​بیم و امیدهای مذاکرات بین‌الافغانی

1 میزان 1399 ساعت 16:50

به نظر نمی‌رسد که در شرایط کنونی طالبان به شراکت در قدرت آن‌گونه که دولت مرکزی می‌خواهد و پیشنهاد اشرف غنی مبنی بر اینکه آن‌ها ۵۰ درصد قدرت را در اختیار داشته باشند، تن دهند و برخی کشورهای منطقه و بین‌المللی نیز در این مقطع چنین نگاهی ندارند که افغانستان به صلح و ثبات برسد؛ زیرا فعلاً منافع خود را در صلح و ثبات افغانستان نمی‌بینند.


به نظر نمی‌رسد که در شرایط کنونی طالبان به شراکت در قدرت آن‌گونه که دولت مرکزی می‌خواهد و پیشنهاد اشرف غنی مبنی بر اینکه آن‌ها ۵۰ درصد قدرت را در اختیار داشته باشند، تن دهند و برخی کشورهای منطقه و بین‌المللی نیز در این مقطع چنین نگاهی ندارند که افغانستان به صلح و ثبات برسد؛ زیرا فعلاً منافع خود را در صلح و ثبات افغانستان نمی‌بینند.

پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل شبه‌قاره در وب سایت شورای راهبردی روابط خارجی نوشت، مذاکرات صلح میان گروه‌های مذاکره‌کننده طالبان و دولت کابل روز شنبه (۲۲ر۶ر۹۹) در شهر دوحه پایتخت قطر آغاز شده‌است. ضرورت انجام این مذاکرات مشهور به مذاکرات بین‌الافغانی پیرو توافق صلحی که واشینگتن ماه فوریه گذشته با طالبان در پایتخت قطر امضا کرد مطرح شد. همچنین کمی بعد از اعلام خبر آغاز مذاکرات صلح بین الافغانی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه دولتش برای شرکت در افتتاحیه این مذاکرات به قطر رفت. در توافق بین طالبان و آمریکایی‌ها پیش‌بینی شده بود بعد از یک ماه از انعقاد این توافق، طالبان و دولت مرکزی وارد گفتگوهای بین‌الافغانی شوند، آتش‌بس را برقرار کنند و مسئله صلح را پیش برند؛ اما مشکلاتی در این رابطه وجود داشت؛ اولین مشکل این بود که این ابتکار، آمریکایی بود و خیلی ارتباطی به دولت مرکزی افغانستان نداشت؛ درواقع آن‌ها دولت را دور زده بودند. از این زاویه آقای اشرف غنی، رئیس‌جمهور نیز در مقابل آن‌ها مقاومت می‌کرد. همچنان که در رابطه با آزادی ۵۰۰۰ نفر از لیست زندانیانی که طالبان داده بودند و توسط دولت کابل در بازداشت بودند، اشرف غنی فرمول موردنظر خود را پیاده کرد؛ یعنی آن‌ها را طبق آنچه آن‌ها می‌خواستند یکجا آزاد نکرد و در نهایت نیز به‌جایی رسید که مسئولیت را از خود ساقط کرد؛ یعنی وی با تشکیل لویه جرگه سرانجام پذیرفت ۴۰۰ نفر باقیمانده که جرائم سنگینی مرتکب نشده بودند را آزاد کند. البته هنوز در مورد آینده این روند نمی‌توان چشم‌اندازی ارائه داد مبنی بر اینکه جایگاه طالبان در قدرت کجا خواهد بود و به چه حدی از انتظاراتشان دست می‌یابند؛ ولی اگر بخواهیم از بعد داخلی و از زاویه کشورهای منطقه‌ای و تأثیری که این کشورها می‌توانند بر پروسه مصالحه ملی در افغانستان داشته باشند به موضوع نگاه کنیم، به نظر می‌رسد که سه جریان تأثیرگذار در تحولات افغانستان وجود دارند؛ نخست جریان داخلی است که احزاب سیاسی، گروه‌های قومی و مذاهب متفاوت را در برمی‌گیرد و بر اساس رقابتی که بین این گروه‌ها وجود دارد آن‌ها باید به یک جمع‌بندی برسند. هرچند پیرو تصمیمی که بین عبدالله عبدالله و اشرف غنی صورت گرفت تا عبدالله عبدالله به‌عنوان رئیس شورای صلح انتخاب شود و مذاکرات را به‌پیش ببرد به نظر می‌رسد که در افغانستان وحدت نظری شکل‌گرفته‌است. جریان دوم کشورهای منطقه‌ای هستند که آن‌ها را باید در دو سطح در نظر گرفت؛ نخست از همسایگان پیرامونی افغانستان مثل ایران، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی و دیگری همسایگان دورتر اما صاحب نفوذ مانند هند، ترکیه، امارات و عربستان سعودی که مرز مشترک با افغانستان ندارند اما منافعی را برای خودشان در این کشور تعریف کرده‌اند؛ بنابراین این دو جریان همسایگان و منطقه‌ای نیز باید به یک تفاهم برسند و به روند صلح در افغانستان کمک کنند. در غیر این صورت منافع متضاد این کشورها اجازه نخواهد داد که صلح در افغانستان برقرار شود.

جریان سوم بازیگران بین‌المللی مانند روسیه، چین، آمریکا و اروپا را شامل می‌شود. این بازیگران نیز باید به یک جمع‌بندی برسند که درواقع نوعی هماهنگی بین هر سه جریان به وجود بیاید تا شاهد برگزاری یک مذاکرات بین‌الافغانی موفق باشیم. درمجموع به نظر نمی‌رسد که در شرایط کنونی طالبان به شراکت در قدرت آن‌گونه که دولت مرکزی می‌خواهد و پیشنهاد اشرف غنی مبنی بر اینکه آن‌ها ۵۰ درصد قدرت را در اختیار داشته باشند، تن دهند و برخی کشورهای منطقه و بین‌المللی نیز در این مقطع چنین نگاهی ندارند که افغانستان به صلح و ثبات برسد؛ زیرا فعلاً منافع خود را در صلح و ثبات افغانستان نمی‌بینند. بخشی از این قدرت‌ها ادامه تنش‌ها در افغانستان را با منافع ملی خود هم‌راستا می‌بینند؛ اما به‌هرحال چون آمریکایی‌ها و طالبان تصمیم گرفته‌اند که موضوع را بین خودشان حل‌وفصل کنند و واشینگتن می‌خواهد از هزینه اضافه در افغانستان خودداری کند، این امید شکل‌گرفته که به‌نوعی یک دولت ائتلافی یا هر چیزی که طالبان در آن شراکت داشته باشند در مرحله اول شکل بگیرد و سپس از طریق سیاسی به دنبال بازگشت طالبان به قدرت باشند.

درنهایت باید این موضوع را در نظر داشت که جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی در روند صلح افغانستان ایفا می‌کند و منافع ملی و امنیتی کشور ما در ایجاد صلح و ثبات در این کشور است که در این مسئله هیچ تردیدی وجود ندارد؛ زیرا امنیت تهران و کابل به یکدیگر پیوند خورده‌است. منتها اگر طالبان به قدرت بازگردند ازآنجایی‌که این جریان یک جریان ایدئولوژیک است و ایدئولوژی آن‌ها ترکیبی از مکتب دیوبندی و سلفی است و ارتباطات سیاسی آن‌ها با پاکستان و ارتباطات ایدئولوژیکشان با عربستان سعودی است به نظر نمی‌رسد ایران خواهان بازگشت کامل و انحصاری طالبان به قدرت باشد. هرچند که اکنون ایران و بسیاری دیگر از کشورها به این واقعیت رسیده‌اند که بدون همکاری طالبان، صلح و ثبات در افغانستان امکان‌پذیر نیست.

جلوگیری آمریکا از ایفای نقش اروپا در روند صلح افغانستان

خلیل‌زاد به اروپا اجازه نداد که در مذاکرات نقش اصلی بازی کند و نقش اروپا را در روند سیاسی کم رنگ کرد. از این رو نگرانی‌هایی که اروپایی‌ها دربارهٔ افغانستان داشتند، در توافق میان طالبان و ایالات متحده لحاظ نشد. اروپا به موضوع افغانستان و ایران به عنوان اهرمی برای مقابله با یکجانبه‌گرایی آمریکا در صحنه بین‌الملل نگاه می‌کند. مصطفی هاشمی، کارشناس مسائل افغانستان در وب سایت شورای راهبردی روابط خارجی نوشت، در طول چهار سال، دولت آمریکا، به ویژه شخص ترامپ تلاش کرده‌است تا روند صلح را به سرانجام برساند و نیروهای آمریکایی را از افغانستان خارج کند؛ لذا خلیل‌زاد را به عنوان نماینده ویژه ایالات متحده در امور افغانستان انتخاب کرد تا به روند صلح و خروج از افغانستان سرعت ببخشد. خلیل زاد در این مدت تلاش بسیاری کرد و در تاریخ ۲۹ فوریه سال ۲۰۲۰ توانست با طالبان به توافق جدیدی دست پیدا کند. در این توافقنامه، دو طرف متعهد شدند که پس از آزادی همه زندانیان طالبان توسط دولت افغانستان، گفتگوهای بین الافغانی را آغاز کنند. این موافقتنامه درحالی امضا شد که به دولت افغانستان اجازه شرکت در مذاکرات ایالات متحده و طالبان داده نشد، لذا پس از امضای توافق‌نامه، اشرف غنی شرط جدیدی پیش روی این معامله قرار داد. وقتی ترامپ متوجه شد دولت افغانستان با اقداماتش قصد تخریب روند صلح را دارد، مایک پمپئو، وزیر خارجه‌اش را جهت مذاکره و ترغیب دولت افغانستان روانه کابل کرد. پمپئو در ملاقات با مقامات افغان، آن‌ها را تهدید کرد که در صورت تخریب روند صلح، کمک‌های مالی افغانستان را یک میلیارد دلار کاهش خواهد داد. پس از سفر پمپئو، روند صلح تسریع شد و غالب زندانیان طالبان که توسط دولت دستگیر شده بودند، آزاد شدند و تنها تعداد ۴۰۰ زندانی در زندان باقی ماندند و اشرف غنی با اعلام اینکه این زندانیان، افراد خطرناکی هستند، آزادی آنان را منوط به نظر لویه جرگه کرد و این اقدام اشرف غنی، مانع دیگری پیش روی روند صلحی بود که ترامپ آن را دنبال می‌کرد. پس از برگزاری لویه جرگه، نمایندگان افغانی اعلام کردند که مشکلی در آزادی این افراد وجود ندارد. آن‌ها بیانیه سیاسی صادر کردند و از دولت افغانستان خواستند که زندانیان باقی مانده را آزاد کند، اما با گذشت چند روز، استرالیا و همچنین دولت فرانسه از اشرف غنی خواستند که به دلیل اینکه برخی از این زندانیان سربازان آن‌ها را کشته‌اند، از آزادی آن‌ها ممانعت کند و آنان را رها نکند و همین باعث شد تا مذاکرات بین الافغانی متوقف شود. با توضیحاتی که داده شد، سئوال اصلی این است که چرا فرانسه با آزادی اسرای طالب توسط اشرف غنی مخالفت کرد؟ در جریان مذاکرات بین خلیل زاد و طالبان، اتحادیه اروپا تلاش کرد تا در مذاکرات آمریکا و طالبان مشارکت داشته باشد و با مطرح کردن نگرانی‌های خود دربارهٔ آینده افغانستان با سایر کشورهایی که در افغانستان نقش اصلی دارند، در این روند تأثیر بگذارد. رولند کوبیا، نماینده ویژه اتحادیه اروپا در افغانستان و همچنین مارکوس پوتزل، نماینده ویژه آلمان در افغانستان و پاکستان بارها به کشورهای منطقه سفر کردند و با مقامات آن‌ها جلساتی برگزار کردند و در مورد نگرانی‌های مشترک در مورد افغانستان صحبت کردند. اتحادیه اروپا خیلی تلاش کرد تا در معامله جدید بین ایالات متحده و طالبان نقش بسزایی داشته باشد، اما خلیل‌زاد به اروپا اجازه نداد که در مذاکرات نقش اصلی بازی کند و نقش اروپا را در روند سیاسی کم رنگ کرد. از این رو نگرانی‌هایی که اروپایی‌ها دربارهٔ افغانستان داشتند، در توافق میان طالبان و ایالات متحده لحاظ نشد. اروپا به موضوع افغانستان و ایران به عنوان اهرمی برای مقابله با یکجانبه‌گرایی آمریکا در صحنه بین‌الملل نگاه می‌کند. مشابه چنین وضعیتی را در سال‌های ابتدایی قرن بیست و یکم شاهد بودیم. همان زمان که بوش بدون توجه به نقش اروپا و بی‌توجه به نظر سازمان ملل به منطقه لشگرکشی کرد؛ تروئیکای اروپا در آن زمان با ورود به پرونده هسته‌ای ایران تلاش کردند تا نقش اروپا را در تصمیم‌گیری‌های مهم جهانی مهم جلوه دهند. وضعیت کنونی را می‌توان به همان دوران تشبیه کرد. اروپا از خیره‌سری‌های ترامپ به ستوه آمده و بر سر یک موضوع ثالث (نسبتا حیاتی) به دنبال مچ‌گیری از آمریکاست و نه یک موضوع دوجانبه.

راه رسیدن به صلح در افغانستان، دیگر از پاکستان نمی‌گذرد

«فهد همایون»، دانشجوی دکتری در رشته سیاست خارجی دانشگاه ییل در تحلیلی برای فارین پالیسی نوشت: اواخر ماه اوت، هیئتی از طالبان افغانستان به رهبری معاون گروه، ملا عبدالغنی برادر به اسلام‌آباد سفر کرد. این هیئت در آنجا با وزیر خارجه پاکستان و شاخه اطلاعات ارتش دیدار کردند. نخستین گردهمایی که در دفتر امور خارجه پاکستان برگزار شد، بنا بود تا فرایند مذاکرات درون افغانی را که با تأخیرهای مداوم، از جمله در آزادی زندانیان طالبان توسط مقامات افغانستان، تضعیف شده بود، تقویت کند.

به گزارش ایسنا، به نظر می‌رسد که نشست‌های برادر مفید بوده باشد. تیم مذاکره طالبان در حال حاضر در دوحه، قطر است و نخستین مذاکرات مستقیم با نمایندگان دولت افغانستان را برگزار می‌کند. اما در این مذاکرات، رهبری طالبان را «ملا عبدالحکیم»، فردی تندرو و رئیس دادگستری طالبان- و نه برادر که در امضای تفاهم صلح طالبان با آمریکا در ماه فوریه نقش محوری داشت- بر عهده دارد. این تغییر بخشی از رویه گسترده‌تر از دست دادن نفوذ پاکستان در درگیری است که زمانی از پیش نوشته شده تلقی می‌شد.

سال‌هاست که اسلام‌آباد رابطه ناآرامی با برادر، که حالا در دهه پنجم زندگی‌اش است و هدایت طالبان را از دوحه بر عهده دارد و اساساً بازوی سیاسی آن است، دارد. قبل از سال ۲۰۱۸، برادر هشت سال را در بازداشت پاکستان به سر برد. آزادی نهایی او به دستور «زلمای خلیل‌زاد»، نماینده آمریکا انجام شد که وظیفه پیدا کردن راهی برای پیشبرد مذاکرات بین طالبان و واشینگتن را بر عهده داشت. مانور زبردستانه اسلام‌آباد و واشینگتن، متعاقباً راه را برای ۹دور مذاکرات، که در تفاهم اوایل فوریه امسال به اوج خود رسید، هموار کرد. آن تفاهم نخستین در دوحه، کاهش تقریباً ۷۰۰۰نیروی ناتو در افغانستان و برداشتن تحریم‌های آمریکا بر طالبان در همین ماه اوت را به همراه داشت. اما مذاکرات بین طالبان و دولت افغانستان، که قرار بود در طول تابستان انجام شود، بیش از آنچه انتظار می‌رفت به طول انجامید. ویروس کرونا و پخش علنی اختلافات سیاسی داخلی بین کارگزاران قدرت افغانستان، به این نگرانی منجر شده که کابل ممکن است آنچه برای حمله لازم است را نداشته باشد، چه برسد به حفظ تفاهم مشروط تقسیم قدرت با طالبان. غیاب ضامن معتبر صلح در افغانستان، یک مشکل بزرگ برای تمام افراد درگیر است. غرب به نوبه خود مدت‌هاست که باور دارد پاکستان می‌تواند چنین نقشی را ایفا کند، اما قدرت خود را کامل اعمال نمی‌کند. در عوض، آمریکا مکرراً سعی کرده فشارها بر شریک قبلی خود را افزایش دهد. یک تلاش بحث‌برانگیز اخیر، از طریق گروه ویژه اقدام مالی مستقر در پاریس بود که در سال ۲۰۱۹پاکستان را به خاطر پولشویی بالقوه و کمک مالی به تروریسم، در لیست خاکستری قرار داد. این تعیین، توانایی اسلام‌آباد برای وام گرفتن در سطح بین‌المللی را تهدید می‌کند. اما از لحاظ برخی معیارها، رابطه آمریکا با پاکستان بهبود نیز یافته‌است. مقامات هر دو کشور بیشتر مراقب متهم کردن یکدیگر به خرابکاری در ثبات منطقه هستند. تعهد پاکستان به ایجاد ثبات منطقه‌ای و صلح، از لحاظ مفهومی پیگیری اتصال شرق و غرب توسط این کشور را تقویت می‌کند که می‌تواند چشم‌اندازهای تجاری و اقتصادی افغانستان را بسیار افزایش دهد؛ و آمریکا نیز، به نوبه خود به نظر می‌رسد که چرخشی در سیاست تندروی خود در قبال شبکه حقانی، گروهی که مدت‌ها اسلام‌آباد را به پناه دادن به آن متهم می‌کرد، اما اسلام‌آباد اصرار داشت که این گروه بعد از انجام رسمی عملیات ضدترور در ۲۰۱۴تغییر مکان داده، ایجاد کرده‌است. در واقع، بسیاری از ناظران پاکستانی این مسئله را کنایه‌آمیز می‌دانند که بعد از درخواست اولیه از پاکستان مبنی بر حذف حقانی‌ها، آمریکا حالا هدایت تشویق توان‌بخشی عمومی این گروه را بر عهده گرفته‌است. از نظر انتقادی، این درک فزاینده نیز وجود دارد که اهرم فشار پاکستان بر طالبان در حال کاهش است، از همه بیشتر به خاطر پویایی داخلی طالبان و اعتبار خوب جاافتاده این گروه برای استقلال سیاسی و مالی. ترفیع اخیر «ملا یعقوب»، پسر رهبر سابق طالبان «ملا عمر»، به عنوان رئیس ارتش طالبان از بین چندین فرمانده، نشان‌دهنده ظهور نسل جدیدی از رهبران است که حمایت تاریخی دولت پاکستان را جلب نخواهند کرد.

طالبان حالا بیشتر به دوحه به عنوان حافظ منافعش نگاه می‌کند. این نسل و همراه با آن طالبان، حالا بیشتر به دوحه به عنوان حافظ منافعش نگاه می‌کند. این نسل خواستار آن شده که زندانیان طالبان که توسط دولت افغانستان آزاد می‌شوند، به جای پاکستان به قطر فرستاده شوند؛ و زمانی که مذاکرات درون افغانی آغاز شود، انتظار می‌رود که آن‌ها چندین پایتخت از جمله دوحه، مسکو و تاشکند را طی کنند، اما نه اسلام‌آباد- شاید به خاطر اتصال «برادر». در واقع، برخلاف گذشته، عواملی که می‌توانند تلاش‌ها برای مذاکرات صلح را پایان دهند، نسبت تقریباً کمی با میزان و محدودیت نفوذ پاکستان دارند. اولین این عوامل ناشی از خود کابل است، جایی که هنوز فقدان تفاهم متحد بر سر اینکه صلح با طالبان چگونه باشد، وجود دارد. درون افغانستان، نارضایتی از توالی روند صلح امسال- که از تعهدات دوجانبه ماه فوریه بین آمریکا و طالبان آغاز شده و کابل را به‌طور کامل دور زده‌است- تقریباً عمومی است. طی هفته‌های اخیر، مجموعه‌ای از حملات برجسته مرگبار، اما بدون مدعی در داخل و پیرامون کابل، رهبران مربوط به روند میانجی‌گری آمریکا را هدف گرفته‌است. این حملات، نگرانی‌ها از این بابت که مذاکرات افغانستان از مسیر منحرف شود را افزایش داده‌است. این تصور که جنگ‌های قلمرویی جدی در دولت رئیس‌جمهور اشرف غنی وجود دارد، کمکی نمی‌کند.

اخیراً غنی طی حکمی ۴۶نفر را به شورای عالی مصالحه ملی منصوب کرد. این موضوع، باعث می‌شود اندازه شورا تقریباً دو برابر تیم مذاکره‌ای باشد که به آن جواز نظارت داده شده‌است و اعتبار این شورا را زیر سؤال می‌برد. «حامد کرزای» رئیس‌جمهور سابق که نام او در لیست منصوبان بود، عضویت در این نهاد را نپذیرفته‌است. مشکل دوم برگرفته از استراتژی آمریکا است، که حالا به اضطرار دونالد ترامپ برای تأمین امنیت خروج از افغانستان برای همه، جز ۵هزار نیروی آمریکایی در زمان انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر، واگذار شده‌است. برای بسیاری در افغانستان و در واقع در منطقه گسترده‌تر، اینکه آمریکا از لحاظ سیاسی چه میزان به تضمین تفاهم بین دولت افغانستان و طالبان- چه در زمینه نیروها و چه غیر آن- متعهد است، روشن نیست. بنا بر پنتاگون، آمریکا همین حالا نیز پنج پایگاه در افغانستان را تعطیل کرده و به‌طور گسترده به استفاده از قدرت هوایی، که یک عامل کلیدی برای نگه داشتن طالبان بود، پایان داده‌است. این موضوع در کنار تهدیدهای مکرر ترامپ به بیرون کشیدن تمام سربازهای باقی مانده در این کشور و قطع کمک‌ها، می‌تواند طالبان را جسورتر کند. شمولیت فرماندهان تندرو در تیم مذاکره جدید، نشان‌دهنده این است که مصالحه آسان نخواهد بود. مسئله سوم ناشی از ساختار داخلی طالبان و ناواضح بودن اهدافش بعد از توافق صلح است. با وجود اینکه بخش جدید طالبان که مسئول برگزاری مذاکرات درون افغانی است اختیار تنظیم دستور کار، استراتژی تصمیم و حتی امضای توافق‌نامه را خواهد داشت. علاوه بر این، فاصله آن از دفتر سیاسی مستقر در دوحه طالبان تحت رهبری برادر، سؤالاتی را دربارهٔ میزان نفوذ برادر در مذاکرات صلح و امکان اینکه جناح‌های مختلف دارای اهداف متفاوتی باشند، به وجود آورده‌است. حداقل، گنجاندن فرماندهان تندرو در تیم مذاکره جدید بیانگر این است که مصالحه چندان آسان نخواهد بود و جلب توافق طالبان برای کاهش تدریجی صلح، ممکن است از آتش‌بس بی‌درنگ، کاربردی‌تر باشد.

چهارم خطر خرابکاران منطقه‌ای است. واشینگتن مدت‌های مدید به پاکستان مظنون بوده و این کشور را متهم به داشتن نفع استراتژیک غیرسالم در بازی آخر افغانستان کرده‌است، بدون درک نگرانی تهدیدهای پاکستان که از خاک افغانستان ناشی می‌شود. در همین حال ناظران در اسلام‌آباد، نگران نوع دیگری از خرابکاری هستند که به‌طور بالقوه می‌تواند مصالحه در افغانستان را متوقف کند: دهلی نو به صورت تاریخی تأکید دارد که طالبان نباید جواز بازگشت به دولت را داشته باشد. مقامات هند همچنان مذاکرات جاری بین آمریکا و طالبان را به عنوان عقب‌نشینی از منافع هند در نظر می‌گیرند. در حالی که کمک بشردوستانه و مالی هند به افغانستان آن را به یکی از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان کمک این کشور بدل کرده‌است، تلاشش برای پرورش یک رابطه دفاعی و استراتژیک با کابل، پاکستان را ناآرام می‌کند و به نگرانی‌ها در این باره که هند ممکن است به حفظ گروه‌های شبه‌نظامی در مناطق شرقی افغانستان به عنوان یک حصار منطقه‌ای کمک مالی کند، می‌افزاید. پیدا کردن راهی برای پایان دادن جنگ در افغانستان، در حرف از عمل آسان‌تر است. آغاز نهایی مذاکرات درون‌افغانی مسلماً دلیلی برای مثبت‌نگری است اما مذاکرات به تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده صلح باشد، مگر آنکه تمام طرفین، موانع ساختاری که بازی آخر را سحر و جادو می‌کنند، تشخیص داده و رفع و رجوع کنند؛ و با توجه به عوامل خطر بالا، اصلاً روشن نیست که آن‌ها چنین کنند.


کد مطلب: 94251

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/94251/بیم-امیدهای-مذاکرات-بین-الافغانی

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com