نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » بین‌الملل

گاردین: قذافی حق داشت، جنگ لیبی جنگ نفت است

۱۴ اسد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۴۰

روزنامه انگلیسی گاردین در گزارشی با اشاره به وضعیت اسف بار کنونی لیبی و هجوم کشورهای مختلف برای غارت نفت این کشور نوشته «حق با قذافی بود، جنگ لیبی، به خاطر نفت این کشور است».

سال ۲۰۱۱ زمانی که موج بیداری اسلامی از تونس به لیبی رسید اتحادیه عرب، شورای امنیت و ناتو بلافاصله با اجماعی که به ندرت پیش می‌آید در حمایت از شورشیان مسلح وارد شده و جنگ را بر ضد قذافی دیکتاتور این کشور و رفیق شفیق خود، مغلوبه کردند. حالا بعد از گذشت ۱۰ سال از سقوط قذافی اوضاع این کشور نه تنها به سامان نرسیده بلکه هر روز بدتر از دیروز می‌شود. این کشور وارد جنگی داخلی شده و «ژنرال حفتر» و «فائض السراج» در تلاش برای بسط قدرت خود به تمام لیبی این سرزمین را به ویرانه تبدیل کرده‌اند. ترکیه، روسیه، مصر، امارات، قطر، عربستان، اردن، ایتالیا و فرانسه نیز هر کدام با مزدوران خود از دو طرف این درگیری حمایت می‌کنند. لیبی شده گوشت قربانی که هرکس از راه می‌رسد، تکه‌ای از آن را برمی‌دارد!

در همین ارتباط «گاردین» در گزارشی با اشاره به وضعیت اسف بار لیبی و انگیزه قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای برای دخالت در آن نوشته: «نمایش نهایی در جنگ برای کنترل لیبی در شرف وقوع است؛ جنگی که بزرگترین میادین نفتی آفریقا جایزه آن است»!

گاردین سپس می‌افزاید: «در اوت۲۰۱۱ (اسد/مرداد ۱۳۹۰) در حالی که شورشیان لیبیایی با پشتیبانی جنگنده‌های ناتو حمله به طرابلس را آغاز کردند، سرهنگ معمر قذافی با ایراد یک سخنرانی از حامیانش خواست از این کشور در برابر مهاجمان خارجی دفاع کنند. او در پیامی که از سوی شبکه تلویزیونی حامی حکومت وی پخش شد عنوان کرد: «دسیسه‌ای برای کنترل نفت لیبی و کنترل اراضی لیبی و مستعمره کردن دوباره لیبی وجود دارد. این غیرممکن است غیرممکن! ما تا آخرین مرد و زن برای دفاع از لیبی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب خواهیم جنگید».

در ادامه این گزارش می‌خوانیم: «دو ماه بعد، این دیکتاتور در زادگاهش یعنی شهر سرت از درون یک کانال، سردرگم و خونین بیرون کشیده و کشته شد. با گذشت ۹ سال و بروز دومین جنگ داخلی در لیبی درستی سخنان قذافی خودنمایی می‌کند. در حالی که آمریکا از نقشی که در سقوط وی ایفا کرد عقب‌نشینی کرده، مجموعه‌ای از قدرت‌های منطقه‌ای جسارت یافته و روانه لیبی شده‌اند. با نزدیک شدن درگیری‌ها به سمت شهر سرت، دروازه هلال نفتی لیبی، درگیری نهایی بالقوه بر سر کنترل ثروت نفتی این کشور در شرف وقوع است».

به گزارش ایسنا گاردین می‌افزاید: «بخت و اقبال شهر سرت بعد از مرگ قذافی دگرگون شد. این شهر که زمانی یک ویترین درخشان برای دورنمای آفریقا به‌شمار می‌رفت میزبان ویلاهای مجلل متعلق به عوامل وابسته به رژیم قذافی بود. بعد از انقلاب اما سرت تخریب و نابودی این ویلاها و ترس و وحشت ناشی از حضور عوامل داعش تا خروج آنها در سال ۲۰۱۶ را شاهد بوده‌است. در هفته‌های اخیر این شهر و بیابان‌های اطرافش با نقض تحریم تسلیحاتی بین‌المللی، پر از تسلیحات و نیروهای جنگجو شده‌است. نیروهای وفادار به دولت مستقر در طرابلس در حال بسیج در یک طرف خط مقدم درگیری و نیروهای ژنرال خلیفه حفتر در حال صف بستن در طرف دیگر هستند».

گاردین با اشاره به انگیزه قدرت‌ها از تصاحب نفت لیبی ادامه می‌دهد: «یکی از محورهای جنگ مربوط به بزرگترین گنجینه لیبی یعنی بزرگترین ذخایر نفتی در کل قاره آفریقاست. اکثریت میادین نفتی لیبی در حوزه شهر سرت قرار دارند که به‌اندازه تولید میلیاردها دلار در سال ارزش دارند. نیروهای خلیفه حفتر که در کنترل شهر سرت هستند ماه ژانویه (جدی/دی ۹۸) صادرات نفتی را بلوکه کرده‌اند و به این ترتیب تولید نفت از حدود یک میلیون بشکه به تنها ۱۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته و درآمدهای نفتی مختل شده‌است. دولت مستقر در طرابلس نیز در حالی که مجبور به کاستن از حقوق کارمندان دولتی شده، هم‌اکنون در حال هزینه کردن از ذخایر به ارث برده از دوران قذافی است و به شدت چشم به غلبه بر نیروهای تحت کنترل خلیفه حفتر دارد. این دولت تحت عنوان دولت وفاق ملی واقع در غرب لیبی سال ۲۰۱۵ اعلام موجودیت کرد و رسماً توسط سازمان ملل به عنوان دولت مشروع این کشور به رسمیت شناخته شد».

در ادامه این گزارش آمده‌است: این درگیری به‌طور مداوم پای حامیان خارجی دارای تمایلات و دیدگاه‌های ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی متفاوت در قبال آینده لیبی را به خود باز کرده‌است. حامیان اصلی دولت توافق ملی لیبی ترکیه و قطر هستند که دوست اخوان المسلمین به حساب می‌آیند. یک حامی دیگر آن نیز تا حدی ایتالیا است که به روی دولت توافق ملی لیبی برای متوقف ساختن موج روانه شدن مهاجران به سمت سواحلش حساب باز کرده‌است. خلیفه حفتر تحت حمایت رهبران امارات متحده عربی، مصر، عربستان و اردن قرار دارد؛ طرف‌هایی که اسلام سیاسی را به عنوان تهدیدی علیه قدرت خودشان قلمداد می‌کنند. او همچنین تحت حمایت روسیه است که همچنان موفقیت‌هایش در سوریه تازه هستند و متمایل به گسترش جای پایش در جهان عرب است. این درگیری به سبب پویایی‌های قبیله‌ای، اشاعه جنگ‌های پهپادی و حضور گسترده‌تر از هر زمان مزدوران خارجی هر چه بیشتر پیچیده می‌شود. گروه امنیتی خصوصی واگنر مرتبط با دولت روسیه، از سال گذشته حمایت‌های تاکتیکی کلیدی از ارتش ملی لیبی به عمل آورده‌است. حدود ۱۰ هزار سوری که همچنان جنگ نیابتی در کشورشان ادامه دارد نیز همچنین برای هر دو طرف جنگ در لیبی می‌جنگند. آنها در واقع جذب حقوق‌های پیشنهادی بالایی شده‌اند که نمی‌توانند در خانه کسب کنند».

گفتنی است، قذافی جزو رهبرانی بود که با اعتماد به غرب، توانایی‌های هسته‌ای خود را با این وعده که «تحریم‌های اقتصادی را برمی‌دارند» بار کشتی کرد و دو دستی تحویل آمریکا داد. روابط دوستانه‌ای با رهبران برخی کشورهای غربی مثل فرانسه برقرار کرد اما در نهایت، همین رهبران غربی، زیر پایش را خالی و به جهنم حواله اش کردند!