فضایل باقرالعلوم (ع)

امام باقر (ع) شیعیان خود را چنین وصف می‌کند: «شیعه ما با دست و دلبازی و از سر گشاده‌دستی و بیریایی از ما طرفداری می‌کنند و برای زنده نگاه داشتن دین، متحد و پشتیبان ما هستند. اگر خشمگین گردند، ستم نمی‌کنند و اگر خرسند باشند، از اندازه نمی‌گذرند. برای آن که همسایه آنان باشد، برکت دارند و با هر کس که با آنان مخالف باشد، طریق مسالمت درپیش می‌گیرند و شیعه ما اطاعت خدا می‌کند.»
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۸ حوت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۱
فضایل باقرالعلوم (ع)
امام باقر (ع) شیعیان خود را چنین وصف می‌کند: «شیعه ما با دست و دلبازی و از سر گشاده‌دستی و بیریایی از ما طرفداری می‌کنند و برای زنده نگاه داشتن دین، متحد و پشتیبان ما هستند. اگر خشمگین گردند، ستم نمی‌کنند و اگر خرسند باشند، از اندازه نمی‌گذرند. برای آن که همسایه آنان باشد، برکت دارند و با هر کس که با آنان مخالف باشد، طریق مسالمت درپیش می‌گیرند و شیعه ما اطاعت خدا می‌کند.»
یکی از علمای بزرگ سنّی به نام ابن‌حجر هیتمی دربارهٔ او می‌نویسد: «محمد باقر به اندازه‌ای گنجهای پنهان معارف و دانش‌ها را آشکار ساخته، حقایق احکام و حکمت‌ها و لطایف دانش‌ها را بیان نموده که جز بر عناصر بی‌بصیرت یا بدسیرت پوشیده نیست و از همین‌جاست که وی را شکافندة دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده‌اند.» عبدالله بن عطا یکی از شخصیت‌های علمی زمان امام، می‌گوید: «من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازه محفل محمد بن علیاز نظر علمی حقیر و کوچک ندیدم.» امام باقر (ع) در سخنان خود، اغلب به آیات قرآن استناد می‌نمود و از کلام خدا شاهد می‌آورد و می‌فرمود: «هر مطلبی را گفتم، از من بپرسید که در کجای قرآن است تا آیه مربوط به آن موضوع را معرّفی کنم.»

علم بیکران
حافظ عبدالعزیز جنابذی در کتاب معالم العتره الطاهره از حکم بن عتیبه نقل کرده‌است که در مورد آیه «انّ فی ذلک لایات للمتوسّمین» [: در این [نکته] هوشمندان را عبرت و بصیرت بسیار است. (سوره حجر، آیه ۷۵)] گفت: «به خدا محمد بن علی در ردیف همین هوشمندان است.»
ابونعیم در حلیه‌الاولیاء نوشته‌است: مردی از پسر عمر دربارهٔ مسئله‌ای پرسش کرد. ابن‌عمر نتوانست پاسخ گوید، پس به سوی امام باقر (ع) اشاره کرد و گفت: نزد این کودک برو و از او بپرس و جوابش را هم به من بگو. مرد چنین کرد و پسر عمر را از جواب آگاه کرد؛ ابن‌عمر گفت: «اینان اهل بیتی هستند که از همه علوم آگاهی دارند.»
شیخ مفید می‌نویسد: از هیچ‌کدام از فرزندان امام‌حسن (ع) و امام‌حسین (ع) این اندازه از علم دین و آثار و سنت و علم قرآن و سیره و فنون ادب که از امام باقر (ع) صادر شده، ظاهر نشده‌است.
بنا بر نقل مدائنی، روزی یکی از اعراب بادیه به خدمت امام آمد و پرسید: «آیا به هنگام عبادت خداوند هیچ او را دیده‌ای؟» فرمود: «من چیزی را که ندیده باشم، عبادت نمی‌کنم.» پرسید: «چگونه او را دیده‌ای؟» فرمود: «دیدگان نتوانند او را دید؛ اما دلها با نور حقایق ایمان او را می‌بینند. با حواس به درک نمی‌آید و با مردمان قیاس نمی‌شود. با نشانه‌ها شناخته شود و با علامت‌ها موصوف گردد. در کار خود هرگز ستم روا نمی‌دارد. او خداوندی است که جز او معبودی نیست.» اعرابی گفت: «خداوند خود آگاه‌تر است که رسالتش را کجا قرار دهد.»

پند حکیمانه
محمد بن منکدر می‌گفت: گمان نمی‌کردم کسی مانند علی بن حسین، خلفی از خود باقی گذارد که فضل او را داشته باشد، تا اینکه پسرش محمد بن علی را دیدم. می‌خواستم او را اندرزی گفته باشم، اما او به من پند داد. ماجرا چنین بود که من به اطراف مدینه رفته بودم ساعت بسیار گرم می‌بود. در آن هنگام با محمد بن علی مواجه شدم. او هیکل‌مند بود و به دو نفر از غلامانش تکیه داده بود. با خودم گفتم: «یکی از شیوخ قریش در این گرما و با این حال در طلب دنیا کوشش می‌کند. به خدا او را اندرز خواهم گفت.» پس نزدیکش شدم و سلام کردم او در حالی که عرق می‌ریخت، با گشاده‌رویی جواب گفت. عرض کردم: «خداوند کار تو را اصلاح کناد! یکی از شیوخ قریش در این ساعت و با این حال برای دنیا کوشش می‌کند! به راستی اگر مرگ فرا رسد و تو در این حال باشی، چه می‌کنی؟» فرمود: «به خدا سوگند اگر مرگم در این حالت فرا رسد، در حالی رسیده که من به طاعتی از طاعات الهی مشغولم. من با این طاعت می‌خواهم خود را از تو و از دیگران بی‌نیاز کنم. من هنگامی از مرگ باک دارم که از راه برسد در حالی که مشغول به یکی از معاصی الهی باشم.» گفتم: «خدا تو را رحمت کند! می‌خواستم اندرزت گفته باشم، اما تو به من اندرز دادی!»
محمد بن منکدر از متصوفه بود و اوقاتش را به عبادت سپری می‌کرد و دست از کسب و کار شسته بود و بدین سبب خود را سربار مردم کرده بود و بار زندگی خود را بر دوش مردم نهاده بود. او می‌خواست امام باقر (ع) را نصیحت کند که شایسته نیست حضرت در آن گرمای روز به طلب دنیا برود؛ امام نیز پاسخ می‌دهد: بیرون آمدنش برای یافتن رزق و روزی است تا احتیاج خود را از مردمان ببرد که این خود از برترین عبادات است. اندرزی که این سخن برای ابن منکدر داشت، این بود که وی در ترک کسب و کار و انداختن بار زندگی‌اش بر دوش مردم و اشتغالش به عبادت راهی خطا در پیش گرفته‌است. امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل کرده‌است: «ملعون است ملعون است کسی که خود را سربار مردمان قرار دهد.»
- سیدمحسن امین (سیره معصومان، ترجمه علی حجتی کرمانی)
کد مطلب: 78855
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/c9DNcS
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل