سرانجام روند صلح در افغانستان آغاز شده‌است؟ / کای ایده

آیا افغانستان پس از ناامیدی‌های فراوان و فرصت‌هایی که از دست رفتند، در یک نقطه عطف قرار دارد؟
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۰ حوت ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۶
سرانجام روند صلح در افغانستان آغاز شده‌است؟ / کای ایده
آیا افغانستان پس از ناامیدی‌های فراوان و فرصت‌هایی که از دست رفتند، در یک نقطه عطف قرار دارد؟
در نشست دوم روند کابل که روز ۲۸ فبروری برگزار شد، رئیس‌جمهور غنی اعلام کرد که حکومتش حاضر است بدون هیچ‌گونه پیش‌شرطی با طالبان مذاکره کند. او علاوه بر پیشنهادات مهم دیگر، به طالبان گفت که افغانستان حاضر است تا این گروه را به عنوان یک جریان سیاسی به رسمیت بشناسد.
برنامهٔ جدید صلح که در نشست دوم روند کابل اعلام شد نسبت به برنامه‌های قبلی جامع‌تر است و از ادبیات پرخاشگرانه‌ای که پیش از این شنیده می‌شد، برخودار نیست. بر مبنای این برنامه، بی‌آنکه طالبان متهم شده باشد یا از پاکستان خواسته شده باشد تا این گروه را را بر سر میز مذاکره حاضر کند، طالبان به‌طور مستقیم مخاطب قرار گرفتند و از آن‌ها خواسته شد تا به‌طور مستقیم وارد گفتگو با دولت افغانستان شوند.
این طرح صلح به مثابهٔ یک اولتیماتوم ارایه نشد. در عوض، این سند می‌گوید که «توقع می‌روند طالبان نیز سهم خود را در روند صلح ایفا کنند و در نتیجهٔ آن به مثابهٔ یک نهاد، وارد گفتگوی صلح شوند.» به صورت کوتاه، این مسئله‌ای بسیار جدید است.
طالبان تا هنوز هیچ‌گونه واکنشی به این طرح نشان نداده‌اند. اگر طالبان زمان بیشتری برای پاسخ دادن به این طرح نیاز داشته باشند، در آن صورت من آن را یک نشانهٔ مثبت می‌دانم. شکی نیست که حکومت افغانستان و متحدانش، شاید هفته‌ها یا ماه‌ها را صرف تهیهٔ این طرح کرده‌اند؛ بنابراین، توقع شنیدن پاسخ «بله» یا «نخیر» آن هم به صورت آنی، یک انتظار منطقی نیست، زیرا چنین انتظاری در تضاد با محتوای طرح صلح خواهد بود و ممکن است اعتبار آن را صدمه بزند.
در کنار تمام این عناصر مثبت، طرح کابل دارای مشکلاتی برای طالبان نیز است. تا هنوز طالبان در دو مورد موضع خودشان را ثابت نگه داشته‌اند. یکی این‌که آن‌ها قبل از مذاکره با افغان‌ها، خواهان مذاکره با آمریکا اند. دوم اینکه از هر گونه «مذاکرهٔ مستقیم» با دولت افغانستان به این دلیل که آن را مشروع نمی‌پندارند، ابا ورزیده‌اند.
منطق طالبان از مذاکره با آمریکا مشخص است: آن‌ها حضور ناتو و آمریکا را در افغانستان نامشروع می‌دانند و تصور می‌کنند افغانستان اشغال شده‌است. هدف آن‌ها این است که به این مسئله پایان ببخشند؛ بنابراین، گفتگو بر سرمسایل دیگر بدون آماده‌گی آمریکا برای گفتگو در این رابطه، بی‌معنا خواهد بود.
تأکید طالبان از مذاکره مستقیم با آمریکا دارای یک منطق مشخص است. استراتیژی نظامی پیوسته در آمریکا تدوین می‌شود. حضور نظامی آمریکا در این کشور گسترده‌است، حتی در یک مرحله به صد هزار تن می‌رسید. تا آنجا که حکومت فعلی افغانستان نیز در نتیجهٔ مداخلهٔ آمریکا به میان آمده‌است.
با توجه به نقش برجستهٔ آمریکا در عرصهٔ نظامی، این کشور باید نقش برجسته‌تری را در شکل‌دهی روند صلح نیز به عهده بگیرد. نماینده‌گان آمریکا پیش از این گه‌گاهی با نماینده‌گان طالبان در دوحه و اروپا دیدار کرده‌اند. شکی نیست که برنامهٔ خروج آمریکا نمی‌تواند بر اساس گفتگوهای آمریکا و طالبان مشخص شود، با این وجود طالبان باید بدانند که در شرایط مناسب، آنچه را که آن‌ها اکنون به مثابهٔ اشغال افغانستان می‌دانند، به پایان خواهد رسید.
هر گونه روند صلحی بایست «افغانی و تحت رهبری افغان‌ها» باشد. با این وجود، تصور من این است که با توجه به بحث‌های اخیر، گفتگوهای ابتدایی میان آمریکا و طالبان می‌تواند زمینه را برای گفتگو میان افغان‌ها و نیز گفتگو میان طالبان و حکومت افغانستان، مساعد کند. اگر این تصور درست باشد، آمریکا باید نقش برجسته‌تری در این روند ایفا کند والبته این قیمت بسیار اندکی است که می‌توان برای صلح در افغانستان پرداخت.
من در طول ۹ سال گه‌گاهی قادر به دیدار نماینده‌گان طالبان شده بودم. به همین خاطر باور ندارم که آنان بخواهند تا افغانستان را بار دیگر به سال‌های سیاه ۱۹۹۰ برگردانند. علاوه بر آن، فکر نمی‌کنم آن‌ها بخواهند تا افغانستان را از جامعهٔ جهانی منزوی سازند. طالبان می‌دانند که افغانستان به حضور و حمایت جامعهٔ جهانی برای توسعه و رفاه خودش نیاز دارد.
سندی که در نشست کابل ارایه شد، تصریح می‌کند «ما باید شجاعت این را داشته باشیم تا رنج‌ها را بشنویم، ریشه‌ها و عوامل منازعه را کشف کنیم و به پیشنهادات متنوع برای مصالحه گوش بدهیم.» بدون شک، این یک پیشنهاد بسیار اساسی است. امیدواری این است که توجه به آن، راه را به گفتگوهای آتی هموار کند.
در شرایط موجود، نیاز شدیدی به گفتگوهای مخفیانه وجود دارد، این به مثابهٔ گفتگوهای مقدماتی می‌تواند مشخص سازد که آیا زمینهٔ کافی برای مذاکره وجود دارد یا خیر. این نوع برخورد سری به این خاطر نیاز است که دو طرف منازعه قادر باشند مواضع خود را به حامیان شان به اندازهٔ کافی توضیح دهند.
در کنار این، نیاز به دخیل ساختن طرف سومی نیز وجود دارد. این طرف سومی باید در انتقال پیام‌ها به دو طرف نقش بازی کند و در شکل‌دهی و انتخاب نحوهٔ مباحث سهم بگیرد. علاوه بر آن، طرف سومی می‌تواند در پیدا کردن راه حل به مسایلی که می‌تواند کلیت روند مذاکره را به مخاطره مواجه سازد، کمک کند.
افغانستان شاید در نقطهٔ عطف قرار گرفته‌است، به همین خاطر ورود به روند صلح، مستلزم هوشیاری، شکیبایی و انعطاف فراوان است.
- کای ایده (نمایندهٔ پیشین سازمان ملل متحد برای افغانستان) / هشت صبح
کد مطلب: 78639
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/8iPaSi
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل