​عجایب خلقتی دیدم در این دشت که حکومت‌ش هر دم تقلب می‌کرد

داستانِ انتخابات ولسی‌جرگه اخیر افغانستان که شنبه و یک‌شنبه(28 و 29 میزان) در مراکز رأی‌دهی تعیین شده در کابل و ولایات برگزار شد و براساس اعلام کمیسیون مستقل انتخابات حدود 4 میلیون شهروند کشور به شمول زنان در آن شرکت کردند، از لحاظ معنا و مفهوم به قصه‌ی «روباه و شیر و خر» که بر تکرار یک اشتباه اشاره می‌کند، شباهت بسیار دارد
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱ عقرب ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۵۸
​عجایب خلقتی دیدم در این دشت      که حکومت‌ش هر دم تقلب می‌کرد
در هر دو مورد، کسانی را می‌بینی که از عملکرد خود پشیمان هستند و توبه می‌کنند اما باز پشیمانی خود را فراموش می‌کنند و همان  کاری را انجام می‌دهند که یک بار انجام داده و ضرر کرده بودند. 

انتخابات گذشته ریاست جمهوری کشور
در انتخابات گذشته ریاست جمهوری کشور در سال 2014، مردم مسلمان افغانستان که عادت دارند خیلی زود خطاهای افراد را بر آنها ببخشند و خطاکاران را دوباره به نشانه دوستی در آغوش بگیرند، با این تصور که زمینه اعمال دموکراسی به حمایت امریکا و غرب در افغانستان فراهم شده با شور و شوق خاصی به پای صندوق‌های رأی رفتند و منتظر ماندند کاندید پیروز به لطف قدرت آراء مردم به ارگ راه یابد و با درایت و کاردانی خود زخم‌های بی‌شمار این ملت را درمان کند.
این آرزوی مردم نه‌تنها محقق نشد که دستانی شوم با انجام تقلب مسیر اراده و خواست مردم را به سوی باتلاق جنجال‌های داخلی عوض کرد، کشور تا آستانه جنگ داخلی دیگری پیش رفت و درست در این لحظات ملتهب، امریکایی‌ها به عادت همیشگی در نقش منجی ظاهر شدند: جان کری به کابل آمد و غنی و عبدالله را در قالب حکومت وحدت ملی در کنار هم نشاند. جدای از اماواگرهای تشکیل حکومت وحدت ملی، آنچه تحت تأثیر حوادث منفی بن بست انتخاباتی به دست فراموشی سپرده شد، توهین به شعور مردم و دزدی آراء ملت بود؛ به اراده و خواست مردم خیانت شد، متخلفین نه تنها مجازات نشدند که در پست‌های بهتر جابه‌جا گشتند: نورستانی سفیر شد و امرخیل بعد از مدتی ناپدید شدن دوباره ظاهر شد و اکنون مشاور رئیس جمهور است. 
در این میان خارجی‌ها در کل و امریکا به طور خاص که هریک به طور جداگانه مهره منافع خود را در شطرنج سیاسی کشور حرکت می‌دهند، همانند کَبکی که سر در برف فرو کرده باشند، تصور کردند که مردم افغانستان و جهان ندیده که آنها چه نقشی در به بیراهه کشانده شدن نتایج این انتخابات ایفا کرده‌اند! 

داستانِ «شیر و روباه و خر» که در متون قدیمی ادبی آمده نیز به تکرار یک اشتباه که سرانجام به کشته شدن خر توسط شیر و حیله روباه اشاره می‌کند: در این داستان، خر فریب روباه را خورده به نزد شیر می‌آید، شیر که به دلیل بیماری ناتوان شده و قدرت تهاجمی خود را از دست داده به خر حمله ناقض کرده پشت خر را پاره می‌کند. خر می‌گریزد اما برای بار دوم گول روباه را خورده پیش شیر می‌آید. شیر این‌بار خر را از پای درآورده به روباه می‌گوید تا گوشت خر را بخرد اما گوش و مغزش را برای شیر نگه دارد تا با خوردن آن بیماری شیر درمان گردد.
روباه گرسته مغز و گوش خر را می‌خورد و هنگامی که شیر برای خوردن این قسمت‌های بدن خر باز می‌گردد، می‌بیند که مغز و قلب خر وجود ندارد، از روباه می‌پرسد که قلب و گوش خر کجاست؟
روباه با خونسردی گفت : « شیر عزیز ، اگر این خر ساده ، گوش و مغز داشت ، دو بار گول حرفهای مرا نمی خورد و اینجا نمی آمد. همان بار اول که خطر را احساس کرده بود ، می رفت و دیگر این طرفها پیدایش نمی شد!» 

انتخابات ولسی‌جرگه 
انتخابات ولسی اخیر کشور که هنوز در دو ولایت غزنی و قندهار به دلایل امنیتی برگزار نشده و برگزاری آن در کابل و دیگر ولایات با مشکلات فنی کلانی همراه بود، از همان روز اول مشکوک به نظر می‌رسید؛
 در پروسه ثبت‌نام رأی‌دهندگان ابهاماتی وجود داشت، در بسیاری از مناطق آمار ثبت‌نام شوندگان حتی از تعداد ساکنین آنها بیشتر بود، در ولایات جنوبی آمار ثبت‌نام شوندگان به یک‌باره در مقایسه با گذشته افزایش یافت در حالیکه در ولایات شمالی تعداد رأی‌دهندگان ثبت‌شده در مقایسه با گذشته کاهش شدیدی داشت. توزیع تذکره‌های تقلبی و چسپاندن استیکر روی آنها، دسترسی زورمندان و مافیا به دفترچه‌های استیکر، مهلت کوتاه روند ثبت‌نام و جاماندن تعداد زیادی از شهروندان کشور از پروسه ثبت‌نام تنها گوشه‌هایی از نقاط تاریک آمادگی‌ها برای انتخابات ولسی‌جرگه و در ادامه انتخابات ریاست جمهوری بود.

در این میان آنچه دردناک‌تر از همه به نظر می‌رسد، دخالت حکومت در کار کمیسیون‌های انتخاباتی‌ست: رؤسا و کمیشنران این دو  کمیسیون با نظارت و تأیید مستقیم ارگ به کار  گماشته‌ شده‌اند. 
هدف ارگ از به میدان کشاندن مردم این بود که یک دستاویز حین مواجه با  انتقادات ملی و بین‌المللی در اختیار داشته باشد و گرنه این انتخابات از همان اول به نفع دولت مهندسی شده بود؛ ارگ، پیشاپیش ورود نمایندگان ایده‌آل خود به پارلمان را جشن گرفته و فاتحه نقش مردم در تعیین سرنوشت خود را خوانده بود.
در این میان، مردمی که یک‌بار چوب تقلب در انتخابات را از دستان حکومتی‌ها و اربابان خارجی‌شان خورده بودند، چرا همه چیز را به یک باره فراموش کردند و بر تقلب گسترده‌تر از قبل حکومت مهر تأیید زدند.
احزاب سیاسی چرا علی‌رغم آغازی خوب، هرگز روی خواسته مشروع خود پافشاری نکردند و در سکوتی معنا دار فرو رفتند. 
اگر انتخابات ولسی‌جرگه برای حکومتی‌ها جدی بود، رئیس جمهور غنی آن طور که شنیده شده‌است به جای برگه رأی تذکره خود را به صندوق نمی‌انداخت و داکتر صاحب عبدالله عبدالله چون نامش در لیست رأی‌دهندگان نبود، نباید رأی می‌داد.

غنی و عبدالله در مقابل چشم رسانه‌های ملی، اولین گام‌های تقلب را برداشتند و به ریش انتخابات و رأی مردم و نقش شهروندان در تعیین سرنوشت خود قاه قاه خندیدند! 

بدتر از همه اینکه با برگزاری انتخابات ولسی‌جرگه با این لیست رأی‌دهندگان و این شرایط، تمام امیدها به شفاف برگزار شدن انتخابات ریاست جمهوری آینده کشور نیز به یأس مبدل شد و همه چیز در اختیار ارگ نشینان قرار گرفت و مردم بیچاره گوسفندان لب جوی فرض شدند.   
کد مطلب: 85263
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/ZU3UvX
مولف : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل