آمریکایی‌ها حرف می‌زنند اما عمل نمی‌کنند

ماندگار , 19 حمل 1398 ساعت 10:42

پاکستان عملاً امریکایی‌ها را به خاک سیاه نشاند؛ از آمریکا تصویر امپراتوری بی‌خاصیت را ترسیم کرد، جنگ را به نفعِ خود تغییر داد و حالا از صلح نیز به نفعِ خود استفاده می‌کند. بن‌لادن در آغوش ارتش پاکستان خفته بود؛ رهبران طالبان، القاعده و بسیاری از شبکه‌های دیگرِ تروریستی در پاکستان حضور دارند و جنگِ خود را علیه هر کشوری که خواسته باشند سازمان‌دهی می‌کنند. آن‌گاه آمریکا نگرانِ این است که افغانستان به پایگاه خطر برای منافع آن کشور تبدیل نشود. آیا خطری بیشتر از پاکستان متوجه منافع کشورهای غربی و در رأس آن‌ها آمریکا است؟!


سخنان زلمی خلیل‌زاد فرستاده ویژهٔ وزارت خارجهٔ آمریکا برای صلحِ افغانستان در دیدار با شماری از جوانان در کابل هرچند تازگی ندارد، ولی در بحبوحهٔ گفت‌وگوهای صلح و رفت‌وآمدهای آقای خلیل‌زاد به اسلام‌آباد می‌تواند مهم تلقی شود. آقای خلیل‌زاد در این نشست گفته‌است که تا زمانی‌که سیاست پاکستان در قبال افغانستان تغییر نکند، صلح در این کشور مستقر نخواهد شد. به گفتهٔ آقای خلیل‌زاد، او شاهد مداخله‌های پاکستان در امور افغانستان بوده‌است که هنوز هم ادامه دارد.
آقای خلیل‌زاد گفته‌است؛ همان‌گونه که با طالبان باید توافق‌نامهٔ صلح امضا شود، یک توافق‌نامهٔ صلحِ دیگر نیاز است با پاکستان به امضا برسد. این سخنان دقیقاً در زمانی ابراز می‌شوند که مناسبات کابل و اسلام‌آباد در اوج تیرگی خود قرار گرفته و حکومت افغانستان نسبت به عملکرد پاکستان بسیار ناراضی به نظر می‌رسد. سخنان اخیر عمران‌خان نخست‌وزیر پاکستان از سوی کابل کاملاً مداخله در امور داخلی افغانستان پنداشته شد و در واکنش به آن، وزارت خارجهٔ افغانستان سفیر خود از اسلام‌آباد را به کابل فرا خواند.
ما در هجده سالِ گذشته به گونه‌ای و در چهار دههٔ گذشته به گونهٔ دیگر با پاکستان مشکل داشته‌ایم. اسلام‌آباد در طولِ این چهار دهه از سوی حکومت‌های کابل، به‌جز از دورهٔ طالبان که آن را نباید بخشی از تاریخ کشور به حساب آورد، به مداخله در امور افغانستان متهم شده‌است. حکومت‌هایی که پس از کودتای ثور ۱۳۵۷ در افغانستان روی کارآمدند، به دلیل پذیرفتن مهاجران و احزاب جهادی‌یی که در برابر حکومت قرار داشتند، پاکستان را عامل اصلیِ ناامنی‌ها و مشکلات داخلیِ کشور قلمداد می‌کردند. هرچند این اتهام در آن سال‌ها موجه نبود، ولی بدون شک بخشی از آن با واقعیت‌های آن دوره همخوانی داشت.
پاکستان همان زمان که مجاهدین افغانستان را در بخش‌های مرزی پناه داد، هرگز در پی کمک به همسایهٔ خود که در معرض تجاوز و اشغال یک ابرقدرت قرار گرفته بود، نبود. پاکستان در همان سال‌ها در حالی که با زبان از برادری سخن می‌گفت، اما در کله ریسمانِ خفه شدنِ ما را می‌بافت. پاکستان در آن سال‌ها در حالی که دم از اخوت اسلامی می‌زد، در نشست‌های پنهان از منافعی که در وخامتِ اوضاع افغانستان برای آن کشور متصور بود، ویسکی شادیانه می‌نوشید. پس از آن‌که مجاهدین در افغانستان قدرت را به دست گرفتند، مداخلاتِ پاکستان عملاً وارد فاز عریان و ویرانگرِ خود شد.
در جنگ‌های کابل هرچند برخی از تنظیم‌های جهادی سهیم بودند اما مهار اصلیِ جنگ در دست نظامیانِ پاکستان بود. پاکستان بسیار حساب‌شده و برنامه‌ریزی‌شده در افغانستان نقشه‌های خود را عملی می‌کرد. زمانی داکتر نجیب‌الله آخرین رئیس‌جمهور حاکمیت‌های پس از کودتای ثور گفته بود، پاکستان سه طرح برای افغانستان در سر دارد: یا این کشور را بخشی از خاکِ خود بسازد؛ یا حکومتی دست‌نشانده در آن به وجود آورد و اگر نشد، زمینهٔ تخرب و ویرانی این کشور را به گونه‌ای فراهم کند که هرگز از زیر بارِ مشکلات و ویرانی‌ها کمر راست کرده نتواند.
پاکستان در طول این چهار دهه فقط به صورتِ رسمی موفق نشد که افغانستان را بخشی از خاکِ خود اعلام کند ولی به دو خواستهٔ دیگر خود کاملاً دست پیدا کرد. نخست، ایجاد حکومت دست‌نشانده به‌وسیلهٔ طالبان و دوم ویرانیِ بنیادهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور. افغانستان بیشتر از آن‌که به وسیلهٔ قشون شوروی وقت ویران شده باشد، به وسیلهٔ ایادی پاکستان به ویرانه مبدل شد. این کشور بیشتر از هر کشوری در جهان از پاکستان صدمه دید و حالا هم این زیان‌بینی همچنان ادامه دارد. در هجده سال گذشته، مداخلات پاکستان هرچند در امور افغانستان وارد فاز تازه‌ای شد ولی عمق استراتژیکِ این کشور را به هیچ وجه تغییر نداد. پاکستان هنوز در وجود افغانستان منافع هنگفتی را پنهان می‌بیند و به هیچ صورت حاضر نیست این منافع را فروگذارد.
در این‌که پاکستان بزرگ‌ترین خصم و مخالفِ افغانستان هست، هیچ جای شک وجود ندارد. این موضوع را هم امریکایی‌ها می‌دانند و هم دیگر کشورهای جهان که زیر نامِ کمک به افغانستان به این کشور سرباز فرستاده‌اند. اما هیچ معلوم نیست که این کشورها برای چه فقط نظاره‌گر این وضعیت اند؟ آیا معنای امضای پیمان امنیتی با آمریکا این نبود که افغانستان از شرِ مداخلاتِ کشورهای دیگر نجات پیدا کند؟ مگر امریکایی‌ها پایگاه‌های نظامی خود را در افغانستان برای کمک به امنیتِ کشورِ ما که در عین حال منافع آن آمریکا را نیز تأمین می‌کند، مستقر نساختند؟ پس چرا امروز هیچ کشوری به صورتِ واضح نسبت به این وضعیت واکنش نشان نمی‌دهد؟
پاکستان عملاً امریکایی‌ها را به خاک سیاه نشاند؛ از آمریکا تصویر امپراتوری بی‌خاصیت را ترسیم کرد، جنگ را به نفعِ خود تغییر داد و حالا از صلح نیز به نفعِ خود استفاده می‌کند. بن‌لادن در آغوش ارتش پاکستان خفته بود؛ رهبران طالبان، القاعده و بسیاری از شبکه‌های دیگرِ تروریستی در پاکستان حضور دارند و جنگِ خود را علیه هر کشوری که خواسته باشند سازمان‌دهی می‌کنند. آن‌گاه آمریکا نگرانِ این است که افغانستان به پایگاه خطر برای منافع آن کشور تبدیل نشود. آیا خطری بیشتر از پاکستان متوجه منافع کشورهای غربی و در رأس آن‌ها آمریکا است؟!
آقای خلیل‌زاد به نکتهٔ خوبی اشاره کرده که باید توافق‌نامهٔ صلح با پاکستان امضا شود، ولی از کجا می‌توان قانع شد که پاکستان دست از مداخلاتِ خود برخواهد داشت؟ … البته در این میان، نباید از نقش ضعیف و منفعلانهٔ رهبران سال‌های اخیر کشور غافل بود. آن‌ها نیز نتوانستند مشکلاتِ دو کشور را شناسایی و حل کنند. هر کدام از پایگاه قوم و قبیلهٔ خود تلاش کردند که بحث میان دو کشور را به گفت‌وگوی شخصی تقلیل دهند. به همین دلیل، پاکستان به عنوان کشور مخالف و مداخله‌گر باقی ماند.


کد مطلب: 89662

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/89662/آمریکایی-ها-حرف-می-زنند-اما-عمل-نمی-کنند

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com