جامعه مدرن تکنوکرات‌ها یا جامعه سنتی رهبران قومی؛ نسخه شفابخش کدام است؟

در شرایط فعلی که افغانستان با جنگی پیچیده و طولانی روبه روست و سیاست افغانستان نیز به کلافی سردرگم تبدیل شده بهتر است دولت وحدت ملی و حامی اصلی‌اش امریکا بسیار با احتیاط عمل کند. افغانستان امروز با داعش، طالب و بیش از 20 گروه تروریستی در جنگ است و اگر دولت مرکزی با هدف حذف رهبران قومی، خود را با اقوام کشور مواجه سازد، کار منطقی نکرده و تنها به تروریستان فرصت پیروزی داده است.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ سرطان ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۰۱
جامعه مدرن تکنوکرات‌ها یا جامعه سنتی رهبران قومی؛ نسخه شفابخش کدام است؟
 این سو!
این سو رهبران قومی و جامعه محافظه کار سنتی!
زمانیکه شوروی با اهداف از پیش تعیین شده به افغانستان حمله کرد، مردم شجاع و دیندار افغانستان برای دفاع از کشور خود در برابر تجاوز خارجی و نیز حفظ اسلام در برابر سیل تهاجم افکار کمونیستی به دفاع برخاستند و برگه‌های زرینی از جهاد در راه خدا و دین خدا را ورق زدند؛ هنوز تاریخ معاصر افغانستان انبوه جان فشانی‌ها، مجاهدت‌ها و مبارزات مجاهدین واقعی که دست پرورده مکتب اسلام بودند و جز سلاح‌های ساده چیز دیگری در اختیار نداشتند را فراموش نمی‌کند. پیروزی‌های سالهای اول جهاد که با دستان توانمند، قلوب سرشار از توکل به خدا و ساده زیستی این مجاهدین در برابر ارتش سرخ رقم می‌خورد آنقدر باشکوه و غرور آمیز بود که دنیا را به تعجب واداشته‌بود.
شیرینی‌های جهاد واقعی، با ورود طرف دیگر جنگ سرد اما انگار داشت به تلخی می‌گرایید؛ امریکایی‌ها به صحنه وارد شدند و به کمک پاکستان، احزاب سیاسی افغانستان که در زمان جهاد برای مدیریت مبارزات مردمی علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق شکل گرفته‌بود را تمویل تسلیحاتی و مالی نمودند. با سرازیر شدن دالرهای امریکایی، جهاد اکبر فراموش شد و رقابت‌های حزبی ظهور و بروز پیدا نمود.
با خروج قشون سرخ از افغانستان و زمزمه‌های تشکیل حکومت اسلامی اما گرگ امریکا از لباس میش بیرون آمد و با به رسمیت نشناختن حکومت مجاهدین زمینه ساز فجایع زشت و دردناک انسانی بزرگی در افغانستان شد که با ورود طالبان به اوج خود رسید.
سال 2001 امریکا این بار با شعار مبارزه با تروریزم وارد افغانستان شد؛ امریکایی‌ها برای سرنگونی طالبان به همکاری «جبهه شمال» نیاز داشت؛ با نابودی رژیم طالبان، نظام جدید افغانستان شکل گرفت. نحوه برخورد و رویه سیاسی دولت مرکزی افغانستان که بر مبنای مفاهیم دموکراتیک شکل گرفته بود با این چهره‌های بزرگ قومی صاحب نفوذ که ملیشه‌های شخصی خود را نیز داشتند ساده به نظر نمی‌رسید. این چهره‌ها که در بسیاری موارد از سوی رسانه‌های غربی و داخلی لقب جنگ سالار و زورمند را نیز دریافت کرده‌بودند در رویارویی با دولت مرکزی در بسیاری موارد سلیقه‌ای برخورد می‌کردند.
شاید گزافه نباشد اگر بگوییم امریکا در تمویل و قدرتمندسازی این رهبران قومی نقش داشت؛ در سال 2001 و پس از سقوط طالبان، امکانات مالی و تسلیحاتی امریکا که در اختیار این رهبران قومی قرار گرفته بود، آنها را قادر می‌ساخت بر نیروهای امنیتی و وزارت‌های دولت تسلط داشته باشند.
دولت مرکزی پست‌های تاثیرگذاری را به آنها و حلقه اطراف آنها سپرده بود و اگر نگوییم همه، برخی از این چهره‌ها برجسته قومی با وارد شدن در قراردادهای کلان تجاری با شرکت‌های امریکایی توانستند به پول‌های بالاتر از تصور دست یابند و بیش از پیش قدرتمند شوند. کمک‌های مالی امریکا و کشورهای اروپایی به این چهره‌ها برای همکاری با امریکا و ناتو در مبارزه با طالبان و القاعده بیش از پیش موقعیت این چهره‌ها را در سیاست افغانستان ارتقاء می‌داد. این چهره‌ها با پول مالبات دهنده‌گان امریکا و توجه دولت مرکزی ضعیف افغانستان رشد کردند.
 
آن سو!
تکنوکرات‌های عمدتا تحصیل کرده در امریکا با جامعه مدرن ترقی‌خواه!  
با روی کار آمدن دولت وحدت ملی که در راس آن محمد اشرف غنی تحصیل کرده در امریکا بود، تکنوکرات‌ها فرصت جولان پیدا کردند؛ غنی برخلاف کرزی کم کم نشان داد که اهل مصالحه، کنارآمدن و امتیاز دادن به رهبران قومی نیست. رئیس جمهور غنی حتی در یکی از سخنرانی‌هایش گفته‌بود که جزایر قدرت را می‌شکند.
این گروه خواستار انتقال افغانستان از جامعه محافظه کار سنتی به جامعه مدرن ترقی‌خواه می‌باشد. غنی که در بانک جهانی نیز سمت داشته تلاش می‌کند ساختار قدیمی قدرت را تغییر دهد و در این راستا رهبران قومی که در مناطق حضور خود صاحب قدرت و نفوذ زیادی هستند را یا برکنار و یا گوشه‌گیر می‌سازد.

امریکا طرفدار «آن سو»!
در بین این «دو سو» امریکا اما به نظر می‌رسد به «آن سو» نظر دارد؛ امریکایی‌ها طبق سنت همیشگی‌شان این‌بار نیز به همکاران پیشین خود پشت کرده‌اند. حمایت بی‌چون و چرای امریکا از دولت وحدت ملی و شخص رئیس جمهور گواه این رویکرد امریکایی‌هاست.

خط نشان «این سو» و «آن سو»!
بسیاری از رهبران قومی و چهره‌های برجسته در کنار پست‌های کلان دولتی همزمان در قوم و منطقه خود نقش رهبری خود را نیز حفظ کرده‌اند و در پاسخ به اقدامات حکومت غنی هراز گاهی با سخنرانی و نشر اعلامیه‌های تند سعی دارند احساسات قومی را تحریک کنند.
در این مورد شاه حسین مرتضوی، سرپرست دفتر سخنگوی رئیس جمهور غنی، در گفت‌وگو با تلویزیون آریانا و در پاسخ به تهدیدات یکی از رهبران قومی گفته‌بود زمان بازی با کارت قومی دیگر به پایان رسیده‌است، شخصیت‌هایی که در طی چهل سال گذشته از «آدرس قومی سوء استفاده کرده و به تحریک احساسات مردم زده‌اند باید بدانند که جوانان و مردم افغانستان اکنون درک و شعور خود را دارند و نماینده سیاسی‌شان را خودشان انتخاب می‌کنند.
وی تاکید کرد حنای این شخصیت‌ها که با نام قوم تجارت سیاسی کرده‌اند دیگر پیش مردم افغانستان رنگ ندارد. افغانستان اگرچه تعدد اقوام دارد اما با قانون اساسی می‌تواند این چند پارچگی را به یکپارچگی تبدیل کند.

 بالاخره کدام سو؟ (راه حل منطقی) 
در شرایط فعلی که افغانستان با جنگی پیچیده و طولانی روبه روست و سیاست افغانستان نیز به کلافی سردرگم تبدیل شده بهتر است دولت وحدت ملی و حامی اصلی‌اش امریکا بسیار با احتیاط عمل کند. افغانستان امروز با داعش، طالب و بیش از 20 گروه تروریستی در جنگ است و اگر دولت مرکزی با هدف حذف رهبران قومی، خود را با اقوام کشور مواجه سازد، کار منطقی نکرده و تنها به تروریستان فرصت پیروزی داده است.
دولت باید امروز روی حاکمیت قانون که تضمین کننده منافع تمام اقوام و گروهاست تمرکز کند و از یکه تازی بپرهیزد و تا خیلی دیر نشده از اتکاء صد‌درصد به خارجی امریکا پرهیز کند چراکه همین امریکا در شکل گیری این وضعیت نقش داشته و تضمینی وجود ندارد فردا کنار این دولت نیز بماند.
از طرفی دولت باید بداند که در طی چهارده سال گذشته رهبران قومی علی‌رقم نفوذ و سلطه در ولایات خود و علی رقم برخی کج رفتاری‌ها در کنار دولت بوده و در تقویت پروسه‌های دموکراتیک نقش داشته‌اند. دولت غنی باید بداند که مردم زود متوجه می‌شوند که تلاش برای رسیدن به جامعه مترقی با تسویه حساب‌های قومی تفاوت دارد.
مولف: حفیظ‌الله رجبی 
کد مطلب: 81765
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/GtxUFY
مرجع : The Diplomat
مولف : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل