منافع و ملاحظات کشورهای خارج از طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰

خط انتقال گاز تاپی (ترکمنستان- افغانستان- پاکستان- هند)[۱] و طرح تجارت و انتقال برق آسیای مرکزی- آسیای جنوبی موسوم به کاسا ۱۰۰۰ (قرقیزستان- تاجیکستان- افغانستان- پاکستان)[۲] دو طرح مهم انتقال انرژی هستند که در صورت عملیاتی شدن، تحول بسیار بزرگی را در پیوندهای ژئواکونومیکی میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی پدید خواهد آورد.
تاریخ انتشار : شنبه ۹ سرطان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۱۳
منافع و ملاحظات کشورهای خارج از طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰
خط انتقال گاز تاپی (ترکمنستان- افغانستان- پاکستان- هند)[۱] و طرح تجارت و انتقال برق آسیای مرکزی- آسیای جنوبی موسوم به کاسا ۱۰۰۰ (قرقیزستان- تاجیکستان- افغانستان- پاکستان)[۲] دو طرح مهم انتقال انرژی هستند که در صورت عملیاتی شدن، تحول بسیار بزرگی را در پیوندهای ژئواکونومیکی میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی پدید خواهد آورد. طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ که توافق مقدماتی آن در کنفرانس همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای (ریکا) در سال ۲۰۰۷ صورت گرفت و پس از گذشت بیش از ده سال هنوز به دلایل مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی به مرحله اجرایی نرسیده‌است، صادرات برق مازاد دو کشور تاجیکستان و قرقیزستان را در شش ماه اول سال یعنی ماه‌های می تا سپتامبر (از اوایل اردیبهشت تا نیمه مهر ماه) به افغانستان و پاکستان در دستور کار دارد. به منظور اجرایی نمودن طرح کاسا ۱۰۰۰، مقامات ارشد این چهار کشور یعنی «امامعلی رحمان» رئیس‌جمهور تاجیکستان، «عبدالله عبدالله» رئیس اجرائی افغانستان، «نواز شریف» نخست‌وزیر وقت پاکستان و «سارانبای جئین‌بیک اف»، نخست‌وزیر وقت قرقیزستان در شهر «تورسون‌زاده» واقع در ۴۷ کیلومتری شهر دوشنبه در مراسم آغاز رسمی این طرح شرکت کردند. هزینه ساخت این طرح که در سال ۲۰۲۰ باید به بهره‌برداری برسد، بیش از یک میلیارد دلار برآورد شده‌است.
سهم تاجیکستان در ساخت این طرح ۳۱۴ میلیون دلار، قرقیزستان ۲۰۹ میلیون، افغانستان ۳۵۴ میلیون و پاکستان ۲۰۹ میلیون دلار است. نیروگاه‌های «سنگ توده یک» در تاجیکستان و «قمبرآته» قرقیزستان به عنوان تأمین کنندگان اصلی کاسا ۱۰۰۰ محسوب می‌شوند که در صورت تکمیل سد بزرگ راغون در تاجیکستان، نیروگاه برق آبی این سد نیز به این ظرفیت اضافه خواهد شد.
ظرفیت پیشبینی شده کاسا ۱۰۰۰، انتقال ۱۳۰۰ مگاوات برق است که از یک خط انتقال ۱۲۰۰ کیلومتری عبور می‌کند. نقطه شروع طرح کاسا ۱۰۰۰، یک نیروگاه برق با ولتاژ ۵۰۰ کیلو واتی در شهر داتکا در قرقیزستان است که با یک خط انتقال ۴۷۷ کیلومتری به شهرهای خجند، دوشنبه، ریگر، نوریک و سنگ توده در تاجیکستان منتقل می‌شود. کاسا ۱۰۰۰ در ادامه مسیر خود در منطقه سنگ توده تاجیکستان با تبدیل ولتاژ برق از ۵۰۰ به ۲۲۰ کیلو ولت وارد قندوز در خاک افغانستان می‌شود و با عبور از بغلان و پروان به کابل می‌رسد. در کابل مجدداً یک ایستگاه تقویتی و مبدل بزرگ برق با ظرفیت ۳۰۰ مگاوات پیش بینی شده‌است که از آنجا جریان برق را از مسیر لغمان و ننگرهار به پشاور پاکستان منتقل می‌کند که در مجموع یک مسیر ۷۰۰ تا ۷۵۰ کیلومتری را از افغانستان تا پاکستان شامل می‌شود. نقشه شماره ۱ به روشنی گویای مسیر پیش بینی شده خط انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ است.


نقشه شماره ۱: مسیر طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ از قرقیزستان به پاکستان

طی سال‌های اخیر، مباحث مختلفی در رابطه با عدم توانایی فنی و مالی کشورهای مشارکت کننده در طرح کاسا ۱۰۰۰، اختلافات ازبکستان و تاجیکستان، ظرفیت پایین و پرنوسان تولید برق در قرقیزستان و تاجیکستان که بر پایه نیروگاه‌های برق آبی (و نه نیروگاه‌های برق برق حرارتی) شکل گرفته‌است، خطر کم شدن ذخایر آب رودخانه نارین در فصل تابستان در قرقیزستان، مشکلات و مسائل امنیتی افغانستان و نیز اختلافات هند و پاکستان به عنوان چالش‌های اجرایی شدن طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ مطرح شده‌است. اما ورای موارد یاد شده، در رابطه با خط انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ نکات و ملاحظات مهم دیگری نیز وجود دارد که نشان می‌دهد پیامدهای اجرای این طرح تنها مربوط به چهار کشور تاجیکستان، قرقیزستان، افغانستان و پاکستان نیست و کشورهای دیگری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
 نخستین نکته مهم، نقش و تأثیر مهم طرح کاسا ۱۰۰۰ در کاهش وابستگی تاجیکستان به واردات انرژی به ویژه بنزین و گازوئیل و دیگر فراورده‌های نفتی از دو کشور روسیه و قزاقستان است که فشار اقتصادی بالایی را متوجه اقتصاد ضعیف و شکننده تاجیکستان می‌کند. در چهارچوب طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰، دولت تاجیکستان در نظر دارد به صورت تهاتری، از افغانستان نفت خام وارد کند و در مقابل برق صادراتی را در اختیار این کشور قرار دهد. براساس مطالعات و برآورد نهادهای بین‌المللی، شش حوزه بزرگ نفت و گاز به نام‌های حوزه نفتی آمودریا، حوزه نفتی افغان تاجیک، حوزه نفتی کشکه، حوزه نفتی ولایت هرات، حوزه نفتی کتواز و حوزه نفتی هلمند وجود دارند که از ظرفیت و قابلیت سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری برخوردارند. به همین منظور هر دو طرف افغانی و تاجیکی در دو سوی مرز در تلاش هستند به این طرح مهم اقتصادی جنبه واقعیت ببخشند. طرف تاجیکی به شدت در پی ساخت پالایشگاه‌های جدید و توسعه صنعت پتروشیمی است تا در صورت دریافت نفت خام از افغانستان بتواند قادر به تبدیل و فرآوری آن به بنزین، گازوئیل و سایر فراورده‌های نفتی باشد. طرف افغانی نیز به شدت به دنبال اکتشاف و بهره‌برداری از منابع نفتی در شمال افغانستان و نزدیک مرزهای تاجیکستان است. در این بین، نقش شرکت‌های چینی در هر دو کشور تاجیکستان و افغانستان بسیار شایان توجه است. چینی‌ها از یک سو با سرمایه‌گذاری حدود ۴۶۰ میلیون دلاری در ناحیه دنغره در ۹۰ کیلومتری جنوب دوشنبه، مسئولیت احداث یک پالایشگاه بزرگ را در تاجیکستان برعهده گرفتند که پیش بینی می‌شود پس از راه‌اندازی فاز اول، این پالایشگاه قادر خواهد بود سالانه بیش از حدود ۳۰۰ هزار تن نفت خام را به فراوردهای مختلف پتروشیمی تبدیل کند. از سوی دیگر، شرکت ملی نفت چین (سی ان پی سی) نیز در اواخر سال ۲۰۱۲ میلادی قراردادی را با دولت افغانستان برای توسعه بلوک‌های نفتی در حوزه آمودریا در شمال این کشور امضا کرده‌است و کارشناسان چینی چند سالی است که در این بخش مشغول فعالیت هستند؛ بنابراین، یکی از مهم‌ترین آثار و نتایج اجرای طرح کاسا ۱۰۰۰ تقویت مناسبات تاجیکستان و افغانستان در حوزه انرژی، کاهش میزان وابستگی سنتی تاجیکستان به روسیه و قزاقستان در این بخش و تقویت حضور و مشارکت شرکت‌های چینی در زمینه سرمایه‌گذاری در بخش‌های اکتشاف، بهره‌برداری و ساخت زیرساخت‌های بخش انرژی در دو کشور افغانستان و تاجیکستان است.
 ازبکستان و ترکمنستان دو کشور دیگر منطقه آسیای مرکزی هستند که تحت تأثیر خط انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ قرار گرفته‌اند. در حالی که به واسطه وجود رودخانه پرآب، ظرفیت و توانایی قرقیزستان و تاجیکستان بر نیروگاه‌های برق آبی است، اتکای ازبکستان و ترکمنستان با ذخایر عظیم گازی به نیروگاه‌های برق حرارتی است که به صورت مکمل می‌تواند ضریب امنیت انتقال برق به افغانستان و پاکستان را افزایش دهد. به همین دلیل، اشرف غنی بارها خواستار حضور و مشارکت این دو کشور در طرح کاسا ۱۰۰۰ شده‌است. در رابطه با مشارکت ازبکستان در طرح انتقال خط لوله گاز تاپی نیز درخواست مشابهی مطرح شده‌است که نقطه مشترک هر دو دعوت، نگرانی افغانستان و نیز هند و پاکستان از عدم تأمین برق و گاز مورد نیاز و پیش بینی شده از سوی ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان در دو طرح خط لوله گاز تاپی و خط انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ است. اما ورود ازبکستان و ترکمنستان به طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ با ملاحظاتی همراه است. ملاحظه و مشکل اصلی، اختلافات دیرپا و عمیق کشورهای منطقه در زمینه بهره‌برداری از منابع آبی است. قرقیزستان و تاجیکستان دو کشور «بالادست» و ترکمنستان و ازبکستان دو کشور «پایین دست» در زمینه منابع آبی درمنطقه آسیای مرکزی محسوب می‌شوند و هر تحرکی در استفاده از منابع آبی به ویژه سدسازی در کشورهای بالادست انجام شود با واکنش کشورهای پایین دست مواجه می‌شود. در کانون این اختلافات، اقدام دولت تاجیکستان در احداث سد و نیروگاه برق آبی بزرگ راغون و طرح دولت قرقیزستان در احداث نیروگاه آبی «قمبرآته» در قرقیزستان قرار دارد. سد و نیروگاه راغون که بر روی روخانه وَخش در حال احداث است و با ظرفیت تولید ۳۶۰۰ مگاوات برق، بلندترین سد خاکی با هسته رُسی دنیا محسوب می‌شود. اهمیت نیروگاه راغون در این است که یکی از منابع اصلی تأمین برق مورد نیاز خط انتقال کاسا ۱۰۰۰ به‌شمار می‌رود و به همین دلیل، دولت تاجیکستان با جدیت در پی اجرایی نمودن سد و نیروگاه برق آبی راغون است. در دوران رهبری اسلام کریم اف، رهبری ازبکستان موضع تند و اتنقادی شدیدی در قبال این طرح و نیز نیروگاه آبی قمبرآته قرقیزستان داشت، تا جایی که در سال ۲۰۱۳ اسلام کریم‌اف صراحتاً تهدید کرد در صورت عدم حل و پاسخگویی به مشکلات موجود، راه اندازی این خط انتقال انرژی (کاسا ۱۰۰۰) شاید منجر به جنگ شود. اما این روند در دوران رهبری اسلام کریم اف ملایم تر شده‌است و به موازات تنش زدایی در روابط تاجیکستان و ازبکستان، میرضیاف از انتقاد علنی و تند نسبت به روند ساخت سد راغون خودداری نموده‌است. در همین راستا، میرضیایف در دیدار با آلماس بیک باقی اف از مشارکت ازبکستان در ساخت نیروگاه برق آبی قمبراته قرقیزستان صحبت کرد که نشانه دیگری از تغییر در رویکرد سیاست ازبکستان در دوران پس از اسلام کریم اف تعبیر و تفسیر شد. با این وجود، این سکوت و مصلحت‌اندیشی به ویژه در قبال تاجیکستان را نمی‌توان به معنی رضایت ازبکستان از تکمیل ساخت و نیروگاه راغون و نیز عملیاتی شدن خط انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ دانست که به دلیل وابستگی به منابع و نیروگاه‌های برق آبی، به ذخایر آبی منطقه فشار وارد می‌کند؛ بنابراین در چنین شرایطی، تاجیکستان و قرقیزستان ترجیح می‌دهند که بدون حضور و مشارکت کشورهایی پایین دستی نظیر ازبکستان و ترکمنستان بتوانند به عنوان منابع اصلی تأمین برق مورد نیاز خط انتقال کاسا ۱۰۰۰ باقی بمانند و به همین دلیل الکساندر کنیازاف، از کارشناسان مسائل آسیای مرکزی نیز پیوستن ازبکستان و ترکمنستان به این طرح را بعید می‌داند.
فدراسیون روسیه، کشور دیگری است که منافع و ملاحظات آن با طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ پیوند خورده‌است. روسیه سهم دار اصلی سد و نیروگاه سنگ توده ۱ تاجیکستان است که حدود ۱۵ درصد برق مورد نیاز تاجیکستان را تأمین می‌کند. دولت تاجیکستان ۲۵ درصد از سهام و شرکت روس اتم نیز ۷۵ درصد از سهام نیروگاه برق آبی را در اختیار دارد. اما از زمان افتتاح سد و نیروگاه سنگ توده ۱، بدهی بالای تاجیکستان به روسیه معادل۸۰۰ میلیون سامانی (حدود ۱۱۴ میلیون دلار) باقی مانده‌است و به همین دلیل روس‌ها یکی از راه‌های دریافت این بدهی را ورود و مشارکت به طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ می‌دانند که می‌تواند ضمن حفظ نفوذ سنتی و فشار بر دولت تاجیکستان، حضور روسیه در طرح‌های کلان اقتصادی منطقه را نیز تقویت کند. به همین دلیل، دولت روسیه بارها اعلام کرده‌است که می‌خواهد به طرح کاسا ۱۰۰۰ بپیوندد تا از این راه برق تولیدی نیروگاه خود در تاجیکستان (سنگ توده ۱) را مستقیماً به افغانستان بفروشد. علی احمد عثمانی، وزیر سابق ذخایر آب و انرژی افغانستان نیز سال گذشته در آستانه قزاقستان اعلام کرد که کابل پیشنهادی از طرف دولت روسیه برای پیوستن این کشور به طرح منطقه ای انتقال نیروی برق مازاد تاجیکستان و قرقیزستان به افغانستان و پاکستان را دریافت کرده‌است و در این پیشنهاد ذکر شده‌است، که روسیه در تاجیکستان نیروگاهی در اختیار دارد و با پیوستن دو خط انتقال نیروی برق، می‌تواند در طرح کاسا ۱۰۰۰ شریک شود و از این طریق برق را به افغانستان صادر کند. بنا به اظهارات علی احمد عثمانی، دولت افغانستان موافق حضور و مشارکت روسیه در طرح کاسا ۱۰۰۰ است که دلیل این امر را می‌توان منافع و ملاحظات افغانستان و نیز پاکستان در افزایش و تنوع بخشی به منابع تأمین انرژی این کشور دانست که در طرح خط لوله گاز تاپی نیز چنین رویکردی با دعوت و ابراز تمایل به ازبکستان نیز مشاهده می‌شود. اما دولت تاجیکستان به صورت جدی مخالف حضور و مشارکت روسیه در طرح کاسا ۱۰۰۰ است. استدلال طرف تاجیکی این است که توافقنامه کاسا ۱۰۰۰ میان چهار کشور تاجیکستان، قرقیزستان، افغانستان و پاکستان امضا شده‌است و در این موافقنامه نامی از روسیه یا نیروگاه این کشور در تاجیکستان به میان نیامده است. همچنین قرارداد دولت تاجیکستان با روسیه برای ساخت نیروگاه «سنگ‌توده-۱» نیز فروش نیروی برق تولید این نیروگاه تنها توسط تاجیکستان پیش‌بینی شده‌است و شرکت روس اتم موظف است تمام نیروی برق تولیدی خود را به شرکت «برق تاجیک» بفروشد و این نیروگاه به دیگر خطوط انتقال نیروی برق متصل نیست و از این منظر، طرف روسی حق فروش و صادرات برق از محل نیروگاه برق آبی سنگ توده ۱ را ندارد.
 ایالات متحده آمریکا کشور دیگری است به دلیل حمایت‌های سیاسی و مالی از طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ با این طرح اقتصادی پیوند خورده‌است. موضع حمایتی آمریکا از طرح کاسا ۱۰۰۰ و نیز طرح تاپی در راستای دو طرح کلان اقتصادی و ژئوپولیتیکی این کشور یعنی طرح «آسیای مرکزی بزرگ»[۳] و «راه ابریشم جدید»[۴] است که از دوران ریاست جمهوری باراک اوباما آغاز شده‌است و در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ نیز تغییری در این روند ایجاد نشده‌است. در واقع، ایالات متحده آمریکا به دلیل حذف یا دست کم تضعیف نقش و جایگاه سه رقیب اصلی خود در منطقه یعنی چین (سمت شرقی)، روسیه (سمت شمالی) و ایران (سمت غربی)، از انگیزه‌های بسیار بالایی برای تقویت مسیر «شمالی- جنوبی» در چهارچوب دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ» و «راه ابریشم جدید» برخوردار است و لذا خط لوله تاپی، خط انتقال برق کاسا ۱۰۰۰، راه‌آهن افغانستان- ازبکستان (حیرتان- مزار شریف) و ترکمنستان- افغانستان (تورغندی- هرات) از جمله طرحهای مهم اقتصادی هستند که از این منظر مورد حمایت واشینگتن قرار دارد. نقش سیاسی و حمایتی آمریکا از طرح کاسا ۱۰۰۰ را بیش از هر چیز دیگری می‌توان در حمایت بانک جهانی مشاهده نمود که متعهد به تأمین اعتبار نیمی از هزینه چند صد میلیون دلاری این طرح شده‌است. نقشه شماره ۱ گویای وضعیت جغرافیایی دو طرح آسیای مرکزی بزرگ و راه ابریشم جدید مورد نظر ایالات متحده آمریکا است که کاملاً با مسیر خط انتقال گاز تاپی و طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ هم پوشانی دارد.


نقشه شماره ۲: طرح آسیای مرکزی بزرگ و راه ابریشم جدید آمریکا در جهت «شمالی- جنوبی»

در نهایت باید به ایران اشاره نمود که در دو طرح مهم انتقال انرژی منطقه یعنی طرح خط لوله گاز تاپی و طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ حضور ندارد. با این وجود، ایران به صورت غیر مستقیم بر روند اجرای این طرح‌ها به ویژه طرح کاسا ۱۰۰۰ تأثیرگذار است. ایران مسئولیت ساخت سد و نیروگاه برق‌آبی سنگ توده ۲ را برعهده داشته‌است که در جنوب غربی تاجیکستان بر روی رود وَخش در فاصله حدود ۱۸۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر دوشنبه و نزدیک مرز افغانستان و تاجیکستان واقع شده‌است و امروزه یکی از منابع مهم تولید برق آبی تاجیکستان به‌شمار می‌رود. ایران از صادرکنندگان برق به افغانستان و پاکستان محسوب می‌شود و طی سال‌های اخیر درصدد افزایش ظرفیت برق صادراتی به این دو کشور نیز برآمده است؛ لذا این ظرفیت و توانایی برای شرکت‌های ایرانی وجود دارد که به عنوان مکمل خط انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ در بازار بزرگ و رو به گسترش برق منطقه وارد شوند؛ بنابراین، طرح کاسا ۱۰۰۰ یا خط لوله تاپی را تنها نباید در خود این خطوط انتقال خلاصه نمود و دیگر زمینه‌های سرمایهگذاری در بخشهای جانبی آن را نادیده گرفت. رسیدن گاز و برق خط لوله تاپی و کاسا ۱۰۰۰ به مصرفکنندگان نیازمند ایجاد خطوط فرعی، شبکه‌های توزیع، نصب کنتور و ایستگاه‌های توزیع و تنظیم فشار است که تجربه و ظرفیت بسیار ارزشمندی در این زمینه در شرکت‌های دولتی و خصوصی ایران در این زمینه‌ها وجود دارد که در بخشهای جانبی و تکمیلی این طرح‌های انتقال انرژی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد و به عنوان یکی از محورهای همکاری و سرمایهگذاری در دستور کار ایران و سه کشور افغانستان، پاکستان و هند قرار گیرد که برآیند کلی آن در راستای ایجاد «منطقه قویتر» به جای «کشور قویتر» افزایش سطح همکاریهای اقتصادی در سطح منطقه خواهد بود.

یادداشت‌ها
[1] Turkmenistan–Afghanistan–Pakistan–India Pipeline (TAPI)
[2] Central Asia South Asia Electricity Transmission and Trade (CASA-1000) project
[3] Greater Central Asia
[4] New Silk Road Strategy

- دکتر ولی کوزه‌گر کالجی / ایراس
کد مطلب: 81481
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/3bYv1S
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل