عطاالله و فرزانه در دامن کوه قورغ آرام گرفتند

فرزانه رحیمی و عطاالله رحیمی از شمار دانش‌آموزانی اند که در پی حمله‌ی یک مهاجم انتحاری در آموزشگاه موعود جان باختند. فرزانه و عطاالله قرار بود که سال آینده در آزمون سراسری ورود به دانشگاه‌ها با آمادگی بیشتری اشتراک کنند.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۸ اسد ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۰۰
عطاالله و فرزانه در دامن کوه قورغ آرام گرفتند
از وسط حویلی به طرف دامن کوه اشاره می‌کرد: «زیر همان درخت بزرگتر که سبز می‌زند عطاالله و فرزانه را دفن کردیم.»
پس از شنیدن درد دل اعضای خانواده‌ی عطاالله و فرزانه خواستیم به مزار آنان برویم و ببینیم که چگونه تمام تلاش و آرزو‌های‌ عطاالله و فرزانه دفن خاک شدند.
محمد حسن، پدر عطاالله گرمی هوا را بهانه می‌کرد. چون تازه مراسم دفن خاک دو فرزند بزرگش تمام شده بود. زیر خاک‌کردن عزیزترین فرد زندگی برای هر کسی سخت است و دیدن قبرستان بی‌رحمی که از خوردن انسان‌ها هرگز سیر نمی‌شود، کار سخت‌تر از آن. وابستگان و دوستان، عطاالله و فرزانه را بامداد روز پنج‌شنبه (۲۵ اسد) دفن خاک کردند.
 رجب، برادر ۱۵ ساله‌ی عطاالله هم زیاد میلی نداشت که به قبرستان برود. رفتن به قبرستان و دیدن خروار خاک روی بدن‌های نوجوان عطاالله و فرزانه نمکی می‌شد روی داغ دل پدر و برادر.
رجب برای ما نشانی مزار برادر و خواهرش را داد: «برادرم در دامن کوه، بالای تپه دفع شده، عکسش روی سنگ مزارش چسپانده‌ایم. سر تپه که رسیدید زود پیدا می‌کنید.»
فاصله‌ی قبرستان تا خانه‌ی محمدحسن، پدر عطاالله میان هفت تا ۱۰ دقیقه است. اوضاع بد امنیتی کشور در هفته‌ی گذشته به روان هر فردی صدمه وارد کرده است. در مسیر راه، تمام این ۱۰ دقیقه با مرور رخ‌داد‌های خونین امنیتی کشور به ویژه ولایت غزنی و آموزشگاه موعود سپری شد.
فرزانه رحیمی و عطاالله رحیمی از شمار دانش‌آموزانی اند که در پی حمله‌ی یک مهاجم انتحاری در آموزشگاه موعود جان باختند. فرزانه و عطاالله قرار بود که سال آینده در آزمون سراسری ورود به دانشگاه‌ها با آمادگی بیشتری اشتراک کنند. 
یک مهاجم انتحاری حوالی ساعت ۴ روز چهارشنبه (۲۴ اسد) خودش را در میان بیش از ۳۰۰ دانش‌آموز در یک صنف درسی این آموزشگاه منفجر کرد. طبق آخرین آمار‌ رسمی حدود ۵۰ دانش‌آموز در پی این حمله کشته و ۷۰ دانش‌آموز دیگر زخم برداشتند. 
مسوولیت این حمله را گروه داعش به عهده گرفته است.
بیشتر قربانیان این حمله دانش‌آموزانی‌ بودند که خانواده‌های‌شان در کابل نیستند. این دانش‌آموزان برای گرفتن آمادگی کانکور از ولایت‌های مختلف به کابل آمده بودند و در اتاق‌های کرایی به دور از خانواده‌های خود به سر می‌بردند.
نبود وابستگان در کنارت حتا پس از کشته شدن هم سخت است.
به این حساب، عطاالله و فرزانه خوش‌چانس بودند که با دستان پر محبت مادر و پدر زیر خاک دفن شدند.
مزار عطاالله و فرزانه در قبرستان آبایی، نزدیکی خانه‌اش در یکی از محل‌های فقیرنشن در غرب کابل است. هوای آن‌جا نسبتاً پاک و شفاف است. صدا‌های مرکز شهر خیلی کم به گوش می‌رسد. خانه‌ها گلی است و مردم‌شان با یک‌دیگر صمیمی اند.
عطاالله و فرزانه آرام کنار هم روی تپه‌ای در منطقه‌ی سرخ‌آباد در دامن کوه قورغ در یک روز دفن شدند.
محمدباقر، کاکای عطاالله می‌گوید: «فرزانه و عطاالله در تاریخ ۲۹/۹/ ۱۳۷۹ در ولسوالی ناور ولایت غزنی به دنیا آمدند و با هم بزرگ شدند، تقدم و تأخر تولد فرزانه و عطاالله بیش از نیم ساعت نبود، حالا که به این حمله می‌بینم، هم فکر می‌کنم که جان‌ باختن‌شان هم شاید ۳۰ دقیقه یا کمتر از آن تفاوت کرده باشد.»
به قول محمدباقر، زخم‌های بدن فرزانه نسبت به عطاالله خیلی زیاد بود. گوشه‌های چشمانش را اشک می‌گیرد و می‌گوید: «شاید فرزانه اول شهید شده باشد، از پشت پای تا سرش را چره گرفته بود، نصف سر فرزانه کنده شده بود، اما عطاالله چند زخم سطحی داشت فقط یک چره سر عطاالله عمیق بود. فکر می‌کنم که همان عطاالله را هم شهید کرده باشد.»
شاهدان عینی این رخداد خونین نیز می‌گویند که مواد استفاده‌شده در این حمله خیلی قوی و خطرناک بوده است. جمال‌الدین جمال، یکی از این شاهدان می‌گوید که بدن بیشتر کشته‌ شده‌ها زخم عمیق داشت.
جمال می‌گوید: «زخمیان و کشته شده‌ها را به شفاخانه‌ها انتقال می‌دادیم. خیلی آه و ناله بود، هر کسی دنبال فرزند یا برادر و خواهر خود می‌گشت. تنها در شفاخانه‌ی ناصر خسرو ۸ شهید داشتیم. مادری آمد، دنبال دخترش می‌گشت، چادر هشتم را که از روی کشته شده‌ها بالا کردیم، مادر میان‌سال ضعف کرد و گفت که دخترش هم در جمع کشته‌شده‌ها است.» این درد را ده‌ها مادر دیگر کشیدند.
خانواده‌ی عطاالله جسد فرزانه را از شفاخانه وطن پیدا کرده‌اند. محمدحسن پدر عطاالله می‌گوید: «در شفاخانه‌ی وطن همسرم دو بار رفت، در آن‌جا جسد یک دختر بود، هر دو بار که رفته، نشناخته، ما شب نام فرزانه را در جمع کشته شده‌ها دیدیم که در شفاخانه‌ی وطن است، آن‌جا که رفتیم از روی لباس‌ و دستانش شناختیم که فرزانه هم شهید شده است.»
از دست دادن دو فرزند در یک روز برای هر پدر و مادری دشوار است.
جسد عطاالله را هم‌صنفی‌هایش از شفاخانه‌ی استقلال به خانه‌اش برده است.
عطاالله رحیمی، دانش‌آموز صنف دوازدهم یکی از لیسه‌های خصوصی شهرک مهدیه در ناحیه‌ی سیزدهم شهر کابل بوده است. رحیمی دانش‌آموز فعالی بود. او فارغ نشده از مکتب تجربه‌ی کاری یک ساله در رسانه‌های کشور را داشت.
کمیته‌ی مصونیت خبرنگاران و نی، حمایت‌کننده‌ی رسانه‌های آزد کشور جان‌باختن عطاالله رحیمی را ضایعه‌ی بزرگی برای جامعه‌ی اطلاع‌رسانی کشور دانسته‌ و از حکومت خواسته‌اند که به تأمین امنیت مردم و نهاد‌های آموزشی بیش از پیش تلاش کنند.

دفن دسته‌جمعی دوازده دانش‌آموز در تپه‌ی شهدای دانایی
ستاد مردمی به خاک‌سپاری قربانیان آموزشگاه موعود، ۱۲ دانش‌آموز این آموزشگاه را روز پنج‌شنبه (۲۵ اسد) روی تپه‌ای در شهرک امید سبز به خاک سپردند.
ستاد مردمی نام این تپه را «شهدای دانایی» گذاشته‌اند.
اعضای این ستاد منظور از خاک‌سپاری دسته‌جمعی دانش‌آموزان را، تاریخی می‌پندارند که اطفال بی‌گناهی که مشغول کسب آموزش‌ بودند، توسط «جاهلان قرن» به خاک و خون کشیده شدند.
در همین حال شماری از باشنده‌های شهر کابل از مسوولان آموزشگاه‌ها می‌خواهند که در تأمین امنیت مراکز‌شان تلاش کنند و از حکومت توقعی نداشته باشند.
محمد محمدی، یکی از باشنده‎های شهر کابل می‌گوید حمله بر آموزشگاه «موعود» است. او می‌گوید کسانی که در این راستا غفلت کرده‌اند، باید به پنجه‌ی قانون سپرده شوند.
8am
کد مطلب: 83218
گزارشگر : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل