​افغانستان در ارزیابی‌های استراتژیک چین

یون سون
پس‌ازاین که موضوع خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان قطعی شد، آینده این کشور بیش‌ازپیش در هاله ابهام قرار گرفت. ازآنجایی‌که چین یکی از همسایه‌های مهم افغانستان است و در این کشور منافعی زیادی برای خود متصور است، نوع نگاه خود را در قبال آینده این کشور چگونه ترسیم کرده‌است؟
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۸ اسد ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۱۱
​افغانستان در ارزیابی‌های استراتژیک چین
پس‌ازاین که موضوع خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان قطعی شد، آینده این کشور بیش‌ازپیش در هاله ابهام قرار گرفت. ازآنجایی‌که چین یکی از همسایه‌های مهم افغانستان است و در این کشور منافعی زیادی برای خود متصور است، نوع نگاه خود را در قبال آینده این کشور چگونه ترسیم کرده‌است؟
پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ حضور نظامی آمریکا در افغانستان برای چین معمای سیاسی-امنیتی خلق کرده‌است. پکن ازیک‌طرف به حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان به‌عنوان تهدید جدی نگاه می‌کند و از سوی دیگر حضور آمریکا در افغانستان باعث به میان آمدن امنیت نسبی در این کشور شده‌است و چین از این بابت سود برده‌است و این حضور تا حدودی توانسته‌است جلو گسترش گروه‌های تروریستی ضد چینی را در افغانستان بگیرد. با توجه به این معما، پکن خواستار خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان است اما درعین‌حال تأکید می‌کند که این خروج نباید غیرمسئولانه باشد (افغانستان به حال خودش رها نشود) تا در افغانستان از شکل‌گیری خلأ قدرت و بی‌ثبات‌سازی کل منطقه جلوگیری شود. واقعیت امر این است که تصمیم به خروج سربازان آمریکایی با توجه به منافع واشینگتن اتخاذشده است نه پکن. ازاین‌رو چین مجبور است که در قبال اقدامات آمریکا رویکرد فعال در پیش بگیرد.
ایالات‌متحده و طالبان توافق‌نامه صلح دوحه را به تاریخ ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ به امضا رسانیدند. امضای این توافق‌نامه برای ایالات‌متحده خوش‌بینی‌هایی را به وجود آورده‌است اما پکن در قبال این توافق‌نامه بی اشتیاق بوده‌است زیرا پکن در قبال مذاکرات بین الافغانی نگاه تردیدآمیز دارد. پکن معتقد است که توافق‌نامه صلح آمریکا و طالبان نه‌تنها به برقراری صلح در افغانستان منجر نخواهد شد بلکه بی‌ثباتی بیشتری در پی خواهد آورد که درنهایت لازم می‌شود بدیل‌های چندجانبه به شمول عملیات حفظ صلح ملل متحد در افغانستان به کار گرفته شود تا از وخامت بیشتر جلوگیری شود.

افغانستان در نگاه تاریخی چین
بزرگترین منفعت سیاسی چین در قبال افغانستان، برقرار بودن ثبات در سیاسی در این کشور است. آشوب در افغانستان ازنظر چین به معنای تشدید بنیادگرایی اسلامی است که این موضوع باعث افزایش تهدیدات در داخل چین به‌خصوص ناحیه سین کیانگ می‌شود. رویکرد چین در قبال افغانستان هر چیزی بوده می‌تواند غیر از نگاه توسعه‌طلبانه پکن در این کشور. چین ترجیحاً خواهان حکومت باثبات و دارای کارکرد لازم در افغانستان است و از سوی دیگر توقع دارد که این کشور در میان قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی بی‌طرفی اختیار نماید. چین شاهد بوده‌است که بریتانیا، شوروی و اخیراً آمریکا در باتلاق افغانستان گرفتارشده‌اند و این موضوع محرز شده‌است که افغانستان گورستان امپراتوری‌ها و قدرت‌های بزرگ بوده‌است. چین به‌طور سنتی باورمند است که نباید به‌صورت جدی در امور افغانستان خود را درگیر نماید.
چین در قبال حضور آمریکا در افغانستان نگاه متناقض داشته‌است که هم بعد مثبت دارد و هم بعد منفی. در نگاه منفی، تهاجم آمریکا به افغانستان در حقیقت محدودسازی چین در اوراسیا است. از سوی دیگر پکن، نبرد آمریکا با طالبان را غیرمسئولانه می‌داند که این کار باعث بی‌ثباتی افغانستان شده‌است. پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ نبرد با ترور باعث گسترش بنیادگرایی اسلامی در کل منطقه شده‌است و ناحیه شمال غربی چین منطقه خودمختار سین کیانگ از این ناحیه متأثر شده‌است. در نگاه مثبت پکن، گرفتاری آمریکا در دو جنگ (افغانستان و عراق) برای پکن بهترین اتفاقاتی بوده‌است که پس از جنگ سرد رخ‌داده‌است. این جنگ‌های آمریکا، برای چین دریچه‌ای به‌سوی فرصت‌های استراتژیک گشوده‌است تا در یک دهه این کشور خود را از هر لحاظ تقویت نماید. درحالی‌که آمریکا در باتلاق این جنگ‌ها گرفتارشده بود و تریلیون‌ها دالر در افغانستان و عراق به مصرف رسانید. آمریکا درنبرد با ترور حمایت لفظی پکن را نیاز داشت و این بهترین فرصتی شد برای چین تا در قالب نبرد جهانی علیه ترور، اقدامات خود را در قبال اویغورهای سین کیانگ توجیه نماید.
افغانستان به لحاظ اقتصادی برای چین هیچ‌گاه یک اولویت نبوده‌است. حتی درزمانی که پکن استراتژی رو به گسترش را قبلاً در ذیل یک جاده یک کمربند در پیش‌گرفته بود و کمپانی‌های چینی به دنبال سرمایه‌گذاری و فرصت‌یابی در سراسر جهان بودند، تعداد کم از این کمپانی‌ها حاضر شدند که در افغانستان به دنبال منفعت باشند. معدن مس عینک در ۲۰۰۸ و اکتشاف نفتی دریای آمو در ۲۰۱۱ ازجمله استثنا آت به‌شمار می‌رود.
امیدها مبنی بر سود وسیع در سرمایه‌گذاری افغانستان به‌سوی باد هوا رفت زیرا با بدتر شدن اوضاع امنیتی، تمامی پروژه‌های عمده مجبور شدند که توقف یابند. هرچند در روایت‌های رسمی تلاش صورت گرفته‌است که افغانستان را به‌عنوان یک عنصر کلیدی و مهم در طرح یک جاده یک کمربند جلوه دهد اما سرمایه‌گذاری چین در افغانستان حداقلی بوده‌است که این سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۱۶ به ۲٫۲ میلیون دالر می‌رسید و در ختم سال ۲۰۱۷ تمامی مال‌التجاره به ۴۰۰ میلیون دالر می‌رسید. از سوی دیگر این مسئله در پاکستان کاملاً برعکس است. سرمایه‌گذاری چین در ۲۰۱۸–۲۰۱۷ به ۱٫۵۸ میلیارد دالر می‌رسد که مجموع سرمایه مال‌التجاره در آنجا به ۵٫۷ دالر بالغ می‌شد.
یکی از دلایل که باعث شده‌است روابط اقتصادی پکن و کابل سرد و کم‌جان باشد، موضوع ناامنی در افغانستان است. خروج سربازان آمریکایی از افغانستان هنوز هم ابهام امنیتی را در این کشور افزایش می‌دهد. از زمانی که مذاکرات صلح دوام داشته‌است، پکن به‌صورت جدی گوش‌به‌زنگ شرایط امنیتی و خلأ ناشی از خروج نیروهای آمریکایی بوده‌است. چین نگران تشدید شورش‌ها و خشونت‌ها پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان است. این‌که چه تعداد سرباز آمریکایی در افغانستان باقی بماند، از تصمیم‌گیری پکن خارج است. پس از خروج نیروهای آمریکایی، پکن تلاش خواهد نمود کمک‌های توسعه‌ای، دیپلماسی، ارتقای ظرفیت و کمک‌های نظامی خود را در قبال افغانستان افزایش دهد و حتی با خروج کامل نیروهای آمریکایی از این کشور، دست به مداخله بزند و تلاش‌ها و سرمایه‌گذاری‌های را برای ثبات بخشی افغانستان در پیش بگیرد. چین در قبال این مسئله نگاه تردیدآمیز دارد که ایالات‌متحده نفوذ و حضور خود را که برای آن کشور بسیار هزینه داشته‌است، در افغانستان کاملاً ترک نماید. درنهایت ثمره جنگ درازمدت (نوزده‌ساله) آمریکا در افغانستان حضور تعداد محدود سربازان آمریکایی خواهد بود.
ادامه دارد…
کد مطلب: 93581
مرجع : افغانستان‌ما
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل