پیرمحمد ملازهی:

آمریکا دولت موقتی با مشارکت طالبان، مجاهدین و تکنوکرات‌ها تشکیل می‌دهد / طالبان بدون حمایت عربستان و پاکستان امکان ادامه حیات ندارد

پیرمحمد ملازهی کارشناس ایرانی مسایل افغانستان گفت: در سطح حاکمیت جمهوری اسلامی ایران یک تحلیلی وجود دارد که افغانستان همواره باید در صلح و ثبات باشد، چرا که اگر افغانستان صلح و ثبات داشته‌باشد، صلح و ثبات را به منطقه تسری می‌دهد و اگر ناامن باشد، ناامنی را به منطقه سرایت می‌دهد. بر این اساس ایران و افغانستان در یک جایگاه همکاری متقابل بر اساس احترام متقابل قرار دارند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۸ حمل ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۵۶
آمریکا دولت موقتی با مشارکت طالبان، مجاهدین و تکنوکرات‌ها تشکیل می‌دهد / طالبان بدون حمایت عربستان و پاکستان امکان ادامه حیات ندارد
به گزارش پیام آفتاب، روزنامه اعتماد چاگ تهران در گفت و گویی با «پیرمحمد ملازهی» کارشناس ایرانی مسایل افغانستان آورده‌است: یک ماه و نیم بعد از امضای توافق میان ایالات متحده آمریکا و گروه شبه‌نظامی طالبان در دوحه، پایتخت قطر، هنوز مذاکرات وعده داده شده میان گروه‌های افغانستانی برای صلح آغاز نشده‌است. طالبان و دولت افغانستان یکدیگر را به کارشکنی در اجرای پیش‌شرط‌های آغاز مذاکرات متهم می‌کنند، هر چند گام‌هایی کوچک از جمله مبادله تعدادی از زندانیان تاکنون برداشته شده‌است. طرف آمریکایی که مبتکر این توافق بود، همچنین به رایزنی با طرفین ادامه می‌دهد. فرمانده ارشد نظامیان آمریکایی در افغانستان روز دوشنبه به دوحه رفت تا همراه با زلمی خلیل‌زاد، فرستاده ویژه آمریکا در امور افغانستان با نمایندگان طالبان دیدار کند و همزمان در کابل هم، دو رقیب اصلی سیاسی در دولت افغانستان، عبدالله عبدالله و اشرف غنی به یک تفاهم تازه برای تشکیل دولت وحدت دست یافتند. با این حال، پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل افغانستان و جنوب آسیا، چندان به آینده این توافق‌ها خوش‌بین نیست و با دیده تردید به اهداف و عملکرد آمریکا و طالبان نگاه می‌کند. در ادامه گزیده‌ای از گفت‌وگوی «اعتماد» با پیرمحمد ملازهی را مطالعه می‌کنیم.

 مذاکرات بین‌الافغانی برای پایان جنگ افغانستان، قرار بود که پیش از آغاز سال جاری انجام شود، چرا تاکنون این مذاکرات به تعویق افتاده‌است؟
در توافقی که اواخر سال گذشته بین آمریکا و طالبان بسته شد، پیش‌بینی شده بود که ظرف یک ماه مذاکرات بین دولت مرکزی افغانستان و طالبان شروع شود. مشکلی که وجود دارد، این است که بعد از برگزاری انتخابات میزان/مهرماه سال گذشته و اعلام نتایج آن بعد از چند ماه و اعلام اشرف غنی به عنوان رئیس‌جمهور، وضعیت دولت افغانستان همچنان مبهم است. عبدالله عبدالله، به تصمیم کمیسیون مستقل انتخابات برای اعلام اشرف غنی به عنوان برنده انتخابات اعتراض کرد و بلافاصله بعد از انعقاد توافق میان آمریکا و طالبان، هر دو رقیب انتخاباتی اعلام تشکیل دولت و هر دو مراسم تحلیف و سوگند ریاست‌جمهوری برگزار کردند. این شرایط طالبان را امیدوار کرده‌است که از بحران در حاکمیت دولت وحدت ملی، حداکثر استفاده را ببرد و خیلی رندانه این موضوع را بررسی کرده که چه امتیازی می‌تواند بگیرد تا مذاکرات جدی را آغاز کند.

یعنی فکر می‌کنید طالبان با گرفتن امتیازهای بیشتر از دولت افغانستان حاضر به مذاکره می‌شود؟
معلوم نیست دقیقاً محتوای توافق میان آمریکا و طالبان چیست و شرایط آن همان چیزهایی است که اعلام شده‌اند. ناظران و آگاهان سیاسی تصور می‌کنند که بخشی از توافق میان آمریکا و طالبان محرمانه باشد، وجود ضمایم محرمانه حتی از سوی برخی مقام‌های افغانستان هم تلویحاً تأیید شده‌است. زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور افغانستان، سیاست پنهانکاری در مورد توافق را به خوبی پیش برده و ممکن است مواد و شروطی در توافق‌های پنهانی میان آمریکا و طالبان وجود داشته باشد که نه تنها افکار عمومی از آن بی‌خبر است، بلکه ممکن است امریکایی‌ها تا سال‌ها از افشای محتوای این توافق خودداری کنند.
احتمال وجود مفاد پنهانی در توافق آمریکا و طالبان، جای زیادی برای گمانه‌زنی در این مورد باز می‌کند. گروهی اعتقاد دارند که امریکایی‌ها پذیرفته‌اند که اصولاً دولت در افغانستان به شکل کنونی آن تغییر کند و بعد از گفت‌وگوهای بین‌الافغانی شکل جدیدی از حکومت در افغانستان شکل گیرد. هر چند با دخالت زلمی خلیل‌زاد، فعلاً یک توافق نسبی میان عبدالله عبدالله و اشرف غنی، برای تشکیل یک دولت وحدت جدید، با شرایط عبدالله عبدالله، از جمله اختصاص ۵۰ درصد از مقام‌های ارشد دولتی به هواداران عبدالله عبدالله و انتصاب وزرای مرضی‌الطرفین در چهار وزارتخانه اصلی، حاصل شده که قرار است در نتیجه آن آقای عبدالله ریاست شورای صلح را قبول و از ادعای ریاست‌جمهوری عقب‌نشینی کند. گمانه‌زنی اصلی این است که هر چند آمریکا علاقه‌مند است طالبان را با همین ترکیب دولت وارد مذاکره کند؛ اگر طالبان نتواند با این ترکیب جدید وارد گفت‌وگو و تعامل شود، آنگاه اوضاع در افغانستان از این هم که هست پیچیده‌تر خواهد شد.

 آمریکا چگونه می‌تواند طالبان را وادار به مشارکت در چنین مذاکراتی کند؟
طالبان بدون حمایت مالی عربستان سعودی و حمایت تدارکاتی پاکستان، امکان ادامه حیات ندارد. همان‌گونه که آمریکا توانست به پاکستان و عربستان فشار وارد کند تا طالبان را برای مذاکرات پای میز مذاکره بیاورد، هنوز همان اهرم‌ها را برای فشار در اختیار دارد تا عربستان و پاکستان را وادار کند طالبان را تحت فشار قرار دهند تا در مذاکره با دولت افغانستان هم مشارکت کند.
قطعاً کشاندن یک طرف به میز مذاکره، نسبت به نتیجه‌ای که قرار است از این مذاکرات گرفته شود، کمتر اهمیت دارد. من به عنوان یک تحلیلگر و ناظر بیرونی برداشتم چنین است که امریکایی‌ها در واقع خروجی مذاکرات بین‌الافغانی را در توافق با طالبان، پیشاپیش تعیین کرده‌اند. در حال حاضر یک جناح اصلی در قدرت افغانستان شکل گرفته‌است. یک راس این مثلث طالبان است و راس دیگر آن یکی مجاهدین شمال به محوریت عبدالله عبدالله و راس سوم لیبرال دموکرات‌ها و تکنوکرات‌هایی هستند که بعد از سال ۲۰۰۱ از آمریکا و کشورهای اروپایی به افغانستان بازگشتند و به محوریت اشرف غنی، بخشی از قدرت را در اختیار دارند. به گمان من آمریکا تصمیم دارد که دولت موقت با مشارکت هر سه جناح قدرتمند را تشکیل دهد تا آینده سیاسی افغانستان بر مبنای آن شکل بگیرد.
البته خب طالبان به سادگی به این طرح تن نمی‌دهد، طالبان معتقد است که در میدان نظامی پیروز شده، امریکایی‌ها را وادار به مذاکره کرده‌است، در نتیجه باید سهم بیشتری از قدرت داشته باشد. در تحلیل نهایی، طالبان هنوز جاه‌طلبی همیشگی خود برای در سلطه گرفتن کل قدرت در افغانستان کنار نگذاشته‌است. فعلاً زلمی خلیل‌زاد توانسته بخشی از مقام‌های طالبان را قانع کند که این گروه بعد از ۱۹ سال مبارزه نظامی نتوانسته‌است قدرت را در اختیار بگیرد و قطعاً در آینده هم از روش نظامی به این هدف نخواهد رسید، اما این مسیر را جلوی آنها گذاشته‌است که از طریق انتخابات بخت زیادی برای رسیدن به قدرت دارد. به همین دلیل است که احتمالاً طالبان به تشکیل یک دولت با مشارکت دو جناح دیگر قدرتمند رضایت داده‌است تا از طریق آن انتخاباتی برگزار کند که سهم عمده قدرت را در اختیار این گروه قرار دهد.

  فکر می‌کنید تلاش‌های ایران برای میانجیگری در کابل و نزدیک کردن دو طیف رقیب در دولت افغانستان به یکدیگر تا چه اندازه مؤثر باشد؟
در معادلات قدرت در افغانستان، هم در ارتباط با مسائل داخلی، قومی و مذهبی و هم در ارتباط با مسائل منطقه‌ای، ایران جایگاه مهمی در افغانستان دارد. این جایگاه مربوط به موقعیت کنونی هم نیست و اگر به صورت تاریخی نگاه کنیم به دلیل فرهنگ مشترک، دین مشترک و حتی تاریخ مشترک، دو کشور روی مسائل یکدیگر تأثیرگذار بودند. در سطح حاکمیت جمهوری اسلامی ایران یک تحلیلی وجود دارد که افغانستان همواره باید در صلح و ثبات باشد، چرا که اگر افغانستان صلح و ثبات داشته‌باشد، صلح و ثبات را به منطقه تسری می‌دهد و اگر ناامن باشد، ناامنی را به منطقه سرایت می‌دهد. بر این اساس ایران و افغانستان در یک جایگاه همکاری متقابل بر اساس احترام متقابل قرار دارند.
گذشته از این ایران و افغانستان مرز طولانی مشترک دارند و مسائل امنیتی مشترک از جمله مسئله قاچاق مواد مخدر و مسئله گروه‌های ضدسیستمی، معضل هر دو کشور است. تلاش ایران در مقطع کنونی که اختلاف نظر بین دو جناح سیاسی در کابل وجود دارد، قطعاً مؤثر است، به ویژه اینکه یک طرف این اختلاف نظر، یعنی طرف شمالی‌ها، نزدیکی زیادی با ایران دارد، فراموش نکنیم در زمانی که قدرت رسمی در افغانستان در اختیار مجاهدین شمال بود و احمد شاه مسعود و برهان‌الدین ربانی، ۱۰ درصد از خاک افغانستان را در برابر طالبان حفظ کردند، فقط جمهوری اسلامی ایران و هندوستان و روسیه بودند که از برهان‌الدین ربانی و دولت مشروع او حمایت می‌کردند. با توجه به سابقه تاریخی، شمالی‌ها با جمهوری اسلامی ایران نزدیک هستند و این نزدیکی این موقعیت میانجیگری را در اختیار ایران قرار می‌دهد که فعالانه در حل قضیه مشارکت کند.
در این مقطع تلاش‌های محمد جواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، قطعاً مؤثر است، چرا که دست کم یک طرف اختلاف نظر رابطه بسیار نزدیک و خوبی با تهران دارد، به اضافه اینکه فراموش نکنیم، هر چند جمهوری اسلامی ایران مدت‌ها با طالبان مشکل داشت، اما به نظر می‌رسد که اخیراً با رایزنی‌ها و سفرهایی که انجام شده‌است، نوعی ارتباط میان تهران و طالبان هم ایجاد شده‌است. ایران در مقام میانجی، در شرایط کنونی می‌تواند نقش مهمی در افغانستان بازی کند.
کد مطلب: 92445
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل