افغانستان؛ از ملت‌سازی جامعهٔ جهانی تا ملت‌سازی شهرداری هرات

شهردار هرات به عنوان عضو کوچکی از حکومتِ افغانستان که رسالت اصلیِ آن پرداختن به پاکی و زیبایی شهر است، در چهرهٔ نه‌تنها یک ادیب و زبان‌شناس، بلکه در مقام یک کارگزارِ ملت‌سازی ظهور کرده و دستور می‌دهد که در لوحه‌های نصب‌شده در سطحِ شهر می‌باید واژهٔ «خیابان» حذف و به جای آن از کلمهٔ دریِ «سرک» استفاده شود.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۸ دلو ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۲۸
افغانستان؛ از ملت‌سازی جامعهٔ جهانی تا ملت‌سازی شهرداری هرات
منازعاتِ اجتماعی ـ سیاسی در افغانستان به تبِ نوبه شباهت دارد که می‌تواند سال‌ها در بدنِ میزبان جا خوش کند و حتی زمانی‌که گمان شود بیماری درمان شده، در نوبت‌ها و اشکالی متفاوت‌تر ظاهر گردد. یکی از منازعاتِ کهنهٔ اجتماعی ـ سیاسی افغانستان، منازعه میان «دری» و «فارسی» است که اگرچه تمامِ متخصصانِ عرصهٔ زبان و ادبیات به یکی‌بودنِ آن‌ها رای می‌دهند، اما نهاد قدرت و سیاست در افغانستان و پاره‌ای از جامعه که زیر پوشش و نفوذِ این دستگاه قرار دارد، به‌سختی می‌توانند آن را بپذیرند و هربار به صورت‌های گوناگون در مقامِ پاسداران و متخصصانِ زبان ظاهر می‌گردند و جدایی و تفریقِ زبان فارسی و دری و استقلال‌شان از یکدیگر را سر می‌دهند.
این‌بار اما شهردار هرات به عنوان عضو کوچکی از حکومتِ افغانستان که رسالت اصلیِ آن پرداختن به پاکی و زیبایی شهر است، در چهرهٔ نه‌تنها یک ادیب و زبان‌شناس، بلکه در مقام یک کارگزارِ ملت‌سازی ظهور کرده و دستور می‌دهد که در لوحه‌های نصب‌شده در سطحِ شهر می‌باید واژهٔ «خیابان» حذف و به جای آن از کلمهٔ دریِ «سرک» استفاده شود. آقای شهردار افزوده که اگرچه خیابان کلمه‌ای مقبول‌تر است، اما برای کمک به ملت‌سازی در افغانستان و ایجاد تفکیک میان هویتِ ملی مردم افغانستان و ایران، باید از کاربردِ آن خودداری کرد. او تذکر داده که هرات یکی از ولایت‌های افغانستان است، نه ایران.
در گذشته و قبل از آن‌که شهردار کابل به جمعِ متخصصانِ زبان و ادبیات دری و همین‌طور ملت‌سازی بپیوندد، ما دعوا بر سرِ برابری و نابرابریِ دری و فارسی را در مکان‌هایی چون ریاست‌جمهوری، مجلس نمایندگان و دانشگاه‌ها/پوهنتون‌ها شاهد بودیم؛ دعواهایی که سیلِ کارشناسان را برای ارایهٔ نظرهایِ کارشناسانه به رسانه‌های مختلف می‌کشاند و موجب تولید موجی از مقالات و نوشته‌ها در رسانه‌های نوشتاری و شبکه‌های اجتماعی می‌شد. اما تمامِ این دعواها با غلبه و بُرد هواخواهانِ یکی‌بودنِ دری و فارسی از نظرِ کیفی و کمی به پایان می‌رسید و این گمان به میان می‌آمد که منطق و استدلالِ قاطعِ متخصصان و زبان‌شناسان به این دعوا خاتمه بخشیده و در آینده دیگر شاهد دعوایی تازه میان هواخواهانِ فارسی و دری یا پوهنتون و دانشگاه نخواهیم بود.
اما شهردار هرات ثابت کرد که این تبِ متناوب در افغانستان و ساختار سیاسیِ موجود پایانی ندارد و هر شخصی در رأس یا قاعدهٔ دولت و حکومت می‌تواند در نهایتِ بی‌فکری و بی‌تعهدی، تبِ تازه‌ای را در جامعهٔ افغانستان مبنی بر هواخواهی از فارسی یا دری خلق کند. حال آن‌که اگر به لایحهٔ وظایف شهرداری و مواردی که بر اساس قانون بر این اداره مترتب شده، نگاهی بیندازیم، هیچ صلاحیت و مسوولیتی در قبالِ موضوعات و مسایلِ فرهنگی و زبان‌شناسانه و از آن بالاتر مسایل ملت‌سازی در آن به چشم نمی‌خورد. اما این‌که جنابِ شهردار به خود اجازهٔ ورود به این مبحث و ایجاد آشوب در اذهانِ جامعه را می‌دهد بی‌آن‌که مورد بازخواست و تنبیه حکومت قرار گیرد، زادهٔ همان ساختار سیاسی‌یی است که اشخاصِ کوته‌فکر را به خود جذب و آن‌هایی که عمیق می‌اندیشند را از خود می‌راند.
آگر شهردار هرات کوته‌فکر نبود، به‌جای به هدر دادن انرژیِ این اداره در مباحث نامربوط، روی مسایلی نظیر آلودگی‌های زیست‌محیطی، مشکل دفع زباله‌ها، نبود یا کمبود فضای سبز، مشکل آب آشامیدنی، تخریب جاده‌ها و اصلاح نقشهٔ شهر مطابق با نیازمندی‌هایِ شهروندان تمرکز می‌کرد و با رونمایی از تصامیم و اقداماتِ جدیدش در این راستا، انرژی و امید در جامعه خلق می‌کرد. مباحثی چون زبان ملی، هویت ملی و ملت‌سازی نه در قد و اندازهٔ شهرداری هرات است و نه در حیطهٔ تخصص و صلاحیتِ این اداره. اظهار نظر در مورد بیگانه بودن یا نبودنِ واژهٔ خیابان و زشت یا زیبا بودنِ کلمهٔ سرک نیز کارِ مراکز فرهنگی ـ ادبی و متخصصانِ عرصهٔ زبان و ادبیات است و اگر نهادی از حکومت بخواهد اقدامی معطوف به این مسایل روی دست گیرد، پیش از طی مراحل قانونی و اجرایی، نظرِ مراجعِ علمی ـ فرهنگی شرط است.
منبع: ماندگار
کد مطلب: 88177
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل