​جنرال دوستم هم‌چنان در انزوا

در حالی‌که تیم ارگ از ایجاد ائتلاف بزرگ ملی احساس خطر می‌کند، اما تا هنوز برای جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری اجازه داده نشده‌است که در نشست‌های مهم دولتی و حکومتی شرکت ورزد.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۴ میزان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۹
​جنرال دوستم هم‌چنان در انزوا
در حالی‌که تیم ارگ از ایجاد ائتلاف بزرگ ملی احساس خطر می‌کند، اما تا هنوز برای جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری اجازه داده نشده‌است که در نشست‌های مهم دولتی و حکومتی شرکت ورزد. 
​آقای دوستم یکی از سران ائتلاف بزرگ ملی است که خود را منتقد یکه‌تازی‌ها و خودکامه‌گی‌های ارگ می‌داند. این ائتلاف که پس از تبعید ناخواستهٔ جنرال دوستم به ترکیه با حضور شماری از شخصیت‌های تأثیرگذار سیاسی به‌وجود آمد، طرح‌های را برای اصلاح نظام حکومتی و برگزاری انتخابات شفاف در کشور ارایه کرده‌است. آقای دوستم به‌عنوان هم معاون ریاست‌جمهوری و هم عضو برجستهٔ ائتلاف بزرگ ملی نقش کلیدی در سیاست‌های فعلی کشور دارد. تظاهرات هواخواهان او در شمال کشور ارگ را مجبور ساخت که از برگشت دوبارهٔ آقای دوستم به کشور، جلوگیری کرده نتواند. استقبال پرشکوه از آقای دوستم در کابل نشان داد که او هنوزهم متحدان نیرومند دارد و هم در میان مردم خود به‌عنوان چهرهٔ با اعتبار شناخته می‌شود. هرچند آقای دوستم در چند دور انتخابات ریاست‌جمهوری دچار اشتباه‌هایی شد و به‌جای انتخاب تیم اصلح، در کنار تمامیت‌خواهان قرار گرفت، ولی حالا دیده می‌شود، که این‌بار تلاش دارد، با دوراندیشی بیشتر در رقابت‌های سیاسی افغانستان عمل کند.
در این‌که ارگ از تشکیل ائتلاف بزرگ با وجود استقبال سرد از آن، به‌هراس افتاده جای تردید نیست. برخی تحلیل‌گران مدعی‌اند که کناررفتن حنیف اتمر مشاور پیشین شورای امنیت از کنار آقای غنی، بیشتر از آن‌که به اختلاف‌های میان این دو مربوط بوده باشد، به برنامه‌هایی مربوط است که ارگ در دست اجرا دارد. به گفتهٔ این تحلیل‌گران متلاشی‌ساختن ائتلاف بزرگ ملی یکی از مهم‌ترین هدف‌های ارگ است که می‌خواهد به‌هر وسیلهٔ ممکن از کارایی آن به‌ویژه در آستانهٔ انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری بکاهد.
این‌گونه برنامه‌ها برای ارگ تازه‌گی ندارد. در زمان زمام‌داری حامد کرزی رئیس‌جمهوری پیشین نیز همواره در نزدیکی زمان انتخابات تیم ارگ موفق می‌شد که رقبای اصلی خود را از هم جدا سازد، تا با تیم منسجم و دارای فکر و ارادهٔ قوی روبه‌رو نباشد. این بار نیز تلاش‌ها به هدف فروپاشی ائتلاف بزرگ ملی آغاز شده و اگر این ائتلاف موفق نشود که با برنامه و آجندای دقیق در صحنهٔ سیاسی کشور عمل کند، آیندهٔ آن بهتر از ائتلاف‌های قبلی نخواهد بود.
پا فشاری روی برخی خواسته‌های مقطعی از ائتلاف بزرگ یک جریان کلان ملی نمی‌سازد. این ائتلاف نشان داد که در مسألهٔ انتخابات پارلمانی خوب عمل کرده‌است ولی این بدون شک کافی نیست. دورنمای کاری ائتلاف هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و بسیاری از مردم افغانستان نسبت به ادامهٔ کار آن به شک و تردید می‌نگرند. اگر از واقعیت امر چشم‌پوشی نکنیم باید حق را به مردم افغانستان داد. چرا؟ چون در طول بیشتر از شانزده‌سال گذشته سران حزبی و شخصیت‌های سیاسی نتوانستند، در مورد حل بنیادی مشکلات کشور به اجماع برسند و حداقل در انتخابات به‌گونه‌ای عمل کنند، که در آن مطالبات مردم در اولویت قرار داشته باشد.
بسیاری از افرادی‌که فعلاً در ائتلاف بزرگ ملی حضور دارند، در گذشته نیز در ائتلاف‌های مشابه شرکت داشته‌اند. اگر این افراد در گذشته دچار تردید و شک نسبت به یک‌دیگر نمی‌شدند و در کنارهم باقی می‌ماندند، بدون شک فضای سیاسی کشور امروز چیز دیگری می‌بود. همین ائتلاف‌های نافرجام بود که یک تیم خودکامه را همواره در انتخابات‌ها به کرسی قدرت نشاند. ارگ ریاست‌جمهوری نیز به شکلی از این پاشنهٔ آشیل با خبر است و به‌همین دلیل می‌خواهد که با واردکردن فشار، تطمیع یا زد و بندهای مقطعی سیاسی آن را از هم بپاشاند.
به نظر می‌رسد که جنرال دوستم در حال حاضر با گزینهٔ فشار روبه‌رو است. ارگ می‌خواهد از راه واردکردن فشار بر جنرال دوستم او را در قبضهٔ خود بیاورد. گفته می‌شود که برخی پیشنهادها نیز از آدرس ارگ به جنرال دوستم صورت گرفته که تا به‌حال موفقیت چندانی نداشته‌است، اما نباید فراموش کرد که ارگ در متلاشی‌کردن رقبای خود از هرگزینه‌ای می‌تواند استفاده کند. ارگ سیاست ماکیاولستی را دنبال می‌کند که برایش هدف توجیه‌گر وسیله است. به‌همین دلیل ائتلاف بزرگ با چالش‌های بزرگی نیز روبه‌رو است. اگر این ائتلاف به‌زودی نتواند با طرح برنامه و اصول اساسی خود وارد فضای سیاسی کشور شود، ارگ خود را موفق احساس می‌کند.
نباید گذاشت که این‌بار آرمان‌های مردم به یاس مبدل شود. فرصت بسیار مهمی در اختیار جناح‌های اصلاح‌طلب قرار گرفته که اگر از برخی خواست‌های فرعی و مقطعی خود بگذرند خواهند توانست در انتخابات آینده نقش مهمی را به‌عهده بگیرند. حتی در بحث جامعهٔ جهانی که همواره تلاش می‌شود از آن به‌عنوان «کله گرگ» در رقابت‌های سیاسی از سوی جناح ارگ در برابر حریف‌هایش استفاده شود، دیگر آن جامعهٔ جهانی پنج‌سال پیش نیست. جامعهٔ جهانی و به‌ویژه آمریکا دیگر آن نگاه خاص به یک گروه را نمی‌خواهد دنبال کند. در ضمن سیاست‌های امروز جهان را لابی‌گری‌های سیاسی تعیین می‌کند. نمی‌توان بدون داشتن لابی در درون جامعهٔ جهانی انتظار حمایت این کشورها را داشت. ائتلاف بزرگ ملی باید به مسألهٔ لابی‌گری به اندازهٔ کافی توجه نشان دهد که بتواند نگاه کشورهای غربی را که حالا نیز به اندازهٔ کافی تغییر کرده، در مسألهٔ افغانستان دچار تحول سازد.
- احمد عمران / ماندگار
کد مطلب: 84335
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل