​اکونومیست: آمریکا به شکست دادن طالبان حتی نزدیک هم نشده است

روزنامه اکونومیست در گزارشی تصریح کرد طالبان از اول هم میلی به اجرای آتش‌بس و گفت وگو کردن نداشت.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۶ دلو ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۳۳
​اکونومیست: آمریکا  به شکست دادن طالبان حتی نزدیک هم نشده است
روزنامه اکونومیست در گزارشی ضمن تأکید بر برقراری صلح پایدار در افغانستان تصریح کرد، این صلح نباید حاکمیت قرون وسطایی و عصر جاهلیت «طالبان» را در این کشور زنده کند.
این نشریه انگلیسی در ادامه نوشت: ۱۷ سال نبرد در طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا، اما آمریکا هنوز که هنوز است به شکست دادن طالبان حتی نزدیک هم نشده و امروز هم در این جنگ در همان نقطه ای است که ۱۰ سال پیش بود.
این گروه شبه نظامی اسلامگرای سرکوبگر قرون وسطایی، تا سال ۲۰۰۱ حاکم بخش‌های وسیعی از خاک افغانستان بود. در حالیکه امروز دولت منتخب «اشرف غنی» که از حمایت آمریکا هم بهره‌مند است فقط بر خطه‌هایی کوچک از خاک کشور کنترل و حاکمیت کامل دارد.
نبرد افغانستان تقریباً به بن‌بست رسیده اما همچنان خونین است. در سال ۲۰۱۷ نزدیک به ۱۰ هزار نیروی پلیس و سرباز، ۳۴۰۰ غیرنظامی و تعدادی نامشخص از شورشیان کشته شدند. از آن موقع به بعد، دولت آمار تلفات نظامیان را اعلام نمی‌کند تا اوضاع بدتر نشود.
این روزها اخبار خوبی در مورد مذاکره میان آمریکا و طالبان برای پایان دادن به این نبرد به گوش می‌رسد.
«زلمی خلیل زاد» مذاکره کننده ارشد آمریکا می‌گوید که دو طرف در مورد اصول و «چارچوب» یک توافق با هم به توافق رسیده‌اند. طبق توافق، آمریکا نیروهای خود را از افغانستان خارج می‌کند و در مقابل طالبان هم متعهد می‌شود اجازه ندهد خاک افغانستان به جایگاه تروریست‌های خارجی مبدل شود. این شرایط قبلاً در مورد «اسامه بن لادن» پیش آمده بود.
به حکم توافق، طالبان ضمناً با یک آتش‌بس موافقت خواهد کرد و مذاکرات با دولت افغانستان را شروع خواهد کرد. طالبان پیشتر حاضر به مذاکره با دولت نبود و دولت اشرف غنی را ساخته دست آمریکایی‌ها می‌دانست.
این آرمانی کاملاً اصولی است که طالبان به سمت یک سیاست صلح طلب سوق داده شود و آمریکا هم از شر یک نبرد پرهزینه و ویرانگر خلاص شود.
اما یک اشکال عمده در این چارچوب عنوان شده وجود دارد. بیم آن می‌رود که این چارچوب آن نتیجه دلخواه را بدست ندهد به خصوص آنکه جزییات آن فوق‌العاده دردسرساز است.
طالبان از اول هم میلی به اجرای آتش‌بس و گفت وگو کردن نداشت. باید کارها به نحوی منظم و ساماندهی شود تا مانع از پیشرفت مذاکرات نشود.
نگرانی دیگر این است که طالبان وعده سرخرمن بدهد تا خود را از شر آمریکایی‌ها برهاند. البته منطقی است چون حدس می‌زند که حتی اگر آمریکایی‌ها زیر قولشان بزنند؛ اطلاعات جغرافیایی به نظر نمی‌رسد که برگردد.
مأموریت نظامی تحت رهبری آمریکا در افغانستان «پشتیبانی مصمم» نام دارد اما این عزم رئیس‌جمهوری ترامپ است که خیلی هم مصمم نیست.
ترامپ آرزو کرده‌است که روزی سربازان آمریکایی را به خانه بازگرداند. ترامپ اشاره ای نمی‌کند که ثابت کند، او برای هرچیزی متناسب با مثمرثمر بودنش ارزش قائل است.
طالبان تا سال ۲۰۰۱ که بدست آمریکا سرنگون شد، یک «استبداد دینی»، مدل یک حکومت قرون وسطایی را بر افغانستان حاکم کرده بود.
طالبان به نام حاکمیت دین در جامعه، رفتاری ضد انسانی با مردم داشت. ایدئولوژی آن قرائتی بود از دین اسلام، با پیروی از دوران جاهلیت بشر.
زنان حق خروج از منزل را نداشتند مگر آنکه سر تا پا پوشیده باشند و یک مرد محرم آنها را همراهی کند.
مردان حق تراشیدن ریش صورت خود را نداشتند.
ابراز تمام غرائز طبیعی انسان در نطفه سرکوب می‌شد از قبیل شادی کردن و رقصیدن به خصوص در محافل عمومی. ابراز یک چنین رفتارهایی با مجازاتهای سنگین همراه بود از جمله شلاق خوردن در ملاء عام، زندانی شدن و حتی اعدام.
طالبان یک عناد جنون آمیزی با مجسمه‌سازی و آثار باستانی داشت و مجسمه‌سازی را نوعی «شرک» و «بت‌پرستی» می‌انگاشت.
طالبان با همین تفکر جاهلانه، هرچه آثار ارزشمند باستانی در کشور وجود داشت را کینه توزانه به باد تخریب سپرد و با دینامیت همه آنها را منفجر کرد.
دو سوم از جمعیت ۲۴ میلیونی افغانستان که در شهرها و نواحی تحت کنترل کامل دولت زندگی می‌کنند آرزوی ریشه کن شدن طالبان را دارند.
این فقط مردم افغانستان نیستند که آرزوی زمین گیر شدن طالبان را می‌کند، آمریکا هم از این موضوع خوشحال می‌شود.
اگر با خروج آمریکا از افغانستان، طالبان دولت کابل را سرنگون کند، همچون ویتنام، فقط عرق شرم بر روی پیشانی آمریکا خواهد نشست. اگر دولت کابل متزلزل شود و تا آستانه سقوط پیش برود، خروج آمریکا بدون آنکه یک توافق صلح بدست آمده باشد، بلوا و آشوب در کشور به راه خواهد انداخت.
قدرتهای منطقه ای نظیر چین، هند، ایران، پاکستان و روسیه به تاخت به سمت افغانستان یورش خواهند برد و این خلاء را پرخواهند کرد.
خوشبینانه‌ترین تصور ممکن این است که جنگ بالا بگیرد اما فرض بدبینانه این است که «کل منطقه ناآرام و بی‌ثبات خواهد شد».
همین وضعیت پیش از این در سال ۲۰۱۴ بدست یکی از سرشاخه‌های طالبان در پاکستان بوجود آمد و نزدیک بود که کشور را به ورطه یک جنگ داخلی سوق بدهد.
اگر یک چنین وضعیتی برای افغانستان تکرار شود، آمریکا ناگزیر دوباره به درون باتلاق افغانستان مکیده خواهد شد.
آمریکا در عرض این ۱۷ سال و اندی، با یک نیروی ۱۴۰ هزار نفری هم نتوانست طالبان را محو کند، اما امروز به نظر می‌رسد نیروی ۱۳ هزار نفری سربازان افغانستان می‌تواند کم و بیش شورشیان را زیر نظر داشته باشد.
خلیل زاد باید این مسئله را به وضوح روشن کند که آمریکا بدنبال یک راه حل پایدار است، نه فقط لاپوشانی کردن عقب‌نشینی خود. سربازان آمریکایی باید آنقدر در افغانستان بمانند تا طالبان در عمل ثابت کند در مورد تعهدات خود صادق است و می‌خواهد وارد فعالیت سیاسی شود و سلاح را زمین بگذارد. در غیر اینصورت طالبان دلیلی نمی‌بیند که این راه و روش را که «برند» شناخته شده او است تغییر بدهد.
کشور افغانستان ۴۰ سال است که در جنگ و خونریزی است، با این اوصاف، محکوم است از این پس نیز همچنان در جنگ و خونریزی غوطه بخورد.
کد مطلب: 88443
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/Y2rGEy
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل