها به شیوه پوپولیستی مناسبات دو کشور را تحت عنوان؛ «یک ملت با دو دولت» توصیف می‌کند و با عوامفریبی و گزافه گویی می‌خواهد افکار عمومی را به سمت خود معطوف کند. البته باید به این موضوع توجه داشت که ترکیه در سوریه، عراق و لیبی هم همین تئوری و سیاست شکست خورده «یک بام و دو هوا» را پیشتر دنبال کرده‌است. بطوریکه در مورد اخیر دولت اردوغان با دولت خودخوانده سراج، در کشور بحران زده و چند پاره لیبی به توافق‌های در حوزه فروش نفت هم رسید.

اما با اعتراضات گسترده مجامع بین‌المللی و متعاقباً با اعتراض پارلمان لیبی انجامید و این توافق عملاً قانونی تلقی نشد و از درجه اعتبار ساقط شد. با این توضیح متوجه می‌شویم که خوشبختانه تا به امروز تلاش و دخالت‌های دولت اردوغان در راستای تأمین سوخت و انرژی ره به جای نبرده و ترکیه برای تأمین سوخت که یکی از مشکلات دولت در کسری بودجه هر ساله کشور است با مشکلات عدیده‌ای مواجهه است.
کد مطلب: 94471
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل