انقلاب انسان‌ساز

​انقلاب اسلامی زمینه‌ساز ظهور و بروز و تکامل شخصیت‌های معیار انقلابی در گستره جغرافیایی مقاومت شد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ دلو ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۳۶
انقلاب انسان‌ساز
فردا سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران است. ۲۲ بهمن‌ماه امسال با چهلمین روز شهادت حاج قاسم سلیمانی همزمان شده‌است. حاج قاسم سلیمانی یکی از پرورش‌یافتگان مکتبی بود که در ۲۲ بهمن سال ۵۷ به بار نشست و ثمره آن برقراری و استقرار نظام جمهوری اسلامی بود. همزمانی این ۲ رویداد یعنی پیروزی انقلاب اسلامی و چهلمین روز شهادت شهید سلیمانی به صورت استعاری تداعی‌کننده پیوند و ارتباط بین ۲ پدیده انقلابی است.
نکته اول نقش تعیین‌کنندگی و عاملیت انقلاب در تربیت و پرورش جوانانی است که با اتکا به معنویت، در جریان تمدن‌سازی قرار گرفتند. بنیانگذار جمهوری اسلامی توانست با خلق گفتمان دینی و انقلابی در فضای سیاسی و اجتماعی دوره پهلوی مسیر ایران اسلامی را تغییر دهد. در گفتمان جدیدی که حضرت امام خمینی خلق کردند تمام مولفه‌های فرهنگی و اجتماعی دگرگون شد. جوانانی که پیش از این در جهان دیگری سیر می‌کردند در نتیجه حرکت معرفتی امام خمینی به انسان‌های دیگری بدل شدند. همین تغییر جهان‌بینی در خیل عظیم مردم و جوانان ایران، بزرگ‌ترین معجزه امام و انقلاب اسلامی است. مقام معظم رهبری در این باره فرموده‌اند: «امام معجزه عظیم ایمان و اسلام را در میان مردم و در دل جوانان نشان داد و مجسم کرد. عصای موسوی امام و معجزه روح‌اللهی او همین بود. شما جوانان و فرزندان عزیز من آن دوران را ندیدید و نمی‌دانید با جوانان مؤمن در این جامعه چگونه رفتار می‌کردند. نمی‌دانید امواج فساد و انحراف چگونه از ۴ طرف به ذهن و دل جوانان سرازیر می‌شد. مگر کسی می‌توانست امیدوار باشد یا تصور کند که جوان ایرانی یک روز دستش را به زانوی خود بگیرد و روی پایش بایستد و در مقابل یک رژیم، فریاد بلند کند؟ کاری که امام بزرگوار کردند، عبارت بود از همان معجزه عظیمی که هنوز دشمنان این ملت و این کشور، مبهوت و متحیرند که در مقابل آنچه کنند».
امام خمینی در نتیجه حرکت انقلابی‌شان هویت جوان ایرانی را متحول کردند. جوانان انقلابی نیز بخوبی مسؤولیت پیشبرد انقلاب اسلامی را برعهده گرفتند و مسیر انقلاب را ادامه دادند. تجربه جنگ تحمیلی که عرصه شکوفایی استعدادهای جوان انقلابی بود، یک فرصت و آزمون جدی برای به محک گذاشتن محصول انقلاب اسلامی به حساب می‌آمد. پس از آن نیز انقلابی‌گری توسط همین جوانان دنبال شد. هر چند سیاستمدارانی با قرائت خاص خود برخی ارزش‌های انقلاب اسلامی را کمرنگ کردند یا نادیده گرفتند اما این جوانان وارد عرصه خودکفایی کشور در برابر بیگانگان شدند. گسترش فعالیت‌هایی چون موضوعات موشکی و نظامی و همچنین خودکفایی در عرصه‌های عمرانی و سازندگی یکی دیگر از عرصه‌های نمایش توانمندی‌های شاگردان مکتب امام خمینی به حساب می‌آید. حاج قاسم سلیمانی از همین افراد بود که پس از جنگ نیز جهاد در راه خداوند را برگزید و پس از انتصاب به عنوان فرمانده سپاه قدس عملاً با شیطان بزرگ گلاویز شد و آمریکا را در منطقه غرب آسیا زمینگیر کرد.
حاج قاسم سلیمانی یکی از نمادهای اصیل و واقعی انقلاب اسلامی در این دوره زمانی است. هر چند در این دوران برخی افراد نسخه‌هایی جعلی از مکتب امام خمینی (ره) ارائه می‌کنند با این حال حاج قاسم خود صاحب سبکی بود که زنده‌کننده و ترویج‌کننده ارزش‌های اصیل انقلابی به حساب می‌آید. ارزش‌هایی که مولفه‌های اصلی مکتب امام خمینی (ره) است. حمایت از مستضعفان، جان خود را فدای ارزش‌های جمعی کردن، تلاش برای استقرار فرهنگ و تمدن اسلامی، نترسیدن از ظواهر مادی قدرت و خضوع و خشوع در برابر مردم تنها برخی از ویژگی‌های مکتب درس‌آموز حاج قاسم سلیمانی است.
شهید سلیمانی برای مردم تولید منفعت می‌کرد. مردم اثرگذاری او را در زندگی خود لمس می‌کردند و به نوعی امنیت زندگی خود را مدیون رشادت‌های او می‌دانستند. مردم ایران اسلامی حاج قاسم را یکی از خود می‌پنداشتند. غرق در تجملات و تشریفات نشدن یکی از ویژگی‌های اصلی حاج قاسم بود که سبب باورپذیر شدن او برای مردم شد. مردم حاج قاسم را همان گونه که بود می‌دیدند. اخلاص حاج قاسم سبب می‌شد همواره از دوربین فراری باشد. تصویرهایی که از او ضبط می‌شد عمدتاً مورد رضایت وی نبود. حاج قاسم «فیلم» بازی نمی‌کرد. به گونه‌ای تربیت شده بود که از خودنمایی پرهیز می‌کرد، برای همین برای مردم اخلاص او باورپذیر بود. همین اخلاص حاج قاسم را به اعماق دل یک ملت فرو برد.
حاج قاسم سلیمانی زنده‌کننده ظرفیت‌های انقلابی در عرصه‌های گوناگون بوده‌است. حاج قاسم به نماد کار انقلابی در عرصه‌های گوناگون تبدیل شده‌است. اقتصاد نیاز به امثال حاج قاسم‌ها دارد، فرهنگ نیاز به امثال حاج قاسم‌ها دارد، مردم نیاز به مسؤولانی دارند که شبیه حاج قاسم باشند. این جملات را این روزها زیاد می‌شنویم. این جملات شعار نیست؛ خواسته مردم است. این یعنی آنکه فرهنگ حاج قاسم محدود به عرصه نظامی نشود. عرصه نظامی عرصه تاکتیک است و روحیه نظامی‌گری که اتفاقاً حاج قاسم در این عرصه نیز بی‌بدیل بود اما مهم‌تر از آن تبدیل مولفه‌های شخصیتی حاج قاسم به شاخص‌های مدیر انقلابی و جهادی است. این شاخص‌سازی توسط مردم انجام شده‌است، مدیر غیر انقلابی زود لو می‌رود، چرا که در برابر جنس اصل که حاج قاسم باشد رنگی ندارد.
حاج قاسم سلیمانی نماد و بیانگر ظرفیت عظیم انقلاب اسلامی در تمدن‌سازی بوده‌است. انقلاب اسلامی خود تغییردهنده به جهت تاریخ بود. امام خمینی مسیری را در تاریخ بنیان نهاد که تحولات بعد از سال ۱۳۵۷ متأثر از این اقدام امام بوده‌است. حاج قاسم سلیمانی نیز یکی از شاگردان مکتب امام به حساب می‌آید. چنین فردی سرنوشت آمریکا در منطقه را تغییر داد. این کوچک‌ترین و ملموس‌ترین اقدام او در نتیجه ۲۲ سال مبارزه با استکبار بوده‌است. اقدام مهم‌تر حاج قاسم انداختن موریانه به پایه‌های قدرت و حیثیت آمریکا بوده‌است. هرچند حاج قاسم دیگر شهید شده‌است اما آیا جریان مبارزه با آمریکا، جریان مبارزه مسلحانه، هوشمندانه و عملیاتی با آمریکا تعطیل شده‌است؟ آیا آمریکا می‌تواند مقابل مبارزه‌طلبی ده‌ها گروه مقاومت غرب آسیا بایستد؟ از آن مهم‌تر آیا آمریکا می‌تواند از شکستن هیمنه‌اش در اذهان عموم مردم جهان جلوگیری کند؟ حاج قاسم سلیمانی خنثی‌کننده تبلیغات و مرعوب‌سازی ۱۰۰ ساله دستگاه تبلیغاتی آمریکا بوده‌است. شکسته شدن پایه‌های هیبت و حیثیت آمریکا مهم‌ترین ثمره مبارزات با اخلاص او بوده‌است. مبدع نظریه پایان تاریخ نیز از نظریه خود عدول کرده‌است. آمریکا در اجرا کردن ادعای خود مبنی بر پیاده‌سازی بهشت زمینی شکست خورد، چون همه دنیا را بردگان خود نیافت. آمریکا شکست خورد، چون انقلاب اسلامی، انقلاب جهانی به بار آورد و شاگردان این انقلاب به فکر بیدار کردن ظرفیت‌های آزادی‌خواهان برای مقابله با ابرقدرتی آمریکا بودند.
حاج قاسم سخت‌افزار و ریل مناسب برای پیاده‌سازی یک مفهوم اساسی انقلاب اسلامی را فراهم کرد. حاج‌قاسم فرهنگ مبنایی انقلاب اسلامی یعنی حمایت از مستضعفان و مقابله با مستکبران را به عالم صادر کرد. شکل‌دهی به گروه‌های مقاومت از آمریکای جنوبی گرفته تا شرق آسیا از جمله اقدامات حاج قاسم بوده‌است. حاج قاسم تنها به رساندن سلاح به آزادی‌خواهان اکتفا نمی‌کرد، حاج قاسم فرهنگ انقلاب را منتقل می‌کرد. فرهنگ خداخواهی، مقابله با ظلم، شهادت‌طلبی و… اینگونه شد که عرصه تقابل در دستگاه محاسباتی مقامات کاخ سفید غیرقابل پیش‌بینی شده‌است. آنان درک نمی‌کنند قدرت دشمنان‌شان، هسته قدرتمندی دارد که همان قدرت معنوی است.
حاج قاسم سلیمانی به یکی از مولفه‌های هویتی ایرانیان تبدیل شد. «شجاعت» و «تدبیر» از ویژگی‌ها و مولفه‌های اساسی هویت ایرانیان در طول تاریخ بوده‌است. شجاعت و تدبیر حاج قاسم سبب می‌شد یک ملت در ناخودآگاه خود با وی احساس همذات‌پنداری کند. شهادت او حزن یک ملت را به دنبال داشت، چرا که یک ملت حس از دست دادن بخشی از وجود خود را داشت. وجود حاج‌قاسم تداعی‌کننده شجاعت و تدبیر ایرانیان بود.
حاج قاسم تجسم اعتقادات ملت ایران بود. هر چند مردم در شرایط گوناگون اجتماعی و اقتصادی دارای نظرات متفاوتی با یکدیگر هستند اما در عمق اعتقادات آنان وجوه مشترک فراوانی وجود دارد. یکی از این وجوه مشترک، وفاداری آنان به حافظان امنیت و دفاع آنان از خط مقاومت بوده‌است. مقام معظم رهبری در این‌باره در خطبه نماز جمعه ۲۷ دی‌ماه سال جاری فرمودند: «ملت ایران نشان داد از خط مجاهدت شجاعانه دفاع می‌کند، ملت ایران نشان داد به نمادهای مقاومت عشق می‌ورزد، ملت ایران نشان داد طرفدار مقاومت است، طرفدار تسلیم نیست. آن کسانی که سعی می‌کنند چیز دیگری را از ملت بزرگ ما به مردم و به افکار بیگانگان یا افکار عمومی داخل نشان دهند، با صدق و صفا با مردم رفتار نمی‌کنند؛ ملت این است، ملت طرفدار ایستادگی است، طرفدار مقاومت است، ملت طرفدار ایستادگی در مقابل زورگویی دشمنان است».
حاج قاسم بدون آنکه دست به شوآف بزند، دغدغه مردم را داشت؛ چه آن زمان که در سوریه و عراق و افغانستان مشغول جهاد بود، چه آن زمان که در شهرهای سیل‌زده خوزستان دغدغه یاری رساندن به هم‌میهنان عرب‌زبانش را داشت. وقتی مبنا خدمت واقعی به مردم شود، خواسته ناخواسته از احزاب و گروه‌های سیاسی فراتر می‌روید. او چهره فراجناحی بود، نه آنکه اصول خود را فدای محبوبیت کند. او اصلاً به دنبال کسب محبوبیت نبود، بلکه مردم‌خواهی و دغدغه مردم را داشتن عین ایستادگی بر اصول به حساب می‌آمد. او فراجناحی بود، همانند همه شهدای راه انقلاب اسلامی.
- کمیل نقی‌پور
کد مطلب: 91981
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل