نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » بین‌الملل

​تصویر واقعی «جی‌هفت»

۲۲ جوزا ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۲۱

برگزاری اجلاس «گروه هفت» در شهر «کبک» کانادا تصویر واضح و روشنی از بروز اختلاف در بین هفت قدرت بزرگ جهان سرمایه‌داری معاصر بود. گرچه ظاهراً شش کشور از این جمع در قبال رئوس مسائل مذاکره، ازجمله «نظام اقتصاد جهانی»، «پرونده هسته‌ای ایران» موسوم به برجام، «مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی»، «حفاظت از محیط زیست و مقابله با تغییرات اقلیمی و آلودگی دریاها» و «موضع همسو با کره‌شمالی» توافق و مواضع مشترک داشتند، اما آن امیدواری که می‌پنداشتند با قول امضای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، کسب کرده‌اند، چند ساعت بعد از ترک اجلاس از طرف او با یک توییت مانند یک حباب ترکید.

برگزاری اجلاس «گروه هفت» در شهر «کبک» کانادا تصویر واضح و روشنی از بروز اختلاف در بین هفت قدرت بزرگ جهان سرمایه‌داری معاصر بود. گرچه ظاهراً شش کشور از این جمع در قبال رئوس مسائل مذاکره، ازجمله «نظام اقتصاد جهانی»، «پرونده هسته‌ای ایران» موسوم به برجام، «مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی»، «حفاظت از محیط زیست و مقابله با تغییرات اقلیمی و آلودگی دریاها» و «موضع همسو با کره‌شمالی» توافق و مواضع مشترک داشتند، اما آن امیدواری که می‌پنداشتند با قول امضای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، کسب کرده‌اند، چند ساعت بعد از ترک اجلاس از طرف او با یک توییت مانند یک حباب ترکید. اصولاً نشست‌های گروه هفت کشور صنعتی در دوره‌های مختلف بازتاب‌دهنده شرایط عینی در حوزه ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک بوده‌است و در این نشست‌ها فقط حول برنامه و هماهنگی‌های لازم توافقاتی انجام می‌گیرد. به‌همین‌دلیل در چنین نشست‌ها و دیدارهایی در بین رهبران پرقدرت جهانی معمولاً جایی برای تغییر و پیاده‌سازی یا توافق حول «مناسبات جدید» نخواهد بود. همچنین از آنجا که برآمدن پدیده جدیدی به‌عنوان «ترامپیسم» در آمریکا محصول یک اتفاق و شانس نبوده و درواقع «دولت پنهان» در آمریکا به‌سبب افول هژمونی در دو دهه اخیر به این نتیجه رسیده بود که مناسبات کنونی تأمین‌کننده منافع و تثبیت هژمونی این کشور نیست، بازگشت واشینگتن به نظریه «ناسیونالیسم اقتصادی» که در دهه ۷۰ میلادی ازسوی جان کانللی، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در دوران ریاست‌جمهوری ریچارد نیکسون مطرح شده بود، دوباره به سیاست محوری دولت آمریکا تبدیل شده‌است. در چارچوب این سیاست که ازسوی پل ولکر، رئیس خزانه‌داری نیویورک، به‌صراحت عنوان شده بود، «میان برقراری تعادل در یک نظم با ثبات جهانی و خواست آزادی عمل در پهنه سیاست ملی، آمریکا دومی را برمی‌گزیند» هم‌اکنون که روند گلوبالیزاسیون به زیان این کشور جریان دارد، ظاهراً دولت ترامپ مصمم به اجرای این تئوری است. همه آن اتفاقاتی را که در دو روز در نشست کانادا رقم خورد، باید در همین چارچوب نگاه کرد و از حدس و گمان‌های انتزاعی یا بروز اتفاقی‌بودن براساس روحیه دمدمی‌مزاج ترامپ اجتناب کرد. در این نشست نوع برخورد دونالد ترامپ با متحدان خود در اجلاس هفت کشور صنعتی که از همان ابتدای پرواز به کبک در کانادا با طرح «بازگشت روسیه به این گروه» همه دیگر اعضا را به عکس‌العمل سلبی وادار کرد (درحالی‌که همین دولت ترامپ در جریان قضیه مسمومیت سرگئی اسکریپال که هرگز هم دست‌داشتن روسیه در آن اثبات نشد، شدیدترین واکنش تنبیهی را انجام داد و بیش از ۶۰ دیپلمات روسیه را از کشور اخراج کرد) نشان داد که حضور او در نشست به‌نوعی فقط ارعاب‌گرایانه و به‌منظور برهم‌زدن فضای مذاکرات است. هم‌اکنون برای دیگر کشورهای عضو گروه هفت و حتی نظام حاکم بر جامعه بین‌المللی هیچ تردیدی نیست که دولت ترامپ به سیاست «کشتی‌های توپدار» در شرایطی که حتی در بین اعضای اتحادیه اروپایی نیز یک توافق کامل و اراده به‌منظور دفاع از موقعیت خود وجود ندارد، بازگشته است. هر چند که شش عضو دیگر گروه ظاهراً در نشست پایانی خود حول مسائل اساسی اتفاق نظر داشته‌اند، اما با توجه به نبود اراده لازم برای مقاومت در برابر سیاست‌های «تحمیلی» دولت ترامپ به نظر نمی‌رسد که آنان در چنین وضعیتی بتوانند در مقابل او ایستادگی کنند. تضاد منافع کنونی بین اروپاییان و کانادا با آمریکا، بدون تردید می‌تواند به یک «جنگ تجاری» تبدیل شود، اما تا زمانی که این کشورها به‌صورت متحد و در همکاری با محور چین-روسیه به‌طرف چندجانبه‌گرایی در نظام بین‌المللی حرکت نکنند، بدون شک پتانسیل لازم برای خنثی‌سازی منویات واشینگتن را نخواهند داشت. از طرف دیگر، به‌نظر می‌رسد که اروپاییان هنوز چشم امیدی به انتخابات کنگره آمریکا در ماه‌های آینده دارند تا با پیروزی دموکرات‌ها در این انتخابات سیاست مهار ترامپ در همان آمریکا به نتیجه برسد و به همین دلیل تا آن زمان دست به حرکت جدی و بازدارنده نخواهند زد و فقط به واکنش‌های سطحی مانند بستن تعرفه‌های تلافی‌جویانه بر کالاهای آمریکایی بسنده می‌کنند. بدون تردید نشست گروه هفت در کانادا شکستی کامل برای این مجموعه بود و به‌خوبی نشان داد که تضاد منافع بین اجزای تشکیل‌دهنده این گروه تابع بروز تحولاتی است که حتی فراتر از موقعیت کنونی آمریکا، در شرایطی که قدرت‌های نوظهوری چون چین، روسیه، هند، برزیل، مکزیک به میدان آمده‌اند دیگر تعیین‌کننده نظم جهانی نخواهد بود. بعد از توییت دونالد ترامپ برای پس‌گرفتن امضای خود در زیر بیانیه پایانی نشست، خروجی این اجلاس تنها برای درک اختلافات و روند تحولات آینده در حوزه مناسبات بین‌المللی قابل‌اعتنا خواهد بود و شاید هم تلنگری باشد برای دیگر قدرت‌ها که تنها راه برون‌رفت از موقعیت نامناسب فعلی، رفتن به‌سوی تنظیم یک نظام چندقطبی در عرصه بین‌المللی خواهد بود وگرنه یک‌جانبه‌گرایی آمریکایی حتی متحدان اروپایی خود را نیز به عنوان شریک به‌رسمیت نمی‌شناسد.

اردشیر زارعی‌قنواتی / شرق