نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » پیام مهتاب

دو درس از آموزگار صادق (ع)

حجت‌الاسلام والمسلمین احمد صادقی اردستانی

۲۷ جوزا ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۱۸

توان و گستره علمی امام صادق (ع) در حوزه معارف اسلامی چنان اوج و عظمت یافته و فراگیر شده بود که با وجود خفقان و محدودیت‌های حاکمان جور که حتی در مدینه هم برای آن حضرت تنگناهایی ایجاد کرده بودند، اشخاص به انحای مختلف به آبشخور علم زلال آن امام دست می‌یافتند و بهره‌ها می‌بردند، تا جایی که عالم بزرگ و صحابی سترگ امام رضا (ع) حسن بن علی وَشّاء کوفی می‌گوید: «ادرکتُ فی هذا المسجد تسع مأته شیخ کل یقولُ: حدّثنی جعفر بن محمد: من در مسجد کوفه، نهصد عالم بزرگ را مشاهده کردم که هر یک می‌گفتند: این حدیث و مطلب را جعفر بن محمد (ع) برایم بیان کرده‌است.»

تولد



۱ـ ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق (ع) پیشوای ششم ما، از دامن پاک مادری به نام «فاطمه» دختر قاسم بن محمد بن ابی‌بکر و «اسماء بنت عُمیس» دختر عبدالرحمان بن ابی‌بکر که «ام‌فروه» نامیده می‌شد، دوشنبه هفدهم ربیع‌الاول سال ۸۳ هجری، مطابق با روز میلاد پیامبر اسلام (ص) در مدینه چشم به جهان گشود، و ۲۵ شوال سال ۱۴۸، در ۶۵سالگی به‌وسیله مسمومیت از ناحیه منصور دوانیقی ـ خلیفه عباسی ـ شهید شد و در قبرستان «بقیع» مدینه به آغوش خاک آرمید. ۱



فرمانروایان عصر



۲ـ مدت امامت ۳۴ساله آن حضرت، همزمان بود با خلافت غاصبانه پنج تن از حاکمان اموی (شاخه مروانی) و دو تن از حاکمان عباسی، بدین شرح: ۱ـ هشام بن عبدالملک مروان (۱۰۵–۱۲۵ق)، ۲ـ ولید بن یزید (۱۲۵–۱۲۶ق)، ۳ـ یزید بن ولید بن عبدالملک (۱۲۶–۱۲۶ق)، ۴ـ ابراهیم بن ولید (۱۲۶–۱۲۷ق)، ۵ـ مروان بن محمد (مشهور به حمار: ۱۲۷–۱۳۲ق)، ۶ـ ابوالعباس، عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس (السفاح، بنیانگذار عباسیان: ۱۳۲–۱۳۶ق) و ۷ـ برادر اولین خلیفه عباسی، عبدالله معروف به منصور دوانیقی عباسی (۱۳۶–۱۵۸ق). ۲



نشر معارف اسلامی



۳ـ در عین حالی که قدرت حاکمیت در قبضه خلفای جور بود، حضرت امام صادق (ع) در کوی و برزن مدینه و مکه، در تبعیدگاه حیره از نواحی کوفه و نیز جاهای دیگر به صورت جلسات خصوصی، سؤال و جواب شفاهی و کتبی و پیام‌رسانی، معارف مختلف اعتقادی، احکام، اخلاق، مناسبات اجتماعی، سبک زندگی و بالاخره معارف اسلامی را در همه شهرها تبیین می‌کرد و گسترش می‌داد. ۳



توان و گستره علمی امام صادق (ع) در حوزه معارف اسلامی چنان اوج و عظمت یافته و فراگیر شده بود که با وجود خفقان و محدودیت‌های حاکمان جور که حتی در مدینه هم برای آن حضرت تنگناهایی ایجاد کرده بودند، اشخاص به انحای مختلف به آبشخور علم زلال آن امام دست می‌یافتند و بهره‌ها می‌بردند، تا جایی که عالم بزرگ و صحابی سترگ امام رضا (ع) حسن بن علی وَشّاء کوفی می‌گوید: «ادرکتُ فی هذا المسجد تسع مأته شیخ کل یقولُ: حدّثنی جعفر بن محمد:۴ من در مسجد کوفه، نهصد عالم بزرگ را مشاهده کردم که هر یک می‌گفتند: این حدیث و مطلب را جعفر بن محمد (ع) برایم بیان کرده‌است.»



باری، دامنۀ دانشگاه و شاگردان مکتب امام صادق (ع) از این فراتر رفت تا جایی که شاگردان و عالمانی را که به اشکال مختلف، معارف ناب اسلامی را از آن حضرت آموخته‌اند، تا چهارهزار تن نوشته‌اند. ۵



اکنون با عنایت به نیاز شدید زندگی امروزی، در حوزه اخلاق فردی و اجتماعی، دو درس از مکتب عالی انسان‌ساز آن امام بزرگوار (ع) را مطرح می‌نمایم به امید اینکه عنایت ویژه به این موارد، راه گشایشی برای گام نهادن به تعالی و تکامل انسانی فراهم آورد!



الف) عیب‌پذیری



در این‌که همه ما انسان‌ها در افکار و رفتار و مناسبات اجتماعی خویش، کمبودها، معایب و نقایصی داریم و باید آنها را مرتفع سازیم، هیچ‌گونه تردیدی نیست. برای این منظور در گام نخست بسیار مهم است که به این باور برسیم اگر به این مرحله دست یافتیم، نقطه امید آغاز گردیده‌است و برای چاره‌جویی آن باید تلاش آگاهانه و هوشمندانه مبذول داشت.



این‌جانب پس از بیش از پنجاه سال سروکار داشتن با معارف اسلامی و ملاحظه بیش از پانزده‌هزار حدیث از اهل‌بیت پیامبر (ص)، از میان فرمایشات حضرات معصومین، به اقتضای بحث حاضر این فرموده امام صادق (ع) را تقدیم می‌دارم که:



ـ أحبُّ اخوانی الیّ، من اهدی الیّ عیوبی:۶ محبوب‌ترین برادرانم نزد من، کسی است که عیبهایم را به عنوان ارمغان برایم بیاورد.



دربارهٔ این سخن عمیق و سازنده، توضیحاتی لازم به نظر می‌رسد،



۱ـ ما بر این باوریم که «امام» بدین دلیل که «حجت خدا» و معصوم است، از هر گونه عیب و نقص در عقاید و اخلاق رفتار و مناسبات خویش منزه و پیراسته‌است، و این کلام جاودانه حضرت صادق (ع) به منظور تنبّه، توجه و تربیت ما یا هر انسانی بیان شده‌است.



۲ـ امام صادق (ع) از کسی که «عیب» را تذکر می‌دهد، با تعبیر «اخوانی» (برادران من) یاد می‌کند که از صمیمانه‌ترین واژه‌هاست و از «عیبی» که تذکر داده می‌شود، با تعبیر زیبای «هدیه» یاد می‌فرماید تا باصفاترین روحیه و مساعدترین زمینه را برای تحکیم و گسترش ارزش‌های اخلاقی و صفات انسانی، جهت «تأثیرگذاری» به نمایش گذاشته باشد.



۳ـ افرادی که عیب و ایرادشان به نحو مطلوب به آنان یادآور می‌گردد، باید آنقدر ظرفیت و شرح صدر داشته باشند که نه تنها از توجیه‌های بی‌اساس و واکنش‌های منفی خودداری ورزند، بلکه آن یادآوری را «هدیه» تلقی نمایند و به منظور تعالی اخلاقی و انسانی خویش، از تذکردهنده «سپاسگزاری کنند» و در مقام دفع و رفع معایب و نقایص خویش برآیند.



۴ ـ از این بالاتر، افرادی که درصدد تعالی و رشد اخلاقی و معنوی خویش هستند، بسیار مناسب است از اشخاص آگاه و دلسوز تقاضا کنند چنانچه در افکار و رفتار ایشان عیب و ایرادی وجود دارد که موجب تنزل شخصیت اخلاقی و اجتماعی و احیاناً سقوط انسانی آنهاست، آگاهشان کنند.



فراموش نمی‌کنم در سالهای ۴۳ و ۴۴ در قم طلبه‌های جوانی و در جنوب تهران، از اهالی مسجد امین‌الدوله (جنب میدان سیداسماعیل) جوانانی بودند که از دوستان و افراد آگاه و متعهد، درخواست می‌کردند معایب و خطاهای سهوی اخلاقی و رفتاری‌شان را به آنان یادآور شوند و حتی برای مراقبت و کاستن برخی لغزش‌ها، دفترچه‌ای داشتند که در آن یادداشت می‌کردند و هر شب با «محاسبه نفْس» می‌کوشیدند برای رشد اخلاقی و معنوی خویش، راه چاره بیندیشند و اقدام عملی صورت دهند.



۵ ـ به یاد داشته باشیم همان‌طور که در مورد کسب و تجارت و خرید و فروش جهت روشن شدن زیان و سود، «محاسبه» یک رسم رایج است و نوعاً افراد در پایان روز یا پایان هفته به این کار اقدام می‌کنند، در حوزة اخلاق و رفتار نیز به منظور کاستن از لغزش‌ها و خطاهای زیان‌بخش، محاسبه و ارزیابی خویشتن، یک اقدام ضروری است و علاوه بر دلیل عقلی در این‌باره، دلیل نقلی نیز داریم که امام صادق (ع) فرمود: «اذا آوَیتَ الی فراشک، فانظر ما سَلکْتَ فی بطنک و ما کسبت فی یومک:۷ هرگاه (شب) به بستر خواب رفتی، بیندیش چه چیزی روانه شکم خویش گردانده‌ای (چه خورده‌ای) و نیز بیندیش روزی را که سپری کرده‌ای، با چه اعمال نیک و بدی گذرانده‌ای؟»



ب) برقراری صلح و آشتی



دستور دیگر امام صادق (ع) و اقدام عملی آن حضرت برای رفع مشاجره و منازعه و اختلاف و برقراری صلح و آشتی میان پیروان اهل بیت (ع)، درس بسیار آموزنده و سازنده برای امروز ما نیز هست. آمار ۱۵میلیون پرونده قضایی، زیبنده جامعه اسلامی نیست و می‌دانیم که تنها قضا مشکل‌گشای امور نیست و باید برای آن هزینه‌های سنگین مادی و معنوی پرداخت نمود!



در آن روزگار که حاکمان ستم‌پیشه اموی، مروانی و عباسی، با شیوه‌های مرموز و فریبکارانه، کیان مکتب اهل بیت (ع) را هدف قرار داده بودند و از هیچ تلاشی دریغ نمی‌داشتند و حتی از اختلاف مؤمنان بهره می‌جستند، امام صادق (ع) با کیاست و هوشیاری فراوان تلاش می‌کرد با ایجاد صلح و آشتی میان پیروان، هم روزنه امید دشمنان را مسدود سازد و هم پیوند و روابط برادری پیروان اهل بیت (ع) را تقویت کند و تحکیم بخشد و برای این کار سرمایه‌گذاری انسانی و مادی می‌کرد.



سعید بن بنان که مدیر کاروان حج بود، می‌گوید: من و شوهرخواهرم بر سر ارث اختلاف داشتیم. مفضل بن عمر ـ از اصحاب امام صادق (ع) ـ از آنجا عبور می‌کرد. وقتی صحنه مشاجره و سرو صدای ما را مشاهده نمود، اندکی توقف کرد و گفت: «سروصدا را قطع کنید و به خانه من بیایید.» وقتی وارد خانه شدیم و مطالب خود را شرح دادیم، وی با چهارصد درهم ما را به صلح و آشتی دعوت کرد و این مبلغ را هم از سوی خویش پرداخت نمود و هر دو ما هم به توافق رسیدیم و راضی شدیم.



سپس گفت: «انّها لیست من مالی ولکن ابوعبدالله (ع) امرنی اذا تنازع رجلان اصحابنا فی شئ ان اصلح بینهما و افتدیها من ماله، فهذا من مال ابی عبدالله:۸ این مال خودم نیست، بلکه امام صادق (ع) به من دستور داده هرگاه میان یاران ما بر سر چیزی نزاعی رخ داد، من میانشان صلح برقرار سازم و هزینه آن را از سوی آن حضرت بپردازم. این مال هم متعلق به امام صادق (ع) است.»



آیا در این روزگار ما نمی‌توانیم، این درس را از آن حضرت بیاموزیم و عملی سازیم و اندکی از تنشها و درگیری‌های قضایی و اجتماعی بکاهیم؟



پی‌نوشت‌ها:



۱ـ رک: شیخ کلینی، کافی، ج۱، ص۴۷۲؛ محدث قمی، منتهی الآمال، ج۲، ص۱۳۵–۱۳۴٫

۲ـ علامه طبرسی (۵۴۸) تاریخ الموالید، ص۴۴–۴۳؛ سیدمحمد صحفی، در پیشگاه امام‌صادق (ع)، ص۱۲۵–۱۲۶٫

۳ـ ابن حجر عسقلانی، الصواعق المحرقه، ص۱۲۰، اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۷٫

۴ـ رجال نجاشی، ص۲۹؛ علیاری تبریزی، بهجه الامال فی شرح زبده المقال، ج۳، ص۱۶۷٫

۵ـ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۷۹؛ اسد حیدر، الامام‌الصادق (ع) و المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۷٫

۶ـ شیخ مفید، الاختصاص، ص ۲۳۳؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۱، ص۲۸۲، حدیث۴٫

۷ ـ بحارالانوار، ج۶۸، ص۲۶۷، ح۱۷؛ نیز رک: سید بن طاووس، محاسبه النفس، ترجمه و نگارش، عباسعلی محمودی.

۸ ـ کافی، ج۲، ص۲۰۹، حدیث۴٫