چند نکتهٔ ناگفته در مورد بحرانِ بلخ

حالا که ارگ ریاست‌جمهوری از زبان وزیر داخله‌اش از نزدیک بودنِ حلِ بحران بلخ خبر می‌دهد و بر اساسِ گزارش‌های موثق، هیأتی نیز برای گفت‌وگوهای بیشتر به شمول سلام رحیمی رئیس دفتر آقای غنی و معصوم استانکزی رئیس عمومی امنیت ملی به این ولایت فرستاده شده‌است، لازم دیدم برخی نکات را که همواره ذهنم را به خود مشغول داشته، در این مجال مطرح بسازم.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۱۶
چند نکتهٔ ناگفته در مورد بحرانِ بلخ
حالا که ارگ ریاست‌جمهوری از زبان وزیر داخله‌اش از نزدیک بودنِ حلِ بحران بلخ خبر می‌دهد و بر اساسِ گزارش‌های موثق، هیأتی نیز برای گفت‌وگوهای بیشتر به شمول سلام رحیمی رئیس دفتر آقای غنی و معصوم استانکزی رئیس عمومی امنیت ملی به این ولایت فرستاده شده‌است، لازم دیدم برخی نکات را که همواره ذهنم را به خود مشغول داشته، در این مجال مطرح بسازم.

نکتهٔ نخست
سال‌ها پیش در بحبوحهٔ مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری، دوستی که مسایل سیاسی را به‌شدت دنبال می‌کند، گفت که آقای غنی در لوگر دیداری با گلبدین حکمتیار داشته و در این دیدار به توافق‌هایی رسیده‌است. از جملهٔ این توافق‌ها به گفتهٔ این دوستِ تحلیل‌گر پس از پیروزیِ آقای غنی این بوده که او شرایطی را فراهم می‌سازد که آقای حکمتیار به کابل آمده و با استقبال گرمِ دولت مواجه شود. در ضمن، دولت برای او امکاناتی را فراهم می‌سازد که به هیچ‌یک از سران جهادی تا به حال اختصاص نیافته‌است. این دوست می‌گفت که یکی از شرایط ورود حکمتیار به کابل پس از این‌که آقای غنی به ارگ ریاست‌جمهوری دست پیدا کند، تصفیهٔ سران جمعیت و از جمله عطا محمد نور از بلخ است. او اضافه می‌کرد که حکمتیار از غنی خواسته که پس از برکناری آقای نور، یکی از افرادِ او باید در این سمت قرار گیرد. آن زمان، من چنین سخنانی را به تیوری توطیه نسبت داده، زیاد جدی نگرفتم؛ اما زمانی که آقای حکمتیار با آن‌همه دمبک و دستک وارد کابل شد و ظاهراً به روند صلح پیوست، متوجه شدم که آن حرف‌ها تیوری توطیه نه، بل دقیقاً توطیه‌ای عملی علیه افغانستان و وحدت ملیِ آن بوده‌است.

نکتهٔ دوم
پس از آن‌که ارگ ریاست‌جمهوری با یک ترفند ناجوان‌مردانه، برنامهٔ حذفِ عطا محمد نور را به بهانهٔ پذیرشِ استعفای او آغاز کرد، با توجه به تجربه‌های قبلی فکر می‌کردم که ارگ موفق خواهد شد که آقای نور را از بلخ دور سازد و طرحِ خود را در این ولایت عملی کند. من در آن وقت، میان آقای نور و اسماعیل خان وزیر پیشینِ انرژی و آب و والی هرات مقایسه‌ای انجام دادم و به این نتیجه رسیدم که همان‌گونه که در زمان کرزی اسماعیل خان طی یک توطیه از ولایت هرات کنار زده شد، این بار در زمانِ غنی این تجربه در مورد آقای نور عملی خواهد شد. اما دیدم که تحلیلم چندان درست از آب در نیامد. استقامتِ مردانه و کم‌نظیرِ آقای نور در برابر تمامیت‌خواهی و حمایت‌های مردمی از او نشان داد که ارگ در محاسباتِ خود در مورد آقای نور به ترکستان رفته‌است. آقای نور به عنوان یک سیاست‌مدارِ نخبه و مردمی چنان قدرتی را به دستگاهِ تمامیت‌خواهان در کشور به نمایش گذاشت که پشتِ آن لرزید و مجبور شد که در برابر خواستِ مردم تمکین کند. ارگ به هیچ صورت تخمین نمی‌زد که آقای نور چنان با صلابت در برابر توطیه‌اش ایستاده‌گی کند و چنان موج گسترده‌ای در حمایت از او در سراسرِ کشور به وجود آید. این ایستاده‌گی و حمایتِ مردمی نشان داد که هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر اراده‌های با صلابت و مردمی مقاومت کند. آقای نور حالا به الگویی مقاومت و ایستاده‌گی در برابر تمامیت‌خواهی و قلدری‌های قومی ـ حکومتی تبدیل شده‌است و بدون شک، این درسِ بزرگی برای آینده‌گان خواهد بود.

نکتهٔ سوم
ارگ بدون شک از توطیه‌گری در برابر اصلاح‌طلبان و جریان‌های مردمی دست برنمی‌دارد. زمانی رضا براهنی مهم‌ترین منتقد ادبی زبان فارسی در کتاب با ارزشِ «طلا در مس» نوشته بود که دیکتاتورها در برابر اصلاح‌طلبان از سه ترفند معمول استفاده می‌کنند: یا آن‌ها را می‌خرند و خاموش می‌کنند، یا آن‌ها را می‌کشند و خاموش می‌کنند یا خود در برابرشان خاموشی اختیار می‌کنند. پس بر این اساس نمی‌توان اعتماد کرد که تمامیت‌خواهان دست از توطیه‌گری و دسیسه‌سازی بردارند. اگر امروز ارگ در یکی از برنامه‌های خود به دلیلِ هوشیاری و بیداری طرفِ مقابل با شکستِ فاحش مواجه شده، ولی روزی دیگر از زاویهٔ دیگر این توطیه را دنبال خواهد کرد. نیاز است که متوجه این مسئله بود و از حالا چنان سیاستی را در پیش گرفت که بتواند عدالت و برابری را در جامعه در سطوح مختلف ضمانت کند و هیچ تمامیت‌خواه و انحصارگری نتواند با برنامه‌های سخیفِ قومی و زبانی به هدف‌های خود برسد.
من این نکات را به عنوان بخشی از یک رویداد تلاش کردم آن‌گونه که هست و وجود داشته، با صداقتِ روزنامه‌نگارانه‌ام با دیگران شریک سازم. شاید عدهٔ زیادی از این مسایل خبر داشته‌اند و شاید عدهٔ دیگری برای نخستین بار این مسایل را شنیده باشند. اما نکتهٔ مهم این است که تمامیت‌خواهان باید بدانند که مردم کاملاً بی‌خبر از مسایل و اسرارِ آن‌ها نیستند و می‌دانند که در این کشور چه می‌گذرد. این گونه نیست که با ترفند و توطیه بتوان به چشمِ مردم خاک زد و هدف‌های شومِ قومی و تباریِ خود را دنبال کرد. مردم افغانستان حالا بیدارتر از هر زمانِ دیگری زندگی می‌کنند و به خوبی سیاه و سفید را می‌توانند از یکدیگر بازشناسند.
آقای نور تا کنون نشان داده که مردانه و هوشیارانه در خطِ مردم و سنگرِ دفاع از ارزش‌های ملی و میهنی ایستاده و در برابر هیچ تهدید و تطمیعی سر خم نمی‌کند. بر فرضِ محال که ارگ بتواند بر این دژِ مستحکم خلل وارد کند، اما مردم راهِ خود و حساب‌شان با تمامیت‌خواهان را یافته‌اند و ادامه دهندهٔ این مبارزه خواهند بود.
منبع: ماندگار
کد مطلب: 78545
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/wqdrfm
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل