فرهاد عظیمی: کشورهای منطقه نسبت به مسائل داخلی افغانستان بی‌تفاوت نباشند / مردم و سیاسیون از غنی ناراضی هستند

نماینده مردم بلخ در مجلس نمایندگان و از اعضای حزب جمعیت اسلامی گفت یکی از عوامل اصلی بحران فردمحوری و تک‌روی رئیس‌جمهور افغانستان است. اشرف‌غنی و شمار معدودی از آدم‌های دیگر تلاش کرده‌اند که تمام امور حکومت و قدرت را منحصر به ارگ ریاست‌جمهوری بسازند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳ حوت ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۵
فرهاد عظیمی: کشورهای منطقه نسبت به مسائل داخلی افغانستان بی‌تفاوت نباشند / مردم و سیاسیون از غنی ناراضی هستند
به گزارش پیام آفتاب، «محمد فرهاد عظیمی»، نماینده مردم بلخ در مجلس نمایندگان و از اعضای حزب جمعیت اسلامی در مصاحبه با فارسی.رو گفت یکی از عوامل اصلی بحران فردمحوری و تک‌روی رئیس‌جمهور افغانستان است. اشرف‌غنی و شمار معدودی از آدم‌های دیگر تلاش کرده‌اند که تمام امور حکومت و قدرت را منحصر به ارگ ریاست‌جمهوری بسازند.
وی که از افراد نزدیک به عطا محمد نور و از گزینه‌های مورد نظر وی برای مقام ولایت بلخ محسوب می‌شود افزود اعلام یک‌جانبهٔ توزیع تذکرهٔ الکترونیکی نیز وضعیت را وخیم ساخته‌است.

با افزایش انتقادهای سیاسیون و سرکشی برخی چهره‌ها از دولت مرکزی، به نظر می‌رسد افغانستان با بحران فراگیر سیاسی مواجه شده‌است. دلیل افزایش روزافزون بحران سیاسی در افغانستان چیست؟
یکی از عوامل اصلی بحران فردمحوری و تک‌روی رئیس‌جمهور افغانستان است. اشرف‌غنی و شمار معدودی از آدم‌های دیگر تلاش کرده‌اند که تمام امور حکومت و قدرت را منحصر به ارگ ریاست‌جمهوری بسازند.
همچنان، در ماه‌های پسین به تبارگرایی و قوم‌گرایی مبادرت ورزیده‌اند، که یکی از نمونه‌های بارز [این] مسئله، تبدیلی والی‌هایی است که بر اساس توافق‌نامهٔ حکومت وحدت ملی به کار گماشته شده بودند.
در کنار این‌ها، اعلام یک‌جانبهٔ توزیع تذکرهٔ الکترونیکی نیز وضعیت را وخیم ساخته‌است. دربارهٔ محتوای تذکرهٔ الکترونیک اجماع ملی و سراسری وجود ندارد.
با این حال، مخالفان مسلح دولت افغانستان به ویژه داعش و طالبان از موقع استفاده کرده و فعالیت‌های شان را در سراسر کشور به ویژه در شمال گسترش داده‌اند.

شما از فردمحوری در ارگ یاد می‌کنید؛ اما حکومت مدعی است که نظام با قاعده‌های وسیع، متشکل از تمام قشرها و گروه‌های سیاسی است.
حکومت اشتباه سخن می‌زند. امروز می‌بینید که اکثریت مطلق مردم افغانستان با محتوا و ظاهر تذکرهٔ الکترونیک موافق نیستند و اعتراض‌های مردم و چهره‌های برجستهٔ سیاسی را عملاً در رسانه‌های جمعی می‌بینید. اما این‌ها به گونهٔ یکجانبه می‌خواهند که تذکره توزیع شود. اما به هدف [خود] نخواهند رسید. چون مردم با آن موافق نیستند. ارگ ریاست جمهوری در تلاش [برای] درانداختن یکی از اقوام با ملیت‌های دیگر در کشور می‌باشد. این کار به جز از این‌که تجربهٔ تلخ گذشتهٔ افغانستان را تکرار کند، نتایج دیگری نخواهد داشت. با یک ارزیابی بسیار ساده می‌توانید پی ببرید که تا چه اندازه ادعای آن‌ها نادرست و میان‌تهی است.

به تغییرات اخیر در رهبری ولایات اشاره کردید. برخی آگاهان معتقد هستند که رئیس‌جمهوری برای انتخابات آیندهٔ ریاست‌جمهوری آماده می‌شود. باور شما در این زمینه چیست؟
انتخابات یکی از فکتورهای تغییرات اخیر است. اما بحث اصلی و عمده زمینه‌سازی و بسترسازی برای سیطرهٔ گروه‌های تروریستی در مناطق مشخص می‌باشد. گروه‌های تروریستی برنامه‌ها و اهداف درازمدت منطقه‌ای دارند. کسانی‌که در رأس ولایت‌ها و مناطق شمالی قرار دارند، همواره در مخالفت با گروه‌های تروریستی بوده‌اند و به عنوان یک سد عظیم و بزرگ در برابر این گروه‌ها مطرح بوده‌اند. برای این‌که به حضور و جابجاسازی گروه‌های تروریستی زمینه‌سازی شده باشد، در تلاش [برای] کنارزدن شخصیت‌های تأثیرگذار و مردمی هستند.

چه گروه‌ها و افرادی برای گروه‌های تروریستی در مناطق شمال افغانستان زمینه‌سازی می‌کنند؟
در این زمینه بحث‌های گسترده‌ای در رسانه‌ها وجود داشته‌است. در حکومت فردگرایی و تک‌محوری حاکم است و به همین دلیل تمام کسانی‌که منسوب به ارگ ریاست جمهوری هستند، در این زمینه دخیل می‌باشند. در ارگ ریاست جمهوری تمام تصامیم توسط یک اقلیت معدود گرفته می‌شود، به همین دلیل، همین اقلیت در پشت برنامهٔ جابجاسازی گروه‌های تروریستی قرار دارد.

در قضیهٔ ولایت‌های بلخ و سمنگان، حکومت، والی‌های برکنارشده را به بغاوت و سرپیچی از قانون متهم کرده‌است. آیا والیان سمنگان و بلخ از قانون و اطاعت حکومت مرکزی سر باز زده‌اند؟
ترم بغاوت و ادبیاتی‌که همواره از سوی حکومت استفاده می‌شود، ترم عبدالرحمن‌خانی (شاه سابق افغانستان) است و دیگر کاربردی در [ادبیات سیاسی] افغانستان ندارد. در شرایطی‌که در افغانستان جامعهٔ جهانی حضور دارد و مردم به دموکراسی و ارزش‌های جدید آشنایی دارند، دیگر چنین برخوردهایی برای آنان قابل قبول نیست. چهره‌های تمامیت‌خواه باید بدانند که ما در قرن بیست و یک به سر می‌بریم و تمام اقوام افغانستان حق مشارکت در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و تعیین سرنوشت‌شان را دارند. زمان قتل‌عام‌ها و به حاشیه راندن مردم گذشته‌است و دیگر مردم حاکمیت یک اقلیت و گروه کوچک را بر کشور نمی‌پذیرند. مردم می‌خواهند به‌گونهٔ برابر در سطوح مختلف نظام و حکومت سهم داشته باشند؛ بنابراین، کسانی‌که از سوی رئیس‌جمهوری تبدیل و برکنار شده‌اند، یکی از طرف‌های تشکیل‌دهندهٔ حکومت هستند. حکومت کنونی نه بر بنیاد قانون اساسی بل‌که بر بنیاد یک توافق‌نامهٔ سیاسی که توسط آمریکا و [سازمان] ملل متحد زمینه‌سازی شد، روی کار آمده‌است. به همین دلیل، ما معتقد هستیم که تغییر و تبدیلی‌ها باید بر بنیاد مفاد موافقت‌نامه صورت گیرد و سهم ۵۰ درصدی یکی از طرف‌های تشکیل‌دهندهٔ حکومت را در نظر گیرند.

پس از برکناری عبدالکریم خدام والی سمنگان، جمعیت اسلامی اعلام کرد که فرمان غنی را محکوم می‌کند و آقای خدام همچنان به کارش ادامه خواهد داد. اما فردایش والی جدید سمنگان از طرف حکومت مرکزی معرفی شد. به دنبال آن، جمعیت اسلامی ابراز داشت که با حکومت دربارهٔ تبدیلی والی سمنگان به توافق رسیده‌است. آیا این یک عقب‌گرد و شکست برای جمعیت اسلامی نیست و آیا چنین کاری در قضیهٔ ولایت بلخ صورت نخواهد گرفت؟
جمعیت اسلامی دربارهٔ ولایت بلخ طرح‌ها و پیشنهادهایش را به حکومت داده‌است. جمعیت اسلامی هرگز نگفته‌است که چنین فیصله‌ای را نمی‌پذیریم. جمعیت اسلامی عنوان کرده‌است که ما حاضر به پذیرش فیصلهٔ حکومت هستیم، اما مشروط به این‌که مفاد موافقت‌نامهٔ حکومت وحدت ملی عملی شود.
در قضیهٔ سمنگان، خواست‌های جمعیت اسلامی پذیرفته شد و تبدیلی انجام شد. اگر خواست‌های ما پذیرفته نمی‌شد، طبیعتاً در این مورد مخالفت صورت می‌گرفت. جمعیت اسلامی افغانستان هرگز درِ مذاکره و گفت‌وگو را نبسته‌است. ما همواره در پی حل مسالمت‌آمیز قضایا بوده‌ایم. کسانی‌که انتظار دارند، هر موضوعی از طریق خشونت و برخورد نظامی حل شود، چنین انتظاری را نداشته باشند. در هر جنجالی، راه حل گفت‌وگو، مذاکره و میانجیگری است.
جمعیت اسلامی و مردم ما همواره بر حل مسالمت‌آمیز قضایای اخیر تأکید ورزیده‌اند. مشروط به این‌که طرف مقابل خواست‌های مشروع و قانونی ما را بپذیرند.

آقای عظیمی، پیشتر عنوان کردید که حلقاتی برای گروه‌های تروریستی در شمال افغانستان جا باز می‌کنند. کشورهای منطقه برای جلوگیری از چنین برنامه و سناریویی چه کاری کرده‌اند و چه کاری می‌توانند انجام دهند؟
کشورهای منطقه در [مقابل] این تغییرات [مقامات] و جابجایی‌هایی‌که در داخل افغانستان صورت می‌گیرد، نباید بی‌تفاوت باشند. یک عده مردمی که به صورت طبیعی با تروریسم بین‌المللی در تقابل و تضاد هستند و در طول سه دههٔ گذشته نشان داده‌اند که هیچ وقت نمی‌گذارند که در مناطق‌شان تروریست ها جابجا شوند و از آنجا عملیات تخریبی را در دیگر مناطق انجام دهند، مردم شمال افغانستان هستند. کشورهای منطقه نباید در برابر سرنوشت شخصیت‌های سیاسی و مردم این بخش [از افغانستان] بی‌تفاوت باشند. کشورهای منطقه باید تغییر و تبدیلی‌های اخیر [مقامات حکومتی] و اوضاع کل کشور را زیر نظر داشته باشند.

بحث بر سر توزیع تذکره حکومت افغانستان را به دو گروه متضاد و مخالف تبدیل کرده‌است. گروهی‌که خواستار توزیع تذکره است و گروهی‌که مخالف محتوای تذکرهٔ الکترونیک و در نتیجه توزیع آن می‌باشد. با چنین وضعیتی، آیا حکومت قادر به توزیع تذکره خواهد شد؟
این مسئله وابسته به دو گروه درون دولتی (رئیس‌جمهور و رئیس اجرایی) نیست. بحث تذکره، شگاف عمیق را در جامعهٔ افغانستان ایجاد کرده‌است. جامعهٔ افغانستان عملاً به دو قسمت تقسیم شده‌است.
بنابراین، تا یک تفاهم و اجماع کلان ملی شکل نگیرد، با چنین وضعیتی تذکره را توزیع نخواهند توانست. یک گروه مشخص نباید به این فکر باشند که می‌توانند خواست شخصی شان را می‌توانند برگردهٔ مردم تحمیل کنند. تاریخ نشان داده‌است که هیچ کاری را نمی‌توانند به زور بر مردم تحمیل کنند. پس در آینده هم به چنین کاری موفق نخواهند شد. بهترین راه حل مفاهمه و تفاهم است و همچنان اجماع ملی.

بزرگترین نگرانی پیش روی افغانستان برگزاری انتخابات است. انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمانی باید طی یک سال دیگر برگزار شود. اما نگرانی‌های گسترده‌ای دربارهٔ تکرار تقلب و حتی عدم برگزاری انتخابات وجود دارد. شما به عنوان یک عضو مجلس و فعال سیاسی در این زمینه چه باوری دارید؟
تا زمانی‌که اصلاحات همه‌جانبه در رأس کمیسیون‌های انتخاباتی به وجود نیاید، برگزاری انتخابات شفاف که آرزوی مردم افغانستان، جامعهٔ جهانی و ناظرین بین‌المللی است، صورت نخواهد گرفت. همچنان، امنیت یک بحث عمده در برگزاری انتخابات است. تا زمانی‌که امنیت در کشور تأمین نگردد، برگزاری یک انتخابات قابل قبول ممکن نیست.

گفته می‌شود اشرف غنی باردیگر نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری است. به باور شما آقای غنی شانس برگشتن به قدرت و ریاست جمهوری را دارد؟
مشکل است که حالا در این زمینه داوری کنیم. مشخص نیست که آقای غنی نامزد است یا خیر. احتمالاً اگر صحت‌شان خوب باشد، این کار را می‌کنند. ریاست جمهوری غنی بستگی به مردم افغانستان دارد. مردم می‌دانند که آقای غنی در سه و نیم سال اخیر چه کاری کرده‌است. اگر انتخابات شفاف برگزار شود، برگشت غنی به قدرت محال خواهد بود. اکنون، مردم و سیاسیون همه از آقای غنی ناراض هستند. به ویژه مردم در شمال کشور بسیار ناراض هستند. شگاف‌های قومی- زبانی بسیار بالا رفته‌است. مردم احساس می‌کنند که اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان نیست، بل رئیس‌جمهور یک قوم است. البته به صورت سمبولیک یک تعداد از جوانان بدون ریشهٔ اجتماعی را در سمت‌های دولتی گماشته‌اند، اما حضور آنها هیچ وقتی نمی‌تواند به معنای رضایت مردم و اقوام تلقی شود. چون این جوان‌ها از اقوام نمایندگی کرده نمی‌توانند. وقتی آنها از قوام نمایندگی می‌توانند که منافع قوم شان را لحاظ نمایند. وقتی چنین افرادی برخلاف خواست مردم شان رفتار و عمل کنند، هرگز از قوم نمایندگی نخواهند کرد.
در گذشته بسیاری از نخبگان به نمایندگی از اقوام رفتند و از نامزدان مشخص حمایت کردند. اما مردم چون اعتماد به آن نامزدها نداشتند، صف خودشان را انتخاب کردند. مردم به نخبگان سیاسی تکیه نکردند.
فاصله میان مردم و حکومت بسیار افزایش یافته‌است. این شگاف، در رأی و تصمیم مردم در انتخابات تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. اما اگر همانند انتخابات ۲۰۱۴ تقلب گسترده صورت بگیرد، معلوم نیست سرنوشت کشور به کجا منجر خواهد شد. انتخابات ۲۰۱۴ به تمام معنا یک بحران را خلق کرد. بحرانی که تا کنون پیامدهایش را مشاهده می‌کنیم.

به عنوان فرجامین پرسش، سرنوشت والی و ولایت بلخ چه خواهد شد. آیا جنجال میان حکومت مرکزی و محلی همچنان ادامه پیدا خواهد کرد یا به نتیجه‌ای دست خواهید یافت؟
جمعیت اسلامی و حکومت دربارهٔ ولایت بلخ سرگرم مذاکره هستند. جمعیت خواست‌های مشخصی را به جانب حکومت پیشنهاد کرده‌است. هنگامی‌که حکومت به این خواست‌ها و مطالبات رسیده‌گی کند، مشکل حل خواهد شد. جمعیت معتقد به مذاکره و تفاهم است.
کد مطلب: 78205
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/cNNojy
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل